هیچ و همه
Статистика-اینجا هیچ و همهی حرفهای دل، با کلمات به رقص درمیان. -ارتباط با من: @bemanbgubot -اینجا نزدیکتریم: @cherakeno
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 13
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 870
- 1/48двое суток
- 997
- 1/72трое суток
- 1 075
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دردِ تو آنقدر عمیق است که… صادق هدایت.
پشتِ هر پنجره دنبالِ تو میگردد ماه... اسماء سوری
تو ابرِ ما بودی؛ ولی جای دیگری باریدی. ما شانس نداشتیم! رسول یونان
خستگیهایت را به کجا باید برد؟ بین اشکهای نگاهت میشود راحت مرد این همه دغدغه را با چه چیز باید شست؟ حالِ ایامِ به کام را در کجا باید جست؟ خستهای میدانم… یک نفس فاصله مانده طاقتش را آور خویشتن را پیش خود بین به خودت کن باور… یک نفس تاب آور که تمام میشود این روزهای سرسامآور هرچه کردی کافیست… هرچه داری گیراست… قدرتت را جمع کن قدرتت هم زیباست. غزل
بدونِ او نمیمیری. تکههایی از یک کل منسجم- پونه مقیمی.
افسوس که تمامِ روابط انسانی نیاز به نوعی نقاب دارد و تنهایی، آخرین گریزگاهِ انسانهای صادق است. صادق هدایت
میدانم چرا هیچگاه یادِ من نیستی. من زخمی بر روحت به یادگار نگذاشتم که با هر تلنگری یادم بیفتی. انسان به زخمها بیشتر میاندیشد تا مرهمها… ایوان کلیما
ولی این آهنگ آریانفر تا ابد قفلیه.
من به پایانِ دنیا اهمیت نمیدهم؛ چون دنیای من بارها تمام شده و صبحِ روز بعد، دوباره از نو آغاز شده است. چارلز بوکوفسکی
دیوانهوار منتظرم که…
او فقط به من نگاه کرد. آن نگاه… همه چیز را برای گفتن به من گفت. چارلز بوکوفسکی
اگه وایب آهنگهای قدیمی رو دوست داری:
عمر دگر بباید بعد از وفات ما را کاین عمر صرف کردیم اندر امیدواری. حافظ
قربانت بروم، فرقی ندارد چه ساعت از شبانهروز باشد، صدایت را که میشنوم، خورشید در دلم طلوع میکند. فروغ فرخزاد
از خُلق تنگ بر تو جهان تنگ گشتهاست بیرون ز پای خویش کن این کفشِ تنگ را. صائب تبریزی
از اینکه بگذری خواه صبح بود خواه شب و جمعه بود یا یکشنبه ابداً تفاوتی نداشت. همهاش همان درد جانسوز بود که اندرون او را میجوید و یک لحظه آرام نمیشد… مرگ ایوان ایلیچ- لئو تولستوی
راهِ خودت را برو…
بله درست است. کشور آرام است. آرام همچون سردخانهی مردگان یا گورستان. مگر نه؟ واتسلاف هاور
بیچاره آن اسیر که امیدوارِ توست. وحشی بافقی
یه چای بریز و تو سکوت به این آهنگ گوش کن.