tgindex
دِ چه خَبر * گُله گُله خَبر

دِ چه خَبر * گُله گُله خَبر

Статистика

کانال (دِ چه خبر) اشتراک آخرین خبرها ،فرهنگ ، آداب ورسوم مردم شهرستان مهدیشهرخواستگاه ایل سنگسری ( دِ ) در فرهنگ دهخدا به شهرهایی اطلاق میشودکه دهبان داشته و وردی وخروجی شهر را با (بند) اسم گذاری میکردندمثلا (رابند،دربند) ارتباط با ادمین @hajialian3417

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
285
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
488
27 постов
Вовлечённость
171,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 27
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
11
1/48двое суток
12
1/72трое суток
13

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • شایع ترین سرطانها در جهان به ترتیب عبارتند از 👈 ریه: پیشگیری با کلم بروکلی 👈 سینه: پیشگیری با چای سبز 👈 روده بزرگ: پیشگیری با سیر 👈 پروستات: پیشگیری با گوجه 👈 معده: پیشگیری با زنجبیل

  • без подписи

  • 12 авг.91из dechekhabar

    حاجی علیان گزارشی دارد از تولید (آرشه) سنگسری آرشه نوعی فراورده لبنی ویژ(خیل خونهای)سنگسری است . (آرشه)ازدوواژه(آر)یعنی آسیاب کردن (شه) به معنی سه درزبان سنگسری است (پنیرزیردستان کدبانوهابا کلیززدن همانندگندم درآسیاب پودرمی شود )بخاطر ظرافت وسختی کاردرتهیه آرشه باید سه نفر با هم همکاری کنند (آرشه )را برای اولین بار کدبانویی به نام (زریشوم) تولید کرده است.آرشه قابلیت نگه داری بدون (یخچال) تا (پنج ) سال را دارد آرشه سنگسری : به شماره 1367 در تاریخ 22 اسفند 1395شمسی برابر با 3415 سنگسری توسط یدالله حاجی علیان محقق و پژوهشگر فرهنگ فولکلور ثبت ملی شده است . تصاویربرداری درییلاق( دِجمار) دامنه کوه دماوند دهه نود . دِ چه خبر گله گله خبر

  • 11 авг.1 533111

    حاجی علیان مهمان می کند دوست داران فرهنگ عامه را تا در خصوص واکسناسیون دامها در بین عشایر ( خیلخونهای ) سنگسری که از یک روش خواص و یادگاری از ایران باستان است رادر بین کوچندگان البرز به تماشا بنشینید . سنگسریها از دوهزار سال پیش برای مقابله با ویروس با یک روش بسیار ساده دامهای خود را واکسینه میکردند این گفتگو در اَمرداد سال 1400 ضبط و پخش شده است دِ چه خبر گله گله خبر

  • 8 авг.8737из AxNegarBot

    ‍ خبر نگار کیست ( قسمت دوم ) به نام دانای هستی باید انعکاس دهنده دستهای پینه بسته رفتگر باشد ویا انعکاس دهنده نیازمندانی باشد که کارتون و پلاستیک جم می کنند تا کمر درون سطل های زباله به دنبال یک لقمه نان می گردند ویا کورخوابی را تجربه می کنند ویا نظاره گرقیمتهای نجومی مسکن و خودرو، ویا تماشاگرانهایی که در صف نان نسیه ایستاده اند . خبر نگار خودش که دائم در معرض خطر هست بماند ولی باید کادربندی اش از نقطه طلایی هم طلایی تر باشد ، پیش زمینه و پس زمینه را خوب بچیند . صدای هام و موسیقی دلنواز شایدم گوشخراش نواخته باشد ،از ضرب آهنگی تند و با برشهای تیز لحظه ای اکسپرسیونیزم یا آوانگارد استفاده کرده باشد، از زیرنویس و اسلایدهای گرافیکی برخوردار باشد و حضور محسوس و نامحسوس خبرنگار در درون قصه خودنمایی کند . البته تکنولوژی چنان پیشرفت کرده که دنیا درهوش مصنوعی سیر میکند ولی ما هنوز در... (نگویم بهتراست)به نا کجا آباد رجعت میکنیم . حال همه چیز خبرنگار درست است و مسؤولین شبانه روز و حتی در وقت اضافه هم جلسه گذاشتند و قوانین سخت ومحکمی را برای اوبه نام سهولت درکار بستند ولی نمی دانم این خبرنگار دیگر چرا دل به کار نمی دهد؟ قبلا عاشق بوده ولی امروزه عاقل شده . فکرش منسجم نمی شود و در درون قصه هایش قصۀ دیگر می بافد. واقعا نمیدانیم چست؟ چرا اینچنین شده؟ شاید سرنوشت دوستان و هم قطارانش برایش درس عبرت شده چه در سینه قبرستان چه در کوشه زندان وچه خبر نگارانی که قلم ودوربین و میکروفنشان با طنابی بر گردنشان اویزان شده و همانند عروسکهای خیمه شب بازی درخیابانهای پراز حوادث حرکت می کنند و انگار هیچ چیزی را نمی بینند و یا شاید نمی خواهند ببینند. شاید هم عشق به خبررسانی برایشان آب و نان نشد. هنوز خبرهایشان را با نرخ هفت ریال ارزیابی میشود . اگرچه قیمت مواد اولیه اش هفتاد برابر شده و تجهیزاتش هفت صد برابر ، ولی دست مزدش همان است که عهد دقیانوس بود . خانواده ها به روز شدند و نیازها به روزتر ، وفقط جیب خبرنگار است که به روز نشده و شاید هم نمی خواهند که به روز شود ؛ که اگر به روز شود ، شاید بازهم عاشق شود و از دل بنویسد . و این شاید به مزاج بعضیها خوش نیاید ، ولی امروزه با دغدغه می نویسد ؛ اگرچه دلی برایش نمانده که از آن بنویسد با نفس های خسته وشش های درگیر کرونا ی گذشته نه چندان دور باز هم با افتخار مینویسد چون دیگر چیزی ندارد که از دست بدهد. خبر نگار انسان روزهای سخت با دلی پر درد وروحی قدسی دارد اگر چه خودش را فنا میکند ولی اُمید دارد تا انسانیت بقا یابد . یادمان باشد شهید صارمی خبر نگار جمهوری اسلامی در افقانستان به دست طالبان به شهادت رسید و این گروه دوباره در افقانستان پس از بیست سال به حکومت دست یافتند . شاید هم کیشان ما خبرنگاران افغان نتوانستند راهنمای مردم در رسیدن به مدینه فاضله باشند واین کوتاهی باعث این فاجعه شد پس ما باید هشیار باشیم ..... ودرپایان گرامی میدارم روز خبر نگاررا به قلم دردستان این حرفه پر خطر (خسته نباشید، تنتون سالم و دلتون شاد باشد) . یدالله حاجی علیان َ

  • 8 авг.8326из AxNegarBot

    ‍ خبر نگار کیست ( قسمت اول ) به نام دانای کل خبر نگار کیست وخبرش چیست وامروزدر کجای دنیای خبر قرار دارد . تیتر ، لید ، متن ویا پاورقی، هرجایی که باشد فرقی ندارد چون خبرنگار خبرنگار است . در طول یک سال هم بیننده وهم شنونده است و آنچه را می بیند و می شنود ، با قلمش می نگارد و با دوربینش ثبت می کند و صبر ایوب پیشه می کند. از جلسات مدیران گرفته تا خط تولید کارخانجات ، از برترینهای ورزشی تا ابتکارات علمی ، از فیلم و تئاتر و کتاب گرفته تا چاله چوله های شهری ،از سیل ویرانگر تا خشک سالی طاقت فرسا ، از تحَسن های صنفی گرفته تا اعتراضات خیابانی از جرم و جنایت گرفته تا حوادث جاده ای و در نهایت از قهر خداوندی گرفته تا لطف الهی ، همه و همه درسبد کالای خبرنگار موجود است و این شگرد اوست که چگونه آن را ویرایش کند وپرورش دهد و از این داده ها چه تولید کند که همه میخ کوب شوند . جامع شناسان گویند ، خبرنگارهمانند اقیانوسی هست به عمق یک انگشت تا یک وجب( اطلاعات و معلومات ) و هرچه عمق این اقیانوس بیشتر باشد خبرش دلنشین تر ، باورپذیر تر و مخاطبش زیادتراست . این روزها که روز خبرنگار است می خواهیم از حرفه خبر نگاری بگوییم حرفه ای که بیش از سی سال من تجربه اش کردم چه قلم زدن در نشریات محلی ، روزنامه های سراسری فضا های مجازی وچه صداو سیما. خبر نگار درهر جایی باشد بازخبرنگار است . البته ما خبر نگاران انتظار به به و چه چه نداریم ، و فقط می خواهیم حرف دلمان را بزنیم تا سبکتر شویم وغم های جامعه تو دلمان تبدیل به غم باد نشود .شایدم به تعهدمان عمل کرده باشیم . البته اگرگفته هایمان و نوشته هایمان به کسی بر نخورد . ( که حتما بر می خورد و تا مدتی در بهترین شرایط باید نگاه چپ چپ مدیران و مدیر دفتران را تحمل کرد و اگر شرایط بد تر شود به احضاروتعهد هم می رسد وامید واریم گوش شیطان کربه بازداشت نرسد ) اگر خبرنگار تا دیروز در روزنامه ها از شگرد هرم وارونه استفاده می کرد و در سایتها علاوه بر خبر از چندین عکس و بیوگرافی برخودار می شد و یا در رادیو و تلویزیون از پلاتو ، نریشن ،تعدادی مصاحبه و در پایان با چندین تصویر اینسرتی خبر را جمع و جور می کرد ، امروزه این نوع خبرها دیگر مخاطب ندارند و عموم مردم به دنبال مِتُدهای جدیدی هستند ؛ چون ذائقه مخاطبین عوض شده است خبر نگار هم باید نگاهش عوض شود . امروز باید خبر با فرم دیگری برای مخاطب ارائه شود . اگر تا دیروز می گفتند خوردن یک لیوان آب یک امر طبیعی است ، ولی خوردن یک لیوان سَم یک خبر است ، امروزه دیگر خوردن یک لیوان که چه عرض کنم خوردن دهها لیوان سَم هم خبر نیست اگر به سادگی بیان شود ، اگر در ظرفش ریخته نشود . باید ظرف و مظروف یکی باشد امروز باید برای نوشتن همان یک لیوان سَم خبرنگار فلسفه خوانده باشد ، تنش به تن روان شناسان خورده باشد، با جامعه شناسی بیگانه نباشد، وانسان شناسی اش در حد عالی باشد، ادبیات ایران و جهان را بداند با مشاهیرو فلاسفه در حد یک چای یا نسکافه خوردن ملاقات کرده باشد ، با هنرمند جماعت( سلیبریتی )و یا سیاستمدارچند عکس یادگاری ( سلفی ) گرفته باشد ، ساعتها پشت در مدیران به بست نشسته باشد ، و چند واحد دروس مدیریت را پاس کرده باشد ، به چند زبان زنده دنیا نیز مسلط باشد ، اینترنت پر سرعت در گوشی همراهش داشته باشد ، دوربین میلیونی آویزان گردنش و یا بر روی همان گوشی موبایلش نصب باشد مؤسس و یا ادمین چند کانال باشد تا به تفکیک ، خبر ها را در آن بارگزاری کند و در دهها گروه عضو فعال باشد . تازه تجهیزات و امکانات آماده است تا خبرنگار خبرساز شود وخبرش در تیتر یک قرار گیرد.تنظیم خبرش مثل خبر دیروز نیست ، چون مخاطبش مخاطب دیروزی نیست مخاطب دیروز فقط انعکاس فعلیت را می طلبید ولی مخاطب امروز علاوه بر بیان مطالب نظرات کار شناسی و تحلیل همه جانبه خبر را طلب می کند . خبر امروز قصه می خواهد . باید خبر نگار در قصه پردازی خبری یدی طولی داشته باشد ، بر قایق تحلیل سوار شود و در تخیلاتش به جای جای جهان و ماورا سفر کند نظری به گذشته داشته باشد ،در حال زندگی کند و رو به سوی آینده خیز بردارد .علاوه بر اینکه تصویرش باید معجزه گر باشد از یک نه بلکه دو و سه بعدی نیز فراتر رود. ( ادامه دارد ) یدالله حاجی علیان

  • 7 авг.1 8586

    حاجی علیان قصه می گوید : هیچ گاه سنگ وجودم را نشکستم . برنامه قند و پند از کتاب قصه (هم پشه ای میا) قصه هایی که پدرم می گفت پژوهشی در فرهنگ فولکلور دِ چه خبر گل گله خبر

  • 4 авг.12711из hajialian3417

    ‍ فرهنگ شکوهی» دوم اردیبهشت‌ ۱۳۱۷ در محله ناسار سمنان چشم به جهان گشود و در خانواده‌ای پرورش یافت که نقشی مهم در شکل‌گیری ذوق ادبی و فرهنگی او داشت.به گفته شکوهی، پدرش عبدالحسین شکوهی تاثیر بسیاری بر علاقه او به هنر داشت و انتخاب نام «فرهنگ» را نشانه خوش‌ذوقی پدرش می‌دانست. مادرش نیز در تمثیلات و فولکلور مهارت داشت و بسیاری از واژه‌ها، اصطلاحات، آیین‌ها و رسوم سمنانی را از او آموخت.دوران تحصیل ابتدایی را در دبستان سعدی سمنان گذراند و سال ۱۳۳۸ با دریافت دیپلم رشته ادبی از دبیرستان پهلوی سمنان دانش‌آموخته شد. به عنوان آموزگار در گرمسار استخدام شد و تا سال ۱۳۴۳ همزمان با تدریس، تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات عرب تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه داد.فعالیت جدی این پژوهشگر در حوزه فرهنگ عامه سمنان از سال ۱۳۶۲ با انتشار نوار کاست «فالگوش» آغاز شد. محتوای این اثر شامل ۲ قصیده با نام‌های «تَ یِ مِ» و «بِویِرد» بود که بعدها در سال ۱۳۸۸ در قالب کتاب «تَ یِ مِ» نیز منتشر شد ه کتاب «نورو»(نوروز) شامل اشعاری به گویش سمنانی، کتاب‌های «تَ یِ مِ»(یادت میاد؟) ، «حرف و مشاغل قدیم مردم سمنان و کشور»، «بازی‌ها و سرگرمی‌های مردم سمنان»، «نصاب واژگان سمنانی» با همکاری محمدباقر نیری، «مَلْهَم»(مرهم) شامل منظومه‌ای به گویش سمنانی درباره طب سنتی سمنان همراه با لوح فشرده با صدای شاعر، «هزار و یک منزل» شامل هزار و یک نکته ادبی، تاریخی، طنز، فکاهی، پند و اندرز و گفتار بزرگان، «سمنان بر تارک روزگاران» در معرفی آثار تاریخی شهر سمنان، «کُشِن مَسین و کَسین»(کجا رفتن بزرگترها و کوچک‌ترها) درباره ۸۳ نفر از معاریف و بزرگان سمنانی، مجموعه پنج جلدی «بات و نواتی»(گفته‌ها و ناگفته‌ها) شامل اشعار سمنانی همراه با لوح فشرده، کتاب «یاد ایام» به گویش سمنانی برای نخستین بار اشاره کرد. روحش شاد وراحش مستدام باد مردی که (شکوه)،(فرهنگ) سمنان بود یدالله حاجی علیان دِ چه خبر گل گله خبر

  • 1 авг.2 03332

    استاد اردشیر رستمی فقر را اینچنین توصیف میکند شما وقتی به هر قیمتی هر کاری را نمی کنید و فقیر می شید باید افتخار کنید دها و صدها کار را رد کردید ولی بی پول شدید ولی شخصیت تون را حفظ کردید خیلی ها خودشون را نمی فروشند روحشون را نمی فروشند روانشان را نمی فروشند باورشون را نمی فروشند قلبشون را نمی فروشند عشقشون را نمی فروشند سرزمینشون را نمی فروشند همساد ه شون را نمی فروشند و فقیر میشن ، اون غنیه خیلی وقتها فقر از قدرت میاد نه از ضعف فقری که از ضعف میاد بد است فقری که از قدرت میاد فقر نیست از قدرته دِ چه خبر گل گله خبر

  • 31 июл.561из semanisher

    اطلاعیه مراسم تشییع و تدفین شادروان استاد فرهنگ شکوهی " دبیر پیشکسوت دبیرستان های سمنان، پژوهشگر، شاعر و نویسنده فرهنگ عامه و زبان سمنانی " 🎙️ صدای فرهنگ را بشنویم...(📲📻(fm۹۴ )،(mw۱۰۰ @semanisher

  • فرهنگ شکوهی واقعا شکوهی بود برای فرهنگ سمنان یدالله حاجی علیان دِ خبر گل گله خبر

  • زندگی باغ وبهارش مادر است آفتاب وچشمه سارش مادر است هر که را دیدی به دنیا سربلند اولین آموزگارش مادر است

  • برجسته آشنا کرد و درباره جایگاه صائب تبریزی در ادبیات فارسی و ویژگی‌های سبک هندی، مطالبی ارزشمند ارائه داد که مورد استقبال علاقه‌مندان به شعر و ادب فارسی قرار گرفت. در بخش دیگری از نشست، از حضور سرکار خانم مریم صبحی، مدرس دانشگاه و نویسنده آثاری چون «رد پای مهربانی» و «من املیا ارهارت هستم»، ،سرکار خانم فرخ‌رو یداللهی، نویسنده آثاری چون داستان کوتاه «راه سوم»، داستان «نیکوکاران»، مجموعه سه جلدی کودک «می‌خوام برم دکتر»، «روشنا و نوروز کرونایی» و «بابونه‌های سفید» و سرکار خانم شبیریان تشکر و قدر دانی گردید . در خلال این نشست پربار، نوجوانان و کودکان حاضر نیز با اجرای سروده‌ها و قصه‌های دلنشین به گویش سنگسری، شور و طراوت خاصی به مجلس بخشیدند و نشان دادند که میراث ناملموس این سرزمین همچنان در سینه‌های نسل آینده جاری است و گویش سنگسری هنوز میان نسل جدید زنده و پویا باقی مانده است. در پایان، پس از پذیرایی از مهمانان و حاضرین در جلسه، با ثبت عکس یادگاری، انجمن به کار خود پایان داد و این نشست که با استقبال گرم اهالی قلم و فرهنگ همراه بود، گامی مؤثر در جهت معرفی چهره‌های شاخص ادبی و تاریخی منطقه، تقویت هویت بومی و نیز پاسداشت مفاخر ادب فارسی به شمار رفت. مریم صبحی دِ چه خبر گل گله خبر

  • دومین نشست انجمن نویسندگان و اهل قلم مهدیشهر و پاسداشت صائب تبریزی عصر روز ۳۱ تیرماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۷ تا ۱۹، دومین نشست انجمن نویسندگان مهدیشهر همراه با بزرگداشت صائب تبریزی در سالن کتابخانه عمومی سلمان فارسی مهدیشهر برگزار گردید. این مراسم با همکاری و میزبانی سرکار خانم سعیدی، رئیس اداره کتابخانه‌های عمومی شهرستان مهدیشهر، و جناب آقای حاج علیان، مسئول انجمن نویسندگان و انجمن اهل قلم مهدیشهر، برگزار شد و جمعی از نویسندگان، شاعران پیشکسوت، پژوهشگران محلی، کودکان و نوجوانان علاقه‌مند به گویش سنگسری در آن حضور یافتند. جلسه با خیرمقدم آغاز شد و ضمن اشاره به اهداف انجمن در جهت حفظ و گسترش فرهنگ بومی و ادبیات فارسی، از تمامی حاضران تقدیر به عمل آمد. در ابتدای برنامه، از جناب عباس مصباحیان، از نویسندگان نام‌آور و خوش‌نام مهدیشهر، تجلیل شد. ایشان در بیستم مهرماه سال ۱۳۲۹ هجری شمسی در مهدیشهر متولد گردیدند، تحصیلات ابتدایی خود را در سنگسر به اتمام رساندند و تحصیلات تکمیلی خود را تا مقطع دبیرستان در تهران به پایان رساندند و مدیر یک شرکت ساختمانی گردیدند. مشکلات سنگسر و پیشرفت این شهرستان، دغدغه همیشگی ایشان بود و به همین منظور مقالات زیادی در روزنامه‌های سراسری و استانی از جمله روزنامه اطلاعات، جام‌جم، جمهوری اسلامی، پیام، کویر، بیان مردم، ظفر و هم‌نظر به چاپ رساندند و از مشکلات و مردم سنگسر سخن راندند. در دهه هشتاد، برخی شهروندان مهدیشهری که به پیشرفت شهر علاقه داشتند، بنیادی به نام «بنیاد نیکوکاری امام صادق(ع)» بنا نهادند و حاج عباس مصباحیان مدیرعامل این بنیاد گردیدند. تأسیس دانشکده روانشناسی مهدیشهر، پروژه گازرسانی به مهدیشهر، ارتقای بخش مهدیشهر به شهرستان و انتقال بسیاری از ادارات به مهدیشهر از جمله کارهایی است که به همت این بنیاد اجرا شد. ایشان جهت اعتلای اهداف مهدیشهر و پیشرفت آن با گروه‌های مردمی دیگر از جمله «گروه تمدن و عمران سنگسرسبز» همکاری زیادی داشتند. از جمله تألیفات ارزشمند ایشان در مورد این شهرستان می‌توان به کتاب‌های «در قلمروی سنگسر»، «سخن مردم مهدیشهر با وزیر» و «تاریخچه آموزش و پرورش سنگسر» اشاره کرد که هر یک نقش مهمی در ثبت و انتقال تاریخ و فرهنگ این منطقه ایفا نموده‌اند. در حال حاضر این مرد بزرگ از بیماری رنج می‌برند و از فعالیت فرهنگی ایشان کاسته شده است و حاضران در جلسه برای ایشان آرزوی سلامتی کردند. سپس از جناب حسین اقیان با تخلص شعری «چالَژ» رسیدکه متولد نیمه آبان ۱۳۴۴ است. وی فعالیت فرهنگی خود را از نیمه اول دهه شصت آغاز کرده و با صدا و سیمای سمنان و گروه موسیقی محلی همکاری داشته است. ایشان در این نشست به بیان گوشه‌ای از فعالیت‌های پرشمار خود در عرصه فرهنگ و ادب پرداختند و دو اثر گرانبهای خود را در راستای حفظ و اشاعه گویش سنگسری معرفی کردند: «دوبیتی‌های سنگسری با ترجمه منظوم» و منظومه «وَللاصُفه» در صد بند مخمس همراه با ترجمه منثور و شرح و تعلیقات. در ادامه، جناب محمد اسماعیل لاری، نویسنده برجسته شهمیرزادی، معرفی شدند. ایشان که در ۳۰ آبان ۱۳۲۹ در دامان خانواده‌ای فرهنگی در شهمیرزاد چشم به جهان گشودند، دوران ابتدایی را در زادگاه خویش و تحصیلات متوسطه را در سمنان در رشته ادبیات به پایان رساندند و در سال ۱۳۵۲ در رشته تاریخ دانشگاه تربیت معلم تهران پذیرفته شده و در سال ۱۳۵۶ فارغ‌التحصیل گردیدند. پس از سال‌ها تدریس و خدمت در آموزش و پرورش، در سال ۱۳۸۰ بازنشسته شدند، اما هرگز از تکاپوی قلم نیاسودند. از جمله آثار ارزشمند ایشان می‌توان به «شهمیرزاد بهشت کویر»، «یک قرن تاریخ آموزش و پرورش شهمیرزاد»، «تاریخچه آموزش و پرورش شهرستان مهدیشهر» (همراه با عباس مصباحیان)، مجموعه دو جلدی «شهمیرزاد سده‌های گمشده» در ۱۲۰۰ صفحه، «شیرقلعه، تاریخ بر فراز سینداگا»، و همچنین «کاتبان و مؤلفان شهمیرزادی» اشاره کرد که هر یک، حلقه‌ای از زنجیره تاریخ و فرهنگ این منطقه به شمار می‌روند. سپس جناب حاج علی عبدالحسینی (فرزند حسین)، متولد ۱۳۱۹ در مهدیشهر، با قامتی استوار از تجربه‌های هشتاد و اندی سال زندگی خویش گفتند. ایشان با وجود تحصیلات ششم ابتدایی قدیم، اما از دریای معرفت و عرفان بسیار آموخته‌اند و کوهنوردی و شعر، دو بال پرواز این پیر فرزانه بوده است. ایشان سروده‌های خویش را که حاصل سرد و گرم روزگار و پندهای ناب یک عمر است، در دو کتاب «پندنامه» (شامل کلیاتی از اشعار عرفانی) و «دیوان پدرانه» (با مضامین عرفانی، مرثیه، نوحه و مناسبت‌خوانی) به چاپ رسانده‌اند و امیدوارند که این حاصل عمر، مورد پذیرش اهل نظر و کتاب‌دوستان قرار گیرد. همچنین در این برنامه، خانم مرضیه پارسا، دبیر انجمن نویسندگان و مؤلف اثر «مفاخر و مشاهیر ایل مهدیشهر»، با قرائت گزیده‌ای از اشعار صائب تبریزی، حاضران را با بخشی از مضامین ارزشمند و اندیشه‌های این شاعر 15:48

  • 30 июл.372из BiaEnergyyy

    به انسانهایی که سگها را دوست ندارند نمی توانم اعتماد کنم، اما اگر سگی از انسانی بدش بیاید به حس آن سگ اعتماد میکنم. @BiaEnergyyy #بیل_مری روح نگهبانی به نام..

  • без подписи

  • 30 июл.1 4385из AxNegarBot

    ‍ تسبیح دست عیاران و مومنان (خانواده) فرض بگیریم خانواده همانند یک تسبیح هستند که به سه بخش تقسیم شان میکنیم . پدر ، مادر و فرزندان . پدر در خانواده جایگاه بالایی دارد که همانند مرغک تسبح است یا منگوله ان که به سر تسبح وصل میشود و از همه مهره ها بزرگتر و شکیل تر است جلوه بیشتری دارد درنگاه اول چشم انسان این مهره را می بیند و انتخاب می کند. مرغک تسبیح هویت تسبیح است از هر جنسی که باشد ، یعنی شناسنامه همه اعضای خانواده و هویت بخشیدن به یک یک اعضای خانواده .ادمها با دیدن مرغک تسبیح دل باخته ان میشوند و تسبح را خریداری می کنند . همه مردم با نشان دادن مرغک هویت تسبح خود را به دیگران می شناسانند وبرایش ارزش قائل هستند وحتی ارزش ریالی تسبیح هم با قیمت گذاشتن بر جنس ،تراش و زیبای مرغک ان تعین میشود . اگر مرغک یا منگوله که سر تسبح هست وجایگاه پدر را دا را می باشد از ان جدا شود، بشکند ویا مفقود گردد تسبیح بی ارزش می شود، خانواده بی پدر می ماند . بی شناسنامه و بی هویت می شود حتما کمتر تحویلش می گیرند شاید بی توجهی به ان تسبح بشود وبه پستو برود ودیگر نُقل مجلس نباشد ودر میان دستهای ذکر گویان، تسبیح زنان و عیاران نچرخد واز دید چشمهای بزرگان محو شود ولی تسبح هنوز پا برجاست چون دیگرمهره ها به نخی وصل هستند که انها را در کنار هم نگه میدارد .ان نخ نفش مادر را ایفا می کند. نخ تسبیح همانند مادر، بلکه خود مادر است اوست که پدر را تاج سر خود و خانواده قرار داده و فرزندان که مهره های تسبیح هستند را به زیر بال و پر خود گرفته و خانواده را به دور هم جمع کرده و به پدر شکوه و عظمت داده فرزندان را شانه به شانه هم در چیدمان خانه شخصیت داده مهر و محبت را بین اعضای خانواده تقسیم کرده .هر آسیبی به هر یک از مهره ها برسد مادر با مهر که از شیره جانش تراوش میکند مرحمی بر انها میشودوهمه زیر چتر مادر باهم زندگی میکنند درکنار هم هستند . اما اگر به هر دلیلی نخ تسبیح پاره شود، مادر بمیرد. زندگی از هم می پاشد و مهرهها که فرزندان هستند از هم دور می شودند وهر مهره به گوشه ای پرتاب میشود یکی به سطل زباله یکی درزیر میز وان دیگری به زیر پا لح میشود ودیگر ان تسبیح وجود ندارد که هویتی برای ان خانواده باشد . با مرگ مادر اعضای خانواده از هم می پاشند ودیگر ان صفا و صممیت وجود ندارد . پس بیایم تا پدر و مادر درکنار ما هستند قدرانان را بدانیم وبه انان خدمت کنیم .بدانید زمانی که پدر و مادر مردند ما هم بی هویت و هم از هم دور می شویم وزندگی ما از هم می پاشید . شاید زندگی دیگری تشکیل شود تسبیح کوچکتری شکل بگیرد ولی دیگراز ان تسبیح و ان هویت وازآن خانواده خبری نیست بلکه خانواده و تسبیح جدیدی شکل گرفته است . یدالله حاجی علیان 1405 خورشیدی برابر با 3425 سنگسری

  • اکبر عبدی، بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری، در ۶۵ سالگی درگذشت. عبدی، متولد ۴ شهریور ۱۳۳۹ در تهران، فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۵۸ با نمایش‌های آماتوری آغاز کرد و از سال ۱۳۶۱ وارد تلویزیون شد. او در سال ۱۳۶۳ با فیلم «جنجال بزرگ» نخستین تجربه سینمایی خود را به دست آورد و با آثاری چون «اجاره‌نشین‌ها»، «گراند سینما»، «ای ایران»، «هنرپیشه»، «آدم‌برفی»، «مادر» و «سفر جادویی» به یکی از ماندگارترین بازیگران سینمای ایران تبدیل شد. توانایی او در ایفای نقش‌های کمدی و همچنین نقش‌های متفاوت، جایگاه ویژه‌ای برایش در میان مخاطبان و منتقدان رقم زد. این بازیگر در سال‌های اخیر با مشکلات جسمانی متعددی از جمله بیماری کلیوی، پیوند کلیه و عوارض قلبی دست‌وپنجه نرم می‌کرد. او در اردیبهشت ۱۴۰۵ بر اثر سکته قلبی در بخش مراقبت‌های ویژه (ICU) بستری شد و پس از چند ماه درمان، سرانجام روز دوم مرداد ۱۴۰۵ چشم از جهان فروبست.

  • без подписи

  • 30 июл.42из semanisher

    کلیه آثارنویسندگان،شاعران سمنانی سرا و استان را که در حوزه فرهنگ عامه،تاریخ، مشاهیرو مفاخر و زبان های محلی به چاپ رسیده میتوانید؛ ازدفتر موسسه فرهنگی هنری سمن بویان سمنان واقع دربلوارحکیم الهی بازارچه موسسه خیریه مهدکرامت(مرکز چشم پزشکی)تهیه نمایید.. ☎️۳۳۳۳۶۸۸۸🌸 @semanisher