می رقصیدیم با والهای آبی
Статистикаآرشیوی از غمهام 𝘗𝘓: @softlyblue 𝘈𝘯𝘰𝘯𝘺𝘮𝘰𝘶𝘴: https://t.me/HarfChatBot?start=7ad722e39d53
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 15
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 131
- 1/48двое суток
- 150
- 1/72трое суток
- 161
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
باز به ما قرص نرسید کسخلمون در رفت.
میخوای پوستت مثل فلان آیدل کره ای سفید و شفاف بشه؟ هرروز دعوا کردن با خونواده و مثل سگ گریه کردن رو بهت پیشنهاد میکنم. فقط با یک کلیک جوین شو تو بگایی های روزمرهی یک دختر شیطون.
I'm sure you'll be.... fine?
видео или голосовое, без подписи
I'm sure you'll be.... fine?
چند روز پیش دستبندی که بهم داده بودی رو کثیف و مچاله شده توی قوطی جواهراتم پیدا کردم. میدونی همهش یه کششی درونم جریان پیدا میکنه که کادوهای ریز و انگشتشماری که بهم دادی رو دوباره استفاده کنم،و بعد انگار روزی که بهم دادیشون رو یادم میاد و بیخیال میشم.
Some things are meant to get stuck with you so you remember how far you've come.
видео или голосовое, без подписи
ریچارد سایکن یک چیزهای جالبی درمورد شادی میگفت ها. میگفت خیلیا بعد اینکه حالشون خوب میشه و ازون slumber افسردگی و غم در میان دیگه نمینویسن چون نویسندگی نیاز به کنجکاو بودن داره و خیلی از ماها بلد نیستیم درمورد شادی هامون کنجکاو باشیم. راز کسایی که حتی توی شادی تونستن آثار زیبا خلق بکنن همینه که تونستن درمورد خوشحالیشون هم کند و کاو کنن. و بنظر من شادی ای که آدم تو زندگی پیدا میکنه باید ارزش جست و جو کردن رو داشته باشه وگرنه نگه داشتنش بیهودهست چون شادی واقعی به حساب نمیاد. ذات آدمی در تکاپوئه و چیزی که این تکاپو رو ازتون بگیره شادی به حساب نمیآد، حتی اگر مزهش زیر دندونتون شبیه همون شعف و شور باشه. چند وقت پیش داشتم فکر میکردم شاید باید دیگه ننویسم، آقایی ریچارد عزیز مانعم شد. با همین حرف هاش.
Remember that hard to swallow pill you've been gagging on since you were 13? Well maybe you have to drink water with it so you can swallow it, maybe you should cut it in two, take each part a day, maybe your prescription was wrong, maybe you had other pills you had to take and the pharmacist was too tired to take a second look at your prescription paper. Maybe you don't need to take it now, maybe you're still too small, your throat too tight and closed from all the horror and terror of what might happen if you take. Maybe you should spit the pill out for now, take a sip of water, maybe it's not the time to swallow that pill.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
خب چرا بابت کاری عذرخواهی میکنی وقتی میدونی دوباره انجامش میدی؟ بهتره به جاش بابت این عذرخواهی کنی که داری ترکش میکنی. حداقل اینجا معذرت خواهیت یه توجیهی داره.
They said forever isn't real because nothing lasts to eternity but I think it is in fact real, casue forever is a feeling
یادت رفته، یادت میره عشق چطوریه و یادت میره چطوری از شادی و شعف بنویسی. نزدیک ترین خاطره ای که از شادی داری سالها دور به نظر میآد. شاید روزی بود که از صبح منتظر بودی تا با مامان و بابا بری سفر. شاید روزی بود که برای اولین بار گل های صحرایی چیدی. شاید روزی بود که خیال کردی محبت مزهی خشم بابا رو میده و عشق مزهی اشک های مامان رو و تو بالاخره برای خودت داریش. هر محبت کثیفی که بهت دادن رو شبیه یک حشرهی شکننده زیر یک لیوان شیشه ای حبس کردی تا از دستت نره. چون برای خودت بود، برای خودِ خودت. اما همیشه یا میمیرد یا به بدترین شکل ممکن نیشت میزد. یادت رفته چطور از شادی بنویسی، یادت نرفته چطور حسش کنی وهمین برای زندگی کافیه. سیگارتو بکش، یا مست کن برقص یا مست کن بمیر.
When the blues fade into warm June nights, remember my cold hands. Remember you kept me warm.
تو دو لیست برای خراب کردنِ یکشنبه شب : ۱. به دست هات نگاه کن، پر از زخمن. وقتی کوچکتر بودی برات اهمیتی نداشت اما حالا بنظر میاد فهمیدی برای چی هیچکس نمیخواد بگیرتشون. یادت میاد مامانبزرگ میگفت باید مراقب پوستت باشی، حالا میفهمی چرا. ۲. جلوی آینه بایست،…
She's so pretty i bet the moon looks back at her.
it's easy for someone to wipe away your tears and whisper sweet nothing into your ears But tell me baby who will sit down with you on the bathroom floor and hold up your hair while you're throwing up years of pent up anger?