دکتر محمدامین ضرّابی
Статистикаپزشک | متخصص بیماریهای اعصاب و روان نویسنده: کتاب اتاق تاریک فیل کتاب گفتوگوهای بینقاب یوتیوب: https://youtube.com/@drzarrabi.?si=-iuRiLWQcv3URtwe
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 66
- 1/48двое суток
- 75
- 1/72трое суток
- 81
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دکتر محمدامین ضرّابی pinned Deleted message
امروز ساعت ۱۷:۱۰ لایو پیرامون تراما https://www.youtube.com/live/sRED9EXzzc0?si=hzafcCjRAiqBwBsY
без подписи
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش هجدهم (آخر) در نهایت، بهکارگیری صورتبندی انسانیتِ کانت در زمینهٔ مداخلهٔ فردی و دولتی، دفاعی نیرومند در برابر اقتدارگراییِ روزمره فراهم میکند. این چارچوب، با تفکیک قاطع میان خوشبختیِ مشروط و ارزش مطلقِ عاملیت عقلانی، از یکسو پدرسالاری را در زندگی روزمره ناموجه میسازد و از سوی دیگر، در برابر تهدیدهای وجودی ــ مانند مستی شدید یا سلاحهای مرگبار ــ خواستار مداخله و حمایت قاطع میشود. بااینهمه، چون این چارچوب بر دوگانههای مطلق، مانند تمایز میان قضاوت سالم و قضاوت مختل، تکیه دارد، در مواجهه با نواحی خاکستریِ کاهش ظرفیت عقلانی با دشواریهایی روبهرو است. ازاینرو، هرچند صورتبندی انسانیت همچنان الگویی راهگشا برای تعیین حدود قدرت دولت و پاسداری از خودآیینیِ بالفعل به شمار میرود، کاربرد آن در مورد افرادی که بهطور موقت دچار اختلال در تواناییهای ذهنی شدهاند، نیازمند معیاری دقیقتر و ظریفتر است تا این شکاف نظری را بهطور کامل برطرف کند.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش هفدهم بااینحال، هنگامی که خودِ توانایی انسان برای عاملیت عقلانی با تهدیدی قریبالوقوع روبهرو باشد، مداخلهٔ دولت به یک تکلیف مطلق اخلاقی تبدیل میشود. قوانینی که برای حفظ امنیت عمومی وضع میشوند ــ مانند ممنوعیت رانندگی در حالت مستی ــ مصداق دخالت بیش از حد دولت نیستند؛ بلکه از جمله وظایف اساسی دولتیاند که خود را متعهد به حفظ تجسد جسمانی و ذهنی انسانیت میداند. از این منظر، دولتِ نئوکانتی باید در جستوجوی شخصی افراد برای رسیدن به خوشبختی مداخله نکند، اما بهمحض آنکه ظرفیت بنیادین شهروند برای عقلانیت در معرض خطر قرار گیرد، موظف به حمایت و مداخله است. برای بررسی این کاربرد در حوزهٔ اجتماعی و سیاسی، میتوان به نظارت بر سلاحهای مرگبار پرداخت. سلاح گرم ابزاری است که برای نابودی طراحی شده و مستقیماً تداوم جسمانی یک فاعل عاقل را تهدید میکند. هنگامی که سلاحی علیه انسانی دیگر به کار گرفته میشود، مرتکب عملی میشود که خودِ انسانیت را به مخاطره میاندازد. در چارچوب این دیدگاه، تهدید علیه ارزش مطلق، تکلیفی اخلاقی و خدشهناپذیر برای حفاظت از آن ایجاد میکند. ازاینرو، دولت موظف است از طریق قانونگذاری یا اعمال محدودیت، برای پاسداری از موجودیت انسانهای عاقل مداخله کند و آن را بر خواستههای صرفاً مشروط افراد برای در اختیار داشتن اشیای خطرناک مقدم بدارد. در این چارچوب، تنظیم و محدود کردن دسترسی به سلاح صرفاً تحمیل نوعی نظم اجتماعی نیست، بلکه انجام وظیفهای بیقیدوشرط برای پاسداری از ارزش مطلق انسانیت در برابر نابودی خشونتآمیز است.
ویژگیهای افراد تابآور چیست؟ https://www.youtube.com/live/zb2nbNNcTCo?is=CKoB6lsKBVPLVGsU
без подписи
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش شانزدهم با گسترش این بحث از روابط میانفردی به عرصهٔ عمومی، این ساختار وظیفهگرایانهٔ دقیق برای پدرسالاریِ اضطراری، الگویی روشن برای تعیین حدود اقتدار سیاسی و حکمرانی اجتماعی فراهم میآورد. اگر دولت صرفاً برای افزایش خوشبختی جمعی یا اصلاح شیوهٔ زندگی شهروندان ــ از طریق مهندسی اجتماعی یا سانسور و پنهانسازی اطلاعات ــ به وضع قوانین الزامآور بپردازد، در واقع صورتبندی انسانیت را نقض کرده است. چنین اقداماتی با موجودات عاقل چنان رفتار میکنند که گویی فاقد صلاحیت درونی برای تعیین خیر خویش هستند؛ در نتیجه، ارزشهای مشروط را بر ارزش مطلق مقدم میدارند و شهروندان را از فرصت اساسیِ بهکارگیری عقل خود محروم میکنند.
без подписи
آیا رشد بعد از بحران ممکن است؟ آیا میتوانیم از سوانح سود ببریم؟ https://www.youtube.com/live/FlSHHrIz8g0?si=BocXNYXKFm41tQ-C
دکتر محمدامین ضرّابی pinned a photo
بحثی دربارهٔ نشانههای ترامای روانی و آسیبهای بعد از جنگ در شرایط کنونی ایران https://www.youtube.com/live/Hv8XZsLrAco?si=iLukcYT-AdUjNQVg
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش پانزدهم علاوه بر این، این ادعا که پدرسالاریِ اضطراری از پیامدگرایی فاصله میگیرد، نیازمند بررسی دقیقتری است. حتی اگر هدف نهایی، حفظ ارزشی مطلق باشد، اتکا به فریب مستقیم ــ مانند دروغ گفتن دربارهٔ محل کلیدهای خودرو ــ ظاهراً نوعی محاسبهٔ پیامدگرایانه را وارد استدلال میکند. در این صورت، فاعل اخلاقی ناچار است ارتکاب عملی را که در حالت عادی بهطور مطلق ممنوع است، با سنجیدن آن در برابر پیامد مطلوبترِ آینده، یعنی زنده ماندن فرد در معرض خطر، توجیه کند.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش چهاردهم بااینحال، هرچند این چارچوب در دو سرِ طیف رفتار انسانی دستورالعملی روشن ارائه میدهد، اما هنگامی که به نواحی خاکستریِ اختلال در عقلانیت تعمیم داده میشود، با انتقادهایی مواجه است. این چارچوب با ایجاد دوگانهای سخت میان انتخابهای معمول زندگی و وضعیتهای اضطراری حاد، فاقد معیاری دقیق برای تعیین این است که دقیقاً در چه نقطهای ظرفیت عقلانی یک فرد آنقدر کاهش یافته است که بتوان سلب خودآیینی او را موجه دانست. نبود چنین مرز روشنی این خطر را به همراه دارد که افراد یا نهادهای قدرت، «اختلال در عقلانیت» را بیش از حد تشخیص دهند و از آن برای توجیه مداخلات پدرسالارانه استفاده کنند.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش سیزدهم در مقابل، اگر چنین فریبی بتواند از نابودی دائمی انسانیت یا توانایی استدلال عقلانی فرد جلوگیری کند، دربردارندهٔ ارزش مطلقِ حفظ انسانیت خواهد بود. صورتبندی انسانیت همچنان کاملاً بر عقل مبتنی است: این اصل حکم میکند که انسانیت غایتی مطلق است و هر عملی که از نابودی عاملیت عقلانی جلوگیری کند، یک الزام بنیادین وظیفهگرایانه محسوب میشود.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش دوازدهم از آنجا که کانت صورتبندی انسانیت را بهطور کامل بر عقل استوار میکند، پایبندی واقعی به این اصل مستلزم تمایز دقیق میان ارزش مشروط و ارزش مطلق است. در موقعیتهای عادی و غیراضطراری، فریب پدرسالارانه بهطور کامل ممنوع است، حتی اگر موجب افزایش خوشبختی یا رفاه فرد شود؛ زیرا این امور تنها دارای ارزشی مشروطاند. برای نمونه، دروغ گفتن به دوستی برای آنکه وقت خود را صرف بازیهای ویدئویی نکند، از نظر اخلاقی قابل توجیه نیست. هرچند مدیریت ضعیف زمان ممکن است پیامدهای نامطلوبی داشته باشد، اما او همچنان موجودی عاقل است و باید آزاد باشد تا خود، بهطور خودآیین، دربارهٔ آنچه به صلاحش است تصمیم بگیرد.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش یازدهم از آنجا که اگر فرد در یک تصادف قابل پیشگیری جان خود را از دست بدهد، دیگر نمیتوان به خودآیینی او احترام گذاشت، این تفسیر مداخله را برای حفاظت از ظرف و بستر عقلانیت او، تا زمانی که هوشیاری خود را بازیابد و عاملیت عقلانیاش را دوباره به دست آورد، الزامی میداند. چون موضوع این مداخله حفظ خیری مطلق است، صورتبندی انسانیت در چنین موقعیتهای افراطی، مداخله را ایجاب میکند. در این شرایط، ایدهٔ «برخورد با انسانیت بهمثابه غایت» موجه است، زیرا فریب خیرخواهانه کاملاً در جهت پاسداشت انسانیت بهعنوان غایت نهایی صورت میگیرد. بدینترتیب، کانت چارچوبی اخلاقی و نیرومند برای اندیشیدن دربارهٔ فریب پدرسالارانه فراهم میآورد: هرچند باید همواره با انسانها بهمثابه غایت رفتار کنیم، اما احترام گذاشتن به انتخابهای فوری و مختلشدهٔ آنان در موقعیتهای اضطراری، ممکن است خودِ وجود انسانیت آنان را به مخاطره اندازد.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش دهم فرض کنید دوستی بهشدت مست است و اصرار دارد گروهی از دوستان مست دیگر را با خودرو برای غذا خوردن ببرد. در چنین وضعیتی، الکل توانایی او را برای استدلال عقلانی و درک خطر مرگباری که برای خود و دیگران ایجاد کرده است، بهشدت مختل کرده است. بر اساس یک خوانش نئوکانتی از صورتبندی انسانیت، شما موظف هستید از طریق نوعی فریب مستقیم مداخله کنید؛ برای مثال، کلیدهای خودرو را پنهان کنید و دربارهٔ محل آنها دروغ بگویید، یا او را متقاعد کنید که رستوران از قبل تعطیل شده است. هرچند در ظاهر، این رفتار شبیه آن است که دوست خود را صرفاً بهعنوان وسیلهای برای رسیدن به هدفی به کار گرفته باشید، اما این دروغ صرفاً برای دستیابی به خیری مشروط، مانند «خوشبختی»، گفته نمیشود. بلکه هدف آن بهطور خاص حفظ خیری مطلق، یعنی انسانیتِ اوست: بقای جسمانی و حفظ توانایی آیندهٔ او برای اندیشیدن عقلانی.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش نهم نکتهای فلسفی و مهم را باید در نظر داشت: هرچند قرائت ارتدوکس از فلسفهٔ کانت بهطور مشهور هرگونه دروغگویی را ممنوع میداند، یک تفسیر نئوکانتی استدلال میکند که صورتبندی انسانیت در شرایطی که عاملیت عقلانیِ فرد بهطور اساسی مختل شده باشد، رویکردی متفاوت را اقتضا میکند. برای مثال، هنگامی که تواناییهای شناختی فرد بهطور موقت از کار افتاده است، فریب پدرسالارانه نه نقض خودآیینی او، بلکه ضرورتی اخلاقی برای حفاظت از آن به شمار میآید.
مرزهای خیرخواهی: اخلاق کانتی، فریب پدرسالارانه و مداخله دولت بخش هشتم برای مثال، پزشکی را تصور کنید که با نیتی خیرخواهانه، برای آنکه بیمار دچار افسردگی شدید نشود، دربارهٔ تشخیص یک بیماری لاعلاج به او دروغ میگوید. هرچند این فریب پدرسالارانه با انگیزهٔ حمایت از خوشبختی و آرامش بیمار انجام میشود، اما بر اساس صورتبندی انسانیتِ کانت، غیراخلاقی است. پزشک با پنهان کردن حقیقت، خودآیینی بیمار را سلب میکند و او را از امکان تصمیمگیری آگاهانه و عقلانی دربارهٔ زندگی خود محروم میسازد. بنابراین، هرچند هدف پزشک کاهش رنج بیمار است، او خیری مشروط ــ یعنی آسایش عاطفی ــ را بر خیری مطلق ــ یعنی عقلانیت و کرامت ذاتی بیمار ــ مقدم میدارد و در نهایت، بیمار را بهجای آنکه بهعنوان موجودی عاقل مورد احترام قرار دهد، صرفاً به وسیلهای برای تحقق یک هدف تبدیل میکند.