- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 190
- Всего постов
- 1 586
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
«به ماه چشم دوختم، با این امید که ممکن است تو هم ماه را ببینی...» #عزیز_نسین
روزی اگر خدا قدرتِ تکرارِ لحظهها را به من میداد... در تمامش تو را برای خودم تکرار میکردم...! #نیلی_ق
صدای دوست، آغاز من بود؛ دمیدن و شکفتن بود؛ و من نگاهم را مثل دستهایم به او دادم و گفتم: تو را ای دوست، در جلوههای گوناگون دوست دارم.! #شاهرخ_مسکوب
شعله زد عشق و من از نو نو شدم پر شدم از عشق تو مملو شدم شوق شیدایی مرا از من گرفت من به خود برگشتم از تو #تو شدم ... #ایرج_جنتی_عطایی .
без подписи
نمیدونم، شاید زندگی همینه… همین سلامها، همین خداحافظیها، همین نرسیدنها. ولی من معتقدم بعضی نرسیدنها، لطفِ پنهانِ سرنوشتن… که بعدها با خودت میگی: «خوب شد نشد، خوب شد نرسیدم، خوب شد از دست دادم.» فقط حواست باشه؛ برای رسیدن به جوابِ «چرا نشد؟» نباید دنبالش بگردی… فقط باید رها کنی. رها… و شاید یه روز، جوابش خودش پیدات کنه. مُنا؛ ۲۴ مردادماه
ز هر کَس بیشتر مهر تو دارم وین دلیلم بس که هر کس را فزونتر مِهر، حسرت بیشتر دارد...
از فــاصـــلهها خســـته ، محتـــاج به آغــوشــم ! بـاید تـو بلدباشـی برسیـنه فشـردن را #م_هاشمی_هخا
. گویی امشب در نگاهم ، ماهی از جنسِ دلم پیدا شده تا که درمانی کند با عشقِ خود ، این قلبِ پر دردِ مرا #شهاب_شهابی
مرا مهر تو در دل جاودانی ست... #فریدونمشیری
من هیچوقت احساس ناتوانی نمیکنم مگر وقتی که دلتنگ تــــــــــو میشم... #نزارقبانی
. اگر کسی را دوست داری باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی نه آن جور که گمان می کنی باید باشد! #لئو_تولستوی
شانه هایت ساعتی چند؟ بگو,میخرمش گاه خرج گریه هایم سخت بالا می رود #فریدون_فرخزاد
همه چیزمان شرطی شده زنگ بزنی، زنگ میزند! پیغام بدهی، پیغام میدهد! دلت تنگ شود، دلش تنگ میشود! فقط این دوست داشتنِ لعنتی ست که شاملِ هیچ بند و تبصره ای نمیشود! که اگر بفهمد دوستش داری، بار و بندیلش را جمع میکند و میرود!
همیشه تو در جایی از من خواهی بود شاید در یادم، شاید در قلبم و شاید در هر قدمی که بردارم... #فروغ_فرخزاد
قلبمٖ به حدیثی که شنیدی مشکن عهدم به خطایی که ندیدی مشکن تیغی که بدو فتح نمودی مفروش جامی که بدو باده کشیدی مشکن ملک الشعرا بهار
без подписи
تو رودسر گوشه خیابون یه وانت بار دیدم که پشت ماشین رو کرده بود ساندویچی سیار و کلی مشتری داشت. حالا اسمش چی بود؟ پسرک وانتی
یک قصه بیش نیست غمِ عشق وین عجب ، کز هر زبان که میشنوم نا مکرر است ... #حافظ
غریبم قصهام چون غُصهام بسیار بسیار بسیار... #مهدی_اخوان_ثالث