- Последний пост
- 4 янв.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📖جشن امضای «زلحیز» در سقز؛ کاریکاتورهایی برای نقد تبعیض و بازنمایی رنج (بررسی ابعاد اجتماعی، فلسفی و انتقادی تازهترین اثر میلاد مروتی با حضور هنرمندان و صاحبنظران) 🔸آیین جشن امضای کتاب «زلحیز»؛ مجموعهای از کاریکاتورهای میلاد مروتی، با حضور جمعی از نویسندگان، هنرمندان و علاقهمندان فرهنگ و هنر، در کتابخانه عمومی سقز برگزار شد. این کتاب بهتازگی توسط انتشارات «ههژان» سقز منتشر شده است. 🎙در این مراسم، دکتر خالد توکلی جامعهشناس، دکتر رضا قادربیگزاده نویسنده و معمار، ههژان بابامیری مدیرمسئول و میلاد امانالهی مدیر اجرایی نشر ههژان، پریا سعیدزاده مجری به تبیین ابعاد کتاب «زلحیز» پرداختند ...... 🌐متن کامل خبر و تصاویر در لینک زیر👇👇👇👇 https://saqqezrudaw.ir/?p=24785 🆔 @saqqezrudaw
یعنی ممکن است ما کشوری چند ملیتی و چند زبانی داشته باشیم اما فقط یک زبان به عنوان زبان رسمی در قانون شناخته شده باشد.گاهی هم زبان میانجی در کشوری به عنوان تنها زبان رسمی در قانون شناخته میشود مثل ایران که زبان فارسی به طور هم زمان هم زبان میانجی سرزمین ایران است و هم تنها زبان رسمی آن. اما فقط زبان ملی فارس زبانهاست نه زبان ملی گیلک، کرد، عرب، آذری، بلوچ و غیره.منظور از زبان ملی یعنی زبانی که یک ملت با آن صحبت می کنند حتی اگر آن ملت کشور نداشته باشند. ملت مفهومی انتزاعی و ذهنی است ولی کشور و دولت مفهومی سیاسی و مربوط به اعمال قدرت است. مثلا در ایران ما چند ملت و چند زبان داریم اما یک کشور و یک حکومت داریم. ۱۲. در پایان ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که به نظر اینجانب اظهار نظر در مورد موضوعات و مسائلی که فرد در آن تخصص و مطالعه ندارد خود نوعی خود تخریبی است و بنده به نوبه خویش اظهار نظر این افراد را اصلا جدی نمی گیرم زیرا از کوزه همان تراود که در آن است و این نوع اظهار نظرها بیسوادی و لمپن بودن این افراد را نشان می دهد هرچند که ممکن است در حوزه های دیگر این افراد بسیار متخصص و خبره باشند
از لحاظ زبان شناختی باید به سطوح مختلف نحو، معناشناسی، آواشناسی، واج شناسی و غیره را برای هر یک از گونه های زبانی درنظر گرفت و آنها را در مقایسه با گونه ای دیگر مورد بررسی قرار داد بدین صورت که مثلا بخواهیم بدانیم آیا گونه اصفهانی و گونه شیرازی خود زبان جدایی هستند یا اینکه نه هردو گونه ای از زبان فارسی هستند. در ابتدا با استفاده از دادهای موجود هر گونه از لحاظ نحو(گرامر) آواشناسی و غیره مقایسه می کنیم که اگر تفاوت عمده داشتند مثلا آواهایی در شیرازی بکار برده میشود که در اصفهانی نیست و یا از لحاظ نحوی قوانینی بر اصفهانی حاکم است که بر شیرازی حاکم نیست و این تفاوتها زیاد هست پس اصفهانی و شیرازی زبان هستند اما اگر به این صورت نباشد و مشترکات آنها از هر لحاظ بیش از تفاوت است پس لهجه ای از زبان فارسی محسوب می گردند. معیار دیگر جامعه شناختی است. از لحاظ جامعه شناختی می توان به درجه تفهیم دو گویشور از یک زبان می توان اشاره کرد بدین منوال آیا وقتی مثلا یک فرد اصفهانی با یک فرد شیرازی صحبت می کنند چقد همدیگر را می فهمند اگر فهم ازهم دیگر بسیار زیاد مثلا بیش از 90 درصد می توان گفت هردو لهجه ای از زبان فارسی هستند نه گویش و نه زبانی جدا ازهم. از لحاظ معیار سیاسی که متاسفانه مقوله فرق می کند. مثلا تا زمانی که کشور چک و اسلواکی یک کشور بودند می گفتند زبان چکواسلواکی اما بعد از جدایی و ایجاد دو کشور مجزا می گویند زبان چک و زبان اسلواکی. یا مثلا از لحاظ زبان شناختی و درجه تفهیم هرچند که چینی دارای زبان های مختلفی بود، به خاطر مسایل سیاسی زبان چینی را یک زبان می دانستند این در حالی است که چینی دارای چندین زبان است و مندرین فقط یکی از آن زبانهاست. لذا سیاست و قدرت می تواند برخی از مفاهیم علمی را نپذیرد. 10. نکته بعدی راجع به مفهوم و اهمیت لهجه در زبان آموزی است. این روزها به خاطر تحقیر دیگر زبانها از طرف سخنوران فارسی زبان و حتی تحقیر دیگر لهجه های زبان فارسی از طرف مرکزنشینان برخی متاسفانه ترجیح می دهند کوکان خویش را با زبان فارسی و آن هم لهجه تهرانی ببار بیاورند. در اینجا باید توضیح بدهم که امروزه در دنیای چند زبانه، نداشتن لهجه عیب محسوب می شود نه داشتن آن، به تعبیر هاینرش بل آلمانی هنگامی که به پسرش که پسری دیگر را حین آلمانی صحبت کردن مورد تمسخر و تحقیر قرار داد گفته بود پسرم کسی راکه لهجه دارد مسخره نکن در حقیقت او تو را باید مسخره کند چون تو یک زبان بلدی اما او دو زبان. داگلاس براوان در کتابش راجع به اهمیت لهجه بیان می دارد که بیساری از فرانسویان درهنگام انگلیسی صحبت کردن به عمد با لهجه فرانسوی صحبت می کنند چرا که دوست ندارند طرف مقابلشان فکر کند انگلیسی هستند نه فرانسوی. در ضمن هیج زبانی بر زبان دیگر و هیچ لهجه ای بر لهجه دیگر برتری ندارد و این افراد عامی هستند که چنین فکر می کنند. در مقوله یادگیری زبان هم باید به این نکته معترف بود که اهمیت مهارتهای چهارگانه زبان یعنی خواندن، نوشتن، صحبت کردن و درک شنیداری دارای اهمیت بیشتری بر لهجه هستند. بسیاری از افراد سرشناس دنیا بوده و هستند که سخنور بومی یک زبانی نبودند و هنگام صحبت کردن دارای لهجه بودند اما از لحاظ مهارتهای چهارگانه آن زبان از خود سخنور بومی آن زبان سرتر بودند مثلا از لحاظ نوشتاری افرادی نظیر کومار، کانگاراجا، و....جورج اورول هندی تبار سخنورانگلیسی که نوبل ادبیات انگلیسی را از آن خود کرده است از بسیاری از سخنوران بومی انگلیسی زبان بهتر بوده است و یا کسینجر گرچه دارای لهجه غلیظ آلمانی در هنگام صحبت کردن به انگلیسی بود اما از بسیاری از سخنوران بومی انگلیسی زبان سرآمد تر بود. 11. در زبانشناسی اجتماعی ما چند مفهوم داریم که متاسفانه برداشت غلط از آنها میشود. مفاهیم مانند زبان رسمی، زبان ملی زبان میانجی. منظور از زبان ملی یعنی زبانی که یک ملت با آن صحبت می کنند. منظور از زبان میانجی یعنی زبانی که سخنوران همان زبان و سخنوران زبانهای دیگر با آن برای برقراری ارتباط به عنوان ابزاری مشترک از آن استفاده می کنند. منظور از زبان رسمی زبانی است که حکومتها و دولتها در قوانین اساسی خود به صورت رسمی به عنوان زبان رسمی می گنجانند. برای همین است که در یک کشور ممکن است چند زبان زبان رسمی باشد اما در کشور دیگری فقط یک زبان به عنوان زبان رسمی شناخته بشود. مثلا در ایران فقط فارسی زبان رسمی است اما در سوئیس آلمانی، فرانسه ای و سوئیسی زبانهای رسمی هستند. نظریه پردازان مشهور حوزه زبانشناسی اجتماعی نظیر فیشمن، ورداو، فسولد، هولمز هرگز و هیچ جا نگفته اند که زبان ملی یعنی زبان اکثریت اعضای جامعه. در بسیاری از کشورها دمکراتیک که متشکل از چند ملت هستند چند زبان هم به عنوان زبان رسمی در قانون اساسی گنجانده می شود.
اتفاقا در ایران بسیاری از همین دانشمندان ایرانی آثار خود را به عربی نوشته اند تا فارسی و درصد آن بیش از فارسی بوده است.اگرهم در دربار مثلا قاجاریان و حتی ترکان عثمانی هر از گاهی مورد استفاده قرار گرفته صرفا به عنوان ابزاری ارتباطی وغیره و نه به عنوان ابزار اعمال قدرت مورد استفاده قرار گرقته است. استفاده از هر وسیله ای برای اعمال قدرت امری ناپسندیده است. مشکل دوران پهلویها دقیقا همین موضوع بود که آنها با اعمال قدرت گرفتن ابزار زبان فارسی دیگر زبانها را به حاشیه راندند و این موضوع متاسفانه نه اینکه باعث انسجام ملی نشد بلکه سبب عکس آن شد. دقیقا توجه به همین نکته بود که کشورهای غربی نظیر کانادا و این اواخر هم کشور چین را وادار کرد به خود بیایند و دست از ایده پوسیده یک زبان و یک ملت کشیده و به آموزش زبانهای دیگر بپردازند. اما موضوع این است که چرا برای افرادی مثل ژاله آموزگارها، شفیعی کدکنی ها و جواد طباطباییها هنوز لاینحل مانده است. جالب اینست که به گفته محسن رنانی متخصص اقتصاد و توسعه حتی عدم آموزش دیگر زبانها در کردستان، بلوچستان و آذربایجان و غیره یکی از عوامل توسعه نیافتگی این سرزمینهاست. چناکه فیرکلاف در کتاب وزین خویش تحت عنوان زبان و قدرت(Language and Power) بیان میدارد هیچ زبانی نباید به عنوان ابزار اعمال قدرت مورد استفاده قرار گیرد زیرا باعث به حاشیه رساندن دیگر زبانها خواهد شد. ایشان معتقد است حتی نباید دیگر لهجه ها و گویشهای یک زبان را به نفع یکی از گویشها و لهجه های دیگر همان زبان به حاشیه راند. این موضوع دقیقا خلاف گفته جناب شقیعی کدکنی است که معتقد است باید دیگر گویشهای زبان فارسی را حذف و به حاشیه برانیم تا مثلا زبانی معیار مثل لهجه تهرانی داشته باشیم. اینکه کدام گویش دارای پریستسژ هست مردم به غلط تعیین کرده اند واگرنه از لحاظ زبانشناسی همه گویشهای یک زبان از اهمیت یکسانی برخوردارند. کی گفته لهجه تهرانی بهتراست و لجه شیرازی کم اهمیت تر. اینها تصورات غلطی هستند که در کتاب جناب دکتر عادل محمدی به تفصیل به آنها پرداخته شده است. 8. به باور بسیاری از افراد حوزه فراگیری زبان نظیراستیفن کراشن، راد الیس، فیشمن، ورداو، جنت هلمزو... مهمترین عامل در فراگیری هر زبانی میزان برخورد با آن زبان در دومینهای (Domain) مختلف است. منظور از دومین زمانها و مکانهای مخلتلفی است که یک فرد در معرض آن زبان قرار می گیرد مثل خانه، بازار، مدرسه، کوچه، دانشگاه. اکنون البته دومینهای جدیدی به آنها اضافه شده و حتی اهمیت آنها هم بیشتر از دومینهای سنتی است مثل ماهواره، تلویزیون، انترنت و غیره. بنده دانشجویانی دارم که بدون هیچ کلاس آموزش مرسومی و تنها از طریق یوتیوب زبان کره ای و غیره را فراگرفته است. چرا افرادی مثل شفیعی کدکنی و امثالهم می خواهند تمام این دومینها را از دیگر سخنوران زبانهای این سرزمین محروم گردانند و فقط این دومینها را درخدمت زبان فارسی قراردهند زبان فارسی الا ماشالا در تلویزیون، در مدرسه، در دانشگاه وبسیاری از دومینهای دیگر به فور استفاده می شود تنها دومین سنتی که برای زبانهای دیگر سرزمین ایران باقی مانده همین دومین منزل و خانه است چطوری است که فارسی با همه این دومینها در معرض خطر نابودی است اما مثلا ترکی و بلوچی و غیره باهمان یک دومین (منزل) فارسی را به خطر می اندازد؟ جای بسی شگفتی است که جناب آقای شفیعی کدکنی و امثالهم که با وجود عضویت در فرهنگستان ادب ایران مقاله علمی همکار خود مرحوم دکتر لطف اله یارمحمدی تحت عنوان "زوال زبانها و لهجه های ایران" را که حدود بیش از بیست سال پیش در نامه فرهنگ (مجله علمی پژوهشی فرهنگستان) به چاپ رسیده است را نخوانده است. پروفسور یارمحمدی به شیوه ای علمی استدلال می کند که تقویت و آموزش زبانهای دیگر فلات ایران نه تنها تهدیدی برای زبان فارسی نیست بلکه باعث تقویت زبان فارسی می شود. ایشان بیان می دارد که چگونه است این همه ما نگران از بین رفتن گونه ای حیوانی مثلا یوزپلنگ هستیم اما هیچ ترس و نگرانی بابت از بین رفتن زبان و گویش و گونه زبانی نیستیم آیا نمی دانید با از بین رفتن یک زبان جهانی از بین خواهد رفت، فرهنگ و هویت و خیلی چیزهای دیگری از دست خواهد رفت. 9. موضوع دیگر تفاوت بین زبان، گویش و لهجه است که در اینجا به اختصار آورده می شود والا بنده در مقالات علمی خویش به تفصیل به آن پرداخته ام. برای تفهیم و تمایز بین این سه مفهوم باید آنها را روی محوری قرار دهیم که در یک سر آن زبان و در سر دیگر لهجه قرار می گیرد و در وسط این محور گویش قرار می گیرد. برای تمایز آنها معمولا از معیارهای زبانشناختی و معیارهای جامعه شناختی و سیاسی بهره می گیرند.
هرچند که اینجانب در آثار خود ( مخصوصا کتاب چه کسی از آموزش چند زبانه در ایران می هراسد) به تفصیل به موضوع آموزش چند زبانه در ایران و هراس بیخود از آن و نقش زبان فارسی پرداخته ام، اما در اینجا به طور بسیار خلاصه بیان کنم که موضوع چند زبانگی از سال 2000 به بعد به گفته پروفسور گانگاس یگر یک موضوع هنجار و طبیعی و معمول نیست بلکه مضوعی از نوع باید می باشد به دین معنی افراد دیگر باید حتما چند زبانه باشند و نه تک زبانه و مخصوصا افراد باید زبان به اصطلاح مادری را حتما همراه با چند زبان دیگر بیاموزند. پروفسور کانگاس از اصطلاح ( (Monolingual Stupidity یعنی حماقت تک زبانگی برای افرادی استفاده می کنند که فقط یک زبان بلدند و اصرار دارند که باید در کشور فقط زبان مسلط و معیار آموخته و آموزش داده شود و دیگر زبانها رها گردد. حتی ایشان این افراد را به نوعی Language Stupid (کودن زبانی) می نامد. حتی کشوری نظیر چین که زمانی فقط زبان چینی آن هم چینی ماندریان را به رسمی می شناخت و دیگر زبانها و شاخه های زبان چینی را نه تنها به رسمیت نمی شناخت بلکه قدغن هم کرده بود از سال 2000 به بعد به آموزش آنها پرداخته و به اشتباه خویش پی برده است. 4. موضوع تک زبانگی به حدود 100 سال قبل برمی گردد یعنی به زمانی که مفهوم دولت- ملت توسط قدرتهای پیروز در جنگهای جهانی شکل گرفت. در آن بره زمانی به خاطر مفهوم ملت سازی بسیاری از زبانها توسط بسیاری از کشورها قدغن شدند چراکه نگرش و شعار غالب آن بره one nation one language (یک زبان یک ملت بود). به طوری که در همین کشور کانادای فعلی فقط زبان انگلیسی را به رسمیت می شناختند و حتی استفاده از زبان فرانسوی ممنوع بود به طوری که اگر در مدارس کودکی به زبان فرانسوی صحبت می کرد مورد ضرب و شتم وتوهین قرار می گرفت و به وی می گفتند باید برود دهان خویش را با آب و صابون بشوید چرا که آلوده شده است. اکنون همین کانادا نه تنها زبان فرانسه را به رسمیت می شناسد بلکه برای آموزش آن به کودکان ایالت کبک و دیگر ایالتها هزینه می کند. در دوره پهلوی به تقلید از کانادا و ترکیه و به خاطر موضوع شعار بالا سیاست زبانی در خدمت شعار بالا قرار گرفت و دیگر زبانها به حاشیه رفتند و حتی بسیاری ازاسامی شهرها و مکانها از کردی، بلوچی، ترکی و گیلکی و غیره به فارسی برگردانده شد. این درحالی است که سرزمین ایران همیشه سرزمینی چند زبانه و چند ملیتی بوده است و مردمان آن در کنارهم زیست نموده و حتی زبان هم دیگر را فراگرفته اند و ایران فقط مال فارس نبوده است اما متاسفانه عملا شعار ایران مال ایرانیان است در دوره پهلوی اول به محاق رفت و به ایران مال فارس است تغیر یافت. فیلپسون در کتاب خود تحت عنوان امپریالیسم زبانی به نقد تسلط بیش از حد زبان انگلیسی پرداخته و بیان می دارد که زبان انگلیسی به خاطر قدرت زیاد دولتهای آمریکا و بریتانیا در حال نابودی دیگر زبانهاست و اگر مثلا زبان فرانسوی، پرتقالی، اسپانیایی و عربی و.... درکشورهایی مثل پرتقال، فرانسه، کشورهای عربی و .... مورد استفاده قرار نمی گرفت شاید با نفوذ زیاد انگلیسی این زبانها از بین می رفت. 5. چنانکه در بالا ذکر آن رفت فلات ایران سرزمینی چند ملیتی و چند زبانی بوده و هست و اطلاق زبان محلی به زبانهای کردی، بلوچی، ترکی، گیلکی، مازنی و غیره از لحاظ زبانشناسی نه علمی است و نه منطقی مگر این زبانها ماست و کره هستند که با الفاظ تحقیرآمیز محلی به آنها توهین می شود چگونه است که عرب در عربستان و یمن ملت است و زبانشان درآنجا ملی محسوب میشود و یا ترک در کشورترکیه و آذربایجان ملت هستند و زبانشان ملی است اما در ایران به آنها قوم گفته می شود و به زبانشان هم زبان محلی؟ آیا با اقرارگالیله به اینکه وی را وادارکردند که بگوید خورشید به دور زمین می گردد واقعا خورشید دور زمین می گردد یا اینکه زمین دور خورشید می گردد بر همین منوال آیا با اطلاق اشتباه و تعصب وار و غیرعلمی زبان محلی به عربی و ترکی و دیگر زبانهای سرزمین ایران این زبانها محلی هستند و سخنورانشان قوم هستند؟ مسلما نه. 6. از لحاظ زبانشناسی به باور بسیاری از زبانشناسان هیچ زبانی بر زبان دیگری و هیچ گویش و لهجه ای بر گویش و لهجه دیگری برتری ندارد. نوام چامسکی در آثار خویش بارها به این نکته اشاره کرده و معتقد است که می توان پیچیده ترین مثال علمی را به هر زبانی تفهیم و تدریس کرد. اکنون این ایده زبانهای بدوی و زبان الکن و ناتوان و غیره نه علمی است و نه قابل پذیرش. 7. زبان فارسی بجز در زمان پهلوی اول و به بعد هیچ گاه زبان رسمی فلات ایران نبوده است و بجز برخی نویسندگان و ادبای دیگر زبانها بسیاری از ساکنان فلات ایران با آن آشنا نبوده اند چه برسد به اینکه همه با آن صحبت کنند و باعث پیوند ملی و غیره بشود.
جوابیه کوتاه به اظهار نظر برخی به اصظلاح روشنفکران و نویسندگان ایران شهری درباره زبان فارسی و آموزش زبانهای ساکنین فلات ایران. دکتر هیوا ویسی دانشیار زبان شناسی کاربردی دانشگاه رازی از آنجا که اینجانب درحوزه جامعه شناسی زبان و تحلیل گفتمان و چند زبانگی کار پژوهشی انجام داده و نیز به آن مشغولم. چند سالی هست که متاسفانه از ظرف افراد به اصطلاح روشنفکرایرانشهری و عموما غیرمتخصص و نا آشنا و بی سواد به علم زبان شناسی و آموزش زبان مطالب واظهارنظرغیرعلمی درباره زبان فارسی و آموزش زبان در فضای مجازی دست به دست می شود من را بر آن داشت تا مواردی را ذکر نماییم. لازم به ذکر است که این نوشتار صرفا نوشتاری مختص به فضای مجازی می باشد و سعی بر تفهیم و عامه فهم بودن برای مخاطبان عام است و اگرنه بنده در مجامع آکادمیک و ژورنالهای معتر بینالمللی و ملی کم و بیش به آنها به تفصیل پرداخته ام و علاقمندان را به آنها را در فضای آکادمیک ارجاع می دهم. در پایان این مقدمه کوتاه باید عرض نمایم که بنده با افرادی که اصول اولیه حقوق بشر جهانی نظیرحق انتخاب از هر نوع نظیر حق تعیین سرنوشت، حق زندگی و حق فراگیری زبان مادری و برخورداری از موهبات آن را چه از لحاظ نظری و چه عملی قبول نداشته باشد نه بحث می کنم و نه وقت خویش را برای اقناع چنین افرادی تلف می نمایم چرا که آب درهاون کوبیدن است و به دیگر بزرگواران هم توصیه دوستانه دارم که در مقابل چنین افرادی چنین رویکردی داشته باشند و وقت گرانبهای خویش را با این افراد هدر ندهند. 1.اولا ما باید یاد بگیریم که بجای توهین و ناسزا گویی به انتقاد علمی بپردازیم و به قول جناب دکتر امیری سلیمانی به جای استفاده از کلمات مربوط به شکم و زیر شکم از مغزمان استفاده کنیم و تفاهم و مدارا داشته و علمی و با استدلال دیدگاه دیگران را نقد و واکاوی کرده و در صورت درست بودن دیدگاه طرف، ضمن اعتراف به اشتباه دیدگاه خویش، آن را بدون ترس پذیرا باشیم. به باور اری(َAry et al) و همکاران در کتاب وزین و بسیار مهم "درآمدی بر روش تحقیق در آموزش" دو ویژگی فرد محقق وعلمی یکی بی طرفی و عدم جزمگرایی است و دیگری پذیرش نتیجه و حقیقت علمی حتی اگر برخلاف دیدگاهش باشد. 2. سارتر در کتاب معروف خود تحت عنوان" در دفاع از روشنفکران"، روشنفکران را به دو طبقه روشنفکر واقعی و روشنفکر قلابی تقسیم می کند. وی معتقد است بسیاری از نویسندگان، محققین و دانشمندان حوزه های مختلف علمی همچون علوم طبیعی و انسانی بالقوه روشنفکر هستند اما ممکن است بلفعل روشنفکرنباشند. وی در تمایز بین این دو مفهوم از فردی دانشمند و داروساز مثال می آورد که در یک شرکت داروسازی کار می کند. سارتر بر این باوراست که این فرد بالقوه روشنفکر است. اگر این فرد متوجه شود که در این شرکت داروسازی داروهایی درست می کنند که برای مردم مضر است ممکن است چند رویکرد برای این موضوع داشته باشد: ممکن است سکوت کند، ممکن است با شرکت ساخت و پاخت کند و خود نیز از سود آن ذی نفع گردد ویا اینکه ممکن است شرکت را نصیحت کند و بگوید کار آنها اشتباه است و سعی بر اصلاح آنها بردارد و یا حتی از آن شرکت بیرون بیاید و به روشنگری جامعه بپردازد که فلان شرکت کار نادرستی انجام می دهد در این مرحله است که آن فرد روشن فکر بالفعل می شود و به روشنفکر واقعی مبدل می گردد در غیر این صورت روشنفکر قلابی است. سارتر ادامه می دهد و استدلال میکند که البرت انشتین یک روشنفکر واقعی بود وهست چراکه بعد از اینکه متوجه شد کشف ارانیوم ممکن است برای اهداف مضر برای مردم مورد استفاده قرار گیرد با صحبت کردن و تلاش برای روشنگری مردم و سیاستمداران و حکمرانان پایه های اولیه آژانس انرژی اتمی را به امید استفاده صلح آمیز از آن بنا نهاد. اما سارتر در همان حین هایدگر را روشنفکری قلابی می داند چراکه در خدمت فاشیسم هتلر بود. لذا اگر هرکدام از افرادی که در مباحث دکتر محدثی نظیر ژاله آموزگار و جواد طباطبایی و غیرهم اسم آورده شده اگر نظریات آنها منجر به تولید فاشیسم و یا درخدمت فاشیسم پهلوی بوده (و به نظر می رسد بوده وهست) روشنفکر قلابی هستند و محقق ودانشمند محسوب نمی گردند مادامی که همچنان بر دیدگاه خویش اصرار داشته و اظهار پشیمانی نکنند. نمونه افرادی که در ابتدا نظریات زبانی اش در خدمت پهلویسم و فارسی محور بود مرحوم دکتر محمد رضا باطنی بزرگوار بود که در آواخر عمرشان به اشتباه خویش پی برد و به شیوه هایی به نقد نظریات پیشین خود پرداخت و از روشنفکر قلابی به روشنفکر واقعی مبدل گشت. 3.
♦️زبان تمدنی!! ✍اسماعیل احمدپور ۱۱ دی ۱۴۰۴ 🔸 تا جایی که خوانده و دیده ام چنین اصطلاحی در مطالعات زبان شناسی وجود ندارد. حال فرض بگیریم بخواهیم چنین تعریفی را برساخت کنیم چند مانع بر سر راه است: 🔻ابتدا باید تمدن را تعریف کرد. تمدن یکی از مفاهیم چند وجهی و دارای تعاریف چندگانه و کشسان است که یک تعریف متقن و مورد اتفاق اکثر متخصصین این حوزه ندارد. بدیهی است زمانی که خود تمدن تعریف مشخص و واحدی ندارد، زبان تمدنی را بعنوان یک مفهوم نمی توان پذیرفت. 🔻از سوی دیگر با یک بررسی سطحی در مییابیم آن چیزی که همگان بعنوان تمدن ( بین النهرین، ایران، مصر و...) به رسمیت می شناسند، اکثرا و تقریبا بدون استثنا چند زبانه بوده اند و هر زبان بار ساخت قسمتی از آن تمدن را بر دوش داشته است. مثلا در تمدن بزرگ ایلام، زبان ایلامی زبان اداری و درباری بود و زبان سومری زبان علمی و دینی. انباشت متون علمی، دین، ساختار اداری و اقتصادی و سیاسی همگی وجوه یک تمدن هستند. در تمدن های کهن کمتر دیده شده است که زبانی تمامی این وجوه را پشتیبانی کند. 🔻نکته بعدی اینکه تمدن و زبان رابطه ای دو طرفه با یکدیگر دارند. همانطور که زبان در شکل گیری تمدن نقش ایفا میکند، تمدن نیز در تکوین و اکمال یک زبان نقش پر رنگی دارد. پس این طور نیست که یک زبان کامل و جامع وجود داشته و پیرامون آن تمدنی شکل گرفته باشد. 🔻در آخر از نظر اینجانب جمعیت، جغرافیا، فرهنگ، زبان، دین، معماری، ساختار های سیاسی، اقتصاد، قدرت نظامی و ... با هم یک تمدن را می سازند و نمی توان هر یک را جداگانه سازنده تمدن دانست. #زبان_فارسی #حقوق_زبانی #احسان_هوشمند #اسماعیل_احمدپور @NewHasanMohaddesi
♦️در بارهی مفهوم "زبان تمدنی" ✍دکتر هیوا ویسی ۱۰ دی ۱۴۰۴ اقای دکتر محدثی سلام راجع به پرسش شما در بارهی اصطلاح "زبان تمدنی" باید خاطرنشان کنم که این اصطلاح اصولا بهعنوان اصطلاحی رایج که مورد استفادهی محققین حوزه زبانشناسی، حوزهی آموزش زبان، زبانشناسی با تمام شاخههایش، چند زبانگی، زبانشناسی تاریخی، جامعهشناسی زبان و غیره قرار گرفته باشد، تا اکنون در چنین معنا و مفهومی که جناب آقای هوشمند مدنظرشان است، مورد استفاده قرار نگرفته است. احتمالا منظور ایشان از این اصطلاح من درآوردی و خودساخته "زبان تمدنی" که نشان از بیسوادی و عدم آگاهی ایشان از حوزههای یاد شده است. شاید منظورشان اصطلاح زبان میانجی است، مثل انگلیسی که الان زبان میانجی یا لینگوافرانکا میباشد. یا زبان فارسی که الان در ایران میان دیگر ملتهای ساکن جغرافیا و فلات ایران، اعم از بلوچ و کرد و عرب و ترک، مورد استفاده قرار میگیرد. اصولا زبان میانجی زبانی است که گروههای متنوع زبانی در یک اجتماع کوچک یا بزرگ از آن برای مقاصد مختلف استفاده میکنند. حتی ما گویش میانجی هم داریم؛ مثلا در حوزهی جغرافیای کوردستان زمانی گویش گورانی، گویش میانجی نوشتاری و نه ضرورتا گفتاری، مردم کردستان بوده است، مثل در دوران حکومت اردلانیها بر کردستان. بسیاری از شعرا و نویسندگان وقت، با وجود تکلم به دیگر شاخههای زبان کردی با شاخهی گورانی زبان کردی شعر میسروده اند. خاطر نشان میشود که زبان فارسی زمانی هم بهعنوان میانجی استفاده شد، بیشتر استفادهی نوشتاری و مخصوصا بین شعرا و غیره بوده است، وگر نه بسیاری از دانشمندان ایرانی نظیر ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا، دینوری کردزبان نه به فارسی بلکه به عربی مطلب نوشته اند. اما مسلما این بزرگواران در خانه و کاشانهی خود به زبان به اصطلاح مادری خویش صحبت میکرده اند. لذا وقتی حرف از زبان میانجی میشود، گاهی اوقات میانجی در سطح نوشتار، گاهی در سطح گفتار و گاهی در هر دو سطح مدنظر است. در پایان باید این نکته را تذکر بدهم که اینجانب به اظهار نظر این افراد غیر متخصص اصلا وقعی نمینهم، چراکه این افراد، افرادی بیسواد در حوزه آموزش زبان هستند و اصولا اظهار نظراتشان جدی گرفته نمیشود؛ دقیقا مثل این است که منی که سواد فیزیک ندارم، در مورد انیشتین و نظریاتاش اظهار نظر کنم و مثلا نظریات انیشتین را زیر سوال ببرم و در حقیقت خودم را خراب کرده ام. لذا این افراد با این اظهار نظراتشان در حقیقت خودشان را خراب میکنند. #زبان_تمدنی #زبان_فارسی #هیوا_ویسی #احسان_هوشمند @NewHasanMohaddesi
🔸لە ڕانانی مەعریفەی نۆستالۆژیکەوە بەرەو ڕۆنانی کردەی نوێ ✍یادداشت: عەبدولقادر نیازی/شاعیر و ڕەخنەگر (خوێندنەوەیەک لە وتاری شێعر و ئەرکی پاراستنی زمان لە نووسینی دوکتور خالید تەوەککولی) 🔹دوکتور خالید تەوەککولی نووسەر و توێژەر و کۆمەڵناسی کورد، دە وتارێکدا بەنێوی" شێعری کوردی و ئەرکی پاراستنی زمان"، بە خوێندنەوەیەکی مەیلەو ڕەچەڵەکناسانە پژاوەتە سەر ڕەوتی پێوەندییەکانی زمان و ناسیۆنالیزم و شوناسی کورد و سووکەئاوڕێکیشی لە شێعری کوردی و سیاسەت داڕێژی کەلتووری و زمانی و چەمکی نەتەوەسازی داوەتەوە. ئەو شێوازە لە لەنگەری بەڕێزیان بوو بە هۆی ئەوەیکە باوەڕی سەرەکی ئەو یادداشتە ئەوە بێ کە بەڕێزیان هاوکات لەگەڵ ئەوەیکە دەخوێندنەوەی شێوازناسانە و مێتۆدیکاڵی پێوەندییەکانی شێعری کوردی و زمان و ناسیۆنالیزمی کوردیدا بە دەرئەنجامێکی ئەرێنی و پۆزەتیڤ و ئیجابی نەگەیشتووە، گیرۆدەی هەندێ پێکهاتەی سادەشە لەسەر ئەم پێوەندییە ئیماژیک نەک تێئۆریکەی کە خەریکە بارستایی و بۆشایی نێوان زمان و شێعر و ناسیۆنالیزم بە شێوەیەکی پەسیو و بەرهۆکارانە و تا.... 🌐درێژهی ئهم بابهته👇👇👇👇 https://saqqezrudaw.ir/?p=24232 🆔 @saqqezrudaw
کولتووری کوردی لێوانلێوە لە توخمە شوناسسازە تایبەتەکانی وەک ئەدەب، مۆسیقا، هەڵپەڕین، جلوبەرگ، دابونەریت، ئوستوورە و... کە دەتوانن لەم سپێهرە نوێیەدا ئەو دەورە بگێڕن کە کۆریاییەکان بە K-pop و ژاپۆنییەکان بە Anime گێڕاویانە و رەوایەتی خۆیان بە گوێی هەموو جیهان گەیاندووە. هەر بۆیە پێویستە بە بەرهەمهێنانی دیجیتاڵیی ناوەرۆک و فیلم و فیلمی دێکۆمێنتاری و هونەرە شانۆییەکان، وێنەی فەرهەنگیی خۆیان جیهانی بکەن. زانستە تۆڕییەکان ئەو ئەگەرە دەڕەخسێنن کە ناوەندی توێژینەوەی دیجیتاڵ، ئارشیوی مێژوویی و پرۆژەی هاوبەشی زمانناسی و مێژوونووسی و زانستە کۆمەڵایەتییەکان رێکبخەن. ئەم کارە جیا لەوەی رەوایەتە ساختە مێژووییەکان دەگۆڕێ بۆ رەوایەتی راستەقینە، هاوکات بەستێنی بەرهەمهێنانی سەرچاوەیی زانستیی کوردی (مرجعیت علمی کوردی)ش دەڕەخسێنێ. کوردەکانی دیاسپۆرا بەتایبەت لە ئەمریکا و ئورووپا هاوکات لەگەڵ ئەوەی لۆبی سیاسین، دەتوانن سامان و ئەزموونی خۆیان هەناردەی ناوخۆ بکەن و بۆ بەجیهانی کردنی دەنگی کورد یارمەتیدەر بن، چون بێگومان ئەم تۆڕە مرۆییە بەربڵاوە دیاسپۆراییە، سامانێکی ئیستراتیژیی گەورەیە. کاتی ئەوەیە ئەم راستییە قبووڵ بکەین کە ئەگەرچی سیاسەتکردن بەپێی شوناسی نەتەوەیی، ئامرازێک بووە بۆ مانەوە و پاراستنی زمان و کولتوور، بەڵام پێداگری بەردەوام لەسەر ئەم جۆرە لە سیاسەتکردن، ئاسۆکانی داهاتوو بەرتەسک دەکاتەوە، سروشتی وزەی سەرەکیی کۆمەڵگا دەگۆڕێت بۆ پەرچەکرداری رووت بەرانبەر بە قەیرانەکان و ئیزن نادات گوتاری نوێ لە بەستێنی ئابووری و تەکنۆلۆژی و گەشەی کۆمەڵایەتیدا سەرهەڵبدات. واتە لە دونیای ئەمڕۆدا سیاسەت بە شێوە رۆژمەڕە و نەریتییەکەی ناتوانێت ئامرازێکی تەواو بێت بۆ گەیشتن بە خەونە مێژووییەکان، چون هەر نەتەوە یان کۆمەڵگایەک بە وشیارییەوە نەچێ بەپیری شەپۆلە تەکنۆلۆژییەکانی دونیای ئێستەوە، بۆ هەمیشە دوادەکەوێ و بەتەنیا شوناس و سیاسەتکردنی شوناستەوەر رزگاری ناکات. تەنانەت ئێستەش بۆ پەڕینەوە لە "سیاسەتی شوناستەوەری رووت" بەرەوە "سیاسەتی تواناساز" درەنگ بووە. ئەوە ئینتەرنێت و تۆڕە کۆمەڵایەتییەکانن کە هێزی نەرم بەرهەمدەهێنن، زیرەکی دەستکرد و تەکنۆلۆژییە نوێکانن کە درزە مێژووییەکانی لاوازیی رێکخراوەیی پڕ دەکەنەوە و ئابووری دیجیتاڵە کە سنوورە سونەتییەکان دەبەزێنێ. بەواتایەکی تر، دروستکردنی رەوایەتێکی جیهانی، جیا لەوەی تەنیا لە کاناڵی سیاسەتەوە دەستەبەر نابێ، بەڵکوو دەرفەتی دووبارە بۆ ئەوەیدییەکان دەڕەخسێنێ تا جارێکی تر و بەپێی بەرژەوەندییەکانی خۆیان رەوایەتمان بکەنەوە. ئەم پەڕینەوە بەواتای پشتکردن لە شوناس و خەونە مێژووییەکانمان نییە، بەڵکوو پەڕینەوەیە لە سیاسەتی پەرچەکرداریی رووتەوە، بەرەو دروستکردنی هێزی ئابووری و بەرهەمهێنانی زانست و تەکنۆلۆژی و ئامادەبوون لە فەزای دیجیتاڵ و پلاتفۆرمەکان و پێوەندیی جیهانیدا. بەدڵنیاییەوە ئەگەر بتوانین لە دیاردە نوێکانی دونیای ئەمڕۆ کەڵک وەربگرین، لە داهاتووی نزیکدا ئیتر تەنیا بابەتی سیاسەت نابین بەڵکوو دەبین بە یەکێک لە بکەرە سەرەکییەکانی، بەڵام ئەگەر نەتوانین ئەم سیاسەتە شوناستەوەرەی ئێستەمان لە تەکنۆلۆژی سەردەم و ئابوورییەکی بەهێز موتوربە بکەین، جارێکی تر دەبینەوە بە یەکێک لە گەورەترین دۆڕاوەکانی مێژوو.
کورد و دیاردەکانی دونیای نوێ "هەلی زێڕین یان دۆڕانێکی مێژوویی تر" فەرهاد ئەمینپوور بڵاوبوونەوە و گەشەی ئینتەرنێت و تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان و هەروەها ژیری دەستکرد لە 20 ساڵی رابردوودا، سەرتاپای بونیادی بەرهەمهێنان و دابەشینی هەواڵ و زانستی گۆڕیوە. ئیتر هەواڵ لەلایەن ناوەندە میدیاییە قەبەکانەوە قۆرخ ناکرێ کە پێوەندیی نزیک و بەردەوامیان لەگەڵ بونیادەکانی دەسەڵاتدا هەیە. هەروەها زانست لە پاوان و قۆرخکاری رێکخراوە توێژینەوییەکان و زانکۆ سونەتییەکان دەرباز بووە و بەجۆرێک گشتی کراوەتەوە. بە واتایەکی تر، ئەم تەکنۆلۆژییە نوێیانە، نەزمی پێشوویان لە بوارەکانی هەواڵ و زانستدا بەتەواوی تێکداوە و نەزمێکی نوێ یان جۆرێک ناڕێکییان هێناوەتە ئاراوە. ئێستە ئیتر بەربەستەکانی وەشاندن رووخاون و وەک هابێرماس دەڵێ، سپێهری گشتی گۆڕاوە و بە ئامادەبوونی مرۆڤە ئاساییەکانەوە، جارێکی تر بیچمی گرتووەتەوە. بێگومان ئەم گۆڕانکارییە لە بەرژەوەندیی ئەو نەتەوە و کۆمەڵگانەدایە کە بەردەوام لە بونیادی نەریتیی دەسەڵات و دەوڵەت-نەتەوە ناوچەیی و جیهانییەکاندا پەراوێز خراون. مانۆئێل کاستڵز، کۆمەڵناسی ناوداری سەردەمی زانیارییەکان، بەوردی نیشانیداوە کە بە پێچەوانەی رابردووەوە، دەسەڵات لە دونیای نوێدا لە سەرچاوە نەریتییەکانی وەک زەوی و سامان و هێزی سەربازییەوە سەرچاوە ناگرێ، بەڵکوو لە کونترۆڵکردنی تۆڕەکان و رەوتەکانی زانیارییەوە هەڵدەقوڵی. لەم روانگەوە، تەنیا ئەو کۆمەڵگایانە دەتوانن لەسەر سیاسەت و کولتوور و بیریی گشتی کاریگەر بن کە توانای دروستکردنی تۆڕی پێوەندیی بەربڵاو و بەرهەمهێنانی رەوایەتی تایبەتیی خۆیان هەیە. واتە لەم سەردەمەدا رەوایەت (Narrative) بووە بە دالی سەنتەریی گۆڕانکارییەکان و دەسەڵاتی سیاسیش لەم رەهەندەوە پێناسە دەکرێت. بۆ نموونە، کوردەکان سەرەڕای ئەوەی مێژوویەکی درێژ و فەرهەنگێکی دەوڵەمەند و ئەزموونێکیی سیاسیی قووڵیان هەیە، بەهۆی نەبوونی میدیای بەهێزەوە، رەوایەتەکانیان لە ئاستی جیهانیدا نەبیستراوە، بەڵام ئێستە ئەم ئاستەنگە لەقۆناغی داڕمانی تەواودایە. ئەو درزە گەورەی کە بۆ دەیان ساڵ بەهۆی دەستنەگەیشتن بە سەرچاوەکانی زانست لەنێوان سەنتەرە زانستییەکانی رۆژئاوا و وڵاتە پەراوێزییەکاندا دروست ببوو، ئەمڕۆ بەهۆی دوو گۆڕانگاری بنەڕەتییەوە کەمتر بووەتەوە کە یەکەمیان دەستگەیشتنی ئازاد بە سەرچاوەی فێرکاری ئانلاینە و دووهەمیان سەرهەڵدانی ژیری دەستکرد وەک ئامرازی کەسیکردنەوەی زانستە، کە سێ ئەنجامی گرێنگیان لێدەکەوێتەوە: 1. بەهێز بوونی بەرهەمهێنانی زانستی لۆکاڵی، 2. تاپۆ کردن و رێکخستنەوەی مێژوو و فەرهەنگ و زمانی نەتەوەکان لەلایەن خۆیانەوە، 3. سەرهەڵدانی نوخبەی زانستی لە کۆمەڵگا پەراوێزخراوەکاندا. ئەمە جۆرێک بەواقیعبوونی خەونی ئەو بیرمەند و ئەندێشە مرۆڤتەوەرانەیە کە لەسەر پێویستیی "فێرکاریی رزگاریدەر" داکۆکییان دەکرد. بەدڵنیاییەوە لە داهاتوودا ئەوە هێزی نەرمە کە دەوری سەرەکی دەبینێ و دەوڵەتەکان و نەتەوەکان بە کەرەسەی فەرهەنگی و میدیایی و دیجیتاڵییەوە پێگەی خۆیان دیاری دەکەن. کاستێڵز جەخت دەکاتەوە کە یاریزانەکانی تۆڕەکان بەتایبەت بزووتنەوە کۆمەڵایەتییەکان و نەتەوە بێدەوڵەتەکان دەورێکی گرینگ و بەرچاویان لە داهاتوودا دەبێ. هەروەها دەسەڵاتی کۆمەڵە نادەوڵەتییەکان زیاتر دەبێ و کەمینە ئێتنیکی و فەرهەنگییەکان هاوکات لەگەڵ پاراستنی شوناسی خۆیان، دەورێکی بەرچاوتر لە بەستێنی فەرهەنگی و سیاسی جیهاندا دەبینن. کوردەکان سەرەڕای پرشوبڵاوی لە جوگرافیای چوار وڵاتدا و حەشیمەتێکی سەروو 40 ملوێن کەسی، ئەزموونێکی هاوبەش بەڵام چەند توێیان هەیە. لە سەدەی بیستەمدا رەوایەتەکانی کورد بەگشتی لەلایەن دەوڵەتەکانەوە سانسۆر دەکرا یان پەراوێز دەخرا، بەڵام ئێستە کەرەسە دیجیتاڵییەکان جۆرێک هەلی زێڕێنی مێژووییان بۆ دەرباز بوون لەم گرفتانە خولقاندووە. ئەم گۆڕانکارییانە دەرفەتێکی نایاب ئەدەن بە کورد تا بۆ یەکەم جار، ناوەندەکانی خوێندنەوە و توێژینەوە و زانستیی هەڵقوڵاو لە دڵی کۆمەڵگای خۆیەوە دابمەزرێنێ کە پەیوەست نەبن بە دەوڵەتەکانی ناوچەکەوە. کوردەکان دەتوانن جیا لە زمانی کوردی، رەوایەتی خۆیان لەسەر مێژوو، سیاسەت، کولتوور و... بە زمانەکانی تریش بەرهەمبهێنن و لە ئاستی جیهانیدا بڵاوی بکەنەوە، چون ئێستە تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان و زیرەکی دەستکرد ئەگەری وەرگێڕانی هاوکات و وەشاندنی جیهانیان دابین کردووە.
🔸شێعری کوردی و ئەرکی پاراستنی زمان ✍ د. خالدی تهوهکولی، توێژەر و شرۆڤەکار 🔹پرسی “زمان” لە مێژووی هاوچەرخی کوردستاندا پرسێکی گرینگ و چەتوونە. زمان، ونەکو دیاردەیەکی فەرهەنگی، بۆ خۆی، سرووشتێکی چەندڕەهەندی و پیچیدەی هەیە، لەم یەکسەدساڵەی دواییدا کە سیاسەت زاڵ دەبێ بەسەر بەشێکی زۆر لە ژیانی خەڵکی کوردستاندا و باسی مافی کورد و شوناسی “کوردایەتی” بەرجەستە دەبێتەوە، پیچیدەتریش دەبێ، پێناسە و ئەرکی تری بۆ دیاری ئەکرێ و بەمجۆرە بۆچوون و پرسی نوێ دێتە ئاراوە. هەروەها، پەیوەندی ئەدەبی و زانستی لەگەڵ کۆمەڵە فەرهەنگییەکانی وڵاتانی تر، نووسەران و خوێندەوارانی کوردی هاندا زیاتر بە زمانی کوردی بنووسن و هاوکات هەوڵیاندا ئەم زمانە زیاتر بناسن و بیناسێنن و پەروەردە و پاراوتری بکەن. لەژێر کاریگەری سیاسەت و هاوکات پەرەسەندنی ئایدیۆلۆژیای ناسیۆنالیسم، کەڵکەڵەی “پاراستن”ی زمان، وردەوردە دەبێ بە ڕوانینی گشتیی کۆمەڵگای کوردی و بەرنامە و سیاسەتی فەرهەنگی بەشێکی زۆر لە کەسایەتی ڕۆشنبیر و لایەنە سیاسییەکان. لەم سیاسەتەدا، زمان، دەبێتە یەکێک لە...... 🌐درێژهی ئهم بابهته👇👇👇👇 https://saqqezrudaw.ir/?p=24150 🆔 @saqqezrudaw
هەر چەن دەکەم ئەو خەیاڵەی پێی مەستم بۆم ناخرێتە ناو چوارچێوەی هەڵبەستم لێکدانەوەی دەروون، قسەی زمانم بۆچ وەها دوورن لە یەک نازانم دەبێتە هۆی ئەوەی کە قسە و زمانیشی پەروەردە ببێ و ئامادەی بکا بۆ نزیک کردنەوەی لە لێکدانەوە و خەیاڵەکانی. لێرەدا مانا و ئەندێشەیە کە زمان پاراو دەکا و گەشەی پێدەدا. پەیوەندی نێوان زمان و ئەندێشە، پەیوەندییەکی دوو لایەنەیە و شاعیرانی بیرمەند و پڕهەست بە هەر دوو شێوە خزمەتیان کردوە بە زمان و فەرهەنگی کوردی بە بێ ئەوەی کە ئایدیۆلۆژیک بیر بکەنەوە.
ئەگەرچی سیاسەتی فەرهەنگی، بەرنامە و پڕۆژەیەکە کە دوای دامەزرانی دەوڵەت بۆ بەهێزبوونی نەتەوە بەڕێوە دەچێ، بەڵام لەناو کورددا پێچەوانە بووە و بەر لەوەی دەوڵەتی کوردی دامەزرێ، سیاسەتی فەرهەنگیی خۆی دیاری کردوە و بۆ گەیشتن بەئامانجەکانی ئەو سیاسەتە کە میللەتسازییە، هەوڵ و تەقەلای زۆری داوە. ئەو سیاسەتە، وردە وردە پەرەی سەندوە، خۆی بە زمانەوە نەبەستۆتەوە و ئێستا ناسیۆنالیسمی کوردی جل و بەرگ، مۆسیقا و هەڵپەڕکێشی وەکوو بەشگەلێکی ئەساسی لە شوناسی کوردی گرتۆتەوە. لەم بوارانەدا، گرینگ ئەوەیە ڕەسەنایەتی بپارێزرێ و هەر شتێک ڕەسەن بێ کەواتە باشیشە. هەروەها، لە سەر جیاوازییە فەرهەنگییەکانی نێوان کورد – فارس، کورد – عەرەب و کورد - تورک پێداگری دەکرێ. - زۆر جار باس لەوە دەکرێ، شێعر دەوری نەماوە و وردە وردە، کورد دەبێ بۆ مانەوە و گەشەکردن دەس بکا بە داڕشتنی بەرنامە و نووسینی بابەتە فەلسەفی و زانستە نوێکان بە زمانی کوردی کە پێداویستی ژیانی ئەمڕۆ و جیهانی مودێرنن. دیارە لەم وتارە ناپەرژێمە سەر ئەم پرسیارە کە بۆچی ئەم قسە و باسە هاتۆتە ئاراوە و هۆکارەکەی چیە کە هەڵوێستی ئاوا سەبارەت بە شێعر دەگیرترێ. لێرەدا باسی سەرکی ئەوەیە کە شێعری کوردی دەتوانێ یارمەتی زمانی کوردی بدا کە بمێنێتەوە؟ هەروەها، ئێستا، ئایا شێعر ناتوانێ خزمەت بکا بەزمانی کوردی و کێشەی شوناسی کوردی بەگشتی؟ وەڵامی ئەو پرسیارانە لای من ئەوەیە کە شێعر هەم لە ڕابردوودا و هەم لە ئێستادا دەوری سەرەکی هەبووە و هەیە لە مانەوە و گەشەی زمان. چۆن؟ مێژووی شێعری کوردی ئەو ڕاستییەمان بۆ دەردەخات، بەر لەوەی سیاسەت و ناسیۆنالیسم، سیاسەتی زمانی و فەرهەنگی تایبەت بەخۆیان دابڕێژن، بوونێکی سەربەخۆی هەبووە. بەشێکی زۆر لە شاعیرانی کلاسیکی کوردی، لە ژێر کاریگەری یان بەپێی سیاسەتێکی فەرهەنگی دیاریکراو، بەزمانی کوردی شێعریان نەنووسیوە. شێعر بەتایبەت و فەرهەنگ بەگشتی لەسیاسەت جیا بووە و سەرمایەیی فەرهەنگی شەرعییەتی خۆی لە سیاسەت یان لە ئابووری وەرنەگرتوە. شێعر لەم دەوردەدا، زیاتر، هەڵگری خەیاڵ و ئەندێشە و بیر و بۆچوونێکی کوردی بووە. ئەگەر چی ئەولەویەت بە وشەی ڕەسەن و پاراستنی زمانی کوردی نەدراوە بەڵام ئاکامی نەخوازراوی شێعر، مانەوە و گەشەی زمانی کوردی بووە. پاراستنی زمان هەمزەمان بووە لە گەڵ بەهێزبوونی فەرهەنگ و ئەو بیرمەندانەی کە بەرهەمهێنەری بیر و ئەندێشە بوون، بەزمانی کوردی هەستی دەروونی خۆیان دەربڕیوە و بەرهەمی ئەدەبی و فەرهەنگییان پێ خوڵقاندوە. شێعر لە حاڵیکدا زمانی کوردی پاراستوە – هەڵبەت بە شێوەی خۆی – کە نە تەنیا هیچ پشتیوانی و ئەنگیزەی سیاسی نەبوو بەڵکوو ڕەقیبی سەرسەخت و بەهێزی وەکوو زمانی فارسی و عەرەبی هەبووە کە هەر کامیان دەوڵەت و دەفتەر و دیوانی تایبەت پشتیوانی لێکردون. لە شێعری کوردیدا ئەندێشەی بەرز و پڕمانای تێدایە کە شان ئەدا لە شانی شێعرە بەناوبانگەکانی شاعیرانی فارس و عەرەب. هەروەها، لەباری جوانیناسییشەوە ئەتوانین ئە ئیدیعایەمان ببێ و دەیان شێعری شاعیرانی کورد بە شاهید بێنینەوە کە جوانییەکانیان بێوێنەن. وجوودی ئەندێشە و هەستی ناسک و شاعیرانە، زمانیش بەهێز دەکا و ئیمکانی دانوستانی لە گەڵ فەرهەنگ و زمانەکانی تر بۆ فەراهەم دەکا. ئەم بۆچوونە شێعری فۆلکلۆریکی گۆرانی و بەیت و حەیران و ... یش دەگرێتەوە کە هەم پڕن لە بیرۆکە و هەم لێوانلێون لە شتی جوان و ڕووداوی زمانی ناوازە. هەر ئەوانە دەبن بە هۆکارێک کە تاکی کورد، هەن بدرێ لە زمانەکەی کەڵک وەربگرێ بۆ ئاخافتن و نووسین و ... و زمانەکە بە زیندووی بمێنێتەوە. جوانی و چێژوەرگرتن لە زمان، هۆکارێکی سەرەکی مانەوەی زمانە و شێعر و ئەدەبیات ئەم ئەرکەیان بە درووستی بەئەنجام گەیاندوە. ئەوەی کە جێگای سەرنجە ئەوەیە ئەوندەی کە لە شێعردا بەرهەمهێنان، جوانی، ئەندێشە و مانا هەیە لە هیچ بوارێکی تردا ئەو شتە بەرچاو ناکەوێ. لە شێعری عیرفانی، خۆشەویستی، حیماسی و تەنانەت کۆمەڵایەتی و سیاسیدا کورد تا ڕادەیەکی زۆر شێعری زۆر چاک و دەرجەیەکی هەیە. لە هیچ بوارێکی زانستیدا وەها حاڵەتێک بەرچاو ناکەوێ و ئەوەندە نووسراوە و تیۆریی نیە کە شان بدا لە شانی وتار و نووسراوەی زمانەکانی تر. کەوابوو شێعری کوردی پرستیژەکەی لە توانایی و لیهاتوویی خۆی و ئەو کەسانە وەردەگرێ کە بۆ دەربڕینی هەست و نەستی خۆیان بەکاری دێنن و وابەستە بە ئایدیۆلۆژی یان سیاسەت نیە بۆیە لەو سەردەمانەی سیاسەتێکی فەرهەنگی لە ئارادا نەبوو، شاعیران، شێعر و بەرهەمی بەرزیان دەخولقاند و دەبوو بە سەرمایەی فەرهەنگی بۆ خولقێنەران و ئەو کەسانەی کەڵکیان لێوەردەگرت. ڕوویەکی دیکەی ئەم باسە ئەوەیە کە ئەگەر لە ناو بیرمەنداندا مانا و ئەندێشە ببێ، ئەو ئەندێشە و مانایە وا دەکا کە هەوڵ بدەن زمانی پێویست بۆ دەربڕینی ئەندێشە و خەیاڵەکەیان ئامادە بکەن. ئەگەر گۆران گرفتارە بەدەس لێکدانەوە و خەیاڵێکەوە و دەڵێ:
هەروەها، کۆکردنەوەی ئیدیۆم، زاراوە و وشەگەلی ڕەسەن و قەدیمی، چیرۆک و حقایەتە کۆنەکان، داب و نەریتی کوردەواری و بەگشتی زمانەوانی و فۆلکلۆری کوردی بۆیە گرینگی پێ دەدرێ کە لەم ڕێگاوە زمانی کوردی دەپارێزرێ و ناهێڵێ توخمە جۆراوجۆرەکانی زمان لە بیر بکرێن. تەنانەت، لە ڕوانگەی ناسیۆنالیستیەوە، مەبەستی سەرەکی لە چاپ و بڵاو کردنەوەی کتێب و گۆڤاریش هەر خزمەت بە زمان و پاراستنیەتی. بۆ نموونە، لە گۆڤاری فەرهەنگی، کۆمەڵایەتیی "بەیان" کۆمەڵەوتارێک لەسەر دەور و ئاکامەکانی گۆڤاری "سروە" بڵاو بۆتەوە کە بەشێکی هەرەزۆر لە نووسەرانی ئەو وتارانە تەئکیدیان کردوە کە ئامانجی سەرەکی و تەنانەت ئاکامی سەرەکی ئەم گۆڤارە پەرەدان بە خوێندن و نووسینی زمانی کوردی بووە. ئاکامی توێژینەوەی زانستی "محەمەدینژاد" سەلماندوویەتی "ڕۆڵی گۆڤاری سروە لە گەشەی زمان و فەرهەنگی کوردیدا بەرچاوە و سروە قوتابخانە و مەکۆیەک بۆ گەشەی زمان و فەرهەنگ و کەلتووری کوردی بووە ... ئاکامی ئەو توێژینەوە نیشان دەدا: ٥١/٥١% گەورەترین ئامانجی سەرەکی گۆڤاری سروە خزمەت بە زمانی کوردی بووە. ٩٧/٢١% گەشەی فەرهەنگی وەکوو ئامانجێکی بەرچاوی سروە دەبینن. ٧٠/٩٤% لە سەر ئەو باوەڕەینە کە سروە قوتابخانەیەکی کاریگەر لە ئاستی فێرکردن و خوێندنەوەی زمانی کوردی بوو." ئەو توێژینەوە نیشانی داوە کە ئەولەوییەت هەم بۆ بەڕێوەبەرانی سروە و هەم بۆ خوێنەران و بەردەنگەکانی، گەشەی زمان لە ڕێگای فێرکردن و خوێندنەوەی زمانی کوردی بووە. بەواتایەکی تر، لە ڕوانگەی ناسیۆنالیستیدا بۆ زمان، بەرجەستەکردنیی بابەتیی "پرستیژ"ی زمانی بۆ گەشەسەندنی زمانی کوردی بەپێویست دەزاندرێ و ئامانج لە نووسین و توێژینەوە و بڵاوکردنی گۆڤار و کتێب و ... ئەوەیە کە نیشان بدرێ زمانی کوردی خاوەنی پرستیژی تایبەت بەخۆیەتی و دەبێ پەرەسەندن و پاراستنی ئەم زمانە ببێ بە ئەرکێکی نەتەوەیی و هەوڵ بدرێ لە فەوتان و نەمان ڕزگار بکرێ. بەگشتی، لە ڕوانگەی ناسیۆنالیسمی نەتەوەی بندەستدا، بەرجەستەکردنی پرستیژی زمانی، جۆرێک لە "بەرخۆدان" دێتە ئەژمار و بەربەستێکی بەهێز دەبێ لە بەرانبەر سیاسەتی ئاسیمیلاسیۆن و یەکدەست کردنی فەرهەنگە جیاوازەکان لە قازانجی فەرهەنگی نەتەوەی سەردەست. شێوازی دووەم بۆ پاراستنی زمانی کوردی و پرستیژدارکردنی ئەم زمانە ئەوەیە کە ئەندێشە و مانای نوێ و سەردەمیانە لەو زمانەدا بخوڵقێ. لەم شێوازەدا سیاسەتێکی زمانی تایبەت بەسەر زماندا زاڵ نیە و زمان، بەنیسبەت دەوڵەت و سیاسەت، لە مەیدانێکی دیکەدا بوون و ژینێکی سەربەخۆی هەیە، بۆیە کەس ڕاستەوخۆ یان تەنانەت ناڕاستەوخۆیش پلان و بەرنامە بۆ پاراستنی زمان داناڕێژێ بەڵکوو لەوانەیە ئاکام و نەتیجەی نەخوازراوی چالاکی فەرهەنگی دەبێ بە بەهێزکردن و پاراستنی زمان. لێرەدا بۆیە کەڵک لە زمانی کوردی وەردەگیرترێ کە ئامراز و کەرەسەیەکی لەبار و باشە بۆ ئەوەی سەرمایەی فەرهەنگی پێ بەرهەم بێنی و زمان گەشە بکا. زمان لەم شێوازەدا بۆیە بایەخدارە کە توانایی ئەوەی هەیە لێکدانەوەکانی دەروونی پێ دەرببڕی بەجۆرێک کە قسەی زمان، خەیاڵ و هەستەکانی مرۆڤ زۆر لەیەک دوور نەبن. ئەم بۆچوونە بۆ زمان، ئەولەوییەت دەدا بە فەرهەنگ و دانوستانی فەرهەنگی لە گەڵ فەرهەنگەکانی دیکە. بۆیە خۆی سنوودار ناکا، بەرەو پیری بیری نوێوە دەچێ و بەردەوام لە زمانەکانی تر بۆ پاراو و پتەو کردنی بنەماکان و تواناکانی خۆی کەڵک وەردەگرێ. زمانی سەربەخۆ، بەهێز و بەپرستیژ بەبێ پشتبەستن بە سیاسەت و ئایدیۆلۆژی پەرە دەستێنێ و دزە دەکاتە ناو زمان و فەرهەنگەکانی تر. - سیاسەتی پاراستنی زمان لەلای کورد و بەرجەستەبوونی زمان لە سیاسەتی کوردیدا چەند هۆکاری سەرەکی هەیە: دژکردەوەیەکە بەنیسبەت سیاسەتی فەرهەنگی ناسیۆنالیستیی عەرەب، تورک و ئێرانی کە لە سەر تواندنەوە، نادیدەگرتن و کەمتەرخەمی بە نیسبەتی فەرهەنگی کورد بونیاد نراون. ناسیۆنالیسمی تورکی و ئێرانی بە شێوەیەکی فاشیستی پڕۆژەی "یەک زمان – یەک میللەت"یان بەڕێوە بردوە . هەروەها، سیاسەت لە ناو کورددا، هەم وەکوو دژکردەوە و هەم وەکوو هەڵوێستی چالاکانە، بەتایبەت لە ئێستادا ناسیۆنالیستی بووە. لەوانەیە ئەگەر ئەندێشەی چەپ، ئیسلامی و لیبڕاڵ لە سیاسەتی کوردیدا دەوری کاریگەر و زیاتریان ببایە، ئارمان و دروشمی پاراستنی زمان و گەڕانەوە بۆ فەرهەنگی ڕەسەن ئاوا بەرجەستە نەدەبووە، تەنانەت لەوانەیە وەکوو جۆرێک لە کۆنەپارێزی لەقەڵەم بدرایە و دژایەتییان لەگەڵ بکردایە. هەروەها، ئەگەر کورد، زمان و بەگشتی فەرهەنگێکی دەوڵەمەند و بەهێزی نەبوایە لەوانەیە سیاسەتی "بەرخۆدانی زمانی" نەبووبایە بەبەشێکی سەرەکی لە بزووتنەوەی ناسیۆنالیستیی کورد و بابەتێک یان درووشم و بەرنامەیەکی تر وەکوو ئامانج تەئکیدی لەسەر بکرایە.
شێعری کوردی و ئەرکی پاراستنی زمان ئەم وتارە لە گۆڤاری «مەهاباد» ژمارەی ٢٣٦ بڵاو بۆتەوە. - پرسی "زمان" لە مێژووی هاوچەرخی کوردستاندا پرسێکی گرینگ و چەتوونە. زمان، وەکو دیاردەیەکی فەرهەنگی، بۆ خۆی، سرووشتێکی چەندڕەهەندی و پیچیدەی هەیە، لەم یەکسەدساڵەی دواییدا کە سیاسەت زاڵ دەبێ بەسەر بەشێکی زۆر لە ژیانی خەڵکی کوردستاندا و باسی مافی کورد و شوناسی "کوردایەتی" بەرجەستە دەبێتەوە، پیچیدەتریش دەبێ، پێناسە و ئەرکی تری بۆ دیاری ئەکرێ و بەمجۆرە بۆچوون و پرسی نوێ دێتە ئاراوە. هەروەها، پەیوەندی ئەدەبی و زانستی لەگەڵ کۆمەڵە فەرهەنگییەکانی وڵاتانی تر، نووسەران و خوێندەوارانی کوردی هاندا زیاتر بە زمانی کوردی بنووسن و هاوکات هەوڵیاندا ئەم زمانە زیاتر بناسن و بیناسێنن و پەروەردە و پاراوتری بکەن. لەژێر کاریگەری سیاسەت و هاوکات پەرەسەندنی ئایدیۆلۆژیای ناسیۆنالیسم، کەڵکەڵەی "پاراستن"ی زمان، وردەوردە دەبێ بە ڕوانینی گشتیی کۆمەڵگای کوردی و بەرنامە و سیاسەتی فەرهەنگی بەشێکی زۆر لە کەسایەتی ڕۆشنبیر و لایەنە سیاسییەکان. لەم سیاسەتەدا، زمان، دەبێتە یەکێک لە کۆڵەکە سەرەکییەکانی شوناسی کوردی و پاراستنی دەبێتە ئەرکی سەر شانی تەواوی ئەو کەسانەی هۆگری کورد و کوردستانن. بە پێی ئەم باوەڕە، ئاخافتن و نووسین بە زمانی کوردی، وەکوو خەبات بۆ بەهێز کردنی شوناسی کوردی، سەیر دەکرێ و دەبێ بە جۆرێک یان بەشێکی ئەساسی لە کوردایەتی. جیا لە مەیدانی سیاسەت، لە کۆڕ و کۆمەڵە فەرهەنگییەکان و لە بڕێک لە گۆڤارەکاندا کە بە زمانی کوردی یان لە کوردستاندا بڵاو دەکرانەوە و بەردەنگیان لە ناو کەسانێکا بوو کە کورد نەبوون، بەشێوەیەکی تر باسی زمان بەرجەستە دەبێتەوە: بیر و ئەندێشەیەک کە بە زمانی کوردی و لە زمانی کوردیدا بەرهەم هاتووە و پەروەردە بووە بە خوێنەری غەیرەکورد دەناسێندرێ و هەوڵی بەجیهانیبوونی بۆ دەدرێ. وەرگێڕانی شێعر و چیرۆکی کوردی بە زمانەکانی تر بۆ ئەم مەبەستە ئەنجام دەدرا کە ئەو مانا و پەیامانەی لە فەرهەنگی کوردیدا بەرهەم هاتوون، لە سنوورەکانی کوردستان تێپەڕن و بەردەنگی نوێ بۆیان پەیدا ببێ. هەمزەمان، پرسێکی تر کە پەیوەندی هەیە بە پرسی زمانەوە و ماوەیەکی زۆرە کێشە و قسەوباسی لەسەر هەیە (بەتایبەت دوایی جەژنەواڵەی خەڵاتی هەژار، ئەم باسە سەرلەنوێ دەستی پێکردۆتەوە)، ئەوەیە کە جێگە و پێگەی "شێعر" لێرەدا چییە و بۆ پاراستن و پاراو کردنی زمانی کوردی، شاعیرانی کورد چییان لە دەست دێ و شێعری کوردی دەتوانە چ خزمەتێک بکا بە زمان؟ ئایا پێویستە هەر پشتیوانی بکرێ لە شێعر و مەیدان بدرێ بە شاعیران؟ - هیچ نەبێ، میللەتێک بە دوو شێوە دەتوانێ کار بکا بۆ پاراستنی زمانی خۆی: یەکەمیان ئەوەیە کە پرسی پرستیژ و پاراستنی زمان وا بەرجەستە بکاتەوە، بیبەستێتەوە بە مان و نەمانی فەرهەنگ و شوناس یان بیکا بە کەرەسە و رێگایەک بۆ بەرهەمهێنانی سەرمایەی فەرهەنگی. بە واتایەکی تر، یان بانگەوازی ئەوە بکەن کە زمان ئەساس و بنەڕەتی شوناس و فەرهەنگە و ئەگەر زمان لاواز بێ یان لەناو بچێ ئەوە بەدوای ئەویشدا بوونی شوناس – بەتایبەت شوناسی سیاسی و نەتەوەیی – بەرەو فەوتان و نەمان دەچێ. بە پێی تیۆری "پرستیژی زمانی" زمان پەیوەندییەکی قووڵی لە گەڵ دەسەڵات، ساختاری چینایەتی، کۆمەڵایەتی، سیاسی و ئابوورییەوە هەیە و ئەو زمانانەی پرستیژی زۆرتریان هەیە، ئیمکانی مانەوە و فەرمی بوونیان زیاترە لە حاڵێکدا زمانگەلێک بە پرستیژی لە خوارەوە زیاتر لە مەترسی هەڵاواردن، سڕینەوە یان جەزب بوون لە زمانێکی تر دان ( وتاری "میرموکری، مەنیژە" لە ناوەندیی فەرهەنگیی جامی: 'گرینگی ئاگابوون لە پرستیژی زمان بۆ ئێمە وەک کەمینە زمانییەکان ). بۆچوونی ناسیۆنالیستیی کوردی بۆ زمان، پێی وایە گەلانی باڵادەست و حکوومەتەکانیان، سیاسەت و مکانیزمێکی نابەرانبەر و ستەمکارانە بەنیسبەتی زمانی کوردییەوە پەیڕەو دەکەن کە ئامانجی سەرەکییەکەی سڕینەوە و فەوتاندنی ئەم زمانەیە. بۆیە بەر لە هەموو شتێک بانگەشەی ئاگادارکردنەوەی کوردە سەبارەت بەو سیاسەتە و پاراستنی زمانی کوردی دەکرێ، بەپێی ئەم باوەڕە ئەم زمانە ئەوەندە دەوڵەمەند هەیە – یان ئیدیعای ئەوە دەکرێ - کە بتوانێ پێداویستییەکانی کورد دابین بکا، بۆیە تەئکید لە سەر ڕەسەنایەتی زمان، تەوەرێکی سەرەکی ئەم ڕوانینەیە و نابێت رێگە بدرێ بە زمانی بێگانە دزە بکاتە ناو زمانی کوردی و لەم ڕێگایەوە شوناسی کوردی تووشی شکست و نەمان بکا. لەم بیرۆکەیەدا، ئاخافتن بە زمانی دایکی ئەرکی سەرشانی هەموو تاکێکی کوردە، تەنانەت وەکوو مقاومەت و خەبات سەیری دەکرێ و ئەگەر کەسێک لەم زمانە کەڵک وەرگرێ و بتوانێ وشەی ڕەسەنی کوردی بۆ دەربڕینی هەست و ناردنی پەیام بەکار بێنێ، ئەوە سەرمایەی سیمبولیک و فەرهەنگی دەس دەکەوێ، بەو نیسبەتە لەوانەیە پێگەی کۆمەڵایەتی بەرز بێتەوە و نفووز و قسەی لە کۆمەڵگادا بڕەوی زیاتری ببێ.
بە وتەی جورجیس، لە وەها دۆخێکدا ئیسلامی سیاسی لە درزەکانی شەرعییەتی سیستەمەکە کەڵک وەردەگرێ و خۆی بەرهەم دەهێنێتەوە. واتە کاتێک ئەو حیزبانەی خۆیان بە نوێنەری ناسیۆنالیزم دەزانن دەبن بە ئامرازی کونترۆڵ کردنی کۆمەڵگا، دروشمی دادپەروەری ئیسلامی سیاسی دڵڕفێن دەبێت، تەنانەت ئەگەر بونیادێکی داخراوتریشی لێبکەوێتەوە. ئەگەرچی بەپێی لێکۆڵینەوەیەکی ئەنێستیتۆ واشینگتۆن لە ساڵی 2024دا، وا دەردەکەوێ کە لایەنگری لە حیزبە ئیسلامییەکان لە ناو گەنجانی خوار تەمەن 30 ساڵی هەرێمی کوردستان بۆ ژێر 6 لەسەد دابەزیوە، بەڵام ناتوانین ئەمە بە نیشاندەر یان پارامێتری دابەزینی ئاستی کاریگەریی ئیسلامی سیاسی بزانین، چون بەشێکی زۆر لە لایەنگرانی ئیسلامی سیاسی لە هەرێمی کوردستان، حیزبە ئیسلامییەکان بە نوێنەری خۆیان نازانن و وەک ئامراز و کارتی یاریی دەوڵەتە ئیقلیمییەکان و دوو حیزبە سەرەکییەکە سەیریان دەکەن و لە بەرانبەر گەشەکردنی ئیسلامی سیاسی راستەقینەدا بە رێگریان دەزانن. لە روانگەی ئاسێف بەیاتەوە، ئەم بێمتمانەییە نیشانەی جۆرێک پەڕینەوەیە بۆ سیاسەتی رۆژمەڕە. واتە ئەو شوێنەی کە بەشێکی بەرچاو لە گەنجان ئیتر چاوەڕێی مونجی یان حیزبێکی ئایدیۆلۆژیک نین کە رزگاریان بکات، بەڵکوو هەوڵئەدەن لە رێگەی تۆڕە کۆمەڵایەتییەکان و کۆچ و کردەوەی مەدەنی بچووکەوە، جۆرێک لە بەرخۆدان دروستبکەن. بۆیە ئەمە باشترین شوێنە بۆ ئامادەبوونی پۆستئیسلامیزم تا ئەو بێمتمانەیی و بێهیواییە کۆ بکاتەوە و خۆی وەک نوێنەری راستەقینەی ئەخلاق و دادپەروەری کۆمەڵایەتی و دژایەتی بەرانبەر بە گەندەڵی نیشان بدات. هەر دوو حیزبە دەسەڵاتدارەکە بەتایبەت لە دە ساڵی رابردوودا، بە ئاگاداری لە بەهێز بوونی ئیسلامی سیاسی لە هەرێمی کوردستاندا، رکابەرییەکی سەیریان دەستپێکردووە بۆ رێگەدان بە ئیسلامییە بنەماخوازەکان تا بە خەیاڵی خۆیان لە کاتی هەڵبژاردندا سەرنج و دەنگیان بە ڵای خۆیاندا رابکێشن. شای نەتەوەگەرای ئێرانیش پێش شۆڕشی 1978، هەوڵیدا بۆ رێگەگرتن لە کۆمۆنیستەکان، ئیسلامییەکان بەهێز بکات کە لە ئەنجامدا شۆڕشی ئێران و حوکوومەتی کۆماری ئیسلامی لێکەوتەوە. بێگومان ئەگەر قەیرانی ئابووری و شەڕی حیزبەکان و دەستێوەردانی دەرەکی لە هەرێمی کوردستاندا بەردەوام بێ، ئەم یەکە سیاسییە دەکەوێتە ناو سووڕێک لە ناسەقامگیرییەوە کە لەوێدا ئیتر ناسیۆنالیزم شەرعییەتی پێویستی بۆ کونترۆڵ کردنی کۆمەڵگا نامێنێ و بۆشاییەکی گەورە سەرهەڵئەدات کە تەنیا ئالتەرناتیوەکەی ئیسلامی سیاسییە. هەرێمی کوردستان ئێستە لە قۆناغی پەڕینەوەدایە لە ناسیۆنالیزمی موحافزەکار بەرەو ناسیۆنالیزمی ریفۆرمگەرا. ئەگەر ئەم پەڕینەوە هاوکات بێ لەگەڵ چاکسازیی رێکخراوەییدا، ناوچەکە دەتوانێت لە داهاتوودا نموونەیەکی سەرکەوتوو لە دیموکراسی بەخۆیەوە ببینێت، بەڵام ئەگەر وا نەبێت، ئیسلامی سیاسی نەرم، وردە وردە خۆی دەکات بە جێگرەوەی سەرەکی و دەرفەتی چاکسازیش بۆ هەمیشە لە کیس دەچێت کە بە وتەی کارل پووپەر، دەرفەتێکی ئەبەدی نییە لە بەردەستی سیستەمە سیاسییەکاندا. باشترین نموونەی زیندوو بۆ لە کیس دانی ئەم دەرفەتە مێژووییە، کۆماری ئیسلامی ئێرانە کە بەپێی لۆژێکی دستاودەستکردنی دەسەڵات لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا، کەوتۆتە ژێر گوشاری بەهێزی نەتەوەگەراکانەوە. ئەم وتارە، نە بانگەشە بۆ سەرکوتکردن و کونترۆڵی ئیسلامییەکانی هەرێم دەکا و نە داوای ئەوەش دەکات بەم شێوەی ئێستە رێگەیان بۆ خۆش بکرێ، بەڵکوو پێیوایە تەنیا شتێک دەتوانێت مەترسییەکە بڕەوێنێتەوە و هەر چەشنە هەوڵێک بۆ بەهێز کردنی ئیسلامی سیاسی یان دەمەزراندنی حوکوومەتی ئیسلامی لە هەناوی خۆیدا بتوێنێتەوە، گەشەدان بە دیموکراسی راستەقینە و بەهیزکردنی کۆمەڵگای مەدەنی و رێکخستنی سیستەمێکی یەکپارچە و بەپرسیار و شەفافە کە رێگە بە هەمووان بدات لە بەڕێوەبردنی کۆمەڵگادا بەشدار بن. ئەمە ئەو دۆخەیە کە جارێکی تر شەرعییەت دەبەخشێتەوە بە حیزبە سیاسییەکان و کۆی سیستەمی حوکمڕانی لە هەرێمی کوردستاندا. هەروەها لۆژیکی دەستاودەستکردنی دەسەڵات لە نێو ناسیۆنالیزم و ئیسلامی سیاسی لە هەرێمی کوردستاندا بۆ هەمیشە بنبڕ دەکات. ئێستێپان و لینز لە تیۆری "دیموکراسی ئایینی"دا نیشانیان داوە کە تەنیا رێگەی پێکەوەژیانی ئایین و نەتەوەخوازی بە تایبەت لە کۆمەڵگا چەند فەرهەنگییەکاندا، دروستکردنی رێکخراوەی بەرپرسیار و دابەشکردنی راستەقینەی دەسەڵاتە. بۆیە نە ناسیۆنالیزم کلیلی سەقامگیری سیاسییە لە هەرێمی کوردستاندا و نە ئیسلامی سیاسی. داهاتووی سیاسیی هەرێمی کوردستان بە وەڵامی ئەم پرسیارەوە بەستراوەتەوە کە ئایا ناسیۆنالیزمی کوردی دەتوانێ خۆی لەگەڵ بایەخەکانی دیموکراسیدا بگونجێنێ یان نا؟
ئیسلام یان ناسیۆنالیزم؛ ئایا هەرێمی کوردستان حوکوومەتێک بە ئیسلامییەکان قەرزدارە؟ فەرهاد ئەمینپوور لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا، بەتایبەت دوای شکست و رووخانی ئیمپراتووریی عوسمانی و سەرهەڵدانی دەوڵەت نەتەوەکان، چەشنێک سووڕیی دەسەڵات لە نێوان سێ نمێنەک یان ئولگووی سەرەکیی حوکمڕانیدا بیچمی گرت کە بریتی بوون لە ناسیۆنالیزم، کۆمۆنیزم و ئیسلامی سیاسی. دەتوانین ئەم سێ گوتارە وەک سێگۆشەیەک بێنینە بەرچاو کە هەرکات یەکێک لە گۆشەکان لاواز دەبوو، گۆشەیەکی تر گیانێکی تازە دەچوو بە بەریا و لاوازبوونی بەرانبەرەکەی دەکرد بە هێز بۆ خۆی. سەردەمی شەڕی سارد نموونەی کلاسیکی ئەم نمێنەکەیە لە حوکمڕانی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا. بۆ نموونە، کاتێک نەتەوەگەریی سکیۆلار لە میسر و ئێران و سوریا و عێراق بە بنبەست گەیشت، کۆمۆنیزم و ئیسلامی سیاسی بە شێوەیەکی هاوتەریب گەشەیان کرد. دوای رووخانیی یەکیەتی سۆڤییەت و لاوازبوونی بیریی چەپ، ئێستە تەنیا دوو گۆشەی ئەم سێ گۆشە ماوەنەتەوە کە بریتین لە ناسیۆنالیزم و ئیسلامی سیاسی. هەرێمی کوردستان بە بونیادی فیدرالی و شوناسە نەتەوەییەکەیەوە یەکێک لە نموونە دیارەکانی لێکهەڵکەوتن و کێبڕکێی ئەم دوو گۆشە یان ئەم دوو ئایدیۆلۆژییەوە. لە نەوەدەکانی سەدەی بیستەمەوە، دوو حیزبی سەرەکی لە هەرێمی کوردستان (پارتی، یەکیەتی) سەدەڵاتی سیاسی و ئابوورییان قۆرخ کردووە و شەرعییەتی خۆیان لەسەر بنەمای ناسیۆنالیزمی کوردی و گوتاری شاخ و شۆڕش و شەهید دامەزراندووە. هەروەها کە "فواز جورجیس" لە لێکدانەوەیەک لە ژێر ناوی "نەتەوەگەری لە کۆمەڵگا تورتەکانی رۆژهەڵاتی ناوەڕاست"دا دەڵی: ئەم گوتارە تەنیا هەوڵێکە بۆ مانەوە و پێوەندیی لەگەڵ گەشەی سیاسی و دیموکراسیدا نییە. واتە ئەگەرچی ناسیۆنالیزم دەتوانێت گوتارێک بێت بۆ پەڕینەوە لە مەترسی مانونەمانی نەتەوەیەک، بەڵام هاوکات ناتوانێت گوتارێک بێت بۆ بەڕێوەبردنی کۆمەڵگا. لە وەها هەلومەرجێکدا، ناسیۆنالیزم زیاتر وەک ئامرازێک بۆ کونترۆڵی کۆمەڵگا و شەرعییەت بەخشین بە دەسەڵات بەکار دەهێنرێ و دوورە لە پەرەنسیپەکانی دیموکراسییەوە. بۆیە ئەم گوتارە لە هەرێمی کوردستاندا بەهۆی گەندەڵی بەربڵاو، رێکخراوەی لاواز و ئابووری نەوتییەوە، بەردەوام لەگەڵ قەیرانی شەرعییەتدا رووبەڕوو بووەتەوە. بێمتمانەیی بەرانبەر بە حیزبە دەسەڵاتدارەکان و بەردەوامبوونی بێکاری و هەڵاواردن، وەک زۆربەی وڵاتە عەرەبییەکانی پێش شۆڕشی بەهاری عەرەبی، دەتوانێت فەزای گشتی کۆمەڵگا بۆ بەهێز بوون و گەڕانەوەی ئیسلامی سیاسی ئامادە بکات. ئەگەرچی چەند حیزبی ئیسلامی وەک "بزووتنەوەی ئیسلامی" و "یەکگرتووی ئیسلامی" و "کۆمەڵی ئیسلامی" لە نەوەدەکانەوە لە باشووری کوردستان چالاکن، بەڵام بە پێچەوانەی زۆربەی ولاتە عەرەبییەکانەوە، ئیسلامی سیاسی تا ئێستە لە هەرێمی کوردستان هێزی سەرەکی و باڵادەست نەبووە و پشکی ئەم حیزبانەش لە هەڵبژاردنەکاندا بەردەوام لە ژێر 10 بۆ 15 لەسەددا ماوەتەوە. مەترسییەکە ئەوەیە کە ئەم هاوکێشەیە خەریکە دەگۆڕدرێ. لێکدانەوەکانی "رێکخراوی رۆژهەڵاتی ناوەڕاستی کارینگی" دەریدەخات کە ئیسلامی سیاسی لە کوردستاندا خەریکی گۆڕینی سروشتی خۆیەتی و لە ئایدیۆلۆژیی رادیکاڵ و شۆڕشگێڕانەوە بەرەو رەوتگەلی کردەوەگەرا و کۆمەڵایەتی و نەرم هەنگاوی ناوە. "ئاسێف بەیات" لە کتێبی "پۆستئیسلامیزم: گۆڕینی روخساری ئیسلامی سیاسی"دا دەڵی: قۆناغیی نوێی ئیسلامی سیاسی لە رۆژهەڵاتی ناوەڕاستدا، قۆناغیی پۆستئیسلامیزمە کە لەوێدا چالاکانی ئایینی بەجێگەی هەوڵدانی راستەوخۆ بۆ دامەزراندنی حوکوومەتی ئیسلامی، لەسەر ئەخلاق و دادپەروەری کۆمەڵایەتی و دژایەتی بەرانبەر بە گەندەڵی داکۆکی دەکەن. لە هەرێمی کوردستانیش، ئیسلامییەکان بەم روانگەوە هەوڵئەدەن خۆیان وەک ئاڵتێرناتیو بەرانبەر بە ناسیۆنالیزمی گەندەڵ پێناسە بکەن. واتە ئێستە ئیسلامی سیاسی لە هەرێمی کوردستان زیاتر لەوەی بنەماخواز بێت، پۆستئیسلامییە و توانیویەتی وەک ڤێرژێنێکی کردەوەگەرای ئیسلامی سیاسی، لە بەستێنی کۆمەڵایەتیدا خۆی رێکبخاتەوە. ئەوەی لەم ساڵانەی دواییدا چووبێتە هەرێمی کوردستان دەزانێت کە ئەم ڤێرژێنە لە ئایینی ئیسلام، تا چ رادەیەک لەسەر کۆمەڵانی خەڵک بەتایبەت نەوەی نوێ کاریگەر بووە کە بەشێکی بەرچاو لەم کاریگەرییە پەرچەکردارە بەرانبەر بە لاوازبوونی شەرعییەتی ئەو سیستەمە کە لە ژێر ناوی گوتاری ناسیۆنالیزمدا حوکمڕانی دەکات. ئەگەرچی هەرێمی کوردستان لە رواڵەتدا خاوەنی سیستەمێکی پارلەمانییە، بەڵام لە واقێعدا ئەوە دوو حیزبە سەرەکییەکەن کە وەک دوو حوکوومەتی هاوتەریب بەڕێوەی دەبەن. لە روانگەی "ئالفرێد ئێستێپان"ەوە، وەها بونیادگەلێک، دیموکراسی تا ئاستی "لێکتێگەشتنیی کاتیی لە نێوان نوخبەکان" دادەبەزێنن و رێگە نادەن کۆمەڵگا لە بەڕێوەبردنی راستەقینەی دەسەڵاتداهاوبەش بێت.
ئەگەر لیبەراڵدیموکراسی نەتوانێت بەسەر قەیرانە ناوخۆییەکەنیدا زاڵ بێ و بەرەی رۆژهەڵات لە ئەنجامدا بتوانێ بە لۆژیکە ئێشمیتییەکەی خۆی جیهان بۆ چەند کەمپی دژ بە یەک (رۆژئاوای لیبەراڵ، رۆژهەڵاتی پاوانخواز، ئیسلامی سیاسی) دابەش بکات، دەبێ چاوەڕێی بەردەوامبوونی شەڕی پرۆکسییەکان و شەڕی سایبێری و کێبڕکێی سەربازی و دابەشبوونی ئینتەرنێت و دابەشبوونی رێکخراوە نێونەتەوەییەکان و هەروەها دابەشبوونی بازاڕەکان بکەین. ئەمە پێکدادانێکی گەورەیە لە نێو ژیارەکاندا کە دیسان داهاتووی مرۆڤ مەترسیدارتر و ژیان لە رۆژهەڵاتی جیهان تاریکتر دەکات. بەڵام لە بیرمان نەچێ کە لیبەراڵدیموکراسی هێشتا هێزێکی نەرمی هەیە کە پاوانخوازەکان ئەو هێزەیان نییە.
سیناریۆی دووهەم قبووڵکردنی واقیعە نوێکان و سەرهەڵدانی نەزمێکی چەند جەمسەرییە کە ئەگەرچی لە وەها دۆخێکدا وڵاتە رۆژئاواییەکان بەهێز دەمێننەوە، بەڵام ئیتر تەنها هێژمون نابن، بەڵکوو یەکێک لە جەمسەرە کاریگەرەکانی جیهان دەبن. ئەم نەزمە نوێیە دەتوانێ ببێتە هۆی دیسان پێناسە کردنەوەی یاسا نێودەوڵەتییەکان و سەرلەنوێ ئەرک و کاریگەری رێکخراوە جیهانییەکانیش دابڕێژێتەوە. بەم پێیە، ناوچە جیاوازەکانی جیهان بە رێسای سیاسی و فەرهەنگی و ئابووریی جیاواز و جۆرێک لە هاوکاریی رێژەیی لەگەڵ یەکتردا بەڕێوە دەچن و چەشنێک ئاشتیی ساردیی جیهانی بە لۆژیکێکی ئابووریتەوەرەوە زاڵ دەبێت. ٣. ریفۆرم و هەستانەوە لە دوایین سیناریۆدا، دیموکراسییە رۆژئاواییەکان بە قبووڵکردنی هەڵە و لاوازییە ناوخۆییەکانی وەک: درز و دابڕانە کۆمەڵایەتییەکان، گەندەڵیی سیاسی، بەسەنتەر بوونی سەرمایە و نادادپەروەری ئابووری و دابەزینی متمانەی گشتی، ریفۆرمی بنەڕەتی دەستپێدەکەن. لەم حاڵەتەدا حیزبە نەریتییەکان لە بەرانبەر پۆپۆلیزمدا خۆیان رێکدەخەنەوە، میدیاکان دەوری هوشیار کردنەوەی خۆیان دەگێڕنەوە و کۆمەڵگا رۆژئاواییەکان بە سەرلەنوێ سازدانەوەی رێکخراوە دیموکراتییەکان و دیسان پێناسە کردنەوەی شوناسیی فەرهەنگی خۆیان و بەهێز کردنی یەکگرتوویی کۆمەڵایەتی، جارێکی تر دەسەڵاتی نەرم و گوتارمەندی خۆیان وەردەگرنەوە. سەرەڕای هەموو ئەم باسانە، دەبێ بڵێم کە ئەم چیرۆکە هێشتا کۆتایی نەهاتووە، چون گوتارە دژبەر و نەیارەکانی لیبەراڵدیموکراسی، خۆیان دۆخێکی هەموار و بەهێزیان نییە. گوتاری چەپی نوێ، سەرەڕای کاریگەرییەکانی، لە هەناوی خۆیدا و بەتایبەت لەباری ئایدیۆلۆژیکەوە گیرۆدەی هەڤدژی و سەرلێشێواوییەکی بەربڵاوە و هێشتا هەندێک لە لق و باڵەکانی پێیانوایە کە دەبێ ئازادییە لیبەراڵیەکان بپارێزرێن و کۆی سیستەمەکە بمێنێتەوە. ئەوان هەروەها هاوکاری و هاوئاهەنگی لەگەڵ ئیسلامی سیاسیدا بە هەڕەشە بۆ سەر چەپ و داهاتووی ئەم گوتارە دەزانن. لقەکانی تریش، ئەم هاوکارییە بە کاتیی دەزانن و پێیانوایە دەبێ سنوورەکانی ئەم گوتارە بپارێزن. لیکۆڵینەوە مەیدانییەکان لە وڵاتگەلی وەک ئامریکا و بریتانیا و ئاڵمان بەتایبەت لە فەزا ئاکادیمییەکاندا ئەم راستییانە دەسەلمێنن. لە لایەکی ترەوە، ئیسلامی سیاسی بە هەر دوو فۆرمەتی سوننە و شیعەوە، پێگەی پێشووی نەماوە و بە پێی لێکۆڵینەوەکانی Arab Barometer و Pew Research ئاستی لایەنگری لە رەوت و حیزبەکانی وەک ئێخوان و نێهزە (تونس) و حەماس و حیزبوڵا لە وڵاتە ئیسلامییەکاندا تا رادەیەکی بەرچاو دابەزیوە. سیستەمی ئایینی ئێران شەرعییەتی پێشووی نەماوە و لە دوای هێرشی حەماس بۆ سەر ئیسراییل تا رادەیەکی زۆر لاواز بووە. هەروەها حیزبی داد و گەشەی ئەردۆغان لە تورکیا ئەو پاڵپشتییە جەماوەرییەی رابردووی لەگەڵ نییە و ئەو دیاردەی لە ژێر ناوی "ئیسلامی دیموکراتیک"دا بانگەشەی بۆ دەکرا، ئێستە وەک پێشوو سەرنجی خەڵکی تورکیا و وڵاتە ئیسلامییەکان راناکێشێ. هەروەها وڵاتانی بەرەی رۆژهەڵات واتە چین و روسیا و ئێرانیش هەرکام بە شێوەیەک تووشی قەیرانی ناوخۆیی و دەرەکی قووڵ و بەربڵاون کە زۆر لە قەیرانەکانی سەر بەرەی رۆژئاوا بەهێزترن. حەشامەتی چین رووی لە پیری و کەم بوونەوە کردووە، نادادپەروەری کۆمەڵایەتی و چینایەتی پەرەی سەندووە، گەشەی ئابووری خاو بۆتەوە و پەیوەستبوونی بە هەناردەکردن و مەترسی گەمارۆکانی رۆژئاوا کاریگەری بەرچاوی لەسەر ئەم زلهێزە داناوە کە وەک سەرکەوتووترین سیستەمی پاوانخوازیی دنیا و رێبەری بەرەی رۆژهەڵات دەناسرێت. وڵاتی دووهەمی ئەم بەرە واتە روسیا، بە هێرشکردن بۆ سەر ئوکراین، بە کردەوە خۆی لە بونیادی ئابووری جیهانی لیبەراڵ هێنا دەرەوە و بە ناچار بەرەو ئابوورییەکی سەربازی و سیستەمێکی داخراو و پەیوەستبوونی تەواو بە رۆژهەڵاتەوە هەنگاوی هەڵگرتووە. ئێستە روسیا ئابوورییەکی لەرزۆک و نزۆکی هەیە، سەرچاوە مرۆییەکەی تووشی داڕمان بووە و نوخبەکانی وڵات جێدەهێڵن، کێشە ئیتنیکی و ئایینییەکان لە هەندێک لە ناوچەکان سەریان هەڵداوەتەوە و قەیرانی جێگرەوە بۆ پوتین هەر لە ئێستەوە دەستیپێکردووە. دۆخی ئێران لە هەر دوو وڵاتی چین و روسیا خراپترە و کۆماری ئیسلامی لەگەڵ قووڵترین قەیرانی سەردەمی خۆیدا رووبەڕوو بووەتەوە کە لەم دۆخەدا هەوڵە سەرەکییەکەی تەنها مانەوەی خۆیەتی. هەر بۆیە ئەم سیستەمانە، توانای پێویستیان نییە بۆ بەڕێوەبردن و جێبەجێکردنی ئەو گۆڕانکارییانەی کە دەتوانێ نەزمێکی نوێ بەرهەمبهێنێ. وادیارە هەوڵی سەرەکی ئەم وڵاتانە، دەربازبوون لە قەیرانەکانی خۆیان و راگرتنی کۆی سیستەمە سەرکوتکەرەکەیە، چون بۆ مانەوە بەردەوام پێویستییان بە کونترۆڵی گشتی و سەرکوتکردنی ناڕەزایەتییەکانە. ئەمە ئەو لاوازییە بونیادییەیە کە لە ئەنجامدا دەتوانێ داهاتووی دژایەتیی و پێکدادانەکەیان لەگەڵ رۆژئاوا یەکلایی بکاتەوە.