- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 50
- 1/48двое суток
- 57
- 1/72трое суток
- 61
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
گریه می کرد و شعر می خواندم شعر می خواند و گریه می کردم شعر می شد هر آنچه می گفتم اشک می شد هر آنچه می کردم
فرودگاهها بیشتر تالارها بوسههای واقعی را دیدهاند؛ و بیمارستانها بیشتر از دیوارهای مکانهای مذهبی، دعاهای واقعی شنیدهاند؛ زیرا گاهی فاصله، تنها مترجمیست که معنای واقعی عشق را آشکار میکند
تو همدردی یا تو هم دردی؟!
واقعا گردنبند گرفتن از طرف کسی که دوستش داری خیلی قشنگه، اینطوریه که همیشه گردنته، دلت تنگ میشه بهش دست میزنی و حضورش رو حس میکنی،یطوریه که انگار میگه ببین من همیشه بیخ گلوتم، تو هر شرایطی.
بیا راجبش سرتو بزار رو پام موهاتو ناز کنم.
بیا راجبش سرتو بزار رو پام موهاتو ناز کنم.
هیچکس ارزشِ آنهمه آشوب را نداشت.
تجربههام باعث شد به جمله « ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است » اعتقادی نداشته باشم منتهی باعث شدن بفهمم واسه آدمی که گرسنه است یه ماهی کهنه خیلی بهتر از یه گرسنگی بی انتهاست و تا وقتی آدمی نپذیرفته اینو همینطور هم ماهی های تازه رو از دست میده هم ماهی های به اصطلاح کهنه رو .
اگر عقربههای ساعت به عقب بازمیگشتند، تمامِ آن نامههای بلند سرشار از هراس را میسوزاندم. تمام آن دیوارههایِ بلندی که از کلمات ساختم تا شاید کسی بفهمد در دلم چه میگذرد، فرو میریختم.
او میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود...
ولی تو همیشه بلدی رو لبم بکاری لبخند″🩷
touch the moon..🍷🦉
نباید از یاد برد که در کدامین لحظهها با ما چون کالایی کمبها رفتار کردند؛ چگونه در پیشگاهِ نگاهشان حقیر شدیم و در آوار کلماتشان دفن گشتیم.
این کهنه جهان، به کس نماند باقی رفتند و رویم و دیگر آیند و روند.
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود.
"چرند نگو. بیا چای بخور."
هر نوع خیال میکنی میگذرد...