پشتِ پنجرهی زیردریایی مغروق!
Статистикаمغروق. غوطهور شده در آب. فرورفته در آب. (از ناظم الاطباء). غرق شدن. غرقه. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). . . . https://t.me/HarfChatBot?start=93d6fed9f64c
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 30
- 1/48двое суток
- 34
- 1/72трое суток
- 37
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
خیلی غم بزرگیه اینکه هیچ پدربزرگ و مادربزرگی توی این دنیا نداشته باشی.
без подписи
حفظ روحیه و انرژی زنانه در امیرکبیر🎀
میدونم فردا واسه همینایی که زنده زنده قلبِ این پسر رو از سینه اش در آوردن و فیلم گرفتن و منتشر کردن هشتگ نه به اعدام میزنن و با هزارتا بهانه تطهیرشون میکنن اما اگه اون روز اینارو دیدید و دلتون نلرزید به انسان بودتون شک کنید.
без подписи
امروز. خردادماه. سرزندگی. حس بوی تازه شدن. ذوق. تجربه. نگرانی. موسیقی. غرق شدن در افکار. نهایتا امید و امید و امید!...
این بلوبانک مسخره هم که یا کلا وارد اپلیکیشن نمیشه یا اگه بشه هم هزارتا باگ و مشکل میخوره! حیف این همه سرمایهای که خوابوندم توی این بانک...
این بلوبانک مسخره هم که یا کلا وارد اپلیکیشن نمیشه یا اگه بشه هم هزارتا باگ و مشکل میخوره! حیف این همه سرمایهای که خوابوندم توی این بانک...
خُسرانزده
من خیلی نشانهشناسم. با چشمها جزییات را شکار میکنم و گوشهایم پر از حرفهایی میشوند که هرگز از زبانی درنیامدهاند. بیتفاوت از کنار دیدن یک بیرق، یک اتفاق، یک غذا، پیچ خوردن پا، عبور نمیکنم؛ مخصوصا اگر زمین پررمز عراق باشد و مخصوصا اگر اربعین باشد. عقیده دارم زمین و آسمان و باران و دشت و کوه و خوراک و پوشاک ما به دست مبارک امام است -و اگر زیارت جامعه کبیره اینطور توصیف نمیکرد، من هم به این صراحت نمیافتادم- اربعین هم وقت شلوغی بازار است و سرشان حسابی گرم. راوی نوشته که برای هر زائر به اسم خودش و پدرش دعا میکنند و همه را عین کف دست میشناسند. با این اوصاف، هر چه میکنم نمیتوانم خودم را قانع کنم که وقایع در اینجا اتفاقیاند یا میشد که طور دیگری رخ بدهند و آب از آب تکان نخورد
ای وصالت یک زمان بوده فراقت سالها... ـ از آخرین نگاهها!
تهش تردید منو میکشه! کاش فقط بتونم به قطعیت نزدیک شم...
• | @MRART9
پن: آنچه در مشایه گذشت…
از شهر تو رفتیم و شبیه به همیشه، تو را سیر ندیدیم.
شهید سید مرتضی آوینی – چه می جویی؟ عشق! این جاست...
اگر دلیل برای اشک ریختن میجویی اینجاست. #صدا
без подписи
без подписи