ولنگـــارى
Статистикаشايد چيزايى كه ميبينى يا ميخونى، با سطح فکریت جور در نياد، پس نخون منو، نيا پيشم.. . .. . .اينجا افكار خود را بنگاريد 👇🏻 http://t.me/HidenChat_Bot?start=166940891
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 22
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 26
- 1/48двое суток
- 29
- 1/72трое суток
- 32
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چهره ترسناک گربه؛ ترس و وحشت پیرمرد؛ سایه پیرزنی که از گربه، بروی دیوار درست شده.. همگی یک چیز رو میگه.
مظلوم، ظالم رو میسازه ..
ویدئو کامل خورشید گرفتگی در اسپانیا
видео или голосовое, без подписи
امروز روز ماست؛💆🏻♀ ماهایی که دنیا رو یه کم متفاوتتر میبینیم و با دست چپمون مینویسیم، نقاشی میکنیم و زندگی میکنیم. 🫶🏻✨🦋 روز جهانی چپدستها مبارک به همهی چپدستهای دوستداشتنی و مخصوصاخودم😌💆🏻♀؛ به ما که از بچگی شنیدیم «با دست راست بنویس» و بازم خودمون موندیم! 😂🤍 شاید چپدست بودن فقط یه تفاوت کوچیک باشه، اما من همین تفاوت کوچیک رو دوست دارم . 🌱🦋 از این موهبت سپاسگزارم😃🌚 تبریک هاتون رو پذیرا هستم😂💆🏻♀😌 @Thegloryisback
سلام https://t.me/emyveronica/15085 اینو بیشتر میتونی توضیح بدی؟دنیای قبل از لوپ یعنی چی
سلام https://t.me/emyveronica/15085 اینو بیشتر میتونی توضیح بدی؟دنیای قبل از لوپ یعنی چی
من واقها تنها سوالی که ذهنمو خیلی درگیر خودش میکنه اینه که سرنوشت ادما بعد از مرگ چیه مثلا بعد مرگ میرن کجا چیکار میکنن و اینا
7 ) و اما اون اتفاق و آخرینش. هر جوری که فکر میکنم نمیتونم بیانش کنم. نه واژه ایی واسه گفتنش دارم، نه حتی میتونم درست تعریفش کنم. اینی که یادمم مونده به این خاطر بوده که بصورت نوشته و نقاشی و هرطوری که میشد نوشتمش چون مطمئن بودم یادم میره. الان یادم هست؛ اما فقط نمیدونم چطور بیان کنم.
5 ) تا اینکه یه حسی بهم گفت فکر کن ( انگار یه کد و یه دریچه واسه ذهنم باز شد) . تونستم فکر کنم. دیدم وقتی دنیاها میچرخن و هر کدوم چند دقیقه / ثانیه وایمیسن، توی یکیشون یه اتفاق دیگه هم میوفته! همونجوری که میچرخیدن و من داشتم ااونجا نگاه میکردم، دیدم به یکی…
4 ) دنیاها میچرخیدن و زمان داشت تمام میشد.. نمیتونم اون حس رو تجربه کنم که توی اون تایم چی کشیدم انگار چندین ساعت اونجا بودم و همه ی اینها، چند ساعت گذشته.. ترس شدید، انگار روح نبودم، انگار یه جسم خالی و بدون روح بودم.. هیچ چیزی یادم نمیومد؛ همه ی اون دنیاهایی…
3 ) اون 7 تا کرهی زمین میچرخیدن دورم، و اون صدا میگفت که اگه نتونی خودت رو پیدا کنی، خیلی بد میشه، و الان نباید اینجا باشی و الان زمانش نیست ، نظم بهم میخوره و این مدل حرفها. اصلا نمیتونستم خاطرات رو بیاد بیارم.. هیچ خاطره ایی نداشتم، همش میترسیدم که کجام…
2 ) هیچی یادم نمیومد. یهو بعد از جمله ی اونها دیدم توی یه محیط دیگه ام انگار فقط نمیدونستم چه خبره نمیدونستم اینجا کجاست و بشدت ترس داشتم. انگار معلق توی زمین و هوا بودم. دورم 7 تا کره زمین ( یا چیزی مثل کره زمین درست شد) و مرکز بودم. انگار یکی پشت سرم بود…
1) اولین چیزی که دیدم این بود که من توی یه محیط مشکی بودم مثل ماده ی سیاه که درون کهکشانهاست؛ یه مشکی بی انتها. بعد یه اتاق جلوم بود که پر از مانیتور بود ( یا حداقل چیزهایی مثل مانیتور) دوتا نگهبان داشت. من توی چهارچوب اون در بودم و یکی از اونها برگشت و منو…
خب؛ شروع کنیم به نوشتن درمورد مرگ و دنیای بعد از مرگی که گویا واقعا حقیقت بود.. اگه سوال دارید بپرسید جواب میدم.
دنیای بعد از مرگ؛ یک لوپ عمیق و عجیبه..
دنیای بعد از مرگ؛ یک لوپ عمیق و عجیبه..
همه ی کتابهایی که در این مورد خوندم، (خصوصا سفر روح) و هرچه که مقاله بود درمورد افرادی که مُردن و برگشتن، همه یک چیز میگفتن ، و یه سری تغییرات ریز داشت..! ولی همه ی این آدمها، یه وجه تشابه شدید داشتند باهمدیگه.. همشون مذهبی بودن. چه اسلام، چه یهود و چه مسیحی؛…
من واقها تنها سوالی که ذهنمو خیلی درگیر خودش میکنه اینه که سرنوشت ادما بعد از مرگ چیه مثلا بعد مرگ میرن کجا چیکار میکنن و اینا
من واقها تنها سوالی که ذهنمو خیلی درگیر خودش میکنه اینه که سرنوشت ادما بعد از مرگ چیه مثلا بعد مرگ میرن کجا چیکار میکنن و اینا