- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 129
- 1/48двое суток
- 147
- 1/72трое суток
- 159
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دیروز روز جهانی چپ دستا بود، هر وقت روز جهانی کصدستا شد بیاید بهم تبریک بگید.
. چندوقته از این بلاگرای خدایا شکرت تو اینستا نمیبینم. آتئیست شدن؟ . @Eagle_Text
. مثال بادبادکی شدم که نخ خیال مرا نگه داشته است وگرنه که سقوط و شکستنم حتمیست. . @Eagle_Text
. یه مدت طولانی خیلی غمگین بودم، خیلی زیاد، زندگی به من سخت میگرفت و من با آسون گرفتن به خودم و هیچکاری نکردن خودم رو بیشتر تو باتلاق غصه و تنهایی فرو بردم. سعی میکردم لحظهها رو زندگی کنم ولی بیشتر فراموششون میکردم و بیاهمیتتر میشدن برام، غصه خوردن…
. یه مدت طولانی خیلی غمگین بودم، خیلی زیاد، زندگی به من سخت میگرفت و من با آسون گرفتن به خودم و هیچکاری نکردن خودم رو بیشتر تو باتلاق غصه و تنهایی فرو بردم. سعی میکردم لحظهها رو زندگی کنم ولی بیشتر فراموششون میکردم و بیاهمیتتر میشدن برام، غصه خوردن و فکر و خیال زیاد کلافهام میکرد و از دست خودم هیچجا نمیتونستم فرار کنم. شروع کردم به کار کردن تو یه کارگاه، روزی تقریبا ۱۰_۱۲ساعت کار میکردم اونجا صبح تا ظهر عصر تا شب دیگه هیچ وقتی نداشتم که فکر کنم به چیزی، بعد از چندماه دوباره تایم عصر تا شب سر یه کار دیگه رفتم. و خودمو درگیر دوتا کار کردم تا خیلی سرم شلوغتر بشه. ولی چند وقته حس میکنم خالی شدم. دیگه غصه نمیخورم اما خوشحالم نیستم، سخت نمیگذره بهم اما خوبهم نمیگذره، آدمای متفاوت زیاد میبینم اما آدم دوست داشتنی خیلی خیلی خیلی کمتر از قبل میبینم، چیزی برای از دست دادن ندارم اما چیزی هم به دست نمیارم. دقیقا تو جایی هستم که سال پیش دلم میخواست باشم ولی الان!؟ الان حس میکنم رویای هرچیزی که داشتم برای آینده هیچکدوم قرار نیست خوشحالم کنه. الان خوشبخت نیستم ولی بدبختهم نیستم و فهمیدن اینکه انتخابهام زیاد روی حال و احوالم تاثیر نداره یه جور بی حسی رو برام ایجاد کرده که دلم چیزی به اون صورت نخواد. نمیدونم... شماها احوالتون چطوره؟ .
. فکر میکردم شاید مووآن نکرده باشم ولی دیدم وقتی آهنگی غمگینه گوشش نمیدم یا اگر بشنومش تو به ذهنم نمیای. اینکه تو ذهنم دیگه غمی که به تو متصل بشه نیست جالب بود برام. . @Eagle_Text
. بیا برای چیزها ساده معنی بسازیم که بین من و تو باشه، معنیای که وقتی کلمهها نتونستن به لب بیان بازم فهمیده بشه. مثلا کیک شکلاتی یعنی دلم برات تنگ شده. تیشرت سفید با پاکتای آستین سیاه یعنی ناراحتم ازت ولی کنارم نباشی غصه میخورم. چای وانیلی یعنی از فلان کاری که انجام دادی برام خوشحال شدم. جورابای راه راه قرمز سفید یعنی دوست دارم پیاده روی طولانی داشته باشیم. چیزای کوچیک کوچیک ولی معنی دار بین من و تو. . @Eagle_Text
کصشرررر قرار اولم ازت خوشش اومد گل گرفت دیگه...👀
Eagle_Text: . از پسری که برای ملاقات اول گل میاره خوشم نمیاد ولی پسری که ملاقات دوم گل میاره پتانسیل بالایی برای اینکه من رو عاشق خودش کنه داره. فرقش چیه؟ اولی داره میگه از من خوشت بیاد چون برات گل آوردم. دومی داره میگه چون ازت خوشم اومد برات گل آوردم،…
Eagle_Text: . از پسری که برای ملاقات اول گل میاره خوشم نمیاد ولی پسری که ملاقات دوم گل میاره پتانسیل بالایی برای اینکه من رو عاشق خودش کنه داره. فرقش چیه؟ اولی داره میگه از من خوشت بیاد چون برات گل آوردم. دومی داره میگه چون ازت خوشم اومد برات گل آوردم، برای تو آوردم، چون تویی آوردم. . @Eagle_Text
. من به شدت تک بعدی هستم و برای نوشتن دو حالت دارم. یا میتونم تایپ کنم یا میتونم دستی بنویسم زمانهایی که تایپ میکنم چشم بسته جمله مینویسم ولی نمیدونم خودکارو باید با کدوم دست گرفت و زمانهایی که دستی مینویسم تایپ کردن یه پاراگراف ۴ خطی همراهه با ۳۶ بار ادیت کردن. چرا خب؟؟؟ یکم تعادل داشته باش لطفا😭😭😭 .
. یه روزایی سگم، هیجانی، منتظر، شوق و ذوق زیاد، حرف گوش کن، مهربون، اهمیت بده. یه وقتایی هم گربهام، همه چیز درباره همه کس به کیرمه. . @Eagle_Text
без подписи
. دیگر در این دنیا نوری نمانده همهی نورها در زخمهای من جاری شده. . @Eagle_Text
به کرّات شنیدهایم و خواندهایم که «تاریخ را فاتحین مینویسند»؛ اما کمتر به این مهم اشاره شده که همان تاریخ را «جاکشین مصادره میکنند» و به نفع خویش از هر جایش که صلاح بدانند استفاده میکنند. چنان در بدنهٔ تاریخ گم شدهای که انگار بود و نبود تو به تخم تاریخ است، چنانکه بدیهی ترین اصل را یادت رفته: «تو، خودِ خودِ تاریخ زندهای» که تو مهمی. اینکه سالی که بر تو گذشته ۳۶۵ روزِ ۲۴ ساعته است که تمامش را «تو» زندگی کردهای. خیلی مهم است که یادت بماند که مهمی. مبادا در این گیر و دار، خودت را و رنجت را فراموش کنی و مبادا که تعاریف و تفاسیر بزرگ و کوچکِ اطراف، شادیهای کوچک و دستاوردهای مهمت را کمرنگ کند. هر روز تو اهمیت دارد چون تو انسانی و زنده.
دکتر توت فرنگی هلاکویی!
اینستاگرم گردی پستترین کاریه که یه نفر برای گذر زمان میتونه انجام بده، یه چاله به عمق اقیانوسه که خروج ازش ساده به نظر میرسه ولی ناممکنه. چیزهای گرون زیادی ( تمرکز، زمان، حس خوشبختی، خودت بودن، آرامش ذهنی و ...) ازت میگیره و ارزونترین حس ممکن (دوپامین)…
اینستاگرم گردی پستترین کاریه که یه نفر برای گذر زمان میتونه انجام بده، یه چاله به عمق اقیانوسه که خروج ازش ساده به نظر میرسه ولی ناممکنه. چیزهای گرون زیادی ( تمرکز، زمان، حس خوشبختی، خودت بودن، آرامش ذهنی و ...) ازت میگیره و ارزونترین حس ممکن (دوپامین) رو بهت میده.
. دلم میخواد خونه پر از آینه باشه چون دوست دارم وقتی رو به روی هم نیستیم هم باز چهرهاتو ببینم. دلم میخواد وقتی میرقصیم خودم رو تو آغوشت تماشا کنم. دلم میخواد وقتی تکیه دادی بهم و سرت روی پامه تصویر دوتاییمونو ببینم. آینه که باشه بیشتر میبینمت و بیشتر تو قلبم فرو میری. . @Eagle_Text
. یکی از چیزهای تلخی که در اثر تجربه متوجهش شدم اینه آدمها میتونن حسی رو برای تو توصیف کنن ولی با تو شریکش نشن. منظورم چیه؟ مثلا بهت میگن خوشحالن و تو همراهشون خوشحال میشی ولی خوشحالی تو به خوشحالی اونا اضافه نمیکنه؛ بهت میگن ناراحتن و تو هم همراهشون غمگین میشی ولی غمگینی تو برای اونا باعث نمیشه بهت تکیه کنن و از غمشون کم نمیشه؛ بهت میگن دوستت دارن و توهم دوستشون داری ولی این باعث نمیشه دوست داشته شدن از سمت تو رو پذیرا باشن. انگار یه دیوار شیشهای بین خودشون و تو میکشن، تو میبینی و میشنوی ولی چیزی رو لمس نمیکنی و این خیلی سخته. تو اونجایی، نزدیکی ولی نمیتونی وارد بشی و چیزی از دستت بر نمیاد، پس یا پشت شیشه به تماشا میشینی، یا کم کم فاصله میگیری، اونقدری که یا اون شیشه برات قابل دیدن نباشه و یا اون آدم. . @Eagle_Text