غزل متفاوت ایران،تاجیکستان،افغانستان،پاکستان
Статистика- Последний пост
- 27 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 114
- 1/48двое суток
- 130
- 1/72трое суток
- 140
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
هزاران سال شاید بیشتر بیکار خوابیده چه باید کرد فعلا بخت لاکردار خوابیده دوباره مثل سابق ساعت قلابی بابا سر سی ثانیه قبل از شروع کار خوابیده سر سی ثانیه دیشب خدا از جای خود برخاست و منکر شد که با افکار مورد دار خوابیده و شیطان پشت آدم ایستاد و با اشاره گفت همیشه یک حقیقت پشت هر انکار خوابیده ببینم وقت دارم ساعتت چند است همسایه شما نه آن یکی مال شما انگار خوابیده برای ما که دائم آسمان صاف و زمین گرد است زمان پیوسته روی ساعت تکرار خوابیده و هرگز نیمه ای از نیمه ی دیگر نمی پرسد چرا بین من و تو این همه دیوار خوابیده؟ چه شد که بچه های کوچه با هم آشتی کردند به این زودی چطوری شر استکبار خوابیده؟! چرا پیراهن مرد حسابی روی شلوار است برای نا حسابی داخل شلوار خوابیده؟! چرا فلفل خیار شور را حالی نمی سازد که امثال تو در آب نمک بسیار خوابیده؟! چرا از جوجه های آخر پاییز حرفی نیست مگر آوای قار و قار و قار و قار خوابیده؟ چرا باید بترسد یا زبانش را نگه دارد کسی که جوهرش در لوله خودکار خوابیده؟ نمی فهمم مگر در این ولایت قحطی جا هست چرا مادر جوانت رفته روی دار خوابیده؟! خیالت تخت باشد سرزمینم تخت دیگر مُرد که خفته تخت روی تخت و زیرش مار خوابیده شتر در خواب بیند نه بگو ما خواب می بینیم که پیش چشم ما صدها شتر با بار خوابیده رفیق روزهای گشنگی اینجا که جنگل نیست کمی آهسته لطفا، بچه کفتار خوابیده! رحیم رسولی / ایران #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
🌕 #سرباز هر جور می چرخد بچرخد باز می میرد رویای او با اولین پرواز می میرد باید بماند در قفس تقدیر او این است زیرا کبوتر در هوای باز می میرد تقدیر گاهی ،جفت یک قوی سیه بخت است آواز می خواند و با آواز می میرد ما با یکی در مردن خود صادقیم اما ما با طناب و او ولی با گاز می میرد یکبار هم حتی کسی از خود نمی پرسد این روزها دارد چرا سرباز می میرد سرباز تنها مهره این صفحه خالیست وقتی که بازی می شود آغاز می میرد #مراد_قلی_پور_ایران #غزل_متفاوت_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
🔹 چه شد که از ته قلب تو سر درآوردم؟! بگو چگونه تو را عاشق خودم کردم منی که یکشبه، بی نقشه و بدون هدف به راه میزنم و میروم، جهانگردم! منی که سایهام و همزمان کفِ بر آب که آفتابپرستم، که یک گلِ زردم تو را بهشدّت میخواهم و نمیخواهم که رنگ چشمم تغییر میکند هر دم! منی که قبل تو و داغ بوسه روی تنم خیال میکردم مثل مردهها سردم منی که خندهی در کوچهها رها بودم رسیده است به اعماق استخوان دردم چراغ جادویی را به من بده لطفا که در زمان به عقب رفته، از تو برگردم... فاطمه اختصاری /ایران #غزل_متفاوت_ایران_افغانستان_پاکستان_تاجیکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
🔹 ...و حال خوب تو وقتی خراب شود و روزگار برایت عذاب شود کسی که بوده کنارت همیشه ولی جلوی چشم تو یکدفعه آب شود و رهسپار شوی سمت آب های دور به جای آب نصیبت سراب شود و زندگی به تو آهسته نخ بدهد و سرنوشت همین نخ طناب شود دلت بگیرد و آنوقت گریه کنی چنان که چشم تو بعدش خراب شود دعا بکن و پس از آن دوباره دعا خدا کند که یکی مستجاب شود و پا به پای خیابان بمان و مپرس چقدر مانده که تا انقلاب شود غمت مباد ، اگر زود چیده شوی تو آن گلی که قرار است گلاب شود مراد قلی پور / ایران #غزل_متفاوت_ایران_افغانستان_پاکستان_تاجیکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
جهان، تراکمِ برفیست در نگاهِ بشر، گرفته لُجّهی شیری، تمامِ راهِ بشر! دَرید جامهی قانون، به دست تیغهی نفس؛ «گرسنگی» شده اکنون یَگانه شاهِ بشر. برای مرزِ دروغین، گلو بُریدیم، آه به سمتِ مسلخ و خون میرود سپاهِ بشر!؟ سفینههای مهاجر به کام دریاها تنِ مچالهی طفلیست — دادگاهِ بشر! «شعورِ» آهن و کُدها، «خدایگانِ» دروغ، نشسته مثلِ هیولا به جایگاهِ بشر! سقوط کرده نجابت درون درهی وهم که آز و خشم در این عصر شد «پناهِ» بشر! زمین، کویرِ نَمک شد برای زخمِ جهان رسید کِرمِ مجازی به بارگاهِ بشر! وبا گرفته جهان را؛ جنون و پوچی و وهم گریخت روحِ خدا، از دلِ سیاه بشر! #فردوس_اعظم_تاجیکستان #غزل_متفاوت_ایران_افغانستان_پاکستان_تاجیکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
🌑 قربانی مسیر کدامین هدف شدیم آغاز راه بود که ما هم تلف شدیم فرصت نشد دقیق بپرسیم از شما اصلا چه شد چه وقت چرا ناخلف شدیم رویای دوردست چریدن رسید و ما می خواستیم سبزه شویم و علف شدیم وقتی برای قتل کبوتر صدا زدند برداشتیم تیر و تفنگ و به صف شدیم گل مرد و سبزه مرد و صدا مرد و شاخه مرد ما با چه مرگ های نجیبی طرف شدیم در گیر و دار اشک به خودم آمدیم تا در یک کلام هر چه که شد بی شرف شدیم مراد قلی پور #غزل_متفاوت_ایران_افغانستان_پاکستان_تاجیکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
بگو سریع بجنبیم و انتخاب کنیم تکان دهیم و بپاشیم تا خراب کنیم اگر قبول کنند این مصاف را فبها وگرنه کار بخوابد ، ...و اعتصاب کنیم چقدر فاصله مانده چقدر کوه و کمر چقدر شعله که این سنگ را مذاب کنیم رسیده وعده فردا رسیده صبح قریب رسیده تا سر شب را به زیر آب کنیم رسیده این که نپرسیم از یکایک تان که روی قول کدامین تان حساب کنیم رسیده پس برسانید تا تمام شود رسیده پای بکوبیم و انقلاب کنیم #مراد_قلی_پور_ایران از کتاب: جمهوری بی واسطه / چاپ سوئد #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
این سال، سال نه، که جهنمگذر گذشت! آتش گرفت و از جگرِ خشک و تر گذشت. تقویم نه، که جدولِ قتلِ مدام بود، هر ثانیه شبیهِ شبِ محتضر گذشت. ما را میانِ چرخهی «هوش» آسیاب کرد، این دیوِ قرن بود که از خیر و شر گذشت. گفتیم: «صلح!»، منطقِ باروت خنده کرد! تیرِ جنون رها شد و از مغزِ سر گذشت. فریادِ حق به حنجرهها، بغضِ کهنه شد، تیغِ جفا ز گردنِ اهلِ نظر گذشت. یک قرن رنج بود که بر شانهی زمین... یک قرنِ آزگار... که از بحر و بر گذشت... نفرین به سالِ فاجعه—آن سالِ بچهکُش، دندانِ تیغ از رگِ نازِ پسر گذشت... «مَسکَو» کفن بُرید به قدِِّ نهالِ ما، تیر از گلوی مادرِ بیبال و پر گذشت! کودک به خون نشست و خدا ایستاده بود ک-از روی نعشِ عاطفهها بیخبر گذشت. *** بنگر! سپیده رویِ شفق را سفید کرد، دورانِ حکمرانیِ شب، بیاثر گذشت. تابوت؟ نه! جنازهی نحسِ گذشته است، فصلِ سیاه و یخزدهی خیرهسر گذشت. آغوش کن تولدِ صبحِ خجسته را، آن شب، که بود حاملهی صد شرر... گذشت! #فردوس_اعظم_تاجیکستان #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
چکاوکان به کدامین گناه محبوسند که در میان قفس غمگنانه میپوسند بگو به تیشهبدستان که ریشه پابرجاست که واژهها لبِ شمشیر را نمیبوسند! چراغ روشنِ فردای ما نمیمیرد اگر چه شبنفسان دشمنان فانوسند! درود بر دل دریا؛ زلال و پویندهست نه چون کویر و سراب؛ این دو کور و مأیوسند زبان—بریده، گلو—پاره، لب... نمیبینید که زخمهای زمان برگهای قاموسند؟ اگرچه آتش طوفان به باغ میتازد صنوبران همگی همتبارِ ققنوسند غزل سپاه من است و قلم سلاح من است که پاسدار حقیقت، خرد، وَ ناموسند چراغ، آیینه، خورشید، باد میگویند: که سایهها نه فقط سایه بلکه جاسوسند! #فردوس_اعظم #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
🌕 #غزل_مصوت اگر امروز دارد احتمالِ ... چه تاوانی برایش در قبالِ ... خیابان را نشد در کوچه ها هم که باید هر کسی در این مجالِ .. کسی از بین ما هرگز نپرسید چرا امسال هم مانند سالِ ... یکی حتی جوابش هم نیامد فرستادیم هر چه بر جمالِ ... تمام گوش ها در انتظارِ .. خبر هایی برای انتقالِ ... جدال مشت ها با جیب هایِ .. که شاید فرصتی تا انحلالِ .. #مراد_قلی_پور_ایران از کتاب: جمهوری بی واسطه/ چاپ سوئد با تحشیه و دیباچه: دکتر تقی پور نامداریان دکتر علی تسلیمی #غزل_متفاوت_ایران_افغانستان_تاجیکستان_هندوستان_پاکستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
خواب دیدم که خواب می بینم خانه ام را خراب می بینم دست ها دور گردن شهر است بوسه ها را طناب می بینم خوش به حالت که آب می بینی من چرا فاضلاب می بینم اسم امسال را پس از هر سال بد ترین انتخاب می بینم سخت دلتنگ چهره ام هستم چون که دارم نقاب می بینم ! توی کوچه شعار می دادند فکر کردم که خواب می بینم یک نفر داد زد که: ای مردم! چاره را انقلاب می بینم #مراد_قلی_پور #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
خوشم عزیزِ دل، از این که یار و هَمدَمَمی خدایِ قلبِ منی، عشقِ بس مکَرَّمَمی برایِ مردُمِ دنیا اگرچه یک نفری برای من، تو نه یک تن، تمام عالممی شِکَستهباد دلی که غمِ تو را نَخورد تو عاشقانهترین گریه، بهترین غَمَمی درونِ سینهیِ من رازهایِ پنهانیست تویی که سنگِ صبوری، یگانه مَحرَمَمی به زخمهایِ عمیقی که خوردهام از عشق دوایِ جانی و درمان، همیشه مَرهَمَمی به رویِ برگِ گلِ آرزوی تشنهی من زلالِ پاکترین اشکِ مثلِ شَبنَمَمی میانِ این همه ابلیسخویِ آدمرو یگانه روحِ لطیفی، یگانه آدَمَمی! درونِ ظلمتِ دوران که کور کرده مرا فروغِ روشنِ جانی، نگینِ خاتَمَمی به تختِ پادشهی احتیاج نیست مرا که پادشاهِ جهانم، که تاج و پَرچَمَمی مسیح اگر به دَمی زنده کرده مُردهیِ شهر تو زنده میکنیام، شور و نورِ هر دَمَمی! هوایِ چشمِ تو ابری مباد و بارانی خدای قلبِ منی، عشقِ بس مکَرَّمَمی #فردوس_اعظم #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
#غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
✅ نقدوبررسیکتاب«بلاغتتصوير» اثر«دکترمحمودفتوحی» نگاهتطبيقیوبينافرهنگی راهینودرنقدادبی ✍ #مراد_قلیپور در شماره ۱۹۹۹ روزنامه #نقدحال کتاب بلاغت تصوير يکي از آثار برجسته و تاثيرگذار در حوزه نقد و نظريه ادبي معاصر ايران است که https://B2n.ir/dr4823 @naghdehall
سندی دال بر همبستگی همه فارسیزبانان - ایبنا https://www.ibna.ir/news/540927/%D8%B3%D9%86%D8%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1-%D9%87%D9%85%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%D9%87-%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86
🔹 ...که غم نمانده بود، که شادی نمانده بود از جنگ چیزهای زیادی نمانده بود یک مشت خاک خونی و سقفی که ریخته خانه خراب شد، آبادی نمانده بود سرهای بی بدن همه در فکر خودکشی که هیچ چی به حالت عادی نمانده بود دیوار، جیــغ، پنــجره، بچّه، تفنگِ پر از زندگی جز، اینها یادی نمانده بود فریاد از دل همه، تیر از دل تفنگ آزاد شد ولـــی آزادی نمانده بود دنیا تمام شد... و از این اتفاق تار جز پرچم سفید نمادی نمانده بود #فاطمه_اختصاری_ایران #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
🔹 میانِ همهمه گُم کردهام صدایم را شکوهِ سادگی و شور لحظههایم را در این معاملهبازارِ هوشِ مصنوعی فروختم همه هوشِ گرانبهایم را شدم عروسکِ دستِ «برادران بزرگ» که بستهاند ز هر سمت دست و پایم را فضای پوچِ مجازی - فضای تنهاییست که لحظهلحظه رقم میزند فنایم را! دوباره میشود آیا در این قلمروِ پوچ به دست آورم اندیشهی رهایم را؟ تو ای قلمروِ جعلیاساسِ پوچپرست به مشتِ خاک بَدَل کردهای طلایم را و پشتِ صحنهی دنیا «برادران بزرگ» فسردهاند بقایای روشنایم را زمانه آینهدارِ بهارِ مصنوعیست که بسته است درِ باغِ دلگشایم را خودم برای خودم گور میکَنم، آری خودم برای خودم میدهم جزایم را سکوت، فاصله، اندوه، انزوا، پوچی گرفته روح و دل و ذهنِ نارسایم را غزل! رسانهی من باش تا به گوشِ جهان رسانم از دل این های و هو صدایم را! #فردوس_اعظم_تاجیکستان #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشور_های_فارسی_زبان @gazallran
سیروس پرهام درگذشت https://farsnews.ir/Haniehalinejad/1757942090208076492
صفحه ی حوصله مان پر شده حالا چه کنیم؟ همه رفتند ازین شهر بگو ما چه کنیم؟ این مهم نیست که دنیا چه کند با دل ما این مهم است که ما با غم دنیا چه کنیم بر سر جاده ی تردید رهایم نکنی همسفر! راه درازیست بگو ها! چه کنیم ناخدایم شو و فرمان بده دریا موج است باز طوفان شده همبازی دریا چه کنیم زندگی سخت ترین مسئله ی ما شده است بعد از این با روش حل معما چه کنیم شب طولانی سردی شده خوابت نبرد خوب تا صبح بیندیش که فردا چه کنیم؟ ۱۰/۴۵ شب - ۷۸/۵/۳۰ نجمه زارع / ایران #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشورهای_فارسی_زبان @gazallran
#غزل_مطفاوط(فرا حجم) #غزل_۱۴۰۰ یا خوب ها یا خواب ها را از... ناباب ها یا ناب ها را از .. روزی که خوب از آسیاب افتاد بعدش تمام آب ها را از... از این طرف ؟ باشد ! ولی گاهی خوب است که پرتاب ها را از... دارد به ذهنم می رسد دریا دریاب تا سیلاب ها را از... اجداد مان شلیک می کردند ما زودتر سنجاب ها را از... دنیا به نام گوسفندان است باید که این قصاب ها را از... #مراد_قلی_پور #غزل_مطفاوط_۱۴۰۰ #فرا_حجم #نجات_معنا #غزل_مطفاوط_ایران_تاجیکستان_افغانستان_پاکستان_هندوستان #آنتولوژی_غزل_کشورهای_فارسی_زبان @gazallran