Rebelling, without a Plot.
описание
Bahareh 🪁 نیمچه پزشک🩺 دو مثقال شکسپیر📚 یه چیز دیگه هم هست اما نمیدونم چطوری جالب توصیفش کنم🥸 در تلاش برای لمسِ حقیقیِ زندگی 💌ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=561707212 Teaching English through movies, books, etc: @themarginss
503
подписчиков
Охват к подписчикам
41,4%
ERR
Реакции к просмотрам
1,08%
67 на 38 постов
Пересылки к просмотрам
1,50%
93
Постов в день
3,3
всего 35
Где отзываются чаще
доля реакций к просмотрам- 11 авг.مثلا شما فرض کن اینا کلا شد ۱۰۰هزار تومن. تازه هم هستنا. بعد من قبلش میخواستم چیکار کنم؟ میخواستم با دفتر دستکم برم کافه و ادایی درس بخونم که یه صاعقه نامرئی زد پس سرم و منصرف شدم.6,06%
- 13 авг.مادر گفت: «این پرفکشنها را روشن کن، جاوید.» گفتم: «حالا؟ مردم به ما میخندند، چلهی تابستان و بخاری؟» گفت: «سال و ماه به هم ریخته، علتش این است که آدمها به حق خودشان قانع نیستند. ظهر داشتیم از گرما خفه میشدیم، حالا از سرما نمیتوانیم بخوابیم.» جاوید گفت: «اینها مال ظلم است، آه مظلوم خورشید را میکشد.» 🖌-عباس معروفی، سال بلوا، صفحهی ۴۷5,56%
- 13 авг.Both side5,41%
- 13 авг.چه ایدهی بانمکی🍋🟩5,13%
- 13 авг.без подписи4,17%
- 13 авг.یه چیزی که از دیروز خیلی سعی کردم رعایتش کنم اینه که از همون اول نوشتن رو شروع نکنم. در واقع اجازه بدم که اول ذهنم به راحتی وارد آشوب بشه و هر چیزی که براش مبهمه رو تحمل کنه. احتمالا این بهترین قسمت زود شروع کردنه که کاملا وقت داری هر چیزی رو سر جای خودش توی مغزت بنشونی. بعد سعی کردم نوشتنم رو تا جای ممکن به سمت روند فکر کردن خودم ببرم. یعنی به جای اینکه هر چیزی که استاد میگه رو تبدیل به جملههای مرتب کنم، بیشتر کلمات کلیدی و ارتباط بینشون رو بنویسم؛ حتی اگه اولش خیلی شلوغ و نامرتب به نظر برسه. و البته بعدا هم میشه همین رو دوباره کوتاهتر کرد؛ یه چیزهایی رو حذف کرد، ارتباطها رو واضحتر کرد و در نهایت رسید به یه صفحهای که با نگاه کردن بهش، کل مطلب دوباره توی ذهن بازیابی بشه.3,60%
- 12 авг.برای اولینبار بعد از مدتها ۱:۳۰ ساعت متمرکز بودم. واقعا آدمیزاد چه ارزون خودشو به دوپامین مفت میفروشه!3,53%
- 11 авг.فکر میکنم هر چقدر جلوتر بریم دنیا فقط پر سروصداتر و در عین حال توخالیتر از همیشه میشه.3,03%
- 11 авг."جا موندم. درآمد قابلتوجهی ندارم. شاید هم بتونم ولی چطور باید شروع کرد؟ مهارتم کافی نیست. آینده خیلی تاریکه. برای خرید یه خوردنی ساده باید کلی حساب و کتاب کنم. دلم میخواد چیزی بخرم که خوشحالم میکنه اما اگر موردنیازم نباشه پس ضروری نیست. بهتره فعلا بیخیالش بشم. نمیدونم میخوام کی باشم؟ نمیدونم کی هستم؟ نمیدونم اصلا توی دنیایی زندگی خواهم کرد که فرصت پیدا کردن خودم رو داشته باشم؟" اگر بگم تمام روز به اینها فکر نمیکنم دروغ گفتم. اگر بگم آخر تمام بحثها توی سرم خودم رو مقصر نمیدونم هم دروغ گفتم. میگن زندگی مقصد نیست و همش مسیره. شاید. شاید اگر پول، آزادی، فرصتهای خوب هم میداشتم باز چیزهای دیگهای نگرانم میکرد. نمیشه به طور قطعی پیشبینی کرد. اما گاهی برای لحظاتی کوتاه به این فکر میکنم که اگر هیچکدوم از اینها مسئلهای نبود چی خوشحالم میکرد؟ تماشای یک فیلم؛ که شاید الان روی اسکرین آنچنانی نباشه ولی بالاخره هست. درس خوندن؛ که شاید با خودکارهای رنگیای که منتظرم حقوقم بیاد تا برم بخرم ولی شاید ناچار بشم بازم بیخیالش بشم نباشه، ولی بالاخره امکانش هست. مطالعه یک کتاب؛ که شاید فکرم مدام پر بکشه که کاش میتونستم برم کتابفروشی و حداقل ده تا کتاب دیگه بخرم بدون توجه به هیچچیز دیگهای، اما فعلا همین یکی دو تا هست و ... نمیدونم! شاید هم بیراه نمیگن که خوشبختی توی یک نقطهی خاص منتظر ما نیست. شاید برای اندازه گرفتن رشد، همیشه به متر احتیاجی نباشه. گاهی یک خطکش ۳۰ سانتی هم برای فهمیدن اینکه چقدر جلو اومدیم، کافیه.2,72%
- 9 июн.без подписи2,29%
- 12 авг.خیلی غمانگیزه... الان نه تنها متوجه شدم حافظه کوتاهمدت بدی دارم بلکه حافظه بلندمدت بدتری دارم.2,19%
- 13 авг.без подписи2,16%