tgindex

♥مسلک عاشقان ❤️

описание

《«خانقاه عرفان»》➣ آنانی که با افکاری پاک و فطرتی زیبا در قلب دیگران جای دارند را هرگز هراس از فراموشی نیست،چرا که جاودانند 💟 @dashz @dashz 💟 https://t.me/joinchat/YMhtqJvnxOc0ZDRk

1 266
подписчиков
Охват к подписчикам
3,9%
ERR
Реакции к просмотрам
2,93%
134 на 50 постов
Пересылки к просмотрам
2,45%
112
Постов в день
7,3
всего 126

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 13 авг.ای پری پیکر به دام خود اسیرم کرده ای در کمند زلف خود چون صید گیرم کرده ای22,73%
  • 12 авг.ای پری پیکر به دام خود اسیرم کرده ای در کمند زلف خود چون صید گیرم کرده ای9,84%
  • 13 авг.سلام دوستان خوب من امیدوارم در این جهان در هر کجا هستید در صحت و سلامتی و فارغ از غم و اندوه باشید و سرشار و لبریز از عشق و عاشقی باشید ☺️😊8,82%
  • 11 авг.ای پری پیکر به دام خود اسیرم کرده ای در کمند زلف خود چون صید گیرم کرده ای8,33%
  • 14 авг.به همه زبان ها بار خواستم تا به زبان اندوه بار نخواستم،بار ندادند سلطان بابا بایزید جان بسطامی یک حرف صوفیانه5,80%
  • 14 авг.وقتی عمیقاً درک می‌کنی که هر انسان به اندازه‌یِ سطحِ آگاهی‌اش " می‌بیند " ، " می‌فهمد " و " رفتار " می‌کند ، دیگر خشم معنایِ خود را از دست می‌دهد . آن‌وقت به جایِ واکنش ، " درک " می‌آید ؛ به جای رنج ، " شفقت " ... . و رهایی … بی‌صدا رخ می‌دهد . نه با هیاهو ، بلکه در سکوتی ژرف که فقط دلِ بیدار آن را می‌شناسد ...5,80%
  • 14 авг.منتظری طوفان بگذرد یا رقص در طوفان را آموخته ای؟ 😊☺️5,75%
  • 13 авг.به صلیبِ صدا ؛ مصلوبم ای دوست تو گمان مَبَری ؛ مغلوبم ای دوست5,26%
  • 12 авг.هو الحق درویش عیب را نمی‌بیند... عیب را می‌پوشاند.. ❤️5,04%
  • 12 авг.آدم‌های ساده را بی هیچ دلیلی دوست دارم آدم هایی که خودشان هستند. و نقش بازی نمی کنند، سادگی،شیک ترین ژست دنیاست 🌹🌹4,29%
  • 12 авг.☺️😊3,94%
  • 12 авг.با مدّعی مگویید، اسرارِ عشق و مستی تا بی‌خبر بمیرد، در دردِ خودپرستی عاشق شو اَر نَهْ روزی، کارِ جهان سرآید ناخوانده نقشِ مقصود، از کارگاهِ هستی دوش آن صنم چه خوش گفت، در مجلسِ مُغانَم «با کافران چه کارت؟ گر بت نمی‌پرستی» سلطانِ من خدا را، زُلفَت شکست ما را تا کِی کُنَد سیاهی، چندین درازدستی؟ در گوشهٔ سلامت، مستور چون توان بود تا نرگسِ تو با ما، گوید رموزِ مستی آن روز دیده بودم، این فتنه‌ها که برخاست کز سرکشی، زمانی، با ما نمی‌نشستی عشقت، به دستِ طوفان، خواهد سپرد حافظ چون برق، از این کشاکش، پنداشتی که جستی #حافظ غزل شمارهٔ ۴۳۵3,80%