tgindex
غـریبـانه

غـریبـانه

Статистика
@ghariiibanehперсидский

«غریبانه دلم را ، گذاشتم کنار نامَت...» - نجمه زارع.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
2
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
67
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
22
22 постов
Вовлечённость
32,8%
к подписчикам
Постов в день
0,3
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
3
1/48двое суток
3
1/72трое суток
3

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.4из ghesati

    از ما استخوان هایی خواهد ماند که حسین ع را دوست دارد.

  • 14 авг.4из ghesati

    تمام شد؛ اذان مغرب را که گفتند، صفر تمام شد.. پیرهن مشکی عزای تو را تا میکنم و نمیدانم محرم سال آینده قسمتم شود خودم تنم کنم یا دست کسی گوشه ی کفنم میگذاردش.. این ناله های آخر زمزمه‌نامت را از من بپذیر.. چه بی مضایقه خوبی حسین جان✨ خودت را به من بچشان؛

  • 9 авг.12из mim_ainnnn

    روزی که تنهایی فقط من و تو آن هم برای اولین در زیر درختان ناروَن و اقاقیای دانشگاه قدم میزدیم و چند کلامی حرف هم میان این قدم زدن هایمان بود، تو را نمیدانم امّا برای من شیرین ترین و لذت بخش ترین روزی بود که در خاطرم ثبت کردم. و با وجود گذشت چند هفته از آن روز ، باز هم یادآوریش مرهمی میشود به این دل زخمی و تنهایَم. آخ اگر میدانستی که چقدر آرزویَش را داشتم یک روزی تو حرف بزنی و من فقط گوش بدهم به حرف هایت ! و آن روز اتفاق افتاد. تو حرف میزدی و من لبریز از شوق بودم. تو حرف میزدی و من برای هر کلمه و جمله‌ای که میگفتی ، جان میدادم و گوش میدادم. در میان حرف هایت از من هم چند سوالی میپرسیدی و من ، من، نمیدانی چه بر سرم می آمد تا جواب آن سوال هایت را بدهم! نمیدانم بار دیگر این اتفاق بازهم تکرار خواهد شد یا نه ! امّا بدان آن روز شیرین را هرگز فراموش نخواهم کرد. #میم_نوشت

  • без подписи

  • ولی خوابی که تهش به یک شهید برسه، واقعا هم قشنگ بود و هم، حیرت انگیز.

  • ماجراهای من و شبا و دلتنگیام :»»»

  • باز خداروشکر ما مشهدی‌ایم برمی‌گردیم پیش امام‌رضا؛ استان های متفرقه به چه امیدی زنده می‌مونید؟!

  • 5 авг.17из moto_o

    باز خداروشکر ما مشهدی‌ایم برمی‌گردیم پیش امام‌رضا؛ استان های متفرقه به چه امیدی زنده می‌مونید؟!

  • 5 авг.16из RegaPlus

    ‏اگه دوست داشت، اینقدر دل‌شکسته و آشفته نبودی.

  • 2 авг.21из bineshan_musics

    به خون‌خواهیِ فریادِ عدالت که در تنگنای گلویت نیزه خورد؛  به سوی تو برمی‌گردیم هر سال و هر سال و هر سال… که اربعین تمرینِ جهان برای به سوی تو برگشتن است برگشتنی برای همیشه برگشتنی بدونِ بازگشت… محسن چاوشی [صوت‌های بی‌نشان]

  • 31 июл.22из seyedtaghiseyedi

    من از عشقت نوشتم سال‌ها، شد دفتر شعری تو تنها دفتر شعر من و در دست اغیاری…

  • چند ساعتی گفتگو و قدم زدن در هوای خنکِ صبحِ تابستان در دانشگاه با او ، حوالی ۷ و ۴۵ دقیقه ، قشنگ ترین گفتگو و قدم زدنی بود که تجربه کردم. -۶ مرداد ماهِ ۱۴۰۵-

  • 28 июл.26из henas11

    قرار بود که از فکر دست برداری بخواب آدم ساده!هنوز بیداری؟ _امیر دالوند

  • 26 июл.29из teaa_cinnamon

    */همه چیز از تپش قلب شروع میشود؛ به لرزش دستها و خماری چشمها هنگام نگاه کردنت ختم میشود. اگر همان بار اول قلبم به تپش نمی‌افتاد چی؟ اونوقت تو هم یک رهگذر ساده می‌ماندی و بس! یک رهگذر که بود و نبودش فرقی ندارد. نگاهش برایم معنای خاصی ندارد. لبخندش برایم زیبایی ندارد. کاش همان رهگذر می‌ماندی، می‌ماندی و قلب مرا اینگونه به آتش نمی‌کشیدی! . . #یادداشت‌های‌احمقانه.

  • چیزی که نه! اما حرف دلم را در چشمهایم به جا گذاشته ام تا بلکه بفهمد که چه میکشم :»

  • без подписи

  • 23 июл.35из seyedtaghiseyedi

    هر بار که می‌گویم هر بار نمی‌فهمی بسیار دلم تنگ است بسیار نمی‌فهمی...

  • بازم حرفهای یواشکی سبزِ من و خدای مهربون! ـ تماس ؛ فرت.

  • 17 июл.33из pegah_saniee

    - قبلا تویِ دنیا گم می‌شدم، حالا تویِ خودم.

  • 15 июл.35из henas11

    без подписи