درمانگاه رابطه
Статистикаدکتر رباب حامدی (روانشناس و رواندرمانگر) دستهای یکدیگر را با مهربانی بگیریم و به سمت آگاهی گام برداریم. شماره برای وقت مشاوره آنلاین: ۰۹۰۳۶۱۰۱۰۴۳ تماس یا پیام واتساپ برای طرح سوال در لینک زیر وارد شوید و سوالتان را بنویسید: @Robab_Hamedi
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 260
- 1/48двое суток
- 297
- 1/72трое суток
- 321
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
برای داشتن یک رابطه خوب، نیازی نیست دائم عاقلانه رفتار کنیم( چیزی که امکانپذیر نیست). کافی است همه دانش و مهارتی که داریم را به کار بگیریم تا نقش خود را در مشکلات موجود پیدا و آن را تکرار نکنیم. مهمتر این که هر چند وقت یک بار بتوانیم به جای بهانهتراشی و دفاع از خود، با روی گشوده اقرار کنیم که گاهی رفتار اشتباهی داشتهایم و برای رنجاندن دیگری از او عذرخواهی کنیم. @dr_robab_hamedi
کتابهایی را برای من بفرست که پایانی خوش داشته باشند؛ هواپیمایی به سلامت فرود میآید جراح، لبخندزنان اتاق عمل را ترک میکند پسر کور، بیناییاش را باز مییابد عشاق، سرانجام یکدیگر را یافتند عروسیای در پیش است تشنگان به آب میرسند و به نان و آزادی. ناظم حکمت @dr_robab_hamedi
@dr_robab_hamedi
👧 پرسش سلام خانم دکتر عزیز امیدوارم هرجا هستید سلامت باشید خانم هستم مشکل بنده نداشتن اراده هست. متاسفانه مدت زیادیه درگیر یادگیری زبان هستم هم با استاد هم خودخوان و با برنامه و روشی که اساتید دیگه میگن. متاسفانه بعد از دو روز یا نهایتا سه روز کلا رها میکنم چون سطحی که میخوام برسم برام سخت و زمانبر هست و فکر میکنم از پسش برنمیام... اما هرطور شده باید بتونم خسته شدم از خودم ازینکه عرضه این کارو در خودم نمیبینم. به قسمتای سخت میرسم سریع رها میکنم مثلا به چندتا لغت جدید و سخت یا به لیسنینگ که برام سخت تره و حس میکنم انگار اصلا یاد نمیگیرم، نمیتونم، این کار من نیست، من در این حد نیستم، هوش من نمیکشه و استعداد ندارم، کارم بیهودست و... چیکارکنم خانم دکتر واقعا خسته شدم و اینکه ایا درسته خودم رو مجبور کنم که ادامه بدم و قطع نکنم؟ ممنون از وقتی که گذاشتید ✏ پاسخ سلام. وقت به خیر. با این که نوشتهاید " هوش من نمیکشه و استعداد ندارم!" ولی به نظر میآید توقع زیادی از خود دارید و انتظار دارید لغات سخت یا بخشهای چالشی را زود یاد بگیرید. انتظار دارید وقتی قطارتان راه افکاد خسته نشود، ناامید نشود و پرانرژی ادامه دهد. در حالی که شما انسان هستید و نه یک ربات. همیشه اوایل شروع یادگیری سخت است و ذهن زیر بار نمیرود و هر چه بخواهید بار سنگینی روی او سوار کنید، بیشتر شانه خالی میکند. ببینید برای خود معلمی مهربان و دانا هستید یا بداخلاق و سختگیر؟ فکر میکنید کدامیک میتواند شاگرد را پای درسش بنشاند؟ پیشنهاد میکنم از بخشهایی که علاقه بیشتری دارید و زودتر یاد میگیرید شروع کنید. زمانی که در هر روز صرف خواندن زبان میکنید را تدریجی ادامه دهید. با خودتان مهربان باشید و از سرزنشگری بپرهیزید. برنامهای منعطف بچینید. عوامل حواسپرتی مثل موبایل را موقع درس خواندن از خود دور کنید و در نهایت کتاب زیر را بخوانید: درمان کمالگرایی با ACT, انتشارات سایه سخن @dr_robab_hamedi
без подписи
👩🦰 پرسش عرض سلام وارادت خدمت خانوم دکتر عزیز ودوست داشتنی خانوم دکتر پدر همسرم به شدت ادم بیفکری هست جوری که با سهل انگاری در امور زندگی خودشون باعث چالش واعصاب خوردی تو زندگی من وهمسرم میشن وبه طبع این تنش ها رو بچه ها هم اثر داره مخصوصا دختر بزرگم واقعا موندم با همچین پدیده ای چیکار کنم …مشکل اینجاس که شغل پدر شوهرم جوری هست که خودشون کاری انجام نمیدن وشرکت مسافر بری رو هم دادن به همسر من تا براشون اداره کنه واز این باب تماسهای تلفنی وارتباط مالی بینشون بیشتره ومن گاهی متوجه میشم که چقد همسرم از دست بیفکریای پدرش اعصابش بهم میریزه وناخوداگاه این اعصاب خوردی وارد زندگی ما هم میشه اینقد این موضوع برام بغرنج شده که گاهی با همسرم با حالت تهاجمی رفتار میکنم ومیگم از پدرت که باعث بانی اعصاب خوردی تو زندگی ما هست متنفرم همسرم قبول داره رفتارای نسنجیده پدرش رو ولی وقتی من میگم شرکت رو بده به خودشون تا اداره کنن مقاومت میکنه تو رو خدا یک راه حل بدین .. خیلی ستم هست که خودمون با هم مشکل نداشته باشیم وتمام دعواهای ما به خاطر بیفکریای پدر ش باشه. ✏پاسخ سلام. وقت به خیر. شما گفتهاید همسرتان به دلیل رفتارهای نامناسب پدرشان عصبانی میشوند. بعد شما هم به دلیل این مشکلات بین پدر و پسر، با همسرتان رفتار تهاجمی دارید. همسرتان هم از پدرش دفاع نمیکند و رفتار اشتباه او را قبول دارد. یک بار دیگر این پاراگرافی که نوشتهام را بخوانید و ببینید مشکل کجاست!!! در واقع مشکل اصلی واکنش شما نسبت به رابطه بین پدر و پسر و کنترلگری در مورد شغل همسرتان است و نه رفتارهای پدر همسرتان!! کافی است مسئله کاری همسرتان را به خود او بسپارید، میتوانید از او انتظار داشته باشید که در مورد مشکلات کاری با شما صحبت نکند. خودتان هم در این مورد از او پرسوجو نکنید و اطلاعاتی نگیرید که باعث آزارتان شود. خود را از این معرکه بیرون بیاورید و برای موضوعی که در حوزه کار و اختیار شما نیست انرژی روانی خود را هدر ندهید. به جای آن برای وقت خودتان برنامهریزی کنید و فعالیتهایی را شروع کنید که هم ذهن شما را درگیر کند و هم جسمتان را. @dr_robab_hamedi
без подписи
👩 پرسش سلام خانم دکتر، خوب و سلامت باشید پسرسیوهفت سالهای دارم که در شرف ازدواج با دختری بود، که به علت دیدن پیامهای خیانت توی گوشی همسرش عروسی بهم خورد. از این ماجرا حدود سه ماه میگذرد آن ها حدود یکسال به عقد هودر آمده بودند.ولی پسرم هنوز نتوانسته دختر رو فراموش کند. آنها همیشه با هم، اختلاف در موضوعات مختلفی داشتند. با اینکه پسرم، از نظر مالی و کاری زیاد موفق نبود ولی تلاش خودش را برای موفقیت مالی انجام میداد. از طرف خانواده دختر، بارها رفتار بی احترامی را من و پدرش شاهد بودیم. طوری که نظر ما برای موضوعات مختلف پشیزی ارزش نداشت. و اکر صحبتی هم در این باره با پسرم می شد، ما مقصر بودیم. دختر درحین حال که ابراز عشق و دوستی میکرد به شدت کنترلگر بود و حسادت داشت که پسرم، با خانوادهاش یا دوستانش ارتباط نزدیکی داشته باشد. البته این جزئیات کوچکی از نشانههای اختلاف بود. از نظر شکل و قیافه ظاهری و اقتصاد خانواده تفاوتها مشخصتر، خودش را نشان میداد. سوالی از خدمتتون داشتم، من به عنوان مادر چه کمکی میتوانم برای پسرم کنم؟ برای ازدواج مجدد من میتونم پیشنهادی بدهم و قدم پیش بگذارم، یا اینکه پسرم، خودش باید در این باره تصمیم بگیرد؟ اگر جواب شما منفی باشه، آیا به نظرتون موقعیت از دست نمیرود؟ دختری در فامیل هست، ایشون هم چند سال پیش، ازدواج ناموفقی داشت. ✏ پاسخ سلام و وقت به خیر. با احترام به نظر شما مادر عزیز، انتظار میرود پسری ۳۷ ساله آنقدر به بلوغ روانی رسیده باشد که مستقل از خانواده تصمیم بگیرد و مسیر زندگیش را انتخاب کند. اگر فرزندتان به چنین بلوغی رسیده، اجازه دهید خودش برای زمان ازدواج مجدد و انتخاب همسر تصمیم بگیرد. لطفا جلوتر از او حرکت نکنید، چون هر چقدر هم قصدتان دلسوزانه و پیشنهادتان بهجا باشد، نوعی کنترلگری محسوب میشود و ممکن است پسرتان آن را پس بزند. در صورتی که پسرتان هنوز قدرت تصمیمگیری ندارد و محتاج شماست، پس برای ازدواج کردن نیازمند گذر زمان است. از سوی دیگر شاید برای کنار آمدن با جدایی زمان میخواهد. بدیهی است سه ماه کافی نیست تا او بتواند با ماجرای جدایی کنار بیاید. بنابراین در هر صورت دست نگه دارید و فرمان زندگی را دست خودش بدهید. حداکثر میتوانید به او بگویید هر وقت نیازمند کمک بود از شما درخواست کند. پیشنهاد میکنم فایل صوتی بالا در مورد تاثیر نشخوار ذهنی والدین بر رابطه با فرزندان را گوش کنید. @dr_robab_hamedi
без подписи
👧 پرسش من تقریبا از لحاظ شخصیتی کاملا سعی کردم مستقل باشم یعنی بسیار تلاش کردم روی خودم کار کنم بدون تعصب و قضاوت تا حدودی هم خوب پیش رفتم مشکلی که برام پیش اومده برا خودم قابل درک نیست چرا که واقعا من در ایجاد این مشکل نقش نداشتم حدود 15,سال پیش جدا شدم چون همسرم اعتیاد داشتند بعد از جدایی درسم رو ادامه دادم از لحاظ شغلی و اجتماعی کاملا رشد کردم همیشه در هر مقطعی خواستگار داشتم که بیشترشون از من کوچک تر بودن و من اون زمان این قضیه برام قابل پذیرش نبود . تا حدود دو سال پیش یه شاگرد داشتم که قضیه خواستگاری رو از من مطرح کردن و من با احترام و دلیل مثل بقیه ی خواستگار ها ایشون رو هم رد کردم در حدود این دو سال بارها از طریق دوستان یا آشناها ابشون پی گیر این خواستگاری بودن مشکل از اونجایی شروع شد که من به ایشون گفتم این درخواست رو رسمی از طریق خانواده اعلام کنید از اون روز به بعد این آقا هر روز یک بهانه برای صحبت کردن با من پیدا می کنند و بدون نتیجه این صحبت ها تمام می شن واقعا در شأن من نیست چرا باید من با این. همه مقاومت در برابر خیلی بهتر از ایشان حالا حاضر شدم با این آقا هم کلام بشم و این آقا حتی توانایی مدیریت درخواست خودشون هم ندارن این احساس که ایشون حالا نقش تعیین کننده رو پیدا کردن حالم رو بد می کن ه خواهش می کنم کمکم کنید چطور از دست این آدم راحت بشم بارها بلاک شدن با یه شماره جدید. تماس می گیرن چرا توپ افتاده داخل زمین ایشون و حالا با وجود اصرار فراوان ولی هیچ کاری انجام نمی دن وقتی من می پرسم می گن باید خانواده رو آماده کنم من هیچ علاقه آیی به این بنده خدا ندارم فقط برای این که از دستش راحت بشم گفتم درخواست رو رسمی اعلام کنید. ✏ پاسخ سلام. وقت به خیر. شما حق دارید انتخاب کنید که با چه کسی همکلام شوید یا با چه کسی ارتباط داشته باشید. ابتدا مطمئن شوید که چه خواستهای دارید. اگر آنچه میخواهید قطع رابطه با این فرد است. تاکنون برای رسیدن به این خواسته چه کردهاید؟ همان طور که نوشتهاید بارها او را بلاک کردهاید و .... اما اینها موثر نبوده. شاید در کنار این رفتارهایی که برای قطع ارتباط است، به شکل خودآگاه یا ناخودآگاه رفتارهایی داشتهاید که هر چند اندک اما به اندازه نخی رابطه را حفظ و دیگری را امیدوار کرده است. این رفتارهایی که برخلاف خواسته شما یعنی قطع رابطه است را پیدا و آنها را حذف کنید. وقتی قصدتان دوری از اوست، پیشنهاد رسمی کردن درخواست، دقیقا برخلاف این قصد است و او را امیدوار میکند. وقتی به پیام یا تلفن او به هر شکلی( اعتراض کردن یا نه گفتن و ....) پاسخ میدهید باز هم او را امیدوار میکنید. پس ابتدا هدف اصلی خود را بررسی کنید اگر مایل به قطع رابطه هستید هیچ پیام یا کلامی را حتی به اندازه یک نقطه پاسخ ندهید. در صورتی که مایل به درخواست رسمی هستید، به او محترمانه بگویید تا وقتی در خواست جدی و رسمی مطرح نشده از پاسخ به او معذورید. کوتاه و جدی صحبت کنید و بر سر حرف خود بمانید. @dr_robab_hamedi
@dr_robab_hamedi
بعضی آدمها وقتی در رابطه با هم دچار مشکل میشوند از هم فاصله میگیرند، قهر میکنند و رابطه حداقل به طور موقتی قطع میشود. در زمانی که رابطه نیست، داده جدیدی از دیگری به ذهنشان وارد نمیشود، پس توجه و محبتی هم از او نمیبینند. در این حال رابطه نیست اما فکر کردن به آن در ذهن ادامه پیدا میکند و فرد را در رودخانه خود غرق میکند. از آنجایی که حافظه و هیجان در یک شبکه نورونی با هم در ارتباط هستند، چون احساس ما به او خوب نیست، حافظه در غیاب داده جدید، خاطرات منفی از او ( که همسو با احساس ماست) را بالا میآورد ( این همان کسی است که آن موقع......) و حتی به صورت ناخودآگاه داستان میسازد و پیازداغ ماجرا را بیشتر میکند. این فرآیند باعث تشدید احساس منفی ما به دیگری و فاصله گرفتن بیشتر از او میشود و این سیکل معیوب ادامه پیدا میکند. پس یادتان باشد قطع رابطه نه تنها مشکلی را حل نمیکند، بلکه آن را تشدید میکند و هر چه مدت زمان قطع رابطه بیشتر میشود، شروع دوباره آن انرژی و انگیزه بیشتری میخواد و کار سختتر میشود. @dr_robab_hamedi
آدرس پیج اینستاگرام ما https://www.instagram.com/darsiva.academy?igsh=MXE4MGFid3o4c2ZlZA%3D%3D&utm_source=qr
لایو امروز👆👆👆👆
@dr_robab_hamedi
👩🦰 پرسش سلام دکتر جان امیدوارم خوبِ خوب باشید توی یه کانال این متن رو گذاشتن: #برشی_از_کتاب فروید همیشه بر این موضوع اصرار داشت که محتوای ناهشیار "مقاوم" است. اگر شما در سطح هشیار ندانید که چقدر از دست پدرتان خشمگیناید، به هیچ وجه به این معنی نیست که خشمی از او ندارید. این خشم حضورش را به اَشکال مخفیانه نشان میدهد: مانند گوشه و کنایه زدنهای ریز، یا متلک انداختن. 📚چرا آن کار را کردم؟ بنظرم خیلی درست میگه نه تنها برای خشم که برای خیلی موارد دیگه هم از خودم خبر ندارم 😵💫🥴 تا زمانی روزگار میچرخه و توی چرخدنده اون درد پنهان، گیر میکنم🤥 تازه میفهمم پوشالی بودم و اونی ک فکر میکردم نیستم🫣 حالا بیا و خودتنظیمی که خودم رو راضی کنم که جوش نیار یا شل نشو در کل بسته به موقعیت توی چارچوب انسانیت و حتی در مسیر رشد خودت رو نگهدار. این ضمیر ناخودآگاه رو چطور میشه شناخت و عوض کرد؟ با تشکر فراوان ✏ پاسخ سلام. وقت به خیر. درست است برخی انگیزهها، باورها و احساسات در سطح ناهشیار یا نیمههشیار جای دارند. آنها که در سطح نیمههشیار هستند راحتتر در دسترس آگاهی ما قرار میگیرند. میزان خودآگاهی افراد نسبت به محتوای نیمه هشیار متفاوت است و بستگی دارد شدت و غلظت این محتوا یا میزان دیرینه بودن یا دردناک بودن و ... آنها. آگاهی روانشناسی و تامل درونی و مانیتورینگ افکار و احساس و رفتارها و انگیزهای زیرین آنها میتواند بخشی از این نیمههشیار را آشکار کند اما اصولا با کمک درمانگر بهتر میتوانید به این خودآگاهی برسید تا با ذرهبینی که دارد این محتوا را پیدا کند و بتدریج در آینهای که در دست دارد به شما بنمایاند. فارغ از این پاسخ، پیشنهاد میکنم اولا جنبههای کمالگرایی را در خود جستجو کنید و دوما راههای شفقت با خود را تمرین کنید!! @dr_robab_hamedi
без подписи
👨 پرسش سلام خانم دکتر وقت شما بخیر بنده چند مدت قبل با دختر خانمی آشنا شدم و بعد از مدتی صحبت تلفنی و چت، قرار شد همدیگه رو ببینیم. هردو برای روز قرار، بیشتر برنامههامون رو کنسل کردیم که بتونیم زمانی رو به خودمون اختصاص بدیم. ایشون متاسفانه با تاخیر نیم ساعته سر قرار حاضر شدن و وقتی علت رو پرسیدم، ایشون قطعی برق رو مطرح کردن. حقیقتا در لحظات اول که منتظر رسیدنشون بودم یک مقدار دلخور شدم. وقتی هم که رسیدن، در این مورد دو یا سه بار باهاشون صحبت کردم که چرا حداقل یه تماس نگرفتن که دیرتر میرسن یا حتی جواب پیام رو ندادن. ایشون هم بابت اینکه چرا چند بار این موضوع رو مطرح کردم، دلخور شدن و گفتن که به خاطر من برنامههاشون رو کنسل کردن و دیگه بیشتر از این نباید در موردش صحبت شه. در حین صحبت هایی که داشتیم، ایشون به دوستان و نامزدها و دوست پسرهای دوستانشون خیلی اشاره میکردن و اینکه اون ها چه کارهایی رو برای طرف مقابلشون کردن یا نکردن. حس میکنم این نشانه ای هست که احتمال قیاس مداوم و تاثیر روابط اونا بر زندگی آینده ما رو افزایش میده. یک بار هم صحبت از پوشش شد. ایشون گفتن با نحوه پوشش من اوکی هستین؟ و گفتن اگه کوتاهتر از این بپوشن چی؟ منم گفتم با وضعیت فعلی اوکیم اما اگر کوتاه تر باشه، نمی تونم قبول کنم. که ایشون گفتن چرا به من در مورد پوششم اعتماد ندارین؟ من باید آزاد باشم چون میدونم که چه چیزی رو کجا بپوشم. و خیلی حق دخالت در این مورد رو ندارم. سایر صحبتهایی که طی قرارمون انجام شد، اکثرا مثبت بود. با عرض پوزش بابت طولانی شدن پیام، بنده چندتا سوال از محضرتون داشتم. اول اینکه آیا دو نفر وقتی باهم بخواهند که زندگی کنند، حق نظر در مورد محدودیت ها، و بایدها و نبایدهای هم دارند یا خیر؟ نه صرفا پوشش، در مورد هر مسئله دیگری که ممکن است پیش بیاید. و اینکه اگر حق نظر دارند، این نظر دادن در چه محدوده ای و چه سطحی قابل پذیرش است؟ دوم اینکه نظر شما در مورد تاخیر بوجود آمده جهت حاضر شدن سر قرار و نحوه برخورد با آن چیست؟ سوما اینکه میخواستم نظر شما رو در ارتباط با صحبت های ایشون در مورد کیفیت و چگونگی روابط دوستانشون با پارتنرهاشون بدونم. ازونجایی که یکی از خطوط قرمز بنده، قیاس خودم یا زندگیمون با بقیه هستش. و نهایتا برداشت کلی شما از وقایع و پیشبینی و توصیه شما چه چیزی است؟ آیا نظرتان ادامه دادن است یا اتمام؟ یا اینکه پیشنهاد دیگری دارید؟ بسیار از زمانی که اختصاص می دهید، سپاس گزارم. ✏ پاسخ سلام. وقت به خیر. در باره سوالاتی که پرسیدهاید به موارد زیر توجه کنید: 🔸️در مورد دیر رسیدن منطقی اینه که خودشان عذرخواهی کنند و علت روا بگویند و شما هم چه علت قابل قبول باشد یا نباشد از کنار آن عبور کنید و چند بار نپرسید. ( بخصوص در اولین دیدار) اگر در دیدارهای بعدی تکرار شد در مورد احساس خودتان و فکری که میکنید با هم صحبت کنید. 🔸️در مورد نظر دادن در باره حوزه شخصی دیگری میتوانید نظر بدهید و بر اساس استدلالهایتان پیشنهاد کنید ولی قرار نیست اعمال نظر کنید و برای دیگری محدودیت ایجاد کنید. البته انتظار داریم اگر طرفین از نظر استانداردهای زندگی متفاوت فکر میکنند تا وقتی به تفاهم نرسیدهاند، ازدواج نکنند. انتظار نداشته باشید بعد از ازدواج، مشکلات اساسی حل نشده به طور جادویی رفع شوند! 🔸️ مقایسه کردن رابطه یا پارتنر با دیگری تاثیر منفی بر رابطه میگذارد و موجب تغییر مثبت دیگری نمیشود. از طرفی رابطه یک فرآیند مشترک است که طرفین باید در جهت تحکیم آن قدم بردارند، قرار نیست یک نفر سرویسدهنده باشد و دیگری گیرنده. 🔸️چون از بقیه ابعاد رابطه اطلاعی ندارم نمیتوانم در مورد پیشآگهی آن یعنی چگونگی روند آن اظهار نظر کنم. از طرفی خودتان هستید که باید برای ادامه یا قطع رابطه تصمیم بگیرید که با توجه به استاندادهایی که دارید و نمیتوانید از انها بگذرید، آیا رابطه رضایتبخش است یا نه. @dr_robab_hamedi
نامهربانی با فرزندان همیشه به صورت محبت نکردن، بیتوجهی یا تنبیه کردن او نیست. بلکه وقتی است که: 🔸️دائم او را زیر نظر دارید و لحظهای به حال خود رهایش نمیکنید 🔸️از او توقع موفقیت دائمی دارید 🔸️ از کوچکترین اشتباه او نمیگذرید و برای جلوگیری از تکرار، آن را دائم یادآوری میکنید 🔸️فضای خلوتی برای او قائل نمیشوید 🔸️وقتی نشانههای ناراحتی را در او میبینید، سعی میکنید با انواع رفتارها مثل پرت کردن حواس یا دادن راه حل و ... تا وقتی به حالت عادی برنگردد، دوربین را از روی او برنمیگردانید.. 🔸️بیش از حد فداکاری میکنید و مسئولیت کارهای شخصی او را به عهده میگیرید 🔸️دائم مراقب نیازهای او هستید تا آنها را برآورده کنید 🔸️زیادی به او نزدیک میشوید و در فعالیتهای شخصیاش هم با او شریک میشوید 🔸️نمیگذارید با هیچ چالشی روبرو شود و خودش آن را حل کند همه این رفتارها، نامهربانی با فرزند است و مانع داشتن آزادی عمل، مستقل شدن، فکر کردن به مشکلات و پیدا کردن راه حل، تحمل هیجانهای منفی، لذت بردن از غلبه بر مشکل و پیدا کردن اعتماد به نفس و داشتن هویتی مستقل میشود. @dr_robab_hamedi