tgindex
همانندیاب

همانندیاب

Статистика
@hamanandyabперсидский

در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.

Последний пост
9 июл.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
38
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
779
−3 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
517
38 постов
Вовлечённость
66,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 38
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • видео или голосовое, без подписи

  • 9 июл.302124из Rostami_Siamak

    بررسی ریشهٔ نشانهٔ «جات» در واژگانی چون: سبزیجات، ترشیجات، میوه‌جات و... 📚 بُن‌مایه: 📗 واژه‌نامۀ دهخدا #ریشه_شناسی @Rostami_Siamak

  • 9 июл.28521из azvirayesh

    روزنامه‌جات یا روزنامجات؟ واژهٔ rōznāmag از فارسی میانه وارد عربی شده و تبدیل به روزنامج شده. در عربی روزنامج و واژه‌های مشابه را با ـات جمع بسته‌اند و شده روزنامجات. این واژه‌ها را دوباره از عربی وام گرفته‌ایم و ـجات را از انتهای این واژه‌ها برداشته‌ایم و به واژه‌های دیگر، مانند ترشی و سبزی و کارخانه، افزوده‌ایم. منبع: «دربارۀ زبان فارسی، ویرایش زبانی و درست و غلط در زبان»، علی‌اشرف صادقی، تدوین فرهاد قربان‌زاده، چاپ‌شده در: درست و غلط در زبان از دیدگاه زبان‌شناسی (ویراست دوم)، کتاب بهار، ١۴٠١، صفحهٔ ۱۴۰. ۱۴۰۴/۰۱/۱۰ ▫️فرهاد قربان‌زاده @azvirayesh

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 9 июл.28528из Rostami_Siamak

    ریشۀ واژۀ «کهکشان» و داستان «راه شیری» #ریشه_شناسی @Rostami_Siamak

  • 9 июл.26237из azvirayesh

    ‏تصور بفرمایید کسی دسته‌ای کاه در آغوش گرفته و هنگام راه رفتن، کاه‌ها در پی هم بر زمین می‌ریزد و زمین را فرش می‌کند. به گونه‌ای که گویی راهی از کاه بر زمین کشیده‌اند. فارسی‌زبانان هزاران ستاره‌ای را که به دور یک مرکز می‌چرخند به این کاه‌ها تشبیه کردند و نامشان را گذاشتند «کهکشان». ١۴٠۵/٠۴/٠٩ ▫️فرهاد قربان‌زاده @azvirayesh

  • видео или голосовое, без подписи

  • 10 нояб.750141из YaddashtQaemmaqami

    گسست و بسند (با تشکر از دزدان عزیز) مسألهٔ تقابل ماده‌های مضارع خیشومی و ماده‌های مضارع ساخته‌شده با ya چیزی نیست که در سواد هر کسی باشد؛ کسی را می‌خواهد که درسی خوانده باشد، آقا جان. آن هم بدبختانه در این مملکت منحصر است در یک دو شخص. این تقابل لااقل در یک فعل در گویشهای قصران و حاشیهٔ دریای خزر همچنان بر جاست. از دوستان دزدی که مقالهٔ گسست و گسل بنده را خوانده‌اند و نصفش را فهمیده‌اند و نصفش را نفهمیده‌اند (و راستش بنده از تعداد زیادی از مدعیان این مباحث انتظار فهمیدن آن مطالب را هم ندارم؛ به هر حال، هر کسی مرتبه‌ای دارد و ذهنی و بهره‌ای از هوش و عیاری، و عیار نویسندۀ آن مقاله هم که بنده باشد چیزی نیست که به راحتی بر هر فرد عامی معلوم شود) و یادداشت بنده دربارهٔ همین تقابل در گویش آهاری را در همین یادداشتها دیده‌اند و بعد از خواندنِ آن به خیال خود مسألهٔ «بن‌بسند» تفسیر شنقشی را حل کرده‌اند (و مَثَل معما چو حل گشت آسان شود را از یاد برده‌اند) و به روی مبارک هم نیاورده‌اند و دزدی خود را به خورد مجله‌ای نادانتر از خود داده‌اند کمال تشکر به عمل می‌آید. این مملکت این همه استاد را الکی که به کف نیاورده. تبحّر در فنون دزدی به هر حال ممارست و تمرین می‌طلبد و حیف است این همه زحمت بی‌ ارج و اجر بماند. تذکار: تکلیف بن‌بسند را پیش از مقالۀ بنده استاد صادقی در نوشته‌ای کوتاه تقریباً معلوم فرموده بودند. حرف حساب هم در واقع دو کلمه است.

  • видео или голосовое, без подписи

  • 2 нояб.896104из negaaraan_ac

    «پرستار» ۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمان‌بردار» بوده‌است: «اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ص ۱۶۲) پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمان‌بردار امرش») بنی‌آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی) ۲) می‌دانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی می‌پیوندد و اسم یا صفت می‌سازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژه‌ای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شده‌است، زیرا «پرست»، در رویکرد هم‌زمانی،‌ از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بن‌‌های ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائم‌مقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹) #واژه‌شناسی @kalamat_k

  • 2 нояб.78271из Matnook_com

    دو نکته دربارۀ «پرستار» به‌مناسبت روز ملی پرستار ۱) «پرستار»، مصوب فرهنگستان برای nurse، در فارسی قدیم به معنای «کنیز یا خدمتکار» و نیز «فرمان‌بردار» بوده‌است: «اتفاق افتاد که بر پرستاری عاشق شد [= «بر کنیزی عاشق شد»]، قیمت وی صدوپنجاه دینار.» (خواجه نظام‌الملک، سیاست‌نامه، ص ۱۶۲) پرستارِ امرش همه چیز و کس (= «فرمان‌بردار امرش») بنی‌آدم و مرغ و مور و مگس (سعدی) ۲) می‌دانیم که پسوند «-ار» تنها به بن ماضی می‌پیوندد و اسم یا صفت می‌سازد، مانند «کشتار» و «خریدار». اما «پرستار» تنها واژه‌ای است که از بن مضارع «پرستیدن» (= «پرست») و پسوند «-ار» ساخته شده‌است، زیرا «پرست»، در رویکرد هم‌زمانی،‌ از لحاظ صوری و ساخت آوایی، مانند بن‌‌های ماضی است (برای بررسی تاریخی (درزمانی) ← احمدرضا قائم‌مقامی، «پرستار (بحث لغوی و دستوری)»، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۷ (اسفند ۱۳۹۹)، ص ۵۷ به بعد). دوازدهم مِی نیز، زادروز خانم فلورانس نایتینگِل، بنیان‌گذار پرستاری نوین، روز جهانی پرستار است. God found some of the strongest women and made them nurses. خداوند برخی از تواناترین زنان را یافت و آنان را پرستار کرد. #واژه‌شناسی #دستورزبان ۱۴‌۰‌۱‌/‌۰‌۹‌/‌‌۰‌۹ سید محمد بصام @Matnook_com instagram.com/matnook_com

  • видео или голосовое, без подписи

  • 2 нояб.61261из negaaraan_ac

    مهر نام ماه هفتم از گاهنامۀ خورشیدی است که در #زبان_اوستایی و #فارسی_باستان به‌صورت میثرَ، و در #فارسی_میانه به‌صورت مهر بوده‌است. مهر را ایزدِ نور و روشنایی (خورشید)، پیمان و قرارداد، دوستی و مهر، جنگجو و پشتیبان گله‌ها معنی کرده‌اند که با گردونه‌ای چهاراسبه آسمان را می‌پيمايد و با داشتن هزار چشم و ده‌هزار گوش، هیچ‌چیز بر او پوشیده نیست. ازاین‌رو، مهر ناظر بر پیمان، دوستی و راستی است. #ریشه‌_شناسی @kalamat_k

  • 2 нояб.5961из cheshmocheragh

    ♎️ مهر نام ماه هفتم از گاهنامۀ خورشیدی است که در #زبان_اوستایی و #فارسی_باستان به‌صورت میثرَ، و در #فارسی_میانه به‌صورت مهر بوده‌است. مهر را ایزدِ نور و روشنایی (خورشید)، پیمان و قرارداد، دوستی و مهر، جنگجو و پشتیبان گله‌ها معنی کرده‌اند که با گردونه‌ای چهاراسبه آسمان را می‌پيمايد و با داشتن هزار چشم و ده‌هزار گوش، هیچ‌چیز بر او پوشیده نیست. ازاین‌رو، مهر ناظر بر پیمان، دوستی و راستی است. #ریشه‌_شناسی @cheshmocheragh

  • видео или голосовое, без подписи

  • 2 нояб.55631из negaaraan_ac

    سال‌ها پیش از آنکه مردم چیز نوشتن بدانند، درودگری کادموس‌نام می‌زیست. یک روز که در خانه‌ای سرگرم کار بود، به افزاری که در خانهٔ خود جای گذاشته بود، نیاز پیدا کرد. پاره‌چوبی برگرفت و روی آن چیزی نوشت و به غلام خویش داد تا به خانه بَرَد و به زن وی دهد و او را بگوید که پاره‌چوب به وی خواهد گفت شوی او چه خواسته‌است. زن کادموس به پاره‌چوب نگریست و بی‌آنکه سخنی بگوید، افزاری را که شوهرش خواسته بود، به غلام بهت‌زده که می‌پنداشت چوب به‌طریق مرموزی پیام درودگر را رسانده‌است، داد. غلام چون نزد کادموس بازگشت، از او درخواست که پاره‌چوب را به وی بخشد، و چون آن را گرفت، طلسم‌وار به گردن خویش آویخت. این داستانی است که یونانیان دربارهٔ مردی که به‌گمان آنان الفبا را اختراع کرده‌است می‌گویند. گمان ما این است که کادموس مردی افسانه‌ای باشد، زیرا یونانیان چنین داستان‌پردازی‌ها را دوست می‌داشتند و می‌اندیشیم که هیچگاه الفبا ساختهٔ یک تن نمی‌تواند باشد. اما کادموس مردی فینیقی بود و می‌دانیم که فینیقیان الفبا را اختراع کردند. (تاریخ جهان برای خردسالان. و. م. هیلیر. ترجمهٔ مصطفی مقربی. تهران: دانش، ۱۳۶۱، ص۷۳-۷۴) @kalamat_k

  • 2 нояб.39311из cheshmocheragh

    ✍🏼 سالروز درگذشت دکتر #مصطفی_مقربی، عضو پیوستهٔ #فرهنگستان زبان و ادب فارسی سال‌ها پیش از آنکه مردم چیز نوشتن بدانند، درودگری کادموس‌نام می‌زیست. یک روز که در خانه‌ای سرگرم کار بود، به افزاری که در خانهٔ خود جای گذاشته بود، نیاز پیدا کرد. پاره‌چوبی برگرفت و روی آن چیزی نوشت و به غلام خویش داد تا به خانه بَرَد و به زن وی دهد و او را بگوید که پاره‌چوب به وی خواهد گفت شوی او چه خواسته‌است. زن کادموس به پاره‌چوب نگریست و بی‌آنکه سخنی بگوید، افزاری را که شوهرش خواسته بود، به غلام بهت‌زده که می‌پنداشت چوب به‌طریق مرموزی پیام درودگر را رسانده‌است، داد. غلام چون نزد کادموس بازگشت، از او درخواست که پاره‌چوب را به وی بخشد، و چون آن را گرفت، طلسم‌وار به گردن خویش آویخت. این داستانی است که یونانیان دربارهٔ مردی که به‌گمان آنان الفبا را اختراع کرده‌است می‌گویند. گمان ما این است که کادموس مردی افسانه‌ای باشد، زیرا یونانیان چنین داستان‌پردازی‌ها را دوست می‌داشتند و می‌اندیشیم که هیچگاه الفبا ساختهٔ یک تن نمی‌تواند باشد. اما کادموس مردی فینیقی بود و می‌دانیم که فینیقیان الفبا را اختراع کردند. (تاریخ جهان برای خردسالان. و. م. هیلیر. ترجمهٔ مصطفی مقربی. تهران: دانش، ۱۳۶۱، ص۷۳-۷۴) #پرسه_در_متون @cheshmocheragh

  • видео или голосовое, без подписи

  • 2 нояб.40441из negaaraan_ac

    «پدافند» از ترکیب دو واژهٔ «پد» و «آفند» ساخته شده‌است. پد یا همان پاد پیشوندی است که از «پَتی» ایرانی باستان و «پاد» فارسی میانه در معنای ضد به‌جا مانده‌است. در «پادزهر» نیز، که از واژه‌های فارسی میانهٔ زرتشتی است، به همین معنی است. پیشوند پاد به‌صورت مرده در واژه‌هایی مانند پاداش و پاسخ دیده می‌شود. آفند در معنای جنگ و جدال و خصومت در اشعار شاعرانی چون #فردوسی آمده‌است: دلیر و جهانسوز و پرخاشخر ندارد جز آفند کار دگر بنابراین، پدافند به‌معنی ضدجنگ است. #فرهنگستان سوم این واژه را، که از ساخته‌های انجمن فرهنگ ارتش است، در واژه‌های حوزهٔ نظامی حفظ کرده‌است. برخی از ترکیبات این واژه عبارت‌اند از: پدافندغیرعامل passive defense پدافند زیستی biological defense رایاپدافند cyber defense #واژه‌شناسی @kalamat_k

همانندیاب — tgindex