tgindex
آوار - آیدا سیدی

آوار - آیدا سیدی

Статистика
@ValdivianКнигиперсидский

اینجا؟ متن‌هایی که خودم می‌نویسم، معرفی کتاب، و موزیک. ☁️‌اینستاگرام من: aida.seyedii بدون تگ اسمم، متن‌هام رو کپی نکنید. #سیده_آیدا_سیدی

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
32
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
6 717
−4 за 4 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
803
32 постов
Вовлечённость
12,0%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 32
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
399
1/48двое суток
457
1/72трое суток
493

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • کسی می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود؟ زیرا در میان ویرانی و رنج وظیفه انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد. برادران کارامازوف، داستایفسکی

  • Пустота: پوچیِ محض @Valdivian

  • без подписи

  • موزه میراث گیلان _ سراوان

  • 13 авг.445111из khanidev

    دوستت دارم حتی وقتی رنج، سنگین‌ترین لباسش را بر تنم می‌کند. بازهم، تویی که مرا زنده نگه می‌داری‌. • سیده آیدا سیدی تک مصرع @khanidev

  • اکنون اگر هزار بار نامت را بر دیوارِ این شب بنویسم، صبح باز هم، تو نخواهی آمد.

  • -برای مامان: تو شاید ندانی، اما من هر شب، میانِ ماندن و مردن، به یادِ تو، طرفِ زندگی را گرفته‌ام.

  • Влюблённый/Влюблённая دل‌باخته: کسی که دوست‌داشتن برایش انتخاب نیست؛ اتفاقی‌ست که افتاده و دیگر راه برگشتی از آن نیست کد ۴۹ @Valdivian

  • هرچه پول درآورد کتاب خرید؛ پدر پرسید: دنبال چه می‌گردی؟ گفت: دنبال خودم. متن از عباس معروفی روز جهانی عاشقان کتاب📚

  • روزهایی هم بود که از همه‌چیز دلسرد می‌شدم؛ بله، عزیزِ من، در آن روزها هم به تو فکر می‌کردم.

  • قلبت شکسته؟ درد می‌کشد؟ می‌بینم، آرام لمسش می‌کنم؛ مثل پروانه‌ای که روی دیوار نشسته است. دیگران رفتند، زخم‌ها ماندند. من، نه از آن‌ها نیستم؛ فقط اینجا، کنارِ غم‌هایت نشسته‌ام؛ همین.

  • 10 авг.77917из DarkRainyDays

    #سیده_آیدا_سیدی پناهگاهِ قلبم؛ چه خوب قلبِ مرا نوازش کردی در روزگاری که همه، چیزی جز جراحت نیستند !

  • 8 авг.1 07230

    بی‌کلام کد ۴۸ @Valdivian

  • 8 авг.1 06213

    سال بلوا _ عباس معروفی

  • 8 авг.1 0669

    در آن گندابِ اندوه، آنجایی که روح به نیستی خیره می‌شود، دوست داشتنِ تو، تنها کورسوی جنون‌آمیز است.

  • 8 авг.1 18820

    دست، پیش از سوختن عقب می‌کشد، اما قلب حتی وقتی بوی ویرانی را از دور می‌شناسد، باز به استقبالِ عشق می‌رود.

  • 8 авг.1 12916

    کاش می‌توانستم برای قلبت وطنی بسازم که هیچ جنگی به آن نرسد.

  • 7 авг.1 24222

    Далеко, но всё же близко: دور اما نزدیک کد ۴۷ @Valdivian

  • 7 авг.1 1985

    کافه کتاب‌ _ شهریور ۱۴۰۴

  • 7 авг.1 11817

    پناهگاهِ قلبم؛ چه خوب قلبِ مرا نوازش کردی در روزگاری که همه، چیزی جز جراحت نیستند.