❀هفتکل قدیم❀
Статистика🔶https://telegram.me/haftKeLghadim @haftKeLghadim #اینستاگرام https://www.instagram.com/haftkel_ghadim?igsh=MXE1YWtrZ2kwdWh0eA== شورای سردبیری. #جنابان_فرامرز قنبری_حمید_سیدی خانم کوهبایی_خانم مورجانی مدیر کانال #ساسان_احمدپور @sasan136252
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 111
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 435
- 1/48двое суток
- 498
- 1/72трое суток
- 537
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
*خدا در معابد نیست ، در معابر است.* مجید حسینی نژاد خدا نه در معابد است و نه در مساجد. خدا را سالهای سال است که در معابد و مساجد به اسارت گرفته اند. خدا لابلای همین کودکان سرطانی و بی پناه در رفت و آمد است. خدا هر شب بر بام خانه های فقر نظارهگر رفتارهاست. خدا کنار کارگران و زحمتکشان آبرومند است. دست های خدا از تماشای عرق بر جبین آنها پینه بسته است. خدا از هر چه زاهد ظاهرپرست ریاکار متنفر است. خدا هرصبح در کوله پشتی معدنکاران هفتکل ، سیب امید و شاخه گل آرزو میگذارد. خدا موسیقی خلقت را در نوای قرآنش تلاوت میکند اما بسیاری از قاریان و مداحان فقط تمرین صدا و سوز و گداز و گریه میکنند. خیلیها دیگر به این معرکه گرفتن ها واکنش نشان نمی دهند. خدا را باید در گلوی پرندگان عاشق ، در موسیقی قطره های باران ، در آبی بیکران آسمان ، در درخشش جاویدان خورشید جست. چه کسی میگوید خدا در معبد و مسجد و کلیساست؟ خدا در هیچ چهاردیواری نمیگنجد... خدا را بارها دیده ام... در بخاری اهدایی به یک مدرسه کپری ... در دست های سخاوتمندی که میبخشند و میروند و از نظر دور می شوند. در نگاه آشفته کارگری که امروز هم نتوانسته است کاری پیدا کند. در تور خالی ماهیگیری که ناامیدانه از دریا برگشته است... در نگاه زنی که با حسرت از کنار ویترین طلافروشی میگذرد... در رویاهای دخترکان معصوم کتابفروش... ناخنکار ... ورزشکار ... فروشنده ... آنلاین شاپ ... خدا شاید در شبانه روز یک ساعت در معبد باشد ۲۳ ساعت دیگر شانه به شانه ما در خیابان راه می رود... خدا را زندانی کرده اند ... برای رسیدن به منافع خودشان ... من خدای خیابان را میپرستم.... #مجید_حسینی_نژاد #هفتکل_قدیم @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم ازراست زنده یادمراداورکی بازیکن تاج هفتکل زنده یادمحمدرضاخلعتبری درهفتکل بازیکن ارتش .درتهران پرسپولیس سیاوش حیدری درهفتکل بازیکن تاج ودراصفهان بازیکن دوب اهن @haftKeLghadim
*شاید دلیل دلتنگی این باشد که زمان میگذرد؛ اما دل، هنوز حاضر نیست بعضی لحظهها را ترک کند…* #در_سوگ_مردی_از_جنس_بهشت #همساده_آرام_لین_ها #آ_حسین_کاظمی #هفتکل_نفت_سفید 🖤🖤🖤 @haftKeLghadim
#کاش_وقتی_ذوقش_داریم #بشه @haftKeLghadim
«طعمِ خوشِ خاطره؛ روایتی از ربگیریهای هفتکل» اواسط مرداد که از راه میرسید، گویی زمان در هم میتنید تا فصلِ تجدید میثاق فرا برسد. هنوز گرمایِ سنگین تابستان در فضا سنگینی میکرد که بساط ربگیری، نویدبخش دورهمیهای صمیمانهای میشد که قلب تپندهٔ محله بود. پدر، با آن دستهای کاربلد، دستچینهایِ مغازه ی میوه فروشی «مَش غریب» را به خانه میآورد؛ تودههایی از گوجههایِ سرخ و آبدار که زیر آفتاب تند مرداد، گویی خودشان را برای پختن آماده کرده بودند.همه چیز از حیاط سیمانی شروع میشد؛ جایی که با آمدن مرداد، غوغایِ کار آغاز میشد. صدای برخورد گوجههای تازه و جریان آب خنک روی آنها، موسیقی آغازین این مراسم بود. مادرم، با آن دستان پُربرکت و خندههایی که خانه را روشن میکرد، ستونِ اصلیِ این ضیافت سنتی بود. همسایهها نیز، با آن صفا و صمیمیتی که این روزها گویی غبارِ فراموشی بر آن نشسته، گرد دیگ بزرگ جمع میشدند.آن روزها، قصهٔ رب، قصهٔ صبر و تابآوری بود. گوجهها را میشستند، نصف میکردند و در دیگهای غولآسا به آغوش هم میسپردند؛ سپس با نمک، آنها را یک روز تمام زیر تابش بیدریغ خورشید مرداد رها میکردند تا به قول مادرم، «ترشجوش» شوند و طعم اصالت در جانشان بنشیند.سپس، نوبت به آن لحظهٔ حساس میرسید: عبور از الک دستی. وقتی عصارهٔ غلیظ و سرخِ گوجهها از میانِ الک میگذشت، گویی روحِ تابستان در دیگ پخت میریخت. صدایِ آرام جوشیدن و قلقل مداوم آن، با صدایِ خندههای زنان همسایه در هم میآمیخت. چه شکوهی داشت آن لحظه که ربها در دبههای مخصوص جای میگرفتند؛ گویی خورشید مرداد را برای شبهایِ استخوانسوز زمستان ذخیره میکردیم.هنوز هم وقتی چشمهایم را میبندم، عطر آن آبگوشتهای بینظیر که با همین ربهایِ دستساز جان میگرفت، در مشامم میپیچد. سرمای جانکاه زمستانِ هفتکل بود و گرمایِ دلپذیر«بیلر» که پناهگاهِ ما میشد. از مدرسه که برمیگشتیم، بوی خوش آبگوشت مادرم و نانِ داغ سید کریم و عمو صفر، تمام وجودمان را پر میکرد؛ ضیافتی ساده اما بهشتی.آن روزها، «بهانه» برای با هم بودن بسیار بود و «عشق» چاشنی تمام سفرهها. زنان همسایه، بیهیچ تکلفی، شانه به شانهٔ هم، بذر مهر میپاشیدند و در سایهسار همین ربگیریها بود که پیوند دوستیها، محکمتر از هر حصاری بنا میشد.امروز، دلم هوای آن روزها را کرده است؛ هوای بویِ سبزیهای معطربابایی ، عطرِ دمپختهایِ مادر، و آن گرمایِ نابی که فقط در سفرههای پربرکت هفتکل قدیم یافت میشد. یادش بخیر؛ آن روزها که زندگی، ساده بود، اما به وسعت تمام عشق، عمیق بود. #خاطرات ربِ گوجه گیری🍅 #هفتکل_قدیم #فرزند_کهن_دژ_هفتکل_نصیری 🤍🤍🤍 https://telegram.me/haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم زنده یاد ملک محمد عبدی پور /قنبری و مرحومه همسر گرامیشان 🤍🖤🤍 @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم #روز_خبرنگار #رضا_مرادی_خواه #هفتکلی_ها 💙❤️💙 @haftKeLghadim
خبرنگاران راهیان وادی آگاهی و راویان عشق و آزادی و نیک اندیشان بلند نظر عرصه ی اطلاع رسانی اند. هفدهم مردادماه روز بزرگ و سترگ خبرنگار که به مناسبت سالروز شهادت شهید محمود صارمی نامگذاری شده است؛ فرصت مغتنمی است که این روز شکوهمند، روز حق گویی و حق جویی و…
خبرنگاران راهیان وادی آگاهی و راویان عشق و آزادی و نیک اندیشان بلند نظر عرصه ی اطلاع رسانی اند. هفدهم مردادماه روز بزرگ و سترگ خبرنگار که به مناسبت سالروز شهادت شهید محمود صارمی نامگذاری شده است؛ فرصت مغتنمی است که این روز شکوهمند، روز حق گویی و حق جویی و روز پاسداشت قلم را به همه ی خبرنگاران ، نویسندگان و روزنامه نگاران، صاحبان اندیشه و قلم و آزادگان عرصه ی اطلاع رسانی و نیز شما خبرنگار صدیق و شریف صمیمانه تبریک و تهنیت عرض نمایم. لذا ضمن قدردانی از همه ی عزیزان که با ارسال پیام و یا تماس این روز عزیز را تبریک گفتند از ایزد منان برای و همه ی توفیق و تداوم هدایت و سعادت و سرافزاری و سربلندی تمنا دارد. #ساسان_احمدپور #هفتکل_نفت_سفید #شهاب_داودی #هفتکلی_ها #رضا_مرادی_خواه @haftKeLghadim
به نام خداوند جان و خرد «قلم، زبانی است که حق را بیپرده میگوید / رسانه، آیینهای است که غبار از چهرهی شهر میزداید» روز خبرنگار، روز پاسداشتِ قلمهایی است که نه برای خود، که برای روشن شدنِ افکار عمومی و پیشرفتِ یک شهر مینویسند. روز تجلیل از کسانی که با نقدِ سازنده و مطالبهگریِ آگاهانه، پلِ ارتباطیِ مردم و مسئولان میشوند. از همراهیِ شما در این مسیر و نگاهِ بلندتان به رسالتِ رسانه، صمیمانه سپاسگزارم. درکِ بالای شما از شرایطِ پیچیدهی امروز و توجهِ ویژهتان به توسعهی شهر و دغدغههایِ مردم، برای من همواره ارزشمند و انگیزهبخش بوده است. چنین نگاههایی، سرمایهای گرانبها برای هر فعالِ رسانهای است. امید که این همراهی و همدلی، گامی مؤثر در جهتِ آبادانی، شفافیت و پیشرفتِ هرچه بیشترِ منطقه باشد و بتوانیم در کنار هم، افقهای روشنتری را برای آیندهی شهر رقم بزنیم. این روز فرخنده بر شما مبارک. 🌹 علیرضا احمدپور @haftKeLghadim
«ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ» روز خبرنگار مبارک. هفدهم مرداد، روز شماست؛ سربازان بیادعای آگاهی که در وانفسای هیاهوهای گروهی و جناحی، هنوز برای ایران و حقیقت قلم میزنید. 🖊️قسم به قلم، که تنها راه نجات این سرزمین، عبور از شعارزدگی و بازگشت به حقیقتگویی شجاعانه است. این راه دشوار را شما بلدید؛ شمایی که با قلمتان از اعتماد ملی، منافع ملی، کیان و امنیت ملی دفاع میکنید. برقرار و استوار باشید.🇮🇷 با ادای احترام اسماعیل جلیلی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم ولی نوروزی مرد دوست داشتنی محله نمره ٢ 💙💙💙 @haftKeLghadim
#قدیم با ذکر صلوات و فاتحه مصادف با خزان #سید_علی_طاهری مرد نیک هفتکل 🖤❤️🖤 @haftKeLghadim
یادش بخیر… خانهی پدری ظهرهای کشدارِ تابستان… از ترسِ بیدار شدنِ پدر و مادر، خواب به چشممان نمیآمد؛ میرفتیم سراغِ «اسمفامیل» و «یهقلدوقل» و چه دنیای بزرگی داشت همان بازیهای کوچکِ کودکی… یادش بخیر شیطنتهایمان؛ خندههایی که از تهِ دل بود و قهرهایی که عمرشان به اندازهی یک بستنی و یک مشت آجیل بود! یادش بخیر آن" بیلر " وسطِ خانه، که در سرمای زمستان دورش جمع میشدیم و دستهایمان را به گرمایش میسپردیم. و آن «بخار» کوچکِ آشپزخانه، که مامان رویش خوشمزهترین آبگوشت دنیا را میپخت؛ آبگوشتی که شاید راز خوشمزگیاش، نه در نخود و گوشت و ادویه، که در عطرِ همان خانه و دستهای مادر بود… یادش بخیر حیاطِ بزرگِ خانه؛ همان حیاطی که وسطی بازی میکردیم و من تمام تلاشم را میکردم توپِ برادرم به من نخورد تا نسوزم و از بازی بیرون نروم! قهرها کوتاه بود، دلخوریها زود تمام میشد؛ گاهی یک شیرینی، یک بستنی، یا حتی یک قول کوچک کافی بود: «بیا با دوچرخه دورت بدم توی حیاط…» و همین، کافی بود تا تمام دلخوریها راهِ خانهی آشتی را پیدا کنند. کاش دلهای ما هم مثل آن روزها بود… کاش اینهمه دیوار، فقط دورِ خانههایمان کشیده میشد، نه دورِ قلبهایمان. خانهها را با دیوارهای قطور و نماهای پرزرقوبرق زیباتر کردیم، اما انگار دلهایمان هم همانقدر سنگی و دور از دسترس شدند؛ دیگر نه یک بستنی، نه یک لبخند، نه حتی یک «بیا با هم دوچرخهسواری کنیم» نمیتواند فاصلهها را کم کند. چه ساده بودیم و چه خوشبخت… آن روزها اگر کسی دل ما را میشکست، کودکانه میرنجیدیم، کودکانه میبخشیدیم و دوباره کنار هم مینشستیم. حالا اما بزرگ شدهایم؛ آنقدر بزرگ که بلد نیستیم ببخشیم، آنقدر دور که بلد نیستیم برگردیم، و آنقدر گرفتارِ غروریم که برای یک آشتی، حتی یک قدم هم برنمیداریم. یادش بخیر خانهی پدری… یادش بخیر کودکی… یادش بخیر دلهایی که هنوز بلد بودند با کوچکترین بهانه، دوباره همدیگر را دوست داشته باشند. و هزاران افسوس که از آن همه سادگی، فقط خاطرهای مانده و دلی که هر بار به گذشته برمیگردد، آه میکشد و آرام میگوید: کاش میشد فقط برای یک روز، دوباره بچه بود… نصیری فرزند کهن دژ هفتکل ✍ #هفتکل_قدیم @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم هفتکل امروز ❤️❤️❤️ @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم خانه پیشاهنگی هفتکل سال ۱۳۶۲ ایستاده از راست به چپ : عادل متدین ، فرهاد کمری ، حمید گیلانی ، ابراهیم سلکی ، نشسته : نورالله حبیب زاده آلبوم .. داریوش آزادی @haftKeLghadim
#مصادف_با_یکمین_خزان #اسطوره_باشگاه_ملوان_دارایی #سهراب_ایگدر #هفتکل_قدیم @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم زنده یاد یوسف طهماسب زاده کیانوش آرمون 🖤🤍🖤 @haftKeLghadim
#هفتکل_قدیم برادران خاکی خیابان آل علی عبدالرحیم ابراهیم 🤍❤️🤍 @haftKeLghadim
#آگهی_تسلیت جنابان #ایرج_نعمتی_پور #رضا_اسکندری در گذشت مرد نیک بازار هفتکل مرد اخلاق #آ_یوسف_طهماسب #زاده را به جنابعالی و خانواده محترمتان تسلیت میگوییم از خداوند متعال صبر برایتان آرزومندیم #شورای_سر_دبیری_هفتکل #قدیم @haftKeLghadim