ادبیات فارسی نهم
Статистикаلطفا کانالها را به دوستان و آشنایان خود معرفی فرمایید پایه هشتم @farsi8a پایه هفتم @Farsi7a کانال شعر ومتن ادبی @baraneadab
- Последний пост
- 12 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
ویژگیهای فعل: ۱- انجام دادن کار یا پذیرفتن حالت ۲- داشتن زمان ۳- داشتن شخص ۴-داشتن عدد (مفرد یا جمع بودن) ۱- انجام کار، مانند: علی کفشهای جدیدش را پوشید.(کار -> پوشیدن) فعل ۲- داشتن زمان: پوشید -> گذشته ۳- داشتن شخص: پوشید -> سوم شخص ۴- داشتن عدد: پوشید -> مفرد یکی ازمشخصترین ویژگیهای فعل داشتن زمان است. فعل زمان دارد . عدد در فعل:هر فعل یا مفرد است یا جمع. اگر فعل را بدین گونه صرف کنیم ، پوشیدم پوشیدیم پوشیدی پوشیدید پوشید پوشیدند متوجه می شویم که از شش ساخت فعل ، سه تا مفردو سه تا از آن ها جمع است. شخص فعل : در فعل «دیدم» می گوییم دیدن را چه کسی انجام داده است؟ «من » یعنی گوینده که اول شخص مفرد است. در فعل « دیدی» می گوییم دیدن را چه کسی انجام داده است؟« تو» یعنی مخاطب که دوم شخص مفرد است. در فعل « دید» می گوییم دیدن را چه کسی انجام داده است؟ « او»(حاضرنیست) یعنی غایب که سوم شخص مفرد است. در فعل« دیدیم» می گوییم دیدن را چه کسی انجام داده است؟«ما » یعنی ، گوینده که اول شخص جمع است. در فعل « دیدید» می گویی دیدن را چه کسی انجام داده است؟ «شما» یعنی مخاطب ، که دوم شخص جمع است. در فعل «دیدند» می گوییم ، دیدن را چه کسی انجام داده است؟ «ایشان(آنها)» یعنی ، غایب که سوم شخص جمع است. هر فعل شش شخص دارد: 1- (من ) اول شخص مفرد پوشیدم 2 –(تو) دوم شخص مفرد پوشیدی 3- (او) سوم شخص مفرد پوشید 4- (ما) اول شخص جمع پوشیدیم ۵-(شما) دوم شخص جمع پوشیدید ۶- (ایشان) سوم شخص جمع پوشیدند
راههای تسلط بر تستهای قرابت معنایی: ۱- تسلط به شعرهای کتاب درسی ۲- توجه به آرایهها به ویژه کنایه و استعاره ۳- درست و با آهنگ خواندن ۴- درست معنی کردن و باید از هر شعر یک مفهوم درآورید. توجه داشته باشید معمولاً در تستهای قرابت معنایی فقط یک بیت از کتابهای درسی میآید و سه بیت دیگر خارج از کتاب هستند، لازم است تستهای زیادی در این زمینه بزنید.
مبحث: #حرف_چون_و_انواعش یکی از مباحث مهمی که در آزمونهای ورودی مدارس برای طرح سؤال مورد استفاده قرار میگیرد، حروفی هستند که میتوانند کاربردهای جداگانهای داشته باشند و معمولا طراحان سؤال از کارکردها و معناهای مختلف آنها پرسش میکنند. یکی از این حروف #چون است که میتواند به عنوان #حرف_ربط، #حرف_اضافه و یا #قید به کار رود. ما باید بدانیم در هر کدام از این وضعیتها #چون به چه معناییست و چه کارکردی دارد. توجه: چو، همچون، همچو، چونان و چنین شکلهای دیگر چون هستند و باید آنها را مثل چون بررسی کنیم. ⭕️ انواع #چون: ۱. حرف ربط: اگر چون به معنای وقتیکه، زیرا، به دلیل اینکه، چونکه و ... به کار برود حرف ربط است. مثالها: چون ابر به نوروز رخ لاله بشست / برخیز و به جام باده کن عزم درست (هنگامی که در نوروز ابر چهرهٔ گل لاله را شست ....) چون بلبل مست راه در بستان یافت / روی گل و جام باده را خندان یافت (وقتیکه بلبل خوشحال به باغ راه پیدا کرد...) چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ (وقتی عمر تمام شود شیرین و تلخش فرقی ندارد...) چون تشنه جان سپردم آن گه چه سود دارد؟ / آب از دو چشم دادن بر خاک من گیاه را (وقتی که تشنه جان دادم آن وقت چه سودی دارد...) ۲. حرف اضافه: این نوع از حرف چون را همهٔ ما به عنوان #ادات_تشبیه میشناسیم که به معنای مثل و مانند است. پس اگر چون در جایگاه ادات تشبیه به کار رفته باشد و یک تشبیه را شکل داده باشد حرف اضافه است. مثالها: شبی چون شبه روی شسته به قیر / نه بهرام پیدا نه کیوان نه تیر (یک شب مثل شبه ...) ببارید چون ژاله ز ابر سیاه / کسی را نبد بر زمین جایگاه ( مثل باران از ابر سیاه میبارید...) به بالا چو سرو و به رخ چون بهار / به هرچیز ماننده شهریار (از جهت قدبلندی مثل سرو و از زیبایی مثل بهار ...) مقدارِ یارِ همنفس، چون من نداند هیچکس / ماهی که بر خشک اوفتد، قیمت بداند آب را (کسی مثل من ارزش دوست موافق را نمیداند...) مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زادهست / دو روح در بدنی چون دو مغز در یک پوست (جهان، من و عشق تو را با هم زاده است... مثل دو مغز در یک پوست...) تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش؟ / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار ( تا کی مانند بنفشه غافلی...) ۳. قید: اگر چون به معنای چگونه به کار رود قید است. اگر چون در معنای چگونه و برای پرسش به کار رود قید پرسشی خواهد بود. مثالها: مگر کز شمار تو آید پدید / که نوبت ز گیتی به من چون رسید (چگونه نوبت به من رسید...) روی خوش و آوازِ خوش دارند هر یک لذتی / بنگر که لذت چون بود، محبوب خوش آواز را (نگاه کن که لذت دوست زیباروی خوش صدا چگونه است؟...) خیالش در نظر، چون آیدم خواب؟ / نشاید در به روی دوستان بست ( وقتی فکرش در خاطرم است چگونه خوابم ببرد؟....)
فارسی نهم نوبت اول.pdf
فارسی نهم نوبت اول ۱.pdf
без подписи
без подписи
انواع «چو – چون» 🔽 1- حرف ربط به معنی وقتی که، زیرا، چون که و ... : چو باز آمدم کشور آسوده دیدم؛ چون نیک نظر کرد، پَرِ خویش بر او دید 2- حرف اضافه به معنی مانندِ، مثلِ، بسانِ و ... : چون شیر به خود سپر شکن باش؛ چو فرهادم آتش به سر می دود 3- قید پرسشی به معنی چگونه: دوش چون بودی ؟ که شب چون بدی روز چون خاستی ** ز پیکار دل بر چه آراستی؟
🔴 نکتهی مهم املایی 🔴 در املا چگونه فرق بین واژههای "گزاردن" و "گذاردن" را تشخیص دهیم؟ یا به عبارت دیگر کجا باید گزاردن بنویسیم و کجا گذاردن؟ پاسخ: ☆ تنها راهِ تشخیص، دقّت در معنای آنهاست! ☆ پس برای اینکه بینِ املای کلمههای (گزاردن و گذاردن) دچار اشتباه نشویم؛ فقط لازم است به معنای این واژهها دقّت کنیم! ☆(گزاردن) : به معنای انجامدادن یا ادا کردن یا بهجایآوردنِ کاری است و همچنین به عنوانِ پسوندِ شغلی نیز در مشاغل و حرفهها بهکارمیرود. مانند :👇👇👇 ⭕️ نمازگزار (اداکنندهی نماز) ⭕️ حجگزار (بهجایآورندهٔ حج) ⭕️ شکرگزار: سپاسگزار (بهجایآورندهٔ شکر و سپاس) ⭕️ امانتگزار (اداکنندهٔ امانت) ⭕️ برگزاری (انجام یا بهجایآوردن کاری) ⭕️ بیمهگزار (پرداختکننده یا اداکنندهٔ حقِ بیمه) ⭕️ وامگزار (پرداختکنندهٔ اقساطِ وام) ⭕️ مناقصهگزار (انجامدهنده یا شرکتکننده در کارِ مناقصه) ⭕️ خدمتگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجامدهندهٔ خدمت) ⭕️ خبرگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجامدهندهٔ کارِ خبری) ⭕️ کارگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجامدهندهٔ وظایف کاری) ⭕️ خوابگزار (به عنوانِ شغلی در قدیم و به معنای تعبیر کنندهٔ خواب) ⭕️ نیزهگزار ( به عنوانِ شغلی نظامی در ارتش قدیم و به معنای نیزهانداز یا نیزهدار) ☆(گذاردن) : به معنای گذاشتن یا نهادن یا قراردادن یا وضعکردن یا بنانهادن یا تأسيسکردن است. مانند :👇 ⭕️ بنیانگذاری: پایهگذاری (تأسیسکردن یا گذاشتن یا قراردادنِ اساس و پایهٔ هر چیزی) ⭕️ قانونگذاری (وضعِ قانون) ⭕️ بدعتگذاری (قراردادنِ بدعت) ⭕️ سیاستگذاری (بنانهادنِ سیاست) ⭕️ سرمایهگذاری (قراردادنِ سرمایه در جایی برای رشدِ مالی) ⭕️ بارگذاری ( معادلِ فارسیِ واژهٔ انگلیسیِ " Loud " به معنای قراردادنِ اطلاعات در صفحهٔ اینترنتی) ⭕️ اشتراکگذاری ( معادلِ فارسیِ واژهی انگلیسیِ " Share " به معنای بهاشتراکگذاشتنِ مطالب در شبکههای اینترنتی ) ⭕️ جایگذاری ( پُرکردنِ جای خالی با گذاشتنِ چیزی) ⭕️ نامگذاری (گذاشتنِ نام) ⭕️ حاشیهگذاری (گذاشتنِ حاشیه) ⭕️ تاجگذاری ( تاج بر سر گذاشتن)
https://t.me/boost/farsi9a
سلام کلاس خصوصی ادبیات هفتم، هشتم و نهم تقویتی و بیشرفته، فقط در شهر شیراز پذیرفته میشود. @Akbari590
درسنامه_ادبیات_نهم
без подписи
без подписи
سلام کانالهای ادبیات فارسی متوسطه اول مهدی اکبری هفتم https://t.me/farsi7a هشتم https://t.me/farsi8a نهم https://t.me/farsi9a کانال شعر و متن ادبی https://t.me/golestane1967 https://t.me/baraneadab baraneadab.blogfa.com https://t.me/sheromatnhayadabi
без подписи
جشنواره خوارزمی ادبیات
без подписи
https://t.me/sheromatnhayadabi