tgindex
هفته نامه قلم معلم

هفته نامه قلم معلم

Статистика
@ghalamemoalemперсидский

کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
17
Всего постов
149
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
945
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
85
40 постов
Вовлечённость
9,0%
к подписчикам
Постов в день
2,4
всего 149
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
27
1/48двое суток
30
1/72трое суток
33

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • https://x.com/i/status/2088410224554017111

  • 15 авг.3из MKhaksari902

    🔴 لینک ترانه دو رنگ دوستان برگرفته از مقاله فراتر از دوست و دشمن سایه سنگین جزم اندیشی https://t.me/AshaareAngizeshi متن ترانه چو در دنیای عقل و توسعه یافت توان راهی برای گفت‌وگو یافت، سیاست عرصه‌ای گردد برایش که با منطق برآید رونق و زاد. ​ولی چون آلوده گردد به تعصب شود جزم‌اندیشی جای تفکر؛ جای گفت‌وگو را کینه گیرد دوگان «دوست یا دشمن» پذیرد. ​در این فضا، نه اندیشه به کارست نه برنامه، نه عقلی برقرارست؛ ملاک سنجش انسان در این راه وفاداری به یک شخص است و همراه! ​هر آن کس نقد سازد یا نیندیشد چو ایشان شود «دیگری» و مرتد به چشمان. چه مذهب باشد این بند تعصب چه فرقه، چه پس شاهی بی‌رعب ​برآمد تمام این مسیران: خفه‌کردن صدای نقد یاران! کشند بردار، حس رواداری نماند رنگی از آزاده‌داری. ​تا نشناسد جامعه، رأی بسیار نداند رقیب را یار گفتار؛ اگر مخالف را بداند دشمن جنگ نپذیرد تفاوت‌های بی‌رنگ ​همین چرخه به تکرارست و بیداد... استبداد پدید آید ز بنیاد! استبداد پدید آید ز بنیاد لینک متن ترانه : https://t.me/AshaareAngizeshi

  • 🔴 استارلینک روی گوشی؛ پایان کنترل اینترنت 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ بارها در هفته‌نامه «قلم» هشدار دادم که برخورد فیزیکی با فرهنگ راه به جایی نمی‌برد؛ همان‌گونه که ممنوعیت ماهواره و فیلترینگ اینترنت شکست خورد. ​امروز اخبار رسانه‌ها حاکی از آن است که نسل جدید اینترنت استارلینک به زودی و بدون نیاز به دیش و تجهیزات خاص، مستقیماً به گوشی‌های هوشمند متصل می‌شود. اسپیس‌ایکس با ایجاد یک شبکه ترکیبی از ماهواره‌ها و ایستگاه‌های زمینی، امکان دسترسی مستقیم همگان به اینترنت را فراهم خواهد کرد. 🖍​کنترل، سانسور و ممنوعیت اینترنت توسط حکومت‌های استبدادی بیش از هر زمان دیگری محکوم به شکست است. حقیقت ساده است: با سرکوب و تهدید نمی‌توان جلوی جریان آزاد اطلاعات را گرفت هفته نامه قلم معلم محمد خاکساری جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌ در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05 +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/

  • 14 авг.31из kchaleshFI

    🌅روشنفکران معاصر من و برادرم در حدود ۹۰ درصد مسائل با یکدیگر هم‌نظر هستیم و تنها در ۱۰ درصد موارد اختلاف نظر داریم. از این ۱۰ درصد نیز حدود ۵ درصد ناشی از سوءتفاهم و برداشت متفاوت است که با گفت‌وگو و توضیح برطرف می‌شود. از ۵ درصد باقی‌مانده نیز معمولاً در نیمی از موارد، یکی از ما پس از گفت‌وگو نظر دیگری را می‌پذیرد. اما در حدود یک تا دو درصد از مسائل، به نقطه‌ای می‌رسیم که هیچ‌کدام نمی‌توانیم دیگری را قانع کنیم و هیچ‌کدام نیز حاضر نیستیم نظر طرف مقابل را بپذیریم. نه لزوماً به این دلیل که یکی منطقی و دیگری غیرمنطقی است؛ بلکه چون دانش، اطلاعات، شرایط و احساسات فعلی ما اجازه نمی‌دهد از موضع خود عبور کنیم. در چنین مواردی شاید عاقلانه‌ترین کار این باشد که بپذیریم: همه اختلافات قرار نیست امروز حل شوند. اما متأسفانه در چند مهمانی خانوادگی اخیر، دقیقاً بر سر همین یک یا دو درصد وارد مشاجره شدیم. این اتفاق در حالی رخ داد که پس از مدت‌ها، بیشتر اعضای خانواده و فامیل درجه یک دور هم جمع شده بودند. طبیعی بود که از دیدن این مشاجره‌ها ناراحت و دلخور شوند. گمان می‌کنم بسیاری از آنها از هر دوی ما رنجیده و حتی دلسرد و ناامید شدند. این موضوع از آن جهت تلخ‌تر است که من و برادرم از تحصیل‌کرده‌ترین اعضای خانواده هستیم و معمولاً مورد احترام دیگران قرار داریم. از چنین افرادی انتظار می‌رود نماد گفت‌وگو، عقلانیت و تحمل نظر مخالف باشند؛ نه اینکه بر سر یک یا دو درصد اختلاف، فضای یک جمع خانوادگی را متشنج کنند. اما همین اتفاق خانوادگی، برای من تبدیل به تمثیلی از وضعیت جامعه شد. قصه من و برادرم، در مقیاسی بزرگ‌تر، قصه بخشی از روشنفکران و نخبگان جامعه ماست. بسیاری از نخبگان در بیش از ۹۵ درصد مسائل اساسی با یکدیگر اشتراک نظر دارند. درباره ضرورت پیشرفت کشور، کاهش رنج مردم، اصلاح حکمرانی، حفظ منافع ملی و عبور از شرایط نابهنجار، اشتراکات فراوانی دارند. اما به جای تمرکز بر این اشتراکات، گاهی تمام توان خود را صرف همان یک یا دو درصد اختلاف می‌کنند. و اینجاست که یک تراژدی شکل می‌گیرد: ۹۵ درصد سرمایه مشترک، قربانی یک درصد اختلاف می‌شود. به جای آنکه نخبگان دست در دست یکدیگر بگذارند و جامعه را به جلو ببرند، بخش بزرگی از انرژی خود را صرف اثبات اشتباه یکدیگر می‌کنند. اختلاف فکری به اختلاف شخصی تبدیل می‌شود؛ اختلاف شخصی به صف‌بندی؛ و صف‌بندی، امکان همکاری را از بین می‌برد. در حالی که شاید آن اختلاف یک درصدی، اساساً چیزی نباشد که امروز بتوان آن را حل کرد. اگر با دانش امروز، اطلاعات امروز، شرایط امروز و احساسات امروز، من نمی‌توانم برادرم را قانع کنم و او نیز نمی‌تواند مرا قانع کند، چرا باید این اختلاف را به میدان نبرد تبدیل کنیم؟ می‌توانیم بگوییم: «در این موضوع اختلاف داریم. هیچ‌کدام قانع نشده‌ایم. فعلاً آن را کنار می‌گذاریم و داوری را به زمان، تجربه و دانش آینده می‌سپاریم.» این عقب‌نشینی نیست. این بلوغ فکری است. جامعه برای پیشرفت، به انسان‌هایی نیاز ندارد که در همه چیز هم‌نظر باشند؛ به انسان‌هایی نیاز دارد که با وجود اختلاف نظر، بتوانند با یکدیگر همکاری کنند. همه اختلافات را نباید حل کرد؛ بعضی اختلافات را باید مدیریت کرد، تحمل کرد و به آینده سپرد. شاید امروز مهم‌ترین وظیفه نخبگان این نباشد که یکدیگر را در آن یک درصد شکست دهند؛ بلکه این باشد که آن ۹۵ درصد اشتراک را به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل کنند. پرسش اصلی نباید این باشد: «چگونه دیگری را قانع کنم که حق با من است؟» پرسش مهم‌تر این است: «چگونه می‌توانیم با وجود این اختلاف، بر سر اشتراکاتمان با هم کار کنیم؟» اگر من و برادرم بتوانیم این درس ساده را بیاموزیم، می‌توانیم دوباره جمع خانوادگی را به محلی برای شادی، آرامش و همدلی تبدیل کنیم. اگر نخبگان جامعه نیز چنین کنند، می‌توانند بخش بزرگی از انرژی و سرمایه اجتماعی ازدست‌رفته را به جامعه بازگردانند. لازم نیست برای همکاری، هم‌نظر باشیم؛ کافی است اختلاف نظرمان را مدیریت کنیم. زیرا گاهی بزرگ‌ترین پیروزی، پیروز شدن بر دیگری نیست؛ پیروز شدن بر وسوسه جنگیدن با دیگری است. بیایید آن یک درصد را به آینده بسپاریم و امروز، برای آن ۹۵ درصدی که می‌تواند ما را به یکدیگر پیوند دهد، کاری انجام دهیم. جامعه را نمی‌توان با پیروزی بر یکدیگر ساخت؛ جامعه را باید با همکاری با یکدیگر ساخت. ✍علی مرادی 🔸🔸🔸🔸🔸🔸🔸 کانالی برای پوشش کنش های صنفی معلمان و فعالان صنفی و نیز آگاهی افزایی عمومی 🆔 @kchaleshFI

  • https://us02web.zoom.us/j/85385591746?pwd=NFpOVWxUWmRVV3ZnMjdneGhOL2owUT09

  • فریاد کمک برای علی همتی سیستانی؛ کودک بهزیستی در آستانه اعدام #علی_همتی_سیستانی، کودکی که از ۶ سالگی پس از فوت پدر کارگرش به بهزیستی سپرده شد، اکنون در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارد. او که سال‌های سختی را در بهزیستی گذرانده و پس از تشکیل خانواده و صاحب دو فرزند شدن، برای احقاق حقوق خود در دی‌ماه در مشهد به خیابان آمده بود، اکنون با اتهاماتی روبرو شده که منجر به صدور حکم اعدام برای او شده است. علی نه تنها از حمایت خانواده و بستگان محروم است، بلکه حتی عکسی از او در دست نیست. این کودک بی‌دفاع، پس از تحمل سال‌ها سختی، انفرادی، شکنجه و اعتراف اجباری، اکنون در معرض اجرای حکم اعدام قرار دارد. این وضعیت بحرانی، نیازمند توجه فوری و اقدام جمعی است. لازم است صدای علی همتی سیستانی به گوش همگان برسد و تلاش‌ها برای نجات جان او آغاز شود. #علی_همتی_سیستانی #نیاز_فوری_به_کمک #کودک_بهزیستی #نه_به_اعدام  #حقوق_کودکان https://t.me/ghalamemoalem

  • 🖍فراتر از «دوست و دشمن»؛ سایه سنگین جزم‌اندیشی بر عرصه سیاست 🖍🖍🖍🖌🖌🖌 سیاست در جوامع توسعه‌یافته، عرصه‌ای برای «رقابت سالم و گفت‌وگو» میان دیدگاه‌های متفاوت است؛ اما هنگامی که فرهنگ سیاسی به جزم‌اندیشی و تعصب آلوده شود، منطق گفت‌وگو جای خود را به دوگانه‌ی قطبی‌شده‌ی «دوست و دشمن» می‌دهد. ​در چنین فضایی، انسان‌ها نه بر اساس اندیشه و برنامه‌هایشان، بلکه بر پایه میزان وفاداری‌شان به یک رهبر یا ایدئولوژی سنجیده می‌شوند. 🖌 هر منتقد یا دگراندیشی به‌سرعت در جبهه «دیگری» قرار گرفته و برچسب «دشمن» می‌خورد. فرقی نمی‌کند این انحصارطلبی در قالب ایدئولوژی مذهبی باشد، یا تشکیلات بسته و فرقه گونه ، یا حتی شاه‌دوستیِ متعصبانه؛ 📌 نتیجه‌ی همه‌ی آن‌ها یکی است: خفه کردن صدای نقد و نابودیِ امکانِ شکل‌گیریِ یک رواداری و دموکراسیِ واقعی . ​تا زمانی که جامعه توانایی پذیرش کثرت‌آرا را پیدا نکند و مخالف سیاسی خود را به چشم «رقیب در گفت‌وگو» نبیند نه «دشمن در کارزار»، چرخه باطل استبداد و حذف دیگری تکرار خواهد شد ۱ ⬇️ طرفداران ولایت فقیه (حامیان حکومت کنونی) ​طیف طرفداران ایدئولوژی ولایت فقیه، نظام سیاسی و مذهبی خود را بر پایه حاکمیت مطلق رهبر دینی (ولی فقیه) معنا می‌کنند و طبق عقیده آنان، فرامین رهبری جنبش جنبه الهی و تکلیفی دارد . در این ساختار فکر، نقد رهبر یا ساختار حاکمیت معادل «تضعیف نظام»، «فتنه» یا «بازی در زمین دشمن» (استکبار جهانی) تلقی می‌شود. به همین دلیل، منتقدان داخلی، معترضان و مخالفان سیاسی اغلب با برچسب‌هایی چون «دشمن»، «معاند» یا «عامل بیگانه» کنار زده می‌شوند و هرگونه مخالفت با رهبری، به عنوان دشمنی با کیان کشور و اسلام تعبیر می‌گردد ۲ ♦️طرفداران رضا پهلوی (طیف حامیان سلطنت/شاهزاده) ​در میان بخشی از حامیان رضا پهلوی نیز فرهنگ شخص‌محوری شدید و عدم تحمّل مخالفت دیده می‌شود که در آن، رضا پهلوی به عنوان تنها رهبر یا نماد ملی نجات ایران برجسته می‌شود. در این فضا، گروهی از طرفداران متعصب، هرگونه نقد به رضا پهلوی، عملکرد گذشته پهلوی‌ها یا طرح گزینه‌های جایگزین برای آینده را برنمی‌تابند. ⬅️ منتقدان در این جریان اغلب با اتهاماتی نظیر «کاسه‌لیس جمهوری اسلامی»، «خائن»، «تجزیه‌طلب» یا «عامل تفرقه» مواجه شده و به عنوان دشمنِ پروسه براندازی یا اتحاد ملی تصویر می‌شوند ۳ ⏪ مجاهدین خلق (سازمان مجاهدین خلق ایران) ​سازمان مجاهدین خلق دارای یک ساختار کاملاً بسته‌، ایدئولوژیک و تشکیلاتی شبه‌نظامی است که رهبری مسعود و مریم رجوی در آن مطلق و نقدناپذیر قلمداد می‌شود. در ادبیات و فرهنگ سیاسی این سازمان، خط‌کشی‌های پررنگی وجود دارد؛ هر فرد، گروه یا منتقدی که با ایدئولوژی، استراتژی یا رهبری سازمان زاویه داشته باشد، به‌سرعت متهم به «همکاری با رژیم»، «مزدوری» یا «خائن بودن» می‌شود. این نوع نگاه انحصارطلبانه باعث شده که فضای درون‌گروهی آن‌ها شبیه به یک فرقه ایدئولوژیک شود که هیچ‌گونه دگراندیشی یا نقد را برنمی‌تابد و مخالفان خود را دشمن بالقوه یا بالفعل می‌داند. فریدون مشیری می گوید : من اینجا ریشه در خویشم من اینجا روز و شب را روشنی‌بخشم بیا تا راه جوییم، کینه‌ورزی کی روا باشد؟ به هم‌پیمانی و مهر و مدارا ، گفتگو سازیم هفته نامه قلم معلم محمد خاکساری جمعه ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05 +989121090293 @MKhaksari902 https://khaksari.org/teachers_pen/

  • 13 авг.121из hamidasefichannel2

    ‍ عمو کیوان؛ مردی که از زندان عبور کرد، اما از آرمان عبور نکرد ✍️ حمید آصفی بعضی آدم‌ها را نمی‌توان با شرح حال معرفی کرد. شرح حال برای کسانی است که زندگی‌شان را می‌توان در چند تاریخ، چند عنوان، چند مسئولیت و چند سطر رزومه خلاصه کرد. اما درباره بعضی آدم‌ها، تاریخ تولد و نام دانشگاه و تعداد سال‌های زندان، فقط حاشیه‌اند؛ متن اصلی جای دیگری است: در شیوه زیستن. کیوان صمیمی بهبهانی از همین جنس آدم‌هاست؛ یا آن‌گونه که دوستان و نزدیکانش صدایش می‌کنند: عمو کیوان. این «عمو» بودن، عنوانی اداری نیست؛ نسبت خونی هم نیست. لقبی است که از جنس اعتماد است. از جنس الفت. از جنس آن‌که آدم‌ها در حضور یک انسان، احساس کنند هنوز می‌توان به بخشی از شرافت جمعی این سرزمین دل بست. عمو کیوان، متولد آبادان و دانش‌آموخته دانشگاه صنعتی شریف، روزنامه‌نگار و کنشگر سیاسی و مدنی است؛ اما هیچ‌یک از این عنوان‌ها به تنهایی توضیح نمی‌دهد که چرا نام او برای چند نسل از اهل سیاست، مطبوعات و جامعه مدنی ایران با مفاهیمی چون آزادی، عدالت، زندان و مقاومت گره خورده است. او از آن نسل آدم‌هایی است که سیاست را نه در قاب عکس‌ها، بلکه در هزینه دادن آموختند. نخستین بار در روزگار پهلوی زندان را تجربه کرد؛ و پس از انقلاب نیز بارها زندانی شد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، مجموع سال‌های حبس او از یک دهه فراتر رفته است. این زندانی شدن‌ها اما دو فصل جدا از یک زندگی نیست؛ دو پرده از یک نمایشنامه‌اند: نمایشنامه انسانی که در برابر قدرت، اصل را بر آزادی انسان گذاشت، نه بر اینکه صاحب قدرت چه کسی است. و شاید این، مهم‌ترین نکته در فهم عمو کیوان باشد. او از آن دسته مبارزان سیاسی نیست که استبداد را فقط وقتی استبداد می‌داند که مخالف آرمان‌های خودش باشد. معیار او، خودِ آزادی است. از همین روست که زندگی او را نمی‌توان در دوگانه‌های ساده و وسوسه‌انگیز سیاست ایران جا داد: شاه یا جمهوری اسلامی، چپ یا راست، انقلاب یا ضدانقلاب. روایت زندگی او از این دوگانه‌ها پیچیده‌تر و انسانی‌تر است. او تجربه زیسته‌اش را در برابر هر دو نظام قرار داده و از دل این تجربه، بیش از پیش به آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و جامعه مدنی نزدیک شده است. زندان برای بعضی‌ها پایان است؛ برای عمو کیوان، مدرسه بود شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از زیباترین جلوه‌های شخصیت کیوان صمیمی، نحوه نگاه او به سال‌های زندان است. او پس از پایان شش سال حبس خود در سال ۱۳۹۴، نگفت این سال‌ها از زندگی‌ام دزدیده شد؛ بلکه به‌گونه‌ای سخن گفت که نشان می‌داد حتی زندان هم نتوانسته است معنای زندگی او را از او بگیرد. در همان روزهای آزادی، به احمدآباد رفت و ادای احترام به دکتر محمد مصدق را وظیفه خود دانست. همچنین گفت که دیگر ترجیح می‌دهد بیش از فعالیت تشکیلاتی سیاسی، در عرصه حقوق بشر و جامعه مدنی فعال باشد. این رفتار، یک جمله سیاسی ساده نیست؛ یک فلسفه زندگی است. آدم‌هایی هستند که زندان، آنها را خشمگین‌تر می‌کند. آدم‌هایی هستند که زندان، آنها را محافظه‌کار می‌کند. و اندک آدم‌هایی هستند که زندان، آنها را آرام‌تر، عمیق‌تر و انسانی‌تر می‌کند. عمو کیوان از دسته سوم است. او ظاهراً از زندان بیرون می‌آید؛ اما آنچه از زندان با خود بیرون می‌آورد، تلخی نیست، بلکه شناخت بیشتر انسان است. شاید به همین دلیل است که در سال‌های بعد، بر «اخلاق» تأکید ویژه‌ای کرد و آن را حلقه مفقوده حرکت دموکراسی‌خواهی دانست. این سخن از جانب کسی که بخش بزرگی از عمر خود را در کشاکش سیاست گذرانده، سخنی معمولی نیست. یعنی فهمیده است که دموکراسی فقط ساختار حقوقی نیست؛ فقط صندوق رأی نیست؛ فقط قانون اساسی نیست؛ و حتی فقط آزادی بیان نیست. دموکراسی، پیش از همه، تمرین اخلاق در نسبت با دیگری است. میراث او فقط مبارزه نیست؛ مطبوعات است کیوان صمیمی را باید در تاریخ مطبوعات مستقل ایران نیز خواند. مدیرمسئولی ماهنامه «نامه»، سردبیری «ایران فردا»، فعالیت در انجمن دفاع از آزادی مطبوعات و حضور در نهادهای جامعه مدنی، بخش مهمی از کارنامه اوست. اما اهمیت این فعالیت‌ها فقط در عناوین آنها نیست. مطبوعات مستقل برای عمو کیوان، ابزار شهرت نبود؛ سنگر مسئولیت بود. قلم برای او وسیله‌ای برای نزدیک شدن به قدرت نبود؛ وسیله‌ای برای پرسیدن از قدرت بود. و شاید همین باشد که چرا قلمش بارها برایش هزینه داشته است. وقتی مجله توقیف می‌شود، معمولاً کاغذ توقیف نشده است؛ یک صدا توقیف شده است. اما تاریخ مطبوعات ایران نشان داده است که صدا را می‌توان خاموش کرد، ولی نمی‌توان به‌سادگی از حافظه جمعی حذف کرد. 📌متن کامل را اینجا بخوانید 🆔@hamidasefichannel2

  • 13 авг.1923из MKhaksari902

    🖍با پوزش اشتباه نوشتاری نام ترانه : قدرت کنش جمعی برگرفته از گفته های هاری آرنت جامعه شناس آلمانی https://t.me/AshaareAngizeshi متن ترانه قدرت، زِ کنشِ جمعی‌ست و از هم‌دلیِ خلق نه از زورِ یک تن و نه از حکمِ ظلمت‌طلب چو مردم به میدانِ گفت‌وگو آیند و دست در دستِ هم، به کار و به فریاد قدرت پدید آید از آن اجتماعِ آزاد که در فضایِ عمومی، هم سخن و هم اقدام خشونت، سلاحِ حاکمِ سرکوبگر است ابزارِ ترس و جدایی و زنجیرِ جبر اگر مردم از هم بگسلند رشته‌ی پیوند یا جنبش‌ها جزیره شوند و تنها و خاموش قدرتِ راستین می‌رود و رنگ می‌بازد و دیکتاتوری می‌ماند بر تختِ سیاه تنها آن جنبشی توانِ براندازی دارد که تکثرِ جامعه را به هم پیوند دهد کارگر و دانشجو، معلم و اهلِ صنف همه در شبکه‌ای از همبستگی و وحدت آن‌گاه قدرتِ واقعی زاده شود از جمع و ظلمتِ استبداد فرو ریزد از بنیان لینک متن ترانه https://t.me/AshaareAngizeshi

  • 13 авг.281из Khaterate_khanom_moalem

    ۲۰۰ـ « گفت و گوی تمدن ها» در برابر         واقعیت جمهوری اسلامی   در سال های نخست روی کار آمدن دولت محمد خاتمی، به نظر می آمد که فضای سیاسی کشور نسبت به گذشته باز تر شده است. انتشار روزنامه ها و مجلات جدید افزایش یافت. در دانشگاه ها و محافل اجتماعی بحث های سیاسی و فرهنگی برپا بود. در ۱۷ مرداد ۷۷ همزمان با تصرف شهر مزار شریف توسط طالبان، کنسولگری ایران هم مورد حمله قرار گرفت و به کشته شدن دیپلمات‌های ایرانی و محمود صارمی خبرنگار خبرگزاری ایرنا منجر شد.!! این واقعه باعث شد تا روز ۱۷ مرداد به عنوان « روز خبرنگار » در تقویم رسمی ایران جای گیرد. در ۵ شهریور ۷۷ داریوش فروهر، دبیرکل وقت حزب ملت ایران در رادیوهای خارج از کشور خبر داد که پیروز دوانی در ۳ شهریور توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ربوده شده است.! پیروز دوانی متولد ۱۳۴۰ نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر و فعال سیاسی بود. او در دهه ی شصت دو بار دستگیر شد و هر بار سه سال زندان را تحمل کرد. درسال ۷۳ پس از آزادی از زندان اوین به فعالیت های سیاسی و اجتماعی پرداخت. او بنیانگذار، دبیر و سخنگوی « اتحاد برای دموکراسی در ایران » بود. بعداً با وجود اعتراف متهمان قتل های سیاسی ۷۷ مبنی بر قتل و سوزاندن جنازه و دفن پیروز دوانی، قوه قضائیه این قتل را پیگیری نکرد.!! (علی افشاری ) پیروز دوانی با انتشار جزوه ها و تحقیقات آگاه کننده جامعه، فضای خفقانی که وزارت اطلاعات خالق آن بود را درهم شکست. زمانی که فرج سرکوهی نویسنده و عضو کانون نویسندگان ایران توسط وزارت اطلاعات دزدیده شد، « درد نامه ی تاریخی » او که پرونده سازی و پاپوش دوزی این سازمان امنیتی بر ضد آزادیخواهان را فاش می کرد، توسط پیروز دوانی به تعداد بسیار چاپ و منتشر شد. همین مسئله سبب شد تا امنیتی ها او را در روز سوم شهریور هنگامی که به قصد منزل خواهرش از خانه بیرون آمده بود، بربایند و مثل قتل های زنجیره ای از بین ببرند.!! در روز ۳۰ شهریور ۱۳۷۷ محمد خاتمی رئیس جمهور وقت در پنجاه و سومین نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک سخنرانی کرد و پیشنهاد نمود که سازمان ملل سال ۲۰۰۱ را سال « گفتگوی تمدن ها» اعلام کند. این پیشنهاد تصویب شد.   خاتمی بر مفاهیمی چون عدالت، آزادی گفت و گو، احترام به حقوق زنان و مشارکت اجتماعی تاکید کرد. او همچنین درباره حکومت های سرکوبگر و فرهنگ خشونت سخن گفت و اظهار داشت که حکومت های سرکوبگر با تداوم ارعاب و ترور، فرهنگ خشونت را در جامعه گسترش می دهند.بعد گویی مشخصات رفتاری علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی را بیان می کند می گوید:« شگفتا که کسانی به بهانه ی رستگاری مردم، گاه بر اندیشه و اراده ی آدمیان لجام زده اند و آزادی آنان را سرکوب کرده اند.» مردم با اشاره به موارد فوق از سخنرانی خاتمی با خشم از او می پرسیدند:« این سخنان تو تا چه اندازه با واقعیت سیاسی ایران سازگار است.»؟ « آیا در داخل ایران زندانی سیاسی، فشار بر مطبوعات مستقل، قتل روشنفکران و مخالفان وجود ندارد.»؟ خاتمی در آن سخنرانی ناخودآگاه زیر و بم حکومتی را که خود با شعار «تحقق مردم سالاری» رئیس جمهور آن شد را بازگو می کند و می گوید:« حکومت های سرکوبگر وابسته، امکان تجربه مردم سالاری را از مردم می گیرند…تا زمانی که حکیمان و خردمندان زمام امور را از دست سیاستمداران کم خرد و آزمند در نیاورند، نمی توان این تصویر را تغییر داد.»  خمینی در مرحله نخست از نیروهای جبهه ملی، نهضت آزادی و سازمان های انقلابی استفاده کرد. «دولت موقت مهندس بازرگان»  با دخالت های ناروای خمینی در امور کشور نظیر حمایت از اشغال سفارت آمریکا، آنها را وادار به استعفا کرد و «آخوندهای کم خرد و آزمند، جای سیاستمداران حکیم و خردمند» را گرفتند.!!  https://t.me/Khaterate_khanom_moalem

  • 13 авг.371из SecularRepublic4Iran

    مدرسه خالی، آینده‌ی سوخته: تحلیلِ یک شکستِ تمدنی چرا کاهش ۳ میلیونی دانش‌آموزان، زنگِ پایانِ یک رویاست؟ به قلم: پیام رسیده از مخاطب اعداد همیشه دروغ نمی‌گویند، اما گاهی در دلِ خود فاجعه‌ای را پنهان می‌کنند که هیچ سخنگویی جرئتِ واکاویِ صادقانه‌ی آن را ندارد. وقتی علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش‌وپرورش از کاهش ۳ میلیونی جمعیت دانش‌آموزی در هفت سال اخیر سخن می‌گوید، با یک «تغییر آماری» ساده روبرو نیستیم؛ ما با یک «شکستِ تمدنی» مواجهیم. این آمار، گواهیِ کالبدشکافیِ جامعه‌ای است که موتور محرکه‌اش، یعنی امید به آینده، از کار افتاده است. اقتصادِ فقیرسازی: قاتلِ خاموشِ نسل‌ها در نظام‌های دموکراتیک، آموزش‌وپرورش بازوی اصلی توسعه است. اما در ایرانِ تحتِ حاکمیت جمهوری اسلامی، آموزش‌وپرورش به حاشیه‌ای‌ترین بخشِ بودجه و سیاست‌گذاری تبدیل شده است. کاهش جمعیت دانش‌آموزی، خروجی مستقیمِ استراتژیِ «اقتصاد فقیرسازی» است. وقتی تورم افسارگسیخته، قدرت خرید را بلعیده و «زندگیِ حداقلی» به یک آرزوی دست‌نیافتنی تبدیل شده است، پیوند میان «معیشت» و فرزندآوری به شکلی خشونت‌بار قطع می‌شود. اما همه‌ی این کاهش را نمی‌توان به کاهش زاد و ولد نسبت داد. بخشی از خالی شدن صندلی‌های مدارس، حاصلِ ترک تحصیل کودکان و نوجوانان است؛ کودکانی که خانواده‌هایشان زیر فشار فقر، تورم، بیکاری و کاهش قدرت خرید، دیگر توان تأمین هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم تحصیل را ندارند یا ناچارند فرزندان خود را برای کمک به اقتصاد خانواده وارد بازار کار کنند. بنابراین، پشت عدد کاهش سه میلیونی دانش‌آموزان، دو واقعیت هم‌زمان پنهان است: بخشی از کودکان اساساً متولد نشده‌اند و بخشی دیگر، متولد شده‌اند اما به دلیل بحران اقتصادی و فروپاشی معیشت خانوار از چرخه آموزش خارج شده‌اند. این تفاوت، عمق بحران را دوچندان می‌کند؛ زیرا مسئله فقط کاهش جمعیت آینده نیست، بلکه از دست رفتن فرصت آموزش برای بخشی از نسل موجود نیز هست. خانواده‌های ایرانی، با درکی غریزی از آینده‌ای که پیش‌روست، داوطلبانه یا از سرِ ناچاری، راهِ گذار از دورانِ پیریِ جمعیت را با سرعتِ نور طی می‌کنند. این یک «انقلاب جمعیتی» نیست، این یک «عقب‌نشینیِ استراتژیک» از سوی نسلی است که می‌داند در این جغرافیا، آوردنِ فرزند به معنای محکوم کردن او به زیستن در ویرانه‌ای است که افقِ روشنی برای آن متصور نیست. از تراکمِ کلاس‌ها تا تراکمِ ناامیدی تلاش برای توجیهِ این آمار با آمارهای معکوس (مانند نسبتِ معلم به دانش‌آموز)، نادیده گرفتنِ اصلِ ماجراست. مشکل نه در مدیریتِ کلاس‌های درس، که در تهی شدنِ ظرفیتِ حیاتی کشور است. وقتی صندلی‌های مدرسه خالی می‌شود، یعنی بازوی کارآمدِ اقتصاد در دو دهه‌ی آینده فلج شده است. ما با بحرانِ «پیریِ زودرسِ ساختارِ جمعیتی» روبرو هستیم که هزینه‌های آن، سنگین‌تر از هر تحریم یا بحرانِ سیاسیِ دیگری است. این کاهش سه میلیونی، در کنارِ سیلِ مهاجرتِ نخبگان، نشان می‌دهد که کشور از دو سو در حال تخلیه است: از پایین (نسلِ جدید که متولد نمی‌شود) و از بالا (نسلِ آموزش‌دیده که کشور را ترک می‌کند). مسئولیتِ اخلاقی و سیاسی: پایانِ یک توهم جمهوری اسلامی سال‌ها با سیاست‌هایِ تبلیغاتیِ «فرزندآوری» تلاش کرد مهندسیِ معکوس بر پیکره‌ی جامعه انجام دهد. اما «بحرانِ کاهش دانش‌آموزان» ثابت کرد که تا وقتی «اقتصادِ رانت‌محور» و «سیاستِ سرکوب‌گر» بر فضای عمومی کشور حاکم است، هیچ مشوقِ حکومتی نمی‌تواند «عشق به بقا» را به جامعه‌ای که درگیرِ نبردِ روزمره برای زنده ماندن است، تزریق کند. مردم ایران برای بقای نسلِ خود، «اعتراضِ مدنی» را نه تنها در خیابان، که در «اتاق‌خواب‌ها» و با «عدمِ تولیدِ نیروی کار برای حکمرانیِ موجود» نشان داده‌اند. این یک کنشِ سیاسیِ بسیار عمیق و دردناک است. نتیجه‌گیری: به عقب نگاه کنید اگر امروز از «زنگ خطر» حرف می‌زنیم، برای بیدار کردنِ مسئولان نیست؛ چرا که باور داریم این سیستم، ظرفیتِ اصلاح ندارد. این هشدار برای ثبت در «حافظه‌ی تاریخیِ ملت ایران» است. کاهش ۳ میلیونی دانش‌آموزان، اعترافِ غیرمستقیمِ حکومتی است که خود می‌داند دیگر نمی‌تواند روی «فردا» حساب کند. کشوری که مدارسش خالی می‌شود، در واقع دارد سندِ «انحلالِ خود» را امضا می‌کند. برای تغییر این وضعیت، پیش‌نیازِ اول، نه تغییرِ متونِ درسی و نه افزایشِ سرایدار، بلکه «تغییرِ بنیادین در ساختارِ حکمرانی» است؛ تغییری که در آن، «انسان» به جای «ایدئولوژی»، در مرکزِ سیاست‌گذاری قرار گیرد. تا آن زمان، هر عددی که از آموزش‌وپرورش بیرون می‌آید، تنها شمارشگرِ عمقِ فاجعه‌ای است که ما در آن زندگی می‌کنیم. حمید آصفی

  • 🔴 تأملی بر اندیشه هانا آرنت 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ ​۱. معنای ظاهری و ضمنی ​در اندیشه هانا آرنت (به‌ویژه در کتاب «درباره انقلاب» و تحلیل‌هایش پیرامون انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان)، مضمونی کلیدی وجود دارد: «هیچ جنبش تک‌بعدی یا ایزوله‌ای به تنهایی نمی‌تواند یک نظام توتالیتر یا دیکتاتوری را سرنگون کند .» 🤏​معنای ظاهری: یک جنبشِ واحد – حتی اگر بسیار پرشور باشد – به تنهایی قادر به ساقط کردن دیکتاتوری نیست. سرنگونی یک رژیم سرکوبگر نیازمند مواجهه با ساختار پیچیده قدرت، نیروهای حافظ وضع موجود، نهادهای سرکوب و البته فرا رفتن از شکاف‌های داخلی خودِ جنبش است. ​اما از منظر هانا آرنت، این مسئله ابعاد عمیق‌تری دارد : ◀️ ​۲. قدرت جمعی، تکثر و کنش مشترک ​آرنت میان «قدرت » و «زور یا خشونت » تفکیک قائل می‌شود. از نظر او: ​قدرت محصول «کنش همراه با هم» و تعامل میان انسان‌های کثیر است؛ قدرت زمانی پدید می‌آید که مردم در فضای عمومی گرد هم می‌آیند و با یکدیگر گفتگو و اقدام می‌کنند. ​خشونت ابزار حاکم سرکوبگر است. ​وقتی مردم از یکدیگر جدا شوند، یا جنبش‌ها دچار تک‌افتادگی و جزیره‌ای شدن گردند، قدرتِ واقعی تحلیل می‌رود. یک جنبش تنها زمانی توان براندازی دیکتاتوری را دارد که بتواند تکثر گروه‌های مختلف جامعه (کارگران، دانشجویان، معلمان، اصناف و...) را پیوند داده و یک شبکه همبستگی ایجاد کند . ◀️ ​۳. نقش سرکوب، تبلیغات و فروپاشی مشروعیت ​رژیم‌های توتالیتر و استبدادی با دو ابزار اصلی جنبش‌های تنها را خنثی می‌کنند : ⬇️ ​ایجاد وحشت و ترور: برای گسستن پیوند میان افراد. ​تبلیغات و اتمیزه کردن جامعه: برای اینکه افراد احساس کنند در مبارزه تنها هستند. ​حاکم مستبد زمانی سقوط می‌کند که نه فقط یک گروه، بلکه کل جامعه مشروعیت او را سلب کند. تا زمانی که جنبش‌ها نتوانند به بدنه عمومی جامعه و حتی نیروهای مردمیِ درونِ بدنه سرکوب متصل شوند، ماشین سرکوب به کار خود ادامه می‌دهد. فروپاشی دیکتاتوری زمانی رخ می‌دهد که «فرمانبرداری عمومی» متوقف شود . 🖍​۴.: از «همبستگی» تا «ایجاد فضای جدید » ​از دیدگاه آرنت، هدف پیروزی بر دیکتاتور فقط «تخریب حکومت» نیست، بلکه «تاسیس آزادی» است. جنبش‌های ایزوله حتی اگر موفق به سرنگونی شوند، به دلیل فقدان تکثر و قدرت جمعیِ سازمان‌یافته، ممکن است خود به استبدادی جدید بلغزند. ​بنابراین، سرنگونی دیکتاتور نیازمند ائتلاف بزرگ جنبش‌های اجتماعی، تکثرگرایی در کنش، و باز کردن فضای عمومی برای مشارکت همگانی است ​«موجیم که آسودگی ما عدم ماست / ما زنده به آنیم که آرام نگیریم». اقبال لاهوری هفته نامه قلم معلم محمد خاکساری چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵ کانال ارتباطی «هفته نامه قلم معلم»‌  در شبکه اجتماعی تلگرام، به مدیریت و صاحب امتیازی محمّد خاکساری https://t.me/ghalamemoalem https://chat.whatsapp.com/Bj5iySJauaL6yKJEPRPS05

  • 12 авг.2535из MKhaksari902

    🔴 لینک ترانه نخل نیم‌سوز ⬇️⬇️⬇️⬇️ https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0 متن ترانه «نخل نیم‌سوز» ای هم‌وطن پاکم، بایست اینجا در این جهان پرآشوب، پرغوغا ایران ما امروز، در طوفان بر لبه‌ی تاریخ خود مانده‌ست چشم امیدش بر ره فردا روان مانده‌ست ما وارثان طلعت نوریم فرزند تاریخی پر از شوریم همبستگی خواهد هوای نو دستان ما در هم، دلان یک‌رو جمهوری‌خواهان، همه‌ی یاران آزادی! برپا شوید امروز، بهر نظم بنیادی! باید گذر کردن، از این دیوار از این حکومت، این شب تاریک پر اجبار تا فردای روشن، برای میهن محبوب ای کنشگر، ای هم‌اندیش هم‌محسوب همراه ما شو، در ره فردا با جبهه‌ای مشترک، بی‌ترس از فردا آرمان ما: سکولار و دموکراتیک برای انسان، حقوقی روشن و نزدیک بی‌هیچ تبعیضی، همه‌ی قوم‌ها و آیین‌ها در صلح بنشینند، بی‌جنگ و نفرین‌ها ترس را رها کن، از شب بی‌نور ایران ما شاداب، از استبداد دور در دل خانه‌ی ما، شورایی مردمی برپاست شورایی شایسته، که اعتماد خلق با او رواست روشن شود میهن، به دست پاک آگاهان آزاد شود ایران... آزاد شود ایران لینک ‌متن ترانه https://t.me/AshaareAngizeshi

  • ​📢 دعوت به همبستگی و ادای احترام به پیشکسوتان و فعالان صنفی ​مراسم یادبود همکار فقیدمان، سید علی فخرایی فرصتی است تا به‌دور از هرگونه اختلافی، بر اصلِ اصیلِ قدردانی و احترام گرد هم آییم. ​از تمامی تشکل‌ها، گروه‌ها و فعالان صنفی صمیمانه دعوت می‌کنیم تا با حضور یکپارچه و باشکوه خود در مراسم این عزیز ازدست‌رفته، نشان دهند که جامعهٔ معلمان، همواره قدردانِ زحمات، فداکاری‌ها و تلاش‌های فعالان و پیشکسوتان خویش است. هفته نامه قلم معلم ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

  • ‍ ‍⚫️ عرض تسلیت به خانواده و جامعه‌ی فرهنگیان وفعالان البرز امروز خبری تلخ از آسمانی شدن همکار عزیز ودلسوز وفعال صنفی البرز آقای سیدعلی  فخرایی شنیدیم دلمان پر غصه شد وقتی معلم می‌میرد... وقتی معلم می‌میرد، جهان لحظه‌ای سکوت می‌کند. نه به‌خاطر مرگ یک انسان، بلکه به احترام خاموشی چراغی که راه را نشان می‌داد، به احترام دستی که نوشت تا هزاران دست بنویسند. وقتی معلم می‌میرد، کلمات یتیم می‌شوند، حروف دلتنگ می‌شوند، و تخته‌ی کلاس، دلتنگ صدایی می‌شود که به آن معنا می‌داد. معلم شاید برود، اما برف یادش تا همیشه بر شانه‌های شاگردانش می‌نشیند. او نمی‌میرد، چرا که ریشه‌اش در جان کسانی‌ست که فهمیدن را از او آموختند، انسان‌بودن را، صبوری را، اندیشیدن را... وقتی معلم می‌میرد، درختی نمی‌افتد — جنگلی به سکوت می‌رود. باران نمی‌گیرد — ابری پر از حرف و حکمت، آرام آرام محو می‌شود. و ما می‌مانیم، با چراغ‌هایی که او در جان‌مان روشن کرده است. درودت باد نام تو، که حتی مرگ، جسارت خاموش‌کردن صدای تو را ندارد 🏴 در پایان، از خانواده‌ی محترم سید علی فخرایی نیز صمیمانه می‌خواهیم پیام تسلیت و همدردی ما در «چالش صنفی معلمان ایران» را پذیرا باشند. https://t.me/kchaleshFI

  • 12 авг.38из MKhaksari902

    🔴 لینک ترانه نخل نیم‌سوز ⬇️⬇️⬇️⬇️ https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0 متن ترانه «نخل نیم‌سوز» ای هم‌وطن پاکم، بایست اینجا در این جهان پرآشوب، پرغوغا ایران ما امروز، در طوفان بر لبه‌ی تاریخ خود مانده‌ست چشم امیدش بر ره فردا روان مانده‌ست ما وارثان طلعت نوریم فرزند تاریخی پر از شوریم همبستگی خواهد هوای نو دستان ما در هم، دلان یک‌رو جمهوری‌خواهان، همه‌ی یاران آزادی! برپا شوید امروز، بهر نظم بنیادی! باید گذر کردن، از این دیوار از این حکومت، این شب تاریک پر اجبار تا فردای روشن، برای میهن محبوب ای کنشگر، ای هم‌اندیش هم‌محسوب همراه ما شو، در ره فردا با جبهه‌ای مشترک، بی‌ترس از فردا آرمان ما: سکولار و دموکراتیک برای انسان، حقوقی روشن و نزدیک بی‌هیچ تبعیضی، همه‌ی قوم‌ها و آیین‌ها در صلح بنشینند، بی‌جنگ و نفرین‌ها ترس را رها کن، از شب بی‌نور ایران ما شاداب، از استبداد دور در دل خانه‌ی ما، شورایی مردمی برپاست شورایی شایسته، که اعتماد خلق با او رواست روشن شود میهن، به دست پاک آگاهان آزاد شود ایران... آزاد شود ایران لینک ‌متن ترانه https://t.me/AshaareAngizeshi

  • 11 авг.2452из MKhaksari902

    🖍لینک ترانه کاهش سرکوب این ترانه هر پراگراف ترانه به‌زبان های فارسی '- ترکی -کردی- عربی - بوشهری خوانده شده البته ایراداتی دارد https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0 کاهش سرکوب به چند زبان ۱ - فارسی] ​تا که پیکر پولادین سرکوب فرو ریزد پاک لحظه‌ی سرخ فروپاشی یک حکمت شوم ​[ ۲ - ترکی] ​Baskının o çelik bedeni tamamen yıkılana dek Uğursuz bir hükmün o kızıl çöküş anı gelene dek ​[ - کردی] ​Heta ku laşê pola yê zilmê bi tevahî hilweşe Wê bîskeloka sor a hilweşîna rûreşiyekê bê (به رسم‌الخط سورانی: هەتا کو لاشێ پۆلایێ زلمێ ب تەواهی هلوەشە / وێ بیَسکەلوکا سور ا هلوەشینا روورەشیاکێ بێ) ​[ ۳ - عربی] ​حَتّى يَتَحَطَّمَ هَيْكَلُ القَهْرِ الفُولاذِيُّ تَماماً فِي لَحْظَةِ الاِنْهِيارِ الحَمْراءِ لِحُكْمٍ شُؤْم ​[ ۴ - گویش بوشهری] ​تا که پیکر پولادین ظلم و زور وارو بوی خاک او لحظه‌ی سرخ قمبِ شومِ فرستادن حکم شوم «تا زمانی که پیکر پولادین سرکوب و ظلم کاملاً بر خاک افتد و نابود شود / تا آن لحظه‌ی سرخِ فروپاشی و چنگالِ یک حکم شوم فرارسد.» لینک متن ترانه https://t.me/AshaareAngizeshi

  • 9 авг.691из behnima

    در ادامه تجمعات بازنشستگان تامین اجتماعی، روز جاری، گروهی از بازنشستگان مذکور در شهرهای تهران، اراک و رشت نیز #تجمعات_اعتراضی برگزار کردند. #بازنشستگان، خواستار اجرای طرح همسان‌سازی، افزایش حقوق طبق تورم و رسیدگی به مشکلات درمانی و معیشتی خود هستند. #نه_به_اعدام #زن_زندگی_آزادی #StopExecutionsInIran #NoToExecution 📌 کنشگران را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید: تویتر / یوتوب / تلگرام / تویتردوم / اینستا گرام 📩 تماس با ما: @Koneshgaran12

  • 9 авг.2634из MKhaksari902

    🔴 لینک ترانه نهاد صنف ، بانگ جمعی ماست برگرفته از مقاله نهاد صنفی خانه ی کنش جمعی ، نه سکوت فردی نویسنده : هنرمند و فعال صنفی معلم عزیز قاسم زاده https://t.me/+opU2H7hi-14xZjM0 📌متن ترانه نهادِ صنف، بانگِ جمعیِ ماست نه جایِ نام و جاهِ ادعا هاست ​مبادا نام‌ها بر ما بپوشند به جایِ جمع، بر نفعی بکوشند ​یکی نهاد باشد تکیه‌گاهی برای دادخواهان در سیاهی ​نه تریبونِ خودخواهیِ یاران نه سقفِ سکوت در زیرِ باران ​روایت‌های برگزیده در این راه نشانِ رخنهٔ ضعف است و کوتاه ​صدای آن معلّم کنجِ زندان چرا خاموش ماند درمیان؟ ​چو رنجش بر تنِ یک تن نشیند ثمرهایش به کلِّ جمع بیند ​سکوتِ ما بر این رنجِ گرانبار زند بر پیکرِ این جمع، آزار ​صدای نقدِ ما بر اصلِ صنف نیست که نقدِ نیت و راهِ درست است ​مبادا کز درون فرسوده گردیم ز اصلِ خویشتن نابرده گردیم ​بیا تا بازگردیم بر همان اصل: دفاع از جمع و یکدلی در این فصل لینک متن ترانه https://t.me/AshaareAngizeshi

  • 📚 مخاطبان گرامی و همراهان عزیز 🖍🖍🖍🖌🖌🖌✍✍✍ ​همان‌طور که در اطلاعیه قبلی به اطلاع رسید، گروه کتابخوانی «کانون گفت‌و‌شنود» از مردادماه ۱۴۰۵ فعالیت خود را در تلگرام آغاز کرده است. ⬇️ ​شیوه و برنامه کاری گروه: ​آغاز هر ماه شمسی: معرفی کتاب منتخب ماه در گروه تلگرام جهت مطالعه اعضا. 📌​پنجشنبه آخر هر ماه شمسی:. برگزاری جلسه دورهمی (ساعت اول: خوانش و بررسی کتاب | ساعت دوم: پرسش و پاسخ). ​لینک ورود: لینک جلسه در زمان مقرر در کانال/گروه تلگرام منتشر خواهد شد. ​📚 برنامه ماه‌های آینده (تابستان و پاییز ۱۴۰۵): ♦️​۱. کتاب «ابله» ​نویسنده: فئودور داستایفسکی | مترجم: سروش حبیبی ​ارائه‌دهنده: دکتر مسعود نوروزی (جامعه‌شناس، پژوهشگر و نویسنده از انگلستان) ​زمان: پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ | ساعت: ۲۰:۳۰ به وقت تهران (۱۹:۰۰ به وقت اروپای مرکزی) ) ⏺ ​۲. کتاب «بخارای من ایل من» ​نویسنده: محمد بهمن‌بیگی ​ارائه‌دهنده: استاد امرالله یوسفی ​زمان: پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۴۰۵ 👈​۳. کتاب «کیش شخصیت» ​نویسنده: دکتر ابوالحسن بنی‌صدر ​ارائه‌دهنده: دکتر مهران مصطفوی ​زمان: پنجشنبه ۳۰ مهر ۱۴۰۵ 🤏​۴. کتاب «رهبری نوین سیاسی» ​نویسنده: دکتر عطا هودشتیان ​ارائه‌دهنده: همایون فاطمی‌زاده (فعال مدنی و سیاسی) زمان : پنجشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۵ ​✨ برای ترویج فرهنگ کتابخوانی و آگاهی‌رسانی، لطفاً این اطلاعیه را با دوستان و علاقه‌مندان به اشتراک بگذارید و از ما حمایت کنید. ​🔗 راه‌های ارتباطی با کانون گفت‌و‌شنود: ​کانال تلگرام: https://t.me/ketabkhaniGoftoshenud ​پست الکترونیک: KetabkhaniGoftoshenud@prot