کتاب بیگانه
Статистикаبرای آنچه که بیش از پیش، خویش را با خویشتن پیشین بیگانه کند. چنل اصلی @emicalll
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 259
- 1/48двое суток
- 296
- 1/72трое суток
- 320
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ابن رشد اندلسی، ابونصر فارابی، ابن سینا، و بیشتر فیلسوفان مسلمان خودشان را در ادامه ارسطو می دانستند. اما این تلقی، با تاریخ واقعی فلسفه سازگار نیست، ماجرا از آنجا آغاز شد که بسیاری از متون نئوافلاطونی به اشتباه یا به عمد با نام ارسطو به عربی ترجمه شدند. در نتیجه، فیلسوفان مسلمان وقتی خیال میکردند دارند فلسفه ارسطو را می خوانند در واقع بخش مهمی از آرای تو افلاطونی را می خواندند. نئوافلاطونی ها در هسته ی فکرشان عرفانی بودند جهان مادی را تقلیدی از جهان معنوی می دیدند و برای انسان نیز نوعی سلوک از عالم ماده به عالم معنا قائل بودند. بخش بزرگی از چیزهایی که امروز به نام فلسفه اسلامی میشناسیم در واقع از دل همین ایده های عرفانی بیرون آمده است، نه از دل یک عقلانیت خالص ارسطویی. از همین جاست که برای فهم درست فارابی ابن سینا و این رشد شناخت نوافلاطونی ها ضروری میشود. بدون فهم آن ریشه، بخش بزرگی از فلسفه اسلامی به فهمیده میشود؛ چون ما گمان میکنیم با استمرار ارسطو روبه رو هستیم در حالی که با صورت بندی اسلامی یک محتوای نئوافلاطونی و عرفانی روبه رو هستیم. #آزادیدینایران ص. ۱۷۹ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
نظریهی جنتخواه اولین بار من رو با بحث مهم نیاز داشتن آشنا کرد. اینکه چرا برخی چیزها حتی اگر اثبات نشدنین و یا حتی اگر تلویحی و بدون عینیتن ما بهشون نیاز داریم. این به شناخت معرفتشناسی بر میگرده. ما چندروش برای شناخت بیشتر نداریم. یکی تجربهاست و دیگری وحی. وقتی بحث بر سر تجربهاست، خب قابل تحریف و نسبی کردنه. اگر بیاییم حقوق انسانی و چیزهای مهم زندگی رو براین اساس تعریف کنیم اونوقت باید بپذیریم قابلیت نسبی سازی داره و کسی که قدرت دستش بیفته میتونه اون رو ازمون بگیره. چیزی تو مایههای رانت. اما اگر بپذیریم یه چیز وحیای عه یعنی برای همه همزمان صدق میکنه و دیگه براساس تجربه انسان نسبی نیست و برای همه باید یکسان اجرا شه. وقتی میگیم نیاز داریم، دلیلش همینه. خیلی اینجا حقیقتسنجی کلاسیک جواب نمیده.
تنها کافی است بر سر دو گزاره توافق کنیم: نخست این که آزادی و حقوق مالکیت فرد حقی تغییر ناپذیر است که خدا به انسان داده است. دوم این که هر آنچه انسان ها، با عقل و منطق، بدون دخالت الهامات و شهود و با رعایت اصل عدم تناقض با گزاره ی اول بر آن توافق کنند، معتبر است. #آزادیدینایران ص. ۵۷۸ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. نمیدونم کجای فهم این دو خط انقدر برای آدمها سخته و این چنین در قبالش رفتار میکنن که گویی آتیش گرفتن!
هرکس پیچیده حرف زد، دارد کلاهت را بر میدارد. #آزادیدینایران ص. ۵۷۷ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
در این چارچوب کل عرفان اسلامی و کل فلسفه ی اسلامی نه راه حل بلکه بخشی از ریشه های وضع کنونی ما هستند. همان گونه که فلسفه زرتشتی و عرفان زرتشتی یا ابراهیمی به اشکال حکمت خسروانی و زروان و مانی و مزدک و .... ریشه های اساسی وضع دوران زوال ساسانیان بود. فلسفه در این نظریه فرزند نامشروع عرفان است؛ و شجره ی این فرزند از فارابی و سهروردی و ابن عربی و ملاصدرا و عین القضات همدانی و تعداد بسیاری دیگر می گذرد همان طور که در غرب از افلاطون و فلوطین و پولس و سنت آگوستین و آکوبیناس و كانت و هگل و گروه های مخفی و شیطانی و عرفانی می گذرد. تفاوت ها در صورت و زبان است؛ هسته یکی است یا سلطه را نرمال سازی میکنند یا طغیان علیه سلطه را حرام می کنند، یا انسان را به هپروت می برند تا سلطه پذیر شود یا او را قانع میکنند که اصولاً گریزی از سلطه نیست. #آزادیدینایران ص. ۵۷۰ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
برای همین است که در منطق این متن، من اهل عرفان هستم، یعنی من آماده ام تن بدهم عقل را خاموش کنم و مرزم را واگذار کنم. اگر این گزاره ها تند به نظر می رسند دلیلش این است که متن میخواهد نقاب را بردارد. در این جا عرفان نه راه تعالی بلکه یکی از صورت های بندگی است؛ صورت جنسی، روانی و سلسله مراتبی همان سلطه ای که در دولت مالیات و تورم هم دیده می شود. برای همین است که وقتی در قند فارسی از استاد سخن سعدی می خوانیم: گشت درویش کامل آن مأبون شد به خود واصل آن از نکبت کون بس اثرها به کون و کیر بود مرشد کامل آن که زیر بود هر چه مرشد تو بینی اندر دهر جمله از کون شوند شهره شهر هر که کون بیشتر بدادندی نام مرشد بر او نهادندی #آزادیدینایران ص. ۵۶۹ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
همه فقرا محصول تنبلی یا کم کاری در بازار نیستند. بسیاری از انسانها در اثر بیماری، حادثه، جنگ، فروپاشی خانوادگی یا مصیبت های بیرون از اختیار خود به فقر می افتند. اگر در چنین جامعه ای ترس زیاد باشد. و مهر کم، آن شبکه کمک داوطلبانه که میتواند این انسانها را دوباره به زندگی بازگرداند ضعیف میشود با از میان می رود. در نتیجه فقر انباشته می شود. رشد فقر، خود یکی از مهم ترین عوامل به وجود آمدن ضرورت ظاهری دولت و افزایش مداخلات دولتی است. از این جا، سنگ بنای تهدید آزادی و حقوق مالکیت گذاشته می شود: مردمی که از هم می ترسند کمتر به هم کمک می کنند؛ وقتی کمتر به هم کمک کنند، فقر بیشتر می شود؛ وقتی فقر بیشتر شود دولت با وعده نجات و وارد می شود و وقتی دولت وارد شد آزادی عقب می نشیند. اما خود دولت نیز این چرخه را تشدید میکند دولت با نورم مالیات، نا امنی سازی تولید جنگ و ترساندن شهروندان به بهانه حفظ امنیت، هم ترس را بیشتر میکند و هم فقر را سپس همان چیزی را که خود خراب کرده به صورت مخدر "امنیت دولتی به مردم" می فروشد تا آنان را بیشتر به خود وابسته کند. #آزادیدینایران ص. ۵۶۶ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. یکی از چیزهایی که نظریهی جنت رو از لیبرالیسم کلاسیک جدا میکنه تاکیدش به فرهنگ همکاری و فرهنگ مهر و محبته. فرهنگی که به شدت در فرهنگ ایرانی ریشه داره. از تمام ضربالمثلها تا داستانها، پندها و جوری که ما فرزندانمون رو تربیت میکنیم و نسبت به یک دیگه حساسیت داریم و غیرت به خرج میدیم. البته مثل تمام تپههای ریده شده توش، در ریدن توی این هم توسط ایجاد ناامنی کم نذاشتن.
همهی این ها از یک خانواده اند: فلان چیز وظیفه ی دولت است. مغزت را خاموش کن. من اهل عرفانم. بیا چاکرات را باز کنم. مالیات وظیفه ی شهروند است. کمی تورم برای رشد اقتصادی لازم است. همه اینها یک حرف مشترک دارند: تن بده، مقاومت نکن اختیار و مرزت را واگذار کن و بگذار دیگری دربارهی بدن مال و زندگی ات تصمیم بگیرد. اینها صورتهای یک حقیقت واحدند: بردگی. از همین جاست که گفته می شود: تورم برای رشد اقتصاد لازم است. یعنی بگذار از پشت به تو بزنند برای رشدت؛ ماليات وظیفه ی شهروند است. یعنی شهروند باید تن به سرقت نهادینه بدهد؛ عرفان یعنی مغزت را خاموش کن. یعنی خودت را به مرشد و سلسله مراتب بسیار؛ چاکرا باز کردن هم در همین منطق چیزی جز نسخه ی نرم تر و بزک شده ی همان تن سپاری نیست. در این دستگاه اسم های مختلف عوض می شوند اما ساختار عوض نمی شود. همه ی آنها دارند سرقت و تجاوز را توجیه میکنند و روی آن اسم های آبرومند می گذارند: اسمش را می گذارند اقتصاد، اسمش را می گذارند رشد، اسمش را می گذارند معنویت، اسمش را می گذارند سلوک، اسمش را میگذارند وظیفه ی شهروندی. #آزادیدینایران ص. ۵۶۵ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. به عبارتی اگر چیزها اون طور که همیشه بودن بتونن نباشن چی؟
همه ی این نقدهای عرفا و وحدت وجودی ها علیه دین بر یک مغالطه بنا شده اند میگویند اگر از خدا باید ترسید، پس خدای شما بد است و ترس از او متضاد با آن عشق جعلی خودشان است. در حالی که پاسخ درست این است که خدا نیازی به ترساندن ندارد؛ این انسان است که برای آزاد ماندن باید فقط از خدا بترسد. اگر این ترس نباشد، انسان بیترس نمیشود؛ بلکه ترسش میان صدها قدرت زمینی توزیع میشود و همین ریشه ی بردگی است. #آزادیدینایران ص. ۵۶۴ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. نظریهی جنتخواه اولین بار من رو با بحث مهم نیاز داشتن آشنا کرد. اینکه چرا برخی چیزها حتی اگر اثبات نشدنین و یا حتی اگر تلویحی و بدون عینیتن ما بهشون نیاز داریم. این به شناخت معرفتشناسی بر میگرده. ما چندروش برای شناخت بیشتر نداریم. یکی تجربهاست و دیگری وحی. وقتی بحث بر سر تجربهاست، خب قابل تحریف و نسبی کردنه. اگر بیاییم حقوق انسانی و چیزهای مهم زندگی رو براین اساس تعریف کنیم اونوقت باید بپذیریم قابلیت نسبی سازی داره و کسی که قدرت دستش بیفته میتونه اون رو ازمون بگیره. چیزی تو مایههای رانت. اما اگر بپذیریم یه چیز وحیای عه یعنی برای همه همزمان صدق میکنه و دیگه براساس تجربه انسان نسبی نیست و برای همه باید یکسان اجرا شه. وقتی میگیم نیاز داریم، دلیلش همینه. خیلی اینجا حقیقتسنجی کلاسیک جواب نمیده.
قربانی کردن برای خدایان فقط متعلق به جوامع باستانی دور افتاده یا به اصطلاح عقب مانده نیست یکی از نمونه های مهمش در خود واژه ی هولوکاست دیده میشود هولوکاست در ریشه واژه ای یونانی است به معنای سوزاندن به قصد قربانی کردن برای خدایان و ما میدانیم که نازیها یهودیان اسیر را در کوره های آدم سوزی میسوزاندند تجربه های دیگری نیز ما در ایران داریم شاید معروف ترین آن سینما رکس باشد یا بازار رشت یا ساختمان پلاسکو نکته ی مهم این جاست که رهبران سیاسی دنیا برای این وقایع می توانستند هر اسم دیگری بگذارند اما همه تصمیم گرفتند اسمش را بگذارند هولوکاست همین انتخاب واژه، در این خوانش تصادفی نیست. مضاف بر این که حالا بهتر میدانیم که خود هیتلر عقاید شیطانی و عرفانی داشته و خودتان به راحتی می توانید خوی وحشی او را بهتر با این کتاب ترسیم کنید. سوزاندن، یعنی قربانی باید فقط خاکستر شود و به مصرف دیگری نرسد. در این منطق قربانی نباید به غذا، نذری، یا مصرف زمینی تبدیل شود؛ باید تماماً برای خدایان باشد و این خدایان جدید در خوانش من چیزی جز شیطان و رفقایش نیستند. از همین جا است که باید یک خط قرمز مطلق کشید کشتن کودکان را به هیچ بهانه در هیچ شکل و به هیچ نامی نپذیرید. فرقی نمی کند به نام جنگ باشد به نام دولت باشد به نام آرمان باشد یا به نام نجات جمع آن جا که کودک کشته می شود، از یک خط قرمز بنیادین عبور شده است. #آزادیدینایران ص. ۵۶۳ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. کمی قبل از این دربارهی بعل هم هشدار داده و صحبت کرده. یکی از دلایلی که باید سپرد به خدا و آزادی اراده رو به کار بست اینه که شرایط کنونی نه طبق عقل و منطق و گفت و گو بلکه با تعصب و جمبل و جادو داره پیش میره.
قیمت آن شفا، قیمت آن مراد و قیمت آن نتیجه در نهایت فروختن خود شماست. سیاستمداران، گروه های مخفی سیاسی و عرفانی و احزاب و صاحبان قدرت انحصار گرایانه همگی از شما طلب بندگی و اطاعت و قربانی میکنند اما شما را مشهور و محبوب می کنند. #آزادیدینایران ص. ۵۶۱ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. ما ایرانیها فارغالتحصیل مکتب شناسایی افراد مشهور خودفروختهایم فکر کنم. دیگه حناشون رنگی هم نداره برامون. چندساعت خنثی کردنه حیلهاشون زمان میبره فقط.
حتما باید وسوسههایی وجود داشته باشند که شما به آنها نه بگویید. #آزادیدینایران ص. ۵۵۱ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. اینجا داره توضیح میده چرا برخی فالها یا باقی روشها درست در میان گاهی. بنظرم این حرف خیلی جالبه. این دقیقا خود مسئلهی سخت مسئولیتپذیریه. باید در نظر گرفت که هیچوقت قرار نیست راه دیگر، راهی بد، راهی زشت و راهی باشه که کار نمیکنه. در اون راه صرفا مسئلهی آزادی زیر سواله. چه بسا که ممکنه حتی طبق معیارهایی، خوب و عالی و فوقالعاده باشه.
یعنی فالگیر خوب کسی نیست که همیشه دروغ بگوید. فالگیر خطرناک کسی است که اغلب درست بگوید، تا درست در لحظه ی حساس تو را به سمتی هل بدهد که دیگر اراده ی آزاد تو عملاً از کار افتاده باشد. #آزادیدینایران ص. ۵۴۹ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
در این معنا، ماتریکس فقط داستان اسارت در ماشین نیست؛ داستان اسارت در جهان بینی مناد است. جایی که سیستم پیشاپیش تو را در ماتریسی از انتخابهای کنترل شده قرار میدهد و آزادی واقعی فقط وقتی پدیدار میشود که بتوانی از منطق از پیش چیده شدهی آن بیرون بزنی. #آزادیدینایران ص. ۵۴۹ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
در ماتریکس، آن صحنه ی تکراری نئو در برابر، معمار فقط یک دیالوگ پیچیده ی علمی تخیلی نیست مسئله این است که هر بار که ماتریکس به صورت آکسیوماتیک چون یک ماشین هوش مصنوعی بزرگ است ،طراحی، تنظیم و دیباگ می شود، نئو باید دقیقاً یک کار غیر آکسیوماتیک بکند تا کل ساختار دوباره باگ بخورد این برای من مهم است چون ساختارهای توتالیتر هم دقیقاً همین طور کار می کنند تو را در دوراهیهایی قرار میدهند که از قبل میدانند کدام در خروج را انتخاب میکنی و آنجاست که گاهی باید کل محاسبه ی معمول را به هم ریخت؛ نه از سر جنون بلکه از سر درک این که طرف مقابل روی محاسبات قابل پیش بینی تو سوار شده است. #آزادیدینایران ص. ۵۴۹ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
کسی که وسط دعوای حق و باطل، در حالی که می داند حق با کدام طرف است میانه ی ماجرا را می گیرد، صرفاً آدم معتدل و بی طرف نیست. در بسیاری از موارد، او میخواهد با کنترل میدان خیر و شر خودش را تبدیل به مناد آن دو طرف کند؛ یعنی خدای زمینی آنها شود، مرجع توازن، و صاحب تعریف خیر و شر در آن نزاع. من از این آدم ها تقریباً به اندازه ی خود شیطان احساس خطر می کنم یا باید در زمین حق بازی کنند و اگر وسط گرفتن آنها هم هست، به نفع حق باشد و این را بتوان فهمید؛ یا از همان جا باید فرض کرد که با یک شیطان جدید طرف شده ایم و بازی تازه ای برای او طراحی کرد. #آزادیدینایران ص. ۵۴۶ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
تمام کسانی که ادعای تعادل و میانه روی میکنند و همواره با این کار وجود شر را عادی سازی می کنند در واقع در حال تبدیل خودشان به مناد با خدای وحدت وجودی طرفین یک دعوا یا اختلاف هستند طوری که همه به آنان سجده کنند و به او احترامی بیش از آنچه لایق آن است بگذارند. #آزادیدینایران ص. ۵۴۵ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. ژست برتری اخلاقی، اینه که یه سری ارزش اخلاقی نایس طرح کنی و درنهایت نه منجر به پیشبرد چیزی بشه و فقط کم هزینه باشه و غیر واقعبینانه. این کار آدمهای بزدل و بیکار و عار در جهانه. یک سری ارزش اخلاقی نایس دارن که انتظار دارن همه بابت نایسیشون به به و چه چه کنن درصورتی که حاضر نیستن کاری از پیش ببرن چون میدونن اگر بخوان کار عملی و حدی کنن باید دستاشون رو کثیف کنن و پا روی زمین بذارن و متاسفانه چیز نایسی در هیچ کدوم این دو نخوابیده. از این رو فقط دوستدارن ژست بگیرن و بگن دیدید ما چقدر خوشگل و مشگل و گوگولی هستیم و به اخلاقیات خیلی بها میدیم و شما مردم عام و توده و رعیت چیزی حالیتون نیست؟ همین دیگه. اره.
درس زندگی: برای عبور از دشتی پر از کفتار با تفنگ و چاقو و سلاح نمیتوانی رد شوی؛ با عقل میتوانی رد شوی. عقل می گوید کوله ات را پر از تکه گوشت کن تا در مسیر بریزی و کفتارها سرگرم شوند آن وقت که کفتارها دنبال خوراک مفت برای زدن من می گشتند خودم داشتم به آنها خوراک میدادم تا از آن دشت عبور کنم در یادداشتهای همین خوشه نیز همین استعاره آمده و دقیقاً برای توضیح عبور از دشمنی بی منطق با اتکای به عقل به کار رفته است. #آزادیدینایران ص. ۵۴۵ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است. پن. تا شما توی این گیر میکنید که وای چرا بهمون گفت کفتار، ما به ادامهی مطلب برسیم.
اگر پاسخ منطقی نداشته باشند راه حل دیگر یعنی باخت برای همین است که اگر نتوانید در برابر یک نفر با پاسخ منطقی بایستید هر راه حل دیگری که به کار ببندید، در واقع باخته اید. اگر کسی را با طرد، تحریم، بایکوت بی اعتنایی با فشار غیر منطقی عقب بزنید اما نتوانید صورت فکری او را بشکنید، بازی را به او باخته اید؛ حتی اگر در ظاهر عقب نشینی کرده باشد چون ریشه ی مسئله در ذهن و ایمان او دست نخورده مانده است. در منطق نظریه ،آزادی پیروزی واقعی آن جاست که طرف مقابل نتواند در برابر صورت بندی منطقی شما، نقد منسجم، پاسخ عقلانی، یا نظام بدیل سازگار تولید کند از همان جا تمام واکنشهای دیگرش - حمله ی شخصی، تخریب، تهمت، جنجال، یا دشمنی عاطفی - به تدریج به ضرر خودش و به نفع شما کار می کند. در بلند مدت دشمنانی که نتوانند علیه تو پاسخ منطقی تولید کنند در نهایت تبدیل میشوند به برده های تبلیغاتی رایگان تو. چپ بروند یا راست بیایند در زمین بازی تو بازی می کنند. #آزادیدینایران ص. ۵۴۴ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.
از همین جا تعریف گروه سالم روشن میشود گروه سالم گروهی است که انسان بتواند آزادانه واردش شود و آزادانه از آن خارج شود؛ هیچ راز پنهان جمعی ویژه ای در آن نباشد؛ و زندگی کسی در گرو سکوتِ دیگری قرار نگیرد. چنین گروه هایی معمولاً در مقیاس های انسانی معنا دارند ،دوستی خانواده هم کاری هم فکری یا جمع های داوطلبانه ی محدود. #آزادیدینایران ص. ۵۴۳ جنتخواه، نویسنده این کتاب، هماکنون در زندان جا است.