غلات و صوفیه
Статистикаکانالی است در شناخت غلو و تفویض و رسوا کردن غالیان ارتباط با ادمین: @alinajma @amid3
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 117
- 1/48двое суток
- 134
- 1/72трое суток
- 144
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بنیانیان و مستندات سگپرستی! «مگر کاشی حرم امام حسین با امام حسین فرقی میکنه؟... این علم چون منسوبه... با شأن ابوالفضل فرقی نمیکنه در عالم... سگای کوی ابوالفضل رو میپرستیم» و گاه عملاً میافزایند مگر جعلیات و کفریات منسوب به امام با خود امام فرقی میکند؟ گفت «چون منسوب به امامه مقدسه»! اطلاق این جمله از شاهکلیدهای غلو، و دقیقاً در مقابل آموزهٔ دینی مبارزه با بدعت، غلو و کذب است. در بدعت این گروه، هر نماد و هرچیز منسوبی مقدس، ضروری و نقدناپذیر است، و ناقد دینسازی این گروه، خود منکر ضروری و لایق هر بهتان و اهانتی است. @Gholow2
در ادامه لولاپرستی، دیوارپرستی، لاک پرستی، سگ و شترپرستی و پرستش هر چیز نوظهور... «من عریس پرستم عسل میپرستم از عایشه بیزارم جمل میپرستم [لابد جمل عایشه مختبر بوده!] دعوت بر عروسی [چنین!] خیمه میپرستم از شوق دیدنت عجل [عَجَله؟ اَجَل؟ یا عِجل؟] میپرستم.»…
در ادامه لولاپرستی، دیوارپرستی، لاک پرستی، سگ و شترپرستی و پرستش هر چیز نوظهور... «من عریس پرستم عسل میپرستم از عایشه بیزارم جمل میپرستم [لابد جمل عایشه مختبر بوده!] دعوت بر عروسی [چنین!] خیمه میپرستم از شوق دیدنت عجل [عَجَله؟ اَجَل؟ یا عِجل؟] میپرستم.» [پایان نقل قول] ------------ چقدر معرفت! چقدر هنر! فقط آن «دعوت بر عروسی» کمر شاعران عالم را، و «جمل میپرستم» هیبت غالیان تاریخ را بهتنهایی شکست! این وسط چیزی که برای ایشان پرستیدن که هیچ؛ نه تقدس دارد، و نه حرمتی، شیعه ائمه علیهم السلام و معارفشان است. کافی است نقدی به سلایق آقایان بکند، که همه نوامیسش را پیش رویش بیاورند، و یا اگر لطف کنند، اورا «وهابی خبیث شیاد» بخوانند. آخر حرمت مومن با حرمت کعبه قیاس شده، و از نظر بسیاری از غالیان، کعبه هم که حرمتی ندارد. اصلاً حرمت و این حرفها از مقصره است. برای عارف غالی همه چیز حلال است. @Gholow2
ظهور ادیان عامیانه جدید، در سایه سکوت و تغافل نهادها «من کلبی سیاه و بازار میپرستم دخیلم رو بفرستم لولا میپرستم.» -- «دربین مادران لیلا میپرستم شهزاده پرستم کاشی میپرستم» ----- شدت ابتذال و انحراف این اشعار، نباید گمانهٔ جدی نبودن آن را ایجاد کند. چنانکه اشعار کفرآمیز «لا اله الا علی» در حد شعر نبود، و به زودی دستمایه نظریهپردازی در منابر و کتب غالیانه شد. اشعار مبتذل بالا نیز، نه از فردا، که همین امروز، مستند و محتوای خطابه برخی دستاربندان غالی است. (نمونه) @Gholow2
«اتّهام بیپایه تحریف زیارت جامعه به شیخ صدوق (ره)» عادلزاده، علی پایگاه درایات deraayaat.ir/saduq_jamea @Gholow2
🎥 محمدسعید مزروعی خطیب غالی، در سخنرانی میلاد امام هادی علیه السلام در 1405 (یا به تعبیر خودشان، «ظهور وجود امام» (دقیقۀ 02:13) دربارۀ امام میگوید: «آقایی فرموده که در کمال بیحدی است و خالق حد و حدود است.» که همانند بسیاری از عبارات خطبای دیوانگان مقصود الوهیت امام است. همچنین گوینده در این سخنرانی، به استناد تحریر متأخر قرن دهمی، مطالب نادرستی دربارۀ زیارت جامعه مطرح میکند و مدعی تحریف آن از سوی شیخ صدوق است. (در نقد این نگاه، نگر: t.me/gholow2/2192)، و گمان میکند به منبع دست اول استناد کرده است! #مزروعی #دیوانگان_کاشان @gholow2
🎥 محمدسعید مزروعی خطیب دیوانگان و استناد به روایت منفرد و مجعول راوی متهم، رجب برسی «باسمي تكوّنت الكائنات و الأشياء» که مدعی اتحاد امیرالمؤمنین با کرسی و عرش و هفت آسمان است؛ و استناد به خبر مجعول نورانیت در زمینۀ نزادن و زادهنشدن امامان (دربارۀ این مجعوله، نگر: خوروش، اعتبارسنجی حدیث «معرفت به نورانیّت»؛ با نگاه به میراث حدیثی غالیان و امامیان) #مزروعی #دیوانگان_کاشان @gholow2
🎥 محمدسعید مزروعی خطیب غالی، و ادعای عینیت امام با هو الله احد تحریف خبر ضعیف «مَثَلک مَثَل قل هو الله أحد» گذشته از ضعف شدید مستند این غالی بیآبرو، متن کامل روایت کاملاً بی ارتباط به باور الوهیت امام است: عنه عن منصور بن العباس عن أحمد بن عبد الرحيم عمن حدثه عن عمرو بن أبي المقدام عن أبي عبد اللّه ع قال: قال رسول اللّه ص لأمير المؤمنين ع مثلك مثل قل هو اللّه أحدٌ فإنّه من قرأها مرّةً فكأنّما قرأ ثلث القرآن و من قرأها مرّتين فكأنّما قرأ ثلثي القرآن و من قرأها ثلاث مرّاتٍ فكأنّما قرأ القرآن و كذلك من أحبّك بقلبه كان له مثل ثلث ثواب أعمال العباد و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه كان له مثل ثلثي أعمال العباد و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه و يده كان مثل ثواب أعمال العباد (المحاسن، ج1، ص153. نمونه سند ضعیف دیگر برای متن مشابه: الأمالي لابن بابویه، ص33؛ جزء من حديث ابن شاهين رواية ابن المهتدي، ص340) خاصه گذشته از ضعف و جهالت راویان، باید دانست این روایت از راویان عامی و مرتبط با عامی نقل شده، و این بیشتر نادرستی برداشت غالیانه را نشان میدهد. #مزروعی #دیوانگان_کاشان @gholow2
🎥 محمدسعید مزروعی خطیب غالی: در تأویل آیۀ «أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلا» میگوید: «ای ابابکر این علی است که تورا از خاک تبدیل به نطفه کرد.» این تأویل آیۀ «أَ كَفَرْتَ...» پیشتر در کتب غلات نصیریه (ایضاح المصباح، ص284)، و سپس از سوی احمد احسائی مطرح شده (الرسالة القطیفية، ص66)، و سپس به آثار دیگری راه یافته است (نمونه: مجمع النورین، باب37، ص85. نگر: اینجا) در حالی که حتی در اخبار شدیداً ضعیف متقدمتر در منابع امامی نیز در کاربست این آیه در داستانی در خطاب با ابوبکر سخن از کفر او به «الله» شده است: «والله لقد جحدت الله» (بصائر، ص276) #مزروعی #دیوانگان_کاشان @gholow2
🎥 محمدسعید مزروعی خطیب دیوانگان کاشان: «موظفید به عبادت آن خدایی که شما را خلق کرد. امام عسکری میفرمایند... عبادت خدا یعنی عبادت امیرالمؤمنین، ... آن آقا که خلق کرد شما را و قبل از شما را و آنچه ما سوی الله است، شخص شخیص» گذشته از کفر صریح این شخص که خدای خالق و معبود را علی (ع) معرفی میکند. مستندش در تفسیر مجعول استرابادی منسوب به امام عسکری (ص39) را بد فهمیده است، و از شرح مزجی استرابادی کذاب گمان کرده استرابادی مانند خودش غالی تألیهی است: اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ أي اعْبُدُوا: بتعظيم محمد و علي بن أبي طالب؛ الَّذِي خَلَقَكُمْ نسما، و سواكم من بعد ذلك، و صوركم، فأحسن صوركم؛ ... وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ قال:... واضح است که جاعل تفسیر تعبیر «الذی خلق» را به عنوان وصف علی (ع) نیاورده، بلکه طبق عادتش تعابیر آیه را تکرار میکند. (مقالات دربارۀ تفسیر استرابادی) #مزروعی #دیوانگان_کاشان @gholow2
▪️عزاداری پس از عاشورا نقد دیدگاه سید بن طاووس سید بن طاووس میگوید «ما تا عصر عاشورا عزاداری میکنیم، از آن به بعد شادیم، چون مطابق آیه «فرحین بما...» (آل عمران: ۱۷۰) شهدا شادمانند، ما هم باید از حالت عزا بیرون بیاییم.» تفصیل سخن او چنین است: «أول العشر كان الحزن خوفا مما جرت الحال عليه فلما قتل ص دخل تحت قول الله تعالى وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ فلما صاروا فرحين بسعادة الشهادة وجب المشاركة لهم في السرور بعد القتل لتظفرهم بالسعادة فإن قيل فعلام تجددون قراءة المقتل و الحزن كل عام فأقول لأن قراءته هو عرض قصة القتل على عدل الله جل جلاله ليأخذ بثاره كما وعد من العدل و أما تجدد الحزن كل عشر و الشهداء صاروا مسرورين فلأنه مواساة لهم في أيام العشر حيث كانوا فيها ممتحنين ففي كل سنة ينبغي لأهل الوفاء أن يكونوا وقت الحزن محزونين و وقت السرور مسرورين.» (إقبال الأعمال، ج2، ص584) 🔺فرمایش ایشان در خور نقدهایی است: اول اینکه این تفصیل میان قبل و بعد ظهر عاشورا وجه روشنی ندارد؛ زیرا به هر حال پس از سال 61، چه قبل و چه بعد از ظهر عاشورا پس از شهادت امام است، و از این جهت فرق خاصی در میان نیست. دوم، عزای ما بر مظلومیت اهل بیت ع است. به خاطر جنایات دشمنان و اسارت و غربت خاندان امام است. به خاطر ضرورت تأکید بر انحراف جامعه در آن دوران است. هم تسلی شیعیان است و هم بزرگداشت خاندان اهل بیت ع و هم موجب تحکیم مودت به ایشان و... در این راستا در سالگردها ساعت قبل و بعد از شهادت چه فرقی میکند؟ خوشحالی شهدا به خاطر مواهب الهی (فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) منافاتی با سوگواری بازماندگان بر از دستدادن ایشان و مظلومیت آنان ندارد. سوم، در همان حکمت عزا در کلام سید هم اگر «ليأخذ بثاره كما وعد من العدل» چه فرقی میان قبل و بعد است؟ و اگر استناد به سیره است، که در سیره شاهد روشنی بر شادی پس از عاشورا نیست. آنچه در روایات است، حزن در محرم است، حزن با یادکرد از سید الشهداء و از جمله تا مدتها پس از عاشورا است (برخی نمونهها). یا مثلاً چرا پس از وصال شهادت، در روایات بسیاری دربارۀ ملائکه آمده است: «وَكَّلَ اللَّهُ تَعَالَى بِالْحُسَيْنِ ع سَبْعِينَ أَلْفَ مَلَكٍ يُصَلُّونَ عَلَيْهِ كُلَّ يَوْمٍ شُعْثاً غُبْراً مُنْذُ يَوْمٍ قُتِلَ إِلَى مَا شَاءَ اللَّهُ يَعْنِي بِذَلِكَ قِيَامَ الْقَائِمِ ع.» (کامل الزیارات، ص85-86، 109، 115، 119، 121 به اسناد متعدد) شاید هم دلیل سهو سید امثال روایات زیر باشد: «إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ إِنَّمَا نَجْزَعُ قَبْلَ الْمُصِيبَةِ، فَإِذَا وَقَعَ أَمْرُ اللَّهِ رَضِينَا بِقَضَائِهِ، وَ سَلَّمْنَا لِأَمْرِه» (نک.: وسائل الشيعة، ج3، ص275-277). اگر سیاق روایات این باب دیده شود، به نظر میآید در فضای مصائب عمومی باشد. مانند اینکه کسی بیمار است و انسان پیش از مرگ مکرر دعا و جزع برای شفای او دارد، ولی وقتی که در گذشت، به قضای خدا رضایت میدهند. بحث جنایات کربلا و حتی برخی جنایات دیگر جنبههای بسیار گستردهای دارند. ضمن اینکه حتی در قضیه سید الشهداء ع هم اهل بیت ع تسلیم امر بودند. ولی عزا و حزن پس از شهادت سر جای خودش بود. @gholow2
سلسله روایاتی در باب آداب ماه مبارک رمضان t.me/Al_Meerath/417
زوایایی مغفول از سالها سقوط دو ابر قدرت اروپا و شرق در پی جنگ جهانی دوم تجاوز به زنان طی اشغال آلمان تجاوز جنسی در دوران اشغال ژاپن
تحليل مقایسه ای بازسازی ایران و الگوهای تاریخی (پاسخ مختصر هوش مصنوعی) مدتی است این بحث بسیار مطرح میشود که شرایط ایران پس از جنگ احتمالی با آمریکا شبیهتر به آلمان و ژاپن پس از جنگ جهانی دوم خواهد بود، یا مانند عراق و لیبی پس از جنگ؟ ویژگیهای اقتصادی، سیاسی، جغرافیایی، زمانی، قومی هر یک در این زمینه چه اثری دارند؟ به طور خلاصه: چون ایران پیش از جنگ جایگاه صنعتی و نهادی در حد آلمان یا ژاپن ندارد، پس از جنگ احتمال «بازسازی به سبک توسعهمحور» بسیار پایین است. محتملتر است که مسیر ایران شبیه عراق با اندازهی بزرگتر و انسجام ملی بیشتر باشد: کشوری با ساختار قدرت چندگانه، اقتصاد کنترلشده و نفوذ منطقهای بازیگران مختلف (آمریکا، چین، روسیه، کشورهای عربی).
✍۱۵ رجب و چالشهای یک انتخاب...! #نقلنامعتبر (۱۳۶) 📅 پرسش اول: انتخاب ۱۵ رجب به عنوان تاریخ وفات حضرت زینب (س) چه مستندی دارد؟ 📌 پاسخ: این تاریخ فقط و تنها در یک منبع ذکر شده است: کتاب تازه کشف شده و پرابهام «اخبارالزینبات» که به عبیدلی (قرن سوم) منسوب شده! 📖 پرسش دوم: این کتاب از کجا پیدا شد و مدعی انتساب به عبیدلی کیست؟ 📌 پاسخ: این کتاب نخستین بار در قرن چهاردهم هجری (دوره معاصر) توسط «سید حسن محمد قاسم مصری» معرفی شد. او ادعا کرد دوستی در حلب آن را یافته و برایش فرستاده است و ادعا نمود کتاب به یحیی بن حسن عُبیدِلی (درگذشته ۲۷۷ ق)، نسبشناسی شناختهشده، منسوب شده است! ⚠️ پرسش سوم: آیا واقعا از عبیدلی و قرن سوم است؟ 📌 پاسخ: خیر چنین ادعایی به دلایل زیر غیر قابل پذیرش است: • ظهور ناگهانی و غیرمنتظره آن: چگونه ممکن است کتابی از یک نویسنده مشهور قرن سوم، در طول هزار سال در هیچ فهرست یا منبعی حتی نام آن ذکر نشود و ناگهان در دوره معاصر خود کتاب کشف شود؟ • سکوت منابع کهن: در هیچیک از فهرستهای آثار عبیدلی که توسط مورخان متقدم تدوین شده، نامی از این کتاب برده نشده است. • ضعف سندی: راویان و مشایخ ذکرشده در اسناد کتاب، در منابع رجالی معتبر ناشناس یا مجهولالهویت هستند. 📢 پرسش چهارم: این کتاب چگونه در ایران منتشر و مشهور شد؟ 📌 پاسخ: پس از چاپ در مصر، نسخهای از آن با مقدمه آیتالله مرعشی نجفی در قم منتشر شد. سپس با بازنشر در قالبهای پژوهشی معتبر (مانند «میراث حدیث شیعه»)، به تدریج در محافل مذهبی شناخته شد. 🔍 پرسش پنجم: پس اعتبار این کتاب نزد محققان چگونه است؟ 📌 پاسخ: با توجه به شبهات جدی، بسیاری از پژوهشگران آن را جعلی معاصر میدانند (اگرچه در تعیین هویت دقیق جاعل مرددند). بنابراین، برای استناد تاریخی فاقد اعتبار است. 💥 پرسش ششم: آیا کتاب علاوه بر ضعف سند، دارای چالشهای محتوایی نیز هست؟ 📌 پاسخ: بلی. این کتاب شامل محتویاتی است که با بسیاری از باورهای رایج اهل هیأت در تضاد است، ازجمله: ۱. دفن در مصر: مهمترین ادعا که همان روایت حاوی تاریخ ۱۵ رجب نیز بر آن تصریح دارد، دفن حضرت زینب(س) در خانه مسلمة بن مخلد در مصر است. پس پذیرش تاریخ رحلت از این کتاب، ملازم با پذیرش مزار آن بانو در مصر میباشد! ۲. مهماننوازی دشمن: ادعای برخورد گرم مسلمة بن مخلد (والی مصر یزید و از دشمنان سرسخت امیرالمؤمنین علی(ع)) با بانوی قهرمان کربلا، و حضور ۱۱ ماهه حضرت در یکی از اتاقهای خانه او و رحلت و دفن در همان خانه و نماز خواندن مسلمه بر جنازه حضرت! ۳. شکستن قسم: در این کتاب آمده حضرت زینب پس از تهدید والی مدینه قسم خورد که هرگز به مصر نخواهد رفت، اما در مشورت با علویات قسم خود را شکسته و رفتن به مصر را پذیرفت! ۴. خلاف شأن: در روایتی از این کتاب، عبدالرحمان انصاری ادعا میکند صورت حضرت را مشاهده کرده که چون "پارهای از ماه" بوده! ۵. ادعای نامأنوس: نقل و تأیید خبر ازدواج حضرت امکلثوم بنت فاطمه(س) با عمر بن خطاب و به دنیا آمدن دختری به نام رقیه! ⚠️ نتیجه پایانی: اگر تاریخ ۱۵ رجب را از آن روایت خاص و این کتاب (جعلی و پرابهام) میپذیرید، ناگزیر هستید تمام محتوای آن روایت به هم پیوسته (از جمله دفن در مصر و دیگر مطالب شاذ) را بپذیرید. یا کل روایت را قبول کنید و یا زیر بار آن (تاریخ و مکان رحلت) نروید! 🔺پ.ن: جهت بررسی دقیق و نقد کتاب «اخبار الزینبات» — که تنها سند تاریخ رحلت ۱۵ رجب است — مقالات تخصصی مرتبط در بخش نظرات (کامنتها) قابل دسترسی است. https://t.me/makzoubat
غالیان و تحریف میلاد امیرالمومنین علیه السلام در این نگاه چون امام در واقع خدا است، ولادت و مرگ ایشان بیمعنا میشود. @gholow
مجموعه سانسورهای منابع اهل سنت نسبت به خطاهای صحابه و قدمای عامه t.me/AlTahrif
«اگر در کتابی نقطهضعفی از یکی از علما بود، نباید آن را بنویسیم؛ نه تاریخ به آن احتیاج دارد و نه به درد مردم میخورد…» (آیت الله استادی، محفل فهرستنگاران نسخ، 1400) تذکر «نقطهضعف یکی از علمای گذشته» گاهی در تصحیح مبانی علمی عالمان و رفتارهای متدینان تأثیر جدی دارد. اصرار بر اینکه تنها نکات مثبت گفته شود، ذهنیتها به گذشته را خراب میکند و زمینهساز تقدیسها و تقلیدهای نابهجا است، و این روحیه به «تضعیف مذهب» میانجامد. عملاً هم فِرَق هرچه ضعیفتر، از نگاه انتقادی به خود دورتر! (مانند پندار خلوص نصیریان و برخی سلاسل صوفیه) و بر عکس. البته عیوب شخصی فرق دارد. اما کتمان اشکالات علمی، هم خلاف رویکرد علمی و مصلحت حقیقت است، و هم خلاف مصلحت مذهب. گاه برخی آدرس اشتباه میدهند که نجاشی، ابن غضائری و صدوق با برخی انتقادات، تضعیف مذهب کردهاند. این نگاه نادرست است. اتفاقاً هم از جهت درونی اصل نقدها (فارغ از سهوهای موردی) تقویت مذهب است، و هم از منظر بیرونی موجب تألیف قلوب غیرشیعیان است. چنانکه ما هم وقتی تحقیق سنی خوبی در نقد بزرگان متقدمشان یا در نقد فضایل جعلی خلفا میبینیم، احساس میکنیم انصاف بهخرج دادهاند.
⚠️ لیلة الرغائب (ویرایش دوم) عجیب نیست که عموم مردم خود نتوانند میان اعتبار روایات گوناگون فرق بگذارند. اما متأسفانه بسیاری اوقات مبلغان دینی نیز به این بلیه گرفتارند. چه بسیار میشود که بر مناسک بیسند بسیار بیش از سنن معتبر (از نوافل یومیه تا برخی خدمات مأثور به مؤمنین) تأکید میکنند. همینطور صدا و سیمای ایران که فراوان احکام قطعی و معارف متواتر کتاب و سنت را وانهاده، و حتی خود نشردهنده برخی از مناهی دینی (همچون غنا و حتی ترانهخوانی زن در برنامههای کودک و غیر آن، تبرج و…) است، بسیاری اوقات بر نشر مطالب بیسند و البته عامهپسند به نام دین اهتمام دارد. از آن جمله لیلة الرغائب و یا به قول خودشان شب آرزوهاست که البته ترجمه رغائب به آرزوها هم از اشتباهات صدا و سیما است. سند و منبع عامی خبر هیچ اسم و اثر و نام و نشانی از لیله الرغائب جز روایتی عامی در احادیث نیست. تک سند عامی به غایت ضعیف به روایت صوفی شدیداً متهم، علی بن جهضم (م ق5) تنها از 3 طبقه راویان ناشناخته از تابعی (حمید بن ابی حمید) از انس بن مالک است (ابن عساکر، معجم الشيوخ، 1/ 186). نخستین منبع برجامانده خبر نیز از صوفیه است (غزالی م505، إحياء علوم الدين، 1/ 202 مرسل)*. خود انس هم در روایتی امامی متهم است (معاني الأخبار، ص411)، اما مهمتر اینکه اصل انتساب خبر به این راوی پرشاگرد پذیرفتنی نیست. از اوایل نشر این روایت محدثان عامه آن را روایتی جدید میشمردند، و تخطئه میکردند (نمونه: ابن فارس، حلية الفقهاء، ص222؛ طرطوشی، الحوادث والبدع، ص132-133؛ ابن اثیر، معجم الأدباء، 4/ 1505؛ فتنی، تذکرة الموضوعات، ص44: رواج از 480) سبط ابن جوزی (م654ق) گزارشی نقل کرده که در آن ابن جهضم، در آخر عمرش دلایل خود را در جعل نماز لیلة الرغائب آورده (سبط ابن الجوزي، مرآة الزمان، ج18، ص312-313) که با توجه به ادبیات آن میتواند اصیل باشد. محدثان عامه ابن جهضم را متهم به جعل حدیث میدانند. (نمونه: ابن جوزی، الموضوعات، ج2، ص129؛ الجرح و التعديل، ج3، ص219) برخی از سنیها هم نماز لیلة الرغائب را که از میان خود آنان برخاسته بدعت میدانند (نمونه: همان؛ ابن تیمیه، الفتاوی الکبری، ج2، ص262؛ ج5، ص344؛ منهاج السنة، ج7، ص39؛ عجلونی، کشف الخفاء، ج2، ص410؛ لخمی شاطبی غرناطی(م790)، الاعتصام، ج1، ص122؛ شربینی، الاقناع، ج1، ص108؛ ملییاری هندی(م987)، فتح المعین، ج1، ص312؛ نووی، شرح صحیح مسلم، ج۸، ص۲۰). ورود به امامیه این خبر در منابع شیعه در إقبال الأعمال (ط الإسلامية، ج2، ص632) بدون ذکر سند و در بحار الانوار (ج95، ص395) به نقل از اجازات علامه با همان سند عجیب عامی آمده است. البته، علامه مجلسی نیز آن را غیر معتمد میداند و به عمل به آن اشکال میکند. (زادالمعاد، ص42) برخی محققان به تفصیل گزارش را نقد کردهاند (نمونه: حسینیان، لیلة الرغائب در ترازوی نقد شیعه؛ ملکیان، صلاة الرغائب). رجالی دانشمند، جناب آقای مددی نیز این خبر را موضوع یا ضعیف دانسته، و دربارهاش گفته است: «حدیثی است که آثار جعل من رأسه إلی ذیله واضح است». عالمانی مانند آقایان امینی، تستری و سبحانی هریک به نوعی عامی بودن و حتی ساختگی بودن آن را پذیرفته اند (امینی، الغدیر، ج5، ص245؛ همو، الوضاعون و احادیثهم، ص228؛ تستری، النجعة فی شرح اللمعه، ج3، ص103؛ سبحانی، موسوعة طبقات الفقهاء، ج7، ص116). سید بن طاووس در اقبال تسامحات فراوانی دارد؛ چنانکه خود ایشان اشاره کرده این خبر را با عنوان احتیاط آورده است. اگرچه بعضیها از باب ادله تسامح به آن عمل کردهاند، اما برخی از فقهای قدیم و بسیاری از محققین معاصر در دلالت این ادله نسبت به این گونه اخبار اشکالات فراوانی مطرح نمودهاند. (برای نمونه از کتب: بحرانی، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة، ج4، ص197 دربارۀ این ادله؛ محمدجواد فاضل، قاعده تسامح در ادله سنن (تحقیق مفصل از دلایل موافقین و مخالفین)؛ محمدتقی اسلامی، اخلاق اسلامي و كاربست قاعده تسامح در ادله سنن، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و…) با این توضیحات حتی اگر کسی در بدعت بودن این آداب یا نامگذاری تردید کند، یا وجهی در تسامح در عمل به آن در نظر بگیرد، باز احتیاط در اجتناب از اعتقاد به خصوصیت شرعی این شب است. ______ *تذکر آقایان حسینیان و علیپور: در برخی مقالات (نمونه: مقاله خانم ژیان) آمده کتاب «مفید العلوم» مدرکی قدیمی و شیعی برای اعمال لیلة الرغائب است. این کتاب بارها در لبنان و مصر و جاهای دیگر با انتساب به ابوبکر خوارزمی ادیب و شاعر (م383ق) چاپ شده است (از جمله چاپ العنصرية). لکن محققان با بررسی دقیقتر معلوم کردهاند که این کتاب تألیف زکریای قزوینی عالم سنی و صوفی قرن هفتم (متوفای ۶۸۲هـ) صاحب کتاب عجائب المخلوقات است. (ر.ک: ویکیفقه؛ تحقیق محمد عطا از کتاب به نام قزوینی) @gholow2
🌱نقد مستندات عید نه ربیع و مواردی مرتبط با آن - ابتدای فصل اول: مروری بر مهمترین مستندات تأیید و رد خبر نه ربیع؛ - ابتدای فصل دوم؛ - ردّ دلیل محاسباتی بر تاریخ قتل خلیفه در نه ربیع؛ - تصویر قدیمیترین مصادر از غلات نصیری که نه ربیع را عید دانستهاند. - خبر منسوب به شیخ صدوق (ره) در مورد نه ربیع - آیا شیخ مفید (ره) روز نهم ربیع را عید دانسته است؟ - چکیده مباحث - بررسی خبر الهداية الکبری درباره ابولؤلؤ 📚 نهم ربیع؛ مروری مختصر بر پژوهشها: https://deraayaat.ir/9rabii/ غلوپژوهی @gholow2