Far Far away Land
Статистикаاون دور دورا وَرای من پیر هستم، کمحوصله و غرغرو. بر من ببخشایید. بندهی جزئیات https://t.me/+4UxE_wlpM7JkZTNk یه مجموعه ای از چیزمیزای تافل
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 29
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
عزیزان چند روزی باید سخت درس بخونم لذا احتمالا اینجا رو اندکی رها کنم. مراقب خودتون باشید و تعطیلات خوبی رو سپری کنید. کسی رو نکشید و خودتونم نمیرید. بوس به لپای اناری یک یکتون.
نمیدونم چی ولی یه اتفاقایی داره تو مخم میفته که جدیدا وقتی دور و ورشو میبینه کندتر حالیش میشه کجاست یا بعضی کلماتو که میخواد بگه تا نصفه میگه یهو ول میکنه و باز کلمه رو سعی میکنه کامل ادا کنه. مثلا دیو.. دیوار
خشونت؟ ملت حزین، بیاعتماد به نفس، سادهلوح و کوتهاندیشی هستیم حتی احمق شاید ولی خشن هرگز.
برای She is a witch, your highness این اهنگ بوی کوچهپسکوچههای نیویورک رو میده. همونایی که از کف زمین بخار بلند میشه و نمای کل خونهها آجر قرمز-نارنجیه.
برای I feel something این قطعه یه حسِ زندگی کردن زندگی جوری که خودت دوست داری رو میده. اونی که من میخوام هر جوری باشه دوستش دارم و از هر ثانیهاش لذت میبرم. امیدوارم تو هم همینقدر این رو دوست داشته باشی.
در این مدت فهمیدم چه قدر والدینم بیکس و کارن. میدونید منظورم اینه که توی شرایط سخت و آنرمالی قرار گرفتن و والدین خودشون یه جورین انگار اصلا براشون مهم نیست. اینجوری که خب خونه نداری؟ به کیرم. من فقط کردم و دادم و نتیجهاش شدی تو حالا چی کارت کنم؟ والدین خیلی از ما چنین خانوادههایی داشتن شاید... توی یه نرم و سنت و کسشری قرار گرفتن که بدون مغز به زندگی همجوری که جامعه انتظار داشته ازشون ادامه دادن. واقعا وقتی خودشون چنین والدینی داشتن چرا من ازشون توقع دارم مثلا سر یه سری چیزا با بیل تراما نریزن توم؟ باز میبینم خودشون انتخاب کردن که خیلی از رفتارهای سمی والدینشو نداشته باشن و همینم خوبه. میدونی دیگه مثل قبل سرزنششون نمیکنم... ولی بالاخره یکی از یه جایی باید این سیر باطلو قطع کنه. من فقط همینو میدونم.
قصه نیستم که بگویی نغمه نیستم که بخوانی صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی چنان که بدانی من درد مشترکم مرا فریاد کن
خب اولین مقاله پابلیش شد به سلامتی
دوستداران جز میتونید از اپ یا سایت Radio jazz برای دسترسی راحتتر نسبت به اسپاتیفای به اهنگای این سبک استفاده بفرمایید.❤️
اون روز تو منیرجاوید راه میرفتم تو فکر اینکه چه قدر دلم برای مولکول مولکول این تیکهی شهر تنگ شده بود و چه قدر ازون الهیهی بوگندو بیشتر زندگی توش جریان داره.
Give me your patience