رمان های گمشده
Статистикаارسال خلاصه و نام رمانها:👇 @avin_rosh درخواست رمانهاےفایل شده و آنلاین :👇 @d_aa_r_y_a چنل دریای رمان @d_drya_m
- Последний пост
- 2 июн.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#g4351 سلام یه رمان هسته فک کنم جلد دومش بود ژانرش عاشقانه و BDSM بود اسمش یادم نیست ولی اولای رمان دختره از بیهوشی که در میاد میفهمه گیر دوتا مرد افتاده که اون دوتا مردا دشمن اربابش میشدن حالا اون یارو ها هم از همون اول شروع میکنن دختره رو شکنجه دادن و تجاوز کردن یکی شون بود که عاشق دختره بود ولی مخفی میکرد بعد میگذره دختره میفهمه که این یاروها اربابش رو توی اتش سوزی کشتن دختره ناراحتو اینا میشه بعد یکی از این یارو ها خیلی بد دختره رو شکنجه میکنه فک کنم توی اون حالا عمارتی که اونجا بودن کلا یه قانونی بود که وقتی یه برده وارد اونجا میشد یه زخم عمیق میزدنش و کلا اون زخم باید میموند تا وقتی که برده ها جون میدادن برای این دختره هم زیر دلش رو زخمی کرده بودن یه جا هم دختره با زجر داشت زخمش رو تمیز میکرد توی عمارت اجازه نداشتن زخم ها رو درمان کنن و.... کل رمانش یادمه ولی اینی که من خوندم جلد دوم بود و کلا از ماجرای جلد اول بی خبرم اگه کسی میشناسش لطفا اسمش رو بگه
без подписи
#g4350 سلام من چند سال پیش یه رمانی خوندم راجب دو تا دختر بود که دوستن اسم شون مهسا و کیمیا اینا به خاطر دانشگاه خونه جدا از خانواده و باهم میگیرن و اونجا همسایه دوتا استاد شون در میان و در نهایت دراما هاشون شروع میشه تو پارتای آخر مهسا از یکی از اون استادا که باهاش ازدواج کرده بارداره و کیمیا هم با اون استادش که اسمش کیارشه ازدواج کرده و روز عروسی شون تصادف میکنه ولی خوب میشه و عروسی رو توی بیمارستان میگیرن انقدر ازشو یادمه ممنون میشم اسم شو بزارید چنل
без подписи
#g4349 یه رمان دیگم بود دختره مامان بابا نداش داداش ناتنیش اونو پیش خودش نگه میداش دختره کور بود داداشم ازش متنفر بود بعد عاشق دختر شد
без подписи
#g4348 سلام یه رمانی بود دختره رو شونش یه ماهگرفتگی داشت بعد پسره با خواهر دختره بهش خیانت میکنن بعد دختره خودکشی میکنه یا نمیدونم تصادف میکنه همه فکر میکنن مرده بعد پسره پشیمون میشه پدر مادر دختره هم از دختر خوششون نمیومد
без подписи
#g4347 درمورد یه دختر بود ک توخانواده مذهبی بزرگ شده بود دوتا داداش داشت بعد دوستش قرار بود بایه پسره ازدواج کنه پسررو قال میزاره فرار میکنه بعد پسره اومده بود از این دختره انتقام بگیره ک جای دوستشو لو بده حتی باهم تاتهرانم میرن ک دوست دختررو پیداکنن یه روز ک دختره منتظر ماشین بود باپراید مشکی میاد سوارش میکنه بعد خودش هرشب باموتورمیومد دم خونه دختر بهش میگفت گیسو کمند بابای دختره از پسره خوشش نمیومد سال ۹۸ این رمانو خوندم اسمش یادم نیست
без подписи
#g4346 سلام دنبال اسم این رمان میگردم؟ یک دختری که برادرش به قتل رسیده در اصل پلیسه اما به عنوان یک طراح داخلی به دو برادر به اسم امیر و رادمان فکر کنم نزدیک میشه چون فکر میکنه اونا قاتل برادرش و مافیا هستند و بعد با رادمان ازدواج میکنه؟ اما بعدا میفهمه این دو تا قاتل نیستن
без подписи
#g4345 سلام رمانی که خونده بودم در مورد دختری بود که با خواهر و مادرش زندگی میکرد اون برای کار به یه شرکت بزرگ میره و منشی میشه که اونجا رو مرد میانسال و دو پسرش اداره میکنن یکی از اون پسرا افکار عمیق و جالبی داشت که صدقه سریه معلمشون بوده برادر کوچکتر هم شیفته و یا شاید عاشق دختره میشه ولی وقتی خواهر دختره میاد با اون میره تو رابطه چون دستش به خود دختره نمیرسه بعدش بابای پسرا با مامان دخترا ازدواج میکنه و اونا میرن تو یه خونه دختر کوچیکه وارد رابطه اشتباه و دختر بزرگه مورد هدف تهدید پسر کوچیکه میشه تا اینکه پسر کوچیکه خواهر کوچیکه دختره رو میبره پارتی و دست جمعی بهش تجاوز میکنن و میوفته زندان یکی از صحنه هارو یادمه دختر بزرگه با برادر بزرگ تو ماشین نشستن که کودک کار میاد تا شیشه رو تمیز کنه پسره هم یه کشیده میزنه بهش و میگه : اینو زدم تا بفهمی باید سعی کنی بالاتر بری نه اینکه کلفتی کنی .
без подписи
#g4344 سلام یه رمانی هست که یکی از شخصیت اصلی ها اسمش یزدانه و زنش به خاطر جرمی که دقیق یادم نیس (فکر کنم پدر یزدان کشته بود) به اعدام محکوم میشه یعنی یزدان و خانوادش این تصمیم میگیرن .اسم دختر یادم نیس اسم رمان میخواممم
без подписи
#g4343 سلام من چند سال پیش یه رمان خونده بودم ک پسر مافیا بود و انگار دختر رو دزدیده بود بعد پسره یه شب تیر میخوره دختر رو مجبور میکنه ک گلولرو ازش در بیاره بعدم عاشق هم میشن و ازدواج میکنند
без подписи
#g4342 سلام یک رمان بود پسره ترنسه بعد هر ماه هم پریود میشه بعد پدرش مجبورش میکنه داخل همون شرکتی کار کنه که خود پدره و برادرش هم اونجا کار میکنند بعد فکر کنم رئیس شرکته عاشقش میشه اسم رمانه چیه ؟
без подписи