- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 40
- 1/48двое суток
- 45
- 1/72трое суток
- 49
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
_
- حالمو از آهنگام بپرس آدما هیچی از من نمیدونن.
خیالِ باطل است که فکر کنیم باید منتظر بمانیم تا دردها تمام شوند، تا سوگ بگذرد و احساساتِ ناخوشایند رنگ ببازند. ما هر روز، در میانهٔ تمامِ تصمیمها، وابستگیها و زخمهای گذشته، بیآنکه بدانیم در حالِ رشدیم. رشد، نه یک اتفاقِ ناگهانی، که انباشتِ همین لحظههایی است که با درد زیستیم و از پا ننشستیم. ما منتظر نماندیم تا طوفان تمام شود؛ ما یاد گرفتیم در دلِ طوفان، قد بکشیم. سالها بعد، روزی که به تماشایِ آرامشِ برگها یا رقصِ آب مینشینی، ناگهان میفهمی که دیگر آن آدمِ سابق نیستی. نه چون رنجها از بین رفتهاند، بلکه چون تو آنقدر وسیع شدهای که درد، دیگر تمامِ فضایِ روحت را اشغال نمیکند. در آن لحظه، به «خودِ قدیمیات» نگاه میکنی؛ به آن که همیشه منتظرِ رسیدنِ روزی بود که همهچیز خوب شود. حالا میدانی که حق با تو بود: نباید صبر میکردی. ما بزرگتر از تمامِ دردهایی شدیم که روزی خیال میکردیم کمرمان را میشکنند... روز به روز غم دیروز برایمان عادی و تکراری میشود اما از یاد نمیرود. 20 مرداد 1405🤍
без подписи
- یه جوری خاموش شده ذوقم که انگار سی تا گلوله تو قلبم خالی کردن. After that night"
- گاه خورشید در لحظاتی که هرگز پیش از این طلوع نکرده بود، در زندگیات طلوع میکند. صبح میشه این شب؛
ـ گاهی رها کردن، شکل عمیقتری از دوست داشتن است. تِکه هایی از یک کل منسجم؛
без подписи
-
без подписи
_
без подписи
-
-
من حال و حوصله رقابت ندارم، مبارکه رقیبا باشی عزیزم.
همه چیز به تو بازمیگردد...
امشب ماه گرفتگی خونینِ این همه زیبایی رو نمیتونم.... ☄🫠
امشب ماه گرفتگی خونینِ این همه زیبایی رو نمیتونم.... ☄🫠
قلبمو بشکنی مجبورت میکنم رو تیکه هاش راه بری!
این ادما پر دردم کردن:)