tgindex

تکنیک دکلاماسیون

описание

🎧جایی که خدا نوازنده تارهای صوتی‌ات میشود. 🎙️آموزش شیوه درست و هنرمندانه خوانش کتاب مقدس از پایه تا پیشرفته ✝️دعوتی برای هر دل مشتاق و جویای حقیقت زیر نظر: رادمهر عالی‌پور 👤 💬ارتباط با ما: @R_O_Declamation

350
подписчиков
Охват к подписчикам
56,3%
ERR
Реакции к просмотрам
8,86%
1 290 на 50 постов
Пересылки к просмотрам
1,01%
147
Постов в день
0,0
всего 95

Где отзываются чаще

доля реакций к просмотрам
  • 9 авг.اپیزود ششم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو» تریلوژی کاوه بخش نخست 💡 «اما در روزهای آخر، پراکندگان عیلام را بازخواهم گرداند. این است فرمان خداوند.» ارمیا ۴۹: ۳۹ 👈 خداوند این را قبل از آن گفت که کاوه به دنیا بیاید. قبل از آن که آن رژیم سر کار بیاید. قبل از آن شب. قبل از کهریزک. 👈 در یک استودیوی خانگی در اروپا، صداپیشگانی نشسته‌اند که برای ایران صدا می‌شوند ، اما پیش از آنکه ضبط آغاز شود، الینا تلفنی از تهران دریافت کرده. خواهرش گفته: «می‌دونم ممکنه برنگردم. اما میرم ، برای سرزمینم، برای ایران.» و در همان لحظه، در تهران، نیلوفر دست کاوه را در دست دارد. «ترس را نکش. باهاش راه برو.» کاوه آهنگر نبود ، معشوق بود. معلم بود. آدم معمولی بود. همان‌طور که پیرمردی با عصا آدم معمولی بود، که گفت: «چهل‌وهفت سال منتظر این شب بودم.» همان‌طور که دختری با موهای آزاد آدم معمولی بود، که گفت: «آزادی هزینه دارد.» همان‌طور که مادری با کودکش روی دوش آدم معمولی بود، که گفت: «آمدم تا بچه‌ام ببیند مادرش کجا ایستاد.» و بعد ….. کهریزک. 💡 «حتی اگر از دره‌ی تاریک مرگ نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی.» مزمور ۲۳: ۴ 👈 در میان آن تاریکی، نیلوفر سپیده را پیدا کرد ، زنی که پسرش آرش هم در همان شب رفته بود. دو دختر، دو معشوق، دو دست که به هم رسیدند. و یک آیه که هر دو می‌دانستند. نیلوفر دستان کاوه را در آن تاریکی شناخت ، از مچ‌بند چرمی که روی آن نوشته بود: «من خلقت تازه هستم.» و در آن لحظه، نه با گوش، بلکه با روح شنید: «من هم اینجام.» 💡 «اما در روزهای آخر، پراکندگان عیلام را بازخواهم گرداند.» ارمیا ۴۹: ۳۹ 👈 خداوند این را نوشته بود ، برای ایران. برای این نسل. برای این پراکندگان. کاوه دیگر یک اسم نبود. یک آتش بود. و آتش، وقتی از شعله‌ای به شعله‌ای دیگر می‌رسد، خاموش نمی‌شود. «نام ما کاوه‌ست.» 💡 «قوی و دلیر باش. نترس و هراس مدار. زیرا خداوند خدای تو با توست، هر جا که بروی.» یوشع ۱: ۹ ✍کاری از سازمان دکلاماسیون ➖➖➖➖➖ 📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود ششم: کاوه ۱ 📱اینستاگرام 🗣️ @R_O_Declamation 👑👑👑 ✈️ @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠24,36%
  • 8 авг.📏📏📏📏📏📏📏📏 ✴️ «اما در روزهای آخر، پراکندگان عیلام را بازخواهم گرداند.» ارمیا ۴۹: ۳۹ 👑خداوند این را نوشته بود ، برای ایران. برای این نسل. برای این پراکندگان. کاوه دیگر تنها یک نام نبود. یک آتش بود. و آتش، وقتی از شعله‌ای به شعله‌ای دیگر می‌رسد، خاموش نمی‌شود. پروژه “عهدی نو، ایرانی نو” 👈به زودی ششمین اپیزود در: 🗓 یکشنبه نهم آگوست ⏰ ساعت: ۲۱:۰۰ به وقت آلمان ۲۲:۰۰ به وقت ترکیه ۲۲:۳۰ به وقت ایران 📍 پلتفرم یوتیوب declamation.technique 🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 #عهدی_نو_ایرانی_نو 📷اینستاگرام ▶️یوتیوب 🗣️ @R_O_Declamation 👑👑👑 ✈️ @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠22,68%
  • 6 авг.🤩 برگرفته از اول قرنتیان ۱۳ : ۱ 🤩 #نان_روزانه 🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇 🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇 📷اینستاگرام ▶️یوتیوب 🌞🌞🌞 🗣️ @R_O_Declamation ✈️ @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠18,85%
  • 3 авг.🌌 برگرفته از اول پطرس ۱ : ۳ 🌌 #شب_کلام 💫💫💫 📷اینستاگرام 🎬یوتیوب 🌛💫🌛💫 🗣️ @R_O_Declamation 🚀 @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠16,43%
  • 3 авг.🤩 برگرفته از ارمیا ۲۹ : ۱۱ 🤩 #نان_روزانه 🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇 🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇 📷اینستاگرام ▶️یوتیوب 🌞🌞🌞 🗣️ @R_O_Declamation ✈️ @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠15,38%
  • 22 июл.🤩 برگرفته از مزامیر ۴۶ 🤩 #نان_روزانه 🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇 🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇🌇 📷اینستاگرام ▶️یوتیوب 🌞🌞🌞 🗣️ @R_O_Declamation ✈️ @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠14,72%
  • 29 мар.без подписи13,45%
  • 23 июл.🌌 برگرفته از غلاطیان ۵ : ۵ 🌌 #شب_کلام 💫💫💫 📷اینستاگرام 🎬یوتیوب 🌛💫🌛💫 🗣️ @R_O_Declamation 🚀 @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠12,56%
  • 30 июн.без подписи12,25%
  • 19 июл.اپیزود پنجم از پروژه «عهدی نو، ایرانی نو» تریلوژی آرش بخش سوم 💡«زیرا هنوز رؤیا منتظر وقت مقرر است. و به پایان می‌شتابد و دروغ نخواهد بود. اگر تأخیر کند، منتظرش باش. زیرا حتماً خواهد آمد و درنگ نخواهد کرد.» حبقوق ۲: ۳ 👈 ساعت سه بامداد. تهران، اینترنت ماه‌هاست قطع است. و نازنین در اتاقی که روزی از آنِ کامران بود، روی زمین نشسته و می‌نویسد برای …. در اصفهان، آرش لپ‌تاپش را باز کرده، برای ساختن. در تهران، کاوه در یک کافه قهوه می‌نوشد و دیوار می‌سازد. در مترو، یک فلش دست به دست می‌چرخد ، همان کاری که ارمیا با ظرف سفالی کرد: 💡 «همچنین سند خرید را در ظرف سفالی گذاشتم تا روزهای بسیار محفوظ بماند.» ارمیا ۳۲: ۱۴ 👈جای ظرف سفالی را فلش گرفته. جای ارمیا را نسلی گرفته که یاد گرفته در تاریکی کار کند. در این اپیزود، برای اولین بار صدایی از داخل ایران به استودیوی اروپا می‌رسد ؛ کاوه، که در سه ساعت اتصال اینترنت، سی‌ودو فایل آپلود کرده. و آنچه می‌گوید، نه شعار است، بلکه شهادت: 💡«خدایی که ارمیا را فرستاد که سند بنویسد، خدایی که نحمیا را فرستاد که دیوار بسازد، هنوز هم نقشه دارد ، برای ایران.» 👈 و از استکهلم، روژین کُرد، آیه‌ای می‌خواند که مرزها را درمی‌نوردد: 💡 «هر قبیله و زبان و قوم و ملتی، دور تخت او هستند.» مکاشفه ۷: ۹ 👈این اپیزود پایان تریلوژی آرش است ؛ اما نه پایان داستان. آزادی یک روز نیست. یک فلش است که دست به دست می‌چرخد. یک صداست که از دیوار رد می‌شود. یک معلم است که پیش از طلوع آفتاب ضبط می‌کند. یک زن است که در کافه‌ای در تهران، با قهوه‌ای در دست، دیوار می‌سازد. 💡 «هر چیزی که راست است، هر چیزی که پاک است، هر چیزی که دوست‌داشتنی است ، در اینها تفکر کنید.» فیلیپیان ۴: ۸ 👈در ایران. در این خاک. در این مزرعه‌ی پاک. و تیری که هنوز در هواست ، فرود می‌آید. ✍کاری از سازمان دکلاماسیون ➖➖➖➖➖ 📱 عهدی نو، ایرانی نو اپیزود پنجم: آرش ۳ 📱اینستاگرام 🗣️ @R_O_Declamation 👑👑👑 ✈️ @declamationtech 🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠🔠12,17%
  • 21 дек.без подписи12,01%
  • 30 мар.без подписи11,76%