گوسان: روایت چالشهای ارتباط علم با جامعه
Статистикаگوسانها قصّهپردازانی بودهاند که از زمانهای دور در حدود دوران اشکانی در میان اقوام ایرانی، داستانهای پهلوانی و حماسی را به صورت نمایش و بیشتر به نظم نقل میکردند. سیما قاسمی @garbaar :یادداشتهایم دربارهی خود علم
- Последний пост
- 26 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 33
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Картинки
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 154
- 1/48двое суток
- 176
- 1/72трое суток
- 190
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
همفکری آموزشی سیما قاسمی ۴ مرداد ۱۴۰۵ تنها نبودن و تنها کار نکردن، و بهرهمند شدن از نظرها و افکار متنوع دیگران از لذتبخشترینهای زندگی برای من است که به لطف زندگی شغلی ایلی همیشه نصیبم میشود. در همین کانال گوسان شکلگیری گروهی جرقه خورد که الان برای من از انگیزهبخشترین جمعهای کاری است. خصوصاً در این روزها کمکی است برای رفع حجاب چهرهی جان و کمکی برای کمی جلو رفتن. دوست عزیزی سالها پیش به من هشدار داد حتی اگر خوشفکرترین آدم باشی بترس از وقتی که درگیر کار و پروژهای باشی که در آن فقط یک مغز فکر میکند و میسازد. او گفت مطمئن باش چند ذهن و فکر همیشه بهتر از یک فکر عمل میکند و تکذهن اگر به خودکامگی نرسد دستکم درجا میزند و یک بعدی خواهد شد. این نصیحت را با جان و دل شنیدم و در هر کاری که مشغولشم دائم بهش میرسم. حتی اگر در زندگی شغلی از خودم تنها کاری بخواهند و شورایی در کار نباشد دستکم اتاق فکری در کنار خودم میسازم تا باهم فکر کنیم و مطمئن باشم کسانی هستند که فکرها و کارها را صیقل میزنند. این فرسته را گذاشتم که تشکر کنم از هر کسی که کمک میکند جمعهایی شکل بگیرند که اساس کارشان بر همفکری است. @goosan54
دنیای آینهای سیما قاسمی ۲۰ تیر ۱۴۰۵ سه نفری نشستهایم و کلمههای مشابهی را در گوگل جستجو میکنیم. هریک به نتایج متفاوتی میرسیم. بله، این دنیای جدید است. ابتدا خوشحالکننده به نظر میرسد که خدمات گوگل برای تو خاص است ولی کمکم نگرانکننده میشود. این اتفاق در اینستاگرام هم میافتد. دائم تصاویر و ویدئوهایی میبینی که مورد علاقهات است. تو گویی جهان اطرافت همه عین تو شده. اینجاست که توهّم برت میدارد که در اکثریت هستی. بعد تصادفی در نظرهای پای مطلبی یا در فضای ارتباط حقیقی وارد گفتگو با دیگران میشوی و متوجه اختلاف نظرها میشوی و برآشفته میشوی که چرا باور نمیکنند تو درست میگویی و تو در اکثریتی؟ در سیاست و دیدگاههای اجتماعی که واویلاست ولی در همین آموزش خودمان هم همین است. یکی بهدنبال مدرسهزدایی است و دائم هر چه میخواند و میبیند در تأیید این دیدگاه است و دیگری بهدنبال اهمیت آموزش رسمی است و آن دیگری بهدنبال یادگیری با انتخاب آزاد. گویی همگی درست میگوییم. انبوهی شواهد وکتاب و مقاله دربارهی هریک از این دیدگاهها وجود دارد اما آیا این تأییدی بردرستی هر یک است؟ هر روز هم شبکههای اجتماعی به ما مطالبی را یپشنهاد میدهند که میپسنیدم و دوستشان داریم. به جای شناخت دیدگاههای دیگر و گفتگو بر سر آنها نشستیم و هی خودمان را در آینه میبینیم و خوشحال میشویم که چقدر فرد مقابل شبیه من است، فقط امان از وقتی گفتگو دربگیرد، شروع میکنیم همدیگر را نهی کردن که تو دراشتباهی. هر یک در اتاقی از افکار خودمان نشستهایم. بنا بود با اینترنت دنیا را بهتر بشناسیم ولی غرق در دنیای خودمان شدیم. اگر مراقب نباشیم بدجوری گیر خودمان میفتیم و کارمان میشود دائم جدال با دیگران. بر هر حال اینترنت و شبکههای اجتماعی جزء جدانشدنی از دنیای امروز ما هستند ولی باید مراقب باشیم و به نظرم راه نجات از بلایای آن دست کم دو کار است: یکی خلق فضاهای حقیقی گفتگو برای شنیدن دیگری و تمرین مدارا و گفتگو، دیگری توجه بیشتر به پژوهشهای علوم اجتماعی که بر جمعیتهای مختلف انجام شده و گیر سوییدگی اینترنتی نیست. این پژوهشها خیلی بهتر از جستجوهای ما در گوگل جای دیدگاه ما دردنیا را نمایش میدهند. مثلاً اینکه کدام روش آموزش در چه جامعهای چه درصدی و به چه شکلی موفق بوده و بسیاری پژوهشهای دیگر.... البته برای گشتن به دنبال این مقالهها نیاز به گفتگو با دیگرانی داریم که با ما متفاوند وگرنه در جستجوی گوگل فقط مطالب مشابه با جستجوهای قبلی را خواهیم یافت. @goosan54
هدیهای برای تلاشگران آبادانی ایران 📕کتاب «یاددادن ماهیگیری (مهارتآموزی موثر برای اقشار و گروههای بهحاشیهراندهشده)» هدیهایست برای تلاشگران عرصۀ توانمندسازی و پیشرفت و آبادانی ایران. ▫️این کتاب حاصل یک پژوهش اکتشافی و تحلیلی توسط مدرسه توسعه پایدار…
هدیهای برای تلاشگران آبادانی ایران 📕کتاب «یاددادن ماهیگیری (مهارتآموزی موثر برای اقشار و گروههای بهحاشیهراندهشده)» هدیهایست برای تلاشگران عرصۀ توانمندسازی و پیشرفت و آبادانی ایران. ▫️این کتاب حاصل یک پژوهش اکتشافی و تحلیلی توسط مدرسه توسعه پایدار است که برای نخستین بار در ایران به صورت جامع به موضوع «مهارتآموزی موثر برای اقشار و مناطق کمبرخوردار» پرداخته است. 🍀این اثر، با هدف افزایش دانش، ارتقای بینش و انگیزهبخشی به فعالان دولتی، خیریهای، جهادی، دانشگاهی و بخش خصوصی تدوین شده است تا مهارتآموزی را به یکی از قویترین ابزارهای توانمندسازی پایدار، کاهش فقر، نابرابری و آسیبهای اجتماعی در ایران بدل سازد. 📌 کتاب «یاددادن ماهیگیری» با حمایت موسسۀ خیریۀ کارساز، به شکل رایگان جهت استفادۀ عموم منتشر میشود. 🔗دریافت فایل الکترونیکی کتاب: sdschool.ir/magazine/makiran 🌸سپاسگزار هستیم که این پیام را به دست علاقهمندان احتمالی کتاب در مخاطبان خود میرسانید. 📍مدرسه توسعه پایدار @sdschool
"حجاب چهرهی جان میشود غبار تنم" سیما قاسمی ۷ تیرماه ۱۴۰۵ حس میکنم قلمم خشک شده. سیما را گم کردهام. بعد از دیماه خونین ۴۰۴ و بعدش اون ۳۹ روز سیاه جنگ دیگر نتوانستم خودم را پیدا کنم. نسبتم با جهان معلوم نیست. جای خودم را در ایران امروز نمیدانم و اینکه باید چکار کنم. روزمره را ادامه میدهم ولی غیرخلاقانه و بدون هیچ عاملیتی. کارهای خودم و چراییاش برایم سوال شده. حس میکنم باید طرحی نو در انداخت ولی نمیدانم چی. جایم در ایران امروز و نسبتش با اتفاقها و گذشته و آینده نامعلوم شده. نمیدانم کنشگری در ایران امروز چه شکلی است. به تکانهای برای شروع دوباره نیاز دارم و ندارمش. دنبالش میگردم در کتابها و مقالهها و تحلیلها، کورسوی نوری میبینم ولی پیدایش نمیکنم، خیلی دور است. در گفتوگوها و دوستیها هم پیدایش نمیکنم. دوستیها من را سرپا نگه داشتند که از هم نپاشم ولی راه نشانم نمیدهند. در ذهنم از بعضی دوستان و آشنایان نزدیکم به خاطر موضعهای اخیرشان دور شدهام هرچند دوستشان دارم و کنارشان هستم. میدانم موضعم موضع آنها نیست ولی نمیدانم موضع خودم چیست. بیزار از ظلم و تبعیض و به دنبال عدالت، خصوصاً عدالت آموزشی که کارم بوده است، همچنان هستم ولی نمیدانم در ایرانی که این روزها شکل گرفته چطور باید جلو بروم؟ اصلاً باید بروم؟ شاید گاهی توقف نوعی کنش است؟ نه، نه. این توجیه بیعملی است. در شرایط پر از فقر و داغ و تبعیض و غم امروز ایران، در جهانی که ناامیدی را به شکلی مجسم هر روز میبینی چطور نباید منفعل بود؟ سیما را گم کردهام. آن اطمینان به راهم که برایم روشن بود را گم کردهام. به نظرم راهم آن راه نیست، پس کدام است؟ نمیدانم. در ایرانی که پر از مشکل اقتصادی و فرهنگی و زیستمحیطی و عدالت است، جایگاه آموزش چیست؟ بنای آموزش چطور باید متناسب امروز بازسازی شود؟ جای من و روایتهایم از علم این میان چیست؟ اصلاً این من امروزه چطور فکر میکند. نیاز دارم به جمعهای مختلف سر بزنم تا بتوانم خودم را پیدا کنم. در ذهنم چنان هیاهویی است که آرام نمیگیرد تا کمی فکر کنم. سرگشتهام. سرگشته. شعر از حافظ @goosan54
مدرسه مهرآیین: چرا می خواهم به کمک مردم یک معلم مستقل باقی بمانم و تبدیل به یک .......فرهنگی نشوم " وزن من عشق من است" سنت اگوستین ۱. نوشتن این یادداشت برخلاف تمام اصول اخلاقی ست که سالها به عنوان یک معلم برای خود تعیین کرده بودم. من از نگاه خودم معلمی سخاوتمند بودم که می کوشیدم هر آنچه می دانم را بدون هیچ چشم داشتی در اختیار دانشجویان و مخاطبانم قرار دهم. شاهد این ماجرا همین صفحه تلگرام است که همه مطالب، جزوه ها و فایل های موجود در آن را بی هیچ چشم داشت مادی منتشر کردم تا مورد استفاده دانشجویان و افراد علاقمند قرار گیرد. من در جاهای بسیاری تدریس کرده ام که هنوز بعد از سالها حق التدریس آن را نگرفته ام. پایان نامه ها و رساله های بسیاری را راهنمایی یا داوری کرده ام که حتی بخاطر ندارم برای آنها یک ریال دریافت کرده باشم و یا حق الزحمه آن ها را پیگیری کرده باشم. اما اکنون شرایط زندگی را چنان برای من رقم زده اند که یا باید تبدیل به یک ...فرهنگی شوم و به تمامی عقاید و باورهای خود پشت پا بزنم تا با گرفتن حداقل حقوق بتوانم زندگی معمول خود را بگذرانم و یا آنکه بواسطه مشکلات اقتصادی که بدلیل نداشتن شغل با آن روبرو میشوم نتوانم هیچ یک از فعالیت های لازم برای کار معلمی چون کتاب خریدن و کتاب خواندن و فکر کردن و خلوت داشتن و....را انجام دهم و تبدیل به فردی عاطل و باطل شوم. ۲. چندین سال پیش در ابتدای دهه نود که موسسه " رخداد تازه" را با انگیزه تشکیل جلسات فرهنگی با کمترین هزینه تاسیس و مدیریت میکردم، یکی از استادان برجسته کشور که به لحاظ سنی بسیار از من فاصله داشت از من درخواست مبلغی به عنوان قرض کرد. اولین واکنش من به این درخواست بغض بود. پرسید آقای مهرآیین چرا ناراحت شدید؟ گفتم ناراحتم چون استادی چون شما از من که در حد دانشجوی شما هستم درخواست کمک مالی میکند. به من رو کرد و با صدایی که نشان از نصیحت داشت گفت از من یاد بگیر که به همان میزان که کمک کردن به دیگران کاری اخلاقی ست، کمک گرفتن از دیگران هم کاری اخلاقی ست و اگر اکنون من استاد از تو کمک خواسته ام احساس شرم و تقصیر نکن. این ماجرای قرض دادن و پس دادن قرض زمان زیادی طول نکشید اما این جمله استادم در ذهن من باقی ماند که " کمک گرفتن همچون کمک کردن کاری اخلاقی ست". ۳. من اکنون بر همین مبنا میخواهم از مخاطبانم کمک بخواهم اما نه کمکی مجانی، بی دلیل و بی بها. از این به بعد مدرسه مهرآیین که همین صفحه تلگرام مکان مجازی اجرای فعالیت های آن است، محیط ارتباط من با مخاطبان و دانشجویانم است. من از این به بعد در کنار فایل های صوتی و تصویری و نوشتارهایی که در کانال تلگرامی مدرسه مهرآیین منتشر کرده ام، با تولید فایل های صوتی و تصویری در حوزه مباحث مربوط به علوم انسانی، خصوصا در حوزه های نظریه های جامعه شناسی، جامعه شناسی فرهنگ، جامعه شناسی احساس، روش شناسی کیفی، فلسفه اگزیستانسیال و پدیدارشناختی، روانکاوی، و نقد ادبی که از اندکی دانش در آن ها برخوردارم، در همین فضای مجازی معلمی خواهم کرد. فرم این فعالیت ها البته فقط بصورت درسگفتار نخواهد بود و ژانرهای دیگری همچون سخنرانی، مصاحبه، گفتگو با دیگر استادان و دانشجویان، مشاوره دانشجویی، ترجمه، و تالیف نیز شامل خواهد شد. از این به بعد مدرسه مهرآیین هم شغل من و هم بیانگر عشق من به مردمم خواهد بود. من چیزی جز فکر کردن، مطالعه کردن و سخن گفتن و نوشتن نمیدانم. البته که به قول آن ....من میتوانم بروم کارگری و حمالی کنم تا بفهمم که دیگر نباید در حوزه سیاست سخن بگویم. اما معلم بودن معنای زندگی من یا به زبان اگوستین عشق به معلمی وزن من است و من برای حفظ این عشق به زبان لویناس فروتنانه رو به سوی دانشجویان و مخاطبانم میکنم و از آن ها میخواهم با همراهی خود مدرسه مهرآیین را برای من و خودشان زنده نگه دارند. ازاینرو از همه مخاطبان میخواهم که از این پس آنان حامی زندگی این معلم باشند و در قبال آنچه از من می آموزند( البته اگر واقعا چیزی از من آموختند و سخنان و نوشتار من سخنان و نوشتار بی معنایی نبود)، به اختیار خود و در حد توان خود و بدون هیچ اجبار اخلاقی، برای آنچه می آموزند، به معلم خود کمک کنند تا "دیگری بزرگ" نتواند از او یک ....فرهنگی یا یک انسان بی خاصیت بسازد.به زبان پاسکال، "اگر نتوانیم کاری کنیم که آنچه عادلانه است قوی باشد، کاری کرده ایم که آنچه قوی است عادلانه باشد". ۴.این شماره کارت بانکی اگرچه نام من بر خود دارد، اما به زبان آن فیلسوف شما آن را آغاز سنتی در جامعه بدانید که می کوشد به طور مدنی از علوم انسانی و معلمان علوم انسانی حمایت کند تا آنان تبدیل به پیروان مکتب "فردید و آیت و بیژن و ...." نشوند، اگر چه هیچ تضمینی برای این ماجرا وجود ندارد. تنها باید امیدوار بود که مهرآیین و امثال مهرآیین تبدیل به " تاجر خواب و توهم" نشوند. 6219861863240882
без подписи
درود به همراهان گرامی! با افتخار از شما دعوت میکنیم در برنامه سخنرانی عمومی پژوهشکده علوم زیستی پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) شرکت بفرمایید. 🗣 سخنران:سرکار خانم دکتر سیما قاسمی به عنوان کنشگر آزاد علم 🗓 دوشنبه 1تیر ماه 1405، ساعت ۱۵ 📍تهران، خیابان شهید لواسانی (فرمانیه)، بعد از برج کوه نور، پژوهشگاه دانشهای بنیادی، طبقه دوم، کلاس C. 📌 شرکت در این سمینار برای عموم آزاد و رایگان است و نیازی به ثبتنام قبلی ندارد. 🔗 برای آشنایی بیشتر با فعالیتهای پژوهشکده، لطفاً از وبسایت، کانال تلگرام، صفحه اینستاگرام و لینکدین ما بازدید فرمایید. 💡ویدئوهای جلسات پیشین در کانال آپارات پژوهشکده علوم زیستی در دسترس است. پژوهشکده علوم زیستی، پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)
امروز برای اولین بار در جمعی غیر از فیزیکیها و نجومیها از ارتباط با علم صحبت میکنم. خوشحالم این موقعیت پیش آمده که بین زیستشناسان باشم. امیدوارم گفتگوی خوبی جلو بره و همکاریهایی شکل بگیره برای ارتباط بهتر با علم در کشورمان. @goosan54
تا حالا چیزی دربارهی کهکشانهای هستهفعال شنیدید؟ کهکشانهایی که در مرکز خود یک سیاهچالهی بسیار پرجرم دارند که در اثر فروریزش گازِ برافزایشی و برهمکنش با آن انرژی فوقالعادهای در طولموجهای مختلف طیف الکترومغناطیس (از رادیویی تا پرتوی ایکس) آزاد میکنند. اگر میخواهید بیشتر دربارهء این کهکشانها بدانید مصاحبه با دکتر #امیرنظام_امیری را در لینک زیر بخوانید: https://astro.ipm.ac.ir/fa/outreach/article.jsp?articleid=92 #کهکشانـهستهفعال #فلزیت #مصاحبه #MUSE_VLT #WFC3_Hubble #JWST #Chandra @soaoutreach
بلبشوی ترویج و ارتباطات علم سیما قاسمی ۳۰ خرداد ۱۴۰۵ چه امثال من بپسندیم و چه نپسندیم روزگار ما، روزگار کوتاه خواندن و گزیده دیدن و رد شدن است. خبر پشت خبر و مطلب پشت مطلب میآیند و میروند و تا به خودمان بیاییم آش هفتجوشی از اطلاعات و بداطلاعات در مغز ما شکل میگیرد. همین سلیقهی کوتاه خواندن که شبکههای اجتماعیِ هوش مصنوعیمحور (مثل اینستاگرام) باب کردهاند باعث شده بازار کسانی داغ شود که تخصصی ندارند و علم را به تعبیر خودشان و درک خودشان ترویج میکنند. این روزها گویی مهم نیست چه کسی میگوید و چه میگوید، مهم این است که کوتاه و جذاب و پر زرق و برق بگوید. نشریهی نیچر در شمارهی هفتهی گذشتهاش یادداشتی مرتبط با همین موضوع داشت. خلاصهای از مطلب این بود که : رسانههای اجتماعی (به ویژه ویدیوهای کوتاه در پلتفرمهایی مثل تیکتاک و اینستاگرام) در حال تغییر دادن اساسی اخباری هستند که نسل جوان دریافت میکند. در این فضای جدید، اطلاعات نادرست علمی به سرعت منتشر میشود و برندهای خبری سنتی اعتماد خود را از دست دادهاند. بنابراین دانشمندان و ناشران علمی چارهای جز حضور فعال در این پلتفرمها برای مقابله با بداطلاعات ندارند. آیندهی "ارتباطات علم" به پذیرش این تغییر وابسته است و «مقالهای مثل این» (یعنی مقالههای سنتی و بلند) نمیتوانند جایگزین آن شوند. نویسندهی این مطلب نیچر معتقد است که دوران نوشتن مطالب بلند گذشته است. من هم این نوشته را بهانه کردم که حضور بخش "ترویج و برونرسانی علم" ِ پژوهشکدهی نجوم (پژوهشگاه دانشهای بنیادی) را در شبکههای اجتماعی اطلاعرسانی کنم. البته مخاطب اصلی این بخش، دانشجویان کارشناسی هستند که میخواهند با شاخههای مختلف پژوهشی در نجوم در این پژوهشکده آشنا شوند. هرچند شاید مطالب نوشته شده برای دانش آموزان علاقهمند به فیزیک و نجوم هم جذاب باشد. اگر گروههای دانشجویی میشناسید که برای تحصیلات تکمیلی بهدنبال آشنایی با پژوهشها هستند لطفاً این صفحه را به ایشان معرفی کنید. خواندن مصاحبهها با هشتگ #مصاحبه را به ایشان پیشنهاد میکنم. در پژوهشکده روز درهای باز هم برگزار شده است و تاریخ برگزاری برنامهی امسال در این صفحه اطلاعرسانی میشود. من چرا دارم اطلاع میدهم؟ چون خودم در دفتر ترویج و برونرسانی پژوهشکدهی نجوم مشغول به کارم. این سنت ترویج علم در بعضی پژوهشکدههای دیگر پژوهشگاه مثل فیزیک و علوم زیستی هم وجود دارد و گاه سمینارها و فعالیتهایشان را اینجا معرفی کردهام. پ.ن: متاسفانه بعد از اتصال دوبارهی اینترنت، لینک به صفحات داخلی با آیپیهای خارجی باز نمیشوند. @goosan54 #outreach #ترویجـوـبرونرسانی #پژوهشکدهـنجوم
بدون شرح! به مناسبت روز جهانی مبارزه با کار کودکان! پ.ن: نمودار از گزارش پایش ابعاد فقر آموزشی سال ۱۴۰۲، از سازمان پژوهشهای مجلس. @goosan54
سرگذشت علم سیما قاسمی ۵ مهر ۱۴۰۴ خواستم از تجربهی به کار بردن تاریخ علم در ترویج علم بنویسم دیدم این جملات سارتن بهزیبایی منظورم را بیان میکند: "... برای مطالعهی تاریخ علم دو دلیل عمده داریم، یکی دلیل تاریخی، و آن تجزیه و تحلیل رشد تمدن، یعنی فهم و…
با بیم موج در شب تاریک ماندهایم "حسین منزوی" فعلا فقط سلام. سلامی بعد از سه ماه سخت. @goosan54
انشایی که هنوز تمام نشده است سیما قاسمی ۳ اسفندماه ۱۴۰۴ سال تحصیلی ۶۷-۶۸ بود. معلمی داشتیم برای درس فارسی و انشاء که الحق کلاس درس را تبدیل به کارگاه نویسندگی کرده بود. هر جلسه موضوعی میداد و کلی دربارهاش بحث میکردیم. ابتدای هر جلسه کمی بحث و آموزش بود و بعد دست به کار نوشتن میشدیم. تا سال قبلش انشای ضعیفی داشتم و همیشه پایینترین نمرهی کارنامهام نمرهی انشاء بود؛ نمرهام سیزده یا چهارده میشد و زنگهای انشاء قایم میشدم که یک وقت صدایم نکنند. اما سوم راهنمایی سال دیگری بود و من از آن زمان شیفتهی نوشتن شدم. جلسهی اول معلم آمد و گفت خودکارتان را بگذارید جلوی رویتان و یک صفحه دربارهاش بنویسید. من اصلاً متوجه نمیشدم منظور معلم چیست. منتظر "تابستان را چگونه گذراندید؟" بودم و حالا خودکار؟ یعنی چه؟ طرح کردن موضوعهای جالب همینطور ادامه پیدا کرد. یک بار موضوع، "من کیستم؟" بود. غریب بود آن انشاء. خودمان را توصیف کرده بودیم. یک هفته درگیر بودیم که به خودمان فکر کنیم. خواندن آن انشاء هنوز برایم جذاب است. انگار ردی از سیمای ۱۳ ساله توی آن دفتر جامانده. گاهی به جای موضوع انشاء، خانم شاهرودی بندی از داستانی را مینوشت و بعد میگفت ما ادامه دهیم. جلسهی بعد از آن غوغایی بود که هم میخواستیم داستانمان را بخوانیم و هم میخواستیم داستان دیگران را بشنویم. راستش تنها دفتری که از بیست و اندی سال دوران تحصیل هنوز دم دستم دارم دفتر انشای آن سال است. اما ...، یک بار موضوع انشاء این بود که خاطرهی یک روز کاری از زندگی آیندهیمان را بنویسیم. عجب روزی بود وقتی انشاها آمد. از آن بین یکی همیشه یادم است و بهش فکر میکنم. ر.ق در آینده خدا شده بود و یک روز کاریاش را توصیف کرده بود. نفسها حبس شده بود وقتی میخواند. انشای او نه فقط توصیف روز کاری که توصیف جهان ما از دید دانای کل بود، کسی که اجازه داشت همه جا را ببیند و همهی رازها را بداند و هر نظری میخواست بدهد .... شنیدم ر بعدها مستندساز شد و بعد از دردسرهایی که کشید سالهاست دیگر در ایران کار و زندگی نمیکند .... نزدیک به چهل سال از روزی که او انشایش را خواند گذشته. از سالهایی که وارد زندگی جدی شدم بارها و بارها پیش آمده که هر اتفاقی در جامعهی پراتفاق ما بیفتد یاد آن زنگ خاص و آن انشای خاص بیفتم. روایت ر از اتفاقهای این سالهای ایران را در ذهنم بسازم و از پشت عینک او (از قضا عینکی هم بود) دنیا را ببینم. هنوز هم میتوانم انشایش را ادامه بدهم و با او گفتوگو کنم. @goosan54 پ.ن: خانم شاهرودی عزیز سالهای سال است که در هر اتفاق از زندگی من، مثل روزهای سخت اخیر، شما و تدریستان حضور دارید و بهزیبایی میدرخشید. آن سال انشایی با شما نوشتیم که هنوز تمام نشده و همچنان دارد و نوشته میشود. #معلم_من #خاطرات #خانم_شاهرودی #انشاء
ترویج علم سی سال پیش از انقلاب مشروطه (انقلاب مشروطه با خود افزایش آگاهی آورد یا افزایش آگاهی منجر به انقلاب مشروطه شد؟) سیما قاسمی ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ «طبیعت و مجملی از هیئت»، روزنامه علمی، نمره ۳، ۱۲۵۵ ش.: «علم طبیعی و هیئت که هر دو را شأن و درجه اهمیت است و تاکنون تحصیل آن جز خواص را میسر نشده سزاوار است که عموم اهل مملکت از آن فایده برند و عوام نیز از آن مطالب بهرهمند شده پس از آنکه قطره از این شهد خوشگوار چشیدند جویای باقی شوند و روبراه ترقی و تکمیل نهاده عام خاص شود و بمزیت دانش و بینش اختصاص یابد بنابراین رساله در علم طبیعی که بعضی مطالب مختصره هیئت نیز ضمیمه است بزبان اطفال از مصنفات حکمای فرانسه را ترجمه کرده و در این روزنامه مینگارد که اولاً اطفال مستفیض شوند و ثانیاً عوام اهل مملکت که بجهت عدم اطلاع نیز با اطفال همحال اند از این فواید تمتّعی نیکو و خطی درست حاصل نمایند این سبک تعلیم و تعلّم را فیلسوفان فرنگ محض تحصیل علم و رغبت اطفال بفهم حقایق و کشف مطالب اختراع کردهاند و ابتدا از بیان اصطلاحات علمیه اجتناب نموده که ذهن مبتدیان مشوش نشود و روش را پیش گرفته که اطفال را مایل بسوال مینماید و جوابی بایشان میدهند که موجب بصیرت و استینای ایشان بمطالب علمی میشود و پس از آنکه انس گرفتند و وسعتی در خیال ایشان پیدا شد بر ایراد اصطلاحات میپردازند و قوانین کلیه را که حاوی جزئیات است بیان مینمایند و این رساله سوال و جواب دو نفر شاگرد و یکنفر معلم است و چون مترجم آن میرزا کاظم معلم علم طبیعی و شیمی است که در مدرسهی مبارکه دارالفنون بتعلّم و تعلیم متعلّمین مشغول است سوال را از قول احمد و محمود پسرهای مشارالیه مینمائیم و جواب را از قول خود مشارالیه و در هر نمره از روزنامه فقراتی بقدر گنجایش از مطالب دو علم مسطور درج نمائیم.» از کتاب تاریخ ادبیات کودکان ایران، جلد ۳، صفحهی ۳۵۴. @goosan54 #معرفیـکتاب
بیانیه مشترک تشکلهای حامی حقوق کودکان در محکومیت بازداشت کودکان و نقض حقوق بنیادین آنان پیرو اقدام پیشین تشکلهای مدنی و نامهنگاری با سازمان زندانها و وزارت آموزش و پرورش درباره بازداشت و برخورد با دانشآموزان—و در پی بیپاسخ ماندن آن مکاتبات—ما، انجمنها و نهادهای مدنی امضاکننده این بیانیه، بار دیگر بازداشت کودکان، تشکیل پرونده قضایی برای آنان، اخذ و پخش اعترافات اجباری تلویزیونی و هرگونه برخورد امنیتی با دانشآموزان را نقض آشکار کرامت انسانی و مغایر با تعهدات بینالمللی دولتها در قبال حقوق کودکان دانسته و بهصراحت محکوم میکنیم. بر اساس پیماننامه جهانی حقوق کودک، اصل «منافع عالیه کودک» و حق ذاتی حیات، بقا و رشد، مبنای همه تصمیمها و اقدامات نسبت به افراد زیر ۱۸ سال است. بازداشت، فشار روانی، تهدید و انتشار اعترافات اجباری، پروندهسازی برای کودکان، در تعارض مستقیم با این اصول و تعهد دولتها به حمایت ویژه از کودکان آسیبپذیر قرار دارد. همچنین طبق اعلامیه جهانی حقوق بشر، هر انسان از کرامت، امنیت شخصی، منع رفتار تحقیرآمیز و دادرسی عادلانه برخوردار است؛ اصولی که در مورد کودکان اهمیتی مضاعف دارد. پخش اعترافات اجباری کودکان در رسانهها نقض حریم خصوصی و حیثیت آنان و تحمیل برچسبی ماندگار بر زندگیشان است و سلامت روان و آینده تحصیلی آنان را تهدید میکند. فرزندان ما بهقدر کافی از اندوهِ فقدان و قتل همکلاسیهای خود آزرده و سوگوارند؛ بیش از این بر رنج آنان نیفزایید. متاسفانه اخبار حکایت از ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به برخی مدارس دارد که در اینصورت استقلال و امنیت فضای تعلیم و تربیت را مخدوش کرده و محیط آموزشی را از بستر رشد به میدان ترس بدل میسازد. سکوت و بیعملی مسئولان ذیربط، بهویژه وزارت آموزش و پرورش، با مسئولیت قانونی و اخلاقی آنان در حمایت از دانشآموزان سازگار نیست. خواستهای مشخص انجمنهای امضاکننده: ۱.آزادی بیقید و شرط تمامی کودکان و نوجوانان بازداشتشده ۲.توقف فوری بازداشت و پروندهسازی علیه کودکان ۳.منع قطعی و بدون استثنای پخش اعترافات اجباری کودکان در هر رسانه ۴.منع ورود نهادهای امنیتی و انتظامی به مدارس و محیطهای آموزشی ۵.تأمین فوری حمایتهای روانی، اجتماعی و آموزشی برای دانشآموزان آسیبدیده ۶.ارایه گزارش شفاف وزارت اموزش وپرورش در مورد قربانیان ، بازداشتی ها و اسیب دیدگان جامعه دانش اموزی در اعتراض های اخیر و پاسخگویی در مقابل تضییع حقوق انها و اقدام سریع نسبت به بندهای فوق ۷.بهرهبرداری از عواطف و احساسات پاک کودکان و نوجوانان برای اهداف سیاسی یا جناحی، از سوی هر فرد یا جریانی، محکوم و مردود است. آنها نباید ابزار منازعات قدرت قرار گیرند و حفظ کرامت و امنیت روانی و جانی آنان مسئولیتی همگانی است. برخورد قهری با کودکان و نوجوانان، جامعهای امن نمیسازد؛ بلکه بیاعتمادی و آسیبهای عمیق و ماندگار بر جای میگذارد. ما مسئولیت پیامدهای این روند را متوجه تصمیمگیران و مجریان آن میدانیم و بر ضرورت پایبندی عملی دولت به تعهدات حقوق بشری، بهویژه حق حیات و بقا و رشد کودکان، تأکید میکنیم. ۱.شبکه کمک ۲. انجمن احبا (حمایت از بیماران اسکیزوفرنیا) ۳. انجمن پرنده درخت کوچک ۴. انجمن پژوهشهای آموزشی پویا ۵. انجمن پژواک امید کودکان (پاک) ۶. انجمن حمایت از حقوق کودکان ۷. انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان توانیاب ۸. انجمن حمایت از کودکانِ کار ۹. انجمن حمایت و یاری آسیبدیدگان اجتماعی (احیا ارزشها) ۱۰. انجمن درخت کوچک زندگی ۱۱. انجمن دوستداران کودک پویش ۱۲. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان ۱۳. انجمن یاران دانش و مهر ۱۴. انتشارات منشور صلح ۱۵. بنیاد توسعه صلح و مهربانی ۱۶. بنیاد خیریه طباطبایی برای کودکان ۱۷. جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان ۱۸. شورای کتاب کودک ۱۹. قشم جزیرهای برای کودکان ۲۰. کانون صنفی معلمان ایران (تهران) ۲۱. گروه تلاشگران یاری همدل ۲۲. گروه فرهنگی، اجتماعی کیانا ۲۳. مادران صلح ایران ۲۴. مرکز توانمندسازی مهر راستین ۲۵. موسسه ارتقای کیفیت زندگی زنان آتنا ۲۶. موسسه انسان دشواری وظیفه ۲۷. موسسه توسعه اردیبهشت ۲۸. موسسه جادوی رنگین کمان ۲۹. موسسه رحمان (رشد، حمایت، اندیشه) ۳۰. موسسه شکوفایی استعدادهای کودکان مهر ۳۱. موسسه توانمندسازی مهر و ماه ۳۲. موسسه توانمندسازی ندای ماندگار دروازهغار ۳۳. موسسه کنشگران اجتماعی فرزانه ۳۴. موسسه نوید زندگی کوشا ۳۵. موسسه یاریگران کودکان کار پویا ۳۶. انجمن دوستداران کودک کرمان وبسایت | اینستاگرام | تلگرام
سلام.... ۳ بهمن ۱۴۰۴ "بروید و من را واهلید با خونش! سوگوارم با شیوهی خویش؛ مویه نمیکنم برای سرگرمی شما! اشک منند این واژههای روان؛ نه چکامههای گوسان! ..." نمایشنامهی سهرابکشی بهرام بیضایی ۱۳۸۶ @goosan54
تابآوری یا مرگپرهیزی؟ سیما قاسمی ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ سه سال در موزهی علوم عضو کارگروهی ۸-۷ نفره بودم تا نمایشگاهی* طراحی کنیم با موضوع همزیستی با زلزله. رویکرد و هدفمان در ارتباط با زلزله، ایجاد بستری برای یادگیری شرایط تابآوری در برابر آن بود. نمایشگاهی طراحی کردیم در ۱۳ بخش که اصل مهمش تابآوری بود؛ تابآوری در برابر زلزله، چه بر روی سیارهی زمین، چه جغرافیای غرب آسیا، چه کلانشهری مثل تهران، چه محلههای تهران و چه ساختمانها و چه داخل آپارتمانها. همه چیز را بومی ایران مطالعه و طراحی کرده بودیم. در نمایشگاه ما زلزله بلا نبود، زلزله یکی از مشخصات زیست روی زمین بود که باید یاد میگرفتیم مثل دیگران مثلاً ژاپنیها، در برابرش تابآور باشیم. حتی در یکی از بخشها این را هم روایت میکردیم که همین گرم بودن مرکز زمین که علت زلزله است خود چقدر به شکلگیری حیات بر روی زمین کمک کرده. محور همهی بحثها این بود که چه کنیم زنده بمانیم و با زلزله زندگیکنیم. حفظ زندگی اولویت ما بود. ما حفظ کرامت انسان و احترام به حیات و زنده ماندن تکتک باشندگان جامعه را اصل گرفته بودیم. حتی همبستگی محلی و همسایگی در محلهها از مواردی بود که به آن میپرداختیم. اما حالا سوالی دارم. آیا این فرض در این جامعه معتبر است؟ دانشآموزی که روزی از این نمایشگاه بازدید کند باید اول برایش زندگی در اولویت باشد. چطور از کودکی این را باید آموزش داد تا جامعه به جایی نرسد که کسانی بتوانند در دو روز جان ۲۰۰ دانشآموز را بگیرند، آن هم نه در جنگ و از راه دور که در خیابانهای محل زندگی و در حالی که چهرهی او را میبینند؛ در همان خیابانی که با بازی با آجرها میخواستیم بگوییم بزرگی عرض خیابان چقدر به تابآوری در برابر زلزله کمک میکند. بعضی میگویند اگر این نوع فعالیتها اجرا شوند و درک شود که برای حفظ یک جان در معماری شهری و سازهای چقدر ملاحظه وجود دارد، آنوقت یاد میدهیم که نباید با یک ماشه همهی تلاشها را دود کرد و جان گرفت. نمیدانم.... اویی که ماشه را در آن دو روز کشیده، هر که بوده، روزی کودک بوده. چرا برایش حفظ جان انسانها مهمترین اولویت نشده؟ این است که فکر میکنم آموزش علم طبیعی بدون آموزش علوم اجتماعی پوچ است. این یک ماه سوالهای اینچنینی تمام زندگیام را در بر گرفته و اولویتهایم در آموزش و ترویج را جابهجا کرده است؛ اگر بناست ادامه دهم. *این نمایشگاه به دلیل تصمیم غریب مدیران موزه در تخصیص بودجه و اولویتبندیها در سال ۱۴۰۴، به اجرا نرسید (در حالی که کامل طراحی شده بود و یکی از دلایل جدایی من از موزه شد که داستانش مفصل است.) @goosan54 #تابآوری #همزیستی_با_زلزله #کرامت_انسان #آموزش_اجتماعی_علم
آموزش در بافتار اجتماعی سیما قاسمی ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ سلام .... دوستانی از فرستههای قبلی برآشفته شدند و بازخورد دادند و از کانال رفتند، آنها که دیگر نیستند، ولی برای دوستان دیگری که هنوز هستند ولی نقد دارند که چرا فضای کانال درگیر مسائل اجتماعی و سیاسی شده، پیشنهاد میدهم کنار هم در حوزهی جامعهشناسی کودکی بخوانیم و بیشتر باهم گفتوگو کنیم. پیشتر هم در یادداشتهای قبلی نوشتهام. من آموزش و ترویج علم و در کل خود علم و پژوهشهای علمی و اصولاً هر دستاورد بشری را مستقل از شرایط اجتماعی و تاریخی و اقتصاد سیاسی درک نمیکنم. ما در فضای خالی زیست نمیکنیم و همواره شرایط اجتماعی بر همهی شئونات زیستی ما از جمله کارهای علمی و بر نگاه و فلسفه و چارچوب کار علمی موثرند. در خود تحول علم، تاثیر انقلاب فرانسه و انقلابهای پس از آن و تغییر نگرش به انسان و صنعت و تولید، بر فناوریهای بزرگ قرن نوزدهم قابل چشمپوشی نیست. خود آموزش علوم هم متاثر از انقلاب صنعتی و نیاز به نیروی کار متخصص تحول پیدا کرده تا نیمهی دوم قرن بیستم میلادی که جنگ سرد، عصر فضا را ساخت و پیش برد. مثالها فراوانند و خوب است دربارهاش گفتوگو کنیم. در همین ایران خودمان تحول در آموزش، متاثر از تحولات عمیق جامعهی ما در انقلاب مشروطه بوده و امثال حسن رشدیه و یحیی دولتآبادی و ... همدورهی این تحولات بودهاند. باورم این است که مستقل از نگاه و سوگیری سیاسی شخصی که داریم، نمیتوانیم بدون توجه به اتفاقات و مسائل جامعه برای آموزش علم، ترویج علم و پژوهش در علم برنامهریزی کنیم؛ آن هم در شرایطی که سلامت جسم و جان دانشآموزان آسیب دیده و در خطر است. در آخر این سه کتاب را مرتبط با این صحبتها پیشنهاد میکنم: تاریخ کودکی در ایران، زهرا حاتمی، ۱۴۰۱. تاریخچهی جامعهشناسی کودکی، بری مایال، ترجمهی حسام حسینزاده، ۱۴۰۰. جامعهشناسی کودکی، ویلیام کورسارو، ترجمهی کرمانی و اردشیری، ۱۳۹۳. @Goosan54 #معرفی_کتاب #آموزش #جامعهشناسی_کودکی #آموزش_اجتماعی_علم