آلمانی با دختر بهار🌻🌱
СтатистикаMarzi #Hamburg روزنوشت های منو اینجا بخونین👇✨ https://t.me/Dokhtare_Bahar71
- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✨✨ Wunder dich nicht, dass… یکی از رایجترین عبارتهای محاورهای آلمانی است و یعنی: «تعجب نکن که…» «تعجب نکن اگر…» ✅ Wunder dich nicht, dass ich heute später komme. تعجب نکن که امروز دیرتر میآیم. ✅ Wunder dich nicht, dass das Büro leer ist. تعجب نکن که دفتر خالی است. ✅ Wunder dich nicht, dass ich nicht ans Handy gehe. تعجب نکن که جواب تلفن را نمیدهم. ⸻ امروز همکارم اینو برام فرستاد: (دقیقا همین جمله) Wunder dich nicht, dass im Büro Licht brennt, ich aber nicht da bin. یعنی: تعجب نکن که چراغهای دفتر روشن هستند، ولی من آنجا نیستم. ⸻ شکل مؤدبانه اگر با کسی رسمی صحبت کنی: Wundern Sie sich nicht, dass … مثال: Wundern Sie sich nicht, dass ich etwas später komme. تعجب نکنید که کمی دیرتر میآیم.
✨✨✨ Geht das? یکی از پرکاربردترین عبارتهای آلمانی است و بسته به موقعیت، چند معنی دارد: میشود؟ امکان دارد؟ شدنی است؟ امکانش هست؟ به زبان خودمونی: میشه؟ این عبارت برای پرسیدن امکان انجام یک کار استفاده میشود. gehen در اینجا به معنی کار کردن یا راه افتادن نیست؛ بلکه به معنی امکانپذیر بودن است. Geht das? = آیا میشود؟ ⸻ مثالها ✅ Kann ich heute früher gehen? – Ja, das geht. میتوانم امروز زودتر بروم؟ – بله، میشود. ⸻ ✅ Geht das auch ohne Termin? آیا بدون وقت قبلی هم میشود؟ ⸻ ✅ Geht das mit Karte? آیا میشود با کارت پرداخت کرد؟ ⸻ ✅ Geht das schneller? آیا میشود سریعتر انجامش داد؟ ⸻ ✅ Das geht nicht. این امکانپذیر نیست. این نمیشود. ⸻ Geht das? میشود؟ Wie geht das? چطور انجام میشود؟ Warum geht das nicht? چرا نمیشود؟ Geht das auch anders? راه دیگری هم هست؟ Bis wann geht das? تا چه زمانی امکانش هست؟ Geht das heute noch? آیا امروز هنوز امکان انجامش هست؟ ⸻ خلاصه 💡 Geht das? = «آیا میشود؟» 💡 Das geht. = «میشود.» 💡 Das geht nicht. = «نمیشود.» این عبارت را تقریباً هر روز در فروشگاهها، ادارهها، رستورانها و مکالمات روزمرهی آلمانی میشنوید.
🇩🇪 فعل an etwas liegen بخاطر چیزی بودن ⸻ ساختار liegen + an + Dativ Etwas liegt an + Dativ. ⸻ سؤال آن ❓ Woran liegt …? یعنی: دلیلش چیست؟ به خاطر چیه؟ ⸻ پاسخ Das liegt an + Dativ. ✅ Woran liegt das? علتش چیست؟ ➡️ Das liegt am Wetter. بخاطر آبوهواست.…
🇩🇪 فعل an etwas liegen بخاطر چیزی بودن ⸻ ساختار liegen + an + Dativ Etwas liegt an + Dativ. ⸻ سؤال آن ❓ Woran liegt …? یعنی: دلیلش چیست؟ به خاطر چیه؟ ⸻ پاسخ Das liegt an + Dativ. ✅ Woran liegt das? علتش چیست؟ ➡️ Das liegt am Wetter. بخاطر آبوهواست. ⸻ ✅ Woran liegt der Fehler? اشکال از چیست؟ ➡️ Der Fehler liegt am Computer. اشکال از کامپیوتر است. ⸻ ✅ Woran liegt dein Problem? مشکلت از چیست؟ ➡️ Es liegt am Stress. بخاطر استرسه ⸻ اگر علت یک جمله باشد در این حالت از daran استفاده میکنیم. Woran liegt das? ➡️ Das liegt daran, dass ich keine Zeit habe. دلیلش این است که من وقت ندارم. ➡️ Das liegt daran, dass der Zug Verspätung hat. دلیلش این است که قطار تأخیر دارد. ⸻ نکته گرامری an + Dativ ⸻ Woran liegt das? Das liegt am Wetter. Woran liegt das? Das liegt an dir. Woran liegt das? Das liegt daran, dass ich krank bin. 💡 فرمول حفظی: Woran liegt …? → علت چیست؟ Das liegt an + Dativ. → علتش … است. Das liegt daran, dass … → علتش این است که…
این اتفاق کاملاً طبیعی است، مخصوصاً اگر در آلمان درس میخوانی. 😊 در بسیاری از دانشگاههای آلمان، به جای دست زدن، دانشجوها روی میز با بند انگشت میکوبند (به آلمانی: Klopfen auf den Tisch). این کار همان معنی تشویق و قدردانی را دارد. دلیلش هم بیشتر یک سنت دانشگاهی است: وقتی همه پشت میز نشستهاند، کوبیدن روی میز راحتتر از دست زدن است. صدای کوبیدن تعداد زیادی دانشجو روی میز، فضای کلاس را به هم نمیریزد و نوعی تشویق رسمی و آکادمیک محسوب میشود. این رسم سالهاست که در دانشگاههای آلمان، اتریش و بعضی دانشگاههای سوئیس رواج دارد. معمولاً این کار را بعد از: ارائه (Präsentation) پایان سخنرانی استاد دفاع پروژه یا پایان یک سمینار انجام میدهند. اگر خودت هم ارائه داشتی و بعد از اتمام ارائه همه روی میز زدند، یعنی از ارائهات تشکر و قدردانی کردهاند؛ دقیقاً معادل دست زدن است، نه اینکه بخواهند بیاحترامی کنند.
ارائه همکلاسیم تموم شد من دست زدم، بقیه با دست روی میز ضربه زدن دست به دامن چت جیپیتی شدم
✨✨✨ Was für ein/eine/einen… دو تا معنی داره: ۱. اگه جمله پرسشی باشه: «چه جور…؟»، «چه نوع…؟» یا «چه جور چیزی…؟» انتخاب ein / eine / einen به جنسیت و حالت اسم بستگی دارد: Was für ein Mann ist er? او چه جور مردی است؟ Was für ein Auto hast du? چه ماشینی داری؟ Was für eine Tasche ist das? این چه جور کیفی است؟ Was für einen Film möchtest du sehen? دوست داری چه جور فیلمی ببینی؟ ۲. اگه جمله حالت تعجبی داشته باشه: میتواند معنی «عجب…» یا «چه…» (برای بیان تعجب) هم بدهد، اما این به لحن جمله بستگی دارد. Was für ein schöner Tag! عجب روز قشنگی! / چه روز زیبایی! Was für eine Überraschung! عجب غافلگیریای! Was für ein Chaos! عجب شلوغیای! / چه هرجومرجی! Was für ein Auto! عجب ماشینی! پس: در جملهٔ پرسشی: «چه نوع/چه جور…؟» در جملهٔ تعجبی: «عجب…!» یا «چه…!»
علاقه داشتن Die Lust haben Auf etwas (Akk) Ich habe Lust darauf. من بهش (موضوعی که قبلا صحبتش شده) علاقه دارم یا Ich habe keine Lust darauf علاقه ای بهش ندارم اما عبارتی که آلمانی ها بیشتر ازش استفاده میکنن اینه: Ich habe keinen Bock drauf (darauf) یا خلاصه تر Keinen Bock drauf. Der Bock auf etwas (Akk) haben Der Bock = آقای بز Ich habe Bock. = حوصله دارم / دلم میخواهد. Ich habe keinen Bock. = حوصله ندارم / حالش را ندارم. Hast du Bock auf Pizza? = دلت پیتزا میخواهد؟ Hast du Bock, ins Kino zu gehen? = دوست داری بریم سینما؟
Es kommt drauf(=darauf) an,… بستگی داره به… یک عبارت عامیانه که زیاد استفاده میکنن Es kommt drauf an, wie das Wetter ist. بستگی داره هوا چطور باشه. Es kommt drauf an, was du sagst. بستگی داره چی بگی. Es kommt drauf an, ob wir Zeit haben. بستگی داره وقت داشته باشیم یا نه. Es kommt drauf an, was du möchtest. بستگی داره چی بخواهی. Es kommt drauf an, wie viel es kostet. بستگی داره چقدر هزینه داشته باشه Es kommt drauf an, was wir machen. بستگی داره چه کار بکنیم Es kommt drauf an, wie du es machst. بستگی داره چطور اون رو انجام بدی Es kommt drauf an, wann du Zeit hast. بستگی داره کی وقت داشته باشی
без подписи
Deutschübung 1. Sprich laut mit dir selbst – zum Beispiel beim Kochen, Putzen oder Spazierengehen. Sag, was du gerade machst („Jetzt schneide ich Gemüse. Jetzt gieße ich die Pflanzen.“). 2. Such dir kleine, feste Rituale: Jeden Tag 5 Minuten eine Sprachnachricht…
Deutschübung 1. Sprich laut mit dir selbst – zum Beispiel beim Kochen, Putzen oder Spazierengehen. Sag, was du gerade machst („Jetzt schneide ich Gemüse. Jetzt gieße ich die Pflanzen.“). 2. Such dir kleine, feste Rituale: Jeden Tag 5 Minuten eine Sprachnachricht aufnehmen (zum Beispiel für dich selbst oder an einen Freund). 3. Wiederhole Sätze aus Serien, Podcasts oder Hörtexten laut. Das hilft, Strukturen und Redemittel zu übernehmen. 4. Schreib kurze Notizen oder Listen auf Deutsch – zum Beispiel deine To-Do-Liste oder Einkaufsliste. 5. Nutze jede Gelegenheit für kleine Gespräche: im Laden, beim Bäcker, mit Nachbarn – auch wenn es nur ein Satz ist. 6. Setze dir kleine, erreichbare Ziele: Zum Beispiel heute ein Kompliment auf Deutsch machen, morgen nach dem Weg fragen.
Meine ganze Seele, mein Herz und mein ganzes Wesen sind im Iran. Mein Herz sehnt sich nach der Heimat.
کلمات و جملاتی از دندان پزشکی دندانپزشک Zahnarzt / Zahnärztin معاینه Untersuchung عکس رادیولوژی Röntgenbild پوسیدگی دندان Karies پرکردگی Füllung ترمیم دندان Zahnrestauration پرکردگی کامپوزیت (همرنگ دندان) Kompositfüllung آمالگام Amalgamfüllung عصبکشی Wurzelbehandlung عصبکشی مجدد Wurzelkanalrevision روکش دندان Krone ایمپلنت Implantat جرمگیری Zahnsteinentfernung بیحسی موضعی Lokalanästhesie لثه Zahnfleisch خونریزی لثه Zahnfleischbluten حساسیت دندان Zahnempfindlichkeit شکستگی دندان Zahnfraktur ترک دندان Zahnriss دندان عقل Weisheitszahn کشیدن دندان Zahnextraktion ارتودنسی Kieferorthopädie عینک بزرگنمایی دندانپزشکی Lupenbrille چراغ روی عینک Lupenleuchte ساکشن / مکنده بزاق Speichelsauger رابردم Kofferdam آینه دندانپزشکی Mundspiegel دریل دندانپزشکی Bohrer چند جمله کاربردی بیمار: Dieser Zahn wurde im Iran wurzelbehandelt. (این دندان در ایران عصبکشی شده است.) Ein Stück der Füllung ist abgebrochen. (بخشی از پرکردگی شکسته است.) Ist die Füllung zu hoch? (آیا پرکردگی بیش از حد بلند است؟) Beim Kauen stört mich der Zahn. (هنگام جویدن این دندان اذیتم میکند.) Übernimmt die Versicherung die Kosten? (آیا بیمه هزینه را پوشش میدهد؟) Wie hoch ist mein Eigenanteil? (سهم پرداختی من چقدر است؟)
توی ایران وقتی افعال رو صرف میکردیم، صرف فعل du و Sie (höflich) رو بیشتر میخوندیم. خب چون اغلب با یک نفر صحبت می کردیم و برای مودبانه صحبت کردن با یکی نیاز به صرف فعل نداشتیم، توی امتحان هم باید با یک نفر صحبت می کردیم و قبلش از طرف اجازه میگرفتیم که میتونیم شما رو تو خطاب کنیم؟ اصطلاحا duzen . ولی وقتی میایی اینجا، شما اغلب با یه جمع صحبت می کنین، یا حتی اگه یه چیز کلی هم بخواهید بگید هم از جمع استفاده می کنین یعنی ihr بنابراین از صرف فعل در حالت ihr غافل نشید که خیلی پرکاربرده
Channel photo updated
این دو تا اپ رو اگه میتونین نصب کنین اولیش که فقط سرچ کنین Wörterbuch . باید خودتون از روی عکسش پیداش کنین. از بهترین اپ هایی هست که دیدم، کلی مثال خوب برای هر کلمه داره دومی هم اسمش todaii german هست، پادکست های کوچولو کوچولو متناسب با هر سطحی داره
احتمالا همه شما با فعل vorstellen آشنا هستید، دو تا معنی متداول داره: معرفی کردن، تصور کردن. اما چه زمانی معنی معرفی کردن میده و چه زمانی معنی تصور کردن؟؟؟ به این دو جمله توجه کنین: 1. Kannst du dich vorstellen? 2. kannst du dir vorstellen, dass…? جمله…
احتمالا همه شما با فعل vorstellen آشنا هستید، دو تا معنی متداول داره: معرفی کردن، تصور کردن. اما چه زمانی معنی معرفی کردن میده و چه زمانی معنی تصور کردن؟؟؟ به این دو جمله توجه کنین: 1. Kannst du dich vorstellen? 2. kannst du dir vorstellen, dass…? جمله اول: یعنی میتونی خودت رو معرفی کنی؟ جمله دوم: یعنی میتونی تصور کنی که…؟ هر وقت vorstellen رو با Akk اومد معنی معرفی کردن میده و هر وقت با Dat اومد معنی تصور کردن میده
یکی هم اینطوری کامنت گذاشته بود: Mein herzliches Beileid an seine Familie.