tgindex
دیپلماسی شرقی

دیپلماسی شرقی

Статистика
@dipshrghiперсидский

کانالی برای تحلیلهای داخلی ازشمالشرق ونگاه به شرق( ازشمال؛ روسیه تاختن؛ چین)

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
123
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
83
31 постов
Вовлечённость
67,5%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 33
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔴سیمای محمد(ص) علی شریعتی (۱۳۵۶-۱۳۱۲)، یک متفکر دینی بود. کتاب "سیمای محمد" به دعوت موسسه تحقیقی اسلامی ارشاد نوشته شده و در کتاب "محمد خاتم پیغمبران" منتشر شده است. این کتاب بعدها در کتاب اسلام‌شناسی (درس‌های دانشکده ادبیات مشهد) به تجدید چاپ رسیده است. در این کتاب، چهره حقیقی اسلام و پیامبر آن، یعنی حضرت محمد صلی الله علیه و آله، به تصویر کشیده می‌شود. دکتر شریعتی در این کتاب نه تنها به بررسی پیامبر اسلام محدود نشده بلکه از رهبران دیگر مذاهب نیز سخن می‌آورد و انحراف‌های آنها و نهایتا زمینه‌هایی که نیاز به ظهور پیامبری دیگر برای هدایت دوباره مردمان دارد را بررسی می‌کند. او در ابتدای کتاب درباره‌ی قیصر، حکیم و نبی تحلیل می‌کند و موقعیت تاریخی هرکدام و ارتباط ذهنی مردم با آنها را مورد بررسی قرار می‌دهد. دکتر شریعتی با دوری از تعصب، راه رسیدن به درک زیبایی و صحت اسلام را شرح می‌دهد. در اینجا سخن از ایمان داشتن یا نداشتن نیست. هرکه سرگذشت انسان را برروی خاک می داند، می داند که وی در چه مکتبی تعلیم یافته و آموزگاران و مربیانش چه کسانی بوده اند. هرکه تاریخ را و خلق و خوی تاریخ را می شناسد ناچار اعتراف می کند که تاریخ، مذهبی ترین موجودات این عالم است و به گفته ی کارل: « اصولا جامعه های تاریخ، همگی جامعه هایی مذهبی بوده اند»  تاریخ و فرهنگ شمال خراسان https://eitaa.com/hiscukh1403

  • без подписи

  • без подписи

  • 🔴اتش زنده - اقتصاد، ژئوپلیتیک، تمدن نقش ایران و کشورهای آسیای مرکزی در پروژه‌های حمل‌ونقل افغانستان در حال حاضر اهمیت راهبردی افغانستان به‌عنوان یک مرکز ترانزیتی منطقه‌ای به‌شدت در حال افزایش است. ازبکستان و ترکمنستان پروژه‌های ریلی خود را از طریق افغانستان و با هدف اتصال به پاکستان پیش می‌برند، اما ایران نیز فعالانه در تلاش است مسیرهای مؤثر انتقال به چین از طریق افغانستان ایجاد کند و پروژه‌های خود را پیشنهاد داده است. ترکمنستان پروژه «کریدور ترانس‌افغان» را در مسیر تورغندی–هرات–قندهار–اسپین‌بولدک و با دسترسی به پاکستان و سپس هند و آسیای جنوب شرقی پیش می‌برد. قزاقستان نیز به پروژه ترکمنستان پیوسته است. در حال حاضر ۱۳ کیلومتر از خط راه‌آهن ساخته شده است. ازبکستان پروژه راه‌آهن ترانس‌افغان ازبکستان–افغانستان–پاکستان را در مسیر ترمذ–مزارشریف–کابل–پیشاور پیش می‌برد که به آن «کریدور بغداد» گفته می‌شود. قرار است این کریدور اتحادیه اروپا، روسیه، ازبکستان، افغانستان، پاکستان، هند و سپس کشورهای جنوب شرقی آسیا را به یکدیگر متصل کند. کریدور بغداد با کریدور ترانس‌افغان غربی ترکمنستان که از خاک ترکمنستان عبور می‌کند، رقابت دارد. برای ایران، که یکی از بازیگران بسیار مهم منطقه‌ای است، ایجاد کریدورهای حمل‌ونقل از طریق افغانستان و به‌ویژه دسترسی به چین از طریق خاک افغانستان اهمیت راهبردی دارد. ایران مسیر ریلی چابهار–زاهدان–زرنج–قندهار را پیش می‌برد. ایران در سال ۲۰۲۰ ساخت خط چابهار–زاهدان را آغاز کرد؛ خطی که قرار است تا زرنج در ولایت نیمروز افغانستان و سپس قندهار امتداد یابد. این مسیر دسترسی حمل‌ونقلی جدیدی برای ایران به افغانستان و پاکستان و همچنین به شهر راهبردی هرات در شمال‌غرب افغانستان، در دره رود هریرود، ایجاد می‌کند. کریدور تورغندی–هرات–قندهار–اسپین‌بولدک و اتصال آن به پاکستان برای ایران نیز اهمیت زیادی دارد، زیرا ایران قصد دارد افغانستان را از طریق شهر زرنج در مرز ایران به بندر چابهار متصل کند. علاوه بر این، ایران همراه با افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان و چین، کریدور پنج‌کشوری «راه‌آهن ترانس‌افغان چین–قرقیزستان–تاجیکستان–افغانستان–ایران» را پیش می‌برد. برای نمونه، در ژوئیه ۲۰۲۴، تاجیکستان با آژانس همکاری بین‌المللی کره (KOICA) توافقی برای انجام مطالعه امکان‌سنجی خط راه‌آهن بلخ–پنج امضا کرد؛ خطی که از طریق شیر‌خان‌بندر، شهرک مرزی افغانستان با تاجیکستان، به افغانستان متصل خواهد شد. این پروژه بخشی از کریدور حمل‌ونقل ترکمنستان–افغانستان–تاجیکستان و همچنین کریدور پنج‌کشوری خواهد بود. مسئله این است که ادغام در چنین کریدورهای بین‌المللی حمل‌ونقل، برای تاجیکستان و قرقیزستان مزیت راهبردی در مسیرهای ترانزیتی جنوبی ایجاد خواهد کرد. ایران نیز از ایجاد یک کریدور مستقیم حمل‌ونقل به چین، بدون عبور از ترکمنستان، ازبکستان و قزاقستان، سود می‌برد. اقتباس دیپلماسی شرقی https://t.me/dipshrghi

  • 🔴قزاقهادرسیطره آمریکایی ها؛ ایا ترکمنستان هم ازبی طرفی خارج میشود؟ پست فیس‌بوکی «آینور کورمانوف» مخالف سیاسی قزاقی مقیم خارج،  ۱۰ اوت ۲۰۲۶: «پنتاگون» و «سیا» ارتش و دستگاه‌های امنیتی قزاقستان را تحت مدیریت خود قرار داده‌اند، حتی ترکمنستان نیز زیر نفوذ آمریکا می‌رود و جمهوری آذربایجان نیز به‌عنوان ناظر و مسئول این فرآیند تعیین شده است. واشنگتن اکنون در خاک قزاقستان همان فناوری‌ها و روش‌های نفوذ و برقراری کنترل بر نهادهای انتظامی و امنیتی را به کار می‌گیرد که زمانی در «اوکراینِ مستقل» اجرا شده بود. در عمل، همان سناریوی برقراری نظام مدیریت خارجی در حال تکرار است. به‌طور مشخص، تمامی نیروهای امنیتی و انتظامی قزاقستان، از نیروهای نظامی گرفته تا مأموران گمرک و پلیس، به بهانه «تبادل تجربه» و «آموزش نیروها»، وارد ارتباطات افقی و عمودی با نهادهای آمریکایی می‌شوند؛ با هدف برقراری تماس‌های دائمی، بیرون کشیدن تمامی اطلاعات و تحمیل روش‌های کاری خود، آن هم تحت هدایت «برادر بزرگ‌تر». برای نمونه، یک ماه پیش«ایرژان سادنوف» وزیر کشور قزاقستان با «جیمز بارناکل» رئیس دفتر اف‌بی‌آی در نیویورک دیدار و درباره مسائل همکاری در زمینه مبارزه با جرایم سایبری، آموزش متخصصان قزاقستانی توسط آمریکایی‌ها و انتقال فناوری گفت‌وگو کرد. پس از آن نیز هیئتی از مأموران پلیس قزاقستان از مرکز عملیات مشترک اف‌بی‌آی بازدید به عمل آورد؛ مرکزی که هماهنگی با سایر نهادها را هنگام واکنش به وضعیت‌های بحرانی بر عهده دارد. توافق‌های جدیدی را برای یکپارچه‌سازی سامانه‌های اطلاعاتی و انتقال نرم‌افزار و تجهیزات رایانه‌ای نیز پیش می‌برند؛ تجهیزاتی که به واشنگتن امکان می‌دهد فعالیت واحدهای ساختاری کامل پلیس قزاقستان را به‌صورت لحظه‌ای رصد کند. پس از آن نیز همانند اوکراین، هدایت نیروهای امنیتی و انتظامی در دستور کار قرار خواهد گرفت. این مسئله را می‌توان هم‌اکنون در نمونه «مبارزه مشترک با مواد مخدر» مشاهده کرد. اخیراً در «آستانه» رایزنی‌های دوجانبه کارشناسی درباره موضوع نظارت بر گسترش مواد ممنوعه برگزار شد. این بار، در برابر کارکنان کمیته امنیت ملی، وزارت کشور، وزارت دادگستری، دادستانی کل و دیگر نهادهای قزاقستان، افسران بخش مبارزه بین‌المللی با مواد مخدر و اجرای قانونِ سفارت آمریکا در قزاقستان، دفتر اداره مبارزه با مواد مخدر آمریکا در استانبول و همچنین نیروهای عملیاتی مرکز ملی هدف‌گذاری سازمان گمرک و حفاظت مرزی آمریکا، در نقش مربی و راهنما حضور داشتند. در چنین زمینه‌ای از تغییر تابعیت و زیرمجموعه‌سازی نیروهای امنیتی، به ابتکار «آستانه»، در قرقیزستان نشست مشورتی سران کشورهای آسیای مرکزی برگزار شد که پیکربندی تغییر‌یافته نیروها در منطقه را نشان داد. در این نشست، «الهام علی‌اف» نیز این بار به‌عنوان یک عضو تمام‌عیار حضور داشت و در نقش «کمیسر» آمریکایی‌ها، ترک‌ها و اسرائیلی‌ها، همگی در کنار یکدیگر، ظاهر شد. اما مسئله مهم‌تر، پیوستن رئیس‌جمهور ترکمنستان بود. بدین ترتیب «عشق‌آباد» عملاً تحت فشار آمریکا و ترکیه از وضعیت بی‌طرفی خود صرف‌نظر کرده است؛ امری که «همگرایی ترک‌تباران» را سرعت می‌بخشد و این جمهوری را به عضوی از سازمان کشورهای ترک تبدیل می‌کند. اقتباس دیپلماسی شرقی https://t.me/dipshrghi

  • 🔴توافق مکه؛ آیا غرب آسیا در آستانه تولد یک معماری امنیتی جدید است؟ انتشار متن «توافق مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، بسیاری از ابهاماتی را که پس از امضای این پیمان وجود داشت، تا حدودی برطرف کرده است. اگر در روزهای نخست برخی تحلیل‌ها از شکل‌گیری «ناتوی اسلامی» یا یک ائتلاف آشکار ضدایرانی سخن می‌گفتند، متن منتشرشده نشان می‌دهد که هرچند این توافق دارای یک بند صریح دفاع جمعی است، اما طراحان آن کوشیده‌اند از تبدیل آن به یک پیمان تقابلی جلوگیری کنند. به همین دلیل، اهمیت واقعی این توافق را باید نه صرفاً در مفاد حقوقی آن، بلکه در پیامدهای ژئوپلیتیکی و راهبردی آن برای نظم امنیتی غرب آسیا جست‌وجو کرد. برجسته‌ترین بخش توافق، تصریح به این اصل است که حمله مسلحانه علیه هر یک از اعضا، حمله علیه همه تلقی می‌شود. این بند، اگرچه از نظر مفهومی شباهتی به ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی دارد، اما نباید به سرعت نتیجه گرفت که «توافق مکه» معادل ناتو در جهان اسلام است. ناتو حاصل هفت دهه نهادسازی، فرماندهی یکپارچه، استانداردسازی نیروها، بودجه مشترک و سازوکارهای عملیاتی پیچیده است؛ در حالی که توافق مکه، دست‌کم بر اساس متن منتشرشده، هنوز فاقد چنین ساختارهایی است. بنابراین، این توافق را باید آغاز یک فرآیند دانست، نه نقطه پایان آن. نکته مهم دیگر، تأکید مکرر متن بر دفاعی بودن توافق و هدف قرار ندادن هیچ کشور خاص است. این تأکید را نباید صرفاً یک عبارت دیپلماتیک تلقی کرد، بلکه نشان می‌دهد سه کشور به‌خوبی از حساسیت‌های منطقه‌ای آگاه‌اند و نمی‌خواهند این همکاری امنیتی به سرعت به یک صف‌بندی ایدئولوژیک یا ژئوپلیتیکی جدید تعبیر شود. همچنین تصریح شده است که این توافق جایگزین اتحادهای موجود نیست، بلکه آنها را تکمیل می‌کند. این عبارت از نظر راهبردی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد عربستان قصد خروج از چتر امنیتی آمریکا یا ترکیه قصد فاصله گرفتن از ناتو را ندارد، بلکه هر دو کشور در پی تنوع‌بخشی به گزینه‌های امنیتی خود هستند. در واقع، مهم‌ترین پیام توافق مکه، تغییر در فلسفه امنیت منطقه است. امنیت خلیج فارس طی دهه‌های گذشته عمدتاً بر حضور و تضمین‌های قدرت‌های فرامنطقه‌ای استوار بود، اما این توافق بر اصل «مالکیت منطقه‌ای امنیت» تأکید می‌کند؛ اصلی که بر اساس آن، کشورهای منطقه باید سهم بیشتری در تأمین امنیت خود بر عهده بگیرند. این رویکرد با روندهای جدید نظام بین‌الملل نیز همخوانی دارد؛ جایی که کاهش تمرکز آمریکا بر خاورمیانه، رقابت فزاینده واشنگتن و پکن و حرکت جهان به سوی چندقطبی شدن، دولت‌های منطقه را به سمت ایجاد ترتیبات امنیتی مکمل سوق داده است. از منظر سه عضو نیز این توافق اهداف متفاوتی را دنبال می‌کند. عربستان در پی کاهش وابستگی انحصاری به تضمین‌های امنیتی آمریکاست؛ ترکیه این توافق را فرصتی برای تثبیت جایگاه خود به عنوان قدرت دفاعی و گسترش همکاری‌های صنعتی ـ نظامی می‌داند؛ و پاکستان ضمن تعمیق روابط راهبردی با ریاض، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر تأثیرگذار در امنیت جهان اسلام تقویت می‌کند. برای ایران، انتشار متن توافق دو پیام متفاوت دارد. نخست آنکه برخلاف برخی گمانه‌زنی‌های اولیه، در متن توافق هیچ اشاره‌ای به ایران یا مهار جمهوری اسلامی نشده و بر باز بودن کانال‌های گفت‌وگو و ماهیت دفاعی توافق تأکید شده است. این موضوع نشان می‌دهد که تفسیر آن به عنوان یک ائتلاف رسمی ضدایرانی، با متن موجود همخوانی ندارد. دوم آنکه وجود بند دفاع جمعی و توسعه همکاری‌های دفاعی، در صورت عملیاتی شدن، می‌تواند ظرفیت بازدارندگی سه کشور را افزایش دهد و بر موازنه امنیتی پیرامون ایران اثر بگذارد. از این رو، بی‌توجهی به این تحول نیز خطای راهبردی خواهد بود. در چنین شرایطی، مناسب‌ترین راهبرد برای تهران، ادامه سیاست تنش‌زدایی با همسایگان، تعمیق روابط با عربستان، حفظ همکاری‌های راهبردی با پاکستان، گسترش مناسبات اقتصادی با ترکیه و ارائه ابتکارهای فراگیر برای امنیت جمعی خلیج فارس است. هرچه همکاری‌های منطقه‌ای فراگیرتر باشد، احتمال تبدیل توافق‌های دفاعی به بلوک‌های تقابلی کاهش خواهد یافت. در نهایت، توافق مکه را باید محصول مرحله جدیدی از تحول نظم امنیتی غرب آسیا دانست؛ مرحله‌ای که در آن دولت‌های منطقه، بدون قطع روابط با قدرت‌های بزرگ، می‌کوشند مسئولیت بیشتری در تأمین امنیت خود بر عهده گیرند. اگر این توافق به توسعه همکاری‌های دفاعی، هماهنگی اطلاعاتی، رزمایش‌های مشترک و هم‌افزایی صنایع دفاعی محدود بماند، می‌تواند به افزایش بازدارندگی و ثبات منطقه کمک کند. اما اگر در آینده به یک بلوک بسته و تقابلی تبدیل شود، موازنه‌های امنیتی غرب آسیا وارد مرحله‌ای تازه و پیچیده‌تر خواهد شد؛ اکبری دیپلماسی شرقی https://eitaa.com/shamsa23602

  • 🔴صارمی ویادبودخبرنگار وقتی برای تکمیل کتاب جنبش های اسلامی دراسیای مرکزی به افغانستان رفتم؛ نخست؛ تلاش کردم که زمینی وازمرزتایبادبه اسلام قلعه بروم؛(۱۳۷۷) آنطرف طالب آمده بودوهرات وکابل و..راتصرف کرده بود؛درمرزاجازه ورودبه من وسی دی هارادادامامانع ازعبور کیس ومانیتور کامپیوتر شد؛مامورگمرک ومرزبانی طالبان گفت؛« اینهااجازت ندارد؛درپاسخ به چرایی آن گفت :درکامپیوترشیطان لانه داردواجازه ورودداده نمیشود!!ومابرگشتیم( هنوزدرسی دی؛ شیطان راکشف نکرده بودند) مجبور شدم باهماهنگی های انجام گرفته؛ هوایی به مزارشریف بروم؛ کابل دست طالبان بودومزارشریف وطالقان و..هنوزسقوط نکرده بود؛ ائتلاف ضدطالبان درشمال به رهبری احمدشاه مسعود؛ وحمایتهای ایران ؛ تشکیل شده بود؛اواخرخردادبودرسیدم مزارشریف ورفتم به کنسولگری ج.ا.ا؛ وماندم تاروزبعدکه ازانجابه طالقان( پایتخت اعلامی برهان الدین ربانی وپیش احمدشاه مسعودومرکزیت نهضتهای اسلامی مستقردرشمال افغانستان) بروم؛ آن شب کنار؛ برادرانی از اعضای کنسولگری ج.ا.ا.و.. بودم که دوماه بعدباسقوط مزارشریف؛ تعدادی ازان اعضا وان خبرنگارنازنین؛ صارمی؛ به شهادت رسیدوبه سبب آن واقعه( بارسم میهمان کشی ؛شدروزخبرنگار)؛ این ماجراراچندوقت پیش درجلسه کتابخوانی ادبیات دفاع مقدس ؛ باحضوردبیرمحترم آن ؛جناب رضامحمودی مظفرودوستان دیگر؛بامحوریت کتاب «مردبارانی؛ شهیدناصری»و..که آن واقعه را بیان کرده است ؛بررسی کردیم؛اتفاق تلخی که منجر به نامگذاری روزخبرنگاربواسطه شهادت خبرنگار ایرنا( شهید صارمی)در مزارشریف شد؛ پس ؛امروز ؛روزخبرنگارهست و یادآور میهمان کشی درحادثه مزارشریف افغانستان؛؛ میدانیم خبرنگاری؛ فرصتی گرانبها؛ برای خدمت است؛ تلاشی ارزشمند ازسوی انسانهای فرهیخته ای که برای آگاهی بخشی به جامعه؛ حتی ازجان خودمیگذرند؛ انها؛تجسم امانت؛ مسئولیت؛ تعهد؛ودل سوزی وخطرپذیری اند؛ پس مااین روزرابه خبرنگاران؛ تبریک میگوییم؛به انهایی که؛ باشناخت عمیقتر جامعه وهویت تاریخی ما؛؛ برای عمران وابادانی؛این آب وخاک ومردم عزیزترازجان؛گام برمیدارند؛ دیپلماسی شرقی دکتربرات شمسا

  • 🔴مزاج رسانه 🔴برای روزنامه نگارانی که تولیدگرمحتوی اند 🔴کلمه همان اندیشه است 🔴نظریه رسانه هاهم مزاج دارند برخی از انها سردمزاج است وبرخی نیز گرم مزاج؛ ازهردوویادرغالب مزاج های دیگرهم داریم اما نظریه فعلی انست که درکلیات انهارابه دوبخش گرم مزاج ورسانه های سردمزاج تقسیم نماییم؛؛ اماهریک ازاین دست رسانه ها مختصاتی دارند که درکلیات ذکر میکنم تابعددرباره ان مطول سخن بگویم؛؛ ان دسته از رسانه هایی که چون  مخاطب رانمیبینند وبااومستقیم ورودررو؛مواجهه ای ندارند وازانسو هم ؛ مخاطب هم انهارانمیبیندورودررو مواجهه ای ندارد؛ بایدگفت که به لحاظ مزاجی سرد است؛واثرگذاری ان به همین نسبت کمتراست؛که هرچه مزاج سردراباکلمات نوشتجات آتشین وبجاو..بکاربرندبه مزاج گرم نزدیکترمیشوند؛اما دربرابررسانه سرد؛ رسانه هایی که گرم مزاجند؛ رسانه هایی هستند که هم رسانه وهم مخاطب ؛همدیگررامیبینند؛ ورودرروی همند؛؛ چهره ها وحالت ها وهمنشینی ها وشنیدن ها وتوجهات وسکوت ها ودگرگونی روحی ونوع نشستن ها ی مخاطب ؛ و...قابل مشاهده هست وازانسو؛؛رسانه؛ هم؛ (خطیب)درحالات گوناگونی قرارمی گیرد وبنابراین؛ پیام؛ اتشین وگرم وهمراه بااحساس؛ و...منتقل میشود؛ وهردوطرف شاهدانتقال پیام  اند وان رالمس ودرک واحساس میکنند؛ پس برای سردمزاج های عالم رسانه ؛؛غیراز روزنامه ها وکتاب و..بایدازشبکه های اجتماعی هم نام برد که ؛؛شبکه های اجتماعی از سردمزاج ترین رسانه های روزگارمایند؛ وازانسو؛؛ منبرها درمساجدوسخنران درتالارهاو ..چون رودرروی همند و مستقیم سخن خطیب برروح مخاطب اثرگذاراست؛ بخشی ازرسانه های گرم مزاج اند؛؛ والبته هردو مزاج رسانه ای؛؛ گرم وسرد؛ قابل تقسیم و درجه ورتبه بندی اند هرچند تکنولوژی ارتباطات ؛ ازاشیا؛سرد؛گرمترین رسانه راهم زاینده است ؛ که آیا ابزارسنتی به سردی می گرودوابزارجدیدرسانه ای ؛ آتشین میشود؟!که درفصلی دیگردرباره ان مینویسم؛؛؛  والبته رسانه ای که درقران اسم برده شده است که باالحکمه باشد که یعنی حکمت دارباشد؛ واگرجدلی هست منجر به باالجدل احسن شود والموعظه؛که اثرگذاربرصراط مستقیم باشد؛که همه انها؛ازجمله سه خصیصه برای هر رسانه اند..... دیپلماسی شرقی دکتربرات شمسا

  • 🔴بیاد صارمی خبرنگار شهید 🔴قلم همان اسلحه است بازجوی ساواک از شریعتی پرسیده بود: هنگام بازداشت اسلحه داشتی؟ شریعتی پاسخ داده بود؛: بله یک عددخودکاربیک روز خبرنگار هم مبارک که؛ همگی به نوعی با قلم سروکار دارند که حکم اسلحه را دارد دیپلماسی شرقی دکتربرات شمسا https://t.me/dipshrghi

  • 🔴‍جزیرۀ هرموز صاحب هفت اقلیم مرقوم نموده که اردشیر بابکان بر ساحل دریای عمان شهری ساخته هرموز نام کرد... پوشیده نماند که چنانچه سمت گزارش یافت، فرنگیه در هرموز و بندر جرون تسلّط و استقلال تمام به هم رسانیده مزاحم مسلمین و متردّدین می‌گشتند و چون به محض ارادۀ قادر مُلک‌بخش، تخت سلطنت ایران به وجودِ باوجود خاقان گیتی‌ستان، شاه عباس ماضی، آرایش یافت، والیان اطراف و متغلّبان اکناف پای در دامن ادب پیچیده سر بر خط فرمان نهادند سوای فرنگیۀ پرتگالیه که در اطراف بحرین و هرموز و سواحل دریای عمان لوای طغیان افراخته بودند و قلعۀ دربند بکر ساخته استحکام می‌دادند. جرئت کفرۀ فرنگ بر خاطر انور پادشاه برّ و بحر گران آمده به امام‌قلی‌خان بیگلربیگی فارس حکم شد که ساحت آن ولایت را از لوث وجود آنها پاک سازد و خان عالی‌جاه با جنود فارس متوجّه گشتند در بندر عباسی لوای ابهّت افراخت و افواج قاهره از دریا با کشتیها عبور نموده داخل جزیرۀ هرموز شدند و با وجود استحکام قلعه و حصار که عرض دیوارها زیاده از سی ذرع است که به سنگ و آهک ساخته‌اند در اندک روزی مسخّر ساختند و محمودشاه، والی هرموز، و اتباع به دست درآوردند و هر کس از رعایا که در قلعه‌داری با کفره موافقت کرده بود به جزا و سزای خود رسید و این فتح مبین که کارنامۀ سلاطین جهان تواند بود در سنۀ احدی و ثلثین و الف روی نمود. [مختصر مفید: جغرافیای ایران‌زمین در عصر صفوی، محمد مفید مستوفی بافقی، به کوشش ایرج افشار، با همکاری محمدرضا ابوئی مهریزی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم، ۱۴۰۴، ص ۳۶۹-۳۷۱] بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی تاریخ و فرهنگ شمال خراسان https://t.me/hiscul1403

  • без подписи

  • سانسور و تحریف در دفاع از کنوانسیون خزر اظهاراتِ عجیب و غریب آقای غریب‌آبادی در درخواست از رسانه‌ها برای «بحث نکردن» و «پوشش ندادنِ نقدها»، عملاً نشان‌دهنده‌ی آن است که طرفدارانِ کنوانسیون، توانِ مواجهه‌ی منطقی با نقدهای حقوقی و کارشناسی را ندارند. رفتاری که خود، بزرگترین سندِ ناتوانیِ حقوقی و کارشناسیِ مدافعانِ این سند است. وقتی یک مقامِ ارشدِ وزارت خارجه از رسانه‌ها می‌خواهد که «چشم‌ها را ببندند»، یعنی به روشنی پذیرفته است که کنوانسیون در بوته‌ی نقد، تابِ ایستادگی ندارد. فراتر از حواشیِ رسانه‌ای، آنچه این کنوانسیون را به یک تهدیدِ جدی برای ایران تبدیل می‌کند، مضراتِ عینیِ آن برای امنیت ملی و تمامیت ارضی است. کارشناسان هشدار می‌دهند که این سند، با تغییرِ رژیمِ حقوقیِ کاسپین، عملاً زمینه‌سازِ کاهشِ سهمِ ایران از آب‌های سرزمینی و منابع زیربستر می‌شود. علاوه بر این، برخی بندهای آن، مسیر را برای تکمیلِ کریدورِ جعلیِ زنگزور هموار می‌کند؛ پروژه‌ای که با هدفِ حذفِ ایران از کریدورهای شمال-جنوب و انتقالِ کالا و انرژی از مسیرهای جایگزین طراحی شده است. در چنین شرایطی، تصویبِ این کنوانسیون نه‌تنها «دستاوردِ دیپلماتیک» نیست، بلکه یک امتیازِ بزرگِ راهبردی به رقبای منطقه‌ای به شمار می‌رود که امنیتِ دریایی و موقعیتِ ترانزیتیِ ایران را به طور همزمان هدف قرار داده است. نادیده گرفتنِ این نقدهای اساسی و اصرار بر تصویبِ شتاب‌زده، یعنی به خطر انداختنِ منافعِ درازمدتِ کشور در برابرِ منافعِ کوتاه‌مدتِ برخی گروه‌های فشار. اگر توان دفاع از منافع گروهی و خانوادگی خود را در برار منافع ملی و حفظ تمامیت ارضی کشور دارید، فضای نقد آزادانه را فراهم کنید! 🌐 سیاست ملی 🌐 @siasatemeli

  • آشکار شدن اختلاف منافع آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی جنگ علیه ایران ✍️ یادداشت رضا پولادوند برای سایت شورای راهبردی روابط خارجی: 🔹 ایران با بازدارندگی فعال، به واشنگتن تفهیم کرده که منافع ملی آمریکا با اهداف توسعه‌طلبانه تل‌آویو همپوشانی کامل ندارد و این شکاف‌ها را به گسل‌های آشکار تبدیل ساخته است. 🔹 رأی بیش از نیمی از نمایندگان دموکرات به مخالفت با کمک نظامی به رژیم صهیونیستی، نشان‌دهنده افزایش هزینه‌های داخلی جنگ‌طلبی برای کاخ سفید و پایان اجماع دوحزبی در حمایت از تل‌آویو است. 🔹 فروپاشی منطق امنیتی توافقات ابراهیم، کشورهای خلیج‌فارس را به این درک رسانده که عادی‌سازی با رژیم اسرائیل بدون درنظرگرفتن نقش ایران، به بی‌ثباتی بیشتر منجر خواهد شد. 🔴 آیا بازدارندگی ایران می‌تواند به بازنگری بنیادین در رابطه ویژه آمریکا و رژیم اسرائیل و شکل‌گیری نظم امنیتی جدیدی در غرب آسیا منجر شود؟ 🔗 یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید: https://scfr.ir/fa/?p=421737

  • 🕊️ جنگ علیه ایران، نابودگر منطق راهبردی توافقات ابراهیم ✍️ یادداشت عبدالرحیم شلبی برای سایت «Responsible Statecraft»: 🔹 توافقات ابراهیم با کنارگذاشتن اصل بنیادین ابتکار صلح عربی (گره‌زدن عادی‌سازی به ایجاد دولت فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷)، بر پایه تبادل منافع و تضمین‌های امنیتی در برابر ایران استوار شد؛ اما حملات ۷ اکتبر نشان داد که هر نظام منطقه‌ای که مسئله فلسطین را نادیده بگیرد، شکننده خواهد بود. 🔹 جنگ ۲۰۲۶ علیه ایران، مهم‌ترین توجیه راهبردی این توافقات یعنی باور به توانایی چتر امنیتی آمریکا در تأمین امنیت متحدانش را در هم شکست و آشکار ساخت که ایران به قدرتی پیشرو در منطقه تبدیل شده که نمی‌توان آن را از هر چارچوب امنیتی خلیج‌فارس حذف کرد. 🔹 فروپاشی منطق راهبردی توافقات ابراهیم، ضرورت ایجاد چارچوبی جدید مبتنی بر به رسمیت‌شناختن حقوق هر دو طرف (فلسطینی و اسرائیلی) را آشکار ساخته است؛ چارچوبی که در آن، تشکیل دولت فلسطینی نه یک هدیه، بلکه ستونی غیرقابل انکار برای هر صلح پایداری محسوب می‌شود. 🔴 آیا جنگ علیه ایران و آشکارشدن ناتوانی چتر امنیتی آمریکا، به معنای پایان قطعی توافقات ابراهیم و بازگشت به اولویت‌بندی مجدد مسئله فلسطین در معادلات منطقه‌ای خواهد بود، یا بازیگران منطقه‌ای به دنبال چارچوب‌های جایگزین با هدف‌گذاری متفاوت خواهند رفت؟ 🔗 یادداشت کامل را در لینک زیر بخوانید: https://scfr.ir/fa/?p=421723

  • ⚪️ کتاب «ژئوپلیتیک آسیای مرکزی» به قلم دکتر برات شمسا، عضو پیوسته انجمن ژئوپلیتیک ایران، تألیف شده و با تلاش انتشارات زبان علم و حمایت مؤسسه دانشوران خراسان، در سال ۱۴۰۴ و در ۷۴۱ صفحه به چاپ رسیده است. کتاب «ژئوپلیتیک آسیای مرکزی» تحلیلی جامع و چندلایه از نقش و جایگاه این منطقه راهبردی در نظام بین‌الملل ارائه می‌دهد. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آسیای مرکزی به‌عنوان «خلأ قدرت» و در عین حال «میدان رقابت» قدرت‌های بزرگ و منطقه‌ای مطرح شده است. این اثر با بهره‌گیری از رویکردی میان‌رشته‌ای، ابعاد مختلف ژئوپلیتیک، از جمله منابع انرژی، مناقشات مرزی، هویت‌های قومی ـ مذهبی و نقش بازیگران فرامنطقه‌ای را مورد واکاوی قرار داده است. در واقع، کتاب در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه موقعیت ژئوپلیتیکی آسیای مرکزی، معادلات امنیتی و اقتصادی قدرت‌های همسایه و جهانی را دستخوش تغییر می‌کند. از سوی دیگر، آیا تاکنون اندیشیده‌اید که چرا منطقه‌ای محصور در خشکی و در قلب اوراسیا تا این اندازه برای جهان اهمیت دارد؟ کتاب «ژئوپلیتیک آسیای مرکزی» شما را به سفری در دل این منطقه اسرارآمیز می‌برد؛ جایی که خط لوله‌های انرژی، جاده‌های ابریشم نوین و رقابت قدرت‌های بزرگ در هم تنیده شده‌اند. این کتاب نه‌تنها برای دانشجویان جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، تاریخ و دیگر رشته‌های مرتبط، بلکه برای هر کسی که می‌خواهد دریابد چرا تحولات این منطقه برای آینده ایران و جهان اهمیت دارد، اثری خواندنی، ارزشمند و روشنگر است. یکی از مهم‌ترین وجوه کتاب «ژئوپلیتیک آسیای مرکزی»، بررسی بحران‌های ژئوپلیتیکی و ریشه‌های شکل‌گیری آن‌ها در این منطقه است. نویسنده با آسیب‌شناسی عوامل ایجادکننده مناقشات، از جمله اختلافات مرزی، بحران منابع آب و ظهور جریان‌های افراطی، تصویری روشن از چالش‌های پیش‌روی کشورهای آسیای مرکزی ارائه می‌دهد. از سوی دیگر، کتاب به نقش‌آفرینی بازیگرانی همچون روسیه، چین، آمریکا و ترکیه در این منطقه پرداخته و راهبردهای آنان برای گسترش نفوذ در آسیای مرکزی را تشریح می‌کند. این اثر با اتکا بر داده‌های به‌روز، به‌ویژه در حوزه انرژی و ترانزیت، مرجعی مناسب برای پژوهشگران و تحلیلگران مسائل بین‌الملل به شمار می‌آید. بخشی از مقدمه این کتاب که به قلم استاد ارجمند، دکتر محمدرضا حافظ‌نیا، نگاشته شده، چنین است: «کتاب حاضر با ارائه تحلیلی عمیق و ژئوپلیتیکی، سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای مرکزی را مورد بررسی و تجزیه‌وتحلیل قرار داده و نشان داده است که هرچند نسبت به برخی از عوامل ژئوپلیتیکی توجه شده، لیکن نسبت به برخی دیگر بی‌توجهی صورت گرفته و حتی برخلاف ماهیت و کارکرد تعدادی از آن‌ها عمل شده است. همچنین، تأثیر رویکردهای منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بر سیاست خارجی ایران در آسیای مرکزی مورد توجه قرار گرفته و در نهایت، نویسنده با رویکردی ژئوپلیتیکی، راهبرد پیشنهادی خود را برای سیاست خارجی ایران در منطقه آسیای مرکزی ارائه کرده است. کتاب حاضر، علاوه بر آنکه ادبیات موجود در زمینه منطقه آسیای مرکزی و روابط خارجی میان ایران و این منطقه را غنای بیشتری بخشیده، توانسته است راهکارهای جالب و بدیعی برای بهینه‌سازی روابط ایران با دولت‌های حوزه آسیای مرکزی پیشنهاد دهد؛ راهکارهایی که توجه به آن‌ها و به‌کار بستنشان می‌تواند در ساماندهی مناسب‌تر روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران با کشورهای این منطقه مؤثر باشد.» ✅ پایگاه خبری بجنورد زیبا 🆔 @bojnordziba | bojnourdziba.ir

  • без подписи

  • 🔴چرا ترامپ حمله به زیرساخت هارا... ادامه (۲) از این منظر، تعویق حمله را می‌توان نه صرفاً فرصتی برای دیپلماسی، بلکه نشانه‌ای از آن دانست که در اقتصاد جهانی امروز، هزینه‌های ژئواکونومیک تشدید درگیری به بخشی از محاسبات راهبردی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده‌اند. البته این بدان معنا نیست که ملاحظات اقتصادی به‌تنهایی علت این تصمیم بوده‌اند؛ بلکه نشان می‌دهد هر تصمیم درباره حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران دیگر صرفاً در میدان نبرد تعیین نمی‌شود، بلکه باید هم‌زمان در بازار انرژی، بازار ارز، بازار اوراق، بازار سرمایه و پیامدهای آن برای اقتصاد آمریکا ارزیابی شود. هرچه احتمال تبدیل بحران موجود به یک بحران ساختاری بیشتر باشد، وزن این ملاحظات نیز در فرآیند تصمیم‌گیری افزایش خواهد یافت. در چنین چارچوبی، شاید پرسش اصلی دیگر این نباشد که کدام طرف از نظر نظامی دست برتر را دارد، بلکه این باشد که کدام طرف توان بیشتری برای تغییر محاسبات هزینه–فایده طرف مقابل از طریق ابزارهای ژئواکونومیک دارد .البته این بدان معنا نیست که آمریکا الزاماً از حمله به زیرساخت‌های ایران صرف‌نظر خواهد کرد. حتی اگر چنین حمله‌ای در روزهای آینده انجام شود، اصل استدلال همچنان پابرجاست؛ زیرا ادعای این یادداشت نشان دادن این واقعیت است که ژئواکونومی هزینه استفاده از قدرت نظامی را افزایش داده و آزادی عمل راهبردی تصمیم‌گیران را محدود کرده است. این شاید مهم‌ترین درس ژئواکونومیک بحران هرمز باشد. در اقتصاد جهانیِ به‌شدت درهم‌تنیده امروز، پیروزی راهبردی لزوماً به معنای برتری در میدان نبرد نیست، بلکه به توانایی تغییر محاسبات اقتصادی و راهبردی طرف مقابل بستگی دارد. اگر این فرض درست باشد، هرمز صرفاً یک گلوگاه انرژی نیست، بلکه به آزمایشگاهی برای سنجش نسبت میان قدرت نظامی و قدرت ژئواکونومیک در نظم بین‌الملل تبدیل شده است؛ جایی که نتیجه نهایی بیش از آنکه در میدان نبرد تعیین شود، در واکنش بازارهای انرژی، ارز، اوراق و سرمایه جهانی شکل می‌گیرد. رئیسی نژاد دیپلماسی شرقی https://t.me/dipshrghi

  • 🔴چرا ترامپ حمله به زیرساخت‌های ایران را موقتا به تعویق انداخت؟ (۱) تحلیلی از منظر اقتصاد بین‌الملل اعلام اخیر دونالد ترامپ مبنی بر تعویق حمله به زیرساخت‌های ایران برای فراهم شدن فرصت یک توافق را می‌توان از منظر اقتصاد بین‌الملل نیز تحلیل کرد. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شده است که جنگ هرمز از ماه مارس آغاز شده، امنیت انرژی و تجارت دریایی هنوز به وضعیت عادی بازنگشته و اقتصاد جهانی طی چند ماه گذشته بخشی از آثار این بحران را تجربه کرده است. از این رو، مسئله اصلی نه آغاز یک شوک جدید، بلکه خطر ورود بحران به مرحله‌ای عمیق‌تر و ساختاری‌تر است. هرچند دولت آمریکا به‌طور رسمی دلایل اقتصادی این تصمیم را اعلام نکرده است، اما دو ریسک ژئواکونومیک مهم وجود دارد که می‌توانند در محاسبات سیاست‌گذاران آمریکایی نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. نخستین ملاحظه، محاسبه پیامدهای اقتصادی واکنش ایران به حمله گسترده علیه زیرساخت‌های انرژی این کشور است. تصمیم‌گیران آمریکایی به‌خوبی آگاه‌اند که چنین حمله‌ای به احتمال زیاد با پاسخ متقابل ایران همراه خواهد بود و یکی از محتمل‌ترین مسیرهای این پاسخ، افزایش ریسک علیه زیرساخت‌های انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس است. تفاوت شرایط کنونی با ابتدای جنگ در آن است که بازارهای جهانی هم‌اکنون نیز بخشی از ریسک انرژی را در قیمت‌ها منعکس کرده‌اند. بنابراین، حمله به زیرساخت‌های ایران صرفاً یک شوک جدید ایجاد نمی‌کند، بلکه این نگرانی را به وجود می‌آورد که بحران وارد مرحله‌ای شود که کاهش ظرفیت عرضه انرژی دیگر موقتی نباشد. حتی اگر این سناریو هرگز به‌طور کامل محقق نشود، صرف معتبر بودن آن برای تغییر انتظارات بازار کافی است. در چنین شرایطی، بازار تنها کاهش واقعی عرضه را قیمت‌گذاری نمی‌کند، بلکه احتمال طولانی‌تر شدن بحران و کمبود پایدارتر انرژی را نیز وارد محاسبات خود می‌کند. نتیجه این فرایند، افزایش پرمیوم ریسک نفت، رشد قیمت انرژی، انتقال شوک به هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل، تشدید تورم و سخت‌تر شدن شرایط مالی در اقتصادهای بزرگ خواهد بود. به همین دلیل، هزینه بالقوه حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران بسیار فراتر از هزینه‌های مستقیم نظامی است و می‌تواند بحران موجود را به یک بحران ساختاری در اقتصاد جهانی تبدیل کند. دومین مسیر انتقال این شوک از اقتصاد ژاپن عبور می‌کند. ژاپن به دلیل وابستگی شدید به واردات انرژی، از آغاز جنگ هرمز تاکنون یکی از آسیب‌پذیرترین اقتصادهای جهان در برابر این بحران بوده است. افزایش قیمت انرژی طی ماه‌های گذشته تورم وارداتی را بالا برده و هم‌زمان فشار بر ارزش ین را تشدید کرده است. از آنجا که نفت با دلار قیمت‌گذاری می‌شود، هرگونه تضعیف بیشتر ین، هزینه واردات انرژی را دوباره افزایش داده و یک چرخه بازخوردی میان نرخ ارز، تورم و بازار اوراق قرضه ایجاد می‌کند. نتیجه این چرخه، افزایش انتظارات نسبت به بازده اوراق قرضه دولت ژاپن و احتمال تداوم سیاست پولی انقباضی بانک مرکزی این کشور است. بر پایه این نگرش، افزایش بازده اوراق ژاپن تنها یک مسئله داخلی نیست. در چنین شرایطی، بانک‌ها، صندوق‌های بازنشستگی و شرکت‌های بیمه ژاپنی ممکن است بخشی از دارایی‌های خود را به بازار داخلی بازگردانند یا دست‌کم تقاضای جدید برای اوراق خزانه آمریکا را کاهش دهند. این تغییر در جریان سرمایه می‌تواند بازده اوراق خزانه آمریکا را افزایش داده و هزینه تأمین مالی دولت، شرکت‌ها و خانوارهای آمریکایی را بالا ببرد. از همین منظر، مداخله اخیر آمریکا و ژاپن برای حمایت از ارزش ین را نیز می‌توان تلاشی برای جلوگیری از شکل‌گیری این زنجیره دانست. تقویت ین می‌تواند بخشی از فشار تورم وارداتی و بی‌ثباتی مالی ژاپن را در کوتاه‌مدت کاهش دهد، اما تا زمانی که شوک انرژی و اختلاف نرخ‌های بهره پابرجا باشند، چنین مداخلاتی بیشتر نقش خرید زمان را ایفا می‌کنند تا حل عوامل بنیادی بحران. در واقع، این دو کانال را نباید دو ریسک مستقل دانست. بحران بازار اوراق ژاپن خود محصول همان شوک انرژی است و همان شوک را از بازار کالا به بازارهای مالی جهانی منتقل می‌کند. اگر کانال نخست اثر جنگ را از طریق بازار انرژی به اقتصاد آمریکا منتقل کند، کانال دوم همان اثر را از مسیر بازار اوراق، نرخ‌های بهره و جریان سرمایه تشدید خواهد کرد. هم‌زمان شدن این دو مسیر می‌تواند اقتصاد آمریکا را با یک فشار دوگانه روبه‌رو سازد؛ از یک سو، افزایش قیمت انرژی و فشارهای تورمی و از سوی دیگر، سخت‌تر شدن شرایط مالی بر اثر افزایش بازده اوراق خزانه. این همان ترکیبی است که در ادبیات اقتصاد کلان از آن به‌عنوان یکی از مهم‌ترین سازوکارهای شکل‌گیری رکود تورمی یاد می‌شود. ادامه دارد دیپلماسی شرقی https://t.me/dipshrghi

  • ⚫با سر همه رفتند،به پا بوسیِ بی سر  ⚫یک بی سر و پا مانده به امیدِ اشاره... اقتباس دیپلماسی شرقی دکتربرات شمسا https://t.me/dipshrghi https://t.me/hiscul1403 https://eitaa.com/shamsa23602

  • 🔴پسرانسان واربعین(۳) 🔴این خداست که مردم رادراربعین جمع می‌کند 🔴امام عصرعج؛ تاج سرمادرزمین امام زمان ما؛ همان پسرانسان در مسیحیت است  پس متونی که در کتاب مقدس وارد شده و جملاتی که تحسین می‌کند یک حرکت مردمی را که هر سال فقط به سوی قبر یک نفر می‌روند،دانستیم که درباره چه کسانی سخن می‌گوید؟ الحسین! این متون به ما خبر می‌دهد که این کاروان بشری به خودی خود حرکت نکرده است، بلکه این خدا است که این‌ها را جمع می‌کند و شوق زیارت را در این‌ها به حرکت درمی‌آورد و اینان را از اطراف زمین، از شمال و جنوب و شرق و غرب [برای زیارت به حرکت] می‌آورد. این جمعیت ملیونی هر چقدر هم که بزرگتر شود و تعدادشان بیشتر شود، گرسنه و خسته و تشنه نمی‌‌شوند و در مسیری حرکت می‌کنند که پر آب است [کنایه از وجود رودخانه‌های بزرگ] و در آن لغزش نمی‌کنند. زمینی نرم و روان که پای در آن نمی‌لغزد. درست است که اینهادر متن قدیمی امده است، ولی می‌دانیم کلام خدا ابدی است و بر هر زمانی صادق است. پس کلام حق قدیم وجدیدندارد.. وظهورهم همین مکانیزم رادارددرپس زمینه اربعین؛ تاج سرمادرزمین خواهدامدهموکه ماامام عصرش گذاشته ایم ومسیحی جماعت پسرانسان... انشاالله مجالی نمانده است امیدداریم ... دیپلماسی شرقی دکتربرات شمسا https://t.me/dipshrghi