فرهنگ عامه لکی
Статистика- Последний пост
- 18 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
ا
می رسد از خاک غدیر بوی علی چون ولایت در ره است سوی علی عالم و عقبی مست پیام تو رسول ! پر شد مشام کائنات از خوی علی دوستان عزیز و ارجمند صبحتان بهع خیر عیدتان مبارک روزتان زیبا #مهدی_زینی
سلام و درود و عرض ادب و ارادت خدمت همه ی سروران عزیز و اعضای گروه. عید قربان بر همگی مبارک.دلتان شاد و لبتان خندان و نفس لوامه قربانی حس زیبایی و مهر و محبتتان باد. روزی هزاران بار قربانت شوم آویزه بر چاک گریبانت شوم بیهودگی نام ندارد اینکه من در عید جان قربان چشمانت شوم #مهدی_زینی @qhazalemastaneh عید قربان بر شما مبارک صبحتان به خیر و شادمانی
без подписи
لاپیچک (کنایه) : گاه دیده ایم که درمیان جمعی یا مجلسی ، افرادی با چهره ای سیاه و درهم آن مکان را ترک کرده اند ، یا بین دونفر در گیری لفظی و گاه بدنی پیش آمده است. در این موارد مشاهده گردیده است که «لاپیچک»به عنوان علت و بانی اصلی این خشونت زبانی شده است.کاربرد لاپیچکها در جا ومکان خود بسیار زیبا و ارزشمند است.جنانچه آن را برای از میدان به در کردن یا خفیف شمردن دیگران باشد ، دقیقا خشونتی سخت و ظالمانه است بر علیه مخاطب.در مورد واژه ها و اصطلاحاتی که به صورت لاپیچک (کنایه) خشم را نشان می دهند ،سخن گفته ایم. ***واته ها (ضرب المثل) : نوعی از واته ها هست که در ذات و معنی خود خشونت را همراه دارند. هر چند که می گویند در مثل مناقشه نیست اما بر زبان آوردن هر واته و گفته ای مکان و موقعیت خاص خود را می طلبد.واته ای داریم که می خواهد بفهماند که سخنان و اعمال گذشته را باید فراموش کرد.اما بر زبان آوردن آن برای هر شخص نوعی خشونت و بی احترامی محسوب می شود. همه ی ما این واته راشنیده ایم. شاید نوشتن آن در این مرقومه صحیح نباشد ، ولیکن می شود به واژه هایی از آن اشاره کرد. در زبان لکی نشخوار کردن را «ژا کردِن» می گویند.گاوها غذای بلعیده را دوباره به دهان بر می گردانند و دوباره زیر دندان آسیا می کنند و به معده می فرستند تا هضم شود.در واته ی مورد نظر ما تکرار کارها و سخنان گذشته را نشخوار می دانند و می گویند: «.....هزار ساله ئی ژا آوِردِن ».یعنی ....هزار ساله را دوباره نشخوار کردن.به نظر می رسد در این واته خشونت در اوج است. ***قوانین و رسوم اقتصادی : در میان مردمان لک زبان و لکستانی انواعی از وام با بهره ای بسیار رایج بود. این وام ها خارج از عرف اسلامی و انسانی بود. 1.روینه سره : در این مورد کسی که پولی را از دیگری وام می گرفت ، علاوه بر سود اصلی باید مقداری هم روغن به عنوان تکنمیل کننده ی سود در حق دائن کارسازی می کرد. 2. دیه ئو دو : هم اکنون سود وامهای بانکی از بیست درصد هم گذشته است و لبرای مردم گران است. در گذشته پول را به عنوان « دو از ده » یا همان بیست درصد قرض می دادند که اجحاف و خشونتی اقتصادی محسوب می شد. 3. گنمي: گندمی عبارت از این است که کسی مقداری پول به متقاضی می دهد وآن را بهای گندم می نامد ووعده می گذارند که در سر خرمن به جای پول به او گندم تحویل دهد.البته گندم را در سرخرمن ارزانتر از قیمت واقعی حساب می کنند.در واقع این معامله نوعی ربا با کلاه شرعی است. همچنین یک قانون یک طرفه در مورد چوپانی وجود داست که آن را « نونه لمی » می گفتند. در این نوع قرار داد و پیمان کسی را به چوپان می گماشتند و تنها در قبال کار نان و لباس او را تامین می کردند.برای چوپان این امر ناگزیر و لازم بود چونکه دربدری و گرسنگی در پیش رویش بود و انصاف می طلبید که رعایت نمی شد.این یک خشونت پنهان و گزنده بود. چن جور چن جفا چن خاکه ساری بیمه شونئکی حق نادیاری نوعی از خشونت بیانی همان است که عزیزان کرد و لر نسبت به مردم لک روا می دارند.وقتی که هر کدام از این اقوام همسایه ، لکها را به نام قوم لر و یا کرد می خوانند و لکها از این بیان و گفته ناراضی هستند ، در زمره ی خشونت بیانی محسوب می شود. منابع : مجموعه ی اشعار ملا محمد حسن کولیوند /کتب چپرا، رد پای پیشینیان و سالفه اثر نگارنده./ کتاب اسلام؛ خشونت یا صلابت ،حسن تربتی نژاد/پژوهش خبری // پژوهشگر: هدایتی /1. / قرآن کریم.سوره ی مائده آیات 28 و29 / #مهدی_زینی
اذيت و آزار عروس شروع شد.عروس به تنگ آمده از خدا خواست كه اورا از دست پير زن نجات دهدو به مرغي تبديل كند.آرزويش بر آورده شد وبه مرغ يا كريم تبديل شد .از آن زمان آواز اين مرغ فرياد مظلوميت همه ي عروسهاي به ستوه آمده از مادر شوهر است ومي خواند:كم شدن شير به خاطر كف روي آن بود.(كپو كچي كف بي كم بي). «کچی» در زبان لکی و گویش لری به معنای خاله و عمه است. ***«خشونت بیانی در برخی تک بیتهای فولکلور و اشعار شعرای مشهور »: این نو ع از خشونت که انواعی دارد ، در فولکلورهای لکی بسامدی اندک دارد و نمیتوان برای آن شواهدی بسیار پیدا کرد. در اینجا به اندک نمودی از این موارد اشاره می شود. خدای خداون ئی کاره جورکی شویکت بکشی شوی برات کور کی امیدوارم خداوند برای اینکه من و تو را به برساند و شوهرت را بکشد و برادر شوهرت ر ا کور کند. هر کی بهری منای مِن وه دل روژی یِ فرزن بسپاری وه گِل کسی که من و تو را از عاشقی منع کند، امیدوارم روزی یک فرزندش را به خاک بسپارد. گل بچو ئی گل گلاره ی بد گو کی دیِی هومسا وه هومسا نچو امیدوارم تیر به چشمان افراد بدگو برخورد کند .ارتباط همسایه با همسایه که کاری زشت نیست. خدای کل عالم باوت بکی کور تو یار مِ بین کی بردی وه زور خداوند پدرت را کور کند، تو عشق من بودی چه کسی تو را به زور و اذن پدرت از من گرفت. وتم خاصيكي بومه خلامت اسگه گنيكي تف ار مقامت خيال كردم نجيبي تا غلامت شوم،حالا كه اينگونه نيست تف بر مقامت. در چند بیت فولکلور بالا که هم از فال چهل سرود لکی هست و هم از ترانه های ماندگار لکی ،ابتدا زیبایی و ابراز علاقه ی مفرط عاشق به معشوق را نشان می دهد ، به طوریکه می خواهد خداوند مزاحمینش را از او دور نگه دارد.با کمی تعمق در می یابیم که نوعی از خشونت گفتاری در شعر نمایان است و آن از میدان به در کردن رقیبان با خشم و آرزوی مرگ آنهاست.عاشق برای رسیدن به مقصود از خداوند هم کمک می طلبد. در دو بیت فولکلور زیر به بیوه زنها خشونت روا داشته شده است. و خصوصیات زشتی را به آنها نسبت داده است.این نوع خشونت طعنه به شمار می رود که از انواع خشونت بیانی است.. بيوه تا بيوه كل قمار بازن موشن باوه وكر اِ يك نسازن بيوه ها همه مكر وحيله دارند ومي گويند پدر وپسر باهم سازش نداشته باشند. دس بردم گرتم مچ پاي بيوه چمان داري بي نگرتيه ميوه دستم را از مچ پاي بيوه گرفتم.همانند درختي بي ثمر بود. در اشعار شعرای بنام گاهی این نوع خشونت نسبت به افراد دیده می شود و آن زمانی است که کسی را هجو می کنند. گاهی دیده شده است که شعرای سلف ما زنان خود یا دوستانشان را با الفاظی گاه محترمانه و مدح شبه ذم ، هجو کرده اند. همچنین افرادی در جامعه ی مناطق غرب کشور وجود داشتند که به آنها« دَلی » (شایری وش) می گفتند.دلیها کارشان سور چرانی بود و چنانچه در جایی با بی مهری روبرو می شدند ، صاحبخانه را با انواع صفت های مذموم و زشت هجو می کردند.برای این مورد شاهد مدعا فراوان است ولی به خاطر اینکه ممنکن است کسانی از وابستگان هجو شوندگان در قید حیات باشند و خاطرشان مکدر شود، از آوردن اینگونه ابیات و هجونامه ها خود داری می کنیم. در شعر زیر فقط مقصود نشان داذدن هجو کسی در شعر است که خشونت محسوب می شود. این شعر یک زین و برگ را هجو کرده است و خشونت محسوب نمی شود ، هر جند جملات و عبارات تند و زننده است.اما چون طرف مقابل بی جان و بی احساس است ،خشونت محسوب نمی شود و فقط برای نومنه ی هجو آورده شده است. ملا محمد حسن کولیوند در این شعر از اوصاف زین معروف به حویرده میر سخن گفته است و چه زیبا بدیهای آن را بیان کرده است. هر چند از شخص در این شعر نامی به میان نیامده است، ولیکن می توان آن را نوعی از خشونت زبانی دانست ، منتهی نسبت به یک شی و کالا. در اینجا چند بیت اول این سروده ی زیبا را می آوریم. « زین حویرده میر » زین حویرده میر ، زین حویرده میر بیان کم اوصاف زین حویرده میر افسرده کهن هفتصد پشت کبیر هرچه ی شاه هتیه گشت هاتیه ویر ریخته و ویه رده چوی کهنه حصیر می شوم و بدیمن وینه ی دایا پیر عیبته مشمارم مه ی نوین دلگیر گله ی ژه م نه کین وه لای خان و میر قلتاق تقه لتوق چکه نتی زین هی بی تنگ و قشقن بی سینه بین هی پوسیده پیفال بی عر ق گیر هی ای بوزینه شکل کار کبیر هی
در فرهنگ لکی به این مساله بسیار برخورد می کنیم و نمونه هایی که بیان آنها گاهی دل آدم را به درد می آورد ،بسیار دیده می شود.در زیر به نمونه هایی از این نوع خشونت می پردازیم. « داستان ها و باورها» : 1.«شاره ئو ناره »:این داستان (متل) نهایت خشونت مادر شوهر را نشان می دهد و در انتها انتقام سخت دو عروس را نسبت به مادر شوهر (حسویره) به تصویر می کشد. در روزگاران كهن پيرزني بود كه دو پسر داشت.شغل پسران چوپاني بود واز اين راه امرار معاش مي كردند.ناره دختر ساكت و آرام وكم حرفي بود كه در همسايگي آنان زندگي مي كرد.ناره را به عقد پسر بزرگتر پير زن در آوردند .از همان روز اول همانطور كه رسم آن سر زمين بود عذاب و اذيت وايرادهاي كوچك و بزرگ مادر شوهر از عروس شروع شد. پيرزن همه چيز را تحت فرمان خود داشت حتي پسران هم حق اعتراض نداشتند.عروس آنقدر بي غذايي مي كشيد كه لاغر و نحيف گرديده بود.گاه در آرزوي كمي نان و روغن يا گرده اي (يك نوع نان محلي)مي بايست روزها انتطار بكشد.هنگام تاباندن كره وتبديل آن به روغن پير زن به غاري كه در آن نزديكي بود مي رفت و دور از چشم عروس روغن تهيه مي رد .با آرد گندم گرده و يا چركي مي پخت وتا مي توانست سير مي خورد آنگاه به خانه بر مي گشت.روغن را در خيكي مي ريخت و آن را در كولين مي گذاشت. هيچكس حق نداشت به كولين چپ چپ نگاه كند.چند سالي اينگونه گذشت تا اينكه پسر دوم مي خواست زن بگيرد .قسمت او دختري بود به نام شاره .او به زرنگي جسارت وبي باكي وكارداني شهره بود . شاره داستان سختيها و زجرهاي ناره را شنيد وخود هم تا چند ماهي آ نها را تجربه كرد.هر دو عروس از كارهاي مادر شوهر به ستوه آمده بودند.تا اينكه فكري به خاطر شاره رسيد. يك روز پيرزن مثل گذشته مي خواست به غار برود وروغن تهيه كند .شاره از راه ميان بر زودتر از مادر شوهر خود را به غار رساند وپارچه ي سفيدي كه از قبل تهيه كرده بود به خود پيچيد ومنتظر ماند. پير زن مشغول تاباندن كره بود كه از ته تاريك غار صداي روحي را شنيد كه اورا مورد خطاب قرار مي داد:اي پيرزن بد جنس چرا اين همه بي رحم هستي ودو عروست را آزار مي دهي.من عزرائيل هستم ومي خواهم جانت را بگيرم. پير زن به التماس افتاده بود و از او مهلت مي خواست تا جبران مافات كند.عروس از او خواست تا برايش چرك و گرده درست كند.پير زن خواسته او را اجابت كرد.شاره پس از آنكه خود از گرد ه و روغن سير خورد اطراف دهانش را خوب پاك كرد و مقداري از گرده را براي جاري خود نگه داشت.شاره به قدري پير زن را كتك زد و اذيت كرد كه بي حس و حركت بر روي زمين افتاد و خود را دوباره از بي راهه به خانه رسد. گرده را به ناره داد ومنتظر آمدن مادر شوهر شدند .پير زن از دور نمايان شد .دو عروس به پيشباز او رفتند.ناره قسمتي از گرده را زير بغل خود پنهان كرده بود.هر دو عروس براي مادر شوهر كتك خورده و بي زبان ولكنت گرفته ي از ترس عزرائيل خود شيون مي كردندوشيون به راه انداختند.با تكان دادن دستها براي شيون نزديك بود كه گرده از زير بغل ناره بيافتد.شاره در حالي كه شيون مي كرد اين شعر را ترنم مي كرد : و شاره و ناره ياواش دست بشاره = يعني: از شاره به ناره هشدار كه آهسته تر دستت را حركت بده تا «گرده »نيافتد.اما ناره توجهي نكرد و گرده از زير بغلش افتاد .پير زن با ديدن گرده به همه ي ماجرا پي برد. اما نمي توانست چيزي بر زبان بياورد. غروب كه فرزندان پير زن از كوه بر گشتند و گوسفندان را در آغل كردند .در بالين مادر حاضر شدند و گريه مي كردند .پير زن مي خواست با زبان الكن خود ماجرا را به پسرانش بفهماند وبا بر زبان آوردن حرف اول اسم عروسانش، شاره ي زرنگ با سر وصدا و گريه كردن خود را بر روي او مي انداخت و مي گفت مادرجان ما كه جز وظيفه براي تو كاري نكرده ايم. پسران كه از همه جا بي خبر بودند سخنان شاره را قبول كردند.پيرزن قصي القلب پس از مدتي در گذشت و دو عروس سالها با آرامش وخوشي در كنار شوهران خود زندگي كردند. 2.« کپو کچی » : این باور در میان قوم لک در سراسر لکستان وجود دارد و یکی از باورهای اسطوره ای این قوم است. باور کپو کچی همانند داستان « شاره و ناره » اوج خشونتی است که بدون هیچ گناهی نسبت به عروس روا داشته شده است. .مرغ يا كريم ( كپو كچي) هنگام خواندن مي گويد: كپو كچي كف بي كم بي(كپو كچي ،كف بود،كم بود). kepô kechi kaf bi kam bi.داستان از اين قرار است كه اين مرغ روزي انسان بود .مادر شوهر دوشيدن شير گوسفندان را به او سپرد.شير كف كرده ي گوسفندان پس از مدتي فرو نشست .شير به نظر مادر شوهر كم آمد .عروس را متهم كرد كه شير را خورده است .
از دیگر خشونتهای فیزیکی میتوان در هنگام مواجهه ی با افراد گناهکاری همچون : دزد، زنا کار ، راهزن و.....مشاهده کرد. شاید به نظر برسد که این نوع خشونت جایز است، ولیکن بوی خشم و افراط به چشم می خورد.در این موارد مردم از واته ی « کلکی یِ چو» یا «سیلم سیلم کردن» استفاده میکردند. گاهی تقاص هایی صورت می گرفت که کاملا خشونت در آنها پیدا بود و در این نوع خشونت فیزیکی ، فردی را به جای گناهان فرد دیگر تنبیه می کردند که عادلانه نبود ولی در میان ایلات نشانه ی زنده بودن و پا بر جا بودن طایفه ی تقاص کننده بود. ***«خشونت با زنان» خشونت با زنان هم از نظر قوانین و رسومات اجتماعی یک جامعه مطرح است و هم اعمالی که از جانب افراد یک جامعه نسبت به زنان اعمال می شود و هیچگونه منشا دینی و منطقی و اعتقادی ندارد. ابتدا به خشونتهای مربوط به ازدواج می پردازیم و سپس به برخی روابط اجتماعی با زنان از جمله رابطه ی مادر شوهر با عروس. برخی ازدواجها می تواند جنبه ی خشونت داشته باشد هم برای مرد و هم برای زن در اینجا به برخی از این ازدواجها اشاره می شود هر که همیشه اینگونه نیست گاهی هم ممکن است به ایجاد علاقه و عشق بین زوجین منتهی شود. 1.نافه بر کردن : در این نوع پیوند و وصلت که کسانی غیر از دختر و پسر در آن نقش دارند ، هنگام به دنیا آمدن دختر خانواده ی دختر و پسر به این ازدواج تن می دهند و ناف دختر را به نام پسر می برند و این کار ایجاد حقی ناخواسته برای شوهر آینده و حکم محکومیتی برای زن ایجاد می کند. این رسم که خانواده ها برای از دست ندادن خانواده ی طرف مقابل و گاه افتخارات قومی قبیله انجام می دادند هم اکنون در میان جامعه ی لم زبانان جایگاهی ندارد.ممکن است در نگاه اول و در نظر مردمان آن زمانه کاری پسندیده و هنجاری شیرین بوده است، اما از یک خشونت و ظلم علیه زوجین نا آگاه بوده اند.گاهی زنان و مردان فوبیای این ازدواج از پیش مقدر شده ی والدین تا پایان عمر در عذاب بوده اند. 2.خون بس : بد ترین و ناگوارترین نوع ازدواج است که در جامعه ی گذشته ی مردمان غرب کشور رایج بود.خوشبختانه در زمان حال از میان رفته است و تعقل و عشق و زندگی جای آن را گرفته است. 3. دت ار دت (دت آلشکی) : در این نوع ازدواج باز هم رد پای خشونت و عدم رضایت زوجین به چشم می خود.ممکن است ازدواج یکی از این دختر و پسرها خوب باشد ولیکن وقتی مشروط بر مقابله به مثل می شود ، بوی خشونت و ظلم و سختگیری قبیله ای به مشام می رسد. 4. ازدواج عمو زاده ها : این ازدواج وقتی خشونت و اجبار را نشان می دهد که در فرهنگ ما واته ای هست که می گوید : «عقد دختر عمو و پسر عمو در آسمانها بسته می شود.» باید متذکر شوم که همیشه اینگونه نیست که ازدواج عموزاده اب بد از آب در آید ، گاهی شیرین ترین و عاشقانه ترین ازدواجها این نوع ازدواج است.در واقع فرزندان اینگونه ازدواج ها از دو سر (مادر و پدر) وابستگی خونی با ایل و طایفه پیدا می کنند .در فرهنگ عامه ی ما لاکها برای این نوع ازدواج اشعار فولکلور و ترانه هایی داریم.در زبان لکی به عمو زاده در بیشتر مناطق لک نشین ، هاموزا می گویند که همان عامو زا است. هاموزا تو بالا برزی هاموزا تو ار مِ فرضی نوعی ازدواج بین دختر و پسر خاله ها هم داریم که در آن موضوع خشونت جایی ندارد، زیرا در آن اجباری یا واته ای در بین مردم رایج نیست و کاملا دلخواه و آزادانه است.هر چند برای این ازدواج اشعاری فولکلور وجود ارد. از جمله ی این اشعار ، می توان به ترانه ی لکی «بینا، بینا» اشاره کرد. هی بینا بینا هی بینا بینا ار میمزامی شو نیلم تنیا 5.ازدواج با خواهر زن یا برادر شوهر: در گذشته وقتی که مردی زنش از دنیا می رفت یا زنی شوهرش به جهان آخرت می پیوست، عموما برای نگهداری و حراست و حفاظت از فرزندان متوفی ، مرد یا زن با خواهر زن یا برادر شوهر (شوی برا / شوی خویه ) خود ازدواج می کرد. این نوع ازدواج فی نفسه بد نبود ، اما هنگامی که سن مرد از سن زن کمتر بود ،عاقبتی نا خوشایند و ارتباطی همراه اکراه و اجبار در میان بود.هر چند برای این نوع ازدواج دلایل اقتصادی و مهر ورزی و سر پرستی و.... را بر می شمارند، اما دل و میل باطنی گاهی هیچکدام از این دلایل را بر نمی تابد. «خشونتهای مادر شوهر» : در همه ی دنیا از جوامع بدوی و ابتدایی گرفته تا مدرن و متمدن و پیش رفته ، ارتباط بین مادر شوهر و عروس از مشکلاتی است که بر سر راه زوجین وجود داشته و دارد.از این میان آنکه به خاطر خشونت بسیار مورد ظلم قرار می گیرد ، عروس است و به تبع آن داماد هم مغموم و دچار مشکل می شود.
فرهنگ عامه لکی: « خشونت » خشونت عبارت است از اقدام علیه جسم، جان، شرف، مال، حقوق فطری، طبیعی، اجتماعی و معنوی فرد، افراد، هویتها و هنجارهای اجتماعی. با توجه به این تعریف خشونتی که برای اجرای عدالت باشد تقبیح نگردیده که هیچ ،لازم و واجب هم هست. انواع خشونت را میتوان به صورت خشونتهای فردی، خشونتهای خانوادگی، خشونتهای اجتماعی، ربا خواری، سرقت، استهزاء، غیبت، دشنام و طعن دسته بندی کرد. بنا بر گواهی قرآم کریم اولین خشونت انسانی را در خانواده آدم و حوا با خونریزی و کشته شدن برادر توسط برادر دیگر بیان می کند. هابیل پیش از آنکه به قتل برسد به برادرش ـ قابیل ـ گفت: «… ما انا بباسط یدی الیک لاقتلک انی اخاف الله رب العالمین • انی ارید ان تبوء باثمی و اثمک فتکون من اصحاب النار و ذلک جزاء الظالمین؛ من بر تو دست نگشایم که تو را بکشم، من ازخداوند که پروردگار جهانیان است میترسم • میخواهم که هم گناه مرا به گردن بگیری و هم گناه خود را تا از دوزخیان گردی که این است پاداش ستمکاران.» خشونت به عنوان يك رفتار ناپسند تحت تاثير عوامل مختلفي است كه از آن جمله مي توان به مسايل رواني، افزايش فقر، گراني، تورم و وضعيت اقتصادي نابسامان اشاره كرد و اين عوامل به دنبال خود زمينه هاي كاهش تاب آوري و تحمل را در جامعه به همراه آورده اند. خشونت را می توان «کاربرد نیروهای فیزیکی با انگیزه وارد آوردن آسیب، رنج یا لطمه به انسان» تعریف کرد. در قلمرو رفتار فردی، خشونت به حالت روحی و روانی گفته می شود که فرد را به پرخاشگری و قانون ستیزی وادار می کند. بررسی پی آمدهای این نوع از خشونت در قلمرو وظایف روان شناسی است. (تربتی نژاد) هدف ما از این بحث جستجوی موارد خشونت در فرهنگ و زبان لکی هست که شناخت گوشه ای از این فرهنگ در گرو اینگونه مباحث است. ***برای خشونت در زبان لکی واژه ای مستقل و کاملا مشخص وجود ندارد، اما اصطلاحات و ترکیباتی داریم که نشان دهنده ی خشونت، ظلم و تعدی به حق دیگران است. بیشتر این اصطلاحات کنایه (لاپیچک) هستند. و روی کسیکرا توقیاین = به کسی توپ و تشر زدن چیم و برم ئی یک نایین = چشم و ابرو را به نشانه ی خشم در هم نهادن. تیم ئو توز = چهره در هم کشیدن مانند ابرهای سیاه دم اراچیین = در توهین و فحش و ناسزا حرافی کردن. دس ار دل نایین = دل کسی را شکستن. پوسا کنن = پوست کسی را کندن . و جل کوئنا نایین = جل و پوشش کسی را مذمت کردن. اِرض حویا بردن =آبروی کسی را بدن. کاری بهی گِ نو بنین ار سر کوچ سگ حیز نیتی = ناسزا و فحاشی را به جایی برسانی که نان را روی سنگ بگذاری ، سگ از خوردن امتناع کند. سیاتی ئی روی قورئو حیز دایین = سیاهی از روی قرآن بر داشتن.نعوذ بالله یعنی بی احترامی و عدم توجه به قرآن. خیز اری کِردِن = غیظ کردن به دیگری. اَرِی پولیاین = توپیدن به کسی. دنو ریچه کِردِن = دندان قروچه کردن به کسی. ناشَرِ نئی کردن = غیر شرعی و کارهای نادیده نسبت کسی اعمال کردن. جِل آ گرتِن = جل را از کسی بر گرفتن. هجو و هتاکی نسبت به دیگری. شدید و بی محابا. شاوال ئی پا کَنِن = شلوار از پی کسی در آوردن. بسیار هتاکی و بی احترامی کردن. چوی آگر و کسیکرا رشیاین = مانند آتش به کسی صدمه زدن.کسی را با بد دهنی اذیت و آزار کردن. پت ئی نوم سر چیین = بینی به فرق سر رسدن در مقابل کسی. بسیار خشمگینانه برخورد کردن. شرتک ئو پرتک بِردِن = خورد و ریز مسائل شخصی کسی را بیان کردن و آبروی او ر ا ریختن. ئی ور سِتوک ئو نوتِک آیشدن = کسی را مورد هجمه و نیش زبان قرار دادن. خشونت دارای انواعی است.1. خشونت فیزیکی. 2. خشونت بیانی. خشونت فیزیکی :«هرگونه تهاجم فیزیکی بر هستی انسان که با انگیزه وارد آوردن آسیب، رنج و یا لطمه زدن همراه باشد». در این نوع از خشونت فرد خشمناک با وسایل فیزیکی به آزار و اذیت طرف مقابل می پردازد.گاهی این خشونت با حکم قانون اجرا می شود و برخی معتقدند که نمی توان آن را خشونت نامید.اما در بیشتر موارد خوشنت تام و نمام است. کتک زدن مردها زنان خود را در هر جامعه ای خواه شهری و خواه عشایری ، از مصداق بارز این نوع خشونت است.مورد توجه ما بیشتر مناطق محلی و عشیره ای هست.دیده شده که مردان در زمانی نه چندان دور خود را مالک و صلاح دان و همه کاره ی زن فرض می کردند. کتک زدن جزئی از زندگی بود و با هر ناملایمتی که پیش می آمد این زنان بودند که مورد آماج گرز و چوب و لگد و مشت بودند. نمونه هایی دیگر در مناطق عشایری جنگهای قبیله ای بود که منجر به ضد و خورد و جرح و کشته شدن افرادی از دو طرف می شد.به جرات میتوان گفت که بن مایه و مقدمه ی این برخوردها و خشونتهای فیزیکی ، خشونتهای بیانی بود که کم کم به نزاعی دسته جمعی تبدیل می شد. هم اکنون هم برخی خشونتهای فیزیکی از خشونتهای بیانی سر چشمه می گیرد.
+«وهار دیاره» فصل بهار شاه بیت غزل سر سبز طبیعت و مایه ی شادمانی و سرور همه ی انسانهاست.در میان مردمان لک زبان این فصل از اهمیت و احترام خاصی بر خوردار است.بهار فصل دستگیر مردمان فقیر و بی پناه است ،از قدیم واته ای در میان مردم لک زبان رایج است که زمانی در مورد اهمیت فصلها در بین جماعتی بحث و گفتگو بود که از این میان یکی گفت: در مورد بهار همین بس که : ژنیِ ئو مردی ئه ر بنِ به ردیِ = یک زن و مرد در کنار سنگی می توانند زندگی را بگذرانند.اما منظور ما در این جا چیزی دیگر است و آن گل دادن دو درختچه در مناطق لک نشین است که نابهنگام آمدن بهار را خبر می دهند.این دو درختچه زمانی که هنوز برفهای زمستانی در بهمن ماه زمین را فرش کرده است ، سر بر آورده و گلهای خود را به رخ بینندگان می کشند و می خواهند بگویند که بهار فرا رسیده است. شاعری لک زبان و نکته سنج در این باره می گوید : تنگز درو زِن ،وایم له راله / پیره د ار گل کیِ ، ئه سگه وهاره تنگز دروغ گو و بادام لاغر اندام ، وقتی که درخت کهنسال گل دهد بهار فرا می رسد. 1.تنگز درختچه ای است که خیلی ارتفاع ندارد و دارای گلهایی به رنگ بنفش و سفید است. میوه ی آن خوردنی نیست، مگر پس از فراوری. 2. بادام وحشی که در زبان لکی به آن «وایم /بایم» می گویند و دارای ساقه های باریک و برگهای کوچک و باریک و گلهایش به رنگ سفید وزرد می باشد. میوه ی آن شبیه بادام است پس از اینکه در آب جوشانده شود و تلخی آن گرفته شود قابل مصرف است.از ساقه های آن سبد (سله) ، صافی برای آبکش کردن برنج(تیجه) و تحجیر بره ها درست می کنند. (مهدی زینی) http://telegram.me/farhangelakI
تنگز درو زن وایم لراله پیره دار گل کی اسگه واره
«دو بیتی لکی» مفاعیلن/مفاعیلن/فعولن(مفاعیل) دو نرگس مَرشِنن لوُ لوُ تَراوی دو گونا بومِ گل کوُ کوُ تراوی مَکیشن وینه مُنگ ار پوسِ سوسن شقایق سویرِ سِنج توُ توُ تَراوی #مهدی_زینی «شونِم / تَراوی » تراوی واژه ای لکی و به معنای شبنم است این واژه اصیل و سدیس و مختص زبان لکی است.مردمان لک زبان واژه ی دیگری مانند شونِم را که ترجمه ی حرف به حرف شبنم فارسی است ، به کار می برند و معروف و رایج هم هست. از همین واژه ی تَر ترکیباتی بدیع دیگر در زبان لکی داریم که شنیدنشان طراوت و شادابی به مخاطب می بخشد. واژه هایی همچون : تر کار = بذرپاشی در زمین نمدار/ دل تر= احساسی و دلنازک که با کوچکترین تلنگر عکس العمل احساس شدید می شود.(خدا حافظ ای شئر شقایق دل تر. ). تراله = نازک ، جوان، نو رس، بیشتر صفت برای کودک تازه به دنیا آمده است .در این مورد یک فال داریم که می گویند : تری تری ترالی/آویل پار و پیراری / سر د و دنیا داری/اگر فلان ...... و الی آخر/ برای بوته های کوچک و با ساقه های بازریک هم کار برد دارد .مانندد این این بیت در مورد آمدن بهار و گل کردن درختان پیر که نشانی از آمدن بهار است .: تنگز درو زِن وایم تراله (لراله) /پیره دار گل کی اسگه وهاره / تر دامو = هر چند معادل فارسی هم د ارد اما در زبان لکی هم جا باز کرده است و منظور پرهیزگاران و گریه کنندگان شبانه از خوف خداست. تر پوش= شیک پوش و اجلاف .در زبان لکی اجلاف را که جمع جلف است و در عربی معنی دیگر دارد، به آدمهایی که به صورت ظاهر و پوشش خود اهمیت می دهند دلالت دارد . و اما بر گردیم به تراوی که عبارت است از قطرات آب بر روی برگ و ساقه ی گیاهان در طول شب که هنگام صبحدم مشاهده می گردد .گاه این تراوی شدید و گاه اندک است و بستگی به بخار آب موجود در هوا دارد. در زبان فارسی برای این مورد ژاله را هم به کار می برند ، چنانچه شاعر می فرماید : ژاله اندر روی لاله کرده روی ژالـه واله همـچـو مـی انـدر پیاله بـر لبان بــاده خوار (ملا منوچهر لک) تو گفتی چرخ زرین ژاله بارید به گرد ژاله برگ لاله بارید (فخر الدین اسعد گرکانی / ویس و رامین) شبنم لغتنامه دهخدا شبنم . [ ش َ ن َ ] (اِ مرکب ) صقیع. (بحر الجواهر). قطرات ریزه ٔ آب که در شبهای مرطوب بر زمین ریزد. (فرهنگ نظام ). بخار آب که به شکل قطره های بسیار کوچک در شبهای بی ابر بر روی نباتات می نشیند. رطوبتی که شب هنگام بر روی گیاهها یا چیزهای دیگر تولید شود. قطره ای که شب در روی برگ گل یا گیاه نشیند. توضیح آنکه تولید شبنم بدان جهت است که موقع سحر، که هوا غالباً رو به سردی میرود مولکولهای هوا زودتر از ذرات بخار آب اشباع گردند و دو عامل اشباع نسبی و برودت موجب میشوند که ذرات بخار آب تبدیل به قطرات ریز آب شود و بر سطح گیاهان قرار گیرند. (فرهنگ فارسی معین ). بژم . بشک . ژاله . بشم . پژم : چو شب را گزارش درآمد بزیست بخندید خورشید و شبنم گریست (نظامی) واژه ای دیگردر زبان لکی داریم که تقریبا تلفظش همانند «شونم» است ولیکن بر معنی دیگر دلالت دارد و آن واژه ی« شونیم »(shoneyem) است. «شونیم» عبارت است از بیتوته کردن به الزام در جایی به خاطر فرا رسیدن شب و تاریکی. گاه معنی پناه آوردن هم دارد و این معنای جانبی آن است. با توجه به موارد فوق الذکر ، در زبان لکی برای شبنم واژه ی مستقل و لکی داریم و آن هم چیزی جز «تَراوُی» نیست. منابع : فرهنگ دهخدا ، معین / #مهدی_زینی http://telegram.me/farhangelakI
«گُنج سویره» در فرهنگ لکی نمودهایی مانند «چیکه چیکه»، «واته» و دیگر انواع ادبی از محسوسات اطراف سود برده و اثری زیبا آفریده شده است. در این راستا حیوانات و گیاهان و از بسامدی بیشتر برخوردارند. زنبور در چیکه چیکه و واته و کنایه ی زیر زیبا نشسته است. 1.«چیکه چیکه؟» دویر می دویربینه می نیزه و دس بو خوینه می Chika chika? Doira meh doirbina meh niza va das boo khoina meh «جواب زنبور» 2.«واته» چوی گُنج ئو گوشد = مانند زنبور و گوشت. حریص و زرنگ و کار آمد به مساله ای تمایل نشان دادن. به کاری چسبیدن ، 3.«گُنج ئی مشد کسی نایین / gong ey meshed kase nayen»در مشت کسی زنبور نهادن.کنایه از: کسی را متعجب کردن،آب پاکی را روی دست کسی ریختن، کسی را از موضوعی که نشنیده است مظلع کردن. 4. «دس اج لونه گنج کسی دایین / dasag lonah gong kase dayen»به لانه ی زنبور کسی دست زدن. کنایه از تحریک و احساساتی کردن تا حد تهاجم و واکنش بد نشان دادن طرف مقابل. زنبورها سه نوع هستند : 1.زنبور زرد که در قسمتهای غربی لکستان به «زرداول / zardaowel» معروفند. 2. زنبور عسل. 3. زنبورهای قرمز یا به روایتی کافرها. در رابطه با زنبور هر کسی خاطره ای دارد.شاید بیشتر عزیزانی که بهار عمرشان بیشتر از دیگران باشد خاطره (ویروشه)های بیشتری داشته باشند. اصطلاحی هست در فرهنگ و زبان لکی به نام « شِش کش / shesh kosh»که در ابتدا ممکن است با معنی منفی به ذهن متبادر شود ولیکن اینگونه نیست.هر گاه دشمن را در تنگه ای یا گذرگاهی تنگ و باریک مورد هجوم قرار دهند و یک به یک را به هلاکت برسانند، می گویند که « شش کش » شدند. زمانی که ما نوجوان بودیم و بازیگوش و خواهان خطر و به استقبال حسهای نو می رفتیم ، به جنگ زنبورهای قرمز می رفتیم. برای این کار در ورودی زنبورها ر ا با گل کاملا صاف و صیقلی می کردیم که وقتی زنبوری خارج می شود کاملا دیده شود. از قبل هم دو شاخه ی «زویری / zoyre»1 پر خار انتخاب می کردیم. در فرصتی مناسب که همه ی زنبورها در لانه بودند، با دوسنگ تخت در دست کنار لانه می نشستیم و دو سنگ ر ا طوری با سوراخ لانه مماس می کردیم که هر زنبوری خارج شود از برابر گیوتین ما عبور کند. با خروج اولین زنبور کشتار شروع می شد.در نیمه های جدال ما خسته و زنبورها جری تر، راهی جز فرار نداشتیم. در حین فرار چندین زنبور همراه گردش زویری دور سرمان می چرخید.گاهی نیشی می زدند و سر و صورتی باد کرده تا چند روز یاد آور نبردی سخت بود ، ولی بیشتر اوقات تن بی جان زنبورها هدف خار «زویریها» بود. 1. زويري(كنگروحشی )scop circium arvensis:اين گياه كنگر فرنگي وحشي است.بعضی افراد كنگر فرنگي را با كنگر كوهي اشتباه مي كنند.كنگر فرنگي در طب استعمال مي شود وآن را مي كارند وكنگر فرنگي وحشي نوعي از آن است.در لكي به آن زويري مي گويند.ساقه ي اين گياه هنگامي كه هنوز جوان وتازه روييده است خوردني وخيلي خوشمزه است. #مهدی_زینی @aksohonar @qhazalemastaneh http://telegram.me/farhangelakI
روژ زوئن دالکئی ار تموم مردمل دنیا بمارک بو ، ئللخصوص قوم لکستان. لکی بوشیم و بنویسنیم و بیرا کیم. **** لکم لک زاده ام بنچینه دیرم دمی صادق دلی بی کینه دیرم نژادم کی منش ایران نشینم نشونی اج «لکا» دیرینه دیرم روژ بیس یک فوریه و براور دوم مونگ ئید لکی و هُمیاری یونسکو و خاطر جهونگیری و وشیاین زوئنل وَ ئی سال 1999 روژ جهانی زوئن دالکه ای نومگیر بیه . ارا ئی روژه دانشجوئل داکایی سال 1952هیستو زوئن بنگالی ثبت کن و بوئه زوئن دوم پاکستان چن نفر اجینو کوشیا. یه مرسنی ارا رسین و هر هدفی باید ای گیون مایه بنی. شعار یونسکو ، رنگو رنگ بین زوئنل ارا دلوازی دایمیه . ئی مملکت وژمو هم ئی اصل پونزه قانون اساسی و ئی حق زوئنل بومی و محلی اشاره بیه . ئی اصله موشی:« زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است. اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است » ئی روژه ار تموم لکسونیل بمارک بو.برال و خویئل بورن ارا سر بلنگی و آویاری زوئن لکی زمت بکیشیم . روز ۲۱ فوریه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شدهاست. نامگذاری این روز در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام شدهاست. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز به دلیل اهمیت زیاد آن، سال ۲۰۰۸ را سال جهانی زبانها اعلام کرد. مطابق برآورد یونسکو، از حدود ۶ هزار زبانی که در جهان شناخته شده است، بیش از سه هزار زبان در حال نابودی هستند. این زبانها هماکنون نیز توسط گروههای بسیار کوچکی به کار برده میشوند و تقریبا هیچکدام شانسی برای بقا ندارند. ۹۶ درصد از زبانها تنها در بین ۴ درصد از جمعیت جهان رواج دارند. درباره اصطلاح زبان مادری باید گفت این اصطلاح در کاربرد وسیع میتواند به چندین موقعیت گوناگون اشاره داشته باشد که برخی از آنها شامل موارد زیر است: - زبان اول First language یا زبان مادری به اولین زبانی گفته میشود که کودک تکلم به آن را یاد میگیرد. در ایران افزون بر زبان فارسی در مجموع حدود ۶٩ زبان و گویش رواج دارد و بزرگترین گروههای زبانی ایران را فارسی، آذربایجانی، کُردی، ترکمنی، گیلکی،مازندرانی، تالشی، لری، عربی، بلوچی، لکی و تاتی تشکیل میدهند. منبع : بخش فرهنگ و هنر سایت بیتوته #مهدی_زینی http://telegram.me/farhangelakI
شمس زرین بال زرین،با فروغ و فتح فرین فوق و فرق و شرق گرین صبحدم هات ئو دیار بی وه تسخیر سلیمان کوه و کش دشت و بیابان اژ زمین تا قاف خندان بی دماغ روزگار پرتو نوری نمانا در بسیط دهر شانا چوی صف اسلام مانا بشکنی خیل کفار لشگر چین و فرنگی منهزم دا جیش جنگی دا قرار بی درنگی اژ حبش تا زنگبار رومیان اژ فتح روسی دا بنای تول و کوسی جشن و عیشی چوی عروسی اژ صغار و اژ کبار تازه بزمی په ی وه په ی هت مجلس ارباب کی هت بانگ عود و نای و نی هت ارغنون غمگسار سطوت گشتاسبی سن اژ حمه ل تا تخت بهمن بعد اژ گز تهمتن در گِز اسفندیار ملا منوچهر کولیون صوتونه خیر و زندگیتو چوین فروغ هر روژ کوک گرین روشن و پر اج فرشه بو 🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
«که لیمه / kalima» در زبان و ادبیات فارسی یکی از قوالب شعری آوردن تک بیت ، فرد یا مفرد است.این قالب از دو مصرع یا یک بیت تشکیل شده است ، گاهی هم دو بیت را با قوافی مختلف در حکم تک بیت حساب کرده اند . شعرای بزرگی همچون سعدی و هاتف و صائب از سرایندگن و آورندگان تک بیت هستند.در زبان فارسی نیز این تک بیتها به خاطر کوتاهی و نغز بودن و بار معنایی زیاد به ضرب المثل و نظائر سایره تبدیل شده اند.چنانچه سعدی می فرماید : سخن را سر است ای خردمند و بن / میاور سخن در میان سخُن (سعدی) صائب شاعر تک بیتهای زیبا و خیال پردازانه می فرماید : طفل می گرید چو راه خانه را گم می کند / چون نگریم من که صاحب خانه را گم کرده ام فغان که کوه کن ساده دل نمی داند / که راه در دل خوبان به زور نتوان کرد (صائب) هر چند مناطق زاگرنشین از نظر تاثیر فرهنگ و زبان عربی تا مدتها پس از هچوم اعراب در امان بودند و اصالت خود را حفظ کردند، اما به برخی واژه ها بر خورد می کنیم که از این زبان وارد محاورات و گفتار و نوشتار این مردمان شده است.یکی از این تاثیرات را می توان در واژه ی تغییر شکل داده ی «کلیمه» دید. در زبان لکی کلیمه به معنای تک بیتهایی است که زنان و مردان در اثنای موگه و هوره یا فال و مطالب پند آموزمی آورند و به وسیله ی آن کسی را می ستایند و یا توصیف می کنند.مانند : ئیِ کویله کِرا سِره زاریِن / کل سره نگرا بی سردارین کراس گلوه نی، کُر وه کوله وه / همراز حوریان وه کوی چوله وه مال عزیز براکم برز ئو دیاری / ویرونه بیه ئی بی سه رداری برخلاف نظر برخی کلیمه مختص «موگه» یا اشعار عزا داری نیست بلکه در هنگام فال «چل سرو» ابیاتی که خوانده می شود ،کلیمه و تک بیت هستند.مانند : خداته بی دیِ دنیات وه دل بو / سه ر په رچی میخک همرازت گل بو علی بره سن روژیِ قلیونم / ته ما کو فروش بهه میِمونم خداله م شکری ره سیمه مه تلو / دلم ساکن بی ئیِ پژاره شو گاهی هم برخی واته ها از یک بیت شعر (کلیمه) درست شده اند و پرمعنا و به جا ظاهر می شوند. هر کیِ وه طمای مِنِ منان بو / بچو شوی بهیِ بیوه نه مانو ئی جه نگ ئه گل نوینه طریق / بنم ئیِ تُفنگ بچو وه چریک اشعار« لاوه لاوه»(لای لای)نیز در زمره ی تک بیت هستند .مانند : برا بوریه هوار وه خدِ ذراته / قالیمیِ کردیه ئه خد ژیرپاته لاوه لاوه کی هر وه ئیواره / نمام یه لاوه کُم برا داره اشعار بیشتر ترانه های فو لکلور نیز تک بیت هستند و به ندرت در مواقعی خوانندگان ابیاتی به آنها اضافه کرده و این تک بیتها را موقوف المعانی ساخته اند.مانند : دُم دویکه دُم دویکه / خنجر کاکم باریکه /کاکم چیه ژه ن باریی / ئی هوزِ یا خی باریِ(فولکلور) در زبان لکی به طور کلی به آواز خواندن «بیت خونن» اطلاق می گردد و این به خاطر تک بیتهایی است که برای این ترانه ها در فولکلور لکی موجود است. #مهدی_زینی_چپرا
مفتعلن فاعلن / مفتعلن فاعلن کاسه شراو عنبری ، اج دس گل سوسنی ار نچشم کافرم ، کافر دل ارمَنی چُی کله وا وخد تنگ ، شاده دل اج هاتِنِی زُخ بر و سرما کشه ، اج نفسِی گل خَنی بلبل شیدای گل ، کلکله ریزونسی سر دسه چوپی گِرَل ، ها وَ دسی گلونی سازنه لزم چپی ، بازنه اج جا پری بالنه وش باله می ، تویله دِتِ سرونی سرتلِ ملهو چَمی ، زلفِ گشی دایه وا بو هل و میخک رسی ،سوزه بلنگ چمنی تک تکه اسری تِکی ، بزغِ فلک آرَمی وا زلو هاتو دیار ، شاده تنگز مردنی #مهدی_زینی
همیشه دیگران به پدر و مادرم می گفتند : سایه اتان بالای سر فرزندانتان باشد و من از این دعا احساس امنیت می کردم بی مرگی آن دو را در ذهن داشتم چونان باد گذشت این خیال خام امروز مادرم گفت : ان شا الله سایه ات بالای سرمان باشد دلم بد جوری ابری شد و بر تنهایی خود گریستم بوسیدمش و گفتم : مادر جان ! همه ی عمر در سایه ی تو پناه داشتن را تجربه کرده ام آفتاب عمرم ! اگر نباشی هیچم و بی سایه #مهدی_زینی_چپرا @qhazalemastaneh
بیت مشگه این ابیات نوعی از موسیقی کار است که توسط زنان لک هنگام زدن مشگ خوانده می شود. ابیات آن در وصف مشگ و مهمانان صاحب مشگ که از صاحب منصبان هستند ؛ خوانده می شود. همچنین نام بردن از اجزای مشگ و نوع چوب آن که از درختان مقدس است. نوای این موسیقی در صبحگاهان که هوا هنوز روشن نگردیده است طنین شادی و دلگرمی و خیر و برکت را در کوهها منعکس می کند ایل با این نوای دلنشین زنان لک ؛ از خواب بیدار می شوند و خود را برای شروع روزی پر انرژی آماده می کنند. بر گرفته از کتاب رد پای پیشینیان اثر نگارنده #مهدی_زینی_چپرا
فراموش نکنیم مهر را مهربانی را شکرانه ی رفتن دلسردی های پاییز را در بلند ترین شب جهان در گرمترین شب پیوند قلبهای افسرده شادی را انرژی مثبت کنیم ببخشیم به تاریکی به روشنایی هایی که فردا و فرداها در انتظار ماست چای بی خاطره ننوشیم فنجانها را از نو پر کنیم سرشار از محبتهای بی بهانه گذر سنگین یلدا را با نسیم صبحگاهان پیوند بزنیم محکمه ی شبهای تنهایی را بر متهمان بی گناه آشنا ... بر خاطرات شیرین ... بر نبش قبر تلخیها ... ببندیم شاد باشیم شاد گوییم باده ی خشنودی بنوشیم رخت غم از تن آذر.. به در آریم بر تن دی پوشش گرما بپوشیم دستان خیال را هر چند کوتاه ... تا کوچه های خم اندر خم گیسوی دلبر برسانیم یلدا فرصتی بلند است و دیر پای خاطرات شاد را در صحیفه ی با هم بودنهایش به ثبت دلها برسانیم #مهدی_زینی_چپرا @aksohonar @qhazalemastaneh http://telegram.me/farhangelakI