فردوس سخن
Статистикаفردوس سخن کانالی برای بیان نکات و مطالب درسی ؛ نمونه سوال امتحانی ؛ نکات درسی مقطع یک و دو دبیرستان و مطالب ادبی و اطلاعات عمومی Admin : @mollasadeghi برو اولین پست https://t.me/ferdosesokhan/3
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 51
- 1/48двое суток
- 58
- 1/72трое суток
- 63
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
فردوس سخن pinned «🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ✳️ مجموعه های کانال های زیر مجموعه ی گروه سیری در آثار و افکار حضرت مولانا ============ ابر گروه سیری در آثار و افکار مولانا و آثار دیگر بزرگان ادب عرفانی در این باره گروهی در جهت معرفی آثار و افکار حضرت جلال الدین محمدبلخی ( مولانا ) @mo…»
مخزن کتاب های pdf ادبی مخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی @pdf_kotob_e_adabi ======================= ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اول گروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول @majmaedabiraneadabiatdoreaval ==================== مخزن گروه دبیران ادبیات متوسطه اول محلی برای ذخیره مطالب درسی درس های نگارش و ادبیات فارسی متوسطه اول @makhzan_e_doroseadabiatedoreaval ================ ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد. @dabiraneadbiatemotevasetedovom ========== مخزن سوالات زبان فارسی و نگارش و فنون ادبی مخزنی از سوالات به صورت ورد(word) ؛ pdf؛ مجموعه سوالات نهایی ؛ بخش به بخش و آزمون آنلاین ، از دروس زبان فارسی و نگارش و فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار ودانش و فنون ادبی از همه گروه ها و کانال ها سری به این کانال بزنید: @makhzanesoalatedoroseadabi
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 ✳️ مجموعه های کانال های زیر مجموعه ی گروه سیری در آثار و افکار حضرت مولانا ============ ابر گروه سیری در آثار و افکار مولانا و آثار دیگر بزرگان ادب عرفانی در این باره گروهی در جهت معرفی آثار و افکار حضرت جلال الدین محمدبلخی ( مولانا ) @molavi_asar_o_afkar =================== نکات ناب تربیتی کانالی پر از مطالب تربیتی و اخلاقی و مناجات های عاشقانه و عارفانه @nokatetarbiyati ================== مخزن نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری کانالی برای بیان نکات نگارشی ؛ ویرایشی و دستوری؛ کانالی برای نیاز امروز افراد جامعه ی ایرانی برای درست نویسی متون فارسی @makhzanenokatenegarshi_virayashi ============== فردوس سخن کانالی برای بیان نکات و مطالب درسی ؛ نمونه سوال امتحانی ؛ نکات درسی مقطع یک و دو دبیرستان و مطالب ادبی و اطلاعات عمومی @ferdosesokhan ================= عاشقانه های نزار قبانی نزار قبانی دیپلمات، شاعر و ناشر سوری بود. نزار قبانی با شعرهای عاشقانهاش مشهور است؛ زن و عشق موضوع اصلی شعر اوست @nezar_asheghaneha ==================== نجواهای عاشقانه ی یک زن ( غاده السمان ) غادة السمان (متولد ۱۹۴۲ -دمشق) نویسنده و ادیب زن اهل سوریه است. وی یکی از بنیانگذاران شعر نو در ادبیات عرب بهشمار می رود. @ghadat_asheghaneha ==================== موزيك كانال محلي براي عرضه آهنگ هاي پاپ از خوانندگان محبوب كشور و مداحي ها و ويس هاي برگزيده مذهبي ؛ به ما بپيونديد و كانال ما را تبليغ كنيد @muzic_canal ================== مثل آباد( داستان ها و ریشه های ضرب المثل های زبان فارسی) کانالی برای داستان ها و کاربرد ضرب المثل های رایج در زبان فارسی که از گروه ها و کانال های مختلف جمع آوری شده است . @zarbolmaslhaefarsi ================== مخزن کتاب های pdf ادبی مخزنی برای نسخه های الکترونیکی کتب ادبی @pdf_kotob_e_adabi ================== مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا با عضویت در کانال مخزن گروه سیری در آثار و افکار مولانا؛ از آرشیو مطالب گروه بهره ببرید . @mazhzan_molana ================= فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار و دانش فارسی و نگارش۱و۲و۳ رشتههای فنی و حرفهای و کار و دانش ؛ مباحث درسی ؛ نمونه سوالات امتحانی و جزوه های درسی @farsionegaresh_fanni =============== گروه فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار و دانش فارسی و نگارش۱و۲و۳ رشتههای فنی و حرفهای و کار و دانش ؛ مباحث درسی ؛ نمونه سوالات امتحانی و جزوه های درسی @farsionegaresh_fanni_gr ================= مخزن سوالات زبان فارسی و نگارش و فنون ادبی مخزنی از سوالات به صورت ورد(word) ؛ pdf؛ مجموعه سوالات نهایی ؛ بخش به بخش و آزمون آنلاین ، از دروس زبان فارسی و نگارش و فارسی و نگارش فنی و حرفه ای و کار ودانش و فنون ادبی از همه گروه ها و کانال ها سری به این کانال بزنید: @makhzanesoalatedoroseadabi ====================== گروه نوای چکاوک ( شعر و نثر و متون ادبي و نثر آهنگين ) گروهی برای ارسال شعرها و نثرهای زیبای فارسی و متون های زیبای ادبی و نثرهای آهنگین فارسی @nava_e_chakavak =================== حافظ شیرین سخن حافظ حافظه ماست ، ز هر دری سخن در باره حافظ و غزلیاتش @hafez_e_shirin_sokhan ==================== ابر گروه مجمع دبیران ادبیات دوره متوسطه اول گروهی به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوره اول @majmaedabiraneadabiatdoreaval ====================== مخزن گروه دبیران ادبیات متوسطه اول محلی برای ذخیره مطالب درسی درس های نگارش و ادبیات فارسی متوسطه اول @makhzan_e_doroseadabiatedoreaval ================ اصلاحِ اشعارِ جعلیِ شاعران این کانال با هدف معرفی و درحد امکان اصلاح اشعار جعلی تشکیل شده است تراوش کی کند از طبع موزون، شعر ناموزون کسی نشنیده از سنجیدگان حرف نسنجیده #مخلصکاشانی @molavi_asar_o_afkar @eslah_e_ashaar_e_jaali_e_shaeran ============= ابر گروه مجمع دبیران ادبیات متوسطه دوم دبیران محترم ، این گروه به جهت بررسی و هماهنگی در دروس ادبیات فارسی متوسطه دوم تشکیل گردید . این گروه مختص دبیران عزیز می باشد. @dabiraneadbiatemotevasetedovom ============= راه ارتباطی اعضای کانال ها با آدمین ها : Admin : @mollasadeghi 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 عزیزان همراه مجموعه این گروهها و کانالها تحت حمایت و هدایت گروه سیری در آثار و افکار مولانا شکل گرفته و اداره میشود. لطفا از برداشت و ارسال هرگونه مطلب و فایلی از این کانالها بدون لینک اختصاصی آن خودداری بفرمایید.
✳️ چهار زمینه و ویژگی حماسه ❇️ هر حماسه چهار ویژگی اصلی دارد : ◀️ ۱_ داستانی : یعنی ما با یک داستان روبه رو هستیم مثل داستان رستم و سهراب ، داستان کاوه و ضحاک و غیره . ◀️ ۲_ ویژگی قهرمانی : هر حماسه داستانی از قهرمانی های فردی است که به عبارتی می توان گفت شخصیت اصلی داستان است و رفتارهایش دلاورانه و قهرمانانه ست. مهمترین قهرمان در شاهنامه رستم است و در داستانهای دیگر شاهنامه قهرمانان دیگری داریم که یا به تنهایی قهرمان داستان هستند یا در کنار رستم . ◀️ ۳ _ ویژگی ملی و میهنی بودن : یک داستان حماسی در نهایت ویژگی های ملی و میهنی یک قوم و ملت را به آنها یادآوری میکند و آنها را زنده و پویا نگه می دارد ، آداب و سنن قومی ، اخلاقی شایسته ی یک قوم فرهیخته است و در طول تاریخ بزرگان آن قوم بر آنها تاکید داشته اند و نیز غیرت نسبت به میهن و وطن دوستی و ... از این دسته اند . ◀️ ۴ _ ویژگی خرق عادات یا رفتارهای و اتفاقات خارق العاده و شگفت انگیز : که در این گونه داستانها فراوانند مانند پادشاهی هزار ساله ضحاک که در عالم واقع امکان پذیر نیست . @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
✳️ کتابسوزی اعراب بعد حمله به ایران ❇️ در تاریخ ابن خلدون "العلوم العقلیه و اصنافها" می خوانیم : "وقتی کشور ایران فتح شد ، کتب بسیاری در آن سرزمین به دست تازیان افتاد ، سعد بن ابی وقاص به عمربن خطاب در خصوص آن کتب نامه نوشت و در ترجمه کردن آنها برای مسلمانان رخصت خواست . عمر بدو نوشت که آن کتابها را در آب افکنند ، چه اگر آنچه در آنها است ، راهنمایی است ، خدا ما را به رهنماتر از آن هدایت کرده است و اگر گمراهی است ، خدا ما را از شر آن محفوظ داشته . بنابراین آن کتابها را در آب یا در آتش افکندند ، و علوم ایرانیان که در آن کتب مدون بود ، از میان رفت و به دست ما نرسید . . . " ❇️ "ابوالفرج بن العبری" در "مختصرالدول" و "عبدالطیف بغدادی" در کتاب "الافاده والاعتبار" و" قفطی " در" تاریخ الحکماه" در شرح حال "یحیی نحوی" و "حاج خلیفه" در "کشف الطیون" و دکتر "صفا" در " تاریخ علوم عقلی" از سوختن کتب کتابخانه عظیم اسکندریه و گندی شاهپور و خوارزم توسط عرب سخن رانده اند . ❇️ "ابوریحان بیرونی" در "الآثارالباقیه" نوشته است : چون "قتیبه بن مسلم" دوباره خوارزم ( از نواحی سرزمین ایران ) را پس از مرتد شدن اهالی فتح کرد ، "اسکجموک" را بر ایشان والی گردانید و قتیبه هر کس که خط خوارزمی می دانست و از اخبار و اوضاع ایشان آگاه بود و از علوم ایشان مطلع ، به کلی فانی و معدوم الاثر کرد و ایشان را در اقطار ارض منقرض ساخت و لذا اخبار و اوضاع ایشان به درجه ای مخفی و مستور مانده است که به هیچ وجه وسیله ای برای شناخت حقایق امور در آن بلاد بعد از ظهور اسلام در دست نیست . . . . و چون قتیبه بن مسلم نویسندگان ایشان ( خوارزمیان ) را هلاک کرد و هربدان ایشان را بکشت و کتب و نوشته های آنانرا بسوخت ، اهل خوارزم اُمی ( بی سواد ) ماندند و در اموری که محتاج الیه ایشان بود فقط به محفوظات خود اتکا کردند ، و چون مدت متمادی گردید و روزگار دراز بر ایشان بگذشت امور جزیی مورد اختلاف را فراموش کردند و فقط مطالب کلی مورد اتفاق در حافظه آنان باقیماند . ❇️ "حاج خلیقه" مورخ معروف ترک در کتاب " کشف الفنون" نوشته: "عرب در صدر اسلام بجز زبان و احکام و مسایل پزشکی به علم دیگری اهمیت نمی دادند و گفته می شود که عرب در هنگام فتح شهرها کتابهایی را که به دست می آوردند ، می سوزانیدند" ❇️ دکتر معین" در کتاب "مزدیسنا و ادب فارسی" می آورد: "اعراب شهرها را با خاک یکسان و آتشکده ها را با آتش سوخته و موبدان را از دم تیغ گذرانده و کتب فضلای اُمت اعم از آنچه در مطلق علوم نوشته شده بودند یا تاریخ و مسایل مذهبی ، همه را نابود کردند" ❇️ "دولتشاه سمرقندی" در "تذکره الشعرا" می نویسد: امیر عبداله بن طاهر که به روزگار خلفای عباسی امیر خراسان بود . روزی در نیشابور نشسته بود ، شخصی کتابی آورد و به تحفه پیش او نهاد ، پرسید که این چه کتاب است ؟ گفت : این قصه "وامق و عذراست" خوب حکایتی است که حکما به نام شاه انوشیروان جمع کرده اند . امیر فرمود که ما مردم قرآن می خوانیم و بغیر از قرآن و حدیث پیغمبری چیزی نمی خوانیم ما را از این کتاب در کار نیست و این کتاب تالیف مغان است و پیش ما مردود است ، فرمود آنان را در آب انداختند و حکم کرد که در قلمرو من هر جا که کتابت عجم و مغان باشد ، جمله بسوزانند . ❇️ با شواهد بالا بد نیست این نکته هم اشاره شود . عمدتاً اعراب قبل از اسلام از امر تألیف و تدوین اطلاع چندانی نداشتند و حاجتی هم آنان را بدین کار برنمی انگیخت و در تمام مدت وضع به همین منوال بود. @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
✳️ ﭼﺮﺍ ﺁﺑﺎﺩﺍﻧﯽﻫﺎ ﺑﻪ ﻻﻑ ﺯﻧﯽ ﻣﻌﺮﻭف شدند؟! ❇️ پنجاه سال پیش شهر آبادان، با توجه به موقعیت استراتژیکی که داشت، ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﻬﺮﻫﺎﯼ ﻣﺪﺭﻥ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﯾﻜﺴﺮﯼ ﺍﻣﮑﺎﻧﺎﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ جای ﺍﻳﺮﺍﻥ ﻭ حتی ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺖ. آبادانی ها مردمی ساده دل بودند و ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺮﺍی ﺑﻘﯿﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺭ ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺩﻳﮕﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻣﻜﺎﻧﺎﺕ ﺷﻬﺮﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﻭ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ، ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﻧﻤﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻓﮑﺮ ﻣﯽﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻻﻑ میﺯﻧﻨﺪ! چون پیشرفتهای آبادان به قدری شگفت انگیز بود که در مخیله ی کسی نمیگنجید!!! تصور کنید پنجاه سال پیش ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺑﯿﻦ المللی ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﻧﻘﺎﻁ ﺟﻬﺎﻥ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ مسافرانی از همه جای جهان به آبادان وارد میشدند و حتی ﺷﻬﺮﻭﻧﺪﺍﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺳﺎﻋﺘﯽ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻨﺪ ﻫﻮﺍﭘﯿﻤﺎ ﺧﺼﻮﺻﯽ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﺍﺟﺎﺭﻩ ﮐﻨﻨﺪ. ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺗﺎﺝ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻫﻤﺎﻫﻨﮓ ﺑﺎ ﺳﯿﻨﻤﺎﻫﺎﯼ ﭘﺎﺭﯾﺲ ﻓﯿﻠﻢ ﺭﻭﺯ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﺍ ﺍﮐﺮﺍﻥ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ تصاویر روی پرده عریض نمایش داده میشد. ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﻫﻔﺘﻪ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﺷﺪﻩ ﻓﯿﻠﻤﻬﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺯﺑﺎﻥ ﺯﻧﺪﻩ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﮐﺮﺍﻥ ﻣﯿﺸﺪ. یعنی آبادان همگام با پاریس فیلم اکران میکرد و اگر کسی به آنجا میرفت و فیلم میدید و برمیگشت و برای اقوامش تعریف میکرد، کسی باور نمیکرد و میگفتند تنش به تن آبودانی ها خورده و دارد لاف میزند!!! تصور کنید در آن روزگار خانه های معدودی در ایران تلویزیون داشت. در چنین روزگاری رفتن به چنین سینمایی باورکردنی نبود! لاکچری بودن در خون آبادانی ها بود. طوری که ﺁﺑﺎﺩﺍﻥ ﺷﻬﺮﯼ ﺑﻮﺩ که ﻃﺮﺡ ﺧﻮﺩﺭﻭﻫﺎﯼ ﻣﺴﺎﻓﺮﺑﺮ، ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺭﺍﯾﮕﺎﻥ، ﺟﻬﺖ ﺭﻓﺎﻩ ﻣﺮﺩﻣﺶ ﺩﺭ ﺑﺮﺧﯽ ﻧﻘﺎﻁ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ. یعنی شما در آبادان به ترمینال و فرودگاه که میرسیدید رایگان تا مقصد میتوانستید بروید! از امکانات عجیب غریب آبادان که شاید فکر کنید نویسنده متن لاف میزند ولی عین حقیقت است موارد زیر بود: ۱. ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﺮﺍﻣﻮﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۲. ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺧﻄﻮﻁ ﺍﺗﻮﺑﻮﺱ ﺭﺍﻧﯽ ﺩﺭﻭﻥ ﺷﻬﺮﯼ ۳.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﯾﺴﺘﮕﺎﻩ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﻭ ﺭﺍﺩﯾﻮ ۴.ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺷﺒﮑﻪ ﻓﺎﺿﻼﺏ شهری ۵.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﯿﺘﺰﺍﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ (ﭘﯿﺘﺰﺍ ﻣﻮﻧﺘﮑﺎﺭﻟﻮ ﺍﯾﺘﺎﻟﯿﺎﯾﯽ) ۶.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺗﯿﻢ ﺭﺳﻤﯽ ﻓﻮﺗﺒﺎﻝ ﺑﺎﺷﮕﺎهی ۷.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﻓﺮﻭﺩﮔﺎﻩ ﺑﯿﻦﺍﻟﻤﻠﻠﯽ ۸.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﭘﯿﺴﺖ ﻣﻮﺗﻮﺭ ﺳﻮﺍﺭﯼ، ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺳﻮﺍﺭﯼ، ﺍﺳﮑﻮﺍﺵ، ﮔﻠﻒ ﻭ ﺳﺎﻟﻦ ﺑﯿﻠﯿﺎﺭﺩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ۹.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎﯾﺶ ﺁﺳﻔﺎﻟﺖ ﺷﺪ ۱۰.ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺍﺩﺍﺭﻩﯼ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﻭ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ (زمانی که کسی هنوز در سایر شهرها ماشین نداشت در آبادان اداره راهنمایی رانندگی وجود داشت!!!) ۱۱. ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﺭﻭﺑﺎﺯ ﻭ ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﯿﻨﻤﺎﯼ ﺳﺮﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ۱۲. ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺁﺏ ﺷﺮﺏ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﭘﺎﻻﻳﺸﮕﺎﻩ ﻧﻔﺖ ﺧﺎﻭﺭﻣﻴﺎﻧﻪ قبلتر از این هم، حدود نود سال پیش دکل هایی کار سوزاندن گاز های مازاد را انجام میدادند که از ۱۵کیلومتری آبادان معلوم بودند و مثل گلهایی از آتش به نظر میرسید و هر کس که به آبادان میرفت و برمیگشت و این گلهای آتش را برای دیگران میگفت، میگفتند آبودانی شده و این هم به لاف آبادانی معروف شد. نی نی پرارین آبادان پنجاه سال پیش چندين باشگاه داشت كه همگى داراى سينماى سرپوشيده و روباز و استخر بودند از جمله باشگاه گلستان، نفت، اروند، اَنِكس، ايران، آبادان! در آبادان پرسنل شركت نفت هر ١٤ روز يعنى يک هفته در ميان روز چهارشنبه حقوق ميگرفتند. وقتی کسی کارمند شرکت نفت بود و اینها را برای دیگران تعریف میکرد و میگفت ١٤ روز یکبار هم حقوق میگیرد، محال بود کسی باور کند!!! برای ماهایی که ماهانه یک یارانه میگیریم شاید همین الان هم لاف به نظر برسد که درآن زمان کارمندان شرکت نفت اول هر ماه كالاى اساسى شامل يک كيسه آرد یک كيسه برنج و روغن شكر قند و پنير و كره بصورت رايگان دريافت ميكردند كه به نام ره شن reshan معروف بود. همچنين هزاران خانه مسكونى كارمندى و كارگرى كه براى سكونت پرسنل نفت در اختيارشان قرار داشت. نویسنده این متن یک آبادانی نبوده اما اگر هم بوده باور کنید که آبادانی ها در مورد شهرشان لاف نمی زنند. تمام بهترین ها روزی در اختیارشان بوده است... @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
✳️ حاشیه ای پیرامون داستان شیخ صنعان؛ ❇️ عشق چیست؟ ❇️ محضِ عشق و عشقِ محض، چیزی نیست که در بیان و کلمه بگنجد و ماهیت و ذاتش قابل گنجایش در قال و مقال و تقریر و بیان نیست، به قول خواجه ی شیراز؛ ای آنکه به تقریر و بیان دم زنی از عشق ما با تو نداریم سخن؛ خیر و سلامت ◀️ هرچند عارفان و شاعران و سخنوران زیادی بوده اند که سعی کرده اند به مدد تلمیح و اشاره و تمثیل، تفاسیری از عشق برای جویندگانی که هنوز درگیر ذهن خود هستند ارائه دهند ولی به تعبیر خواجه شیراز این تمثیل ها قطره ای است در برابر اقیانوس معنی اصیل عشق که ما توانسته ایم در کلمه و حکایت بگنجانیم؛ این شرح بی نهایت کز وصف عشق گفتند حرفیست از هزاران کاندر عبارت آمد ◀️ سهروردی عشق را برگرفته از گیاهی به نام عشقه می داند که در باغ و در بن درخت می روید و آنچنان سخت در او می پیچد که در درخت نَم نماند و خشک گردد...کسان دیگری هم هستند که عشق را به دریایی ماننده کرده اند که عده ای از آن دورند، عده ای در آن شناورند و عده ای در آن غرق... و تمثیل های گوناگون دیگری نیز بر شمرده اند... ◀️ اما زیباترین و دلنشین ترین تمثیلی که از عشق شنیده ام، تمثیل آتش است...آتش نیز دو گونه است؛ یا اهلی و مهار شده در اجاق های خانگیست و خانه را گرم کرده و در خدمت زنگیست؛ و یا وحشی و طغیانگر است و اگر شعله کشد، خانه و کاشانه و «هرچه در اوست» را خاکستر می کند... با این تمثیل آخر، عشق دو گونه است؛ ◀️ یک. «عشق در حضور» یا «عاشقانه های آرام»: در این نوع نگاه که در ادبیات جدید مغرب زمین هم زیاد دیده می شود، عشق همانند شعله های آرام و رامی است که در اجاق یک رابطه(چه رابطه با انسان، چه رابطه با طبیعت، چه رابطه با خدا و...)مهار می شود تا گرمابخش آرام این رابطه باشد...در این بینش، اصالت با زندگی آدمی هست و عشق صرفا وسیله ای در اختیار زندگیست برای گرمابخشی و بهبود آن... ◀️ دو. «عشق در فنا» یا «سوختن در عشق»: در این نوع تمثیل که در ادبیات عرفانی و عاشقانه ایران کهن موج می زند، عشق به مثابه آتشی وحشی و غیر قابل مهار تلقی می شود که در هیزمِ وجود عاشق می افتد و دار و ندارش را خاکستر می کند...در این نگاهِ معرفتی به عشق، معشوق یک بهانه است تا آتش را روشن کند و مابقی، ماجراهای بین عاشق و عشق است...در اینجا اصالت با آتش عشق است و انسانها صرفا هیزم هایی هستند که رسالتشان افتادن و سوختن در این آتش است تا این شعله ها ی ازلی و ابدی پایدار بمانند و هستی بچرخد...خودِ هیزم هم وقتی خاکستر شد و از «هیزم بودن» اش رهایی یافت، در دنیای آتش باقی می شود...مثل داستان ققنوس که از خاکسترش ققنوسی نو پدید می آید... زیستن این عشق متعالی کار هرکس نیست و شیری چون شیخ صنعان را طلب می کند تا شوریده سر، هیزمِ تنش را در آتش عشق ترسا بیاندازد... ✅ منطق_الطیر @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
✳️ پادکست چه فرقی با برنامهٔ رادیویی دارد؟ ❇️ اسم پادکست اولین بار توسط بن همرزلی در مقالهٔ انقلاب شنیداری روزنامهٔ گاردین در سال ۲۰۰۴ از ترکیب iPod (ابزار پخش دیجیتال) و Broadcast (پخش رادیویی) مطرح شد. پادکست یک روش ارائه محتوای صوتی یا حتی تصویری اینترنتی است که کاربران میتوانند آن را از اینترنت دانلود کرده و بشنوند. در واقع یکجور رادیوی اینترنتی است که میشود آن را بر روی پخشکنندههای موسیقی دیجیتال، تلفن همراه یا کامپیوتر گوش کرد. یک فرق پادکست با رادیو همان فرقی است که نتفلیکس با شبکههای تلویزیونی قدیمی دارد؛ پادکست برای زندگی امروز طراحی شده و هر وقتی که مخاطب بخواهد برایش پخش میشود. برخلاف رادیو که شما باید برنامهٔ روزانهتان را تنظیم کنید تا در ساعت مقرر برنامهٔ مطلوبتان را بشنوید. تفاوت مهم دیگر بین پادکست و برنامهٔ رادیویی این است که هم در فرمت و هم در زبان چهارچوب، پادکست انعطافپذیرتر از رادیو است. شکل پادکست آزادتر از رادیو است. در رادیو اگر وقت برنامهٔ شما ۲۵ دقیقه است شما باید برای ۲۵ دقیقه برنامه درست کنید. این محدودیت خیلی وقتها به ضرر کیفیت است. چون تولیدکننده مجبور میشود در برنامه آب ببندد یا قبل از اینکه حق مطلب ادا شود، تمامش کند. اما در پادکست از این محدودیتها ندارید. شما تقریباً آزادید هر اپیزود را هر چقدر لازم دارید طول بدهید. زبان پادکست از رادیو آزادتر است. رادیو معمولاً یک رسانهٔ سنگین و سازمانمند است با دستورالعملها و آییننامههای داخلی و خارجی. فرقی نمیکند که صدای جمهوری اسلامی باشد یا رادیو فردا. حتماً مجموعهای از پروتکلها هست که برنامهساز رادیویی موظف است رعایتشان کند. اما پادکست فارغ از این ماجراست. رابطهٔ پادکست و رادیو بیشباهت به رابطهٔ وبلاگ و روزنامه نیست. ما فارسیزبانها همه مثل هم حرف نمیزنیم. گذشته از لهجه و گنجینهٔ لغاتی که استفاده میکنیم، سبک حرف زدنمان هم معمولاً با هم فرق میکند. اما اتفاق عجیبی که افتاده این است که انگار استاندارد نانوشتهای کاری کرده که به محض اینکه میکروفون روشن میشود لحن همهٔ ما شبیه هم میشود. کافیست شما سلام و علیک چند مصاحبهٔ رادیویی و پادکستی را با دقت بشنوید تا متوجه این نکته بشوید. من دنبال پیدا کردن علت این همانندی ناامیدکننده نیستم. اما دوست دارم تلاش کنم با امکاناتی که پادکست به ما داده از این قالب خارج شوم. ❇️ نویسنده: علی بندری @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
🔴 نکتهی مهم املایی 🔴 در املا چگونه فرق بین واژههای " #گزاردن" و " #گذاردن" را تشخیص دهیم؟ یا به عبارت دیگر کجا باید گزاردن بنویسیم و کجا گذاردن؟ پاسخ: ☆ تنها راهِ تشخیص، دقّت در معنای آنهاست! ☆ پس برای اینکه بینِ املای کلمههای (گزاردن و گذاردن) دچار اشتباه نشویم؛ فقط لازم است به معنای این واژهها دقّت کنیم! ☆(گزاردن) : به معنای انجامدادن یا ادا کردن یا بهجایآوردنِ کاری است و همچنین به عنوانِ پسوندِ شغلی نیز در مشاغل و حرفهها بهکارمیرود. مانند :👇👇👇 ⭕️ نمازگزار (اداکنندهی نماز) ⭕️ حجگزار (بهجایآورندهٔ حج) ⭕️ شکرگزار: سپاسگزار (بهجایآورندهٔ شکر و سپاس) ⭕️ امانتگزار (اداکنندهٔ امانت) ⭕️ برگزاری (انجام یا بهجایآوردن کاری) ⭕️ بیمهگزار (پرداختکننده یا اداکنندهٔ حقِ بیمه) ⭕️ وامگزار (پرداختکنندهٔ اقساطِ وام) ⭕️ مناقصهگزار (انجامدهنده یا شرکتکننده در کارِ مناقصه) ⭕️ خدمتگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجامدهندهٔ خدمت) ⭕️ خبرگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجامدهندهٔ کارِ خبری) ⭕️ کارگزار (به عنوانِ شغل و به معنای انجامدهندهٔ وظایف کاری) ⭕️ خوابگزار (به عنوانِ شغلی در قدیم و به معنای تعبیر کنندهٔ خواب) ⭕️ نیزهگزار ( به عنوانِ شغلی نظامی در ارتش قدیم و به معنای نیزهانداز یا نیزهدار) ☆(گذاردن) : به معنای گذاشتن یا نهادن یا قراردادن یا وضعکردن یا بنانهادن یا تأسيسکردن است. مانند :👇 ⭕️ بنیانگذاری: پایهگذاری (تأسیسکردن یا گذاشتن یا قراردادنِ اساس و پایهٔ هر چیزی) ⭕️ قانونگذاری (وضعِ قانون) ⭕️ بدعتگذاری (قراردادنِ بدعت) ⭕️ سیاستگذاری (بنانهادنِ سیاست) ⭕️ سرمایهگذاری (قراردادنِ سرمایه در جایی برای رشدِ مالی) ⭕️ بارگذاری ( معادلِ فارسیِ واژهٔ انگلیسیِ " Loud " به معنای قراردادنِ اطلاعات در صفحهٔ اینترنتی) ⭕️ اشتراکگذاری ( معادلِ فارسیِ واژهی انگلیسیِ " Share " به معنای بهاشتراکگذاشتنِ مطالب در شبکههای اینترنتی ) ⭕️ جایگذاری ( پُرکردنِ جای خالی با گذاشتنِ چیزی) ⭕️ نامگذاری (گذاشتنِ نام) ⭕️ حاشیهگذاری (گذاشتنِ حاشیه) ⭕️ تاجگذاری ( تاج بر سرگذاشتن) @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
✳️ تفاوت( تحلیل محتوا) و (تحلیل مضمون) ❇️ تحلیل محتوا و تحلیل مضمون دو روش پرکاربرد در پژوهشهای کیفی هستند که اغلب با هم اشتباه گرفته میشن. هرچند هر دو روش برای بررسی دادههای متنی به کار میروند، اما تفاوتهای مهمی در رویکرد و اهداف اونها وجود داره. ◀️ تحلیل محتوا (Content Analysis) هدف: هدف اصلی تحلیل محتوا، اندازهگیری عینی و کمی ویژگیهای قابل مشاهده در یک متن هست. این ویژگیها میتونه شامل کلمات، عبارات، موضوعات، یا مفاهیم خاصی باشه. رویکرد: تحلیل محتوا گاهی رویکردی کمی داره و از تکنیکهای آماری برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده میکنه. کاربردها: تحلیل محتوا برای بررسی متون گستردهای مانند روزنامهها، مجلات، کتابها، وبسایتها و رسانههای اجتماعی بسیار مناسب هست. مثال: شمارش تعداد دفعاتی که یک کلمه خاص در یک کتاب مثل نهج البلاغه استفاده شده. ◀️ تحلیل مضمون (Thematic Analysis) هدف: هدف اصلی تحلیل مضمون، درک عمیقتر از معنای نهفته در دادههای کیفی هست. این روش به دنبال شناسایی الگوها، مفاهیم و مضامین اصلی در متن هست. رویکرد: تحلیل مضمون رویکردی کیفی داره و بیشتر بر روی تفسیر و معنیسازی دادهها تمرکز میکنه. کاربردها: تحلیل مضمون برای بررسی دادههای حاصل از مصاحبهها، گروههای متمرکز، و سایر روشهای جمعآوری دادههای کیفی مناسب است. مثال: شناسایی مضامین اصلی در سخنرانی های مقام معظم رهبری پیرامون زن. به طور کلی می شه گفت: ✅ تحلیل محتوا به شما میگه که چه چیزی در متن وجود داره، در حالی که تحلیل مضمون به شما میگه که چرا چیزی در متن وجود داره. ✅ تحلیل محتوا بیشتر برای بررسی متغیرها مناسب هست، در حالی که تحلیل مضمون برای درک عمیقتر از دادههای کیفی و کشف مفاهیم پنهان مناسبتر هست. @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
✳️ علامت های بلوغ عاطفی به زبان آلن دو باتن : ۱. میفهمید بیشتر بدرفتاری آدم های اطرافتون ریشه در اضطراب و ترسشون داره: دنیا دیگه براتون پر از هیولا نیست ۲. یاد میگیرید آدما بطور خودکار از محتویات مغز شما اطلاع ندارند: پس حرف میزنید و دیگران رو سرزنش نمیکنید که نمیفهمنتون ۳. یادمیگیرید که شماهم اشتباه میکنید: پس معذرت خواهی میکنید ۴. اعتماد بنفس رو یاد میگیرید: نه که فوق العاده اید! نه. در واقع میفهمید همه ما ابله و ترسو و سرگردون هستیم.هممون با آزمون و خطا زندگی میکنیم. عیبی هم نداره ۵. والدینتون رو میبخشید:اونا هم درگیر ترس و اضطراب های خودشونن ۶. به اثر نکات کوچیک در خلق و خو افراد پی میبرید: مثلا میفهمید یه مسئله مهم رو پیش نکشید مگر خودتون و طرف مقابل استراحت کرده باشید مست نباشید غذا خورده باشید و استرس یا عجله نداشته باشید ۷. قهر نمیکنید: یادتون نمیره که یه روز میمیرید. حرف میزنید و میبخشید ۸. دست از کمالگرایی برمیدارید: هیچ چیزی بی نقص نیست. از به اندازه کافی خوب بودن قدردانی میکنید ۹. یاد میگیرید بد بین بودن در باره نتایج امور یه فضیلته ۱۰. میفهمید نقاط ضعف آدما با نقاط قوتشون گره خورده: مثلا دیگه از کسی که شلخته ست ناراحت نمیشید چون میدونین در ازاش شاید خلاقه ۱۱. به آسونی عاشق نمیشید: همه هرچقدم از دور برازنده و دلپذیر باشند از نزدیک مشکلات خودشون رو دارن. پس وفادار میمونید ۱۲. میفهمید زندگی با شما آسون نیست ۱۳. یادمیگیرید خودتون رو بخاطر خطاها و حماقت هاتون ببخشید: بیشتر با خودتون رفاقت میکنید. همه ما به نوعی احمقیم ۱۴. یادمیگیرید با کله شقی های بچگانتون که هرگز هم از بین نمیرن به صلح برسید: تلاش نمیکنید که همیشه بزرگسال باشید. همه ما بچه ایم ۱۵. برای شادی درازمدت به پروژه های بلندمدت دل نمیبندی: اگه دمی بی دردسر سپری بشه هم خوشحالتون میکنه ۱۶. دیگه برات مهم نیست بقیه راجع بهت چی فکر میکن ۱۷. بازخورد دیگران رو راحتتر میپذیرید: در برابر انتقاد ها زره نمیپوشید ۱۸. میفهمید چقد تمایل دارید به مشکلات شخصی خودت بچسبی: میفهمی باید دیدتو نسبت به درد هات وسیع کنی. بیشتر به طبیعت و آسمون شب و کهکشان های دور توجه میکنی ۱۹. میفهمید گذشته ای که داشتید در پاسخ دادن شما به واقع تاثیر داشته: یاد میگیرید این خطای دید رو جبران کنید. میپذیرید بدلیل وقایع کودکی مستعد خطا و افراط هستید. با شک به اولین برداشت و احساستون نگاه میکنید ۲۰.دوست بهتری میشید چون میدونید دوستی یعنی به اشتراک گذاشتن آسیب پذیری ها @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
. ✳️ آداب حضور در شبکههای اجتماعی از قول ✳️ دکتر محمدعلی تهرانی دانشیار دانشگاه علامه گروه روزنامه نگاری 🔵 ۱ - هر چیزی را فورأ به اشتراک نگذارید. ابتدا آنرا با دقت بخوانید و کمی در آن تأمل کنید. 🔵 ۲ - هر چیزی را از هر جایی کپی نکنید. 🔵 ۳ - لطفا از شدت آزادی بیانی که در گروههای مجازی وجود دارد، ذوقزده نشوید! شاید مسیر را گم کرده باشید و به بیراهه بروید. 🔵 ۴ - اول از همه، اهداف گروهتان را مشخص کنید. 🔵 ۵ - هر کسی را به هر گروهی اضافه نکنید. 🔵 ۶ - حجم خبرهایي را که به اشتراک میگذارید خودآگاهانه و با وسواس کنترل کنید! 🔵 ۷ - گاهی تماشاگر باشید. 🔵 ۸ - واکنش سریع نشان ندهید. 🔵 ۹ - همیشه حواستان باشد که چه پست میکنید. 🔵 ۱۰ - مطالب متناسب با مخاطب پست کنید. 🔵 ۱۱ - گاهي وقتها مي توانيد با كم يا زياد كردن کلمات یا جملات، پيام قبلي را اصلاح و يا تكميل نماييد. 🔵 ۱۲- هوشيارانه عمل كنيد چون شاید در آينده، از أثرات منفی این پيامها، در شرایطی عليه خودتان یا خانواده تان استفاده شود! 🔵 ۱۳ - دقت کنید که اشاعه دهنده بی بند و باری و فحشا نباشید. 🔵 ۱۴ - آبروی دیگران، بازیچه شما و ابزاری برای سرگرمی دوستانتان نیست! 🔵 ۱۵ - در به اشتراک گذاشتن فایلها و عکسها، کمی دوراندیش باشید! شاید قربانی بعدی شما باشید. 🔵 ۱۶ - در هر شرایطی که قراردارید، ترویج دهنده افکاری سازنده و سالم باشید. 🔵 ۱۷ - اگر شما را در گروهي عضو كردند و شما هيچ كس را نمي شناسيد و يا از هدف گروه بي اطلاعيد، سریعأ از آن خارج شويد. 🔵 ۱۸ - پيامي كه قبول نداريد به ديگران ارسال نكنيد! 🔵 ۱۹ - توجه كنيد كه امروزه يكي از راههاي شناخت شخصيت شما همين شبكه هاي اجتماعي است. 🔵 ۲۰ - در انتقاد از دیگران انصاف را رعایت کنید. 🔵 ۲۱ - در مبارزه با نظرات و عملکرد دیگران از جاده مردی و مردانگی خارج نشوید. 🔵 ۲۲ - همیشه خداوند را حاضر و ناظر بر اعمال خود بدانید. 🔵 ۲۳ - از دین استفاده ابزاری نکنید. 🔵 ۲۴ - خرافه پرستی را ترویج نکنید. @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
📚 نسل های ایرانی/ از بومر تا آلفا... 🔸️ این روزها در هر بحث و اتفاقی که در ایران می افتد، مدام اسم «نسل Z و آلفا» به گوش می رسد، خیلی از بزرگترها با تعجب و عصبانیت می پرسند: « چرا این بچه ها این قدر با ما فرق دارند؟ چرا این قدر زود، سنّت و حرف پدرمادرشان را ول کردند؟ » چندی پیش یکی از مسئولین کشور در یک مصاحبه گلایه کرد که: «چرا به جوان ها می گویید نسل ضد؟!» غافل از اینکه نسل Z به معنی «ضد» نیست؛ وقتی بالاترین مقام اجرایی کشور که اتفاقاً پزشک هم هست! هیچ اطلاعی از این نسل ها ندارد، عجیب نیست که مردم عادی هم خیلی از این تقسیم بندی ها بی اطلاع باشند. 🔹️ تقسیم بندی نسل ها در دنیا اولین بار سال ۱۹۹۱ توسط دو جامعه شناس آمریکایی به نام های نیل هاو (Neil Howe) و ویلیام اشتراوس (William Strauss) در کتاب معروف «Generations» مطرح شد. این مدل جهانی بود و بر اساس سال های میلادی به این شکل بود: - Baby Boomers: ۱۹۴۶–۱۹۶۴ - Generation X: ۱۹۶۵–۱۹۸۰ - Millennials Y: ۱۹۸۱–۱۹۹۶ - Generation Z: ۱۹۹۷–۲۰۱۲ - Generation Alpha: ۲۰۱۳ به بعد در ایران، جامعه شناسان، پژوهشگران و رسانه ها این بازه ها را کمی جابجا کردند تا با نقاط عطف تاریخی ایران (انقلاب ۵۷، جنگ، سازندگی، ورود اینترنت و…) هماهنگ بشود. پس نسخه ای که الان در ایران استفاده می شود، نسخهٔ «ایرانی شده و پذیرفته شده» همان مدل جهانی است. ▪️۱- نسل بومرها (۱۳۴۳–۱۳۲۵): متولدین این نسل در حال حاضر ۸۰–۶۰ سال دارند، دنیای این نسل در دوران پرتلاطم انقلاب اسلامی، جنگ ایران و عراق، رادیو و تلویزیون سیاه سفید، مسجد و منبرهای پرشور، زندگی سنتی با تأکید شدید بر خانواده و مذهب شکل گرفته، شعار اصلی نسل بومر این بود: «دین، خانواده و وطن همه چیز ماست» این نسل، دین را نه فقط اعتقاد، بلکه هویت ملی و اجتماعی می بیند و با هر تغییر بنیادینی مخالف است؛ نواندیشی دینی، طلاق، آزادی های اجتماعی برای این نسل تابو و مخرب ارزیابی می شود. ▪️۲- نسل ایکس (۱۳۵۹–۱۳۴۴): این افراد در حال حاضر ۴۵ الی ۶۰ سال دارند، دنیای این نسل در اوج جنگ و بمباران، صف های طولانی نان و کوپن، بازسازی و سازندگی بعد از جنگ، ورود اولین ویدئوهای VHS و ماهواره های قاچاقی شکل گرفته؛ دین برای نسل x هنوز خیلی مهم است، اما کمی با دنیای بیرون مثلاً با دیدن سریال های خارجی آشنا شدند. این نسل، پل بین سنتی ها و مدرن هاست، نسل X اغلب بین وفاداری به سنت های والدین و درک فرزندانشان مردّدند. ▪️۳- نسل Y یا میلنیال (۱۳۷۵–۱۳۶۹): متولدین نسل Y حدود ۴۵–۳۰ سال دارند، اولین نسلی که با کامپیوتر خانگی، نوکیای ساده، چت رومهای یاهو و ماهواره های دیجیتال آشنا شد. دین برای قسمتی از نسل Y هنوز مهم است، اما دیگر «مطلق و بی چون و چرا» نیست؛ نسل Y دنبال تعادلی بین کار، زندگی شخصی، روابط عاطفی و یک معنویت آرام هست. این نسل شاهد ورود اینترنت به خانه ها بود و اولین شاکیان حاکمیت سنّت در خانواده و جامعه هستند! ▪️۴.- نسل زد (۱۳۷۶–۱۳۹۱): متولدین نسل Z حدود ۲۹–۱۳ سال دارند؛ از بچگی با گوشی های هوشمند آشنا شدند، با تیک تاک، یوتیوب و فیلترشکن بزرگ شدند. این نسل دین را نه از مسجد و کتاب، بلکه از گوگل، میم های طنز و صفحه های روشنفکری آنلاین می شناسند. حجاب، ازدواج زودرس یا سنت های خانوادگی را «اختیاری و شخصی» می دانند و بیشتر دنبال آزادی، آرامش روانی و هویت فردی هستند تا قوانین شرعی سختگیرانه. این نسل با بحران های اقتصادی و اجتماعی روبرو شده و احساس می کند «دینِ سنتی قادر به پاسخگویی سوالاتش نیست». ▪️۵- نسل آلفا (۱۳۹۲ تا حالا): متولدین آلفا کمتر از ۱۳ سال دارند. این نسل از لحظه ی تولد با تبلت، یوتیوب، اینستاگرام در ارتباط بوده و با هوش مصنوعی مثل چتجیپیتی و بازی های آنلاین زندگی می کند. هنوز خیلی بچه هستند، اما از همین حالا با پدربزرگ و مادربزرگ ها تفاوت بنیادین دارند! انگار از دو سیّاره ی متفاوت آمدند. «داستان های مذهبی» برای نسل آلفا مثل کارتون های دیزنی فقط جنبه نمادین دارد. 🔹️ بومرها و ایکس ها اغلب فکر می کنند نسل جدید «فاسد، غرب زده یا بیریشه» شده؛ و نسل زد و آلفا باور دارند بزرگترها «عقبمانده، دیکتاتور و نفهم» هستند. اما حقیقت تلخ و واقعی این است: هیچ کدام اشتباه یا فاسد نیستند، فقط در دو زمان، دو تکنولوژی و دو فرهنگ کاملاً متفاوت به دنیا آمده و بزرگ شده اند. ✍️ دکتر سید قاسم موسوی @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
▪️"بوی جوی مولیان" "بخش چهارم" بوی جوی مولیان آید همی بوی یار مهربان آید همی ▪️در ادوار بعد نیز سرودههایی بر وزن همین قصیده نگاشته شد و به دلیل علاقهٔ مردم ایران به قصه و حکایت، این روایت سالیان سال نقل شده و هر روز بر شهرت و مطلوب بودن آن افزوده شد به گونهای که امروزه حتی عبارت "بوی جوی مولیان" زینتبخش عنوان بسیاری از کتابها و مجلات و مقالات و محفلهای ادبی است. خسرو از مازندران آید همی یا مسیح از آسمان آید همی یا ز بهر مصلحت روحالامین سوی دنیا زان جهان آید همی یا سکندر با بزرگان عراق سوی شرق از قیروان آید همی «ریگ آموی و درازی راه او زیر پامان پرنیان آید همی» «آب جیحون از نشاط روی دوست اسب ما را تا میان آید همی» رنج غربت رفت و تیمار سفر «بوی یار مهربان آید همی» این از آن وزنست گفته رودکی «یاد جوی مولیان آید همی» سنایی غزنوی ........... بوی باغ و گلستان آید همی بوی یار مهربان آید همی از نثار گوهر یارم مرا آب دریا تا میان آید همی با خیال گلستانش خارزار نرمتر از پرنیان آید همی از چنین نجار، یعنی عشق او نردبان از آسمان آید همی (۱۹) ............ یا چنانکه امیر معزی در عهد سلطان سنجر سلجوقی، بر اساس همین روایت، قصیدهٔ دیگري سروده است؛ با این مطلع که: رستم از مازندران آید همی زین ملک از اصبهان آید همی (۲۰) ............ هم چنانکه حافظ شیرازی نیز با الهام از این حکایت رودکی از او مدد گرفته است: خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی 🔁تحقیق و گردآوری: #محمدرضاکاکائی ۴ دی ماهِ ۱۴۰۴ خورشیدی ⤵️ منابع مورد بررسی: ➖مقاله: رویکردی تازه و متفاوت بر حکایت بوی جوی مولیان، جواد هروی، دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد، پژوهشنامه تاریخ، سال چهارم، شماره پانزدهم: (۲) نظامی عروضی، چهارمقاله، ص ۵۳-۵۴. (۳) همانجا، ص ۵۴-۵۵. (۴) همانجا، ص ۳۶. (۱۲) یکی از جدیدترین تحقیقات پیرامون هرات که در آن در این رابطه هیچ اشارهٔ دیگری وجود ندارد عبارت است از؛ انصاري، فاروق: هرات شهر آریا، تهران، وزارت امور خارجه، ۱۳۸۳، ص ۱۱۹. (۱۳) نرشخی: تاریخ بخارا، ص ۱۳۱؛ تاریخ گردیزی، ص ۳۳۶؛ ابوعلی مسکویه: تجاربالامم، ترجمهٔ علینقی منزوی، تهران، توس، ۱۳۶۷، ج ۵: ص ۳۷۱. ابن اثیر: تاریخ کامل، ترجمه عباس خلیلی، تهران، علمی، بی تا، ج ۱۳، ص ۲۴۱. (۱۴) عبدالکریم سمعانی: الانساب، هند، حیدرآباد، دایرةالمعارفالعثمانی، ۱۳۹۶/ ۱۹۷۶، ج ۷، ص ۲۴. (۱۵) برتولد اشپولر: جهان اسلام، ترجمه دکتر قمر آریان، تهران: امیر کبیر ۱۳۵۴، ص ۱۲۶. (۱۶) ریچارد فرای: تاریخ ایران از اسلام تا سلاجقه، مترجم حسن انوشه، تهران: امیرکبیر ۱۳۶۳، ص ۱۲۴ ـ ریچارد فرای: عصر زرین فرهنگ ایران، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران: سروش ۱۳۶۳، ص ۲۱۹. (۱۹) مولوی، کلیات شمس تبریزی، چاپ ۱۳، تهران: امیرکبیر ۱۳۷۲، ص ۱۰۷۳. (۲۰) منهاج سراج جوزجانی: طبقات ناصری به تصحیح عبدالحی حبیبی، تهران: دنیای کتاب ۱۳۶۳، ج ۲، ص ۳۳۰. ➖ (۱) مقاله: قصیده بوی جوی مولیان در نیشابور سروده شده است نه هرات، اسماعیل شفق، مرکز پژوهشهای زبان و ادب فارسی اصفهان، دوره سوم، تابستان ۹۰، شماره ۲ (پیاپی ۱۰): (۶) دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعرا، به همّت محمد رمضانی، تهران: چاپخانه خاور، چاپ دوم ۱۳۶۶، ص ۲۸. (۷) محمد خوانساری، «چند نکته در مورد چهارمقاله نظامی عروضی»؛ مجلّة دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران ۱۳۵۴، سال ۲۲، شماره ۱، ص ۱۲۱. (۸) ، احمدبن عمر نظامی، چهارمقاله، به اهتمام محمد معین، تهران: امیرکبیر ۱۳۶۴، چاپ هشتم، ص ۲. (۹) سعید نفیسی، محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی، تهران: امیرکبیر ۱۳۸۲، چاپ چهارم، ص ۳۸۴. (۱۰) عبدالغنی میرزایف، أبوعبدالله رودکی، استالینآباد: نشریات دولتی تاجیکستان ۱۹۵۸، ۱۷۴-۱۷۷. (۱۱) محمد عوفی، لبابالألباب، به سعی و اهتمام ادوارد براون، تهران: کتابفروشی فخر رازی ۱۳۶۱، چاپ اول، ج ۲، ص ۷. ➖مقاله: تقد تاریخی، ادبی، جغرافیایی حکایت بوی جوی مولیان، جواد هروی، کهننامه ادب پارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، دو فصلنامه علمی، سال ۱۲، شماره ۲، سال ۱۴۰۰، صص ۴۶۷-۴۸۴: (۵): ـ محمد بهمنبیگی، بخارای من ایل من، شیراز: نوید ۱۳۸۹، ص ۹. ـ میرزا ملا احمداف، یاد یار مهربان، تهران: توس ۱۳۸۰. ـ کاظم دزفولیان (بیتا) بوی جوی مولیان، تهران: طلایه، ص ۲۳. (۱۷) عبداللهبن معتز، طبقاتالشعرا المحدثین، تحقیق عمر فاروق، بیروت: دارالارقم ۱۴۱۹ ه / ۱۹۹۸ م، ص ۲۷۷. (۱۸) حسین ایمانیان، دو چکامهای که دو امیر را به وطن بازآورد، فصلنامه پژوهشهای ادبیات تطبیقی، دانشگاه تربیت مدرس، دوره ۵، بهار ۹۶، شماره ۱، ص ۴۴. @hafezaneha1 @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
▪️"بوی جوی مولیان" "بخش سوم" بوی جوی مولیان آید همی بوی یار مهربان آید همی ـ علت دیگر در تردید چنان حکایتی این است که: چندان مقبول نمینماید که شاعری بلندمرتبه چون رودکی، پس از گذشت چندین سال مجاورت با دستگاه دولت سامانیان، به یکباره تحریض و برانگیخته شود آن هم به سبب رشوهٔ صاحبان لشکر، و امیر سامانی را چونان کودکی به سوی بخارا با طیِ قریب به هزار کیلومتر یک نفس میکشاند. در نهایت آنکه اگر اقوال راویان این حکایتِ غیرواقعی از تاریخ را بپذیریم، با اصل روایات تاریخی که مقارن با این ایام مطرح شدهاند چه باید کرد! زیرا حدود تقریبیِ اسکان چهار سالهٔ نصر سامانی را اگر حدود سالهای ۳۱۷-۳۲۱ هـ ، بپذیریم، نمیتوانیم این ایام را با حوادث صورت پذیرفته انطباق دهیم. زیرا که مثلاً امیر نصر سامانی در سال ۳۱۷ هـ ، برای رسیدگی به امور خراسان و بررسی تحرکات سیاسی- نظامی اسفارابن شیرویه، به نیشابور عزیمت کرد و در آنجا به رتق و فتق اوضاع سیاسی نظامی پرداخت. (۱۳) ـ نکتهٔ قابل توجه دیگر این است که برخی از مورخان بزرگ، خصوصیات بارز عهد امیر نصر سامانی را عدالتپروری و رعیتپروری و بسط علم و فرهنگ، وتوسعهٔ آزاديهای سیاسی و اجتماعی دانستهاند. (۱۴) و نصر دوم را با شکوهترین نمایندهٔ خاندان سامانی برشمردهاند. (۱۵) و به همین سبب نیز بوده است که ایام امارت این امیر سامانی را عصر طلاییِ دولت سامانیان دانستهاند. (۱۷) بنابراین حکایت چهارمقالهٔ عروضی از غیبت چهار سالهٔ امیر نصر و استقرار در هرات یا نیشابور و ترسیم شخصیتی هوسباز و بیتوجه به امور دولتی از امیر نصر با اطلاعات تاریخی از دوران سامانی و شخصیت امیر نصر منطبق نیست. احتمال اقتباس حکایت نظامی عروضی از حکایت اسکان هارونالرشید در رقّه: طبقاتالشعراءالمحدثين تأليف ابن معتز (متوفی ۲۹۶هـ)، در شرح حال ۱۳۳ شاعر عرب و ذکر اشعاری از ایشان؛ از منابع مهمی است که احتمال اقتباس حکایت نظامی عروضی از آن بسیار دیده میشود. (۱۷) او روایت کند که: «هارونالرشید در تابستانی در رقّه مسکن گزیده و اقامتش در آنجا به درازا کشیده بود؛ چرا که هوای خوش و بادهای لطیف رقّه او را خوش آمده بود و چون زبیده همسر رشید شوق بغداد پیدا کرد در اندیشهٔ چارهای برآمد تا رشید را وادار به بازگشت به بغداد، پایتخت خلافت کند. پس شاعران را گرد آورد و گفت: هر کس بتواند در ابیاتی شهر بغداد و خوشیهای آن را توصیف و امیر را بدان جا تشویق کند، من او را از ثروت بینیاز میکنم. شاعران در سخن گفتن از خوبیها و زیباییهای بغداد بر یکدیگر پیشی گرفتند. از جمله اینها منصور نمرّی بود که ابیاتی در این باره سرود. از میان همۀ اشعار، سرودهٔ نمرّی در جان رشید مؤثر افتاد به گونهای که به محض شنیدن آن شتابان رو سوی بغداد کرد. (۱۸) همانندیِ عجیب این دو داستان با یکدیگر با اندک اختلاف جزئی و تقدّم زمانیِ روایت ابن معتز، گمان آگاه بودن نظامی عروضی از روایت نمرّی و هارونالرشيد را به ذهن متبادر مینماید. ↩️ بنابراین بر اساس تحلیلهای پژوهشی، به نظر میرسد که نظامی عروضی سهواً و به قصد هنرنماییِ ادبی و نه تحریف تاریخ، مبادرت به پردازش این حکایت با اقتباس از روایت منصور نمرّی در کتاب طبقاتالشعراء نوشتهٔ ابن معتز، نموده است. او تصوير هارونالرشيد در رقّه را، با تصویر امیرنصر سامانی در هرات و تجلیِ تهییج برانگیز شاعری چیرهدست از درباریانِ همخوان کرده و در کتاب چهارمقالهٔ خویش آورده است. شاید اینچنین بود که نظامی این ابیات را به خامۀ ادب و با اتکای بر اشعار روان و سادهٔ رودکی، هنرمندانه در ضمیری تخیلگرا آراست و افسانهای دلکش و فریبنده را پس از سه قرن سکوت آفرید. 🔁 گردآوری و تحقیق: #محمدرضاکاکائی ۴ دی ماهِ ۱۴۰۴ خورشیدی @hafezaneha1 @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan 🔻ادامهٔ مطلب و ذکر منابع در فرستهٔ بعدی ⬇️
▪️"بوی جوی مولیان" "بخش دوم" بوی جوی مولیان آید همی بوی یار مهربان آید همی ▪️اعتبار چهارمقاله و صحّت و سقم حکایت دربارهٔ اعتبار چهارمقاله و مطالب مندرج در آن باید اشاره کرد که برخی از محقّقان بزرگ معاصر نظیر علامّه محمد قزوینی و مجتبی مینوی و محمد معین با وجود اینکه چهارمقاله را از بهترین نمونههای انشاء پارسی برشمردهاند اما نسبت به گفتههای نظامی عروضی چندان اعتقادی نداشته و تصریح کردهاند که: «در فنِّ تاریخنویسی ضعفی نمایان داشته» و «کتاب چهارمقاله کتابی است، به کلّی بیاعتبار و گمراهکننده... و بیش از دویست غلط تاریخی دارد.» و گهگاه از نظامی عروضی به عنوان «افسانهباف» و «قصّهتراش» یاد کردهاند. (۷) معین در دیباچهٔ چهارمقاله چنین نگاشته است: «نظامی عروضی با وجود تقدّم در فنون ادب، در تاریخ ضعیف است و اغلاط تاریخی مانند تخلیط نامهای رجال مشهور با یکدیگر و تقدیم و تأخیر سالها و عدم دقّت در ضبط وقایع و غیره از وی سر زده است» (۸) صرف نظر از آرای محقّقان در خصوص اعتبار تاریخیِ چهارمقاله، برخی از دیگر بزرگان اهل تحقیق دربارهٔ اصل داستان رودکی و قصیدهٔ جوی مولیان (آنگونه که در چهارمقاله آمده است) ابراز تردید کردهاند. از جمله نفیسی موشکافانه گفتههای نظامی عروضی را بررسی کرده و چنین گفته است: «نظامی عروضی سمرقندی گفته است که این داستان را در سمرقند در سال 504 از دهقان أبورجا احمدبن عبدالصمد عابدی شنیده است و وی گفته است که جدش أبورجا روایت کرد که... و بین سال مرگ رودکی (329) و سال شنیدن این روایت (504)، 175 سال فاصله است. پس یا خود أبورجا احمدبن عبدالصمد دروغ گفته و یا جدش ابورجا» (۹) دلیل دیگری که نفیسی در سستیِ این داستان عرضه میکند، این است که مطابق قول نظامی عروضی، امیرنصر چنان از شنیدن این شعر بیتاب گشت که بیموزه پای در خنگِ نوبتی آورد و «عنان تا بخارا هیچ بازنگرفت». چگونه ممکن است، کسی از بادغیس یا هرات تا بخارا یکسره با اسب بتازد؟ » (۹) نفیسی پس از تحلیل و تفسیرِ اقوال مورّخان و مقایسهٔ آنها با سخن نظامی عروضی، چنین نتیجه گرفته است: «یگانه چیزی که میتوان از این داستان پذیرفت این است که یک وقتی نصربن احمد از بخارا بیرون رفته و درباریانش رودکی را برانگیختهاند، با این اشعار کاری بکند که زودتر به پایتخت خود برگردد و این نکته از بیان رودکی در این اشعار کاملاً برمیآید و دیگر حاجت به این شاخ و برگها و پیرایهها نیست» (۹) از مطاویِ سخن اخیر نفیسی این پرسش پیش میآید که اگر فاصلهٔ جایی که امیر نصر بدانجا رفته با بخارا نزدیک بوده (استاد هیچ اشارهای به مکانی نکرده است)، چرا باید درباریانش با نگرانی به رودکی متوسّل شوند؟ بنابراین، لابد امیر نصر به راهِ دوری رفته بود که موجبات نگرانیِ درباریان را فراهم گشته بود. عبدالغنی میرزایف نیز صریحاً اشاره کرده است که «سخن نظامی عروضی افسانه مانند است»؛ ولی در عین حال به طور ضمنی، با استناد به اقوال عبدالرحمن جامی و امین احمد رازی و رضاقلی خان هدایت و شرقشناسان غرب و محقّقان تاجیک، آن را «همچون یک واقعهٔ تاریخی» پذیرفته؛ اما نتوانسته است مکان مشخصی را به عنوان محل سرایشِ این قصیده معرفی کند. (۱۰) در این که شخص نظامی عروضی سخت شیفتهٔ رودکی بوده و وی را بزرگترین شاعر جهان میدانسته است، جای تردید نیست و همین دیدگاه، خود میتوانسته است، بالقوّه در پروراندن و آب و تاب دادن به اصلِ ماجرا بسیار دخیل بوده باشد. این اعجابِ نظامی عروضی به خوبی از خلال گفتههای محمد عوفی بر میآید «یکی از جهّال در نظم او (رودکی) طعنی کرده و نظامی عروضی این بیت را در حق او انشاء کرده: ای آن که طعن کردی در شعر رودکی این طعن کردنِ تو ز جهل و ز کودکی ست کآنکس که شعر داند، داند که در جهان صاحبقران شاعری، استاد رودکی ست (۱۱) از زاویهای دیگر نیز این نکته قابل تأمل است که چگونه در هیچکدام از منابع تاریخی موثّق، که به وفور در قرن چهارم هجری و حتی قرن پنجم هجری نگاشته شدهاند، از غیبت چهار سالهٔ امیرنصر سامانی هیچ سخنی به میان نیامده است! یا اینکه اصلاً ذکری از حضور چهار سالهٔ نصر دوم در هرات و بادغیس نیامده است! و حتی خلاء حضور چهار سالهٔ نصر سامانی در شهر بخارا، در هیچکدام از منابع تاریخی دیده نمیشود! جالبتر این است که بدانیم، هیچ متن تاریخی نیز اذعان به پایتختیِ هرات در طی این چهار سال و یا حتی حضور امیرِ دولت سامانی طی این مدت در شهر هرات و بادغیس و ذکر این ایام و بررسی تحولات آن ندارد. چنانچه در تحقیقات جدیدی هم که پیرامون هرات نگاشته شده است، از این داستان تنها استناد به چهارمقاله میکنند و بس!؟ (۱۲) 🔁 گردآوری و تحقیق: #محمدرضاکاکائی ۴ دی ماهِ ۱۴۰۴ خورشیدی @hafezaneha1 @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan 🔻ادامهٔ مطلب و ذکر منابع در بعدی ⬇️
▪️"بوی جوی مولیان" "بخش نخست" بوی جوی مولیان آید همی بوی یار مهربان آید همی ▪️قصیدهٔ مشهور رودکی (بوی جوی مولیان آید همی) با داستانی که نظامیِ عروضیِ سمرقندی در چهار مقاله دربارهٔ علّت ایجاد آن ذکر کرده است، در نزد تذکرهنویسان و مورّخان قدیم و جدید بحثهای بسیاری برانگیخت. برخی از قدما در اصالت و تأثیرگذاریِ این قصیده بر امیرنصر تردید کردند و عدهای هرات و برخی مرو و عدهای نیشابور را محل سرایش این قصیده ذکر کردهاند. حتی بعضی از بزرگترین محقّقان معاصر نیز به درستی نتوانستند برای منشاء این قصیده شهر خاصی را ذکر کنند و فقط با اظهار تردید خود نسبت به اقوال پیشینیان بدون معرفی کردن نام شهرِ خاصی، از آن گذشتند.(۱) ظاهراً نخستین راویِ این حکایت نظامی عروضی، صاحب کتاب چهارمقاله است. این کتاب محصول سال ۵۵۲ ھ / ۱۱۵۷ م، بوده و از اصل واقعهٔ تاریخی، قریب به (۲۲۰ سال) دویست و بیست سال فاصله دارد: بر اساس سخن نظامی عروضی در کتاب چهارمقاله، نصر دوم سامانی که در اوج دولت این خاندان بود، در زمستان به بخارا اقامت داشت و در تابستان به سمرقند یا یکی از شهرهای خراسان میرفت. قضا را آن در افتاد که در یکی از سالها (به تأکید برخی از منابع حدود سال ۳۱۷-۳۲۱) به سوی هرات حرکت نمود، تا در آنجا بیاساید. چون چندی بگذشت امیرنصر بسیار از هرات لذت برده و استقرار خود را مداومت بخشید، و همواره میگفت: کجا رویم که از اینجا خوشتر باشد. «همچنین، فصلی به فصل همیانداخت تا چهار سال برین برآمد، زیرا که صمیمِ دولت سامانیان بود و جهان آباد و ملک بیخصم و لشکر فرمانبردار و روزگار مساعد و بخت موافق» (۲) پس اطرافیان ملول گشتند و بر این اقامت چهار ساله ناخرسند، زیرا نصر سامانی هرات را چون بهشت عدن میدانست و هیچ سودای خروج از آنجا را نداشت. پس سران لشکر و مهتران و بزرگان تنها راه چاه را آن دیدند که به نزد استاد ابوعبداالله رودکی روند و حتی پولی به او بدهند تا امیر را از هرات به سوی بخارا حرکت دهند. رودکی قبول کرد چون نبض و هوای امیر را میدانست. پس رودکی: «قصیدهای بگفت و به وقتی که امیر صبوح کرده بود در آمد و به جای خویش بنشست و چون مطربان فروداشتند، او چنگ بر گرفت و در پردهٔ عشاق این قصیده آغاز کرد: بوی جوی مولیان آید همی بوی یار مهربان آید همی ریگِ آموی و دُرشتیهای او زیر پایم پرنیان آید همی آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میان آید همی اي بخارا شاد باش و دیر زی میر زی تو شادمان آید همی میر ماهست و بخارا آسمان ماه سوی آسمان آید همی میر سروست و بخارا بوستان سرو سوی بوستان آید همی چون رودکی بدین بیت رسید امیر چنان منفعل گشت که از تخت فرودآمد و بیموزه پای در رکاب خنگ نوبتی آورد و روی به بخارا نهاد» (۲) حساسیت و ظرافت این حکایت به حدي میرسد که امیرنصر سامانی بدون کفش به سوی بخارا عزیمت میکند و در چند منزل بعدی کفشهای او را به وی میدهند. امیر تا بخارا در هیچ نقطه باز نایستاد. پس رودکی نیز از مهتران سپاه و دیوان سامانی، پنج هزار دینار مضاعف بگرفت به جهت مأموریت انجام یافتهٔ خویش. همچنانکه، چون به بخارا رسید چهارصد شتر نیز زیر بنه و اسباب او بود. (۴) ▪️قصیدهٔ روایتگونهٔ رودکی در آغاز قرن چهارم هجری سروده شد در حالیکه روایت نظامیِ عروضی در نیمۀ قرن ششم قوّت گرفت. ولی این دو متن پس از قرن ششم هجری آنچنان در هم تنیده شد که فاصلهٔ ۲۲۰ ساله به طاق نسیان رفت و یک روایت واحد پنداشته شد. این پیوند روایت رودکی و حکایت نظامی آنچنان دلکش و جذاب بوده که کتابها، مقالات، تئاترها و فیلمهای فراوانی در شرح و بسط آن پدید آورده است. امروزه حتى عبارت بوی جوی مولیان زینتبخش عنوان بسیاری از کتابها و مقالاتی است که حتی بنمایهٔ تاریخی نیز ندارند. (۵) ▪️اما مهمترین پرسشی که پیش میآید این است که چرا این مشهورترین حکایت روزگار سامانیان در هیچیک از منابع تاریخی، جغرافیایی و ادبیِ مربوط به قرن چهارم و پنجم تا نیمهٔ قرن ششم هجری نیامده است؟! قدیمیترین منبعی که درباره چند و چون این قصیده بحثی به میان آورده و با دیدی نقّادانه دربارهٔ ارزش هنریِ آن سخن گفته است، تذکرةالشعراست. دولتشاه نسبت به مطالب اغراقآمیزِ نظامی عروضی ابراز تردید کرده و گفته است: «عقلا را این حالت به خاطر، عجیب مینماید که این نظمی است ساده و از صنایع و بدایع و متانت عاری. چه اگر در این روزگار سخنوری مثل این نوع سخن در مجلس سلاطین و امرا عرض کند، مستوجب انکار همگنان شود» (۶) 🔁 گردآوری و تحقیق: #محمدرضاکاکائی ۴ دی ماهِ ۱۴۰۴ خورشیدی @hafezaneha1 @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan 🔻ادامهٔ مطلب در فرستههای بعدی ⬇️
✳️ ملاحظاتی «کماهمیت» درباره ریشههای آیینهای مسیحی (کریسمس و بابانوئل) ❇️ ضمن شادباش شب یلدا (چله) لازم میدانم تذکر بدهم که این سنت حسنه و محبوب «سانتا کلاوس یا بابانوئل، پیرمرد سرخپوش با کلاه فریگی، که از قطب شمال با سورتمه و گوزن میآید و هدیه میآورد» ارتباطی با مسیحیت ندارد. و به لحاظ فرهنگی هم نه در بافتار اصیلتر کاتولیک و ارتدکس که در بافتار پروتستان آمریکای شمالی و اروپای شمالی در همین سده ۱۹ میلادی شکل گرفته است. ◀️ در اروپای مسیحی قرون وسطی شخصیتی به نام سن نیکلاس (St. Nicholas) اسقف قرن چهارم وجود داشت که در ۶ دسامبر جشن گرفته میشد و با هدیه دادن به کودکان پیوند داشت. بنابراین مسیحیان سنتهای رومی یا ایرانی(!) را سرقت نکردند. اصلا سرقتی درکار نیست، چون این آیینهای امروزی شامل بابانوئل و درخت کریسمس خیلیخیلی مدرن است. در برخی کشورهای کاتولیک و ارتدکس این آیینها در همین قرن ۲۱ تازه در حال جا افتادن است. اگر قرار بر الهام و اقتباس از آیینهای ایرانی بود، باید در مسیحیت شرقی و ارتدکس و شاید کاتولیک دیده میشد و نه اینکه با تبلیغات کوکاکولا در جهان جا بیوفتد. ◀️ البته در غرب سنتهای محلی (Father Christmas در انگلیس، Père Noël در فرانسه، Weihnachtsmann در آلمان وجود داشت که ربط زیادی به دوران باستان و هیچ ربطی به ایران نداشت و نهایتا هم زیر تصویر خردکننده آمریکایی-کولاکولایی له و نابود شد. ◀️ این اتفاق برای بقیه سنتهای مسیحی مانند قدیس والنتین و روز گرامیداشت قدیسان هم افتاده و در همین یکی دو قرن اخیر زیر تاثیر جشنهای مدرن تجاری آمریکایی (ولنتاین و هالووین) استحاله شدهاند. ◀️ کریسمس ارتباط ارگانیکی با این آیینها ندارد. جشن زایش مسیح است. برخلاف تصور ما، اهمیتی درجه دو داشت. جشن مهم مسیحیان عید پاک است نه کریسمس. در قرون جدید هم که سر زمان کریسمس اختلاف افتاد، چون نیمی از مسیحیان اصلاحات تقویمی گریگوری را نپذیرفتند. تا اینکه اخیرا باز هم زیر تاثیر صنعت و بازار جهانی اهمیت یافته. دلیل اصلی اینکه مسیحیان تولد مسیح را ۲۵ دسامبر گرفتند، اسطوره تولد خورشید (۲۱ دسامبر، شب یلدا، انقلاب زمستانی) نیست. دلیلش روایتی است که مریم در عید پسح (بعدا پاک) در اول بهار در معبد باردار شد و قاعدتا ۹ ماه بعد (دسامبر) مسیح زاده شد. هرچه هست، خود کریسمس اصیل با اتحاد مهاجران و روشنفکران در غرب تقریبا در آستانه نابودی و محو کامل است. ◀️ آنچه مانده تعطیلات سال نو است که به تقویم رومی ژول سزار برمیگردد. البته این سال نو تقویم عرفی هم تا این اواخر اهمیتی نداشت. سال دینی مهم مسیحیان عید پاک بود (درست مانند یهودیان که سال عرفی روشهاشانا مهم نبود و آغاز سال دینی در نیسان در بهار مهم بود و مسلمانان که سال نو عرفی از محرم هنوز هم مهم نیست بلکه سال دینی از عید فطر مهم است). یلدا و چله بر شما شاد باد صحبت حکام ظلمت شب بلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید بهرام روشنضمیر یلدای ۱۴۰۴ @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
جشن چله در آثار ادبی شاعران ایران زمین 🥝فردوسی شب اورمزد آمد از ماه دی زگفتن بیاسای و بردار می شب اورمزد از ماه دی ، یعنی شب چله یا همان یلدا 🥥حافظ خلوت دل نیست جای صحبت اضداد دیو چو بیرون رود فرشته درآید صحبت حکام ظلمت شب یلداست نور ز خورشید جوی بو که برآید 🍍سعدی هنوز با همه دردم امید درمانست که آخری بود آخر شبان یلدا را باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود روز رویش چو برانداخت نقاب شب زلف گفتی از روز قیامت شب یلدا برخاست نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست شب فراق تو هر شب که هست یلداییست 🍒وحشی شام هجران تو تشریف به هر جا ببرد در پس و پیش هزاران شب یلدا ببرد روز عیشی خواستم زاید چه دانستم که چرخ حامله دارد به سد ماتم شب یلدای من 🍈ناصرخسرو قندیل فروزی به شب قدر به مسجد مسجد شده چون روز و دلت چون شب یلدا 🍓منوچهری نور رایش تیره شب را روز نورانی کند دود خشمش روز روشن را شب یلدا کند 🍏خاقانی در زرد و سرخ شام و شفق بودهام کنون تن را به عودی شب یلدا برآورم گر آن کیخسرو ایران و تور است چرا بیژن شد اندر چاه یلدا همه شبهای غم آبستن روز طرب است یوسف روز، به چاه شب یلدا بینند 🍇خواجوی کرمانی تا در سر زلفش نکنی جان گرامی پیش تو حدیث شب یلدا نتوان کرد هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود مهره مهر چو از حقه مینا بنمود ماه من طلعت صبح از شب یلدا بنمود 🍉اوحدی شب هجرانت، ای دلبر، شب یلداست پنداری رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری 🍌فیض کاشانی چه عجب گر دل من روز ندید زلف تو صد شب یلدا دارد تیر مژگان تو گر هر لحظه جا کند در دل من جا دارد 🍋عرفی شیرازی آبروی شمع را بیهوده نتوان ریختن صد شب یلداست در هر گوشه ی زندان ما 🍊صائب تبریزی آه ما رعناترست از آه ماتم دیدگان آنچنان کز جمله شبها شب یلدا یکی است . گل فتد در دیده روزن مرا از ماهتاب در شب یلدای بخت من نیارد شد سفید 🍐امیرخسرو دهلوی هر شبی در غم هجرت شب یلداست مرا که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست 🍎حکیم نزاری مگر خود این شب یلدا به روز دانم برد کدام یلدا کاین شب هزار چندان است 🍉بیژن عظیمی عزیزم میشود مهمان یلدا لبی چون پستهی خندان یلدا دو چشمان خمار بیقرارش به خوش یمنیِ بیپایان یلدا @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan
☀️"یلدا، جشن زایشِ نور و روشنی" "بخش دوم" شب اورمزد آمد و ماه دی ز گفتن بیاسای و بردار می #فردوسی 🧜♂ "ارتباط شب یلدا با مهر" شب یلدا با مهر هم مرتبط است. اگرچه در واژهنامهها مهر را مترادف با خورشید دانستهاند اما باید دانست که مهر و خورشید دقیقاً یکی نیستند؛ در باورهای زرتشتی مهر، ایزد نور و روشنایی است که هر روز پیش از طلوع خورشید به جهان مینگرد و نگهبان راستی و ناظر بر حُسنِ اجرای عهد و پیمان در بین مردمان است. دلیل دیگری بر تفاوت مهر و خورشید این است که در تقویم ایران باستان که هر روزِ ماه، نامی داشته است؛ روز یازدهم هر ماه را خورشیدروز و روز شانزدهم هر ماه را مهرروز نامیده بودند؛ ولی چون هر دو با نور و روشنایی ارتباط داشتهاند در ادب پارسی معادل هم به کار رفتهاند. از نظر آیینی و اعتقادی مهر یکی از مهمترین ایزدان اقوام هند و اروپایی بوده است. در ایران پیش از ظهور زرتشت ایزد مهر پرستیده میشد؛ اما بعد از ظهور زرتشت از مقام خدایی پایین کشیده شد و به عنوان یکی از ایزدان از آفریدههای اهورا مزدا معرفی شد. در اروپا و به ویژه در روم آیین مهرپرستی که به آن میترائیسم هم میگفتند گستردگیِ بیشتری پیدا کرد و آثار معابد آن، که مهرابه خوانده میشد هنوز در جای جای اروپا باقی مانده است، مهمترین نماد این آیین سنگنگارههایی است که در آن جوانی که ایزد مهر است گاوی را میکشد. 🪅نکته جالب اینجاست که مهرپرستان هرساله در شب بیست و پنج دسامبر تولّد ایزد مهر را جشن میگرفتهاند که اگر آن را با تقویم شمسی تطبیق دهیم تقریباً برابر با شب سیاُمِ آذر با یکی دو روز اختلاف میشود؛ به همین خاطر برخی شب یلدا را شب تولّد ایزد مهر دانستهاند. ادامه دارد.... 📚منابع: ➖یلدا، ریشهشناسی، پیشینه و آیینها و اعتقادات مربوط به آن. گردآوری و تحریر: احمدرضا نادری، بر اساس تقریرات دکتر آیدنلو. ➖جهان فروری: دکتر بهرام فرهوشی. ➖از اسطوره تا تاریخ: دکتر مهرداد بهار. 🔄 گردآوری: #محمدرضاکاکائی ۲۹ آذر ماه ۱۴۰۳ @hafezaneha1 @molavi_asar_o_afkar @ferdosesokhan