tgindex
گنجینه کافی

گنجینه کافی

Статистика
@ganjinekafiперсидский

سلام به همه! 🌟 در "گنجینه کافی" ما به اشتراک‌گذاری آموزه‌های ارزشمند کتاب " کافی" می‌پردازیم. بیایید با هم از این گنجینه معنوی بهره‌مند شویم! 💎 ارتباط با ادمین: @amirrezar22

Последний пост
13 июл.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
102
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
117
20 постов
Вовлечённость
114,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْهِ‌ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ صَغِيرٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ رِبْعِيِّ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: أَبَی‌ اَللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ اَلْأَشْيَاءَ إِلاَّ بِأَسْبَابٍ فَجَعَلَ لِكُلِّ شَيْءٍ سَبَباً وَ جَعَلَ لِكُلِّ سَبَبٍ شَرْحاً وَ جَعَلَ لِكُلِّ شَرْحٍ عِلْماً وَ جَعَلَ لِكُلِّ عِلْمٍ بَاباً نَاطِقاً عَرَفَهُ مَنْ عَرَفَهُ وَ جَهِلَهُ مَنْ جَهِلَهُ ذَاكَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ نَحْنُ. ربعی بن عبد الله گوید امام صادق (علیه السلام) فرمود: خدا اِبا دارد، که کار ها را جز با اسبابی انجام دهد،‌ پس برای هر چیز سببی قرار داد و برای هر سببی یک شرح و توضیحی قرار داد، و قرار داد برای هر شرح، علمی و برای هر علم، باب و درب [ورودی] ناطق و سخنگو قرار داد، هرکس او را شناخت، شناخت و هرکس او را نشناخت، نشناخت؛ ان(باب ناطق) همان رسول الله(صلی الله علیه و اله) و ما (اهل البیت) (علیهم السلام) هستیم. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۸۳ نکته: این روایت در واقع فرم دیگه ای از روایت شریف مدینه العلم هست که پیامبر (صلی الله علیه و اله) در وصف امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند. 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْهِ‌ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَمْرِو بْنِ أَبِي اَلْمِقْدَامِ عَنْ جَابِرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: إِنَّمَا يَعْرِفُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ يَعْبُدُهُ مَنْ عَرَفَ اَللَّهَ وَ عَرَفَ إِمَامَهُ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ مَنْ لاَ يَعْرِفِ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ يَعْرِفِ اَلْإِمَامَ مِنَّا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَإِنَّمَا يَعْرِفُ وَ يَعْبُدُ غَيْرَ اَللَّهِ هَكَذَا وَ اَللَّهِ ضَلاَلاً. جابر بن یزید جعفی گوید: شنیدم که امام باقر (علیه السلام) می فرمود: فقط کسی خدا را می شناسد و عبادت می کند، که خدا را بشناسد و امام او [خدا] در میان ما اهل البیت (علیهم السلام) را بشناسد.[یعنی شناخت خدا به واسطه شناخت امام ممکن است.] و هر کس خدا را نشناسد و امام او در میان ما اهل البیت (علیهم السلام) را نشناسد؛ پس در حقیقت (چیزی) غیر از خدا شناخته و پرستش می کند و به خدا قسم این همان گمراهی هست. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۸۱ نکته: برای فهم بهتر این روایت بهتر است رجوع کنیم به این روایت که قبلا به ان پرداخته ایم. 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ مَعْرِفَةِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَيْهِ‌ اَلْحُسَيْنُ عَنْ مُعَلًّى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ عَائِذٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أُذَيْنَةَ قَالَ حَدَّثَنَا غَيْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ: لاَ يَكُونُ اَلْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يَعْرِفَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اَلْأَئِمَّةَ كُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ وَ يَرُدَّ إِلَيْهِ وَ يُسَلِّمَ لَهُ ثُمَّ قَالَ كَيْفَ يَعْرِفُ اَلْآخِرَ وَ هُوَ يَجْهَلُ اَلْأَوَّلَ. شخصی از امام باقر یا امام صادق (علیهما السلام) نقل می کند که فرمود: هیچ بنده ای مومن نباشد (به مقام مومن بودن نمی رسد) تا اینکه بشناسد خدا را و پیامبر ش را و همه ائمه [قبل از خود] را و امام زمان ش را؛ و رجوع کند به او (امام زمان ش) و تسلیم (امرش) باشد. سپس فرمود: چطور می شود که (بنده) اخرین (امام) را بشناسد و اولین (امام) را نشناسد؟! نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۸۰ 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابَ أَنَّهُ لَوْ لَمْ يَبْقَ فِي الأَرْضِ إِلَّا رَجُلَانِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا الْحُجَّة مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَی‌ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُوسَی‌ اَلْخَشَّابِ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ كَرَّامٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : لَوْ كَانَ اَلنَّاسُ رَجُلَيْنِ لَكَانَ أَحَدُهُمَا اَلْإِمَامَ وَ قَالَ إِنَّ آخِرَ مَنْ يَمُوتُ اَلْإِمَامُ لِئَلاَّ يَحْتَجَّ أَحَدٌ عَلَی‌ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّهُ تَرَكَهُ بِغَيْرِ حُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَيْهِ. عبد الکریم بن عمرو کرام گوید از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود: اگر‌ مردم دو نفر بودند (یعنی از تمام مردم فقط دو نفر باقی مانده بود) قطعا یکی از ان دو نفر امام (بر دیگری) بود. (راوی گوید) همچنین فرمود: اخرین کسی که میمیرد امام است؛ چون کسی نتواند حجت بیاورد برای خدا که او را بدون حجت رها کرده. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۸۰ 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مَنْصُورِ بْنِ يُونُسَ وَ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ: إِنَّ اَلْأَرْضَ لاَ تَخْلُو إِلاَّ وَ فِيهَا إِمَامٌ كَيْمَا إِنْ زَادَ اَلْمُؤْمِنُونَ شَيْئاً رَدَّهُمْ وَ إِنْ نَقَصُوا شَيْئاً أَتَمَّهُ لَهُمْ. اسحاق بن عمار گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم که می فرمود: به راستی زمین خالی نمی شود از امام، چرا که اگر مومنان چیزی [در دین] اضافه کردند ان را رد کند و اگر چیزی کم کردند ان را برای شان تکمیل کند. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۷۸ نکته: وهابیت از ما می پرسد، طبق این حدیث وظیفه امام زمان (عج) حل این زیادی و کمی های در دین هست که می بینیم اتفاق هم افتاده، پس امام شما کجاست؟! اساتید قبلا پاسخ داده اند می تونید پاسخ رو اینجا مشاهده کنید. 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي اَلْعَلاَءِ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ تَكُونُ اَلْأَرْضُ لَيْسَ فِيهَا إِمَامٌ قَالَ لاَ قُلْتُ يَكُونُ إِمَامَانِ قَالَ لاَ إِلاَّ وَ أَحَدُهُمَا صَامِتٌ. حسین بن ابی علاء گوید: به امام صادق (علیه السلام) عرض کردم: زمین باقی می ماند در صورتی که در ان امام نباشد؟ فرمود: خیر. عرض کردم: ممکن است در ان دو امام باشد؟ فرمود: خیر؛ جز انکه یکی از او دو صامت باشد. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۷۸ نکته: اینکه گفته شده یکی از ان دو صامت باشد به این معنی هست که یکی ساکت باشد و هیچگاه سخن نگوید نیست؛ بلکه به این معناست که اون شخصی که صامت است، امامت نمی کند، چرا که امام محل رجوع هست و پاسخ به سوالات می دهد و ....؛ ولی وقتی امامی که صامت هست دیگه این کار ها رو نمی کند و تحت امامت، امام دیگر خواهد بود، مثال واضح ش دوران امامت امام حسن و امام حسین علیهما السلام. 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ أَنَّ الْحُجَّةَ لَا تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلَّا بِإِمَامٍ‌ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى اَلْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ دَاوُدَ اَلرَّقِّيِّ عَنِ اَلْعَبْدِ اَلصَّالِحِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِنَّ اَلْحُجَّةَ لاَ تَقُومُ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ إِلاَّ بِإِمَامٍ حَتَّى يُعْرَفَ. داوود رقی نقل می کند که امام کاظم (علیه السلام) فرمود: حجت خدا بر مردم اقامه نمی شود (تمام نمی شود) جز به وسیله ی امام تا اینکه [حق] شناخته شود. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۷۷ 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ الْفَرْقِ بَيْنَ الرَّسُولِ وَ النَّبِيِّ وَ الْمُحَدَّثِ‌ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «وَ كٰانَ رَسُولاً نَبِيًّا» مَا اَلرَّسُولُ وَ مَا اَلنَّبِيُّ قَالَ اَلنَّبِيُّ اَلَّذِي يَرَى فِي مَنَامِهِ وَ يَسْمَعُ اَلصَّوْتَ وَ لاَ يُعَايِنُ اَلْمَلَكَ وَ اَلرَّسُولُ اَلَّذِي يَسْمَعُ اَلصَّوْتَ وَ يَرَى فِي اَلْمَنَامِ وَ يُعَايِنُ اَلْمَلَكَ قُلْتُ اَلْإِمَامُ مَا مَنْزِلَتُهُ قَالَ يَسْمَعُ اَلصَّوْتَ وَ لاَ يَرَى وَ لاَ يُعَايِنُ اَلْمَلَكَ ثُمَّ تَلاَ هَذِهِ اَلْآيَةَ «وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لاٰ نَبِيٍّ» وَ لاَ مُحَدَّثٍ. زراره گوید: از امام باقر (علیه السلام) در مورد ایه و او رسول و نبی بود، پرسیدم که رسول کیست؟ نبی کیست؟ (فرق بین رسول و نبی چیست؟) فرمود: نبی کسی است (فرشته وحی را) می بیند در خواب ش و می شنود صدای ش را ولی در بیداری فرشته را نمی بیند. رسول کسی است که صدا را می شنود و در خواب و بیداری فرشته را می بیند. عرض کردم امام چه منزلتی دارد؟ فرمود: صدا را می شنود ولی فرشته را در خواب و بیداری نمی بیند سپس این ایه را تلاوت کرد: و ما ارسال نکردم قبل از تو رسولی و نبی و محدثی (امامی). نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۷۶ نکته: عبارت وَ لاَ مُحَدَّثٍ در متن ایه نیست. ظاهرا اینجا تفسیر و تاویل ایه هست که توسط امام باقر (ع) بیان شده. نکته: تفسیر و توضیح این روایت کار بسیار مشکلی هست. بعضی بر اساس روایاتی مثل این روایت گفته اند که از این روایت می فهمیم که مقام امام از مقام رسول و نبی کمتر است. که البته این صحبت مخالف مشهور عقیده شیعه است و همچنین مخالف بعضی از روایات هست. لذا میشه گفت می توانیم در برابر این طور روایت ما توقف کنیم و صبر کنیم که امام زمان (عج) زمانی که تشریف اوردند برای ما شرح بدن حدیث رو. اما ما از این جهت این روایت رو نقل کردیم که تفسیری از روایت ارائه بدیم که با سایر روایات قابل جمع باشه و مشکل رفع بشه؛ و پر واضح است که بنده نه ادعایی دارم نه قصد دارم پا تو کفش علما بکنم نه قصد دارم بگویم توضیح ما وحی منزل هست. شرح: به نظر من این روایت در مقام بیان این نیست که بین نبی و رسول و امام چه کسی افضل هست؛ بلکه قصد روایت و امام فقط بیان فرق و تفاوتی بین انهاست بدون بحث افضلیت. اگر بخوام مثالی بزنم که منظورم را راحت تر بیان کنم می تونم به شخص نجاری و اهنگری اشاره کرد. هم نجار از اره استفاده می کنه هم اهنگر از اَره. هم نجار از چکش استفاده می کنه هم اهنگر. و اگر کسی از شما در مورد فرق بین نجار و اهنگر بپرسه، شما می تونید توضیح بدید هر دو با چکش و اره کار می کنند ولی اهنگر با اتش (گرما-کوره) هم کار می کند. کسی نمیاد بگه پس اهنگر از نجار برتر هست. چرا که اینجا هدف ما فقط بیان تفاوت این دو تا بود. لذا امام اینجا در مقام بیان افضلیت کسی بر کسی نیست بلکه در مقام بیان یکی از تفاوت های بین نبی و رسول و امام هست. والله اعلم 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ طَبَقَاتِ الأَنْبِيَاءِ وَ الرُّسُلِ وَ الأَنْمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَی‌ اَلْخَثْعَمِيِّ عَنْ هِشَامٍ عَنِ اِبْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: سَادَةُ اَلنَّبِيِّينَ وَ اَلْمُرْسَلِينَ خَمْسَةٌ وَ هُمْ «أُولُوا اَلْعَزْمِ مِنَ اَلرُّسُلِ» وَ عَلَيْهِمْ دَارَتِ اَلرَّحَی‌ نُوحٌ وَ إِبْرَاهِيمُ وَ مُوسَی‌ وَ عِيسَی‌ وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ عَلَی‌ جَمِيعِ اَلْأَنْبِيَاءِ. ابن ابی یغفور گوید: شنیدم که امام صادق (علیه السلام) می فرمود: سرور انبیا و رسولان پنج نفرند، که انها اولی العزم (صاحب عزم) هستند و اسیاب [نبوت] بر مدار ایشان می چرخد: نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد درود خدا بر او و خاندانش و بر تمام پیامبران. نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۷۵ 🆔 @ganjinekafi

  • 🔰مناظره امام صادق (علیه السلام) شاگردانش با عالم و فقیه اهل شام🔰 ➕متن عربی [1] [2] ➕ترجمه فارسی [1] [2] ➕ادامه ترجمه فارسی + توضیحات 🆔 @ganjinekafi

  • یونس گفت: بخدا فکر کردم که به هشام هم چیزی شبیه ان دو نفر می گوید.، سپس به هشام فرمود: نزدیک هست که هرگز زمین نخوری (هرگز شکست نخوری) پاهایت را جمع می کنی هنگامی که نزدیک زمین می شود و (دوباره) پرواز می کنی.[5] (به راستی) کسی چون تو (شایسته است و) باید مناظره کند با مردم؛ پس از لغرش بپرهیز و (البته اگر اتفاق افتاد) شفاعت همراه ان است ان شاء الله.[6] نشانی: الکافي ج ۱، ص ۱۷۱ نکته: قسمتی از متن مناظره شاید کمی سنگین باشه و نیاز به توضیح داشته باشه که من سعی می کنم این کارو انجام بدم: [1]: پس با هم گفت و گو کردند. ظاهرا این عبارت یعنی هیچ کدام بر دیگری پیروز نشد. [2]: پس هشام عصبانی شد به حدی که بدن ش به لرزه افتاد [از شدت غیرت نسبت به امام]. ظاهرا این عبارت به خاطر این است که شاید مرد شامی با لحنی به امام صادق (علیه السلام) خطاب کرده که هشام عصبانی شده. [3]: (به واسطه اسلام مردم) از هم ارث می برند و با هم ازدواج می کنند. منظور هست برای مسلمون یک حقوقی هست که من جمله انها ارث بردن و جواز ازدواج و مواردی از این دست، جدای از این که شخص مومن است یا منافق یا شل ایمان و ..... چرا که به محض گفتن شهادتین شخص در گروه مسلمین جا میگیره رو صاحب حقوقی میشه مثل اینکه امام اشاره کرد، که می شود با این شخص ازدواج کرد (یعنی دختر داد و دختر گرفت) [4]: (استدلال) باطلی را با باطلی دیگر می شکنی جز اینکه (استدلال) باطل تو قوی تر است. ظاهرا این عبارت یعنی استدلال باطل طرف مقابل را با استدلالی پاسخ می دهی که کامل و تمام نیست و لذا باطل است ولی چون حرفت به حق نزدیک تر هست پیروز می شوی. [5]: نزدیک هست که هرگز زمین نخوری (هرگز شکست نخوری) پاهایت را جمع می کنی هنگامی که نزدیک زمین می شود و (دوباره) پرواز می کنی. در اینجا امام هشام رو به یک پرنده تشبیه می کند که گاهی نزدیک هست به زمین برخورد کند ولی وقتی به این مرحله می رسد سریع پا هایش را جمع می کند و دوباره ارتفاع می گیرد. [6]: از لغرش بپرهیز و (البته اگر اتفاق افتاد) شفاعت همراه ان است ان شاء الله. شاید منظور این هست که تو چون در جایگاه نماینده اهل البیت (علیهم السلام) هستی باید بسیار مراقب رفتار و گفتار و استدلال هایت باشی که دچار لغزش نشی ولی اگر اتفاق افتاد نا امید نشو که ان شاء الله شفاعت ما اهل البیت (علیهم السلام) شامل حالت می شود. والله اعلم نکته: از استدلال هشام وجود یک امام در هر زمانی ضروری هست چرا که متن و کلام، تفسیر پذیر هست، لذا لازم هست همیشه شخصی باید که اگر‌ دو شخص بر سر تفسیر متن قران یا حدیث به اشکال خوردند، تفسیر صحیح را ارائه دهد که طبیعی هست این شخص باید معصوم و متصل به وحی باشه و الا احتمال خطا به وجود میاد و هدایت به مشکل می خوره. 🆔 @ganjinekafi

  • (راوی) گوید: مرد شامی ساکت شد. پس امام صادق (علیه السلام) به او فرمود: تو را چه شده که سخن نمی گویی؟ (چرا پاسخ نمی دهی؟). مرد شامی عرض کرد: اگر بگویم ما اختلاف نکردیم دروغ گفته ام و اگر بگویم که کتاب و سنت اختلاف را از ما رفع کردند (استدلالم را) باطل کردند. زیرا ان دو (کتاب و سنت) به چندین شکل تفسیر می شوند و اگر بگویم اختلاف کردیم و هر یک از ما ادعای حق می کند پس در این صورت کتاب و سنت سودی برای ما نداشته؛ جز ان که برای من هم همین حجت است [یعنی همین استدلال علیه شما هم هست]. پس گفت امام صادق (ع): از او بپرس او را پاسخ گو خواهی یافت. پس گفت مرد شامی: ای مرد چه کسی دلسوز تر است برای خلق؛ ایا پروردگار شان یا خودشان؟ پس هشام گفت: پروردگار شان دلسوز تر هست نسبت به ایشان از خودشان. پس شامی گفت: پس ایا قرار داد برای انها کسی را که کلام شان را جمع کند [کنایه از اینکه اختلاف شان را رفع کند و متحد شان کند] و اصلاح کند انحراف شان را؛ و خبر بدهد به انها حق را از باطل؟ پس هشام گفت: در زمان رسول الله (صلی الله علیه و اله) یا الان؟ پس مرد شامی گفت: در زمان رسول الله (صلی الله علیه و اله) که رسول الله (صلی الله علیه و اله) است ولی الان چه کسی است؟ هشام گفت: این مرد که نشسته است. (امام صادق (علیه السلام)) همان کسی که بار ها به خاطر او بسته می شود (یعنی به قصد زیارت او مردم سفر می کنند) و خبر می دهد به ما از اخبار اسمان و زمین (که این) ارثی است از پدرش از جد ش. مرد شامی گفت: من چطور ان را متوجه شوم؟ (چطور متوجه شوم اینچنین است که تو می گویی؟) هشام گفت: هر چه می خواهی از او بپرس. مرد شامی گفت: بهانه ای برای من باقی نذاشتی پس بر من واجب شد که سوال کنم. پس امام صادق (علیه السلام) فرمود: ای مرد شامی به تو خبر می دهم که چطور بود سفرت و چطور بود مسیرت؛ فلان و فلان بود. پس مرد شامی به ایشان رو کرد و عرض کرد: راست گفتی. الان به خدا اسلام اوردم. پس امام صادق (علیه السلام) فرمود: (اینطوری نیست که فکر می کنی) بلکه الان ایمان اوردی به خدا. به راستی اسلام (مرحله ای) قبل از ایمان هست. (به واسطه اسلام مردم) از هم ارث می برند و با هم ازدواج می کنند.[3] و به واسطه ایمان پاداش می دهند. پس مرد شامی عرض کرد: راست گفتی؛ پس من الان شهادت می دهم که خدایی جز الله نیست و اینکه محمد رسول خدا صلی الله علیه و اله است و تو وصیِ اوصیا هستی. سپس امام صادق (علیه السلام) رو به حمران کرد و فرمود: جلو می بری سخن ت را بر اساس روایات پس به حق می رسی؛ و به هشام بن سالم رو کرد و فرمود: دوست داشتی از روایات (به حق برسی) ولی انها را نمی شناسی (تسلط نداری)؛ سپس به احول (مومن الطاق) رو کرد و فرمود: قیاس کننده ی زیرکی هستی, (استدلال) باطلی را با باطلی دیگر می شکنی جز اینکه (استدلال) باطل تو قوی تر است.[4] سپس به قیس ماصر رو کرد و فرمود: بسیار سخن می گویی؛ در همان زمان که به ان نزدیک تری در همان زمان از همه از او دور تری [یعنی خیال گاهی خیال می کنی مطابق روایت سخن می گویی ولی در واقع از ان فاصله داری]؛ حق و باطل را با هم می امیزی؛ ولی مقدار کمی حق (انسان را)، بی نیاز می کند از مقدار زیادی باطل؛ تو و احول (مومن الطاق) دو جَهنده ماهر هستیم [سریع از استدلالی به استدلال دیگری می روید]. ادامه دارد...

  • یونس بن یعقوب گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) بودم که شخصی از اهل شام خدمت ایشان شرفیاب شد پس عرض کرد: من شخصی اهل کلام(مناظره) و فقه (احکام) و فرائض (علم تقسیم ارث) هستم و امده ام برای مناظره با شاگردانت. امام صادق (علیه السلام) فرمود: سخن ت از کلام رسول الله (صلی الله علیه و اله) هست یا از جانب خودت؟ عرض کرد: (هم) از کلام رسول الله (صلی الله علیه و اله) و (همچنین) از جانب خودم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: پس در این صورت شریک رسول الله (صلی الله علیه و اله) [در امر وحی] هستی؟ عرض کرد: خیر. فرمود: پس ایا شنیدی وحی را از خدای متعال که خبر به تو بدهد؟(یعنی نظراتت از وحی به تو رسیده؟) عرض کرد: خیر. فرمود: پس ایا واجب است اطاعت و تبعیت از تو همان طور که واجب است اطاعت از رسول الله (صلی الله علیه و اله)؟ عرض کرد: خیر. سپس امام صادق (علیه السلام) به من رو کرد و فرمود: ای یونس بن یعقوب این شخص خودش را محکوم کرد قبل از اینکه مناظره کند؛ سپس فرمود: ای یونس اگر خوب مناظره می کردی (اجازه می دادم) با او مناظره کنی. یونس گفت: افسوس از این حسرت. سپس عرض کردم: فدایت شوم از شما شنیدم که از مناظره نهی می کردید و می فرمودید وای بر اصحاب اهل مناظره که می گویند این مطلب پذیرفته می شود و ان مطلب پذیرفته نمی شود؛ این جور است و ان جور نیست (یعنی این استدلال با مقدمات همخوانی دارد و دیگری ندارد)؛ این را عقل می پذیرد و ان را عقل نمی پذیرد. پس امام صادق (علیه السلام) فرمود: من فقط گفتم وای بر ایشان اگر رها کنند انچه من گفتم و بروند دنبال انچه می خواهند. سپس به من فرمود: برو دم درب و ببین چه کسی از مناظره کنندگان را می بینی (هر کس را دیدی) واردش کن. پس وارد کردم حمران بن اعین که خوب مناظره می کرد؛ و (همچنین) وارد کردم احول (مومن الطاق) را که خوب مناظره می کرد؛ و داخل کردم هشام بن سالم را که خوب مناظره می کرد؛ و داخل کردم قیس بن ماصر را که به نظر من از همه انها بهتر مناظره می کرد، که مناظره را علی بن حسین (امام سجاد (علیه السلام)) یاد گرفته بود؛ و امام صادق (علیه السلام) قبل از مراسم حج چند روزی در کوهی اطراف حرم در چادری که برای ایشان برپا شده بود سکونت داشت. پس زمانی که مجلس با حضور ما ارام گرفت؛ امام سر مبارک ش را از چادر بیرون بردند و شتری را دیدند که یورتمه می رود پس فرمود: به خدای کعبه که (او) هشام است. (راوی) گوید: ما فکر می کردیم که هشامی از فرزندان عقیل است که امام محبت شدیدی به او دارد. (راوی) گوید: پس (دیدیم) که هشام بن حکم وارد شد و او اوایل این بود که ریش ش بِرویَد [کنایه از جوان و کم سن بودم هشام هست] و همه ما از او مُسِن تر بودیم. (راوی) گوید: امام صادق (علیه السلام) برای او جا باز کرد و فرمود: ناصر و یاری دهنده ما با قلب و زبان و دست ش (رسید). سپس فرمود: ای حمران با این مرد (شامی) مناظره کن پس (حمران) مناظره کرد و بر او (مرد شامی) پیروز شد. سپس فرمود: ای طاقی (مومن الطاق) با او مناظره کن؛ پس مناظره کرد و احول (مومن الطاق) بر او پیروز شد؛ سپس فرمود: ای هشام بن سالم با او مناظره کن پس با هم گفت و گو کردند.[1]؛ سپس امام صادق (علیه السلام) به قیس ماصر فرمود: با او مناظره کن پس مناظره کرد؛ سپس امام صادق (علیه السلام) رو به انها کرد می خندید به خاطر مناظره انها و اتفاقاتی که [در مناظره] برای مرد شامی می افتاد. سپس به مرد شامی فرمود: با این جوان یعنی هشام بن حکم مناظره کن. عرض کرد: بله (مناظره می کنم). پس مرد شامی به هشام گفت: ای جوان در مورد امامت این شخص از من سوال کن. پس هشام عصبانی شد به حدی که بدن ش به لرزه افتاد [از شدت غیرت نسبت به امام] [2]، سپس به مرد شامی گفت: ای مرد ایا پروردگارت نسبت به خَلق ش دلسوز تر است یا خلق نسبت به خودشان؟ شامی گفت: (اینطور نیست که خلق دلسوز تر باشند) بلکه خدا دلسوز تر است به خلق ش. (هشام) گفت: خب پس برای این دلسوزی، برای شان چه کرده است؟ (شامی) گفت: اقامه کرد برای انها حجت و دلیل تا که پراکنده نشوند و یا دچار اختلاف نشوند تا انها را با هم متحد کند (اُلفَت دهد)؛ و راست (اصلاح) کند انحراف انها را؛ و خبر بدهد به انها واجبات پروردگارشان را. (هشام) گفت: خب این شخص کیست؟ (شامی) گفت: رسول الله (صلی الله علیه و اله) هشام گفت: پس بعد از رسول الله (صلی الله علیه و اله) چه کسی است؟ (شامی) گفت: کتاب (قران) و سنت (احادیث). هشام گفت: ایا امروز کتاب و سنت نفعی می رساند به ما در رفع اختلاف؟ مرد شامی گفت: بله. (هشام) گفت: پس (اگر این چنین است) چرا اختلاف کردیم من و تو و تو امدی به سوی ما از شام، برای مخالفت با ما؟! ادامه دارد...

  • قَالَ فَسَكَتَ اَلشَّامِيُّ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِلشَّامِيِّ مَا لَكَ لاَ تَتَكَلَّمُ قَالَ اَلشَّامِيُّ إِنْ قُلْتُ لَمْ نَخْتَلِفْ كَذَبْتُ وَ إِنْ قُلْتُ إِنَّ اَلْكِتَابَ وَ اَلسُّنَّةَ يَرْفَعَانِ عَنَّا اَلاِخْتِلاَفَ أَبْطَلْتُ لِأَنَّهُمَا يَحْتَمِلاَنِ اَلْوُجُوهَ وَ إِنْ قُلْتُ قَدِ اِخْتَلَفْنَا وَ كُلُّ وَاحِدٍ مِنَّا يَدَّعِي اَلْحَقَّ فَلَمْ يَنْفَعْنَا إِذَنِ اَلْكِتَابُ وَ اَلسُّنَّةُ إِلاَّ أَنَّ لِي عَلَيْهِ هَذِهِ اَلْحُجَّةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَلْهُ تَجِدْهُ مَلِيّاً فَقَالَ اَلشَّامِيُّ يَا هَذَا مَنْ أَنْظَرُ لِلْخَلْقِ أَ رَبُّهُمْ أَوْ أَنْفُسُهُمْ فَقَالَ هِشَامٌ رَبُّهُمْ أَنْظَرُ لَهُمْ مِنْهُمْ لِأَنْفُسِهِمْ فَقَالَ اَلشَّامِيُّ فَهَلْ أَقَامَ لَهُمْ مَنْ يَجْمَعُ لَهُمْ كَلِمَتَهُمْ وَ يُقِيمُ أَوَدَهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِحَقِّهِمْ مِنْ بَاطِلِهِمْ قَالَ هِشَامٌ فِي وَقْتِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَوِ اَلسَّاعَةِ قَالَ اَلشَّامِيُّ فِي وَقْتِ رَسُولِ اَللَّهِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ اَلسَّاعَةِ مَنْ فَقَالَ هِشَامٌ هَذَا اَلْقَاعِدُ اَلَّذِي تُشَدُّ إِلَيْهِ اَلرِّحَالُ وَ يُخْبِرُنَا بِأَخْبَارِ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ وِرَاثَةً عَنْ أَبٍ عَنْ جَدٍّ قَالَ اَلشَّامِيُّ فَكَيْفَ لِي أَنْ أَعْلَمَ ذَلِكَ قَالَ هِشَامٌ سَلْهُ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ اَلشَّامِيُّ قَطَعْتَ عُذْرِي فَعَلَيَّ اَلسُّؤَالُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَا شَامِيُّ أُخْبِرُكَ كَيْفَ كَانَ سَفَرُكَ وَ كَيْفَ كَانَ طَرِيقُكَ كَانَ كَذَا وَ كَذَا فَأَقْبَلَ اَلشَّامِيُّ يَقُولُ صَدَقْتَ أَسْلَمْتُ لِلَّهِ اَلسَّاعَةَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ بَلْ آمَنْتَ بِاللَّهِ اَلسَّاعَةَ إِنَّ اَلْإِسْلاَمَ قَبْلَ اَلْإِيمَانِ وَ عَلَيْهِ يَتَوَارَثُونَ وَ يَتَنَاكَحُونَ وَ اَلْإِيمَانُ عَلَيْهِ يُثَابُونَ فَقَالَ اَلشَّامِيُّ صَدَقْتَ فَأَنَا اَلسَّاعَةَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ أَنَّكَ وَصِيُّ اَلْأَوْصِيَاءِ ثُمَّ اِلْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَى حُمْرَانَ فَقَالَ تُجْرِي اَلْكَلاَمَ عَلَى اَلْأَثَرِ فَتُصِيبُ وَ اِلْتَفَتَ إِلَى هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ فَقَالَ تُرِيدُ اَلْأَثَرَ وَ لاَ تَعْرِفُهُ ثُمَّ اِلْتَفَتَ إِلَى اَلْأَحْوَلِ فَقَالَ قَيَّاسٌ رَوَّاغٌ تَكْسِرُ بَاطِلاً بِبَاطِلٍ إِلاَّ أَنَّ بَاطِلَكَ أَظْهَرُ ثُمَّ اِلْتَفَتَ إِلَى قَيْسٍ اَلْمَاصِرِ فَقَالَ تَتَكَلَّمُ وَ أَقْرَبُ مَا تَكُونُ مِنَ اَلْخَبَرِ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَبْعَدُ مَا تَكُونُ مِنْهُ تَمْزُجُ اَلْحَقَّ مَعَ اَلْبَاطِلِ وَ قَلِيلُ اَلْحَقِّ يَكْفِي عَنْ كَثِيرِ اَلْبَاطِلِ أَنْتَ وَ اَلْأَحْوَلُ قَفَّازَانِ حَاذِقَانِ قَالَ يُونُسُ فَظَنَنْتُ وَ اَللَّهِ أَنَّهُ يَقُولُ لِهِشَامٍ قَرِيباً مِمَّا قَالَ لَهُمَا ثُمَّ قَالَ يَا هِشَامُ لاَ تَكَادُ تَقَعُ تَلْوِي رِجْلَيْكَ إِذَا هَمَمْتَ بِالْأَرْضِ طِرْتَ مِثْلُكَ فَلْيُكَلِّمِ اَلنَّاسَ فَاتَّقِ اَلزَّلَّةَ وَ اَلشَّفَاعَةُ مِنْ وَرَائِهَا إِنْ شَاءَ اَللَّهُ. ادامه دارد...

  • 📖 كِتَابُ الْحُجَّةِ 🚪بَابُ الِاضْطِرَارِ إِلَى الْحُجَّةِ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ يُونُسَ بْنِ يَعْقُوبَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَوَرَدَ عَلَيْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ اَلشَّامِ فَقَالَ إِنِّي رَجُلٌ صَاحِبُ كَلاَمٍ وَ فِقْهٍ وَ فَرَائِضَ وَ قَدْ جِئْتُ لِمُنَاظَرَةِ أَصْحَابِكَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ كَلاَمُكَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ أَوْ مِنْ عِنْدِكَ فَقَالَ مِنْ كَلاَمِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ مِنْ عِنْدِي فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَأَنْتَ إِذاً شَرِيكُ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ لاَ قَالَ فَسَمِعْتَ اَلْوَحْيَ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُخْبِرُكَ قَالَ لاَ قَالَ فَتَجِبُ طَاعَتُكَ كَمَا تَجِبُ طَاعَةُ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ لاَ فَالْتَفَتَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِلَيَّ فَقَالَ يَا يُونُسَ بْنَ يَعْقُوبَ هَذَا قَدْ خَصَمَ نَفْسَهُ قَبْلَ أَنْ يَتَكَلَّمَ ثُمَّ قَالَ يَا يُونُسُ لَوْ كُنْتَ تُحْسِنُ اَلْكَلاَمَ كَلَّمْتَهُ قَالَ يُونُسُ فَيَا لَهَا مِنْ حَسْرَةٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي سَمِعْتُكَ تَنْهَى عَنِ اَلْكَلاَمِ وَ تَقُولُ وَيْلٌ لِأَصْحَابِ اَلْكَلاَمِ يَقُولُونَ هَذَا يَنْقَادُ وَ هَذَا لاَ يَنْقَادُ وَ هَذَا يَنْسَاقُ وَ هَذَا لاَ يَنْسَاقُ وَ هَذَا نَعْقِلُهُ وَ هَذَا لاَ نَعْقِلُهُ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّمَا قُلْتُ فَوَيْلٌ لَهُمْ إِنْ تَرَكُوا مَا أَقُولُ وَ ذَهَبُوا إِلَى مَا يُرِيدُونَ ثُمَّ قَالَ لِي اُخْرُجْ إِلَى اَلْبَابِ فَانْظُرْ مَنْ تَرَى مِنَ اَلْمُتَكَلِّمِينَ فَأَدْخِلْهُ قَالَ فَأَدْخَلْتُ حُمْرَانَ بْنَ أَعْيَنَ وَ كَانَ يُحْسِنُ اَلْكَلاَمَ وَ أَدْخَلْتُ اَلْأَحْوَلَ وَ كَانَ يُحْسِنُ اَلْكَلاَمَ وَ أَدْخَلْتُ هِشَامَ بْنَ سَالِمٍ وَ كَانَ يُحْسِنُ اَلْكَلاَمَ وَ أَدْخَلْتُ قَيْسَ بْنَ اَلْمَاصِرِ وَ كَانَ عِنْدِي أَحْسَنَهُمْ كَلاَماً وَ كَانَ قَدْ تَعَلَّمَ اَلْكَلاَمَ مِنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا اَلسَّلاَمُ فَلَمَّا اِسْتَقَرَّ بِنَا اَلْمَجْلِسُ وَ كَانَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَبْلَ اَلْحَجِّ يَسْتَقِرُّ أَيَّاماً فِي جَبَلٍ فِي طَرَفِ اَلْحَرَمِ فِي فَازَةٍ لَهُ مَضْرُوبَةٍ قَالَ فَأَخْرَجَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ رَأْسَهُ مِنْ فَازَتِهِ فَإِذَا هُوَ بِبَعِيرٍ يَخُبُّ فَقَالَ هِشَامٌ وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ قَالَ فَظَنَنَّا أَنَّ هِشَاماً رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ عَقِيلٍ كَانَ شَدِيدَ اَلْمَحَبَّةِ لَهُ قَالَ فَوَرَدَ هِشَامُ بْنُ اَلْحَكَمِ وَ هُوَ أَوَّلَ مَا اِخْتَطَّتْ لِحْيَتُهُ وَ لَيْسَ فِينَا إِلاَّ مَنْ هُوَ أَكْبَرُ سِنّاً مِنْهُ قَالَ فَوَسَّعَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ وَ قَالَ نَاصِرُنَا بِقَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ وَ يَدِهِ ثُمَّ قَالَ يَا حُمْرَانُ كَلِّمِ اَلرَّجُلَ فَكَلَّمَهُ فَظَهَرَ عَلَيْهِ حُمْرَانُ ثُمَّ قَالَ يَا طَاقِيُّ كَلِّمْهُ فَكَلَّمَهُ فَظَهَرَ عَلَيْهِ اَلْأَحْوَلُ ثُمَّ قَالَ يَا هِشَامَ بْنَ سَالِمٍ كَلِّمْهُ فَتَعَارَفَا ثُمَّ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لِقَيْسٍ اَلْمَاصِرِ كَلِّمْهُ فَكَلَّمَهُ فَأَقْبَلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَضْحَكُ مِنْ كَلاَمِهِمَا مِمَّا قَدْ أَصَابَ اَلشَّامِيَّ فَقَالَ لِلشَّامِيِّ كَلِّمْ هَذَا اَلْغُلاَمَ يَعْنِي هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لِهِشَامٍ يَا غُلاَمُ سَلْنِي فِي إِمَامَةِ هَذَا فَغَضِبَ هِشَامٌ حَتَّى اِرْتَعَدَ ثُمَّ قَالَ لِلشَّامِيِّ يَا هَذَا أَ رَبُّكَ أَنْظَرُ لِخَلْقِهِ أَمْ خَلْقُهُ لِأَنْفُسِهِمْ فَقَالَ اَلشَّامِيُّ بَلْ رَبِّي أَنْظَرُ لِخَلْقِهِ قَالَ فَفَعَلَ بِنَظَرِهِ لَهُمْ مَا ذَا قَالَ أَقَامَ لَهُمْ حُجَّةً وَ دَلِيلاً كَيْلاَ يَتَشَتَّتُوا أَوْ يَخْتَلِفُوا يَتَأَلَّفُهُمْ وَ يُقِيمُ أَوَدَهُمْ وَ يُخْبِرُهُمْ بِفَرْضِ رَبِّهِمْ قَالَ فَمَنْ هُوَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ هِشَامٌ فَبَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَ اَلْكِتَابُ وَ اَلسُّنَّةُ قَالَ هِشَامٌ فَهَلْ نَفَعَنَا اَلْيَوْمَ اَلْكِتَابُ وَ اَلسُّنَّةُ فِي رَفْعِ اَلاِخْتِلاَفِ عَنَّا قَالَ اَلشَّامِيُّ نَعَمْ قَالَ فَلِمَ اِخْتَلَفْنَا أَنَا وَ أَنْتَ وَ صِرْتَ إِلَيْنَا مِنَ اَلشَّامِ فِي مُخَالَفَتِنَا إِيَّاكَ ادامه دارد...

  • گنجینه کافی pinned «💢بسم الله الرحمن الرحیم💢 🔰فهرست مطالب کانال🔰 💠لیست شماره 1️⃣ 💠لیست شماره 2️⃣ 📖 كِتَابُ التَّوْحِيدِ 🚪بَابُ حُدُوثِ الْعَالَمِ‌ وَ إِثْبَاتِ الْمُحْدِثِ‌ ➖مناظره امام صادق (ع) با زندیق شامی (1-2-3) ➖مناظره امام رضا (ع) با زندیق (1-2) 🚪بَابُ إِطْلَاقِ…»

  • 💢بسم الله الرحمن الرحیم💢 🔰فهرست مطالب کانال🔰 💠لیست شماره 1️⃣ 💠لیست شماره 2️⃣ 📖 كِتَابُ التَّوْحِيدِ 🚪بَابُ حُدُوثِ الْعَالَمِ‌ وَ إِثْبَاتِ الْمُحْدِثِ‌ ➖مناظره امام صادق (ع) با زندیق شامی (1-2-3) ➖مناظره امام رضا (ع) با زندیق (1-2) 🚪بَابُ إِطْلَاقِ الْقَوْلِ بِأَنَّهُ شَيْ‌ءٌ ➖خداوند شیء است، ولی نه شبیه سایر اشیاء ➖خدا خارج از حد تعطیل و تشبیه 🚪بَابُ أَنَّهُ لَا يُعْرَفُ إِلَّا بِهِ‌ ➖خدا با مخلوفات ش شناخته نمی شود ولی بندگان به سبب خدا شناخته می شوند 🚪بَابُ أَدْنَى الْمَعْرِفَةِ ➖حداقل ترین حد شناخت خدا چیست؟ 🚪بَابُ الْمَعْبُودِ ➖کلمه الله از چی مشتق گرفته شده؟ 🚪بَابُ الْكَوْنِ وَ الْمَكَانِ‌ ➖خداوند کجاست؟ 🚪بَابُ النَّهْيِ عَنِ الْكَلَامِ فِي الْكَيْفِيَّةِ ➖در مورد ذات خدا صحبت نکنید! 🚪بَابٌ فِي إِبْطَالِ الرُّؤْيَةِ ➖خدا جلیل تر از ان است که دیده شود ➖خدا با چشم دیده نمی شود 🚪بَابُ النَّهْيِ عَنِ الصِّفَةِ بِغَيْرِ مَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ تَعَالَى‌ ➖حقیقت وصف خدا درک نمی شود ➖خدا نه جسم است نه صورت ➖پاسخ امام حسن عسکری (ع) به سوالات توحیدی سهل بن زیاد 🚪بَابُ صِفَاتِ الذَّاتِ ➖توصیف مختصر خدا توسط امام باقر (ع) ➖علم خدا نهایت ندارد 🚪بَابٌ آخَرُ وَ هُوَ مِنَ الْبَابِ الْأَوَّلِ ➖ذات خدا پاره پاره و بخش بخش نیست 🚪بَابُ الْإِرَادَةِ أَنَّهَا مِنْ صِفَاتِ الْفِعْلِ وَ سَائِرِ صِفَاتِ الْفِعْلِ ➖ایا خدا هر لحظه دارای اراده بوده؟ ➖ایا علم و مشییت خدا یکی هست؟ ➖تفاوت اراده خدا و اراده مخلوقین ➖همه چیز با مشیت خلق شده است 🚪بَابُ حُدُوثِ الْأَسْمَاءِ ➖اسماء خدا مخلوق هستند 🚪بَابُ مَعَانِي الْأَسْمَاءِ وَ اشْتِقَاقِهَا ➖تفسیر و معنای ایه او(خدا) اول و اخر است ➖معنای واقعی الله اکبر چیست؟ 🚪بَابُ تَأْوِيلِ الصَّمَدِ ➖توصیف برخی صفات خدا توسط امام باقر (ع) 🚪بَابُ الْحَرَكَةِ وَ الِانْتِقَالِ ➖خدا حرکت نمی کند ➖مباحثه امام صادق (ع) با ابن ابی العوجاء 🚪فِي قَوْلِهِ‌ الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى‌ ➖تفسیر ایه خدا بر عرش استوا (تسلط) دارد 🚪فِي قَوْلِهِ تَعَالَى‌ وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ‌ ➖پاسخ امام صادق (ع) به اشکال ابو شاکر دَیَصانی 🚪بَابُ الْعَرْشِ وَ الْكُرْسِيِ‌ ➖تلفظ ایه وَسِعَ كُرْسِيُّهُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضَ ➖حمل کنندگان عرش چه کسانی هستند 🚪بَابُ الرُّوحِ‌ ➖روح مخلوق است و جز ذات خداوند نیست ➖معنای روح و تفسیر ایه وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي 🚪بَابُ النَّوَادِرِ ➖تفسیر ایه كُلُّ شَيْءٍ هٰالِكٌ إِلاّٰ وَجْهَهُ ➖تفسیر ایه وَ لِلّٰهِ اَلْأَسْمٰاءُ اَلْحُسْنی‌ فَادْعُوهُ بِهٰا ➖اهل البیت (ع)؛ حجه الله، باب الله، لسان الله، وجه الله، عین الله و والیان امر ➖تنها محور و وسیله ی اصلی عبادت و شناخت خدا 🚪بَابُ الْبَدَاءِ ➖ریشه قرانی عقیده بداء ➖علم پنهان و اشکار خداوند ➖بداء جرء علم پنهان است یا اشکار؟ ➖ایا بداء با علم خداوند در تضاد است؟ 🚪بَابٌ فِي أَنَّهُ لَا يَكُونُ شَيْ‌ءٌ فِي السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِلَّا بِسَبْعَةٍ ➖هفت خصلت که در همه چیز پیدا می شود 🚪بَابُ الْمَشِيئَةِ وَ الْإِرَادَةِ ➖معنای مشیت، قدر و قضا در کلام امام کاظم (ع) 🚪بَابُ الْجَبْرِ وَ الْقَدَرِ وَ الْأَمْرِ بَيْنَ الْأَمْرَيْنِ ➖ایا انسان مجبور است یا مختار؟ 🚪باب الاسْتِطَاعَة ➖معنی استطاعه (اختیار) 🚪بَابُ اخْتِلَافِ الْحُجَّة عَلَى عِبَادِهِ ➖شِش چیز که بندگان در پدید اوردن انها نقشی ندارند 🚪باب حُجَج اللَّهِ عَلَى خلقه ➖چه کسی حساب و کتاب ندارد 🚪بَابُ اَلْهِدَايَةِ أَنَّهَا مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ➖با مردم به زور بحث دینی نکنیم 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ التَّوْحِيدِ 🚪بَابُ اَلْهِدَايَةِ أَنَّهَا مِنَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ عُقْبَةَ عَنْ أَبِيهِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: اِجْعَلُوا أَمْرَكُمْ لِلَّهِ وَ لاَ تَجْعَلُوهُ لِلنَّاسِ فَإِنَّهُ مَا كَانَ لِلَّهِ فَهُوَ لِلَّهِ وَ مَا كَانَ لِلنَّاسِ فَلاَ يَصْعَدُ إِلَى اَللَّهِ وَ لاَ تُخَاصِمُوا اَلنَّاسَ لِدِينِكُمْ فَإِنَّ اَلْمُخَاصَمَةَ مَمْرَضَةٌ لِلْقَلْبِ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى قَالَ لِنَبِيِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ «إِنَّكَ لاٰ تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لٰكِنَّ اَللّٰهَ يَهْدِي مَنْ يَشٰاءُ »  وَ قَالَ «أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ اَلنّٰاسَ حَتّٰى يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ»  ذَرُوا اَلنَّاسَ فَإِنَّ اَلنَّاسَ أَخَذُوا عَنِ اَلنَّاسِ وَ إِنَّكُمْ أَخَذْتُمْ عَنْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ إِنِّي سَمِعْتُ أَبِي عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا كَتَبَ عَلَى عَبْدٍ أَنْ يَدْخُلَ فِي هَذَا اَلْأَمْرِ كَانَ أَسْرَعَ إِلَيْهِ مِنَ اَلطَّيْرِ إِلَى وَكْرِهِ. عقبه بن خالد گوید: شنیدم که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: کار تان را برای خدا قرار دهید و برای مردم قرار ندهید پس هر کاری که برای خدا باشد برای اوست (به او می رسد) و هر انچه برای مردم باشد به سوی خدا بالا نمی رود. و برای دین تان با مردم مخاصمه و بحث نکنید چرا که مخاصمه قلب را مریض می کند. خدای متعال به پیامبر ش می گوید: تو نمی توانی هر ان کس را که می خواهی هدایت کنی بلکه خداست که هر کس را بخواهد هدایت می کند. و همچنین فرمود: ایا تو مردم را مجبور می کنی که مومن شوند؟ (ایمان بیاورند؟) پس مردم را رها کنید چرا که مردم دین را از مردم گرفتند ولی شما ان را از رسول الله (صلی الله علیه و اله) گرفتید من از پدرم شنیدم که می فرمود: به راستی خدای متعال وقتی بنویسد (واجب کند) بر بنده ای که داخل این امر (تشیع) شود، سریع تر از برگشت پرنده به اشیانه اش خواهد بود. نشانی : الکافي , جلد۱ , صفحه۱۶۶ نکته: شاید بعضی با توجه به این حدیث یا احادیثی شبیه به این، این موضوع به ذهن شون برسه که پس ما نباید کسی را به تشیع دعوت کنیم، این موضوع غلط هست. اتفاقا همین شبهه رو وهابیون قبلا وارد کرده اند که اساتید به اون پاسخ دادند، که می تونید اون رو اینجا مشاهده کنید. 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ التَّوْحِيدِ 🚪باب حُجَج اللَّهِ عَلَى خلقه عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَی‌ عَنِ اَلْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَيْمُونٍ عَنْ عَبْدِ اَلْأَعْلَی‌ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ شَيْئاً هَلْ عَلَيْهِ شَيْءٌ قَالَ لاَ. عبد الاعلی بن اعین گوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم: کسی که چیزی را نشناسد [نداند] ایا بر او چیزی هست؟ (ایا مواخذه می شود و حساب و کتاب دارد؟) فرمود: خیر. نشانی : الکافي , جلد۱ , صفحه۱۶۴ نکته: در شرح این روایت می توان به نتیجه نهایی علامه مجلسی اشاره کرد. و يدل علی‌ أن الجاهل معذور، و علی‌ أن من لم تبلغه الدعوة و لم تتم عليه الحجة غير معاقب. این ر‌وایت دلالت می کند بر اینکه شخص جاهل (نااگاه) معذور هست (عذر دارد) و همچنین کسی که دعوت به او نرسیده و کسی که حجت بر او تمام نشده، عقاب و عذاب نمی شود. در یک جمله میشه گفت کسی که حجت بر او تمام نشده باشد، عقاب نمی شود. 🆔 @ganjinekafi

  • 📖 كِتَابُ التَّوْحِيدِ 🚪بَابُ اخْتِلَافِ الْحُجَّة عَلَى عِبَادِهِ مُحَمَّدُ بْنُ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ زَيْدٍ عَنْ دُرُسْتَ بْنِ أَبِي مَنْصُورٍ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سِتَّةُ أَشْيَاءَ لَيْسَ لِلْعِبَادِ فِيهَا صُنْعٌ اَلْمَعْرِفَةُ وَ اَلْجَهْلُ وَ اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبُ وَ اَلنَّوْمُ وَ اَلْيَقَظَةُ. شخصی نقل می کند که امام صادق (علیه السلام) فرمود: شش چیز است که بندگان در پدید اوردن انها نقشی ندارند، معرفت و جهل و خوشنودی و خشمگینی و خواب و بیداری. نشانی : الکافي , جلد۱ , صفحه۱۶۴ نکته: اگر بخواهیم در خصوص این روایت کمی توضیح دهیم باید بگوییم که احتمالا مقصود امام این هست که بندگان پدید اورده ی این ۶ مورد نیستند بلکه می توانند ضمینه هایش را فراهم کنند. مثلا شما نمی تونید اراده کنید که ۳ ثانیه دیگه خشمگین بشید یا ۱۰ ثانیه دیگه بخوابید و امثالهم ولی می تونید شرایط ش رو فراهم کنید. مثلا به موضوعی فکر کنید که موجب خشم تون بشه و امثالهم. در نتیجه احتمالا معنی روایت در این خلاصه می شود که انسان پدید اوردنده ی این ۶ مورد نیست نه اینکه در انها اختیاری ندارد بر خلاف انچه وهابیت از این روایت فهمیدند. البته ما قبلا در جایی دیگه به مسئله جبر که وهابی قائل به اون هست پرداختیم که می توانید در این لینک اون رو مشاهده کنید. و در نهایت میگم خدا اگاه تر هست به معنی روایت. 🆔 @ganjinekafi