tgindex
کريتيکا و پوليتيکا - تاملاتی در ساحت اندیشه؛ علوم‌اجتماعی؛ هنر و ادبیات

کريتيکا و پوليتيکا - تاملاتی در ساحت اندیشه؛ علوم‌اجتماعی؛ هنر و ادبیات

Статистика
@cripoloticИскусствоперсидский

وقتی دانشت در مورد موضوعی محدود است؛ ۱. به جای اظهار نظر، سکوت کن ۲. مطالعه کن ۳. بپرس ۴. بیاموز ۵. و اگر کماکان دانشت را محدود دیدی، همچنان به جای اظهار نظر، سکوت کن!

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
304
−3 за 5 дн.
Сутки
−2
−0,65%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
147
28 постов
Вовлечённость
48,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 28
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
96
1/48двое суток
110
1/72трое суток
118

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • آقای اردکانی! ما هم همینطور! ما هم همینطور آقای اردکانی! ما هم که بچه شمالیم هنوز باران را ندیده‌ایم! دیده‌ایم... اما ندیده‌ایم! زیر باران باید «رفت» چشم‌ها را باید شست جور دیگر باید دید! 💚 T.me/cripolotic

  • بلندپروازی اخلاقی؛ استعدادمان را صرف چه چیزی می‌کنیم؟ روتگر برگمن در کتاب «بلندپروازی اخلاقی» پرسشی ساده اما ناراحت‌کننده مطرح می‌کند: اگر بخش بزرگی از عمر، هوش و توانایی خود را صرف کاری کنیم که تأثیر چندانی بر جهان ندارد، آیا حتی در صورت موفقیت، استعدادمان را هدر نداده‌ایم؟ برگمن میان دو نوع بلندپروازی تفاوت می‌گذارد. بلندپروازی معمولی ما را به سوی درآمد، موقعیت، شهرت و پیشرفت شخصی می‌برد. اما بلندپروازی اخلاقی یعنی همان میل به موفقیت را در خدمت حل مسائل مهم انسانی قرار دهیم: کاهش فقر و رنج، بهبود سلامت، مقابله با تغییرات اقلیمی، دفاع از حقوق انسان‌ها یا اصلاح نهادهای ناکارآمد. پیام کتاب این نیست که همه باید شغل خود را رها کنند یا به فعالیت خیریه بپردازند. پرسش اصلی این است: کار ما در نهایت چه اثری بر زندگی دیگران می‌گذارد و به تقویت چه نوع جامعه‌ای کمک می‌کند؟ برگمن تأکید می‌کند که نیت خوب کافی نیست. برای ایجاد تغییر واقعی باید مسئله‌ای مهم را انتخاب کرد، مهارت و دانش لازم را به دست آورد، راه‌حلی مؤثر پیدا کرد و نتایج را سنجید. اخلاق، از این منظر، فقط مجموعه‌ای از باورها و احساسات خوب نیست؛ نوعی توانایی برای تبدیل ارزش‌ها به عمل مؤثر است. بااین‌حال، نگاه کتاب محدودیت‌هایی نیز دارد. تغییر جهان فقط نتیجهٔ تصمیم افراد بااستعداد نیست؛ ساختارهای اقتصادی، نهادهای سیاسی، جنبش‌های جمعی و توزیع قدرت نیز تعیین می‌کنند چه تغییراتی ممکن شوند. همچنین نمی‌توان ارزش همهٔ کارها را تنها با «میزان اثرگذاری» سنجید. مراقبت از خانواده، آموزش، هنر، دوستی و بسیاری از فعالیت‌های انسانی ممکن است اثرشان به‌سادگی قابل‌اندازه‌گیری نباشد، اما همچنان ارزش عمیق اخلاقی داشته باشند. شاید بهترین نتیجه‌ای که می‌توان از کتاب گرفت این باشد: موفقیت فقط بالا رفتن از نردبان نیست؛ مهم است بدانیم این نردبان به کجا تکیه داده شده است. بلندپروازی اخلاقی یعنی از خود بپرسیم: توانایی من کجا بیشترین فایده را دارد؟ کار من به چه کسانی قدرت می‌دهد؟ و آیا آنچه زندگی‌ام را صرفش می‌کنم، واقعاً شایستهٔ این همه زمان و استعداد هست؟ 💚 T.me/cripolotic

  • کتاب «بلندپروازی اخلاقی» یا، در ترجمه‌ای دقیق‌تر، «جاه‌طلبی اخلاقی» نوشتهٔ روتگر برگمن (Rutger Bregman)، نویسنده و تاریخ‌نگار هلندی و مؤلف کتاب‌هایی چون آرمان‌شهر برای واقع‌گرایان و نوع بشر است. عنوان کامل نسخهٔ انگلیسی کتاب چنین است: Moral Ambition: Stop Wasting Your Talent and Start Making a Difference «جاه‌طلبی اخلاقی: استعدادت را هدر نده و تغییری واقعی ایجاد کن» این کتاب نه رساله‌ای دانشگاهی در فلسفهٔ اخلاق، بلکه آمیزه‌ای از مانیفست اخلاقی، روان‌شناسی حرفه‌ای، تاریخ جنبش‌های اجتماعی و راهنمای انتخاب مسیر زندگی است. هدف آن این است که خواننده را از این پرسش متعارف که «چگونه موفق‌تر و خوشحال‌تر شوم؟» به پرسشی دشوارتر منتقل کند: «استعداد، وقت و قدرت خود را صرف حل کدام مسئلهٔ واقعاً مهم خواهم کرد؟» 💚 T.me/cripolotic

  • Javad Dior Winter 2026–2027. 💚 T.me/cripolotic

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • Javad Dior Winter 2026–2027. 💚 T.me/cripolotic

  • وقتی دیور «تیپ جواد» زد هنوز چند ساعتی از انتشار تصاویر کالکشن زمستان ۲۰۲۶–۲۰۲۷ دیور نگذشته بود که کاربران ایرانی، با آن استعداد کم‌نظیرشان در پیدا کردن نسبت‌های پنهان میان پاریس و پایانه جنوب، به کشفی مهم رسیدند: ظاهراً دیور برای طراحی مجموعه تازه‌اش، سری هم به آلبوم‌های خانوادگی ایرانیان زده است. البته دیور واقعاً چنین کاری را نکرده بود اما شوخی ایرانیان با برند دیور بر محور این ادعا می‌چرخید. رنگ‌ها، فرم لباس‌ها، ژست مدل‌ها و فضای کلی عکس‌ها چنان برای مخاطب ایرانی آشنا بود که بسیاری احساس کردند این تصاویر را پیش‌تر جایی دیده‌اند؛ شاید در عکس دسته‌جمعی سیزده‌بدر سال ۱۳۷۴، شاید کنار پیکان جوانان یکی از دایی‌ها، یا در قاب عکسی که پدر خانواده با کاپشن گشاد، شلوار پارچه‌ای، سبیل مرتب و نگاهی سرشار از مسئولیت در برابر آینده، کنار جاده چالوس ایستاده است. و البته نام این زیبایی‌شناسی خیلی زود پیدا شد: «تیپ جواد». فضای مجازی بلافاصله به کارگاه عظیم تطبیق مد بدل شد. مدل‌های دیور با پدرها، عموها و دایی‌های دهه‌های شصت و هفتاد مقایسه شدند؛ مردانی که سال‌ها پیش از آنکه پاریس به این مرحله از بلوغ هنری برسد، پالتوهای بلند، ژاکت‌های زمخت، یقه‌های پهن و ترکیب‌های رنگی جسورانه را با اعتمادبه‌نفسی مثال‌زدنی به تن می‌کردند. هر عکس، دری به یکی از خاطرات جمعی ایرانیان باز می‌کرد: سفرهای جاده‌ای شمال، چای در فلاسک، زیرانداز چهارخانه، ضبط ماشین، ساندویچ کتلت، عکس کنار رودخانه و مردی که دست‌هایش را در جیب فرو برده و با چهره‌ای جدی به افق نگاه می‌کند؛ گویی هم‌زمان درباره سرنوشت خانواده، قیمت بنزین و وضعیت جهان آزاد می‌اندیشد. کمی بعد، هوش مصنوعی نیز وارد میدان شد و این پیوند تاریخی میان مد اروپایی و خاطره ایرانی را رسمیت بخشید. کاربران، چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون را با همان نورپردازی، رنگ‌بندی و فضای کالکشن تازه دیور بازآفرینی کردند. در یکی از تصاویر پربازدید، هوتن شکیبا با حال‌وهوای شخصیت حبیب در سریال «لیسانسه‌ها» ظاهر شد؛ انگار حبیب پس از سال‌ها تلاش، سرانجام از محله خود راهی هفته مد پاریس شده، اما همچنان آمادگی دارد درباره مشکلات ازدواج و اجاره‌خانه سخنرانی کند. تصویر قدیمی مهران مدیری، ارژنگ امیرفضلی و دیگر بازیگران «ساعت خوش» نیز از این موج در امان نماند. بازسازی آن عکس با زبان بصری دیور، بار دیگر ثابت کرد فاصله میان یک مجموعه کمدی دهه هفتاد و یک کمپین مد لوکس فرانسوی، گاهی فقط چند فیلتر، کمی دانه‌دانه‌کردن تصویر و یک لوگوی ظریف در گوشه قاب است. حتی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور پیشین، نیز به این جهان تصویری دعوت شد و تصاویرش با همان سبک ادیت شدند؛ حضوری که نشان داد دموکراسی واقعی شاید در سیاست دشوار باشد، اما در قلمرو میم‌های ایرانی هنوز پابرجاست و همه، بدون توجه به مقام و سابقه، شانس برابر برای تبدیل‌شدن به مدل دیور دارند. ماجرا به تصاویر دست‌کاری‌شده محدود نماند. کاربران ایرانی به صفحه رسمی دیور در اینستاگرام رفتند و فضای کامنت‌ها را به ضیافتی تمام‌عیار از شوخی‌های فارسی تبدیل کردند. زیر عکس مدل‌هایی که با نگاه‌هایی سرد و فلسفی در طبیعت ایستاده بودند، کاربران از خاطرات شمال، آلبوم‌های قدیمی، لباس پدرها و ترکیب‌های تاریخی کاپشن و شلوار پارچه‌ای نوشتند. در آن لحظات، صفحه دیور دیگر تنها ویترین یکی از معتبرترین خانه‌های مد جهان نبود؛ چیزی میان آلبوم خانوادگی، آرشیو تلویزیون دهه هفتاد، خاطرات سیزده‌بدر و جمع فامیلی پس از شام شده بود. این واکنش‌ها فقط یک موج طنز اینترنتی نبود. در پس آن، لذت شیرین بازشناسی نهفته بود؛ لحظه‌ای که مخاطب ایرانی دید بخشی از آنچه سال‌ها «قدیمی»، «ازمدافتاده» یا حتی «جواد» نامیده می‌شد، با تغییر نور، قاب، مدل و امضای یک برند فرانسوی، ناگهان به زیبایی‌شناسی لوکس و پیشرو تبدیل شده است. شاید دیور واقعاً از عکس‌های ایرانی الهام نگرفته باشد. شاید همه‌چیز حاصل شباهتی تصادفی میان چرخه‌های مد و حافظه تصویری ما باشد. با این حال، کاربران ایرانی حکم خود را صادر کرده‌اند: پدرها و دایی‌های ما، سال‌ها پیش از پاریس، این مسیر را پیموده بودند؛ فقط آن زمان کسی نبود پایین عکسشان بنویسد: Dior Winter 2026–2027. 💚 T.me/cripolotic

  • Dior Winter 2026–2027. 💚 T.me/cripolotic

  • تأملات مارکوس اورلیوس ترجمۀ عرفان ثابتی 💚 t.me/saraye_nask 💚 T.me/cripolotic

  • تأملات مارکوس اورلیوس ترجمۀ عرفان ثابتی 💚 t.me/saraye_nask 💚 T.me/cripolotic