tgindex
گ
@garbaarперсидский

در "گربار" از علم در زندگی می‌نویسم یا نقل می‌کنم. "گربار" نام محلی است در روستای منصوریه در شهرستان تفرش. در گربار آب قنات به سطح می‌رسد و از زمین می‌جوشد. .سیما قاسمی. کانال درباره‌ی ترویج علم: @goosan54

Последний пост
20 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
381
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
578
20 постов
Вовлечённость
151,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 20 июн.139из soaoutreach

    تا حالا چیزی درباره‌ی کهکشان‌های هسته‌فعال شنیدید؟ کهکشان‌هایی که در مرکز خود یک سیاه‌چاله‌ی بسیار پرجرم دارند که در اثر فروریزش گازِ برافزایشی و برهم‌کنش با آن انرژی فوق‌العاده‌ای در طول‌موج‌های مختلف طیف الکترومغناطیس (از رادیویی تا پرتوی ایکس) آزاد می‌کنند. اگر می‌خواهید بیشتر درباره‌ء این کهکشان‌ها بدانید مصاحبه با دکتر #امیرنظام_امیری را در لینک زیر بخوانید: https://telegra.ph/%D9%81%D9%84%D8%B2%DB%8C%D8%AA-%D8%AF%D8%B1-%DA%A9%D9%87%DA%A9%D8%B4%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%87%E2%80%8C%D9%81%D8%B9%D8%A7%D9%84-06-20 #کهکشان‌ـ‌هسته‌فعال #فلزیت #مصاحبه #MUSE_VLT #WFC3_Hubble #JWST #Chandra @soaoutreach

  • ترجمه‌ی بخش‌هایی از مقاله‌ی "فیزیک فوتبال" در نشریه‌ی فیزیکس ورلد: بیل شنکلی، مربی سابق باشگاه لیورپول، یک بار گفت: «فوتبال مسئله مرگ و زندگی نیست. از آن هم مهم‌تر است.» این ماه در جام جهانی، میلیون‌ها هوادار فوتبال برای چند هفته کوتاه همان احساس را تجربه خواهند کرد. سپس مسابقات به پایان می‌رسد و تنها چیزی که باقی می‌ماند چند تکرار از تلویزیون و گمانه‌زنی‌های بی‌پایان درباره آنچه می‌توانست رخ دهد است. این جنبه از فوتبال چیزی است که هوادارانش دوستش دارند و دیگران از آن متنفرند. چه می‌شد اگر آن ضربه پنالتی گل می‌شد؟ چه می‌شد اگر آن بازیکن اخراج نمی‌شد؟ چه می‌شد اگر آن ضربه آزاد به دور دیوار دفاعی نمی‌چرخید و گل نمی‌شد؟ ضربه آزاد کامل روبرتو کارلوس از برزیل در تورنمنت تابستان گذشته در فرانسه (۱۳۷۶) در یاد بسیاری از هواداران مانده است. توپ حدود ۳۰ متری دروازه حریف و کمی به سمت راست قرار داشت. کارلوس آنچنان به سمت راست به توپ ضربه زد که ابتدا حداقل یک متر از دیوار مدافعان عبور کرد و باعث شد پسر توپ جمع‌کنی که چند متر آن‌سوتر ایستاده بود، سرش را جمع کند. سپس، تقریباً به طرزی جادویی، توپ به چپ خم شد و به گوشه بالا و سمت راست دروازه وارد شد – با حیرت بازیکنان، دروازه‌بان و رسانه‌ها. ظاهراً کارلوس همیشه این ضربه را در زمین تمرین می‌کرد. او به طور شهودی می‌دانست که چگونه با زدن توپ با سرعت و چرخشی خاص، آن را خم دهد. ... کارلوس با قسمت بیرونی پای چپ خود به توپ ضربه زد تا در حالی که از بالا به آن نگاه می‌کرد، در خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخد. چرخشی که به توپ داد زیاد بود، شاید بیش از ۱۰ دور در ثانیه. زدن توپ با قسمت بیرونی پا به او اجازه داد محکم به توپ ضربه بزند، احتمالاً با سرعتی بیش از ۳۰ متر بر ثانیه (۱۰۸ کیلومتر بر ساعت). جریان هوا روی سطح توپ متلاطم بود که باعث شد نیروی نسبتاً کمی به توپ وارد شود. جایی در میانه‌ی مسیر – شاید در حدود علامت ۱۰ متری (یا تقریباً در موقعیت دیوار مدافعان) – سرعت توپ به حدی کاهش یافت که وارد ناحیه جریان آرام شد. این امر به طور قابل توجهی نیروی بالابرنده را افزایش داد، که باعث شد توپ بیشتر کند شود. این امر باعث شد نیروی جانبی، که توپ را به سمت دروازه خم می‌کرد، بیشتر مؤثر واقع شود. این امر نیروی جانبی حتی بیشتری ایجاد کرد و باعث شد توپ بیشتر خم شود. در نهایت، با کند شدن توپ، خمیدگی بیشتر و بیشتر شد تا اینکه به پشت تور برخورد کرد – با خوشحالی فیزیکدانان حاضر در میان تماشاگران... تحقیقات فوتبال فقط به مطالعه حرکت توپ در پرواز خلاصه نمی‌شود. محققان همچنین به دنبال یافتن این هستند که یک فوتبالیست واقعاً چگونه توپ را شوت می‌کند. این رویکردهای تجربی نتایج عالی‌ای به دست داده‌اند، اگرچه چالش‌های بسیاری هنوز باقی است. یکی از بحرانی‌ترین مسائل، دشواری اندازه‌گیری حرکت فیزیکی انسان است، که تا حدی به این دلیل است که حرکات آنها بسیار غیرقابل پیش‌بینی است. با این حال، پیشرفت‌های اخیر در تحلیل حرکت با رایانه توجه زیادی را در علوم ورزشی به خود جلب کرده است، و با کمک روش‌های علمی جدید، اکنون می‌توان اندازه‌گیری‌های نسبتاً دقیقی از حرکت انسان انجام داد. @garbaar

  • فیزیک فوتبال ۲۴ خرداد ۱۴۰۵ شاید برایتان جالب باشد که فیزیک‌پیشه‌ها (فیزیکدانان) به تحلیل حرکت توپ در فوتبال هم علاقه‌مندند و آن را مطالعه می‌کنند. شماره‌ی اخیر نشریه‌ی فیزیکس ورلد مقاله‌ای را بازنشر کرده که در سال ۱۳۷۷ نوشته شده است و تحلیل فیزیک فوتبال است. تحلیل مرتبط است با ضربه‌ی معروف روبرتو کارلوس بازیکن برزیلی در تورنمنتی در فرانسه. بخش‌هایی از این مقاله را در زیر می‌آورم تا با نوع تحلیل فیزیک فوتبال کمی آشنا شویم. @garbaar

  • https://www.inmost.ir/making-telegraph/

  • مطلب بالا تجربه‌ی یک کلاس بود. اگر دوست دارید خودتان تلگراف بسازید مطلب زیر را بخوانید که چند سال پیش در وبگاه موزه‌ی علوم و فناوری نوشته‌ایم: @garbaar

  • 3 сент. 2025 г.4641из goosan54

    کلاس چهارم دیدیم سیما قاسمی ۶ شهریور ۱۴۰۴ دست هر کدام یکی-دو تا آهن‌ربای یخچالی بود. داشتند سعی می‌کردند با کمک دافعه‌ی یکی، دیگری را هل بدهند و راه ببرند. مثل همیشه خنده و سر و صداشان هوا بود. بهشان گفتم بیایید خودمان آهن‌ربا بسازیم. یازده-دوازده‌ساله‌اند. طبق معمول تا این را گفتم یکی دو تاشان گفتند: "در علوم خواندیم. باید یک آهن‌ربا را بکشیم روی یک سوزن یا سنجاق‌". گفتم اگر اصلاً آهن‌ربا نداشته باشیم چی؟ یعنی نمی‌شود بدون استفاده از آهن‌ربا، آهن‌ربای دیگری ساخت؟ به‌عادت زیر چشمی نگاهی به وسایل روی میز جلوی من انداختند، سیم و پیچ و باتری و لامپ و کلید. به تجربه می‌دانستند این حرف من، یعنی می‌شود ساخت. اما چطوری؟ تا یک سر سیم را گرفتم دستم یکی دیگر گفت: "این را هم کلاس چهارم دیدیم. می‌خواهی لامپ را روشن کنی. کلید را که بزنی روشن می‌شود". بعضی این روشن شدن را در مدرسه ندیده بودند. با کمک هم، سیم و لامپ و باتری و کلید را سرهم کردیم و دیدیم لامپ روشن می‌شود. گفتم ولی قرار بود آهن‌ربا بسازیم‌ها. با آن چشم‌های درخشان و کنجکاو بهم خیره شدند که چه می‌گویی. شروع کردم به پیچیدن سیم روکش‌دار به دور پیچ. دیگر کلاس ساکت شده بود. معلوم بود این کار را در کلاس چهارم ندیده‌اند. یک سر سیمی که به دور پیچ پیچانده بودم را به باتری و سر دیگر را به کلید وصل کردم و با سیمی دیگر کلید را به باتری متصل کردم. کلید را زدم و اتفاقی نیفتاد. یکی گفت: "وا خب لامپ نگذاشتی. می‌خواستی چه بشود". گفتم من ادعا می‌کنم این پیچ الان آهن‌ربا شده. یکی گفت: "چطوری؟ آهن‌ربا نداری که‌". گفتم خودت بیا و ببین. آمد جلو. سنجاقی را که دستش بود و قبلش داشت به آهن‌ربایش می‌چسباند، زد به پیچ و چسبید! کلید را قطع کردم. گفتم سنجاق را جدا کن و نزدیک پیچ بگیر. این لحظه‌ها در کلاس، لحظه‌هایی ناب‌اند. همه سراپا چشم و گوشند و با دقت بالا و هیجان نگاه می‌کنند. کلید را زدم و سنجاق خورد سر پیچ و تق صدا کرد. داد زد: "چسبید. واقعا آهن‌ربا شده". یکی‌‌یکی خواستند تجربه کنند. باز کلاس شلوغ شد. پیچ و کلید و باتری را چسباندم روی یک تکه فوم و دادم دست به دست کنند. هر کدام باید دست‌کم یک بار امتحان می‌کردند تا مطمئن شوند کلکی در کار نیست. بارها سیم قطع شد و اتصال رها شد و هی وصل کردند. دوباره مدار رسید دست خودم. گفتم حالا دوباره خوب نگاه کنید. سنجاق را فرو کردم در فوم. چند بار با مکث کلید را زدم و قطع کردم. سنجاق هی چسبید و جدا شد. صدا داد: تق، تق، سکوت، تق. بعد دوباره زدم: تق، سکوت، تق. یکی گفت چکار می‌کنی. گفتم گوش کن. چشم‌هایت را ببند. با ماژیک همان تق تق را روی تخته زدم. گفت: "داری پیام می‌فرستی؟" گفتم آره. اولین بار دویست سال پیش مردم وقتی فهمیدند می‌شود اینطوری با کمک سیم و باتری، پیچ را تبدیل به آهن‌ربا کرد، باهاش وسیله‌ای ساختند تا پیام بفرستند. آن یکی پرسید: "چطوری؟" گفتم پیچ و سنجاق پیش تو و کلید پیش من. کلید را نگاه نکن و سنجاق را ببین. تق تق را دید. گفت: "این که نشد پیام.". گفتم باهم قراری می‌گذاریم. اگر زدم "تق سکوت" یعنی آ. اگر زدم "سکوت تق تق تق" یعنی ب. بعد زدم. طوری که انگار سالهاست تلگراف‌چی است، گفت: "گفتی آب". دوباره همهمه شد. دستگاهم خوب کار نمی‌کرد و سنجاق هی ولو می‌شد. ولی از قضا همین خوب بود. دیدند به این راحتی‌ها هم کار نمی‌کند و باید دقت کنند سر اتصال‌ها و .... برگشتیم سر پیام‌رسانی. گفت: "یعنی می‌شود از اینجا به طبقه‌ی بالا پیام بفرستیم". گفتم بله. این که چیزی نیست. قدیم‌ها اینطوری به آن‌طرف اقیانوس پیام‌ می‌داده‌اند. گفت: "مگر می‌شود؟ می‌دانی چقدر سیم‌ می‌خواهد؟" در صفحه‌ی گوشی‌ام تصویر قرقره‌های عظیم سیم‌های تلگراف را نشانشان دادم که صد و سی سال پیش سوار کشتی می‌کردند. خیلی برایشان جالب بود. کسی نپرسید آن زمان چه باتری‌ای داشتند. من هم حرفی نزدم. گفتم اسم این وسیله را گذاشته بودند تلگراف الکتریکی. ازش استفاده می‌کردند تا پیام‌های راه دور بفرستند. آخر می‌دانید دویست سال پیش بعضی کشورها مستعمره داشتند (چند جمله هم سوال جواب شد سر معنی مستعمره). باید از این سر دنیا خبرها را روزانه به سر دیگر دنیا می‌فرستادند و این وسیله کمک بزرگی بود. از ایران هم رد شد، زمان ناصر‌الدین شاه. دیگر مشغول تلگراف‌بازی شدند. به خاطر اینکه اتصال‌ها با نوار چسب بود مشکل داشتند برای وصل کردن سیم بین گیرنده و فرستنده*. بهشان گفتم ولی صد و بیست سال پیش تلگرافی ساختند که دیگر سیم‌ نمی‌خواست. با تعجب پرسیدند: "چطوری ." گفتم خب دیگه. بروید ببینید چطوری. ساعت یازده و نیم است و باید برویم. @goosan54

  • برای دانش‌آموزانی که می‌خواهند با موضوع‌های رصدی در نجوم حرفه‌ای آشنا شوند شما از کدام دسته علاقه‌مندان به نجوم هستید؟ از آن گروه که به دنبال دانستن بیشتر درباره‌ی آسمان شب به بیرون از شهرها می‌روند و آسمان را تماشا می‌کنند؟ آنهایی که گاهی با دوربین‌های دوچشمی…

  • برای دانش‌آموزانی که می‌خواهند با موضوع‌های رصدی در نجوم حرفه‌ای آشنا شوند شما از کدام دسته علاقه‌مندان به نجوم هستید؟ از آن گروه که به دنبال دانستن بیشتر درباره‌ی آسمان شب به بیرون از شهرها می‌روند و آسمان را تماشا می‌کنند؟ آنهایی که گاهی با دوربین‌های دوچشمی در مراکز آموزشی به سیاره‌ها، خوشه‌های ستاره‌ای، سحابی‌ها و کهکشان‌ها چشم می‌دوزند؟ یا از علاقه‌مندانی که روزانه در اخبار به دنبال خبرهای علمی و نجومی می‌گردند تا از آخرین یافته‌ها باخبر شوند؟ این کشفهای جدید با رصدهای حرفه‌ای چطور انجام‌ می‌شود؟ نمی‌شود رفت و از پشت این تلسکوپ‌ها آسمان را با چشم تماشا کرد. در چند دهه‌ی اخیر منجمان حرفه‌ای با انجام رصدهای بسیار با انواع تلسکوپ‌ها و رصدخانه‌های زمینی و فضایی با انبوهی از تصاویر و داده‌ها مواجهند که تحلیل آن‌ها زمان‌بر است. آنها برای کمک گرفتن ازعلاقه‌مندان نجوم بستری فراهم کرده‌اند تا هم با کمک کامپیوترها بشود کار تحلیل تصویر کرد و هم بشود به این بهانه درباره‌ی جزییات نجوم حرفه‌ای و کارهای منجمان آموخت... "معرفی پروژه‌های شهروند-دانشمندی" در وبگاه پژوهشکده‌ی نجوم، پژوهشگاه دانش‌های بنیادی @garbaar

  • آمدن بهار و نوروز بر همه‌ی آنهایی که باهم فرهنگ مشترک داریم مبارک. 🌱🪻 و زمین هم‌چنان به دور خورشید می‌گردد و این گردش برای ما نماد تحول و تازگی است. مثل هر سال این دو یادداشت را بازنشر کردم. @garbaar

  • 20 мар. 2025 г.5844из garbaar

    👆🏼👆🏼👆🏼👆🏼👆🏼👆🏼 ادامه از یادداشت قبلی در مورد تقویم‌ جلالی تقویم جلالی، تقویمی است که بر مبنای نجوم ساخته شده است. شروع و پایان سال و طول هر فصل در این تقویم منطبق با حرکت زمین به دور خورشید است. برای همین منجمان در تدوین آن دست داشته‌اند. در این تقویم، شروع سال زمانی است که طول شب و روز باهم برابر می‌شود، در این زمان هرکجای زمین که باشید چه در قطب و چه در استوا و چه در نیمکره‌ی شمالی و چه در نیمکره‌ی جنوبی، طول روز و شب باهم برابر است. در این زمان، موقعیت زمین در مدارش به دور خورشید طوری است که محور زمین بر خط واصل زمین به خورشید عمود است (تصویر زیر). به لحظه‌ای که چنین اتفاقی میفتد لحظه‌ی تحویل سال می‌گوییم که در نجوم به آن، لحظه‌ی برابران می‌گویند. @garbaar در گردش زمین به دور خورشید دو بار برابران رخ می‌دهد، یک بار در ابتدای بهار و یک بار در ابتدای پاییز. البته زمین فاصله‌ی بین این دو برابران را با سرعت‌های برابر طی نمی‌کند. گردش زمین به دور خورشید از برابران بهاری تا برابران پاییزی ۱۸۶ روز و از برابران پاییزی تا برابران بهاری در حدود ۱۷۹ روز طول می‌کشد. @garbaar در نیمکره‌ی شمالی زمین، در دوره‌ی ۱۸۶ روزه‌ی بین دو لحظه‌ی برابران، فصل‌های بهار و تابستان را داریم و در دوره‌ی ۱۷۹ روزه، فصلهای پاییز و زمستان است. در نیمکره‌ی جنوبی فصل‌ها برعکس نیمکره‌ی شمالی هستند و وقتی ما به استقبال بهار می‌رویم آنها به استقبال پاییز می‌روند و برای آنها پاییز و زمستان طولانی‌تر از بهار و تابستان‌ است. @gabaar https://goo.gl/Nzwmrq #garbaar

  • 20 мар. 2025 г.3895из garbaar

    تقویم رسمی ایران و افغانستان تقویم خورشیدی است. شکل اولیه‌ی این تقویم که به نام سلطان جلال‌الدین ملکشاه پادشاه سلجوقی، تقویم جلالی نامیده می‌شود در حدود هزار سال پیش و در زمان خوارزمشاهیان نوشته شده است. گفته می‌شود که جمعی ازمنجمان و ریاضیدانان به سرپرستی حکیم عمر خیام این تقویم را تهیه کرده‌اند. البته تقویم جلالی از دوره‌ی مشروطه یعنی حدود صد سال پیش، تقویم رسمی ایران شده است و پیش از آن از تقویم قمری درایران استفاده می‌شده است. @garbaar نامهای ماههای تقویم جلالی در ایران و افغانستان باهم متفاوت است. نخستین ماه سال در ایران فروردین و در افغانستان حَمَل است. نام‌های تقویم جلالی در ایران ریشه‌ی اوستایی دارند و در افغانستان نام‌های ماه‌ها، از نام‌های صورت‌های فلکی گرفته شده است (تصویر زیر) صورت فلکی حمل به شکل بره‌ است. @garbaar تقویم جلالی، تقویمی خورشیدی یا شمسی است، یعنی در این تقویم هر یک بار چرخش زمین به دور خورشید یک سال نامیده شده است. در این تقویم‌ها سال به دوازده قسمت تقسیم می‌شود که ماه نامیده می‌شود. تقویم میلادی هم از نوع تقویم‌های خورشیدی است. @garbaar اما بعضی تقویم‌ها، قمری هستند یعنی اساس آنها بر گردش ماه به دور زمین است مثل تقویم بعضی کشورهای عربی. در این تقویم‌ها یک بار گردش ماه به دور زمین را ماه می‌نامند و هر دوازده بار گردش ماه به دور زمین را یک سال می‌نامند. همین باعث می‌شود دوازده ماه قمری یا یک سال قمری (دوازده تا سی روز) از یک سال شمسی (۳۶۵ روز) کوتاهتر باشد. @garbaar بعضی تقویمها هم شمسی -قمری هستند، مثل تقویم عبری و تقویم‌ چینی. در این تقویم‌ها مانند تقویم خورشیدی، یک دور گردش زمین به دور خورشید را «سال» می‌نامند و مانند تقویم قمری، یک دور گردش ماه به دور زمین را «ماه» می‌نامند. همین باعث می‌شود که در این تقویم‌ها بعضی سالها ۱۳ ماهه بشوند. @garbaar 👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼یادداشت بعدی مرتبط با همین مطلب است. https://goo.gl/yd5iK2 #garbaar

  • گربار pinned «چنین کهکشان‌هایی در آن زمان؟ چگونه؟ مهرماه ۱۴۰۳ در سال‌های اخیر بعد از آغاز به کار تلسکوپ فضایی جیمز وب و داده‌های به دست آمده از رصدهای این تلسکوپ بازار اخبار نجومی داغ‌تر شده است. همین چند روز پیش باز هم خبر رصد کهکشان‌هایی در زمان ابتدایی شکل‌گیری عالم…»

  • ادامه: درباره‌ی ماهیت علم شاید برای کسانی که پژوهشگر این حوزه‌های علم نیستند جزییات این خبر اهمیت زیادی نداشته باشد و فقط هیجان کشف دورترین و روشن‌ترین کهکشان در اخبار باقی بماند ولی اتفاقاً حالا که این کشف‌ها به اخبار راه پیدا می‌کنند برای شناخت بهتر علم می‌شود به آن‌ها نگاه کرد. نجوم و کیهان‌شناسی علم‌های خیلی زنده‌ای هستند. آزمایش‌گاه این علوم در دوردست است و نمی‌شود به‌سادگی هر پدیده‌ای را مشاهده کرد یا عوامل محیطی را تغییر داد و شرایط متفاوت را آزمایش کرد. مثلاً در آزمایشگاه می‌رویم و مقاومت و سختی یک ماده را در برابر تغییر دما و فشار اندازه‌گیری می‌کنیم و می توانیم نظریه‌هایی که این پدیده‌ها را تبیین می‌کنند بسازیم و بسنجیم. اما در نجوم فقط یک عالم داریم با میلیاردها میلیارد کهکشان و ستاره. در نتیجه در این علم آزمایش به معنی تغییر شرایط آزمایشگاهی نداریم و فقط عالم موجود و اجزاء آن را مشاهده می‌کنیم و به جای تغییر شرایط آزمایش می‌گردیم به دنبال مشاهده‌هایی که در شرایط متفاوت، زمان‌های متفاوت و محیط‌های متفاوت باشند. در واقع ما شرایط متفاوت آزمایش را ایجاد نمی‌کنیم بلکه امکان دیدن شرایط مختلف که قبلاً در عالم به‌وجود آمده را فراهم می‌کنیم. شاید دنبال کردن اخبار کشفیات نجومی از این منظر در اخبار علمی جالب باشند. در همین خبر اخیر دیدن کهکشان‌هایی پرنور در عالم اولیه داده‌ی جدید و مهمی را اضافه کرده است. پس اگر مدلی داریم که پیش‌بینی می‌کند با چه آهنگی ستاره‌ها و کهکشان‌ها به وجود می‌آیند حالا هم باید توضیح دهد که چرا در این مدت کم چنین کهکشان‌هایی پرسویی به‌وجود آمده‌اند. اگر این پیش‌بینی را نمی‌کند پس لازم است که مدل‌ها و نظریه‌ها طوری اصلاح شوند که با این مشاهده سازگاز باشند و البته مشاهده‌های قبلی از کهکشان‌های نه‌چندان دور و دور را هم تبیین کنند. این همان روالی است که بشر همواره در مطالعه‌ی علمی طبیعت برای تبیین پدیده‌ها طی کرده است. نه شکست است و نه معجزه، فقط روش علمی است و زنده بودن علم که به شدت به مشاهده و تجربه و اندازه‌گیری‌های بسیار دقیق وابسته است. @garbaar

  • چنین کهکشان‌هایی در آن زمان؟ چگونه؟ مهرماه ۱۴۰۳ در سال‌های اخیر بعد از آغاز به کار تلسکوپ فضایی جیمز وب و داده‌های به دست آمده از رصدهای این تلسکوپ بازار اخبار نجومی داغ‌تر شده است. همین چند روز پیش باز هم خبر رصد کهکشان‌هایی در زمان ابتدایی شکل‌گیری عالم بین اخبار علمی سر و صدا کرد و اعلام اسامی برندگان نوبل فیزیک امسال هم داغی این خبر را برای علاقه‌مندان به نجوم کم نکرد. نوع عنوان‌های خبری و بازی‌های ژورنالیستی بر سر آخرین خبرها گاه طوری است که با شنیدن این اخبار بعضی می‌پرسند یعنی کیهان‌شناسی باید تغییر کند؟ یعنی رازهای جدیدی برای کشف وجود دارد؟ اما واقعیت در نگاه علمی ساده است. روش پژوهشگران علم این است که در علم مشاهده و اندازه‌گیری می‌کنند و برای تبیین این مشاهده‌ها نظریه‌ها و مدل‌هایی می‌سازند تا بتوانند چگونگی آن پدیده را درک کنند و بتوانند پدیده‌های مشابه دیگر را پیش‌بینی کنند. این ساز و کار در همه‌‌ی شاخه‌های علم بر قرار است. در نجوم اما چون مشاهده و آزمایش بسیار دشوار است و به شدت به پیشرفت ابزار و وسایل رصدی وابسته است دائم مشاهده‌ها دقیق‌تر می‌شوند و داده‌های ما از عالم تغییر می‌کنند و این تغییرها داده‌هایی جدیدی از فاصله‌ها و زمان‌هایی به دست می‌دهند که پیش‌تر، از آنها اطلاع کمی داشتیم. طبیعی است که در این صورت نیاز داریم نظریه‌ها را هم اصلاح کنیم تا در گستره‌های رصد‌شده‌ی جدید هم سازگار باشند. @garbaar برگردیم به خبر مربوط به تلسکوپ فضایی جیمز وب. تلسکوپ جیمز وب بزرگ‌ترین تلسکوپی است که تاکنون به فضا فرستاده شده است وبه خاطر حساسیت بالایی که دارد این امکان را فراهم می‌کند که کهکشان‌های بسیار کم‌سو و در دوردست‌های بسیار دور را مشاهده کنیم و با طیف‌سنجی این کهکشان‌ها یعنی با رصد طیف نور دریافتی از آن‌ها بتوانیم فاصله‌ یا زمانی که نورشان گسیل شده و به ما رسیده را به‌خوبی تعیین کنیم. اما موضوع این است که نور جرمی که تا این حد از ما دور است تا به ما برسد زمان بسیار زیادی را در راه بوده است. ما هر چه دورتر را در آسمان رصد کنیم در واقع داریم نورهایی را می‌بینیم که از زمان‌های قبل‌تری می‌آیند. حال جیمزوب تصاویری از کهکشان‌هایی به دست ما داده است که در ابتدای شکل‌گیری عالم به‌وجود آمده‌‌اند، بسیار ابتدا، یعنی وقتی عالم ما حدود پانصد میلیون سال سن داشته است. شاید بگویید چه زیاد! ولی این عدد را باید با سن عالم مقایسه کنید که در حدود سیزده میلیارد سال و هشتصد میلیون سال است یعنی رصدهای کهکشان‌ها دارد به دورترین‌ها می‌رسد. اما آنچه خبرساز شده فقط فاصله‌ی این کهکشان‌ها نیست، موضوع این است که روشنایی این کهکشان‌ها بسیار زیادتر از انتظار است. خب مشکل چیست؟ برای درک این مقیاس‌ها شاید مثالی کمک کند. فکر کنید فردی را می‌بینید که ۱۴ ساله است، بعد اطلاعی از شش ماهگی او به دست آورید و متوجه شوید در این سن می‌دویده است! دیدن چنین کهکشان‌هایی در این سن عالم همین‌قدر عجیب است و با شناخت کیهان‌شناسان از تحول عالم نمی‌خواند. مدل‌های کیهان‌شناسی که تحول عالم و ساختارهای موجود در آن مثل کهکشان‌ها را بررسی می‌کنند وجود کهکشان‌هایی با این میزان روشنایی را در آن زمان پیش‌بینی نمی‌کنند. یعنی طبق نظریه‌ها انتظار نداریم که کهکشانی با این میزان روشنایی به این زودی به‌وجود آمده باشد. در مدل‌هایی که برای شکل‌گیری ستاره‌ها داریم به زمان بیشتری برای به وجود آمدن ستاره از گازها نیاز است. حال اگر اندازه‌گیری‌های فاصله و طیف ستاره‌های کهکشان‌ها در این رصدها قابل اعتماد باشد (که با دقت خوبی اینطور است) نیاز است مدل‌های تشکیل و تحول کهکشان‌ها اصلاح شوند. کیهان‌شناسان برای درک این پدیده به دنبال عواملی هستند که بتواند این میزان ستاره‌زایی را ممکن کند یا باید در مدل‌های تحول عالم و شکل‌گیری ساختارهای آن تغییرات مهمی ایجاد شود. #کهکشان‌های‌ـ‌دوردست #تلسکوپ_فضایی_جیمز_وب @garbaar https://phys.org/news/2024-10-earliest-galaxies-amazingly-fast-big.html

  • گربار pinned «فهرستی از مطلبهای کوتاه و بلند گربار در چهار سال گذشته با لینک به یادداشت‌ها گربار- بهار ۹۶ تا زمستان ۹۹ عالم، کهکشان‌ها و سیاه‌چاله‌ها - عالم چقدر بزرگ است؟ (ویدئو) - سیاه‌چاله چیست؟ - خبر کشف سیاه‌چاله در مرکز کهکشان - جایزه نوبل برای سیاه‌چاله‌ها…»

  • Live stream finished (182 days)

  • گربار pinned a photo

  • شفق‌ قطبی بازنشر @garbaar شفق‌های قطبی نورهای رنگارنگی‌اند که با طرح‌های مختلفی در آسمان شب و بیشتر در ناحیه‌های قطبی دیده می‌شوند. به وجود آمدن شفق قطبی روی زمین به عوامل مختلفی بستگی دارد. خاصیت مغناطیسی یا آهنربایی سیاره‌ی ما زمین، ذرات باردار و پرانرژی که خورشید به اطراف می‌فرستد و اتم‌های جوّ ِ زمین همگی در به‌وجود آوردن این پدیده‌ی زیبا موثرند.... ادامه‌ی مطلب در صفحه‌ی هم‌نشینی با علم: https://www.inmost.ir/aurora/ @garbaar

  • نسبیت در جیب شما درباره‌ی نظریه‌ی نسبیت اینشتین بارها شنیده‌ایم، در فیلم‌های مستند علمی، در اخبار علمی درباره‌ی سیاه‌چاله‌ها، در فیلم‌ها و کتاب‌های علمی-تخیلی و بازی‌های کامپیوتری. اما نظریه‌ی نسبیت دیگر از اینها فراتر رفته و در زندگی روزمره‌ی ما کاربرد دارد. خیلی از ما با مسیریاب‌های تلفن‌های همراه (مثل برنامه‌‌ی بلد یا نقشه‌ی گوگل) کار کرده‌ایم. حتماً توجه کردید که موقع استفاده از آنها باید جی‌پی‌اس تلفن همراه را روشن کنید. تعجب نمی‌کنید چطور جی‌پی‌اس، محل شما را با این دقت تعیین می‌کند یا اینکه چطور ابزارک‌های مسیریاب تلفن همراه موقعیت مکانی شما را در نقشه دقیقاً در سر یک کوچه نشان می‌دهد؟ ادامه‌ی مطلب: https://www.inmost.ir/relativity-gps/ @garbaar هم‌نشینی با علم موزه‌ی ملی علوم و فناوری

  • زمین پشت ابر نمی‌مونه «… پنجره‌ها باریک‌اند و چشم‌اندازشان مسدود شده است ولی به هر حال محوطه‌ی بیرون زیاد تماشایی نیست. چون ماه جو ندارد، تنها عاملی که ممکن است منظره را تغییر بدهد انسان است. کمتر پیش می‌آید که آدم‌ها منظره‌ای را بهتر کنند … او خواست دنبال من بیاید، و در جاذبه‌ی کم ماه خیلی بلند جست زد، از بالای سرم رد شد و با صورت محکم به دیوار خورد.» قرارگاه فضایی آلفا، اثر استوارت گیبز، نشر پرتقال متن بالا بخشی از داستانی تخیلی است از اقامت انسان‌ها بر روی ماه در سی سال بعد. در این داستان شرایط متفاوت و دشوار برای زندگی بر روی ماه به‌خوبی تصویر شده است. گرانش یا همان جاذبه‌‌ روی سطح ماه نسبت به زمین ضعیف است به طوری که راه رفتن و دویدن روی ماه را دشوار می‌کند و با هر گام معمولی ممکن است از سطح ماه جدا شوید و بالا بروید. روی ماه از تغییرات آب و هوایی خبری نیست و سطح ماه همیشه یک شکل است. اما روی زمین تغییرات فصل‌ها و تغییر آب و هوا بخش مهمی از زندگی روزمره‌‌ی همه‌ی ماست. مثلاً همین روزها در حالی که در نیمکره‌ی شمالی زمین پاییز آغاز شده است، مردم در نیمکره‌ی جنوبی به استقبال بهار رفته‌اند. در سراسر کره‌ی زمین، در ابتدای پاییز و ابتدای بهار طول روز و شب با هم برابر و تقریباً دوازده ساعت است و با تغییر فصل‌ها طول روز و شب هم تغییر می‌کند. این تغییر فصل‌ها هر سال تکرار می‌شود. تکراری که آثارش را هر روزه نه فقط در تغییرات دمایی که در طبیعت اطراف نیز می‌بینیم، در گرمای هوا، کم‌آبی و پرآبی رودها، آمدن و رفتن ابرها و تغییر رنگ برگ درختان، بارش برف و آمدن سوز زمستان نیز دیده می‌شود. همین تغییرها و تکرار‌ها باعث تنوعی بی‌بدیل در زندگی بر روی زمین شده است.ادامه‌ی مطلب https://www.inmost.ir/boring-moon/ هم‌نشینی با علم موزه‌ی ملی علوم و فناروی @garbaar