tgindex
دیگرشهر

دیگرشهر

Статистика

جایی برای با هم ساختن شهر،نوشته های محمدکریم آسایش(کنشگر شهری و مدنی) و اشتراک ایده ها، فعالیتها و مطالب برای شهری بهتر admin: @mohamad64karim

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
28
Всего постов
239
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 143
+4 за 5 дн.
Сутки
+1
+0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
74
40 постов
Вовлечённость
6,5%
к подписчикам
Постов в день
4,0
всего 239
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
58
1/48двое суток
66
1/72трое суток
71

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔹مهدی بازرگان کمونیست از ایلان ماسک تا غنی‌نژاد، از ترامپ تا کیف کشان پهلوی چی کارزار ضد کمونیستی ایدیولوگهای راست افراطی را با سرمایه میلیاردها و حمایت سیاستمداران ارکستر منحوس و‌ نکبت آور ضد کمونیستی شان را کوک کرده تا با کوبیدن هر اقدام مثبت یا هر گام هرچند کوچک در مسیر توسعه و رفاه زحمت‌کشان با چماق چپ کوبیده شود و هر فاجعه‌ای که سرمایه‌داری در چند دهه اخیر به بار آورده را فرافکنی کنند. در ویدئوی بالا دکتر فرشاد مومنی اقتصاددان نهادگرا طرفدار سرمایه‌داری مولد ادعای کمونیستی بودن ملی کردن بانک‌ها در آغاز انقلاب را به نقد می‌کشد. #فاشیسم #فرشادمومنی #ملیسازی https://t.me/azadivabarabari

  • روز تشکل‌ها و مشارکت‌های اجتماعی روزی برای شناخت آدم‌های خوب این سرزمین ✏️ علی بیتاژیان حدود یک دهه پیش بود که این روز برای نخستین بار با عنوان «روز تشکل‌ها و مشارکت‌های اجتماعی» وارد تقویم رسمی کشور شد؛ روزی که ظاهرا به گرامیداشت سمن‌ها (سازمان‌های مردم‌نهاد) یا همان ان‌جی‌او ها (NGO) سازمان غیردولتی اختصاص دارد. اما بیایید با خودمان صادق باشیم؛ آخر قرار گرفتن یک نام در تقویم، به‌تنهایی چه دستاوردی برای این تشکل‌ها داشته است؟! البته شاید بزرگترین دستاوردش برای حکومت این باشد که هر سال، در ۲۲ مرداد، نهادهای دولتی چند پوستر تبریک منتشر می‌کنند و احتمالا روز را به فعالان این حوزه تبریک می‌گویند. اما عملاً این روز، تفاوتی با روزهای قبل و بعد از خودش ندارد؛ همچنان همان نادیده گرفته شدن همیشگی تکرار می‌شود. در کشورهای موفق و پیشرفته، سازمان‌های مردم‌نهاد در اشکال مختلف وجود دارند و به عنوان حلقهٔ واسط میان مردم و مسئولان نقش‌آفرینی می‌کنند. اما در کشور ما، ایجاد و ادامهٔ حیات یک ان‌جی‌او مؤثر و غیردولتی، کاری بسیار دشوار است. اگر گروهی از مردم بخواهند مستقل و غیردولتی عمل کنند و در عین حال تأثیرگذار باشند، عملاً مسیری پرچالش را انتخاب کرده‌اند. چرا این مسیر این‌قدر سخت است؟ از یک سو، بسیاری از مردم به دلیل مشکلات اقتصادی، تورم و شرایط ناگوار کنونی کشور که با جنگ و ناامنی‌های مختلف دست‌به‌گریبان است، اساساً فرصت یا انگیزه‌ای برای توجه به فعالیت‌های مدنی و تشکلی پیدا نمی‌کنند. از سوی دیگر، نهادهای دولتی که باید از حضور و تقویت این تشکل‌ها استقبال کنند، یا سنگ‌اندازی می‌کنند، یا نادیده‌شان می‌گیرند. در چنین فضایی، عملاً فعالان این حوزه با مشکلات متعدد وجودی تنها می‌مانند. با این حال، هنوز هستند کسانی که فقط به خودشان فکر نمی‌کنند و با انگیزه‌های شخصی و میهنی، پا به عرصهٔ فعالیت‌های داوطلبانه می‌گذارند و بدون چشمداشت، برای مردم، برای ایران و برای همهٔ زیستمندان این سرزمین تلاش می‌کنند؛ آن‌هم در شرایطی که کمتر کسی قدر این زحمت‌ها را می‌داند. به همین دلیل، فکر کردم خوب است که این یادآوری را اینجا بنویسم؛ اگر روزی کسی را دیدید که در یک ان‌جی‌او یا تشکل مردم‌نهاد فعالیت می‌کند، بدانید که با آدم خاص و خوبی مواجه‌اید. کسی که می‌توانست کنار بکشد، اما ماند و کنار نکشید. حتما با او همراه باشید و قدرش را حسابی بدانید . اگر کشور هنوز با این همه معضل پابرجاست ، به خاطر افرادی مانند اوست. من اینجا، از طرف خودم و اعضای گروه خودمان، به تمام کنشگران محیط‌زیستی، فعالان و داوطلبان مشارکتی و همهٔ کسانی که در این مسیر پرپیچ‌وخم قدم برمی‌دارند، تبریک می‌گویم و دستشان را با مهر و افتخار می‌فشارم.🤝 -------------------------------------------------------------- به کندو وارد شوید : وبسایت: www.kandoongo.ir تلگرام: https://t.me/kandoongogroup اینستاگرام: https://www.instagram.com/kandoo.ngo

  • بومیان کلمبیا درباره‌ی فلسطین به ما می‌آموزند زمین، مسئولیت و مبارزه برای آینده آزاده ثبوت کانون زنان ایرانی توضیح نویسنده: این متن برای گرامی‌داشت جنهم اوت، روز جهانی مردمان بومی و ارج گذاری حقوق، دانش، فرهنگ و مبارزات آنها در سراسر جهان نوشته شده است. منطقه‌ی پوتومایو در جنوب کلمبیا، که نامش از واژه‌ای در زبان کچوا به‌معنای «رود خروشان» گرفته شده، برای برخی دروازه‌ای مقدس به آمازون است، اما برای برخی دیگر میدان‌های نفتی و پایگاه‌های نظامی است. این تفاوت نگاه، در قلب منازعات و مبارزات بومی قرار دارد. آدیلا خینت مرا پاز یک رهبر بومی و هماهنگ‌کننده‌ی «کویراکوا مای ییخا» (گارد بومی) از مردم سیونا در منطقه‌ی بوئناویستا در پورتو آسیس، پوتومایو، در مرز کلمبیا و اکوادور است. او هر صبح با یک دغدغه از خواب بیدار می‌شود- حفاظت از سرزمینش در پورتو آسیس، پوتومایو. اما این کار آسان نیست. او همراه با ۴۴ داوطلب دیگر از گارد بومی، مسئول حفاظت از  ۴۵۰۰ هکتار از منطقه‌ی بوئناویستا است؛ سرزمین اصلی مردم سیونا که با نام زیوباین نیز شناخته می‌شوند از میان چهار هماهنگ‌کننده، او تنها زن است. همچنین او نخستین زن شهردار این گارد بین سال‌های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۰ بوده، و اکنون رهبری نگهبانان سرزمین را بر عهده دارد،کسانی که با قاچاق مواد مخدر، درگیری‌های مسلحانه، مین‌های زمینی و بیش از همه فشار فعالیت‌های استخراجی مقابله می‌کنند جوامع بومی در آمازون از سال ۲۰۱۴ به‌دلیل استخراج نفت در مناطق مجاور، با آلودگی آب مواجه شده‌اند؛ امری که به گفته‌ی مرا پاز، بر سلامت جوامع و کریدورهای حیات‌وحش تأثیر گذاشته است. مهم‌ترین مکان‌های مقدس جامعه‌ی بوئناویستا با دفع زباله‌های شرکت‌های نفتی آلوده شده‌اند. مرا پاز می‌گوید: شرکت اطراف سرزمین ما شکاف‌هایی ایجاد کرد و کریدورهای حیات‌وحش را که منبع حیات هستند تخریب کرد؛ همان مکان‌هایی که آب ما از آن‌ها تأمین می‌شود، گیاهانی که ما را تغذیه می‌کنند و حیواناتی که با ما زندگی می‌کنند. آن‌ها زباله‌های سمی را رها کردند و منطقه را آلوده ساختند برای مثال، در سال ۲۰۱۵ لوله‌ای از کف رودخانه عبور می‌کرد و از رود پوتومایو می‌گذشت. با وجود خسارات و شکایات، هیچ جبرانی صورت نگرفت. گاهی بوی ناشی از زباله‌ها غیرقابل تحمل است. این فقط نمونه‌ای از آسیب‌های گسترده به بخش کوچکی از سرزمین ماست – جایی که دیگر حتی نمی‌توانیم از  آب آن استفاده  کنیم. متن کامل را در وبسایت کانون زنان ایرانی بخوانید: https://ir-women.com/22866

  • без подписи

  • 13 авг.56из pecritique

    در این مقاله، اطلاعات اساسی برگرفته از منابع معتبر درباره‌ی گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی فاجعه‌بار که آتش‌سوزی‌ها نمونه‌ای از آن هستند ارائه و اقدامات لازم برای مقابله با آن‌ها معرفی می‌شود. درک علل گرمایش جهانی و تغییرات اقلیمی فاجعه‌بار و چگونگی توقف آن‌ها یک گزینه نیست بلکه ضرورتی است برای بقای بشریت و بخش بزرگی از حیات. ____________ 👈متن کامل

  • https://ecoiran.com/بخش-منهای-اقتصاد-176/148890-تخریب-به-جریمه-تبدیل-می-شود

  • 🟡مردسالاری چگونه خود را به نمایش می‌گذارد؟ نویسنده: منصور محمدی کریستین آندرسن، نویسندهٔ نامدار دانمارکی، پادشاهی شیفتهٔ شکوه و نمایش را روایت می‌کند که فریب دو پارچه‌فروش را می‌خورد؛ شیادانی که ادعا می‌کنند لباسی می‌بافند که تنها افراد دانا و شایسته قادر به دیدن آن هستند. پادشاه، وزیران و درباریان، با آنکه هیچ لباسی نمی‌بینند، از ترس آنکه نالایق یا نادان تلقی شوند، همگی وجود آن را تأیید می‌کنند. نمایش تا آنجا پیش می‌رود که پادشاه برهنه در برابر مردم رژه می‌رود، تا اینکه کودکی سکوت را می‌شکند و حقیقت را بر زبان می‌آورد: پادشاه هیچ لباسی بر تن ندارد. این داستان معمولاً به‌عنوان نقدی بر خودفریبی، چاپلوسی یا اقتدار سیاسی خوانده شده است. اما این مقاله استدلال می‌کند که لباس جدید پادشاه را می‌توان تمثیلی از نظم مردسالار نیز دانست؛ نظمی که بیش از آنکه بر اجبار مستقیم استوار باشد، از رهگذر تولید هنجار، شرم و مشارکت جمعی بازتولید می‌شود. از این منظر، داستان آندرسن تنها دربارهٔ فریب یک پادشاه نیست، بلکه دربارهٔ سازوکار اجتماعیِ قدرت است. متن کامل: https://harasswatch.com/news/2632/ @harasswatch

  • ‌ ‌نشر نی برگزار می‌کند: جلسهٔ نقد و بررسی کتاب «شهرسازان و شهرسازی: رودررو با حرفه» نوشتهٔ مریم کهنسال نودهی با حضور: کمال اطهاری نفیسه آزاد محسن آزموده و نویسنده زمان: سه‌شنبه ۲۷ مرداد ماه، ساعت ۱۸ مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک ۲۰، ساختمان نشر نی، طبقهٔ پنجم

  • انجمن دوستداران لاله زار با همکاری کافه ایوان برگزار می کند قصه های لاله زار 📚قصه دوم : نیم من بوق ابن پشم پانزده 📝قصه گو: گیتی صفرزاده (سردبیر مجله طنز گل آقا، دبیر جشنواره طنز گل آقا ، نویسنده ، دانش آموخته ادبیات نمایشی و جامعه شناسی، ترویجگر کتابخوانی) 🗓یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ ، 🕰ساعت ۶ عصر ☕️ منوچهری، پاساژ مرجان، طبقه اول، کافه رستوران ایوان

  • 12 авг.901из didehbaanzistboom

    مهندسی تباه فضای شهری در تهران مسعود امیرزاده ماجرا فقط تخریب چند کافه یا دستکاری و جمع‌آوری سنگفرش‌های چند خیابان نیست. مسئله عمیق‌تر از اینهاست. فضای شهری فقط مجموعه‌ای از خیابان، پیاده‌راه، نیمکت و کافه نیست. فضا، بستر شکل‌گیری رابطه است؛ جایی که آدم‌ها در آن یکدیگر را می‌بینند، کنار هم می‌نشینند، گفت‌وگو می‌کنند و به تدریج «باهم‌بودن» را تجربه می‌کنند. به همین دلیل، هرگاه قدرت بخواهد جامعه را کنترل کند، فقط به سراغ بدن انسان‌ها نمی‌رود؛ فضا را هم مهندسی می‌کند. همان‌طور که زمانی تلاش شد بدن انسان با دستور و محدودیت مدیریت شود، امروز می‌توان با برهم زدن فضاهایی که امکان گفت‌وگو و هم‌نشینی در آنها شکل گرفته، رابطه میان انسان‌ها را نیز مختل کرد. کافه، پیاده‌راه، میدان، خیابان و حتی سنگفرش، وقتی به بستری برای باهم‌بودن تبدیل می‌شوند، دیگر صرفاً یک فضای فیزیکی نیستند؛ به بخشی از حیات اجتماعی شهر تبدیل شده‌اند. و این منطق فقط به فضای فیزیکی محدود نمی‌شود. فیلتر کردن فضای مجازی، بستن مسیرهای گفت‌وگو و محدود کردن امکان ارتباط نیز شکل دیگری از همین مهندسی فضا است؛ فقط این بار فضا دیجیتال است. البته ممکن است در این میان، پیمانکارانی هم از این مداخلات سود ببرند؛ این خود می‌تواند موضوع بحث دیگری درباره نحوه اداره شهر و سازوکار پیمانکاری باشد. اما مسئله اصلی چیز دیگری است: این اقدامات می‌توانند هم‌زمان دو کارکرد داشته باشند. از یک سو، چرخه‌ای اقتصادی برای پیمانکاران و گروه‌های ذی‌نفع ایجاد می‌کنند؛ و از سوی دیگر، در مسیر مهندسی بلندمدت فضای اجتماعی و محدود کردن فضاهای باهم‌بودن و گفت‌وگو قرار می‌گیرند. اما یک نکته را ظاهراً هنوز متوجه نشده‌اید: جامعه دقیقاً می‌داند شما چه می‌کنید! جامعه سوابق شما را دیده است؛ اندیشه‌ها، رفتارها و شیوه مدیریت‌تان را می‌شناسد و سطح شناخت و دانش‌تان را نیز می‌بیند. بنابراین لازم نیست برای هر اقدام، بهانه‌ای تازه بتراشید و تصور کنید مردم علت واقعی آن را نمی‌فهمند. مردم می‌فهمند. اگر کافه را ببندید، مردم جای دیگری همدیگر را پیدا می‌کنند. اگر پیاده‌راه را برهم بزنید، گفت‌وگو در خیابانی دیگر شکل می‌گیرد. اگر فضای مجازی را محدود کنید، مسیر دیگری برای ارتباط پیدا خواهد شد. جامعه هوشمند ایرانی، راه ارتباط با دیگری را پیدا می‌کند؛ چون «باهم‌بودن» چیزی نیست که بتوان با بولدوزر، سنگفرش، فیلتر و بخشنامه از بین برد. جامعه را نمی‌توان با تخریب فضاهایش اتمیزه کرد. شاید بتوانید فضا را برای مدتی تغییر دهید؛ اما نمی‌توانید میل انسان‌ها به دیدن، شنیدن و یافتن یکدیگر را مهندسی کنید. این ملت هزاران سال است که راه‌های ماندن و باهم‌بودن را پیدا کرده است. پس اگر تصور می‌کنید با برهم زدن فضاهای شهری می‌توانید جامعه را از هم جدا و اتمیزه کنید، بدانید که مردم دقیقاً متوجه این تلاش هستند. در نهایت، اگر این اقدامات هم‌زمان برای عده‌ای نان داشته باشد و برای شما امکان پیشبرد اهداف مهندسی اجتماعی، چه معامله پرسودی برای هر دو طرف! اما مطمئن باشید جامعه را نمی‌توانید با این روش‌ها از هم جدا کنید. شما فقط خودتان را خسته می‌کنید و نام و اعتبارتان را بیشتر آلوده. اگر این‌همه اصرار شما بر برهم زدن فضاهایی است که مردم در آنها کنار هم می‌نشینند، گفت‌وگو می‌کنند و با هم بودن را تجربه می‌کنند، از یک طرف باید برای زخمی که بر پیکر شهر و سرمایه عمومی می‌زنید متأسف بود؛ اما از طرف دیگر، مردم از این واقعیت آگاه می‌شوند که باهم بودنشان چقدر شما را نگران و ناراحت کرده است. و شاید همین، برای مردم مایه خوشحالی و حتی افتخار باشد: اینکه هنوز باهم بودنشان آن‌قدر قدرتمند است که شما را به انفعال و دستپاچگی واداشته است. https://t.me/didehbaanzistboom

  • 12 авг.84из RahmanInstitute

    ویژه نامه هایا شماره 10.pdf

  • 12 авг.65из RahmanInstitute

    «از شمار دو چشم یک تن کم»؛ شماره دهم فصلنامه «هایا» منتشر شد. وب‌سایت | اینستاگرام | تلگرام

  • 12 авг.672из tehransociology

    📌 حلقه‌ی جمع‌خوانی «ابداع امر اجتماعی» به‌هدایت 👤 مهسا اسداله‌نژاد دانش‌آموخته‌ی دکتری جامعه‌شناسی سیاسی، مترجم و پژوهشگر علوم اجتماعی [توضیحات بیشتر] 🗓 دوشنبه‌ها، از ۲۶ مرداد (۲ جلسه) | ساعت ۱۷ 📍دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران، دفتر انجمن‌های علمی (+ آنلاین) 🔻عضویت در این حلقه برای همه‌ی علاقه‌مندان آزاد است ‌و هزینه‌ای ندارد، اما نیازمند ثبت‌نام است. برای ثبت‌نام به @KhodeJam پیام بدهید. @tehransociology

  • 12 авг.791из sayebanshahr

    چیتگر را خشکسالی کشت یا سوء مدیریت آب؟🌳 جنگل چیتگر بیش از ۸۰۰ هکتار وسعت دارد و برخی درختان آن از دهه ۴۰ کاشته شده‌اند؛ اما طبق یک برآورد کارشناسی، بیش از ۸۰٪ پوشش درختی آن از بین رفته است. 🔸 زوال چیتگر از سال‌ها قبل آغاز شده، اما طی ۳ تا ۴ سال اخیر شتاب گرفته است. 🔸 کاهش بارندگی و افزایش دما قطعاً فشار زیادی به درختان وارد کرده؛ اما کارشناسان می‌گویند خشکسالی به‌ تنهایی توضیح‌ دهنده این حجم از خشکیدگی نیست. 🔸 شبکه آبیاری در بخش‌هایی برای مدت طولانی آب‌رسانی مؤثر نداشته و درباره سرنوشت حقابه چیتگر نیز ابهام وجود دارد. 🔸 در بخش غربی چیتگر با وسعت بیش از ۵۰۰ هکتار، تنها دو نیروی آبیار گزارش شده است. 🔸 سرخه‌حصار نیز با برآوردی حدود ۶۰٪ زوال پوشش درختی وضعیت نگران‌کننده‌ای دارد. اما شاید مهم‌ترین سؤال این باشد: اگر از سال‌های ۱۳۹۷ و ۱۳۹۸ درباره خشکیدگی گسترده چیتگر هشدار داده شده بود، چرا برای جلوگیری از تشدید آن اقدام مؤثری انجام نشد؟ 🌱 مسئله امروز تهران فقط کاشت نهال جدید نیست؛ حفظ درختانی است که چند دهه برای رشدشان زمان صرف شده. و یک مطالبه مهم: چرا آمار شفافی از تعداد درختان خشک‌شده، علت مرگ آنها، میزان آب مصرفی و عملکرد پیمانکاران نگهداری منتشر نمی‌شود؟ 🔗 متن کامل گزارش آتیه آنلاین و 🔗 لینک کارزار مرتبط جهت همراهی و امضا

  • 11 авг.801из kamyar_reza

    حقوق شهرسازی(یاداشت ۳۴۰): شورای امنیت کشور مرجع تبدیل تصمیمات قطعی کمیسیون تبصره ۱ماده ۱۰۰قانون شهرداری نیست. مصوبه شماره ۷۶۹۹-۲۰/۰۳/۱۴۰۵ این مرجع دایر بر دگردیسی قلع و قمع در برابر دریافت وجه با مبانی و اصول دادرسی و اصل حاکمیت قانون سازگاری ندارد. شهرسازی در ایران دوران دشواری را سپری می کند. تازش به اصول شهرسازی همه جانبه شده است و شوربختانه تخلفات ساختمانی به ابزار تامین مالی شهرداری ها تبدیل شده اند . این دیدگاه نادرست تا آن حد گسترش یافته که برای تقویت منابع مالی شهرداری موضوع استحاله تصمیمات قلع و قمع به جریمه آشکارا مطرح شده است. شورای امنیت کشور مقنن نیست. درسیاهه قوانین، استحاله آرا قطعی کمیسیون برای یک دوره زمانی یکساله مشاهده می شود( بند "ت" تبصره ۶ قانون بودجه سال ۱۴۰۲ کل کشور). این امر گویای آن است که مقامات اداری و اجرایی مجاز به خنثی سازی آرای قطعی کمیسیون نیستند. هر چند اشخاص پر شماری در خانه های بی هویت و مغایر اصول شهرسازی ،بهداشتی و فنی زندگی می کنند لیکن نمی توان مشکل را با مشکل بر طرف کرد. نخستین ایراد مصوبه شورای امنیت نگاه مالی به ضوابط شهرسازی و دومین ایراد بی توجهی به حدود صلاحیت ها و توانایی های قانونی است؛ برای پر کردن خزانه شهر نمی توان اصل حاکمیت قانون را کنار گذاشت و اصول شهرسازی را به سان کالا در معرض داد و ستد قرار داد. شورای امنیت ،بر پایه اصل تفکیک قوا، نمی تواند به قلمرو قانونگذاری وارد شود و قاعده سازی کند. عدم رعایت اصول فنی و بهداشتی یکی از جهات صدور رای قلع و قمع بنا است. چگونه می توان با مال ستانی سکونت در چنین اقامتگاهایی را تجویز کرد؟ تبدیل امر ممنوع به مجاز در رویه قضایی کشور های توسعه یافته ضابطه مند شده است. (Régularisation ) یکی از ابزار های دگرریسی ساخت و سازهای غیر مجاز به مجاز در حقوق شهرسازی فرانسه است. در این فرایند فرصت قانونی سازی به ذینفع و شهرداری داده می شود ما هم می توانیم در فرایند رسیدگی کمیسیون های ماده ۱۰۰قانون شهرداری از این ابزار موثر بهره مند شویم لیکن تبدیل هزاران رای قلع و قمع به جریمه به موجب یک مصوبه چند بندی مصداق «قانونی سازی»نیست و منافع عمومی شهر و حقوق خصوصی شهروندان را تامین نمی کند و راه را برای رسیدن به شهر قانونگرا می بندد. دیوان عدالت اداری به عنوان تنظیم گر قدرت عمومی و نیروی بازدارنده عبور از صلاحیت های اداری اجرای مصوبه را متوقف کرده است. طراحان مصوبه برای قانع کردن دادرسان اداری راه دشواری در پیش دارند و ناگزیرند به پرسش های زیر پاسخ دهند: -آیا شورای امنیت مجاز است از اصل اعتبار امر قضاوت شده عبور نماید ؟ -آیا اصل صلاحیت محدود در تصمیم گیری رعایت شده است؟ -آیا مشروعیت بخشی به بناهای مغایر اصول فنی و بهداشتی مغایر مقررات ملی ساختمان و قانون نظام مهندسی و کنترل ساختمان مصوب ۱۳۷۴ نیست؟ -آیا خنثی سازی آرای قلع و قمع کمیسیون پاداش به تخلف نیست؟ -آیا در تعالیم حقوق شهرسازی دریافت وجه در برابر تخلف جایگاهی دارد؟ شهرسازان و متخصصان حقوق شهری ناله شهرها را می شنوند و کمر خمیده آنان را می بینند. بخش قابل توجهی از آرای قلع و قمع مربوط به حاشیه شهرها و نقاطی است که به سبب محدودیت های شهرسازی از قبیل حریم ، کاربری ، سطح اشغال ،تراکم بناهای غیر مجاز ایجاد شده است. برای مشروعیت بخشیدن به اینگونه بناها می تواند مقاوم سازی را پیش شرط بهره مندی از مزیت استحاله قرار داد. شایسته است قوه مقننه سکوت را بشکند و در برابر مشکلات گسترده شهرسازی از وضعیت انفعالی خارج شود. ایران نیازمند قانون جامع ،استوار ،تحقق پذیر ،مردم گرا ، زیست محور در زمینه شهرسازی و مدیریت شهری است. جامعه حقوقی می تواند یاریگر قوای سه گانه در دست یابی به شهر عدالت محور و قانونگرا باشد . تربیت وکلای متخصص توسط کانون های وکلای دادگستری و مرکز مشاوران قوه قضاییه بی گمان ، عرصه اندیشه ورزی را پویا و پر رونق می کند. وکلای اندیشمند در پایش مقررات غیر قانونی و وضع مقررات سودمند و راه گشا اثر بخش خواهند بود دکتر کامیار ۲۰/۰۵/۱۴۰۵ https://t.me/kamyar_reza

  • 11 авг.761из Shahr_Zanan

    در برخی موقعیت‌ها نیز در جنبش‌های انقلابی، مقاومت و مبارزه مسلحانه مشارکت دارند. عمومی و خصوصی؛ مرزی که در جنگ فرو می‌ریزد جنگ معمولاً متعلق به قلمرو عمومی، دولت و ارتش تصور می‌شود و زندگی زنان و کودکان به فضای خصوصی خانه نسبت داده می‌شود. پژوهش فمینیستی این جدایی را به چالش می‌کشد. جنگ در خانه نیز حضور دارد: در تقسیم کار مراقبتی، در تأمین آب و غذا، در مراقبت از خانواده، در ترس از عبور از محله و در خشونت جنسیتی. خشونت جنسی نیز نباید پیامدی تصادفی و فرعی از جنگ تلقی شود؛ بلکه در بسیاری از منازعات به‌عنوان سلاح و تاکتیک جنگی به کار می‌رود. جنگ پس از آتش‌بس هم ادامه دارد پایان رسمی جنگ لزوماً به معنای پایان خشونت نیست. در موستار، حتی پس از کناررفتن تانک‌ها، سنگرها و ایست‌های بازرسی، تقسیم‌بندی‌های قومی و سیاسی از طریق ترس، خاطره، احساس ناراحتی و عادت‌های روزمره ادامه یافتند. جنگ می‌تواند در بدن، خانه و روابط میان همسایه‌ها باقی بماند. گاهی مرز دیگر دیواری آشکار نیست؛ بلکه مسیری است که مردم از آن عبور نمی‌کنند، محله‌ای است که واردش نمی‌شوند یا احساسی از ناامنی است که در زندگی روزمره تثبیت شده است. اردوگاه به‌مثابه شهر ـ اردوگاه یکی از پیامدهای جنگ شهری، جابه‌جایی گسترده افراد و خانواده‌هاست. اردوگاه‌های پناهندگان که در ابتدا موقت تصور می‌شوند، در واقع ممکن است دهه‌ها پابرجا بمانند. لاکتا پیشنهاد می‌کند اردوگاه را فقط محل اسکان موقت یا دریافت کمک نبینیم. #اردوگاه نوعی #محیط\شهری است؛ جایی که مردم در آن زندگی می‌کنند، حرکت می‌کنند، شبکه می‌سازند و با محدودیت‌ها مذاکره می‌کنند. از این منظر، اردوگاه نوعی «شهر ـ اردوگاه» است: فضایی شهری اما ناقص و محدود، که از بسیاری از خدمات و زیرساخت‌های ضروری محروم است. ساکنان اردوگاه اغلب فقط با عنوان «پناهنده» شناخته می‌شوند؛ عنوانی که می‌تواند آنان را بی‌نام، بی‌صدا و خارج از نظم سیاسی نشان دهد. اما نگاه‌کردن به اردوگاه به‌عنوان یک شکل شهری، پناهنده را دوباره به‌عنوان سوژه‌ای سیاسی و شهروندی فعال نشان می‌دهد. زنان پناهنده و دیگر گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده با استفاده از شبکه‌های حمایتی، حرکت حساب‌شده و تاکتیک‌های روزمره، با فضای محدودکننده اردوگاه مذاکره می‌کنند. این بخش از فصل نشان می‌دهد که جنگ فقط در ویرانی شهر دیده نمی‌شود؛ بلکه در شکل‌گیری فضاهای جدیدی مانند اردوگاه، محصورگاه و گتو نیز ادامه پیدا می‌کند. صلح شهری؛ زندگی در برابر منطق جنگ لاکتا در بخش پایانی فصل به فضاها و کنش‌هایی می‌پردازد که در برابر منطق جنگ شکل می‌گیرند. صلح شهری فقط نتیجه مداخله دولت‌ها یا عملیات رسمی حفظ صلح نیست. گاهی در فعالیت‌های عادی و روزمره‌ای شکل می‌گیرد که امکان ادامه زندگی را حفظ می‌کنند: نوشیدن قهوه، دیدار همسایه‌ها، برگزاری رویدادهای فرهنگی، باغبانی شهری و بازپس‌گیری فضاهای عمومی. زنان نیز در این فرایند نقش مهمی دارند؛ از اعتراض در میدان‌های عمومی گرفته تا ساختن فضاهای امن در خانه و محله. در #شهرهای_پسامناقشه، بازسازی و توسعه شهری ممکن است دوباره منطق جنگ، طرد و شهروندی نابرابر را در کالبد شهر تثبیت کند. در برابر آن، #مقاومت می‌تواند از طریق #اعتراض، گرافیتی، پوستر، نشانه‌گذاری و استفاده دوباره از دیوارها و موانع شکل بگیرد. از نظر لاکتا، جنگ و صلح همیشه کاملاً از هم جدا نیستند؛ در شهرهای جنگ‌زده، شیوه‌های جنگ و شیوه‌های صلح در کنار هم وجود دارند و پیوسته با یکدیگر در کشمکش‌اند. حرف آخر فصل فصل لاکتا دعوتی است برای دیدن شهر جنگ‌زده از پایین و از درون زندگی روزمره؛ از منظر بدن‌ها، خانه‌ها، مسیرها، روابط، مراقبت و صداهایی که روایت‌های نظامی حذف می‌کنند. این فصل نشان می‌دهد که زنان و دیگر گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده فقط قربانی جنگ نیستند. آنان در بقا، بازسازی، مقاومت و تولید دوباره زندگی شهری نقش دارند. @Shahr_Zanan منبع: Laketa, S. (2024). “War-torn cities: Making feminist sense of urban warfare.” In Handbook on Gender and Cities, pp. 75–84. #شهر_زنان #شهرهای_جنگزده #جنگ_شهری #جنسیت_و_شهر #شهرکشی

  • 11 авг.592из Shahr_Zanan

    شهرهای جنگ‌زده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمان‌یافته بوده‌اند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایت‌های نظامی، شهر اغلب فقط به‌عنوان «هدف» یا «زمین عملیات» دیده می‌شود؛ سطحی برای بمباران، محاصره، کنترل و اجرای تاکتیک‌های نظامی. این نگاه، زندگی مردم، بدن‌ها، خانه‌ها و تجربه روزمره ساکنان شهر را از نظر پنهان می‌کند. سونچانا لاکتا در این فصل می‌کوشد #جنگ_شهری را از منظری #فمینیستی بفهمد؛ منظری که به جنسیت، تفاوت اجتماعی، بدن، زندگی روزمره، مراقبت، آوارگی، روابط صمیمانه و مقاومت توجه می‌کند. استدلال اصلی این فصل این است که جنگ و شهر جدا از یکدیگر نیستند. جنگ، شهرها را شکل می‌دهد، اما شهرها نیز شکل جنگ را تغییر می‌دهند. جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمی‌دهد؛ در خانه، خیابان، محله، اردوگاه، مسیر رفت‌وآمد و بدن انسان‌ها نیز ادامه پیدا می‌کند. رویکردهای فمینیستی به جنگ شهری رویکردهای فمینیستی به جنگ شهری، صداها و دانش‌هایی را در مرکز قرار می‌دهند که در روایت‌های رسمی جنگ #حذف یا به #حاشیه رانده شده‌اند. این رویکرد، مردم را قربانیانی منفعل نمی‌داند؛ بلکه آنان را سوژه‌هایی فعال در ساختن، حفظ‌کردن و ازهم‌گشودن جنگ شهری می‌بیند. در این نگاه، مقیاس‌های مختلف ــ از دولت و شهر گرفته تا محله، خانه و بدن ــ جدا از هم نیستند. آن‌ها به‌طور متقابل یکدیگر را می‌سازند. بنابراین برای فهم جنگ شهری باید پرسید: • جنگ چگونه به زندگی خانواده‌ها و بدن‌ها نفوذ می‌کند؟ • تجربه ناامنی برای زنان و مردان چگونه متفاوت است؟ • چه کسانی امکان حرکت، ماندن یا ترک‌کردن شهر را دارند؟ • چه کسانی در روایت‌های رسمی جنگ دیده نمی‌شوند؟ شهرها در جنگ؛ از شهرکُشی تا بازساخت یکی از مفاهیم اصلی فصل، #شهرکُشی یا urbicide است؛ یعنی نابودی هدفمند شهر و فضاهای شهری به‌عنوان بخشی از راهبرد جنگی. در این معنا، تخریب پل، میدان، بازار، محله یا دیگر فضاهای عمومی فقط نابودی ساختمان‌ها نیست. این مکان‌ها امکان زندگی مشترک، تکثر و ارتباط میان گروه‌های مختلف را فراهم می‌کنند. نابودی آن‌ها می‌تواند خودِ امکان همزیستی و «حق بر شهر» را از میان ببرد. تخریب #پل قدیمی #موستار و دیگر فضاهای عمومی در جنگ‌های یوگسلاوی نمونه‌ای از این فرایند است. در اینجا، نابودی مکان به ساختن جغرافیاهای قومی و طردکننده کمک می‌کند. (پل موستار در اینجا فقط یک بنای تاریخی یا اثر معماری نیست. پل نماد ارتباط میان دو بخش شهر و امکان رفت‌وآمد و همزیستی میان گروه‌های مختلف بود.) اما جنگ فقط ویران نمی‌کند؛ جنگ هم‌زمان مکان، نظم اجتماعی و هویت‌های جدید تولید می‌کند. دیوارها، ایست‌های بازرسی، موانع جاده‌ای و زیرساخت‌های امنیتی، شهر را دوباره سازمان می‌دهند. آن‌ها تعیین می‌کنند چه کسی می‌تواند حرکت کند، چه کسی باید متوقف شود و چه محله‌هایی به یکدیگر دسترسی داشته باشند. در #فلسطین، محیط ساخته‌شده و زیرساخت‌های امنیتی برای کنترل حرکت و تثبیت سلطه به کار گرفته شده‌اند. این زیرساخت‌ها بر زنان و مردان نیز اثر یکسانی ندارند. زنان ممکن است هم‌زمان به‌عنوان مادر و مراقبت‌کننده، و به‌عنوان تهدید بالقوه دیده شوند. برنامه‌ریزی برای جنگی که هنوز نیامده است جنگ فقط در لحظه حمله یا اشغال حضور ندارد. تصور تهدید دائمی تروریسم، بیماری، مهاجرت یا شورش، شهرها را به سمت برنامه‌ریزی برای جنگ‌های احتمالی آینده سوق می‌دهد. در این فرایند، #برنامه‌ریزی_شهری می‌تواند به ابزاری برای ایجاد #فضاهای #طردکننده و هویت‌های متخاصم تبدیل شود. نظارت، کنترل دسترسی و معماری امنیتی به بخش عادی زندگی شهری راه پیدا می‌کنند. از نظر لاکتا، جنگ فقط ابزار دولت و ارتش نیست؛ بلکه از طریق توسعه‌دهندگان، شرکت‌ها، بازار زمین و سرمایه جهانی نیز در ساختار شهر پراکنده می‌شود. فراتر از شهر به‌مثابه هدف روایت‌های نظامی، شهر را اغلب از بالا و مانند سطحی بی‌جان می‌بینند؛ نقشه‌ای از ساختمان‌ها و خیابان‌ها که در آن مردم و زندگی روزمره ناپدید شده‌اند. اصطلاح «#خسارت_جانبی» نیز بخشی از همین حذف است. این عبارت، مرگ و رنج ساکنان شهر را به پیامدی فرعی و فنیِ عملیات نظامی تبدیل می‌کند. رویکرد #فمینیستی توجه را به کسانی برمی‌گرداند که زیر عنوان «خسارت جانبی» نادیده گرفته می‌شوند؛ به‌ویژه زنان و کودکان. #زنان و #کودکان معمولاً فقط به‌عنوان قربانی نمایش داده می‌شوند؛ قربانیانی منفعل که نیازمند حمایت‌اند. اما چنین روایتی عاملیت سیاسی آنان را پنهان می‌کند. زنان در شهرهای جنگ‌زده اغلب مسئول تأمین غذا، آب و کمک‌های بشردوستانه‌اند. آنان از کودکان و سالمندان مراقبت می‌کنند، شبکه می‌سازند و میان خطوط دشمن مذاکره می‌کنند.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи