tgindex
دگردیسی_ degardysi

دگردیسی_ degardysi

Статистика
@degardysiИскусствоперсидский

در این کانال، گلچینی از بهترین اندیشه‌ها و تجربه‌ها در فلسفه، روان‌کاوی، شعر، موسیقی، هنر و سینما را با نگاهی اگزیستانسیالیستی و تأمل‌برانگیز به اشتراک می‌گذارم. برخی محتواهاحاصل تاملات وتجربه‌ی زیسته‌ خودمه @zarrincar پیشنهادات یا انتقادات 🆔👆

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
148
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Искусство
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 324
−4 за 4 дн.
Сутки
−1
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
457
40 постов
Вовлечённость
34,5%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 148
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
113
1/48двое суток
129
1/72трое суток
139

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • شوپنهاور

  • без подписи

  • 💡🪑 ارسطو، اخلاق نیکوماخوسی / بخش اول. علم اخلاق ارسطو غایت‌گرایانست این علم با عمل سر و کار داره، اما عملی که به خیر انسان منجر میشه. هر چیزی که به خیر یا غایت انسان منجر شه، عملی صحیح و درسته و عملی که خلاف نیل به خیر حقیقی او باشه عملی خطا و نادرسته. ارسطو در اخلاق نیکوماخوسی میگه: خیر غایت همه‌ی امور است. پس بر حسب فنون و علوم مختلف خیرهای گوناگونی هم وجود داره. غایت علم پزشکی، سلامته و غایت دریانوردی مسافرت سالم هست. علاوه بر این بعضی غایات تابع یه غایت دیگه یا غایت نهایی هستند. مثلا غایت تجویز یک داروی خاص، ممکنه ایجاد خواب باشه و این غایت مستقیم و فوری در راستای غایت تندرستیه. حالا اگه یه غایتی باشه که ما اون رو برای خودش بخوایم و بقیه‌ی خیر و غایت‌ها رو برای رسیدن نهایی به اون غایت می‌خوایم، پس اون غایت اول بهترین خیر برای ماست. ارسطو در کشف این خیر و غایت نهایی برمیاد. از نظر ارسطو جامعه و فرد خیر یکسانی دارند. ارسطو اظهار می‌کنه که نیکبختی غایت زندگی افراده. اما مردم مختلف، نظرهای مختلفی در مورد نیکبختی دارند. بعضی‌ها اون رو با خوشی و لذت یکی میدونند و بعضی‌ها با افتخار و غیره. از طرفی حتی یه انسان واحد ممکنه در زمان و شرایط متفاوت ارزیابی‌های مختلفی از نیکبختی داشته باشه. مثلا در تنگدستی، ثروت رو نیکبختی بدونه و در بیماری سلامت رو. از نظر ارسطو، نیکبختی ذاتا فعالیت بر طبق فضیلت است. خصیصه‌ی نیکبختی و سعادت به عنوان یک فعالیت مختص به انسانه که در عین حال لذت و خوشبختی خارجی رو قربانی خودش نکنه. ارسطو میگه که ما با انجام دادن أعمال فضیلت آمیز با فضیلت میشویم، اما چگونه میتونیم أعمال فضیلت آمیز انجام بدیم اما قبلش با فضیلت نباشیم؟ ارسطو پاسخ میده که ما با اجرای اعمالی که به طور عینی و واقعی فضیلت آمیزن شروع می‌کنیم، بدون داشتن معرفت قبلی از اعمال و انتخابی ارادی از اعمال به عنوان اعمال خیر (انتخابی که نتیجه حلق و خوی  عادیه.) مثلا ممکنه پدر و مادر کودکی به او بگن که دروغ نگه. كودك شايد بدون درك و بدون اینکه هنوز به راستگویی عادت کرده باشه اطاعت کنه؛ اما فعل راستگویی کم کم به صورت عادت در میاد و جریان تعلیم و تربیت پیش میره و کودک به تصدیق اینکه راستگویی فی نفسه درسته و به انتخاب راستگویی به خاطر خودش به عنوان امر درستی که باید انجام داد، متوجه می‌شود. بنابر این آن عمل در این جهت فضیلت آمیز است. خود فضیلت خلق و خوییه که از يك استعداد با تمرین و ممارست شایسته آن استعداد پرورش یافته. ✍️/کاپلستون

  • без подписи

  • без подписи

  • من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد. و به آنان گفتم : سنگ آرایش کوهستان نیست همچنانی که فلز ، زیوری نیست به اندام کلنگ . در کف دست زمین گوهر ناپیدایی است که رسولان همه از تابش آن خیره شدند. پی گوهر باشید. لحظه ها را به چراگاه رسالت ببرید. و من آنان را ، به صدای قدم پیک بشارت دادم و به نزدیکی روز ، و به افزایش رنگ . به طنین گل سرخ ، پشت پرچین سخن های درشت. و به آنان گفتم : هر که در حافظه چوب ببیند باغی صورتش در وزش بیشه شور ابدی خواهد ماند. هرکه با مرغ هوا دوست شود خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود. آنکه نور از سر انگشت زمان برچیند می گشاید گره پنجره ها را با آه. زیر بیدی بودیم. برگی از شاخه بالای سرم چیدم ، گفتم : چشم را باز کنید ، آیتی بهتر از این می خواهید؟ می شنیدیم که بهم می گفتند: سحر میداند،سحر! سر هر کوه رسولی دیدند ابر انکار به دوش آوردند. باد را نازل کردیم تا کلاه از سرشان بردارد. خانه هاشان پر داوودی بود، چشمشان را بستیم . دستشان را نرساندیم به سر شاخه هوش. جیبشان را پر عادت کردیم. خوابشان را به صدای سفر آینه ها آشفتیم

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • آیا بعد از این درگیریها بین ایران و آمریکا توافقی که منتهی به صلح بشود بین دو کشور صورت میگیرد؟ پاسخ تکان دهنده ia

  • در دهه ۱۷۸۰ هنرمند فرانسوی ژاک لوئی داوید شروع به تولید آثاری کرد که تم‌های کلاسیک و ریاضت زیبایی‌شناختی در آن‌ها به کار رفته بود شرح در میان هیاهوی ناله و فغان شاگردان، سقراط با یک دست جام شوکران را به دست می‌گیرد و با دست دیگر آسمان را نشان می‌دهد. قرمزی جام می‌تواند اشاره‌ای به مرگ‌آوری (به رنگ خون) جام باشد. همچنین ممکن است به عزم راسخ و آتشین سقراط در نوشیدن شوکران اشاره کند. دست دیگر سقراط که آسمان را نشان می‌دهد، می‌تواند اشاره‌ای به اعتقاد سقراط به زندگی پس از مرگ و وجود بهشت باشد و همچنین ممکن است اشاره به این سخن سقراط در جریان محاکمه‌اش داشته باشد که او فرمان خدا (آسمان) را به خوشایند مردم آتن ترجیح می‌دهد و جام را برای خدا می‌نوشد. با این‌که این اتفاق واقعی است، دیوید هنگام به تصویر کشیدن صحنه چند تغییر کوچک در آن اعمال کرده است. بیشترین تغییر در کاراکترها دیده می‌شود. در حالی که سقراط، پیروانش سیمیاس و سبس، کریتو، آپولودوروس و اعضای خانواده‌اش در این صحنه حاضر بودند، افلاطون و دیگر افراد حاضر در این نقاشی، هنگام مرگ سقراط در کنار او نبوده‌اند

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • عارف قزوینی

  • 1 авг.870616

    مرگ من روزی فرا خواهد رسید در بهاری روشن از امواج نور در زمستانی غبارآلود و دور در خزانی خالی از فریاد و شور مرگ من روزی فرا خواهد رسید روزی از این تلخ و شیرین روزها گونه‌هایم همچو مرمرهای سرد ناگهان خوابی مرا خواهد ربود من تهی خواهم شد از فریاد درد می‌خزند آرام روی دفترم دستهایم فارغ از افسون شعر یاد می‌آرم که در دستان من روزگاری شعله می‌زد خون شعر خاک می‌خواند مرا هر دم به خویش می‌رسند از ره که در خاکم نهند آه شاید عاشقانم نیمه شب گل به روی گور غمناکم نهند بعد من ناگه به یک سو می‌روند پرده‌های تیره‌ی دنیای من چشمهای ناشناسی می‌خزند روی دفترها و کاغذهای من در اتاق کوچکم پا می‌نهد بعد من با یاد من بیگانه‌یی در بر آیینه‌ام ماند به جای نقش دستی تار مویی شانه‌یی می‌روم از خویش و می‌مانم به خویش هر چه برجا مانده ویران می‌شود روح من چون بادبان قایقی در افقها دور و پنهان می‌شود لیک دیگر پیکر سرد مرا می‌فشارد دست دامنگیر خاک بی‌تو دور از ضربه‌های قلب تو قلب من می‌پوسد آن جا زیر خاک بعد ها نام مرا باران و خاک نرم می‌شویند از رخسار سنگ گور من گم‌نام می‌ماند به راه فارغ از افسانه‌های نام و ننگ "فروغ فرخزاد"

  • عطار در سال ۵۴۰ هجری قمری در نیشابور زاده شد و در ۶۱۸ هجری قمری به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید. چهار مثنوی «الهی‌نامه»، «منطق‌الطیر»، «مصیبت‌نامه» و «اسرارنامه» از آثار اصیل عطار هستند. سه مثنوی نخست دارای ساختاری به شیوۀ هندی هستند که در آن حکایت‌های فرعی در دل یک داستان اصلی و چارچوبی جای گرفته‌اند. محور اصلی «الهی‌نامه» زهد، «منطق‌الطیر» جستجوی خدا در درون و مفهوم «فنا» و «مصیبت‌نامه» شرح سیر روح در خلوت تفکر روحانی است.

  • مارک تواین (Mark Twain) نام مستعار ساموئل لنگهورن کلمنس (Samuel Langhorne Clemens) بود؛ نویسنده، طنزپرداز، روزنامه‌نگار و سخنران آمریکایی که از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات آمریکا یاد می‌شود. او در سال ۱۸۳۵ در ایالت میزوری به دنیا آمد و در سال ۱۹۱۰ درگذشت. ماجراهای تام سایر (The Adventures of Tom Sawyer) ماجراهای هاکلبری فین (Adventures of Huckleberry Finn) این دو رمان علاوه بر روایت‌های جذاب، نقدهایی عمیق بر نژادپرستی، تبعیض، برده‌داری و جامعه آمریکا در قرن نوزدهم ارائه می‌کنند. � مارک تواین به خاطر شوخ‌طبعی، نگاه انتقادی و جملات قصارش نیز بسیار مشهور است. یکی از گفته‌های معروف او این است: «راز پیشرفت، شروع کردن است.» و جمله‌ای دیگر که بسیار نقل می‌شود: «بیست سال بعد، بیشتر از کارهایی که انجام نداده‌ای پشیمان خواهی شد تا از کارهایی که انجام داده‌ای.» او تأثیر عمیقی بر ادبیات جهان گذاشت و نویسندگانی مانند ویلیام فاکنر از او به‌عنوان «پدر ادبیات مدرن آمریکا» یاد کرده‌اند