tgindex
گُذَرْ… |کاف‌اِی

گُذَرْ… |کاف‌اِی

Статистика
@gozar_hichперсидский

گویی که لحظه‌ای سکوت عالم را فراگیرد. من چه بودم؟ جز یک گُذَرْ... گذر نام من است. که بودنِ واقعی، رفتن و ساختن و از نو پدید آمدن است. می‌گذرد. و این‌چنین هم نمی ماند. خوشا به حالم اگر، معنی ِ بودن را در گذر پیدا کنم.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
9
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
160
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
88
22 постов
Вовлечённость
55,0%
к подписчикам
Постов в день
1,3
всего 22
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
63
1/48двое суток
72
1/72трое суток
77

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ما را چنان که باید و شاید کسی ندید روز ازل هم آینۀ ما غبار داشت فاضل -

  • در این سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی‌زند یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کند کسی به کوچه سار شب، در سحر نمی‌زند نشسته ام در انتظار این غبار بی‌سوار دریغ، کز شبی چنین، سپیده سر‌ نمی‌زند گذرگهی‌ست پر ستم که اندر او به غیر غم یکی صلای آشنا، به رهگذر نمی‌زند دل خراب من دگر، خراب‌تر نمی‌شود که خنجر غمت از این، خراب‌تر نمی‌زند چه چشم پاسخ است ازین دریچه‌های بسته‌ات برو که هیچکس ندا، به گوش کر نمی‌زند نه «سایه» دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست اگر نه بر درخت تر، کسی تبر نمی‌زند هوشنگ ابتهاج -

  • 12 авг.61из insearchoflosttimem

    متی ترانا و نراک..

  • 11 авг.68из gozar_hich

    کریم کاری به جز جود و کرم نداره -

  • لفت بدید.

  • خیلی بده که من به اصول عقلی متعهدم.

  • و شما اگر بخواید با من جدل عقلی کنید، می‌تونید بگید همین حرفت هم جنبه «شخصی» داره و غلط می‌کنی تعمیم می‌دی.

  • و شاید یه علت عمده‌ای که یهو یکی بر خلافه همه میاد می‌گه این رمان عالی بود یا این رمان افتضاح بود، دقیقاً بستگی به حال و احوال شخصی خودش داشته باشه.

  • آدم‌ها بیشتر از این‌که از «رمان» خوندن لذت ببرن، از حس «هم‌ذات پنداری» با رمان لذت می‌برن.

  • شاید شب تموم شد. خدا رو چه دیدی؟

  • بابا اینا همه‌ش اعتباره.

  • شما جای پدر ما هستید.

  • به من مادر نگید. 🙏🏻

  • شمام این‌طوری هستید که فارسی یا انگلیسی نوشتن، استفاده از ایموجی و نوع سیو کردن شماره‌ی آدم‌ها تو گوشی‌تون نشون‌دهنده‌ی میزان اهمیت‌شون یا نوع ارتباط‌تون با اون‌هاست؟

  • گزارش کتاب - واقعیت اجتماعی و اعتباریات| مریم اولیایی بخش پایانی این فصل، به دنبال دفاع از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی‌ست. انتقادات وارد شده به این نظریه مخصوصا از سمت شهید مطهری، مطرح شده و مولف نیز به نوبه‌ی خودش پاسخ داده. اولین نقد بر سر مباحث تاریخی‌ست. در کل تاریخچه‌ی مساله در سنت حوزه خیلی اهمیت دارد. مثلا این‌طور فرض کنید که یکی از دلایل جدی در بسیاری از احکام فقهی، عدم مخالفت با مشهور است. البته این مثال فقهی است ولی برای نشان دادن اهمیت تاریخ جالب است. در کل در حوزه نظر «شاذ» خیلی سریع شناخته می‌شود و غالباً هم طرد می‌شود. با این مقدمه، عدم توجه به تاریخ در نظریه اعتباریات، صدای منتقدین از جمله شهید مطهری را درآورده. یک‌جای بحث می گویند هم در مباحث اشراق این‌ها مطرح شده هم محقق اصفهانی این حرف‌ها را زده. مولف در مورد محقق اصفهانی پاسخ می‌دهد که اگر علامه طباطبایی نظرشان را از ایشان گرفته بود حتما در جایی قیدش می‌کرد. کمااین‌که ایشان تصریح کرده المیزان را مدیون آیت‌الله قاضی بوده. اما این‌قدری که من دقت کردم مولف درباره اشراق حرفی نزد. شاید هم در موضوع این کتاب نبوده که تاریخ را عمیقاً نکاویده. اما به‌نظرم جای کار دارد. نقدهای بعدی به خود نظریه است. مهم‌ترین‌ش، نقد به «اصل استخدام» است. شهید مطهری می‌گوید این همان تکامل داروین است. و در انتقاد بعدی می‌گوید که حیوانات اعتبار ندارند. اشکال سوم هم این است که علامه معتقدند ظلم تاریخی به زن، ریشه در «استخدام» دارد اما شهید مطهری معتقدند که این ظلم ریشه در جهل مردان داشته است. اجمالا پاسخ‌ها این‌هاست: ۱- علامه اصل تنازع بقا را به صورت مشروط پذیرفته است و آن را دارای عمومیت نمی‌داند. به نظر علامه تنازع با استخدام هم برابر نیست. بازهم این‌قدری که من فهمیدم، تاکید علامه روی بحث علیت است و خب در همین نظام علّی موجودات ضعیف‌تر در مقابل موجودات قوی‌تر به مرور زمان از بین رفته‌اند. اما شرط مهم این است که در هر فرضی، باید قانون علیت حاکم باشد. ۲- در مورد ادراکات اعتباری حیوانات هم، این کلمه‌ی «تشکیکی» را از من بپذیرید با این‌که بنده‌ی خدا علامه این را نمی‌گویند:)) (یک جا هم فلسفه اسلامی نگفت تشکیک، ما به زور جا دادیم.) چرا تشکیک؟ شهید مطهری می‌گوید حیوان که ادراک ندارد که بتواند اعتبار کند. اما علامه می‌گوید حیوان به محض ادراک شهوت و میل پیدا می‌کند و از همین ادراک می‌تواند «رسیدن» یا «نرسیدن» را تجربه کند که یک امر «عمومی» است. ۳- در مورد پاسخ سوم هم ممکن است حاشیه ایجاد شود. اما خب اجمالاً نظر علامه اینست که نیروی غالب مردانه، ستمگرانه، نیروی زنانه را در طول تاریخ به «استخدام» خود درآورده و همین، موجب ناعدالتی‌ شده. (توضیح نظریه استخدام این مطلب را روشن‌تر می‌کند.) اصل استخدام: انسان بر اساس ادراک عقل عملی در ماده تصرف می کند. این تصرف، استخدام ماده‌ است. یعنی شروع استخدام از «ماده» است. اجتماع هم همین‌طوری شکل می‌گیرد. طبیعت مستقیماً انسان را به سمت اجتماع نمی‌برد؛ بلکه طبیعت انسان را به سمت استخدام برده و استخدام به سمت اجتماع. انسان حب ذات دارد. نسبت به هم نوع خودش هم انس دارد. همین دو مقدمه، به جامعه فعلیت می‌بخشد. یعنی شما خودت را دوست داری، هم‌نوع خودت را هم که دوست داری، پس اراده می‌کنی که به شکل جمعی به حیات خودت ادامه بدهی. حالا همین‌جا دعواها و زد و خوردها شروع می‌شود (به همان اشکال سوم هم مرتبط است). در صدد همین دعواها انسان به اضطرار میفتد. برای چه؟ برای اعتبار «عدالت اجتماعی». یعنی آن‌قدر این استخدام‌های فردی در جامعه به تعارض می‌خورند که یک سوم شخصی به اسم عدالت باید بیاید وسط. این‌جا قوانین اجتماعی شکل می‌گیرند. در واقع با بررسی «تجربی» همه اصل‌های اعتباری با زندگی انسان قابل تطبیقند که دیگر مصادیق‌ش را نمی‌گویم. در پایان فکر می‌کنم که جان سرل هسته‌ی مرکزی شکل گرفتن نهاد اجتماعی را قراردادی می‌دانست که خیلی به زبان وابسته بود. اما در نظریه اعتباریات مساله «نیاز» و همین «اضطرار» خیلی پررنگ‌تر است. البته این حرف خیلی ساده است چون هم سرل لوازم خاصی برای حرفش دارد هم علامه که در فصل سوم این کتاب قرار است مقایسه تطبیقی بین‌شان مشخص شود. کاف‌اِی - @gozar_hich

  • - پیش او مردن به هر دم از شکر شیرین‌تر است مرده داند این سخن را تو مپرس از زندگان مولانا -

  • الان من حتی حس می‌کنم کانال‌های معروف فلسفی هم‌ محتواهاشون رو می‌دن به AI. عجب بساطیه.

  • استاد نگید به من.

  • پس کی برای بچه‌های آینده از وحوش سطلی بگه؟

  • و شما بسیار حرامزاده‌اید🙏