tgindex
Kandlus
@kandlusnetworkkКнигиперсидский

#کندلوس بر فرض ما فیک به تو چه ! آدم با شعور می‌تونه از مطالب بفهمه کجا اومده برای ما یاران وفادار قدیمی بس موضوع یا عبارتی که دنبالش می‌گردی رو تو سرچ دنبال کن https://t.me/kandlusnetworkk لینک گروه تبادل جدید👇 .https://t.me/kandlusgp

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
52
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4 933
+12 за 3 дн.
Сутки
+8
+0,16%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
720
40 постов
Вовлечённость
14,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 52
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
469
1/48двое суток
537
1/72трое суток
579

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг.864257

    #سوال دوستان باهوش و متفاوت نظرتون در مورد این جمله که »»آگاهی از بدن جدا نیست «« چی هست ؟ اصلا این یعنی چی ؟ می‌تونی مثال بزنید

  • 8 авг.1 0241718

    این قدرت را در قلب خود احساس کنید و آن را به عنوان یک توپ درخشان از انرژی طلایی ببینید که در حال رشد و گسترش در سراسر بدن شماست. متوجه خواهید شد که چگونه مارپیچ متوقف می‌شود و وقتی در فضای قلب خود هستید، وارد احساس آرامش و تعادل درونی می‌شوید. حالا تصور کنید که آن انرژی طلایی از دستان شما جاری می‌شود. دستان خود را روی نقطه‌ای که ایمپلنت را کشف کردید قرار دهید. دستان خود را روی این نقطه نگه دارید و تصور کنید که چگونه این انرژی طلایی در سراسر ایمپلنت جریان دارد. تمام عشقی را که از قلبتان سرچشمه می‌گیرد به این ایمپلنت بفرستید و یک توپ طلایی از انرژی عشق را در اطراف آن تشکیل دهید. این باعث افزایش شدید فرکانس در این محل می‌شود، بنابراین قلاب‌های ایمپلنت هیچ شانسی برای وصل ماندن ندارند: ذرات خیلی زیاد ارتعاش می‌کنند و چگالی برای این کار خیلی کم است. حالا تصور کنید که آن موجود یا ایمپلنت را کاملاً در این جریان طلایی محصور کرده‌اید - چیزی شبیه حشره‌ای که در کهربا محصور شده است. وقتی باور کردید که این کار کاملاً انجام شده است، شروع به پرتاب آن توپ به بیرون از میدان هاله خود کنید. حتی می‌توانید از دستانتان برای حمایت فعال از آن استفاده کنید. پس از برداشتن ایمپلنت، آن را در آن توپ نگه دارید. ممکن است هنگام بیرون کشیدن آن کمی احساساتی شوید و بدن فیزیکی شما حتی ممکن است با رفلکس‌های پاکسازی یا استفراغ واکنش نشان دهد. کمی بعد، باید جایی که ایمپلنت پر از عشق می‌شد را حس کنید، احساسی بسیار سبک، گرم و راحت. دوباره به فضای قلب خود برگردید و توپ را بیرون از هاله خود نگه دارید. به قلب خود متصل شوید و تصور کنید ستونی از نور طلایی مستقیماً از منبع/خورشید مرکزی فرود می‌آید. وقتی این ستون کامل شد، توپ را بردارید، آن را روی ستون قرار دهید و با صدای بلند بگویید: «من تو را به خورشید مرکزی بازمی‌گردانم.» با صدای بلند بگو: «من، مطابق با اراده آزادم، دیگر اجازه نمی‌دهم هیچ گونه کاشت انرژی در میدانم انجام شود.» بنشینید، دوباره فضای قلبتان را حس کنید و از جریان ملایم انرژی در سیستم بدنتان لذت ببرید. امیدواریم این به شما کمک کند تا فوراً دوباره احساس بهتری داشته باشید. هرگز فراموش نکن: اینها آخرین تلاش‌های ناامیدانه‌ی ماتریکس و سیستم قدیمی برای زنده نگه داشتن فرکانس ترس هستند ... هر چه کمتر با آنها بجنگیم و هر چه بیشتر خود را در نور و عشق حقیقی‌مان که از قلب سرچشمه می‌گیرد، غرق کنیم، بیشتر آنها را در آغوش می‌گیریم و آنها سریع‌تر در نور حل می‌شوند. لطفا توجه داشته باشید که این فرآیند حذف ایمپلنت، یک میانبر/انحراف معنوی در سفر معنوی شما محسوب نمی‌شود. در مواجهه با آسیب‌های عاطفی، نظام‌های اعتقادی و الگوهای خودتان، هیچ راهی برای گریز از کار درونی خودتان وجود ندارد. این فقط به از بین بردن بار اضافی و تخلیه انرژی که در شما برنامه‌ریزی شده بود، کمک می‌کند

  • 8 авг.851717

    با تنظیم چی خود با این فرکانس، شما قادر خواهید بود بدن خود را از انرژی‌ای که قبلاً غیرقابل دسترس بود، پاکسازی کنید و از همه مهم‌تر، مراکز انرژی خود را برای جهش از سیستم‌های رنگی ۷ لایه چاکراها، به سمت ستاره‌های طلایی ۳ پر سیستم دن تین که چینی‌های باستان هزاران سال پیش ترسیم کرده بودند، یکی در سر، یکی در قلب، یکی در پایین شکم، آماده می‌کنید. اینها اغلب به عنوان سه مغز او نیز شناخته می‌شوند . یک مراقبه حسی ساده شامل احساس واقعی رنگ و ارتعاش سیستم‌های چاکرای هفت لایه برای مدت زمان طولانی تا زمانی که کاملاً مشهود شوند، و سپس اجازه دادن به این نقاط برای شناور شدن بر روی یک زمینه طلایی/سفید، ابتدا شما را قادر می‌سازد تا خودتان این فعال‌سازی را انجام دهید. وقتی بدن آماده باشد، قصد آزاد کردن این رنگ‌ها به کل بدن، به منبع انرژی اجازه می‌دهد تا در این ۳ مرکز دن تین مشتعل شود. اگر انرژی بدن برای این گذار آماده نباشد، کار بیشتری برای ایجاد بافر در مسیرهای لازم برای تسهیل این ادغام لازم است و وقتی این مدیتیشن را انجام می‌دهید، هیچ چیز غیرعادی احساس نخواهید کرد. اما هر بار که این کار را انجام می‌دهید، مسیرهای انرژیایی، فیزیکی و عصبی لازم را باز خواهید کرد، صرفاً به این دلیل که بدن به زبانی که با آن صحبت می‌کند پاسخ می‌دهد. حس احساسات تکانه نمایش تصویر وقتی موفق شود، شکی باقی نخواهد ماند. این انرژی قبل از انفجار از این سه نقطه، دارای بزرگی و دامنه‌ای کاملاً نامحسوس است و آن را به قلمروهای اتری پایین‌ترِ بی‌واسطه، بیش از حد تنظیم می‌کند. این حس با جریان انرژی در چاکراها بسیار متفاوت است. به جای چرخش، جریان انرژی اکنون مانند یک ستون طلایی در سراسر بدن شما است. کلید، ثبات و تمرین است. یک درِ بسته و زنگ‌زده را تصور کنید که برای باز کردنش باید لگد زد. هر لگد، راه را برای لگدی که در نهایت به در اجازه باز شدن می‌دهد، آماده می‌کند، اما بدون هر لگد از قبل، لحظه‌ای برای باز کردن در وجود نخواهد داشت. چگونه این ایمپلنت‌ها را به سرعت خارج کنیم بنابراین آنچه اکنون تجربه می‌کنیم بسیار فراتر از اثرات فعالیت خورشیدی است. ما در واقع اکنون با طاعونی از کاشت‌های جمعی مواجه هستیم . یک بار دیگر - این چیزی نیست که شما را بترساند یا ناراحتتان کند یا عصبانیتان کند یا چیزی باشد که ما از آن بترسیم. همیشه به یاد داشته باشید: این دقیقاً همان فرکانسی است که ماتریکس و گردانندگانش می‌خواهند ما روی آن باشیم. در عوض، این فرآیند ساده را دنبال کنید تا خود واقعی‌تان را دوباره برقرار کنید. مهمترین بخش این فرآیند این در مورد اتصال به قلب شماست. آنجاست که به منبع متصل می‌شوید. و این یعنی دست از فکر کردن برداریم و شروع به احساس کردن کنیم. همانطور که گفته شد - سیستم قدیمی هیچ کاری انجام نخواهد داد تا حواسش پرت شود از کشف ظرفیتشان برای احساس کردن - زیرا این بدان معنی است که که تو کلید را کشف خواهی کرد به سوی عروج حقیقی! ما معتقدیم که بسیار مهم است که شما یاد بگیرید چگونه خودتان این کار را انجام دهید تا مطمئن شوید که قدرت خود را حفظ می‌کنید و آن را به دیگران نمی‌دهید. همیشه خوب است که از دیگران کمک بخواهید، اما همیشه باید مسئول میدان انرژی خودتان باشید . هیپنوتیزم، داروهای معنوی و مجموعه‌ای از روش‌های ادعایی انرژی‌درمانی، راهی سریع برای تسلیم قدرت شما و گشودن دری به روی دستکاری انرژی هستند - که شما را به قلمرو اختریِ وهم‌آلودِ نور کاذبِ ماتریکس سوق می‌دهد . نحوه حذف ایمپلنت‌ها و موجودیت‌ها از سیستم شما: وارد آن مارپیچ فکری، پیوند عاطفی یا مشکل جسمی شوید و انرژی آن را احساس کنید. انرژی را تا نقطه مبدا آن در سیستم خود دنبال کنید. کجا باعث میشه احساس ناراحتی کنی؟ کجا انرژی جریان نداره اما مسدود شده؟ شما قادر خواهید بود دقیقاً مشخص کنید که ایمپلنت/نهاد کجا قرار داره. کافی است آن را حس کنید - لازم نیست آن را «ببینید». خودتان را در مکان مورد علاقه‌تان روی این سیاره یا هر جای دیگری تصور کنید. این مکان هر چیزی را که باعث می‌شود احساس خوب، قدرت و آرامش داشته باشید، فراهم می‌کند؛ شما را به لحظه حال می‌آورد و از شما حمایت پرانرژی قوی می‌کند. حالا به تمام ویژگی‌هایی فکر کنید که اگر یک عصای جادویی داشتید و می‌توانستید بهترین و قدرتمندترین نسخه از خودتان را بسازید، دوست داشتید در خودتان ایجاد کنید. دوست دارید چگونه دیده شوید، چگونه به نظر برسید، چگونه احساس کنید، چگونه عمل کنید و غیره؟ تمام این ویژگی‌ها را احساس کنید و در طول اقامت خود در جایگاه قدرت، با صدای بلند صحبت کنید. انرژی این کلمات و نحوه گسترش آنها را در درون خود با حمایت محیط قدرتمند خود احساس کنید.

  • 8 авг.529814

    یک مثال می‌تواند این باشد که ترافیک در پس‌زمینه بدون شک صدایی است که شنیده و تنظیم می‌شود، اما چرا باید توالی چرخش موتور، ترمزها و صدای گوش‌خراش لاستیک‌ها و غلتیدن آنها روی آسفالت را تشخیص دهید؟ این سطح فرکانسی است که در آن میزبان با استفاده از این دستگاه که در بالای حنجره کاشته شده است، صحبت می‌کند. گیره‌ها/قفس‌ها/منقبض‌کننده‌ها و غیره... روی شبکه خورشیدی : هر چیزی که در گودی شکم، جایی که قفسه سینه در جلوی بدن به هم می‌رسند، یافت شود، همیشه اعتماد به نفس ، اضطراب و عزت نفس میزبان را نشانه می‌گیرد. این یکی از رایج‌ترین ایمپلنت‌هایی است که تقریباً همه آن را می‌شناسند، صرفاً به این دلیل که هر بار درد یا سوزش در معده با خشم، شرم، افسردگی، غم یا ناامیدی مرتبط است، تشخیص داده می‌شود. احساس فیزیکی دیگر این دستگاه، پیچش یا انقباض در ناحیه مورد نظر است، تقریباً انگار چیزی در شبکه خورشیدی/قسمت پایینی قلب به صورت فیزیکی پیچ خورده یا کنده می‌شود. دستگاه‌های اینجا بسته به سطح توجهی که برای بستن اعتماد وارد می‌شوند، از نظر شکل، اندازه، ساختار و قدرت متفاوت هستند و می‌توانند به صورت گیره‌های فلزی، قفس‌های بسته‌بندی در اطراف مرکز انرژی، شاخک‌هایی که تونل‌هایی را در داخل و اطراف منطقه حفر می‌کنند، تا سیاه‌چاله‌های مینیاتوری یا تکینگی‌هایی که فضای منفی را با واقعیت سه‌بعدی متصل می‌کنند، یافت شوند. علائم عاطفی و انرژی شامل طیف‌های مختلفی از موارد زیر خواهد بود: کمرویی کمبود عزت نفس خودگویی‌های منفی مداوم بیزاری از تعامل عدم اعتماد به توانایی شخصی اضطراب پارانویا ناتوانی در رها کردن آسیب روحی علائم شبیه به اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) بی‌تفاوتی افسردگی این علائم می‌تواند از ناراحتی جزئی تا فوبیاهای ناتوان‌کننده متغیر باشد، که به شدت انرژی مورد استفاده در کاشت و نظارت بستگی دارد. این دستگاه‌ها دائماً در حالت آماده‌باش هستند و احساسات مثبت عزت نفس، اعتماد به نفس، هیجان یا عشق به خود را اسکن می‌کنند تا آنها را بربایند و حلقه‌های آسیب‌های عاطفی و چرخه‌های فکری را تکرار کنند و هر زمان که به نظر می‌رسد خودسازی به آگاهی آگاهانه می‌رسد، باعث ظهور چرخه‌های مکرر شوند. اساساً، تمام این ایمپلنت‌ها باعث می‌شوند افرادی که قبلاً فرکانس خود را تغییر داده (بالا برده) بودند، احساس کنند گذشته را دوباره تجربه می‌کنند. مثل یک برنامه‌ی حلقه‌ای است که خودش را تکرار می‌کند و مارپیچ‌هایی از افکار ایجاد می‌کند که نمی‌توانند به طور منظم از طریق آزادسازی عاطفی از بین بروند... چون آنها کاذب هستند و مال شما نیستند! این فقط یک نرم‌افزار است که اجرا می‌شود و این حس را به شما می‌دهد، و تمام این‌ها با هدف ترساندن و ایجاد رعب در شما انجام می‌شود. بنابراین، هیچ احساسی به آن وابسته نیست که بتواند آن را از بین ببرد. همین امر در مورد پیوندهای عاطفی نیز صدق می‌کند. این پیوندها مانند یک محرک مداوم عمل می‌کنند و برای شبیه‌سازی این تکرار، به چاکراهای پایینی شما متصل می‌شوند. در نظرات دیگر: افرادی که دیگر چاکرا ندارند، زیرا فرکانس آنها از قبل کاملاً در بعد پنجم لنگر انداخته بود، بخش عاطفی را تجربه نکردند. اونا چاکرا ندارن؟ چی...؟ وقتی پرتوی از نور خورشید را با منشور از هم جدا می‌کنیم، طیف نور را به فرکانس‌های کمی جدا از هم خم می‌کنیم و سپس می‌توانیم نور مرئی را که به صورت رنگ‌های آشنای قرمز، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی و طیف بنفش رنگین‌کمان مرتب شده است، ببینیم. چیزی که ما با چشمانمان نمی‌بینیم این است که وقتی این کار را انجام می‌دهیم، فقط حدود ۵٪ از کل فرکانس نور را می‌بینیم ، مانند رادیوگرافی مادون قرمز، اشعه گاما، فرابنفش و غیره... با انجام محاسبات ریاضی، اگر ۵٪ از نور مرئی را در نظر بگیریم و سپس آن را به ۷ بخش مختلف تقسیم کنیم، که هر کدام ۰.۷۱۴٪ از کل طیف نور را تشکیل می‌دهند. این بدان معناست که هر یک از 7 چاکرای بدن از ریشه تا سر، تنها به 0.714٪ از انرژی قابل دسترسی محدود شده‌اند. وضعیت طبیعی بشریت و انرژی‌ای که بدن ما مصرف می‌کند سفید/طلایی روشن است، درست مثل خورشید. فرکانس طلایی انحصاری نیست، نمی‌گوید، «من از شعله بنفش یا نور آبی شفابخش استفاده نخواهم کرد.» کاری که چی/انرژی طلایی درخشان انجام می‌دهد، استفاده از کل فرکانس طیف نور است، اما مهم‌تر از آن، از انرژی‌ای که ما قادر به "دیدن" آن نیستیم، جایی که این موجودات در آن ساکن هستند.

  • 8 авг.544414

    #@kandlusnetworkk بحث در مورد مریدین کیسه صفرا/معبد مغز : این در اشکال، جنبه‌ها و روش‌های مختلف هوش مصنوعی (AI) وجود دارد: سیم‌ها، تراشه‌ها و اتوماسیون قاب فلزی سیاه با "آنتن‌های" ارگانیک در آلودگی کامل ارگانیک توسط انگل‌ها؛ این دستگاه‌ها در معبد همیشه کاری دارند: فرکانس‌ها و الگوهای مغز میزبان را مطالعه کنید و شروع به بازتولید فرکانس‌های «صدای درونی» میزبانان کنید. ما در واقعیت خود سه صدای مختلف داریم. داشته باشید، صدایی که هنگام صحبت کردن از حنجره‌مان می‌شنویم صدایی که همه از بیرون از بدن ما می‌شنوند صدای درونی که در سرمان با آن صحبت می‌کنیم این دستگاه الگوریتم‌های صدای درونی را ایزوله می‌کند و شروع به تقلید هوشمندانه‌ی آنها می‌کند، تا جایی که اگر هوشیاری دستگاه از قبل وجود نداشته باشد، میزبان به سادگی پچ‌پچ مغز-مغز/جعلی ایمپلنت را با صدای درونی خود اشتباه می‌گیرد. هدف این دستگاه صرفاً منحرف کردن و گیج کردن است. اگر میزبان شروع به پرسیدن سوالات مهمی مانند «چرا ما اینجا هستیم؟» و «هدف من چیست، چرا وجود دارم؟» کند، دستگاه طوری برنامه‌ریزی می‌شود که از این سوالات مبهم دوری کند. این امر دائماً میزبان را با عوامل حواس‌پرتی بمباران می‌کند که او را از زمان حال بیرون می‌کشد، دائماً او را مجبور به یادآوری گذشته می‌کند، یا او را در ترس یا نگرانی از آینده قرار می‌دهد. از بین تمام دستگاه‌ها و ایمپلنت‌های مورد استفاده در این سیستم‌ها، این‌ها اغلب به راحتی قابل تشخیص هستند. وقتی این دستگاه کنار گذاشته شود، سکوت کامل به حالت طبیعیِ بودن در ذهن تبدیل می‌شود. در یک بدن کاملاً پاک، تنها صدایی که در سر شنیده می‌شود، صدایی است که به طور فعال به آن فکر می‌شود، یعنی یک «سلام!!» شنیده نمی‌شد مگر اینکه یک «سلام!!» فعال توسط صدای درونی در سر «فریاد» زده شود، یا آهنگی در پس‌زمینه پخش نمی‌شد مگر اینکه در سر «پخش» شود. علائم فیزیکی این دستگاه‌ها عبارتند از: ادراک مبهم/گیج فقدان ادراک (یعنی، صرف زمان بیش از حد لازم برای جمع‌آوری اطلاعات در مورد رویدادهای اطراف) سردردها اغلب در شقیقه‌ها و پیشانی رخ می‌دهند، اما می‌توانند در هر جایی یافت شوند. اغلب اوقات، علائم سردرد در تمام سر بروز نمی‌کنند، بلکه در یک نقطه کوچک احساس می‌شوند که انگار چیزی در حال فشار دادن یا عبور از آن است و سطح درد می‌تواند بسیار بالا برود. تعدیل‌کننده/منقبض‌کننده فرکانس صدا : این دستگاه دو عملکرد دارد که من با آنها برخورد کرده‌ام. اولین مورد، بسته شدن خطوط ارتباطی مغز به کلمات گفتاری از طریق بسته شدن گلو در یک انقباض فیزیکی، یا تجزیه زبان به جملات بی‌معنی و پشت سر هم یا کلمات کاملاً نامفهوم است. این علامت اغلب زمانی فعال‌تر است که میزبان شروع به ورود و ارتعاش در حقیقت خود می‌کند. برای مثال، کسی که دائماً با مشکلات عزت نفس و اعتماد به نفس دست و پنجه نرم می‌کند، و شروع به وارد شدن به جایگاه قدرت و صحبت کردن برای خود می‌کند، متوجه می‌شود که گلویش بسته می‌شود و صحبت کردن برایش دشوار می‌شود، یا کلمات به سادگی از ذهنش خارج می‌شوند. این باعث می‌شود صدا بریده‌بریده یا گفتار بسیار ناپایدار باشد، تقریباً انگار که از طریق بدنی که از هیپوترمی رنج می‌برد صحبت می‌کنند. مثال دیگر زمانی است که میزبان شروع به تشخیص ماهیت عمیق‌تر جهان می‌کند، و وقتی سعی می‌کند در مورد این مفاهیم صحبت کند، همراه با محدود شدن دامنه‌ی صحبت، متوجه می‌شود که مفاهیمی را که بیان می‌کند کاملاً سلاخی می‌کند، یا اینکه به سادگی نمی‌تواند از نظر فیزیکی صحبت کند، زیرا هر بار که سعی می‌کند صحبت کند، انگار دهانش پر از آبگوشت است. اغلب، این امر منجر به این می‌شود که افرادی که در این سطح مورد حمله قرار می‌گیرند، هنگام صحبت با افرادی که نمی‌شناسند، خجالتی باشند و جریان عصبی منظم بین مغز و خطوط ارتباط کلامی اعمال نشود و وضعیت اغلب بسیار بدتر می‌شود تا زمانی که میزبان به طور فعال شروع به کار کند و دوباره بر اولویت دادن به این ارتباطات عصبی تمرکز کند. تابع دیگری که در اینجا یافت می‌شود چیزی است که من آن را مدولاتور فرکانس نامیده‌ام . این دستگاه از بالای حنجره عبور می‌کند و کاری که انجام می‌دهد تغییر فرکانس صحبت کردن میزبان است. اغلب اوقات، این وسیله علیه کسی استفاده می‌شود که خطوط ارتباطی عصبی مورد حمله را دوباره متصل کرده و اکنون عمیقاً از طنین حقیقت خود صحبت می‌کند. از آنجایی که ارتباط را نمی‌توان از منبع آن خفه کرد، در نهایت اتفاقی که می‌افتد این است که دستگاه طوری وانمود می‌کند که انگار افراد حتی متوجه نمی‌شوند که میزبان در حال صحبت است. آنها صدای او را خواهند شنید، اما سطح ارتباطی که مغزشان دریافت می‌کند به نویز پس‌زمینه محدود می‌شود.

  • 8 авг.427613

    آنها این نوع انگل متصل به سرشان دارند

  • 8 авг.5151013

    این انگل به بالای سر می‌چسبد و باعث اختلال در کانال‌های انرژی متعدد در سر می‌شود. بیشتر اندام‌های داخل شکم مربوط به کانال‌هایی هستند که از صورت و سر شروع یا به آنها ختم می‌شوند. این انگل به تمام عملکردهای سر حمله می‌کند، از ... مسدود کردن چشم سوم مسدود کردن اتصال به منبع با فعال کردن عملکرد "گفتگوی مغزی" مسدود کردن جریان نصف النهار مرکزی در برخی موارد، اعصاب بینایی ربوده می‌شوند تا تصاویر را به مغز منتقل کنند، تقریباً مانند اینکه روی پرده سینما نمایش داده می‌شوند، اما روی شبکیه. دور سر و صورت می‌پیچد، با شاخک‌ها یا شاخه‌هایی از انرژی تاریک و ارگانیک در بدن اختری فرو می‌رود و هر جایی که بتواند جای پایی پیدا کند، لنگر می‌اندازد. اغلب اوقات، این نوع انگل به عصب واگ حمله می‌کند ، که مسئول بسیاری از پاسخ‌های پاراسمپاتیک سیستم عصبی، به ویژه پاسخ جنگ یا گریز است. مردمی که رنج می‌کشند، اضطراب فلج کننده پچ پچ های بی وقفه در سرش حملات شدید پانیک رفتار وسواسی-اجباری میگرن‌های شدید، ...

  • 8 авг.4771014

    پس فکر کردن را متوقف کنید و احساس کردن را شروع کنید، با قلبتان ارتباط برقرار کنید و زبان انرژی را بیاموزید . این زبان فقط از طریق بدن شما قابل حس کردن است. تکانه‌های انرژی به شما چه می‌گویند؟ این همان چیزی است که با جریان همراه شدن را تداعی می‌کند - جریان انرژی کیهان در راستای جریان انرژی خودتان. ایمپلنت‌ها و طوفان ژئومغناطیسی حال، پس از درک همه اینها، بیایید به طوفان ژئومغناطیسی که از ۲۷ تا ۳۱ مارس رخ داد ، برگردیم . آن طوفان با طوفان‌هایی که در گذشته تجربه کرده‌ایم متفاوت بود. در واقع، باعث افت فرکانس سیاره‌ای برای چند روز و بازگشت به سطح بُعد سوم شد. این کار عمدی بود تا افراد بیشتری که هنوز در فضای سه‌بعدی گرفتار بودند، به سمت بیداری سوق داده شوند و فعال‌سازی کدهای انرژی فراهم شود. با این حال، این سقوط یک عارضه جانبی هم داشت: این امر باعث سازگاری متوسط ​​میدان‌های هاله افرادی شد که قبلاً در فرکانس‌های بالاتر با این فرکانس پایین‌تر قرار داشتند. و با این کار، دسترسی به میدان هاله فناوری فرکانس پایین و ایمپلنت‌های انرژی موجودات/انگل‌های فرکانس پایین فراهم می‌شود . یک موجود، یک آگاهی با جهت‌گیری منفی (باهوش، حساس، قادر به برقراری ارتباط، دارای احساسات، دارای برنامه) است که به اندازه کافی قوی است تا بر بدن و میدان انرژی/فیزیکی یک انسان یا حیوان تأثیر بگذارد، بدون اینکه نیازی به بقای میدان قربانی باشد. یک انگل دقیقاً مشابه یک موجود است - یک آگاهی کامل، آگاه از افکار و احساسات (که ۱۰۰٪ آنها منفی هستند) - اما این آگاهی برای زنده ماندن به یک میزبان نیاز دارد. هنوز به اندازه کافی بزرگ یا قوی نشده است که دیگر نیازی به میزبان نداشته باشد و از حالت واقعی موجود خارج شود. این موجودات از دستگاه‌هایی که در سطوح اتری ساخته شده‌اند برای تأثیرگذاری بر افرادی که مستقیماً به آنها متصل هستند، استفاده می‌کنند. با افزایش فرکانس‌ها در سیاره، دستور کار منفی کنترل‌کنندگان ماتریکس، اثربخشی، قدرت و دامنه نفوذ خود را از دست داده است و در تلافی این از دست دادن موقعیت، آنها تمام تلاش خود را می‌کنند و از بالاترین سطوح فناوری اتری با ۱۰۰٪ ظرفیت خود استفاده می‌کنند: قید، زنجیر و سایر وسایل مهار : این نوع دستگاه اتری که اغلب به یک یا هر دو مچ پا متصل است، باعث ترس از موفقیت، سفر، چیزهای جدید و ناشناخته و غیره می‌شود... فلز اتری بسیار متراکم و سنگین است و با وزنی "نامرئی" به پایین کشیده می‌شود. افرادی که احساس می‌کنند بار دنیا روی دوششان است، این حس را به خاطر بار زیاد روی ذهنشان ندارند؛ بلکه به خاطر دستگاه‌هایی مثل این که می‌توانند وزن اضافه کنند و بدن انرژی را پایین بکشند، این حس را دارند. آنها اغلب در افرادی یافت می‌شوند که ایده‌های درخشانی دارند و قادر به اجرای مؤثر آنها نیستند، می‌خواهند نقل مکان کنند و چیزهای جدیدی را تجربه کنند، اما نمی‌توانند زادگاه خود را ترک کنند، می‌خواهند یک رابطه آزاردهنده یا طاقت‌فرسا را ​​ترک کنند، اما به نظر نمی‌رسد انگیزه لازم برای ترک آن را داشته باشند، یا هر نوع رفتاری که مانع رشد افراد می‌شود، علیرغم میلشان. میله کنترل ستون فقرات : این دستگاه در بیشتر موارد نهادهای وابسته یافت می‌شود. کانال مرکزی دارای چندین نقطه انرژی است که از ستون فقرات به سمت بالا و پایین جلوی بدن امتداد یافته‌اند، جایی که موجودات ترجیح می‌دهند به میدان انرژی فرد دسترسی پیدا کنند. هنگامی که یک مرکز انرژی نفوذ می‌کند، موجود به ستون فقرات نفوذ می‌کند، جایی که سپس به ستون فقرات و نخاع متصل می‌شود. با استفاده از این مسیر عصبی، جریان‌های فیزیکی و انرژی ستون فقرات را با مواد آلی تیره می‌پوشاند. این موجود که از لگن تا سر امتداد می‌یابد، می‌تواند به هر ناحیه‌ای از دستگاه‌ها و ایمپلنت‌های بدن که در ادامه این مقاله توضیح داده شده است، برسد. مهمتر از همه، این نوار کنترل به دستگاه اجازه می‌دهد تا چندین ایمپلنت را همزمان کنترل کند. اگر آن موجود سعی در خاموش کردن میزبان داشته باشد، می‌تواند ایمپلنت شبکه خورشیدی را فعال کند تا به اعتماد به نفس و عزت نفس حمله کند ، در حالی که همزمان یک گفتگوی ذهنی شدید با خودگویی منفی یا هر نوع ترکیب دیگری را به ایمپلنت ارسال می‌کند. برداشتن این نوار کنترل، کلید باز کردن قفل جریان کانال مرکزی است، و همچنین برداشتن هر چیز دیگری که در بدنه قرار دارد را بسیار آسان‌تر می‌کند. اغلب، هنگامی که از این دستگاه جدا می‌شوید، اتصال انرژیایی که مستقیماً به آن موجود منتهی می‌شود، قابل احساس است و امکان جدا کردن و استخراج آن موجود واقعی را به سادگی فراهم می‌کند. انگل اختاپوس روی سر :

  • 8 авг.419914

    از آنجایی که بشریت در عمیق‌ترین سطوح انرژی خالق متصل بود ، هر یک از ما هنگام مواجهه با چیزی، جاذبه‌ای فراتر از واقعیت فیزیکی پیرامون خود را احساس می‌کردیم. از آنجایی که هیچ یک از ما اطلاعات واقعاً خالصی نداشتیم که با آنچه نسل‌های آسیب‌دیده در طول تاریخ از صافی گذرانده بودند، متفاوت باشد، وقتی آن جرقه ذاتی ارتباط را در درون خود احساس می‌کنیم که با شکوفا شدن درک غریزی، ما را به زندگی فرا می‌خواند، به طور شهودی می‌دانیم که خالقی در بیرون وجود دارد. اتفاقی که می‌افتد این است که برخی افراد اغلب از طریق آموزه‌های دین به این بیداری‌های انرژی خالق درون خود متصل می‌شوند . همه آموزه‌های اساسی دینی اساساً یکسان هستند: «با دیگران همانطور رفتار کن که دوست داری با خودت رفتار کنی. خودت و آدم‌های زندگیت را ببخش. همسایه‌ات را همانطور دوست داشته باش که خودت را دوست داری.» اساساً، «آدم خوبی» باشید. وقتی کسی روی این انرژی‌ها تمرکز می‌کند، روحش به درون زندگی جهش می‌کند . شما در حال اتصال به جایی هستید که از آن آمده‌اید، و از آنجا که این چیزها در متون و اعمال مذهبی یافت می‌شوند، ناگهان آن آموزه منبع این احساسات می‌شود، و از آنجایی که این آموزه‌ها بارها و بارها به ما می‌گویند که خدا بیرون از ماست، آن اتصال به منبع ، آن شور و شوق و شادی سوزان هنگام شروع افزایش ارتعاش شما، به چیزی تبدیل می‌شود که خودتان باید به آن دست یابید. خدا یک فرکانس است که درون شما وجود دارد. هماهنگ شوید! در طول نسل‌ها، این به کلید الوهیت تبدیل شده است... از طریق بیرون، با وجود این واقعیت که هر یک از ما خدا را در درون خود داریم. بدن‌های ما معبد روح‌القدس هستند . آنها باید این اطلاعات را به روشنی به ما بگویند. چیزی که ما را فریب داده و به آن باورانده‌ایم این است که روح‌القدس/منبع/خالق/شاکتی/خدا/تیامات /هر چه که می‌خواهید انرژی خلاق بنامید، خارج از ماست. بزرگ شدن در این سیستم از دوران کودکی، این مسیرهای انرژی، عاطفی، جسمی و ذهنی را تثبیت می‌کند. باور به اینکه «خدا» بیرون از ماست، ما توانستیم از او (او) جدا شویم. جدایی از منبع به بدن اجازه می‌دهد تا از نظر انرژی سمی و ناپایدار شود، صرفاً به این دلیل که هیچ جریان پاکی وجود ندارد که بتواند مسیرهای مسدود شده را تمیز و باز نگه دارد. مسمومیت انرژی که به مدت کافی در بدن باقی بماند، شروع به ایجاد درد جسمی می‌کند. درد فیزیکی طولانی مدت در بدن باعث می‌شود مغز جریان عملکردی به ناحیه‌ای که درد در آن قرار دارد را متوقف کند، صرفاً به این دلیل که مغز نمی‌تواند هجوم چنین آستانه درد طولانی مدتی را تحمل کند. حتی مهم‌تر از آن، جریان از آگاهی به بدن قطع می‌شود. این به انسان‌هایی اطلاق می‌شود که در سطح کاملاً از واقعیت سه‌بعدی خود آگاه هستند، اما در زیر به انرژی‌های چندبعدی متصل هستند که از حالات عاطفی، انرژیایی، روانی و ذهنی فردی آنها ناشی می‌شود و آنها کاملاً و مطلقاً از آنها بی‌اطلاع هستند. این امر منجر به دستکاری بسیار آسان انرژی برای ایجاد حالات مختلف انرژی/احساسی می‌شود. در نتیجه، هر چیز «معنوی» معمولاً به عنوان چیزی بیرونی که نیاز به یادگیری دارد، در نظر گرفته می‌شود. توجه به فرآیندهای فکری منطقی که به راحتی ربوده، گمراه و منحرف می‌شوند، جلب می‌شود و این واقعیت را که معنویت واقعی چیزی بیش از پیروی از پیام نیست، نه پیام‌آور، کاملاً نادیده می‌گیرد. این ماجرا با کسی تمام می‌شود که می‌داند زندگی چیزی فراتر از بیدار شدن و رفتن به سر کار، نوشیدن در آخر هفته‌ها و انجام دوباره‌ی همه این کارها تا رسیدن صورتحساب‌ها از طریق پست و شکستن یکنواختی است، اما آنها دائماً در بیرون به دنبال اطلاعات یا یک راهنما هستند تا راه را به آنها نشان دهد. بسیاری از افرادی که جذب معنویت می‌شوند، دائماً در جستجوی اطلاعات بیشتر هستند تا همه اینها را با ذهن خود درک کنند. و در اینجا ماتریکس دوباره موفق می‌شود مردم را از ارتباط واقعی‌شان با منبع از طریق قلب دور نگه دارد . نور کاذب همیشه توی سرش وصله. و سر قادر به تبدیل انرژی نیست. فقط همین ممکن است از طریق احساسات و عواطف ما. پاسخ همیشه در درون ما بوده است . این سازندگان ماتریکس ما را اینجا قرار دادند زیرا توانستند جرقه منبع ذاتی ما را در درون ما فاسد کنند و سپس از آن تغذیه کنند. کلید ماجرا اینجاست. جرقه ذاتی منبع درون ما! بدن کلید است، و تفکر منطقی مبتنی بر ذهن، زبان بدن نیست... احساس، عاطفه، تصویر، تکانه و تجسم زبان بدن هستند. با ارتباط با بدن و کاوش در احساسات به جای تله‌های ذهنی ، هر کسی می‌تواند از ماتریکس منحرف شود و مستقیماً به انرژی خالق متصل شود .

  • 8 авг.4511518

    ویروس آگاهی و بیداری نوشته‌ی اریک رینز و ورا اینگبورگ ، نوشته بسیار مهم برای افرادی که سوار موج ترس همگانی میشن بطور مثال بارش شهاب سنگ ها به زمین که این روزها دهان به دهان میشه .. »بخونید تا بدونید برنامه ریزی برای چه چیزی کردن و شما چجوری دارین همکاری میکنید با خبر رسانی « خستگی مفرط حالت تهوع اشتیاق شدید به خواب خواب پریشون سریالی خستگی و کوفتگی بعد از خواب مارپیچ‌های بی‌پایان فکری و انسدادهای عاطفی مکرر، و.. ... این تجربه و واقعیت فعلی نه تنها برای افرادی است که در حال بیدار شدن هستند، بلکه برای افرادی که مدت طولانی‌تری در این مسیر بوده‌اند و فرکانس خود را به سطح بُعد پنجم ارتقا داده‌اند نیز صادق است . آنها پیش از این از سهولت و جریان این سطح لذت می‌بردند - کاملاً در حال حاضر ، خود واقعی، اصیل و کاملاً آزادشان. ناگهان احساس می‌کنید که دوباره به نقطه اول برگشته‌اید. چطور ممکنه بعد از این همه کاری که انجام شده، همچین چیزی اتفاق بیفته؟ چطور ممکن است دوباره تا این حد سقوط کرده باشم؟ دلیلی برای آن وجود دارد، و این تجربه می‌تواند به سرعت تغییر کند. ما باید با آگاهی از نحوه‌ی کارکرد ماتریکس و اینکه اگر این تشخیص را نداشته باشیم، چگونه به شدت تحت تأثیر قرار می‌گیریم، شروع کنیم. و خواهش می‌کنم! این چیزی نیست که از آن ناراحت یا ترسیده باشید - هر چه بیشتر با عشق با موقعیت و خودتان رفتار کنید، راحت‌تر می‌توانید از آن عبور کنید. بله، فعالیت‌های خورشیدی و شراره‌های خورشیدی زیادی وجود داشته است - و این قطعاً یکی از توضیحات است. اما به طور کلی، افرادی که فرکانس بسیار بالایی دارند، دیگر حتی به این رویدادها واکنش احساسی، ذهنی و جسمی نشان نمی‌دهند، صرفاً به این دلیل که کار درونی خود را انجام داده‌اند و دیگر با این فرکانس‌های پایین‌تر طنین‌انداز نمی‌شوند. بنابراین باید چیزهای بیشتری در این مورد وجود داشته باشد... و وجود دارد... با این مقاله، می‌خواهیم سطح توهم‌آمیز دوگانگی سه‌بعدی/چهاربعدی را از زاویه‌ای معنوی و نحوه مدیریت کل این ماتریکس برنامه‌ریزی‌شده ارائه دهیم. و - البته - مهمتر از همه، چگونه جریان انرژی واقعی و رفاه خود را دوباره برقرار کنید. ماتریکس و توهم دوگانگی تنها هدف ماتریکس این است که مردم را در ترس نگه دارد . این همان چیزی است که سیستمی که ما در حال حاضر در آن زندگی می‌کنیم، سوخت و انرژی خود را از آن دریافت می‌کند . از یک سو، نهادهایی که به ادامه‌ی فعالیت آن علاقه‌مندند، به طور فزاینده‌ای در تلاش برای یافتن راه‌های جدیدی برای حفظ سطح ترس در میان انسان‌ها هستند، که با افزایش مداوم میانگین فرکانس در سیاره، این امر دشوارتر و دشوارتر می‌شود. از سوی دیگر، آنها همچنین در فریب دادن مردم از طریق ترس، روز به روز خلاق‌تر می‌شوند. فقط همین براشون مهمه: تا ما را در ترس نگه دارند. از همین تغذیه می‌کنند. این هوای پرانرژی است که آنها نیاز به نفس کشیدن دارند. یکی از موذیانه‌ترین راه‌هایی که سازندگان این ماتریکس توانستند ترس را در مردم القا کنند، این بود که ما را به این باور سوق دهند که خدا بیرون از ماست. با مسدود کردن اتصال سیاره به شبکه آگاهانه تمام اطلاعات ( خدا ) که در آن جریان دارد، و تحریک نسل به نسل به سمت آسیب‌های برنامه‌ریزی شده و کارمای دروغین (قساوت به خاطر هیچ چیز جز قساوت)، سازندگان این ماتریکس توانستند ما را فریب دهند و از خدا دور کنند . هزاران سال بعد، زمانی که بشریت کاملاً در بُعد سوم مستقر شده بود و از دیدن اثرات انرژی‌هایی که به آنها متصل هستیم، محروم بود، این موجودات تاریک و منفی خود را به عنوان بازتابی از منبع نور پنهان کردند و از نظر فیزیکی با بسیاری از پیامبران و گوروهای آن زمان ارتباط برقرار کردند. بشریت در قلمروهای اثیری نگهبانان انرژیایی داشته و خواهد داشت که در یک سیستم طبیعی به راحتی می‌توانند برای اهداف یادگیری به آنها متصل شوند. این موجودات منفیِ نور کاذب، خود را به شکل چیزی که اکثر مردم آن را فرشتگان مقرب یا نگهبانان می‌نامند ، درآوردند و بسیاری از پیامبران و گوروها را در یک دوره فشرده برای نامگذاری و نام‌گذاری بی‌نهایت و هدایت آن انرژی به سمت خود قرار دادند و سپس آنها را برای پرسه زدن در جهان فرستادند. نکته فرعی : مهم است که تشخیص دهیم این افراد واقعاً معتقدند که به دیگران کمک می‌کنند. آنها از این موضوع بی‌اطلاع هستند که در حال تبلیغ نظام‌های اعتقادی و ایدئولوژی‌های غلطی هستند که مردم را در ترس، دلبستگی و وابستگی نگه می‌دارد و آنها را کورکورانه از آموزه‌های خود پیروی می‌کند. آنچه از این تعاملات پدیدار شد، آموزه‌ها و مذاهبی بودند که شروع به ساختاردهی و به دام انداختن ما در جعبه‌ای از « هر آنچه هست» کردند .

  • 7 авг.541118

    آیا او «به تصویر هیولا جان می‌بخشد؟» آیا این ماشین که اکنون زنده است، قدرت کشتن تمام کسانی را که MARCC (تراشه کامپیوتری قابل خواندن خودکار چندگانه) کامپیوتر هیولا (شبیه‌سازی و ردیابی منطقه درگیری نبرد) را برنمی‌دارند، در همان نگاه خواهد داشت؟ در نهایت، با وجود این همه وحشت، و این همه آدم با ابزارهایی که می‌توانند این همه آسیب را در مقیاس جهانی ایجاد کنند و تمام بشریت را برای نسل‌های آینده تحت تأثیر قرار دهند، چه کسی رأی نهایی من را به ضد مسیح واقعی می‌دهد؟ او در واقع یک خزنده‌ی مهاجم بنفش غول‌پیکر، وحشتناک و زشت است - با قدرت هیپنوتیزم کردن و نابود کردن ذهن بزرگسالان بی‌شماری و دزدیدن روح نسل‌های بی‌شماری از فرزندان ما. او به طرز موذیانه‌ای مغزهای فعال، باهوش و باهوش را می‌گیرد و آنها را به بلغور جو دوسر تبدیل می‌کند... تمام تکه‌های ناهموار این پازل وحشتناک را کنار هم گذاشتم و این درک وحشتناک تمام وجودم را فرا گرفت... گرفتی!

  • 7 авг.500108

    در سال ۱۹۷۳، کیم به عنوان دبیر مسئول سازماندهی و تبلیغات حزب کارگران کره (KWP) انتخاب شد و در دفتر سیاسی، نهاد اصلی سیاست‌گذاری حزب، رتبه بالایی به او داده شد. در سال ۱۹۹۱ او به عنوان فرمانده عالی ارتش خلق کره منصوب شد. در سال ۱۹۹۲، به همراه پدرش به عنوان مارشال بزرگ، به درجه مارشالی منصوب شد. کیم ایل سونگ رسماً پسرش را به عنوان جانشین خود در ریاست جمهوری تعیین کرد و اولین انتقال قدرت موروثی در یک کشور کمونیستی را رقم زد. کیم ایل سونگ در ۸ ژوئیه ۱۹۹۴ به طور غیرمنتظره‌ای درگذشت. اگرچه هیچ مراسم تحلیف عمومی فوری برای کیم به عنوان رئیس جمهور کره شمالی برگزار نشد، اما در اکتبر ۱۹۹۷، کیم به عنوان دبیرکل حزب کارگران کره شمالی منصوب شد و در سپتامبر ۱۹۹۸، او مجدداً به عنوان رئیس کمیته دفاع ملی، که اکنون بالاترین مقام کره شمالی است، منصوب شد. او به هیچ زبان دیگری صحبت نمی‌کند و هرگز با یک قفقازی ملاقات نکرده است، با این حال گزارش شده است که او یکی از بزرگترین مجموعه‌های پورنوگرافی در جهان را دارد. زادگاه و پیشینه او رسماً «تغییر» داده شده است، و او درست مانند پدرش برای «الهه‌سازی» آماده می‌شود. دولت او بیش از ۱۰۰ «ویلاهای تفریحی» را برای استفاده مقامات دولتی‌اش نگهداری می‌کند. «تیم‌های تفریحی» ویژه از بین دختران سال آخر دبیرستان انتخاب می‌شوند یا از هنگ کنگ و ماکائو ربوده می‌شوند. دختران به دسته‌های رقص، آواز و ارضای جنسی تقسیم می‌شوند. آنها نه تنها سلاح‌های هسته‌ای و سیستم‌های پرتاب موشک در اختیار دارند، بلکه کره شمالی در حال ساخت زرادخانه عظیمی از سلاح‌های بیولوژیکی است. آنها بر روی «بمب‌های بخار» موشکی در جو بالا تمرکز کرده‌اند که می‌توانند آبله، سیاه‌زخم یا سایر بیماری‌هایی را که مدت‌هاست در غرب ریشه‌کن شده‌اند و دیگر واکسن کافی برای آنها وجود ندارد، منتقل کنند. لرد مایتریا پیشینه او به طور کامل در کتاب پیامبر تاریکی (جلد دوم، شماره ۱۵، ۱۵ دسامبر ۱۹۹۴) پوشش داده شده است، او هنوز توسط بنجامین کرم و شرکت SHARE INTERNATIONAL که توسط راکفلر تأمین مالی می‌شود، نمایندگی می‌شود. کرم معتقد است که لرد مایتریا استادی والاتر و تکامل‌یافته‌تر ازعیسی مسیحو اکنون زنده است و در جایی در جامعه آسیایی‌ها در شمال لندن، انگلستان زندگی می‌کند. کرم ادعا می‌کند که مایتریا با بوش و گورباچف در یک قایق تفریحی خلوت در مالت ملاقات کرده است و او همچنان فقط با مقامات عالی‌رتبه دولتی و اعضای نخبه مطبوعات جهان که «قصد دارند ورود او را اعلام کنند» ملاقات می‌کند. اگرچه او هنوز در صحنه جهانی ظاهر نشده است، کرم ادعا می‌کند که وقتی مایتریا ظاهر شود، همزمان از طریق هر تلویزیون در جهان خواهد بود و او به صورت تله‌پاتی به هر زبانی پیام صلح و عشق را ارسال خواهد کرد. کرم از مریدان آلیس بیلی است که در ابتدا تمام کتاب‌هایش را با نام «انتشارات لوسیفر» منتشر می‌کرد، که بعداً به «انتشارات لوسیوس» که در یونانی به معنای لوسیفر است تغییر یافت. کرم از طرفداران صریح سازمان ملل متحد و نابودی ایالات متحده است تا «همه فقرای جهان بتوانند سیر شوند» و به گفته خودش «بیش از 30 سال عضو رسمی حزب کمونیست» بوده است. او به طور گسترده در مسکو آموزش دیده است و نباید به پیام صلح جهانی او، طبق شرایط لرد مایتریا، اعتماد کرد. بیل گیتس بیل گیتس «به طور علنی» ثروتمندترین مرد جهان است. او به ندرت یک ریال هم به خیریه بخشیده است، مگر برای بخشودگی مالیاتی. او بی‌رحمانه کار و ایده‌های دیگران را تقلب کرده و دزدیده است تا به بالای کوه ثروت خود صعود کند. او پیوسته برنامه‌ها، سیستم عامل‌ها و فناوری‌های بی‌کیفیتی ارائه داده و با دستپاچگی و بی‌کفایتی، بیش از هر دشمن خارجی دیگری، پیشرفت کامپیوترها را کند کرده است. اما او واقعاً کالاها را ارزان می‌کند و به نظر می‌رسد همین مهم است. «بخشش» چند میلیارد دلاری اخیر او به خیریه برای تأسیس یک بنیاد تحقیقاتی «ایدز/سرطان» چیزی بیش از یک فرار مالیاتی چند میلیارد دلاری نبود و به عنوان یک معامله پشت پرده انجام شد تا جانت رنو را از شر «همه‌شان را بکش!» خلاص کند. گیتس اکنون بودجه و ساختار قدرت لازم را برای اجرای یک «اقتصاد فوتونیک» جهانی در اختیار دارد، که از اروپا با ECU یا EURO شروع می‌شود. با کارت‌های هوشمند شروع می‌شود و با میکروچیپ‌های قابل کاشت پایان می‌یابد. اگر کسی ابزار و دانش لازم برای قرار دادن «پنجه خرس/بارکد» ۶۶۶ را روی هر مرد، زن و کودکی روی کره زمین داشته باشد، آن شخص او خواهد بود.

  • در رویاهای خودم، مدام چهره‌ای را در مراقبه‌هایم می‌دیدم که آنقدر قوی بود که با دوستم، طراح پلیس، استیو هیل، که در خیابان پایین‌تر از من زندگی می‌کرد، همکاری می‌کردم تا مطمئن شوم که درست متوجه شده‌ام. من این مرد را به وضوح همانطور که در آن زمان بود، می‌دیدم. احساس می‌کردم که او در اوایل قرن حاضر در صفحه اول تمام روزنامه‌های جهان خواهد بود و اعتبار انفجار هواپیماها، ساختمان‌ها و حتی مسموم کردن کل شهرها را به خود اختصاص خواهد داد. آن چهره، همانطور که اینجا می‌بینید، اسامه بن لادن، میلیاردر سلطنتی عربستان سعودی بود که به تأمین‌کننده مالی جهانی تروریسم اسلامی تبدیل شده است. او با بمب‌گذاری سفارتخانه‌های ایالات متحده در آفریقا مرتبط بود و هفته گذشته با بمب‌گذاری‌های آپارتمانی در مسکو که منجر به کشته شدن ۳۰۰ نفر شد، مرتبط بود. او ۱۶۷ موشک استینگر ساخت آمریکا دارد که ما برای جنگ با روس‌ها در افغانستان به او داده بودیم. او اکنون قصد دارد از آنها علیه ما استفاده کند. یک تیم آموزش‌دیده با این نوع سلاح‌ها می‌تواند کل زیرساخت‌های هوانوردی ایالات متحده را از کار بیندازد! شما می‌توانید روزانه ۵ هواپیما را از هر جایی منفجر کنید و هرگز دستگیر نشوید. هرج و مرج عظیمی به بار خواهد آمد. شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این دقیقاً همان چیزی است که در پرواز TWA 800 استفاده شده است، و فدرال‌ها برای لاپوشانی آن زحمت زیادی کشیده‌اند! مطمئن نیستم تولد او چه زمانی است، اما وقتی بفهمم، آن را به دیگران خواهم گفت. باور ندارم که بتوانیم انتظار یک فرد خاص را داشته باشیم. من معتقدم که گروهی از مردان با هماهنگی برای رسیدن به هدف نهایی بردگی تمام بشریت تلاش خواهند کرد. کابوس (یا طرح کلی) جورج اورول "1984"، که با "چکمه زدن بر چهره یک انسان، برای همیشه!" به ثمر می‌رسد. اینها مردانی هستند که من آنها را به عنوان بازیگران کلیدی در هرج و مرج پیش رو می‌بینم: ملک عبدالله (متولد ۳۰ ژانویه ۱۹۶۲) - پادشاه اردن (۱۹۹۹). عبدالله کمتر از ۲ هفته قبل از ادای سوگند به عنوان نایب‌السلطنه اردن، پس از اعلام مرگ بالینی پدرش، حسین اول، به عنوان ولیعهد منصوب شد. عبدالله در طول زندگی بزرگسالی خود یک سرباز حرفه‌ای بوده و تا زمانی که به عنوان ولیعهد اعلام شد، فرمانده نیروهای ویژه اردن بود. نیروهای ویژه در کنترل نظم داخلی اردن نقش محوری داشته‌اند و حداکثر تا سال ۱۹۹۸ در حال فعالیت بوده‌اند. عبدالله سال‌هاست که عمدتاً به خاطر علاقه‌اش به ورزش‌های خطرناک شناخته می‌شود. زندگینامه ۱۹۶۲: ۳۰ ژانویه: در عمان به عنوان پسر ملک حسین اول و ملکه مونا (که نام واقعی‌اش تونی گاردینر است) متولد شد. ۱۹۶۳: عبدالله به عنوان ولیعهد منصوب شد. ۱۹۶۵: پس از آنکه ملک حسین قانون اساسی را اصلاح کرد و به برادران اجازه داد وارث تاج و تخت اردن باشند، عمویش حسن، عبدالله را به عنوان ولیعهد جایگزین کرد. زمینه این تغییر این بود که حسین در معرض چندین سوء قصد قرار گرفته بود و نمی‌خواست خطر سپردن اردن به دست یک نوزاد را بپذیرد. ۱۹۶۶: عبدالله برای تحصیل به انگلستان فرستاده شد. بعدها تحصیلات خود را در ایالات متحده ادامه داد. ۱۹۸۰: عبدالله به آکادمی نظامی بریتانیا در سندهرست پیوست و بعدها در ارتش بریتانیا خدمت کرد. ژوئن ۱۹۹۳: عبدالله با پرنسس رانیا، متولد فلسطین، ازدواج کرد. ۲۵ ژانویه ۱۹۹۹: در یک کودتای دقیقه نودی، عبدالله توسط پدرش به عنوان ولیعهد جدید اعلام و جایگزین عمویش حسن شد. ۵ فوریه ۱۹۹۹: عبدالله یک روز پس از اعلام مرگ بالینی پدرش، به عنوان نایب‌السلطنه اردن سوگند یاد کرد. ۷ فوریه ۱۹۹۹: هشت روز پس از تولد ۳۷ سالگی‌اش، عبدالله چند ساعت پس از مرگ پدرش به عنوان پادشاه جدید تاجگذاری کرد. پنج رئیس جمهور ایالات متحده و سران دولت و دارایی از هر کشوری، از جمله هنری کیسینجر، دیوید راکفلر و تمام خانواده روتشیلد، برای ادای احترام، بوسیدن انگشتر و ادای احترام به پادشاه جوان جدید حاضر می‌شوند. عبدالله ۶ روز مانده به تاریخ مورد نظر ۵/۲/۱۹۶۲ به دنیا آمد. در کتاب «عامل هزاره»، توضیح دادم که چگونه یک مرد جوان شهری را با لباس غربی دیدم که توسط عمویش آموزش دیده و تربیت می‌شود! و اینکه قدرت از عمویش به او منتقل می‌شود! این دقیقاً همان چیزی است که در مورد ملک عبدالله اتفاق افتاده است. دلیلی وجود دارد که دیوید راکفلر، هنری کیسینجر، خاندان روچیلد و پنج رئیس جمهور ایالات متحده، برای بوسیدن انگشتر او و ادای احترام به او آمدند. این مردی است که باید تماشا کرد! کیم جونگ ایل کیم جونگ ایل (متولد ۸ فوریه ۱۹۴۲)، رهبر کره شمالی از زمان مرگ پدرش، کیم ایل سونگ، که از سال ۱۹۴۸ بر این کشور حکومت می‌کرد، در سال ۱۹۹۴ است. کیم جونگ ایل در واتسوکویه، سیبری، در اتحاد جماهیر شوروی سابق متولد شد.

  • 7 авг.428106

    «۵۷. همه این ارقام نمایانگر ادغام عادلانه کتب مقدس با اجرام آسمانی مرئی، یعنی زحل، مشتری، مریخ و سایر اجرام به هم پیوسته هستند، همانطور که در رباعیات به تفصیل بیشتری دیده می‌شود. ای پادشاه متین، اگر برخی از آنها که مورد انتقاد قرار می‌گیرند، مشکلاتی ایجاد می‌کردند، من آنها را حتی بیشتر محاسبه می‌کردم. بنابراین قلمم را کنار می‌گذارم و به دنبال آرامش شبانه می‌روم.» خیلی شبیه کل قرن بیستم به نظر می‌رسد؟ اسلام هنوز منتظر مسیح واقعی خود است، همانطور که یهودیان منتظرند. در قرآن او امام اعظم نامیده شده است. پس از اثبات خود به عنوان یک معجزه‌گر با شگفتی‌های بزرگ، از پله‌های مارپیچی که به سقف مکعب سیاهی که سنگ کعبه در مکه را در خود جای داده است، بالا می‌رود. از آنجا او خود را اعلام می‌کند و تمام اسلام در اطراف آن متحد می‌شود. او جهاد مقدس را علیه کفار اعلام می‌کند و از همه مردان واقعی اسلام می‌خواهد که "جهان را پاکسازی کنند تا همه بتوانند در خدمت اراده واقعی خداوند باشند!" (همه اینها آشنا به نظر می‌رسند؟) واجرا مورتون من بخش زیادی از اطلاعاتم را با جلو رفتن و سپس نگاه کردن به گذشته در طول زمان به دست می‌آورم. آینده‌ی شما آنگاه به تاریخ من تبدیل می‌شود. برای آن دسته از شما که با این خبرنامه آشنا هستید، واجرا مورتون تجسم بعدی من است. من گاهی اوقات جایم را با او عوض کرده‌ام و به صورت آسمانی به خانه‌ی آینده‌اش در نیو اوماها، نبراسکا، که اکنون منطقه‌ای از ایالات متحده‌ی سابق به نام اورشلیم جدید است، رفته‌ام. (داستانش مفصل است!) در کتاب «وقایع وجرا» (شماره‌های ۳۵ و ۳۶ مجله دن)، او یک رهبر اسلامی را توصیف می‌کند که جهاد کبیری را علیه غرب اعلام می‌کند که منجر به تخریب تروریستی تعدادی از شهرهای ایالات متحده و اروپا، از جمله واشنگتن دی سی، و نزدیک شدن به پرتاب موشک هسته‌ای در نیویورک می‌شود. او این شخصیت را «جمال» می‌نامد که واقعاً طعنه‌آمیز است زیرا به معنای «زیبا» است. اما او در ادامه می‌گوید که جمال در مقایسه با حمله‌ی ۲۰۰ میلیون چینیِ بی‌چهره و فریادزن به آمریکای شمالی در حوالی سال ۲۰۱۷ میلادی، دردسر کوچکی است. ما با آنها می‌جنگیم و آمریکا پیروز می‌شود، و آخرین نبرد بزرگ در دنور، کلرادو، در جایی که «فلات داوری» نامیده خواهد شد، رخ می‌دهد. لئونارد هرتزوگ لئونارد هرتزوگ، پیامبر، طالع‌بین و پیشگو که در اوایل قرن بیستم به اوج شهرت خود رسید، بعدها آثارش در کتابی به نام «پیشگویی‌های هزاره» توسط ای.ای. میلن احیا شد. در سال ۱۸۹۹، هرتزوگ تولد ضد مسیح را در ۵ فوریه ۱۹۶۲ در اورشلیم، که در آن زمان هنوز بخشی از سوریه بود، پیش‌بینی کرد. ۵ فوریه ۱۹۶۲ شاهد یک هم‌ترازی بسیار نادر سیارات است که فقط هر چند صد سال یک بار اتفاق می‌افتد، زمانی که خورشید، ماه، مریخ، عطارد، زهره، مشتری و زحل در دلو هم‌تراز می‌شوند. اورانوس در اسد، نپتون در عقرب و پلوتو در سنبله بود که این هم‌ترازی را حتی شدیدتر می‌کرد، اما هیچ یک از این سیارات در سال ۱۸۹۹ کشف نشده بودند. پیش‌بینی او این بود که در این تاریخ، یک رهبر اسلامی با تبار سلطنتی در اورشلیم یا نزدیکی آن متولد خواهد شد، در سال ۱۹۹۹ به قدرت خواهد رسید و مردم عرب را در جهاد نهایی علیه غرب متحد خواهد کرد و اسلام را در کنار «چین بی‌خدا» قرار خواهد داد. او شاهد حمله‌ی AC به اورشلیم و نابودی کامل آن، چند سال پس از آغاز قرن بیست و یکم، بود. هرتزوگ یکی از قهرمانان واقعی و گمنام پیشگویی است و دقت او در توصیف قرن بیستم که پیش روی او در حال وقوع بود، واقعاً شگفت‌انگیز بود. در سپتامبر ۱۹۹۲، من پیش‌بینی هرتزوگ را پذیرفتم و از ستاره‌شناس لویی توری خواستم نموداری را بر اساس آن داده‌ها رسم کند که من آن را در کتاب دست‌نوشته‌ام با عنوان «عامل هزاره» چاپ کردم. با وجود تمام آن سیارات در دلو، نشان انرژی هسته‌ای، این مرد از استفاده از سلاح‌های هسته‌ای یا جنگ بیولوژیکی برای رسیدن به اهدافش دریغ نمی‌کند. جین دیکسون... پیشگو و پیشگوی بزرگ آمریکایی، نیز از پیش‌بینی‌های هتزوگ استفاده کرد، [چه می‌دانست چه نمی‌دانست] و اطلاعات بسیار دقیقی در مورد AC ارائه داد. او گفت که او در ۵ فوریه ۱۹۶۲ به دنیا خواهد آمد، و او را «در لباس شاهزاده مصر» دید. اینکه او سرشار از عشق و نور خواهد بود، اما سپس به سوی تاریکی روی خواهد آورد "خنجری خون‌آلود! قاتل ملکه صلح". او بر خون و تبار سلطنتی او، چگونگی ادای احترام رهبران جهان به او و چگونگی روی آوردن تمام جهان به او به عنوان کسی که ظاهراً مشکلات خاورمیانه را حل می‌کند، تأکید کرد، اما در آخرین لحظه رو برگرداند و "اورشلیم را ویران کرد!" به نظر می‌رسد که ویران کردن اورشلیم و تبدیل آن به خاکستر، مضمون تکراری تمام این سناریوها باشد. نظرات و نامزدها

  • 7 авг.513168

    نسخه نوستراداموس این پیرمرد در ارائه جزئیات دقیق در مورد رهبران بزرگ دیوانه جهان دقیق‌تر از هر کسی بوده است، بنابراین بهتر است به آنچه می‌گوید توجه کنیم. تنها مشکل واقعی این است که او هرگز واقعاً انگشت خود را به سمت آخرین ضد مسیح بزرگ دراز نمی‌کند! تقریباً به نظر می‌رسد که او با اکراه با خط مسیحیت همراه می‌شود، فقط به اندازه‌ای که جان خودش را نجات دهد. این پزشک خوب سه دجال بزرگ را دید و جزئیاتی از دوران خونین آنها را ارائه داد. نوستراداموس، که فرانسوی بود، بیشترین توجه را به اولین نفر نشان داد که به وضوح او را ناپلئون بناپارت نامید. دویست سال قبل از تولدش، او حتی در یکی از رباعیاتش او را به نام صدا می‌زند، اما آن را اشتباه می‌نویسد. وقتی ناپلئون درگذشت، نام او روی مقبره‌اش اشتباه نوشته شد، دقیقاً همانطور که نوستراداموس در رباعیاتش اشتباه نوشته بود! دومین پادشاه امپراتوری روم همچنین به عنوان یک پادشاه ژرمنی شمال به نام "هیستر" نامگذاری شد و اینکه او از سرزمینی خارجی به آلمان خواهد آمد، همانطور که ناپلئون از کورسیکا آمد. هیتلر در سواحل رودخانه دانوب در اتریش متولد شد، که در دوران باستان "رودخانه هیستر" نامیده می‌شد، و هیتلر، مانند رودخانه، واقعاً از اتریش به آلمان "جاری" شد. سومین و آخرین ضدمسیح بزرگ هرگز مستقیماً نامگذاری نشده است. اگرچه، هنگامی که او به قدرت برسد، ممکن است نامی واضح برای او وجود داشته باشد که فقط با نگاه به گذشته قابل تشخیص است. نوستراداموس از این نظر حیله‌گر است. هیچ کس تا مدت‌ها پس از این واقعه، اشاره به "هیستر" و چگونگی ارتباط آن با تاریخ و منشأ او را درک نکرد. به نظر نمی‌رسد نوستراداموس همیشه به یک شخص نگاه می‌کند. سرنخ‌های دیوانه‌کننده‌ای وجود دارد. به ما نام RAYPOZ به عنوان نوعی آناگرام داده شده است. به ما نام Mabus داده شده است که اگر آن را بنویسید و در آینه نگه دارید (یک ترفند قدیمی نوستراداموس) "sudaM" می‌شود. اما حتی کلمه "Maubus" در زبان فرانسوی به معنای "ایجاد وحشت! ایجاد ترس! کشتن در شب! قتل بی‌هدف" است. او همچنین می‌گوید که نامش وحشیانه است و تلفظ آن برای غربی‌ها تقریباً غیرممکن است. اما او همچنین او را «شاهزاده ایرانی» و «مردی با عمامه آبی» می‌نامد. این به هیچ وجه به اندازه آنچه اورسن ولز در «مردی که فردا را دید» می‌خواهد به شما القا کند، واضح نیست. تنها چیزی که به نظر می‌رسد مورد توافق است این است که او رهبر یک کنفدراسیون بزرگ اسلامی خواهد بود. برخی از مفسران نوستراداموس معتقدند که او به ایتالیا حمله می‌کند، رم را با خاک یکسان می‌کند و به مناطق نرم اروپا پیشروی می‌کند. اما این نوع جابجایی دسته‌جمعی جمعیت‌ها و سربازان، همان چیزی است که نوستراداموس به آن عادت دارد، پس چرا او جزئیات بیشتری را مطرح نمی‌کند؟ در عوض، رباعیات و پیش‌بینی‌های او کم‌کم محو می‌شوند و به طرز مرموزی حدود سال ۲۰۰۵ به پایان می‌رسند، اگرچه او چند اشاره دیگر به تاریخ‌های خاص بعدی می‌کند. در «نامه به هنری دوم، پادشاه فرانسه»، نوستراداموس رؤیاهای خود از آینده را با عبارات خاصی بیان می‌کند. او دوران هر سه ضد مسیح را شرح می‌دهد و سرنوشت و شکست دو نفر اول را بیان می‌کند، اما سومی را ذکر نمی‌کند. پس از شکست هیتلر توسط پادشاه آکیلون (شمال، ایالات متحده)، او عصر آخر را اینگونه توصیف می‌کند: «۵۵. پس از آن، دجال دوباره، برای آخرین بار، شاهزاده جهنمی خواهد بود. تمام پادشاهی‌های مسیحیت، حتی پادشاهی‌های کافران، به مدت ۲۵ سال خواهند لرزید.» جنگ‌ها و نبردها شدیدتر خواهند بود و شهرها، شهرستان‌ها، قلعه‌ها و تمام بناهای دیگر سوزانده، ویران و نابود خواهند شد، با خونریزی فراوان از راهبان، تجاوز به زنان متاهل و بیوه‌ها، و کودکان شیرده که به دیوارهای شهرها کوبیده و خرد می‌شوند. به وسیله شیطان، شاهزاده دوزخ، آنقدر شرارت رخ خواهد داد که تقریباً تمام جهان خود را نابود و ویران خواهد یافت. پیش از این رویدادها، برخی از «پرندگان نادر» [ترجمه تحت‌اللفظی: اشیاء پرنده غیرمعمول!] در هوا فریاد خواهند زد: هوی! هوی! [امروز! امروز!]، و مدتی بعد ناپدید خواهند شد! ۵۶. پس از آنکه این [وضعیت] برای مدت طولانی دوام آورد، سلطنت دیگری از زحل و عصر طلایی تقریباً از سر گرفته خواهد شد. خدای خالق با شنیدن رنج قوم خود، فرمان خواهد داد که شیطان را به اعماق چاه بی‌انتها بیندازند و در آنجا زندانی کنند. سپس صلح جهانی بین خدا و انسان آغاز خواهد شد و شیطان حدود هزار سال زندانی خواهد ماند و سپس کاملاً آزاد خواهد شد.

  • 7 авг.6511111

    در انتهای گالری بزرگ، پله بزرگ قرار دارد که مربوط به سال ۱۸۴۴ میلادی است ، که دوران بی‌سابقه‌ای از پیشرفت بشر را آغاز می‌کند، اما همچنین به عصر تکنولوژیکی که آن را "جهنم روی زمین" می‌نامند، منتهی می‌شود. این پله در سال ۱۹۱۴ میلادی مسطح می‌شود و به "عصر تناسخ جهانی" یا آنچه مسیحیان "رستاخیز مردگان و موجودات زنده" می‌نامند، اشاره دارد. شش میلیارد نفر محرک عصر نهایی خواهند بود، زیرا به این معنی است که هر کسی که تا به حال زندگی کرده است، سرانجام برای "روز بزرگ داوری" زنده خواهد بود. در سال ۱۹۳۳، آگاهی مسیح شروع به نفوذ در جو زمین می‌کند و منجر به آگاهی بالاتر، فرکانس صعود و تغییرات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی می‌شود که منعکس کننده آن ارتعاش جدید است. همانطور که یک نیروی مثبت که در یک جهت حرکت می‌کند، نیروی منفی برابر و مخالف خود را ایجاد می‌کند، یک «مثلث معکوس ضد مسیح» وجود دارد که از سال ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۴ ادامه دارد. این دوره، ظهور و سقوط یک «ضد مسیح» یا «عصر ضد مسیح‌ها» را نوید می‌دهد. این زاویه (طبق اندازه‌گیری‌های تامپکینز و لموسیوئر) از نوامبر ۱۹۳۳، دقیقاً ماهی که آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم آلمان انتخاب شد، آغاز می‌شود و با «تکمیل مأموریت ضد مسیح» در آوریل ۱۹۴۴ پایان می‌یابد. این نشان نمی‌دهد که این ضد مسیح در آن زمان می‌میرد. هیتلر با استفاده از صلیب شکسته، دو چراغ قوه اس‌اس، خورشید سیاه، صلیب آلمانی و وریل، از تمام نمادهای نژاد باستانی آریایی استفاده و آنها را تحریف کرد. او از هر ترفندی برای تثبیت خود به عنوان مسیح "قانون سوم ۱۰۰۰ سال" استفاده کرد. او ملتی را که در ویرانه‌های کامل مالی، صنعتی، کشاورزی و سیاسی بود، در کمتر از ۶ سال به فتح جهان نزدیک کرد. او برای مدتی توسط پیروانش و مردم آلمان پرستش می‌شد و بیش از هر کسی از زمان ناپلئون یا اسکندر به تأسیس "سلسله مسیحایی" نزدیک شد. کدگذاری زمانی نشان می‌دهد که عصر دجال‌های بزرگ به پایان رسیده است و اکنون فقط حماقت بشر است که نابودی ما را به ارمغان می‌آورد و ادامه می‌دهد. طبق گفته هرم بزرگ، پایین‌ترین نقطه آگاهی برای تمام بشریت در سال ۲۰۰۵ میلادی آغاز می‌شود، زمانی که بشر به درون گودال بزرگ ۱۵۱ فوت زیر هرم سقوط می‌کند . این دوره تاریک در سال ۲۰۲۵ میلادی با استقرار مجدد تمدن، نشانه ای در آسمان در ۱۷ سپتامبر ۲۰۳۴ و بازگشت "مبدع مسیح" در ۳۱ اکتبر ۲۹۳۹ میلادی به پایان می رسد.

  • ضد مسیح نسخه کتاب مقدس اولین دشمن زمینی تا مکاشفه ۱۲:۷ ظاهر نمی‌شود، زمانی که میکائیل و فرشتگانش اژدهای بزرگی را از آسمان به زمین می‌اندازند که «ابلیس و مدعی، فریب‌دهنده‌ی تمام جهان» نامیده می‌شود. اولین اقدام اژدها، تعقیب زنی است که پسری به دنیا آورده بود که «با عصای آهنین بر تمام ملت‌ها حکومت خواهد کرد» یک پیامبر دروغین (ضد یحیی تعمید دهنده) به نظر می‌رسد که قادر به انجام معجزات بزرگ و پیشگویی دقیق وقایع آینده است. او موجودی شیطانی را که در روزهای آخر قبل از ظهور دوم خود را در برابر مسیح و قوم خدا قرار خواهد داد، پیش بینی و به آن اعتبار می‌بخشد. این اصطلاح فقط در نوشته‌ها و سناریوی یوحنا در مکاشفه استفاده شده است. این به کسی اشاره دارد که در مقابل تمام آنچه عیسی مسیح نماینده آن است، می‌ایستد (اول یوحنا ۲:۱۸، ۲۲؛ ۴:۳؛ دوم یوحنا ۷). یوحنا نوشت که چندین دجال در زمان او وجود داشتند - معلمان دروغینی که الوهیت و تجسم مسیح را انکار می‌کردند، اما دجال اعظم تاریخ در زمانی در آینده ظهور خواهد کرد. کار اصلی ضد مسیح فریب است، که همچنین مشخصه شیطان در تلاش‌هایش برای تضعیف کار خدا در جهان است. از نظر کتاب مقدس، فریب شیطان در باغ عدن (پیدایش ۳) آغاز می‌شود و تا پایان زمان ادامه می‌یابد. اژدها (یا مار) مکاشفه ۱۲، شیطان است، همان ماری که در پیدایش ۳ به آن اشاره شده است. بنابراین، می‌توان رشته کار فریبکارانه شیطان را از پیدایش تا مکاشفه ردیابی کرد. این کار در ضد مسیح به اوج خود می‌رسد، کسی که اقتدار و قدرت خود را از اژدها دریافت می‌کند. (مکاشفه ۱۳:۴). کار شیطان از طریق ضد مسیح ریشه در پیشگویی‌های دانیال دارد که از وحشی با ده شاخ و یک شاخ کوچک صحبت می‌کند (دانیال ۷: ۷-۸). قدیم الایام، وحشی را خواهد کشت و آن را در آتش خواهد انداخت (دانیال ۷: ۱۱). سپس، به گفته دانیال، کسی مانند پسر انسان پادشاهی جاودان را دریافت خواهد کرد (دانیال ۷: ۱۳-۱۴). ضد مسیح مجموع تمام جانورانی خواهد بود که در دانیال ۷ (مکاشفه ۱۳: ۱-۴) به آنها اشاره شده است. او سخنان متکبرانه و لاف‌زننده خواهد گفت و توسط پیامبر دروغین یاری خواهد شد، که تمام زمین را وادار به پرستش او خواهد کرد (مکاشفه ۱۳: ۱۱-۱۲) و نشان او را دریافت خواهد کرد (مکاشفه ۱۳: ۱۶-۱۷) که عدد جانور ۶۶۶ است، یک نام رمز مرموز. کسانی که دجال را می‌پرستند، به دلیل خشم خدا، عذاب حتمی را تجربه خواهند کرد (مکاشفه ۱۴: ۹-۱۱). دجال علیه مسیح و لشکرش می‌جنگد، اما دستگیر می‌شود و «زنده به دریاچه آتشِ افروخته شده با گوگرد انداخته می‌شود» (مکاشفه ۱۹:۲۰). بعداً شیطان، یک موجود جداگانه، به او می‌پیوندد و آنها با هم «شبانه‌روز تا ابد عذاب خواهند کشید» (مکاشفه ۲۰:۱۰). شیطان، وحش (یا دجال) و پیامبر دروغین، تثلیث نامقدس را تشکیل می‌دهند و پدر، پسر و روح‌القدس را جعل می‌کنند. پس از شرارت و رنج فراوان علیه مسیح و قومش، شورش شیطانی با قدرت خدا در هم شکسته خواهد شد. اگرچه پولس رسول هرگز از اصطلاح «ضد مسیح» استفاده نمی‌کند (زیرا خود نام عیسی مسیح تا سال ۳۲۶ میلادی ابداع نشده بود، بنابراین ویرایش و جعل بسیار سنگینی در حال انجام است!)، اما او در مورد ارتداد بزرگ یا «انحراف» که قبل از بازگشت مسیح رخ خواهد داد، نوشته است (دوم تسالونیکیان ۲: ۱-۱۲). دجال همچنین «بی‌قانون» نامیده می‌شود (آیه ۹) که با قدرت و الهام شیطان، شورش نهایی علیه خدا را رهبری خواهد کرد (آیه ۳)، اما در زمان ظهور خداوند نابود خواهد شد. پولس از مؤمنان می‌خواهد که در ایمان خود ثابت قدم باشند و فریب دجال را نخورند، کسی که «انواع معجزات، نشانه‌ها و شگفتی‌های دروغین» را به نمایش خواهد گذاشت (دوم تسالونیکیان ۲:۹). داستان با ظهور سوارکار اسب سفید در آسمان و به دنبال آن لشکرهای آسمان در نبرد آرماگدون به پایان می‌رسد. وحش و پادشاهان زمین نبرد سختی را پشت سر می‌گذارند، اما همگی کشته می‌شوند و «پرندگان از گوشت آنها سیر می‌شوند!» (مکاشفه ۱۹) نسخه هرم بزرگ هرم بزرگ جیزه یک کد هندسی مقدس پیشگویانه دارد که آن را به یک ساعت غول‌پیکر تبدیل می‌کند . پیشگویی سنگی که ۷ "روز" ۱۰۰۰ ساله را توصیف می‌کند. این پیشگویی از روند تکامل معنوی انسان که در این سیاره رخ می‌دهد "صحبت می‌کند" و ممکن است بارها و بارها اتفاق بیفتد، زمانی که کهکشان در یک چرخه ۲۶۰۰۰ ساله به موقعیت‌های خاصی می‌رسد . درست در ابتدای تالار بزرگ گرانیتی صیقلی با ارتفاع ۶۰ فوت و ۷ طبقه، یک «مثلث مسیحایی» وجود دارد . این مثلث به تولد «مبارک بزرگ مسیحایی» در سال ۲ قبل از میلاد و تکمیل مأموریت و روشن‌بینی نهایی او (نه مرگش) در آوریل سال ۳۳ میلادی اشاره دارد.

  • تاریخ پر از شخصیت‌های پلید زیادی بوده است. اما آن مردان فقط روسای اسمی سازمان‌های بسیار شرورتری بودند که باعث مرگ و ویرانی‌های بی‌شماری شدند. هدف نهایی آنها این بود که مطمئن شوند بشریت تکامل نمی‌یابد. دانیال نبی، در رؤیایی شگفت‌انگیز از آینده، جزئیات و تاریخ‌های دقیقی را بر اساس ۲۳۰۰ «روز» یا سال نبوی ارائه داد. پیشگویی او از سال ۴۵۶ قبل از میلاد، زمانی که پایه‌های معبد سلیمان گذاشته می‌شود، آغاز می‌شود و اگر به سادگی حساب کنید، در سال ۱۸۴۴ میلادی به پایان می‌رسد، جایی که «خیمه» زمین، دوران «پاکسازی با آتش» را آغاز خواهد کرد. دانیال امپراتوری‌های بابل، اسکندر کبیر و پارسیان و عصر روم را پیش‌بینی می‌کند. او سال‌های تولد مسیح، طرد او توسط یهودیان و مرگ را پیش‌بینی می‌کند. بسیاری آخرین امپراتوری‌ای که او از آن صحبت می‌کند را با آخرین ضدمسیح در پایان عصر اشتباه می‌گیرند. دانیال کنفدراسیونی ده (10) ملتی را پیش‌بینی کرد که بر روی هفت تپه روم به عنوان یک امپراتوری رومی اصلاح‌شده، پس از عصر طلایی روم، متولد خواهد شد. این امپراتوری "پاهای گلی" خواهد داشت که بر دروغ و فریب استوار است. این امپراتوری سلسله‌ای از رهبران خواهد داشت. این امپراتوری یک زبان جهانی و یک دین جهانی را اعمال خواهد کرد و عصری از سرکوب و تاریکی را به ارمغان خواهد آورد. دشمنان خود را در آتش خواهد سوزاند و "مقدسین را آزار و اذیت خواهد کرد"، حتی تعداد کشته‌شدگان در یک دوره را 15000 نفر اعلام کرده است. سازمانی که دانیال توصیف می‌کند، به وضوح کلیسای کاتولیک است. کلمه "کاتولیک"، مطابق با دانیال، حتی به معنای "جهانی" است. این کلیسا حتی تفتیش عقاید را برای آزار و اذیت شوالیه‌های معبد آغاز کرد و ۱۵۰۰۰ نفر از آنها را از سال ۱۳۰۵ تا ۱۳۶۰ میلادی در آتش سوزاند. کمر این «ضد مسیح» در سال ۱۷۹۸ میلادی، دقیقاً همانطور که دانیال پیشگویی کرده بود، شکسته شد، زمانی که ناپلئون به ایتالیا حمله کرد و تاج برگ بو را از دست پاپ گرفت و آن را روی سر خود گذاشت و گفت: «من اقتدار شما را به رسمیت نمی‌شناسم!» ارتش واتیکان منحل شد و پاپ از قدرت آزار و اذیت مرتدان محروم شد، کاری که به شما اطمینان می‌دهم اگر می‌توانستند، امروز انجام می‌دادند، زیرا این هنوز سیاست رسمی کلیسا است (آن را جستجو کنید!). سپس به «یوحنای الهی» می‌رسیم که رؤیاهای شگفت‌انگیز خود را در جزیره یونانی پاتموس دید. نامه‌های او به هفت مجمع آسیای صغیر در سال ۹۶ میلادی به کتاب مکاشفه تبدیل شد. این کتاب تنها در نسخه نهایی کتاب مقدس در شورای تولدو در قرن دهم گنجانده شد و تنها با یک رأی اختلاف، زمانی که پاپ پس از ویرایش شدید و بازنویسی وحشیانه، رأی به شکستن تساوی مطلق به نفع آن داد، به فهرست کتاب‌های مقدس راه یافت. شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد یحیی در واقع همان ایلعازر بود که عیسی او را از مرگ زنده کرد. بیشتر برداشت‌های امروزی ما از ضد مسیح از او سرچشمه می‌گیرد. اما باید اشاره کنم که تمام فرشتگان، اسب‌ها، مهرها، جانوران و جام‌هایی که رها می‌شوند، شکسته می‌شوند و بر زمین ریخته می‌شوند، توسط خدا آورده شده‌اند و ارتباط چندانی با یک موجود بسیار شرور انسانی ندارند. با این حال، آنها موضوع اصلی این مقاله نیستند

  • 7 авг.8711310

    آنتی مسیح نوشته‌ی شان دیوید مورتون، ۹/۱۹۰۷ فیزیک جهان ایجاب می‌کند که طبیعت در تضاد باشد . همواره در مورد بقای شایسته‌ترین است، زیرا تکامل جسمی و روحی راه خود را به سمت بالا هموار می‌کند. این بدان معناست که هر سیستم کاملی باید یک نیروی برابر و متضاد داشته باشد. یک نیروی مکمل. بار الکتریکی مثبت، که با بار منفی در تضاد است، نیروی سومی را ایجاد می‌کند که ترکیبی متعادل از این دو است. #کابالا آن را نیروی "دات" می‌نامد. گرایش‌های انسان‌محورانه‌ی بشریت معمولاً انسان را مهم‌ترین موجود در جهان هستی می‌داند و جهان را بر اساس ارزش‌ها و تجربیات انسانی تفسیر می‌کند. ذهن انسان‌محور ما ویژگی‌های انسانی را به چیزهای غیرانسانی نسبت می‌دهد . بنابراین ما قدرت‌های بی‌نهایت خلقت را بر اساس خانواده‌ی انسانی می‌بینیم. پدر به عنوان نیروی مولد، مادر (یا روح القدس) به عنوان نیروی پرورش دهنده و فعال، و ترکیب یا تعادل این نیروهای مذکر و مؤنث، به عنوان پسر/دختر یا کودک. این نیروی سوم معمولاً نمایانگر تخریب و تمایلات جنسی است. نابود کردن آنچه قبلاً آمده است، اما کاشتن بذرهای تولد دوباره برای شروع چرخه بعدی با پسر که نقش جدید پدر را بر عهده می‌گیرد. این تثلیث مقدس ایده‌ای است که از ابتدای زمان در تمام فرهنگ‌های بشری وجود داشته است. بشریت همه چیز را از دیدگاه شخصی می‌بیند. ما تعامل طبیعی منفی/مثبت جهان را از نظر خیر در مقابل شر، خدا در مقابل #لوسیفر، #عیسی در مقابل #شیطان، #بودا در مقابل #مایا، #مسیح در مقابل ضد مسیح و غیره می‌بینیم. چیزی شبیه به دیدگاه #فدراسیون جهانی کشتی از کیهان. اگر چیزی برای من بد است، برای جهان هم بد است. موش فقط می‌تواند چیزها را از دیدگاه خود در پایین زنجیره غذایی ببیند. عقاب الگوی همه چیز و نحوه عملکرد هماهنگ آنها را می‌بیند. با این اوصاف، هر دین بزرگی در جهان، نوعی از آخرین درگیری جهانی بین #نیروهای_خیر_شر را به خود دیده است. #شر، از دیدگاه ما، به طور طبیعی انگلی است و نمی‌تواند به تنهایی وجود داشته باشد. انگل باید از ارگانیسم میزبان تغذیه کند. بنابراین، اگر یک #تثلیث_مقدس وجود دارد، پس باید یک تثلیث مقدس سازمان ملل نیز وجود داشته باشد. یک پدر مقدس سازمان ملل، یک مادر مقدس سازمان ملل (روح مقدس؟) و یک پسر مقدس سازمان ملل (که گمان می‌کنم فقط نوشابه سازمان ملل را می‌نوشد!/... ببخشید). اما بهشت ​​یک دین، جهنم دین دیگری است. بومیان آمریکا و همه مردمان بومی مغلوب، عیسی مسیح و فرشتگانش را شیطان و لشکر شیاطین او می‌دانستند، زیرا مسیحیانی که آنها را آورده بودند، مرتکب #نسل‌کشی گسترده شدند و تمام تمدن‌ها را از بین بردند، زیرا خدای آنها «به آنها گفته بود این کارو بکنند« آنها معتقدند وقتی دیو بزرگ سفید و مردمان شیطانی آسمان برای آخرین بار حمله کنند (بازگشت عیسی و قدیسان)، فرزندان سیاره مانند «بوفالو که از فرزندانشان محافظت می‌کند و تا پای جان برای دفاع از فرزندانشان می‌جنگد» در سراسر جهان خواهند چرخید. # تلمود_یهودی نمونه دیگری است: «شما (قوم یهود) مرا، یهوه، تنها پروردگار حقیقی جهان ساخته‌اید، پس من هم تو را تنها حاکم جهان خواهم ساخت.» تلمود IV/4/81 «همانطور که یهودیان انسان هستند، غیر یهودیان انسان نیستند، بلکه گاو هستند.» (goyim=گاو انسانی) کریثوت 6b صفحه 78، جبهاموث 61a «وقتی مسیح بیاید، همه برده یهودیان خواهند بود!» اروبین 43b. باعث میشه آدم تعجب کنه که دقیقاً کی قراره «رئیس» رو بسازه؟ قبل از اینکه فکر کنید دارم به کسی ایراد می‌گیرم، این نقل قول‌ها از تلمود تنها نمونه کوچکی از آموزه‌های بیش از ۲۵۰ دین مختلف است که همه فکر می‌کنند مسیح بزرگ «آنها» خواهد آمد و آنها را به قدرت خواهد رساند! کاتولیک‌ها، مورمون‌ها، هندوها، مسیحیان بنیادگرا، باپتیست‌ها... حتی اکثریت اخلاقی، همه فکر می‌کنند وقتی مسیح بیاید، همه به جز آنها در دردسر زیادی خواهند افتاد و نسخه آنها از حقیقت با زور و درد مرگ به بقیه جهان تحمیل خواهد شد و هر کسی که با این برنامه همراه نشود، "پاکسازی" می‌شود، که اصطلاح خوبی برای "اعدام" است. بنابراین، از منظر تاریخی و تحقیقی، می‌توانید مشکل شناسایی یک فرد فوق‌العاده شرور را ببینید، کسی که قرار است تجسم فیزیکی خود لوسیفر باشد، به همراه همدستان او، پیامبر دروغین و دیو، که آخرین جنگ بزرگ را علیه تمام بشریت به راه انداخته‌اند. بنابراین اگر به کلمه یونانی "کریستوس" یا مسیح به معنای "خداشناس" یا "مسح‌شده‌ای که خدا را در درون خود دارد" نگاه کنیم، آنگاه مسیح نمایانگر دانش، خرد، صداقت، حقیقت، مهربانی، نیکوکاری و آزادی است. یک ضد مسیح، نقطه مقابل همه اینها خواهد بود.

  • видео или голосовое, без подписи

Kandlus — tgindex