tgindex
دانستگی

دانستگی

Статистика
@danestgiiперсидский
Последний пост
22 февр.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
23
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
456
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
696
23 постов
Вовлечённость
152,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 23
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #خواب دیدم در یک شهر دود زده مثل صحنه های آخر الزمانی فیلمهای هالیودی هستم،همراه من کنارم بود از جاهایی گذر میکردیم که صحنه های خیلی چندش آور با وضوح و بشکل کلوزآپ جلو چشمم میومد.مردی که از موهای سر زنی گرفته بود و داشت سرش رو از جسد جدا میکرد،موشهایی که داشتن…

  • #سفرناک

  • ولی چه خوبه معنی کلمات و جمله ها رو عمیق یاد بگیریم: اجسام از آنچه در آیینه دیده میشوند به شما نزدیکترند.😉

  • #west_world این سریال رو سالها پیش دیدم.موضوعش جالب بود بعد دیدگاهها و نقد منتقدا رو در موردش خوندم اما من یه سکانسش خیلی خوب تو ذهنم موند : تو این سکانس ۱۰-۱۲ تا مرد تصمیم میگیرن که از اون وست ورلد خارج بشن و میرن میرسن به یه باری و شب اونجا در حال مستی…

  • زندگی رو باید مثل سیگاری که سرطان زا هست ولی خیلیا میکشن بهش نگاه کرد یعنی عین پوچ بودن دوستشم داشت .ته سیگار چیه؟ سرطان یا نارسایی ریوی و فلان و فلان ولی یه سیگاری به تهش فکر نمیکنه به حالی که میبره فکر میکنه یعنی در عین اینکه پوچه و بی معنی ولی دوستش داره و اگه یه روز خون سرفه کرد و گفتن سرطان گرفتی متعجب نشه،مثل همکار من که بعد از شیمی درمانی ازش میپرسیدم سیگارم میکشی؟ میگفت اونکه نباشه اصلا میمیرم،البته مرد و خواب سرطانش رو هم اینجا تعریف کرده بودم.زندگی رو باید مثل سیگار دید مثل الکل مث … و بهش معتاد بود و از کم شدنش یا دیگه نبودنش بیقرار شد ولی خب بهر حال تهش همون ته سیگاره ولی همونطور که هیچ سیگاری یا الکلی با اینکه میدونه تهش چیه ولی دوست نداره زود به تهش برسه ما هم با اینکه میدونیم تهش مرگه فقط کافی آمادگیشو داشته باشیم تا متعجب نشیم .آمادگی ذهنی برای رسیدن به انتهای سفر بمعنی تسلیم نیست بمعنی یاس نیست یا دست کشیدن از خوشی ها بلکه فهمیدن این تناقض هیچ و جنگیدن و ماندن برای دیرتر رسیدن به ته هیچ معنی اصلیشه.

  • #خواب دیدم در یک شهر دود زده مثل صحنه های آخر الزمانی فیلمهای هالیودی هستم،همراه من کنارم بود از جاهایی گذر میکردیم که صحنه های خیلی چندش آور با وضوح و بشکل کلوزآپ جلو چشمم میومد.مردی که از موهای سر زنی گرفته بود و داشت سرش رو از جسد جدا میکرد،موشهایی که داشتن…

  • اگه یه ظرف پودر سفید داشته باشیم و بگن که آرده من فکر میکنم که میتونم باهاش خمیر و بعد نان یا شیرینی بپزم اگر بگن اون پودر سفید گچه میتونم سفید کاری ساختمونی بکنم اگه بگن پودر شوینده است میتونم باهاش آب کف درست کنم شکر یا نمک یا واجبی یا کاربیت یا هر پودر دیگه ای باشه میشه یکاریش کرد اما اگه همشونو مخلوط کنیم یه ظرف پودر سفید داریم که باهاش هیچی نمیتونیم درست کنیم. ترکیب بدرد نخور عجیبی شکل گرفته

  • видео или голосовое, без подписи

  • #اعتراف میکنم For children, no treasure is greater than loving, kind-hearted parents. هیچ ثروتی بالاتر از داشتن پدر و مادر مهربان برای فرزندان(در هر سن و سالی) وجود نداره.

  • #اعتراف میکنم For children, no treasure is greater than loving, kind-hearted parents. هیچ ثروتی بالاتر از داشتن پدر و مادر مهربان برای فرزندان(در هر سن و سالی) وجود نداره.

  • #نعشگی

  • مجبورم کرد برم براش نوشابه بخرم و خریدم و اونم فقط یه قلپ گنده ازش خورد 😁

  • سالهای دور که تو خوابگاه بودم یادمه جوان بودم و گهگاهی شیطنت میکردم یبار موقع غذا خوردن ،یکی از پسرها لقمه ی آخر بزرگی زد و تو دهنش جا کرد و همزمان یه اتفاق خنده دار که یادم نمیاد چی بود هم افتاد و بچه ها شروع کردن بخندیدن و وسط همه ی این اتفاقها من نصفه ی نوشابه ی اون پسره رو سر کشیدم و به بغل دستیم گفتم واکنش اینو میخام ببینم . و چون میدونستم بعد از اون لقمه ی چرب و گنده نوشابه خیلی میچسبه و اگه نباشه خیلی ضدحال میشه و از تصور اون لحظه خندم گرفت و نوشابه رو سر کشیدم و بهمراه جمع شروع بخندیدن کردم ولی بابت چیزی که قراره اتفاق بیوفته نه واسه موضوعی که بقیه داشتن بهش میخندیدن.خنده ها که تموم شد اون پسر دید شیشه نوشابه اش خالیه وگلو خشک و من از خنده کف اتاق غلت میزدم و بقیه هم دوباره خنده .اون پسر هیچجوره نمیتونست قبول کنه که نصف نوشابه ای که روی لذت خوردنش حساب باز کرده بود حالا دیگه نیست… گاهی نمیشه به نیمه ی پری که ازش لذت بردی بسنده کنی گاهی باید تمام و کمال باشد آنچه که موجب شادیست.گاهی با نبود یک نفر از میان همه ی اطرافیان،شادی کامل نیست خواه سی ها سال از نبودش گذشته باشد.

  • 5 дек.729111

    #خواب دیدم در یک شهر دود زده مثل صحنه های آخر الزمانی فیلمهای هالیودی هستم،همراه من کنارم بود از جاهایی گذر میکردیم که صحنه های خیلی چندش آور با وضوح و بشکل کلوزآپ جلو چشمم میومد.مردی که از موهای سر زنی گرفته بود و داشت سرش رو از جسد جدا میکرد،موشهایی که داشتن گوشت تن آدمهای ناتوان رو زنده زنده میخوردن،قمه،اسلحه،مواد،دود غلیظ،تولید و بسته بندی مواد غذایی کثیف و… من به همراهم گفتم چرا منو آوردی اینجا ؟ اینجا واقعا قابل تحمل نیست ،اما اون گفت اینجا محل زندگیته تو سالهاست داری اینجا زندگی میکنی .گفتم باور نمیکنم یعنی اینهمه قتل و بیماری و ویرانی و آلودگی بوده و منم لای اینا بودم؟چرا کاری نکردیم؟گفت بله مردم مشغول کار و زندگی و پول درآوردن و خوشی و سختی خودشون هستن و دیگه عادت کردن.گفتم من اصلا یک روزم دیگه اینجا نمی مونم اینجا هیچ امنیتی نداره هیچ خوشی ای هم نداره این چه زندگییه من باید هرچی زودتر برم.گفت کجا میتونی بری؟گفتم تاجیکستان که میتونم برم.نمیدونم چرا این جوابو دادم.

  • چرایی تحمل بی‌دلیل مصائب ،چیزی که فیلسوف دید با هیچ دانشی که آموخته بود هضم نشد. فیلم اسب تورین اثر بلاتار

  • حس و حال هیچکاری رو ندارم از صبح نه از دیشب احساس کثیفی میکنم ولی حال ندارم برم حموم. تعطیل میکنی که خاموشی ندی خیلی فکر کردین رو اینکار؟بخاطر بدهی حکم جلب شریکمو گرفتم و انداختمش زندان ،اونم میگه ندارم .عجب روزگاری شد .اصلا یه چی بگم؟ زندگی در حالت نرمالش…

  • видео или голосовое, без подписи

  • #خواب دیدم که کشاورز هستم و دارم علفهای هرز زمین رو می کَنم بعد یکی از علفها بمن گفت چرا ما رو می چینی ما که بدردت نمی خوریم؟ منم گفتم چون بدرد نمیخورید باید چیده بشید دیگه ،بعد یه گندم بمن گفت پس چرا ما که بدردت میخوریم هم می چینی؟ گفتم خب چون ازتون استفاده می کنم دیگه.بعد یک نفر دیگری بود رو به زمین گفت این کلا می چینه و در نهایت همتون چیده خواهید شد. و من با این جواب از خواب بیدار شدم

  • видео или голосовое, без подписи

  • ترس از موفقیت پارادوکس شخصی و جمعی چرا از پایان سختی ها و رسیدن به موفقیت می ترسیم؟

دانستگی — tgindex