جادویِ عشـق❤️
Статистикаhttp://instagram.com/najme_taheri_psy کانال اختصاصی نجمه طاهری عضو سازمان نظام روانشناسی مشاور خانواده و پیش از ازدواج ، مدرس مهارتهای زندگی ، بهبود روابط عاطفی و زوج درمانگر ۳۱۳۱۲۷۷۲ ۳۱۳۱۲۷۷۳ کلینیک راه عشق
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 98
- 1/48двое суток
- 112
- 1/72трое суток
- 121
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یه افسانه ژاپنی هست که میگه : " اگر به اتوبوس نرسیدی، شاید از یک تصادف جا موندی اگر پذیرفته نشدی، شاید از جایی اشتباه نجات پیدا کردی اگر کسی ترکت کرد، شاید داره جارو برای کسی که قراره وارد زندگیت بشه باز میکنه. " گاهی جهان پشت چیزی که اول شبیه بدشانسیه داره ازت محافظت میکنه! پس به مسیرهای غیر منتظره اعتماد کن ... @good6life
میخوای به شناخت بهتری از خودت دست پیدا کنی ؟ 30 سوال برای اینکه خودتونو بهتر بشناسین : ۱. نقاط قوت من چیست؟ ۲. اهداف کوتاه مدت من چیست؟ ۳. اهداف بلند مدت من کدام است؟ ۴. چه کسی اهمیت بیشتری برای من دارد؟ ۵. پشتیبانهای من چه کسانی هستند؟ ۶. از چه چیز یا چیزهایی خجالت میکشم؟ ۷. دوست دارم برای تفریح چه کار کنم؟ ۸. به چه فعالیتهای جدیدی علاقه دارم یا میخواهم آنها را امتحان کنم؟ ۹. نگران چه چیزهایی هستم؟ ۱۰. ارزشهای من چیست؟ ۱۱. من به چه چیز یا چیزهایی اعتقاد دارم؟ (سیاست، مذهب، مسائل اجتماعی را در نظر بگیرید.) ۱۲. اگر من میتوانستم فقط یک آرزو داشته باشم، آن آرزو این میبود: …… ۱۳. کجا احساس امنیت بیشتری میکنم؟ ۱۴. چه چیزی یا چه کسی به من آرامش میدهد؟ ۱۵. اگر نمیترسیدم، این کار را میکردم: ……. . پر افتخارترین و بزرگترین دستاورد من چیست؟ ۱۷. بزرگترین شکست من چیست؟ ۱۸. آیا من یک شب زندهدار هستم یا یک فرد سحرخیز؟ ۱۹. چگونه میتوانم زندگی خود را طوری تنظیم کنم که با این بخش از طبیعتم سازگاری بیشتری داشته باشد؟ ۲۰. من در مورد شغلم چه چیزی را دوست دارم؟ چه چیزی را دوست ندارم؟ ۲۱. منتقد درونی من به من چه میگوید؟ ۲۲. برای مراقبت از خودم چه کار کنم؟ ۲۳. آیا من درونگرا هستم یا برونگرا؟ ۲۴. آیا از بودن در کنار دیگران لذت میبرم یا تنها بودن من را پرانرژی میکند؟ ۲۵. شادترین خاطره من چیست؟ ۲۶. رویاهایم به من چه میگویند؟ ۲۷. کتاب مورد علاقه من چیست؟ فیلم و سریال مورد علاقهام چطور؟ ۲۸. بیشتر دوست دارم چه موسیقیای گوش بدهم؟ سینما؟ باند؟ ۲۹. غذا، رنگ و حیوان مورد علاقهام چیست؟ ۳۰. به چه علت شکرگزاری میکنم؟
بین رابطههاتون “وقفه” نندازید! اگه امشب با هم بحثتون میشه، فردا صبح حتما “صبح بخیر” بگید، اینقدر چیزای مسخره و کوچیک رو کشش ندید، باهم حرف بزنید، حتی اگه هنوز دلخورید ... اگه صبح دلخوری پیش اومده، نذارید تا شب ادامه پیدا کنه و اگه بحثهاتون طول کشید، نذارید بیشتر از چند روز بشه ... نذارید سکوت بیاد و جا خوش کنه بینتون هر اتفاقی هم که میوفته، سعی کنید “هلش بدید” سمتِ خوب شدن. با هم حرف بزنید، حتی اگه قهرین، حتی اگه غرورتون نمیذاره در هیچ شرایطی نذارید “وقفه” بینتون بیفته ... 🤍 https://t.me/good6life
📙داستان تاجر و ماهیگیر یک تاجر آمریکایی کنار روستایی در مکزیک ایستاده بود. در همان لحظه، قایق کوچک یک ماهیگیر از کنار او عبور کرد. داخل قایق چند ماهی تازه صید شده بود. تاجر از ماهیگیر پرسید: – چقدر طول کشید تا این چند ماهی را بگیری؟ ماهیگیر پاسخ داد: – مدت خیلی کمی. تاجر با تعجب گفت: – پس چرا بیشتر نماندی تا ماهی بیشتری صید کنی؟ ماهیگیر لبخندی زد و گفت: – چون همین مقدار برای سیر کردن خانوادهام کافی است. تاجر پرسید: – پس بقیه وقتت را چه کار میکنی؟ ماهیگیر گفت: – تا دیر وقت میخوابم، کمی ماهیگیری میکنم، با بچههایم بازی میکنم و عصرها به دهکده میروم. با دوستانم گیتار میزنیم، گپ میزنیم و از زندگی لذت میبریم. تاجر گفت: – من در هاروارد درس خواندهام و میتوانم کمکت کنم. اگر بیشتر ماهیگیری کنی، پول بیشتری به دست میآوری. بعد میتوانی یک قایق بزرگتر بخری. با درآمد آن، چند قایق دیگر هم اضافه میکنی و کمکم صاحب یک ناوگان ماهیگیری میشوی. ماهیگیر پرسید: – خب، بعدش چه؟ تاجر ادامه داد: – آن وقت دیگر ماهیها را به واسطه نمیفروشی؛ مستقیم به مشتری میفروشی. بعد کسبوکارت را گسترش میدهی، کارخانه راه میاندازی، بر تولید نظارت میکنی و از این دهکده کوچک به مکزیکوسیتی میروی، بعد به لسآنجلس و در نهایت به نیویورک؛ جایی که میتوانی کارهای بسیار بزرگتری انجام دهی. ماهیگیر پرسید: – این همه چقدر طول میکشد؟ تاجر پاسخ داد: – حدود پانزده تا بیست سال. ماهیگیر دوباره پرسید: – بعد از آن چه؟ تاجر با هیجان گفت: – بهترین قسمت ماجرا همینجاست! در زمان مناسب، سهام شرکتت را با قیمت بسیار بالایی میفروشی و میلیونها دلار به دست میآوری. ماهیگیر گفت: – میلیونها دلار؟ خب، بعدش چه؟ تاجر لبخند زد و گفت: – بعد بازنشسته میشوی، به یک دهکده ساحلی آرام میروی؛ جایی که میتوانی تا دیر وقت بخوابی، کمی ماهیگیری کنی، با بچههایت بازی کنی، عصرها با دوستانت گیتار بزنی و از زندگی لذت ببری. ماهیگیر با لبخندی آرام گفت: – اما من همین حالا هم دارم همین کارها را میکنم... این داستان یادآوری میکند که گاهی انسان سالها برای رسیدن به آرامش و لذت زندگی تلاش میکند، در حالی که ممکن است همان آرامش، از همین امروز و در سادگی زندگیاش وجود داشته باشد.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи