tgindex
فروغ فاریابی

فروغ فاریابی

Статистика
@ffaryabiперсидский

تن ما به ماه مانَد، که ز مهر می‌گدازد دل ما به چنگ زهره، که گسسته تار بادا

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
304
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
461
20 постов
Вовлечённость
151,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
101
1/48двое суток
115
1/72трое суток
124

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اخیرا بخش هایی از بیانات آقای باقر خرازی در فضای مجازی منتشر شده که کنجکاوی مرا برانگیخت تا فایل کامل سخنان و سایر نظرات ایشان را ببینم. صرف نظر از بخش‌های خبری که کذب و صدق آن معلوم نیست، بخش‌هایی از دیدگاه‌ها خبر از یک جهانبینی و شیوه برخورد با مشکلات و....می‌دهد . ریاضی ولایی، فیزیک ولایی، شیمی و زیست شناسی ولایی...حکومت اسلامی و ....خلاصه داستان فقط چند بد و بیراه و خبر از بیت و اینها نیست. از قوه قضائیه و نهادهای امنیتی درخواست میکنم  جناب خرازی را به دلیل بیانات اخیرشان،  احضار نکرده و  هیچ برخورد قهرآمیز یا محدودکننده ای با ایشان نداشته باشند. همانطور که نسبت به هر یک از اندیشمندان و منتقدان نیز چنین درخواستی داشته  و آرزو می کنم همه دیدگاهها، در فضایی امن و آسوده مجال طرح و ارائه داشته و بعد از ارائه هم در امان باشند. این نشانه قدرت و بلوغ اندیشه ورزی در ایران خواهد بود. طرح نظرات هر چقدر هم عجیب و غریب به نظر آیند کمک میکنند فکر ها از رکود خارج شوند و در تکاپوی حک و اصلاح هم برآیند. برای تفکر جناب خرازی هم مفید خواهد بود که در دایره هواداران خود محصور نماند و با تحسین و آفرین آنها، بر کامل و بی نقص بودن باور خود دلخوش نشوند.‌ بلکه با شنیدن نقدها و ایرادات به اصلاح، تقویت و یا تغییر نظراتشان بپردازند. (مجددا تاکید میکنم اینجا در مورد نحوه برخورد با دعوت ایشان به قیام و اینجور چیزها صحبتی ندارم. فعلا فقط بخش تئوریک ایده ها مورد نظرم است.) برای مثال یک جوان پرشور و اندیشمند مثل محمد علی جنت خواه که نتیجه مطالعات و چالش های فکری خود را در قالب چند ویدیو و رساله منتشر و نهایتا در کتاب نظریه آزادی و دین جمعبندی کرده هم سزاوار برخورد قهری و بازداشت و محرومیت نیست. امیدوارم هر چه سریعتر ایشان و سایر زندانیان سياسی و عقیدتی هم از بند آزاد شوند و بدون نگرانی به انتشار و تضارب آرای خود بپردازند. https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy https://www.aparat.com/v/wic52p4 باقر خرازی https://www.aparat.com/v/aaeb5xz محمد علی جنت خواه

  • 17 июл.175135из IranDel_Channel

    ‌ 🎥 «یک سرزمین، یک دل، هزار آهنگ» ایران خانهٔ ما ملت ایران است. از کویر تا جنگل، از کوه تا دریا، اینجا جایی است که هر سنگ‌ریزه‌اش یک ترانه دارد و هر نسیمش یک نوا. در این ویدیو، با چشمانتان سفر کنید و با گوش‌هایتان به ریشه‌های این کهن‌بوم پیوند بخوردید موسیقی محلی ایرانی، فقط یک هنر نیست؛ شناسنامهٔ عاطفی مردم این مرزوبوم اهورایی است. بیایید با هم این «همه‌تنوعِ» باشکوه را در «یک هویت ملی واحد» به تماشا بنشینیم. ایران تنها یک نقطه روی نقشه نیست؛ ایران یک حسِّ مشترک است. ویدیو از خشایار لهراسبی @IranDel_Channel 💢

  • سومین قسمت از گفتگوی استاد حاتم قادری با جناب صادقی (معاون قوه قضائیه) در رسانه آزاد به تازگی منتشر شده و شنیدنی است. چقدر برای این صحبت‌ها دیر است. ای کاش تنگ‌نظری های زیانبار مانع رواج این گفتگوها نشده بود چه بسا امروزه گرفتاری های حکمرانی نیز سر و سامان بهتری می یافت. ای کاش از آموزگاران یاد می‌گرفتیم و اینقدر دیر نمی شد که اکنون   در تنگنای حلقه محاصره نظامی و زیر تیغ و در فشار تحریم و انباشت نارضایتی و رهبران خودخوانده خارجی و ...مجبور باشیم به درس روزگار تن دهیم! خدا عاقبت این سرزمین و مردمانش را ختم به خیر گرداند. باری برگردم به گفتگو... هر دو بزرگوار به تکثر در فهم و برداشت اذعان داشتند و بخصوص جناب صادقی بعنوان معاون قوه قضائیه با پذیرش تکثر، بر لبه پرتگاه حرکت می‌کرد و جناب قادری می توانست با یک تلنگر کوچک ایشان را به قعر تناقضات بی پاسخ بغلتاند! نکته درخشان این گفتگو برای من آنجا بود که جناب قادری بر خلقت متکثر و در حال دگرگونی مستمر اشاره کردند و گفتند اگر خواست خدا این است که خلقتش متکثر و پویا باشد، چرا بندگان خدا می‌خواهند  همه یک‌جور فکر و رفتار کنند؟ ( نقل عبارات مطابق گفته های آن بزرگواران نیست و برداشت مضمون سخنان ایشان از جانب من است) چرا درخشان؟ چون همیشه از یکدست کردن و توده وار دیدن،   سبک زندگی و فکر و عقیده و لباس و ...یکسان و قالب زدن انسانها، گریزان بودم. تعبیر جناب قادری نور تازه ای بر این پرهیز تاباند.‌ از ایشان‌ممنونم.‌ قالب زدن آدم ها به هر نام، و الزام آنها به تبعیت از سبک و قالبی توده وار که انتخاب خودشان نیست، یک حرکت مرگ آفرین است. زندگی و آفرینش با بی شکلی حیات و انتخاب های افراد جلو می‌رود. کلُ یوم هو فی شأن https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • دردِدل و گلایه ای از رییس جمهور پزشکیان! جناب پزشکیان مردمی که به شما رای دادند، به امید پایداری ایران رای داده اند. وفاق با نیروهای  داخل  قدم اول در جهت تقویت بنیانهای اجتماعی کشور است. وفاق در داخل  می تواند مقدمه وفاق با هموطنان آزرده خاطر دور از وطن شود  تا کم کم همه زیر پرچم ایران گرد آیند تا جاییکه در آینده ای رویایی، وجود اپوزیسیون خارج نشین کاملا بلاوجه گردد. جناب رئیس جمهور! عذرخواهی شما  از مردم بابت کوتاهی ها و مشکلات و بخصوص مصائب خونبار و فراموش نشدنی دی ماه  لازم بود و  ستودنی! اما کافی نبود. زیرا همچنان‌ به سوالات افکار عمومی، از طرف حاکمیت جواب مناسبی داده نمیشود و در حمایت از خونهای ریخته شده کسی احضار و برکنار نمیشود. درحالیکه در پاسخ  به سوالات و ابهامات، احضار و بازداشت و اتهام همراهی با اسرائیل و آمریکا وارد میشود؟ اگر از نامردی گلایه دارید خود بگویید کدام جوانمردانه تر است؟ آنکه قدرت دارد بر  پرسش کننده سخت بگیرد و پرسش کننده ای را که هیچ پناهی ندارد  به تنگنا بیندازد رفتار جوانمردانه ای کرده است؟ قوی بر ضعیف سخت بگیرد جوانمردانه تر است؟ مرد و مردانه  به این سوالات هم جواب بدهید: اینهمه تروریست در صدها شهر کوچک و بزرگ چه می‌کردند و نیروهای امنیتی کجا بودند که زودتر کشف و خنثی کنند و مانع ریختن خونهای عزیزان هموطن شوند؟  اگر دست به بازداشت و احضار اینقدر گرم است چه کسی سزاوار بازخواست است آنکه در انجام مسئولیتش کوتاهی کرده یا آنکه سوال پرسيده؟  مسئولیت کوتاهی در حفاظت از جان  ۳۰۰۰ شهروند و خسارت‌های مادی در شهرها،  سنگین تر و سزاوار بازخواست  است یا مسئولیت پرسش کننده از چرایی وقایع؟ این تشکیلات عظیم که از خارج حمایت میشد چطور به سرعت جمع شدند و فردای آن روزها  حتی یک ترقه هم نینداختند؟ و راهپیمایی های مردم در امنیت کامل برگزار شد؟ کشوری که تجربه های تلخی با اعلام مقامات رسمی کشور در حافظه خود دارد که دستهایی از داخل در آنها نقش داشتند مانند: - عوامل خودسر در قتل ها زنجیره‌ای! (اعلام شده توسط وزارت اطلاعات و آقای خاتمی ) - سازماندهی ارازل و اوباش در سال ۸۸!"( اعلام شده نوسط آقای احمدی‌نژاد) - جریان مشهد در وقایع افزایش قیمت بنزین! ( اعلام‌شده توسط آقای روحانی) پس از این تجربه ها چرا در این مصیبت خونبار، این گمان دوباره جان نگیرد؟ و چه کاری بهتر از بررسی منصفانه و بدون سوگیری و فراجناحی و پاسخ به پرسش های شعله وری که ذهن بسیاری را درگیر کرده؟ همین مردمی که پس از جنگ ۱۲ روزه همه اختلافات را به نام ایران کنار گذاشتند و بازوهایشان را در برابر تعرض بیگانه چفت هم گره زدند، شایسته رفع ابهامات نیستند؟ جناب پزشکیان قدر پرسش کنندگان را بدانید. ایشان در واقع کسانی هستند که نمی‌خواهند باور کنند دستگاه امنیتی ناتوانی دارند که نتوانسته مانع نفوذ پرتعداد تروریست‌ها و کشته شدن تعداد کثیری از هموطنانمان بی پناهمان شوندو از سوی دیگر  نمی خواهند به این نتیجه برسند که این گونه مصائب از دل حاکمیت برخاسته، بنابراین دربه در دنبال علت دیگری میگردند، مثلا  ترجیح می‌دهند عده ای خودسرِ نافرمان و ترک فعل کننده در میان باشند که باید تنبیه و برکنار شوند تا آتش دلها و ذهن‌های پریشان کمی فرو بنشیند و امید داشته باشند که در دولت شما کوتاهی کنندگان بیش از آزرده خاطران حساب پس می‌دهند. و حالا شما با آنها از نامردی صحبت میکنید؟ این جوانمردانه است؟ جناب پزشکیان بسیاری از رای دهندگانی که به هر دلیلی صندوق رای را انتخاب کردند، حتی اگر یک چوب خشک هم در مقابل جناح رقیبتان قرار داده میشد، به همان چوب خشک رای میدادند. بسیاری دیگر با حضور شما به آن جمع پیوستند. و اکثر قریب به اتفاق پرسش کنندگان از همین ها هستند که همگی برای ایران به شما رای دادند و اکنون در برابر بُهت ایران زخمی، خود بگویید جوانمردی چیست؟ نامردی کدام است؟ جناب پزشکیان!  بهتر نبود قبل از اتمام ماموریت  گروه‌هایی که برای بررسی وقایع اخیر گماشته اید اینچنین دربرابر پرسش کنندگان از تریبون رسمی قضاوت نمی کردید؟ این به تقوی نزدیکتر نبود؟ برای تکرار تجربه  مکررِ راندن و دور کردن همیشه وقت هست. کارِ سخت،  که به آن نیاز داریم، و تا بحال مرد میدانش را نداشته ایم  جمع کردن و هم‌نوا کردن گرایش های گوناگون است. https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • حدودا همین موقع ها دو سال  پیش آقای مجتبی لشکر بلوکی از مخاطبانش دعوت کرد درباره ایران رویاپردازی کنند و  ایرانِ رویایی خود را نیز توصیف کردند. من هم با یادداشتی به نام "بیست هزار آرزو"، به دعوتشان پاسخ دادم.... امروز به آن رویاپردازی نگاهی انداختم.... چقدر دور بودند...چقدر دست نیافتنی بنظر می رسیدند... چقدر به طنز و شوخی شبیه بودند.... آیا سرمايه فرهنگی و معرفتی بزرگان برخاسته از ایران در  طول تاریخ پررنج و دریغ ما، توان یاری به فرزندان امروز خود را خواهند داشت؟ آیا از این طوفان بلاخیز به سلامت گذر خواهیم کرد؟ آیا از این روزها برای آیندگان داستانی پرغرور و درخشان بازگو خواهیم کرد یا زیر بار پرسش های مهیب ایشان، خُرد خواهیم شد؟ در صورت بروز جنگ، نگران  ویرانی هایش نیستم...شرمساریش بر آنان که می‌توانستند مانع شوند و نشدند. این بخش های تاریخ را حاکمان رقم می‌زنند. نگران حاکمان هیچ سرزمینی نیستم...دنیای آنها با دنیای من بیگانه است. ولی نگران خود و هموطنانم هستم که مبادا نتوانیم از چرخه باطل تخاصم و نفرت، خارج شویم. مبادا نفرین ما تا ابد و تا نابودی کامل ایران، خراشیدن صورت  و فشردن گلوی یکدیگر باشد و مبادا همزمان که به سقوط یکدیگر کمک میکنیم، غارتگران، سرزمین و خانه مان را ویران کنند؟ به گمانم سقوط ایران، قبل از غلبه هر دشمنی، با پراکندگی ایرانیان و قهر دلهای آنها از یکدیگر رخ میدهد. آیا مانند داستان سیمرغ عطار  نیازمند یک مرغِ هما هستیم تا مرغان رنگارنگ را برای تجمیع و همزیستی قانع کند؟ آیا همای ما نميتواند همان گنجینه معرفتی و نگرانی مشترک ما برای ایران باشد؟ شاید نیاز به هیچ برنامه ای نباشد جز دور کردن اندیشه حذف و نفرت از مخالفان. شاید "دوست داشتن" مهم ترین کاری است که باید بکنیم. ایران برای همه ایرانیان  جا دارد. #برای‌ایران #مجتبی‌لشکربلوکی #بیست‌هزارآرزو https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • 4 февр.25085из Jaryaann

    🔻 چند پیشنهاد: اول. خشم را به رسمیت بشناسیم، اما آن را به سمت همدیگر نشانه نرویم. خشم در برابر کشتار و خشونت، واکنشی انسانی است. مسئله این نیست که خشم نباشد، مسئله این است که خشم، ما را علیه هم قرار ندهد. وقتی زبان ما پر از برچسب و طرد می‌‌شود، ناخواسته همان کاری را می‌کنیم که منشا خشونت می‌خواهد. دوم. میان «نفهمیدن» و «نخواستن» فرق بگذاریم. بسیاری از اختلاف‌ها نه از بدخواهی، که از تجربه‌های زیسته متفاوت می‌‌آیند. کسی که در داخل ایران زیر فشار روزمره زندگی می‌کند، جهان را از نقطه‌ای دیگر می‌بیند نسبت به کسی که مهاجر است. این تفاوت دیدن، الزاماً خیانت یا بی‌دردی نیست. سوم. از بازتولید خشونت تصویری پرهیز کنیم. تصاویر کشته‌شدگان برای برخی بیدارکننده است و برای برخی فلج‌کننده. به واکنش‌های متفاوت احترام بگذاریم و یکدیگر را به «دیدن» یا «ندیدن» مجبور نکنیم. مراقبت از روان جمعی، بخشی از مقاومت است. چهارم. ارتباط را زنده نگه داریم، حتی اگر شکننده است. پیام‌های کوتاه، همدلی‌های ساده، گفتن این که «می‌بینمت» و «می‌فهممت»، شاید کوچک به نظر برسد، اما در شرایطی که بسیاری احساس تنهایی وفرسودگی می‌کنند، همین‌ها، طناب‌های نازک بقا هستند. پنجم. امید را نه به عنوان شعار، بلکه به عنوان عمل‌های کوچک تعریف کنیم. امید همیشه احساس خوب نیست؛ گاهی فقط تصمیم به ادامه دادن است. ادامه دادن گفت‌وگو، ادامه دادن مراقبت، ادامه دادن نام بردن از جان‌های ازدست‌رفته. ششم. به خانواده‌های کشته‌شدگان گوش بدهیم، نه این که از رنج‌شان برای دعواهای سیاسی استفاده کنیم. همدلی واقعی یعنی اجازه بدهیم درد آنها محور بماند، نه ابزار اثبات حقانیت ما! درآخر، مطمئنناً هیچ‌کدام از این بندها معجزه نمی‌کنند! اما شاید کنار هم، بتوانند جامعه‌ای را که در معرض تکه‌تکه شدن است، اندکی منسجم‌تر نگه دارند. همبستگی در این روزها یعنی با همه تفاوت‌ها، مراقب هم بودن، تا از هم نپاشیم، تا دوام بیاوریم و تا باهم بگذریم.⁩ 🔗 محمدرضا واعظ #وضعیت_امروز_جامعه_ما #مراقب_هم_باشیم @Jaryaann

  • از یادداشت‌های پیش از مصائب دی ماه: "راهی است دراز و مشکل و پرخطر...و تازه در پایان سفر، یک زندگی سخت و دشوار در پیش خواهد بود... ما مالک امید و آزادی هستیم. ما اکنون در میان مردمی زندگی می کنیم که افکارشان از آنِ خودشان است و تن به تسلط سه پایه ها نمی دهند..." کوههای سفید- جان کریستوفر نوجوان که بودم با کتاب کوههای سفید اثر جان کریستوفر که کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر کرده بود آشنا شدم. داستانی جذاب و اثرگذار برای یک نوجوان کنجکاو ...بعدتر  دو جلد بعدی آن  "برکه آتش" و "شهر طلا و سرب" را هم خواندم. و تا الآن این سه گانه را به نوجوانان بسیاری هدیه داده ام. این روزها به دلیل پیش بینی هایی که از توسعه الگوریتم ها و تسلط آنها بر انسان منتشر میشود این سه گانه به صفحه اول ذهنم برگشته است. داستان کتاب ماجرای رهایی انسانها از تسلط سه پایه هایی غول پیکر است که از فضا می آیند و نوجوانان تازه بالغ شده را برای آیین کلاهک گذاری با خود می برند و بعد از نصب یک شبکه توری فلزی به جمجه، آنها را برمیگردانند و خانواده هم برایشان جشن کلاهک گذاری برگزار می کند و حالا هر یک از آنها شهروندی مقبول و معتبر و مطیع است. در این میان افرادی که توانسته اند از اسارت سه پایه ها آزاد باشند نوجوانان کنجکاو را قبل از کلاهک گذاری شناسایی و به کوه های سفید می برند که محل زنذگی انسانهای آزاد است. سه پایه ها برای من تمثیل ترانزیستورها و دیودها و مقاومتهای روی بُردهای الکترونیکی بود که حالا به غول های کنترلگر بزرگی در قالب سامانه ها و الگوریتم ها تبدیل شده بودند که بر تمام شئون زندگی انسانها مسلط شده اند. تاویل های دیگری هم هست. دولت ها و سیستم های سیاسی بسته که برای همه افراد جامعه، یک مدلِ تعریف شده از سبک زندگی را تجویز کرده و رعایت آن را به شدت کنترل می کنند. تفاوت ها و تنوع را بر نمی تابند تا زحمت حل پیچیدگی ها را کم کنند و به جای مدیریت و پاسخگویی به انواع تقاضاها و سلایق، توده ای یکدست و متحدالشکل و متحدالفکر بسازند که قابل پیش بینی است بنابراین قابل برنامه ریزی است. (فیلم ماتریکس را دیده اید؟) نقطه آسیب این سیستم ها، الگوریتم ها، حکومت ها و  نظام ها، نقاط یا افراد یا درگاههای خروج از نظم تعریف شده است. سیستم ها هر چه بسته تر باشند، شکننده تر و آسیب پذیرترند. مشتری به راحتی آن را کنار می گذارد و سیستم ارتقا یافته تری انتخاب می کند. توجه به نقاط ضعف و باگ های سیستم است که موجب ارتقای سیستم و رضایت کاربر و استمرار استفاده از آن میشود. پس هر گاه طراح سیستم، الگوریتم هایی را بپسندد که سیستم را بر کاربران تحمیل کند، نسخه مرگ خود را نوشته است. زیرا انسانها همیشه راه گریزی پیدا میکنند. هر چند سخت هر چند دیر هر چند پرزحمت... زیرا پویایی در ذات انسان است. و "کلُّ یومٍ هُوَ فی شان"، در جهان جاری است. سیستم های اُپن سورس (مثل ویکی پدیا) که امکان افزودن اطلاعات را به کاربران میدهد یک نمونه ساده و موفق از جهانی است که الگوریتم ها و انسانهای آزاد می توانند در آن به جای ستیز، با هم همکاری کنند و هر دو رشد کنند. هر گاه طراح سیستم، به این درک رسیده باشد که بسته بودن سیستم یعنی مرگ، می تواند حیات خود را فراتر از مرگِ زمانمند رقم بزند و با روی آوردن به الگوریتم های باز و قابل ویرایشِ مستمر، شکنندگی را از خود دور کند و در بازار باقی بماند. یک نمونه از این سه پایه ها هم ادیان و مذاهب و فرقه ها و ایدئولوژی ها هستند. غالبا انبیا مثل هکرهایی که خواسته باشند سیستم بسته موجود را بشکنند ظهور کرده اند ولی به سرعت به ضد خود تبدیل شده اند زیرا سیالیّت، زندگی را سخت و پرچالش می کند. نیاز دارد به اینکه مرتب بیدار باشی و به صدای دیگران گوش دهی و خودت را ارزیابی کنی و مرتب حرکت کنی...نیاز دارد که آزاد و بی قید باشی. واین در حوصله خیلی ها نمی گنجد. همپنین نادیده گرفتن منفعت ها بسیار سخت است. پس یک سیستم بسته بر اساس آموزه های دین ساخته میشود (= نسخه مرگ آن دین اولیه نوشته میشود) تا به صورتی موجه به جای آزادی از سیستمِ بسته، مشغول منفعتها باشیم. (با ادبیات قرآنی میشود تزیین  زندان و جا زدن آن به جای حیات طیبه، جایگزین کردن فقها و علما و رهبانان دین با خدا) حال اگر سیستم باز باشد...یعنی دیگر نه تخاصمی هست نه مقاومتی، نه شکنندگی مفهوم دارد نه پیروزی و فتحی سیالیت به دریا رسیده است...به اقیانوس که در آن  رفتن به هر سمت و سویی آزاد است. https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • هر گاه نظامهای حاکمیتی به سمت یکدست کردن مردم بلغزند و یا به خود حق بدهند درباره سبک زندگی، سلیقه خوردن و نوشیدن و خواندن، شنیدن و ...و هر انتخاب آزاد دیگری دخالت کنند و برای مدیریت آن، برنامه بچینند باید ترسید. آدم های حکومت هیچ برتری نسبت به هر فرد آزاد دیگر در جامعه ندارند که چنین تصمیماتی بگیرند. آنها در ایده آل ترین شرایط، خادم و کارگزار شهروندانند. هیچ حقی  برای تصمیم گیری در حوزه زندگی افراد ندارند. بهانه امنیت، نقابی بر هوس ها و ترس های ایشان است. بله امنیت وظیفه حتمی و سنگین ایشان است ولی وقتی کار را بلد نیستند باید کناره گیری کنند یا راههای اصولی آن را پیدا کنند نه اینکه به آسانترین و پرهزینه ترین شکل و صد البته بی اثرترین شکل آن که محدودیت و فشار بر مردم  است بپردازند. مگر کشورهای آزاد با این روشها امن شده اند؟ این نسخه های منسوخ و پوسیده  کمونیستی حکومت ها را در امنیتی پوشالی قرار میدهد نه مردم را. در برابر پرسش ها سپر می سازد و هیچ تضمینی برای حفظ جان و مال مردمش ایجاد نمی کنند. امنیت حکومت و مردم به هم وابسته است. به قول سونتزو مردم دریا و حکومت کشتی است. کشتی را دریای آرام و همراه،  به ساحل امن می رساند نه ستیزه با آن!  لطفا یک نفر از مدافعان انسداد اینترنت اثبات کند که چه تضمینی دارد وقایع تروریستی اخیر تکرار نخواهد شد؟ و اگر خدای ناکرده از این پس خون بیگناهی به این دلایل بر زمین ریخت چه کسی پاسخگوی این سطح از ناامنی با وجود انسداد اینترنت یا طبقاتی کردن آن خواهد بود؟ https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • 4 بهمن: صدا و سیما یکه تاز صحنه روایت سازی و تحلیل حوادث اخیر شده است. و بسیار ناجوانمردانه از کارشناسان و تحلیلگران یک تفکر خاص برای گفتگو پیرامون آنها بهره میبرد بدون اینکه امکان انعکاس نظرات مخالف با آنها یا طرح پرسش هایی که تناقضات و ساده انگاری های مطرح شده را نمایان سازد وجود داشته باشد. این فضای غیر عادلانه و یکطرفه در دامن زدن به عصبانیت و خشونت در جامعه بی تاثیر نبوده و هر چه فضای مجازی میتوانست این فشارها را از روان جامعه بردارد، اکنون صدا و سیما یک تنه بر آتش آن می دمد. برنامه شاهد عینی در تاریخ 4 بهمن یک کارشناس آورده تا از نقش شبکه های اجتماعی در افزایش سطح خشونت بگوید و محدودیت اینترنت بین المللی را راهکار کاهش خشونت جا بزند! مجری مقابل به جای به چالش کشیدن او فقط میزبان اوست. هر ادعایی در خصوص میزان سهم افراد، شبکه ها، پلتفرم ها و ...در حوادث اخیر فقط سرپوشی است بر کوتاهی و بیکفایتی دستگاههای مسئول... کسی نیست بگوید چرا نتوانستند به موقع کشف و خنثی کنند؟ این همه تروریست در این تعداد شهر بزرگ و کوچک از کجا آمدند؟ چگونه از این پس با خیال راحت و آسوده روزگار بگذرانیم؟ چرا صورت مسئله را پاک میکنند و از پاسخگویی یا عذرخواهی سرباز می زنند؟ اقلا در کنار آن اقدامات کودکانه و ساده مانند  انسداد اینترنت، به یک عذرخواهی یا مواخذه و برکناری هم تن بدهند. مگر میشود همه را وادار کرد حرکت نکنند،  زندگی و کسب و کار دلخواهشان را تعطیل کنند،  مبادا این بزرگواران به زحمت بیفتند و مجبور به فکر کردن به راههای هوشمندانه تری شوند که از مردم حفاظت کند نه از مسئولان بی کفایت؟! https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • سخنگوی محترم شورای عالی امنیت ملی در برنامه ای از سیما گفتند امنیت مردم مهم تر از معیشت است. و تلویحا قطع اینترنت و محدودیت های احتمالی را به بهای امنیت موجه می شمردند. کیست که بر اهمیت امنیت واقف نباشد و آن را از کارگزاران کشور نخواهد؟ دو نعمت امنیت و معاش در قرآن نیز در کنار هم یاد شده آنجا که خداوند این نعمات را در سوره قریش بر می شمارد که خداوند ایشان را  از خوف به  ایمنی و از گرسنگی به اطعام درآورد. سوال اینجاست چرا در تامین امنیت این فقط مردمند که باید محرومیت ها را تحمل کنند؟ چرا هیچیک از مسئولان امنیتی مواخذه و برکنار نمی شوند؟ در حالیکه به دلیل تاخیر در تحویل مسکن مهر یا دلایل مربوط به وزارت کار و امثالهم، به سرعت وزرای راه یا کار ...زیر تیغ استیضاح می روند و تندترین سوالات از آنها در مجلس مطرح میشود چرا در مورد موضوع مهمی مانند امنیت و جان هزاران کشته و مجروح و میلیون ها ریال خسارت، کسی نیست وزیر اطلاعات یا سایر نهادهای مسئول امنیت را استیضاح یا برکنار کند. خودشان هم که شکر خدا  احساس نیاز به یک  عذرخواهی خشک و خالی نمی کنند. چرا همیشه پس از اجرای عملیات شوم دشمنان معماهای امنیتی کشف میشود؟ در حالیکه انتظار میرود قبل از تعرض به هموطنان نیات شوم انها کشف و خنثی شود؟ امیدوارم به این سوالات از زاویه آسيب شناسانه توجه شود. شهروندان حق دارند با صدایی رسا و بدون لکنت مهم ترین نعمت یعنی امنیت را از کارگزاران خود مطالبه کنند. این امر مدعای خود بزرگواران بوده که در این امر بنابر ذره ای کوتاهی ندارند. در حال حاضر ما مردم هستیم که بهای ضعف عملکرد این مسئولان را با جان و مال و قطع ارتباطات و  اعصاب و روان خود می دهیم و هیچ مسئولی تنبیه یا برکنار نمیشود!!! با این وصف ظاهرا مردم مسئول تامین امنیت ایشان هستند نه برعکس! https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • یادداشت زیر و چند یادداشت بعد از این را در روزهای قطع اینترنت نوشته ام: قطع سراسری اینترنت، پیامک و مکالمه تلفنی "ناکارآمدی"  یک عنوان بسیار پرتکرار برای توضیح انواع و اقسام آسیب ها و مشکلات کشور از زبان خود مسئولان و تریبون داران است و در همه ابعاد اداره کشور به چشم میخورد. جایی نیست که  پای این ناکارآمدی فراگیربه آنجا نرسیده باشد. از جمله دستگاههای امنیتی. در جنگ 12 روزه با آن صدمات سنگین که به جان فرماندهان و خانواده ها و اماکن و غرور ملی وارد شد انتظار میرفت یک بازنگری اساسی در سازوکارهای پدافندی و سیستم های اطلاعاتی انجام بگیرد. هیچ اتفاق خاصی نیفتاد.  بی خبری از تغییرات را به حساب این گذاشتیم که اینگونه اتفاقات نباید با سر و صدا همراه باشد. انشالله و حتما در خفا و بطور موثر انجام میگیرد. در اتفاقات ناگوار این روزها باز هم بعد از وقوع حوادث توطئه ها کشف شد. در حالیکه اصولا باید پیش از آن کشف و خنثی میشد. اینکه صدا و سیما  بلوای اخیر را  روز سیزدهم جنگ اخیرمی نامد، نه تنها دفاع خوبی نیست بلکه سوال بزرگی را بی جواب می گذارد که این چه هنری است که گستره بزرگی از کشور زیر نفوذ عوامل تروریستی چنین به آشوب کشیده شود و خون بیگناهان بر زمین ریخته شود؟ این دفاع از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی است یا تخفیف ایشان؟ و چه تضمینی هست که با روز چهاردهم و بیشتر مواجه نشویم؟  صدا و سیما به قدری سطحی و بی محتوا شده که نمی تواند به یک مرحله بعد از حرفی که میزند فکر کند! بعد از جنگ ۱۲ روزه و همدلی کم سابقه مردم با میهنشان، زمین و زمان از هر طیف و گرایشی تاکید کردند که حالا نوبت دلجویی از این مردم ارجمند است. ولی در عمل به فاصله اندکی همه چیز فراموش شد...تا این روزهای غمبار و هولناک پیش آمد... بروند و دیگر بازنگردند این روزهای سیاه... https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • بازگشتن به اینترنتی که آمد و شد در آن به اختیار تو نیست چندان خوش‌آیند نیست. انگار در قفسی باشی که برنامه هواخوری برایت گذاشته اند! امیدوارم کسانیکه فکرشان فقط این انداره قد می‌دهد که انسداد و محدودیت بیشتر ایجاد کنند از مرور نتایج این روش‌ها در سایر نقاط جهان غافل نباشند و تصمیمات بهتری بگیرند. باری.....این روزها یاد دوستی افتادم که پی در پی در حوادث ناگواری عزیزانش را از دست داده بود...بارِ آخری که برای همدردی در سوگی ناباورانه و غیرمنتظر به دیدنش رفتم، از بُهت حاکم بر فضا، نه من زبان تسلیت داشتم نه او حوصله تسلی گرفتن! از بازگویی حرفهای تکراری در برابر غم بزرگش، شرم داشتم و او نیز از شنیدن جملات بی سر وتهِ من پوزخند عصبی بر چهره داشت که زبانم را از ابراز همدردی لال می‌کرد. این روزها حال او را در چهره یک کشور میدیدم و زبانم لال میشد از بیان هر جمله تسلی بخشی. بروند این روزها و هرگز بازنگردند... https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • 8 янв.852411

    در میان فیلم ها و تصاویری که در روزهای اخیر از تجمعات اعتراضی هموطنان منتشر می‌شود، امروز  یکی از پر معنا ترین تصاویر را دیدم. به تصویر نگاه کنید: مردم روی زمین در کف بازار نشسته اند. نیروهای انتظامی در مقابل آنها ایستاده اند. هیچ زمینه ای برای خشونت نیست. بر پیشانی ساختمان نوشته است: سرای ملی ودر کنار آن : گذر سوم https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • 7 янв.216910из fazeli_mohammad

    چاره کار ایران   محمد فاضلی   گروه‌هایی از مردم در خیابان به حق اعتراض می‌کنند. حتی حکومت هم اعتراض‌شان را به رسمیت شناخته است. وقتی کتاب «ریشه‌های اقتصادی دیکتاتوری و دموکراسی» را شرح می‌دادم، می‌دانستم روزی مردم و حکومت در ایران به لحظه تقابل می‌رسند. امروز می‌توانم شما را به گوش دادن آن (این‌جا) فرابخوانم و تحلیلم درباره وضعیت امروز را هم مختصر بنویسم.   گزینه‌های موجود حکومت سه گزینه پیش رو دارد. ۱. سرکوب کند و هیچ اصلاحی نکند؛ ۲. امتیاز بدهد؛ ۳. امتیاز دادنش مقبول نشود، نتواند سرکوب کند، شکست بخورد و برود (انقلاب شود). مردم و معترضان هم سه گزینه دارند: ۱. سرکوب شوند (اگر حکومت قوی باشد)؛ ۲. امتیاز بگیرند و اصلاحاتی واقعی شود؛ ۳. امتیازات را نپذیرند، سرکوب هم جواب ندهد، و حکومت ساقط شود (انقلاب کنند).   نگاهی به تاریخ ناصرالدین‌شاه هر نوع اعتراضی را طی پنجاه سال به رسمیت نشناخت، سرکوب کرد، اجازه انقلاب نداد، و اصلاح مؤثری هم نکرد. مصلحان از امیرکبیر تا سپهسالار و بقیه را هم ناکام گذاشت.   مظفرالدین شاه و مردان قاجار، حاضر شدند امتیاز بدهند و توأم با باقی ماندن سلطنت، نوع حکومت به مشروطه تغییر کرد، مجلس و قانون اساسی به عنوان امتیازات داده‌شده به مردم، در مقابل باقی ماندن سلطنت، پدید آمدند.   رضاشاه سرکوب کرد، اجازه اصلاحات نداد، انقلاب نشد و با فشار خارجی رفت؛ خدماتش هم لکه‌دار شد.   شاه تا توانست جلوی اصلاحات مؤثر را گرفت، کارهایی کرد که خودش اصلاحات می‌دانست (اصلاحات ارضی و ...) و وقتی با مقابله گسترده انقلابیون مواجه شد نتوانست سرکوب کند. انقلابیون هم وقتی شاه و دولت بختیار حاضر شدند هر امتیازی بدهند و صدای انقلاب را بشنوند، نپذیرفتند و انقلاب شد.   جمهوری اسلامی، شیوه سرکوب کردن و امتیاز ندادن (اعتراضات و خشونت‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۵، ۱۳۹۸) و هم سرکوب کرده و امتیاز داده (۱۴۰۱ و کوتاه آمدن از حجاب اجباری) داشته است.   وضعیت اکنون (دی ۱۴۰۴) بدیهی است گزینه سرکوب، غیراخلاقی و غیرانسانی، ضدمردم، مخرب؛ و به جهت قرار دادن کشور در معرض مداخله خارجی (به جهت شرایط امنیتی و تهدیدهای آمریکا و اسرائیل) حتی برای خود حکومت غیرعقلانی و ایران‌ستیز است.   گزینه #انقلاب نه در دسترس و نه مطلوب است. چارلز تیلی جامعه‌شناس بزرگ انقلاب‌ها معتقد بود تجربه بررسی انقلاب‌های اروپایی به او نشان داده تا وقتی حکومت انگیزه، اراده و توان سرکوب دارد، هیچ انقلابی رخ نمی‌دهد، هر قدر که انقلابیون ناراضی و خشمگین باشند. جمهوری اسلامی انگیزه و توان سرکوب دارد و این را قبلاً هم نشان داده است.   انقلاب مطلوب هم نیست. انقلاب‌ها وارد شدن به بی‌سامانی و خشونت هستند. به قول جک گلدستون جامعه‌شناس انقلاب‌ها، در فردای انقلاب همه خوشحالند اما یک ماه بعدش نه! انقلابیون در ۲۲ بهمن ۵۷ سر از پا نمی‌شناختند، اما یک ماه بعدش (تا امروز) خیلی‌ها حال و روز اسفناکی داشتند. خواستید بیشتر حال‌شان را بدانید، نوارهای مصاحبه انقلابیون در «تاریخ شفاهی ایران در دانشگاه هاروارد» را بشنوید. گزینه #زندگی_فرسایشی هم به نابودی تدریجی زندگی و ایران می‌انجامد. وضعیتی که در آن حکومت سرکوب شدید نمی‌کند، مردم هم به اعتراضات ممتد و گاه‌به‌گاه ادامه می‌دهند و هیچ ثباتی شکل نمی‌گیرد، فرسایش تدریجی است و عاقبت ندارد. ذره ذره مردن است.   گزینه سازنده اگر قرار است ایرانی بماند و دردهای مردم به تدریج و مؤثر درمان شود، و شکلی از زندگی باثبات به نفع همگان و بدون خشونت تداوم یابد؛ راهی جز دادن امتیازهای مؤثر توسط حکومت و رسیدن به توافق جدیدی بین مردم و حکومت وجود ندارد. این توصیه‌ای است که از تحلیل نظری عمیق و تاریخی برمی‌آید و تجربه و عقل بشری آن‌را تأیید می‌کند.   مظفرالدین‌ شاه که امتیاز داد، بنیان مشروطه را گذاشت که تاریخ معاصر ایران بر آن بنا شده است. سالروز فرمان مشروطه را هم گرامی می‌داریم. جمهوری اسلامی هم که به زور از حجاب اجباری کوتاه آمد، کار خوبی کرد. کوتاه آمدنش انسانی‌تر از همه تقابلش با زنان در چند دهه قبل بود.   گزینه سازنده، امتیاز دادن حکومت و رسیدن به شکل متفاوتی از زندگی کردن است که در آن #قرارداد_اجتماعی و مناسبات جدیدی بین مردم و حکومت برقرار شود. در میانه طوفان امنیتی و ژئوپلتیکی که در خاورمیانه و غرب آسیا وزیدن گرفته است، هر گزینه دیگری، حتی اگر هیجان‌انگیز و دل‌خنک‌کننده به نظر برسد، شاید آغاز ویرانی بی‌پایان باشد.   اگر می‌خواهید ایران سامان یابد، به تجربه تاریخی، عقل خشونت‌پرهیز، و علوم اجتماعی احترام بگذارید؛ و معامله دموکراتیک (دادن امتیازات پایدار، معنادار، مؤثر به مردم در مقابل باقی ماندن حکومتِ عادلانه‌ی باثباتِ توسعه‌گرا) را صورت‌بندی و اجرا کنید. پای‌بند به #عقل_سرد و دوراندیش باشید.   @fazeli_mohammad

  • در حال حاضر هر دولتی که به فکر مردم و امنیت کشور باشد، نباید از شفاف سازی و اصلاح بودجه کشور به هیچ بهانه ای طفره برود. اعتراضات خیابانی دیر یا زود با هزینه‌ کم یا زیاد تمام می‌شود. (مقدار هزینه به میزان درایت و فهم حاکمان بستگی دارد.) آنچه باقی است ایران است و مردمش و منابعش. این کاری است که باید انجام شود. اگر مطالبه شما نیز هست امضا و منتشر بفرمایید. این هم یک مسیر گفتگو است. https://www.karzar.net/281091

  • https://www.karzar.net/281091

  • 3 янв.839910

    این روزها دوباره و چندباره فضای کشور ملتهب است. کلکسیونی از مشکلات و بحرانها همزمان بر سر ایران آوار شده است. مشکلاتی که هر یک در یک دوره به تنهایی به راه افتاده بودند حالا همگی همزمان به هم رسیده اند. اینهمه ضرب المثل و تاریخ و ادبیات غنی و درسهای معنوی گذشتگان و تجربه های عینی و حتی آموزه های دینی که نزدیک 50 سال است در منابر و تریبونها و کتابهای درسی و جلسات اخلاق ویژه دولتمردان و غیره و غیره...گفته میشود و هشدارهای دلسوزان، به کار جمهوری اسلامی نیامد تا بتواند یکی از اینها را به موقع سر و سامانی دهد! حالا این عمدی بوده یا سهوی....الله اعلم! در انتخابات اخیر باز هم مردم ایران با یک ترکیبِ رای کاملا رسا، هم اعتراض و قهر خود را به این سبک حکمرانی نشان دادند( آنها که رای ندادند) و هم با حداقل امید و بعضا با اکراه به جناب پزشکیان رای دادند تاضمن اینکه  به تندروی ها و تخیلات مجال ندهند، اندک فرصت احتمالی را از ایران نگیرند. در این یکسال آنچه بیش از همه آشکار و در عرصه افکار عمومی مطرح شد چرایی فقیر شدن کشوری است که اینقدر منابع و ثروت دارد؟ در اکثر گفتگوهای خانوادگی؛ محافل دوستانه، تاکسی ها، کوچه و بازار و ... این پرسش پرتکرار رد و بدل میشد و میشود که پولهای مملکت کجا میرود؟ و هر کس برای خود تحلیل و پاسخی داشت: به جیب آقازاده ها، به غزه و لبنان و محور مقاومت، به حساب افراد در بانکهای خارجی، به حساب نهادهای فرهنگی بی ثمر، خرید چند برابر قیمت کالاهای تحریمی، سوءمدیریت، و... خلاصه هر کس به نوعی می فهمید و می فهمد که یک جای کار درست نیست که همه کارها خراب شده!  وای به روزی که بیش از یک جای کار درست نباشد! یک باغبان و کشاورز ساده هم می فهمد اگر آب باشد با کانال کشی و هدایت درست، آب به همه درختان باغ یا گوشه و کنار مزرعه می رسد. حتی اگر آب کم باشد هم با روش های قطره ای و حساب شده، باز هم میتوان باغ را آباد نگه داشت. پس این نشتی ها یا انحراف کانال ثروت ملی از کجاست؟ چرا تورم؟ چرا کسری بودجه؟ کم کم برخی رازها از پرده برون افتاد...بابک زنجانی، چای دبش، بانک آینده، تانکرهای انتقال سوخت قاچاق، ماینرهای مشکوک که برق شهرها را می خورند، رمزارز و رمزریالی که معلوم نیست به این ماینرها ربط داره یا نه، ردیف های بودجه عجیب و غریب و ....و بسیاری رازها هنوز در پس پرده اند!! از این وضعیت بدبختی و فلاکت و شلختگی اقتصادی و تحریم و ...همه غارتگران داخلی و کشورهای دوست و دشمن ما سود می برند. از کشورهای همسایه بگیر تا امریکا و چین و ماچین! چرا باید بخواهند این وضعیت خاتمه یابد و ایران سرپا شود؟ نفت ارزان، منابع خام، جوانان برومند، سرمایه های بی زبان ...همه مانند رود روان به سوی جهان و جهانیان در جریان است. چرا کسی دلش بسوزد که در ایران خون از دماغ کسی بریزد یا نریزد؟ ستمی بشود یا نشود؟ مگر دیوانه اند؟ در این میان کشورهای دیگر در سرزمین خود آنقدر مسئله دارند که الویت آنها به هم ریختن کشورما نباشد ولی اگر بهم ریخت، حتما ماهی خودشان را می گیرند. اما آنکه انگیزه قوی برای بهم ریختن دارد فقط و فقط میتواند غارتگر داخلی باشد. زیرا برای او موضوع مرگ و زندگی است. یا باید روانه محکمه شود و هر چه خورده و برده را پس بدهد یا باید همه چیز را به هم بریزد که همچنان غارت کند یا راه فراری پیدا کند. مطمئنا آنقدر خورده و برده و دارد که حتی برای جنگ افروزی با اسراییل و امریکا هم لابی کند! فکرش را بکنید اگر حمله ای شود یا انقلابی ...اتفاقی...یا هر رویداد براندازانه ای رخ دهد ...فقط این غارتگرانند که راه نجات یافته اند. کو تا دوباره کسی بفهمد سرنخ غارت کجا بوده و چه کسانی بودند! تا ما  کُله چرخ بدهیم، آنها  سر و سامانی به خود میدهند وتغییر قیافه و لباس و شعار میدهند و دوباره سر چاههای ثروت ما چنبره می زنند. آنکه فقیرتر و بدبخت تر میشود باز هم ما مردم فلک زده ایم! بنابراین ای کاش بدون ذره ای اغماض و با سماجت و بدون جنجال و شورش، مطالبه همه ما کوتاه نیامدن از تکرار پرسش هایی باشد که روزانه از همدیگر می پرسیم. از نمایندگان مجلس از نمایندگان دولت و مدافعان سبک حکمرانی فعلی، از طریق هر رسانه ای که در اختیار داریم بپرسیم: پولهای ما صرف چه هزینه هایی میشود و چرا؟ در تنگنای معیشتی مردم ردیف های بودجه را بر اساس کدام خدمت به نهادهایی اختصاص میدهید که خدمت و بازدهی ندارند؟ این ضروی ترین رسیدگی است. مردم ایران تنها و تنها خودشان را دارند و سرزمینشان را. نباید فرصت فرار به غارتگران بدهیم یا میزبان غارتگران جدید شویم.   https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • اندر خیالات و بافتن رویاهای شیرین! بحث لایحه بودجه داغ است، همه جا از جولان دلار و طلا و تورم، کسری بودجه، نقدینگی بالا- ناترازی بانکها و هزار و یک درد و بلای انباشته و دست ساز دولتها و مجالس و نهادهای آشکار و نهان از گذشته تا به حال صحبت می‌شود...می گویند، می نویسندو بازار اعتراض، گلایه، پیشنهاد، راهکار ...گرم است! معیشت مردم ورد زبان مجلسیان و دولتیان و تریبون داران و روسای قوا و...همه و همه است    انگار که کشف تازه ای رخ داده! و کسی نقشی نداشته و مقصر نبوده!!! باری... حالا دولت لایحه بودجه ای داده که می‌گویند انقباضی است. به درآمدهای مالیاتی توجه بیشتری کرده و شنیدم حتی  گفته شده می توانیم فعلا پروژهای عمرانی هم موقتا نداشته باشیم و فتیله پروژه های عمرانی را پایین آورده! برخی هزینه های دولت  را زده، به دستمزد کارکنان مستقیما افزایش قابل قبولی نداده و برنامه های جبرانی متفاوتی در نظر گرفته! تمام توانش را گذاشته روی حفظ حداقل معیشت مردم  تا ببینیم چه می شود! ایام ولادت حضرت علی است!  و کشور ما مدعی علمداری سیره و شیوه ایشان است! به همین مناسبت و در این شرايط تنگنای معیشتی فراگیر، خطابم را برمی‌گردانم به علما و مدیران نهادها و موسسات و مدارس و انواع ستادها و قرارگاهها و....با ماموریتهای فرهنگی دینی و ترویجی که از دولت بودجه می‌گیرند. بهترین موقع برای اثبات پیروی از روش امام علی همین روزهاست. حالا که به هر دلیلی دولت بودجه شما را  حذف نکرده یا کاهش نداده و حدودا ۳۵ درصد بودجه صرف برنامه های این مجموعه هاست، (درصد کمی نیست ها...)  خودتان داوطلبانه پروژه های تبلیغی و ترویجی را موقتا و تا بهبود وضعیت معیشت مردم و رشد اقتصادی کشور(مثل پروژه های عمرانی) در جهت تقویت توان دولت متوقف کنید و پیشقدم تحمل ریاضت و بودجه انقباضی باشید. این همه حدیث و روایت از سیره امام علی یک جایی باید به کار دین و آخرت شما بخورد. یکی دوسال کلیه برنامه های خود را تعلیق و متوقف کنید و بودجه مصوبتان را به خزانه دولت بازگردانید. چه بسا بعدا ببینید که بهترین اقدام ترویجی و تبلیغی در راه دین همین بود. یک بار امتحان کنید. یک نفر یا یک نهاد چراغ اول را روشن کند! https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • 10 дек.9171210

    ایلان ماسک که درود خدا بر او باد!  با افزودن یک قابلیت به ظاهر ساده به شبکه X، برای مذهبی‌های معتقد به روز جزا، شبیه سازی خوبی از حال و هوای اون ساعت هولناک ایجاد کرد. در واقع نشان داد که روزی که همه اَسرار آشکار میشوند، میتونه چقدر هیجان انگیز و هولناک باشه. حالا اگر در خانه کس است، همین یک اشارت ایلان  بس است! معلوم‌ شد یه خط سفیدی هست که با هر توجیهی (شرایط اضطراری جنگ و حرفه خبرنگاری، دانشمندی، وزیر وکیلی و ....فک و فامیل این بزرگواران) به بعضی ها داده شده. از این بعضی ها هم  هیچ صدایی درنیامده که همین یک سیم کارت ناچیز را پس بزنند و بگویند : نه!  یا همه یا هیچکس! حتی نکردند به بقیه ملت خبر بدهند که چنین راحت الحلقومی را نوش جان کرده اند و خیلی ناراحتند که به بقیه نرسیده!!! حالا یه هو....از اون سرِ دنیا، چند خط کُد، همه چی رو آشکار کرد .... فکر کنید این چند خط کُد همینجور توسعه پیدا کنه و لقمه های دیگر را هم افشا کنه....چه حالی داره؟ ممنونم ایلان ماسک! دَمت گرم! ادامه بده!  عالم محضر خداست و او شنوا و بیناست! خیلی ها روی منابر و در جلسات اخلاق و مجلس و سخنرانی های انتخاباتی و خطبه ها و ... اینا رو که به ملت یاد میدادند باور نمی‌کردند میتونه به همین سادگی اتفاق بیفته! از فرصتی که ایلان ماسک قبل از آن روز نهایی (که نه امکان فرار خواهد بود نه پنهان شدن و نه عذری پذیرفته خواهد شد)، استفاده کنید و قبل از دیگران به حساب خود رسیدگی کنید. دیگه اون روز رئیس جمهوری نیست که  نتونه دستور بده همه سیم‌کارت‌های سفید، سیاه بشن، ممکنه دستورات دیگه ای صادر بشه! احتمال همه چی هست. همیشه از این فرصت ها دست نمیده! https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

  • سوال و جواب از آقای سیستانی: "سؤال: در برخی کشورهای اسلامی، دولت برای امامان جماعت در مساجد حقوق ماهانه تعیین می‌کند و بخشی از آنان از روحانیون شیعه هستند. نظر شریف شما در این‌باره چیست؟   جواب: به مؤمنان (أعزّهم الله تعالى)  توصیه می‌کنیم پشت سر کسی که حقوق دولتی دریافت می‌کند نماز نخوانند. این نه از باب خدشه وارد کردن به او یا طعن در عدالت وی است، بلکه برای آن است که این جایگاه‌ها و صاحبانشان کاملاً از هرگونه دخالت احتمالی دولت ــ حتی در آینده ــ مصون بمانند." مسئله فقط امامان جماعت نیست. این ظاهری ترین پوسته امر ترویج دین است. قلب داستان این است که آمیختن اجرت، دستمزد و درآمد به فعالیت ترویجی و تبلیغ دینی، با روح رسالت انبیا همخوانی ندارد. عبارت "ما اسئلکم علیه اجراً" که از زبان پیامبر، به نفی دریافت مزد در مقابل تبلیغ دین اشاره می کند ۱۱ بار در قرآن تکرار شده. اجری هم اگر هست با خداست. یعنی کارفرمای دین خداوند است نه هیچ فرد یا سیستم دست ساز بشری. یکی از تبعات پذیرش این امر، اخذ هر گونه مبالغ در قبال خدمات ترویجی و تبلیغی، چه از دولت چه از هر نهاد و شخص دیگری را برای روحانیان زیر سوال می برد. احتمالا به همین دلیل بوده که انبیا و ائمه و بسیاری روحانیان صالح، شغل جداگانه ای برای امرارمعاش خود و خانواده داشته اند. اگر به این جماعت پرشمار برنخورد، آلودگی امر تبلیغ دین به دستمزد، یکی از مصادیق قرارهایی است که شیطان در نبرد با انسان ها، با خدا گذاشته است. آنجا که از خداوند مهلت میخواهد تا یک ضدحال به انسان بزند زیرا او  موجب رانده شدنش از بهشت بود. خداوند هم این مهلت را به او میدهد این داستان را در آیات منتهی به آیه زیر بخوانید: "وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ وَشَارِكْهُمْ فِي الْأَمْوَالِ وَالْأَوْلَادِ وَعِدْهُمْ ۚ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا- سوره اسراء – آیه 64 از آنان هر که را توانستی با آوازت برانگیز، و با سواره  و پیاده ات بر آنان بتاز، و با آنان در اموال و اولاد شریک شو، و به آنان وعده بده و شیطان آنان را جز از روی باطل و دروغ وعده نمی دهد." پس موضوع توصیه جناب سیستانی ذاتا بسیار ساده و بدیهی است: مزد هر کاری بر عهده کارفرمای آن است. اخلاقاً و قانوناً نمیشود بر علیه خواسته های کارفرما حرف زد یا کاری کرد.  همچنین نمیشود که  حکومت (هر چند بسیار عادل) را جایگزین کارفرماییِ خداوند کرد. حدس میزنم جناب سیستانی هم متوجه فراگیر بودن این اوضاع وخیم بوده اند که به جای توصیه به روحانیان مبنی بر عدم دریافت دستمزد، به مومنین نمازگزار "توصیه" کرده اند و تصمیم نهایی را بر عهده روحانیان مبتلا و جویندگان راه گذاشته اند. نگرانی های ابراز شده در خصوص این پرسش و پاسخ،  موید برداشت صحیح از توصیه ایشان است. وگرنه که ایشان به نمازگزاران توصیه کردند و با  امامان جماعت کاری نداشتند! لذا توجیهاتی نظیر اینکه سوال و جواب مذکور شامل کشور ما نمیشود بسیار ضعیفند. اتفاقاً رعایت این توصیه از جانب روحانیان در ایران مصادیق بسیاری خواهد داشت. کلیه حوزه های علمیه که بودجه دولتی دریافت مي کنند، روحانیانی که برای اقامه نماز از دولت یا هر نهاد رسمی دیگر دستمزد دریافت میکنند (بعضا شنیده ام نماز جماعت ظهروعصر را روزانه در بیش از یک محل اقامه میکنند!!) یا برای  تقویت معنویت و تبلیغ دین  در مدارس، کلانتری ها، بیمارستانها، ایستگاههای مترو و ...حضور می یابند و از این بابت دستمزد می گیرند باید در سلامت و خداپسندانه بودن این فعالیت خود بازنگری کنند و تکلیف کارفرما و دستمزد خود را روشن کنند. شاید نیازمند شغل جدید یا رابطه استخدامی مانند سایر شهروندان برای مشاغل دولتی پس از احراز شرایط قانونی باشند و این فعالیت معنوی را داوطلبانه و بی اجر مادی ادامه دهند. آنگاه نسبت به پاسداری از امور خداپسندانه استقلال رأی، انگیزه قوی تر، تمییز و تشخیص بهتری خواهند داشت و بعضاً شاید از ادامه چنین فعالیت هایی منصرف شوند. مومنان هم که دیگر خود دانند که آیا پشت سر این بزرگوارن نماز بخوانند یا نه .... یک نکته مبهم نیز، در جملات آخر پاسخ است چگونه نماز نخواندن پشت سراین گونه از امامان جماعت به مصون ماندن جایگاه و صاحبش از هرگونه دخالت احتمالی دولت کمک میکند؟ در مجموع پاسخ زیرکانه جناب سیستانی به هیچیک از ذینفعان ماجرا برنمیخورد.  پی نوشت: یادم رفت به برگ برنده در قرار و مدار بالا اشاره بکنم: إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَى بِرَبِّكَ وَكِيلًا ﴿اسراء- ۶۵﴾ یقیناً تو را بر بندگانم هیچ تسلّطی نیست، و کارسازی پروردگارت کافی است. https://t.me/joinchat/RitBd-8FJglwM6oy

فروغ فاریابی — tgindex