[ همسا - فاطمه خاتمی ]
СтатистикаInstagram: hamsacast هَمْسْآ : صدای مخفی و آهسته/ صدای پنهان/ حرکت لبها، بیآنکه صدایی از آن شنیده شود./
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 27
- 1/48двое суток
- 30
- 1/72трое суток
- 33
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
غصه کمکم جون میگیره، دل یهو میپوسه.
📍 معنی زندگی اگر این بود مرگ ما را نجات خواهد داد! @gholamrezatarighi
شما میگید: «سیتیزن دل پاکتم من.» ولی سعدی میگه: «شهربند هوای جانانیم.»
کوبههای نبض من از شمار خسته شد لحظه لحظه عمر من آه... آه... میرود... #سیمین_بهبهانی
همه چیز از کفم گریخته و فقط لذت فدای تو شدن برایم مانده است، ای برگزیدهی دل من!
الان مرا نبین که خون سردم که... یک بار به روی خود نیاوردم که... از زندگی گذشتهام میپرسی؟ پیش از تو که زندگی نمیکردم که... #محمدرضا_امینی @chaaregi
تو میروی، دورِ خودم از درد میپیچم؛ از دور میبینی مرا انگار میرقصم.. #فاطمه_خاتمی
شعر و صدا: #حسین_منزوی @rezababakhaani
«راههای زیادی برای گریهکردن هست: بلند گریهکردن، بیصدا گریهکردن و اصلا گریهنکردن»
هزار لشکرِ غصه، هزار قاتلِ خنده گرفتهاند نشانه، منی که یک نفرم را.. :) #فاطمه_خاتمی
[ شب میرود و دوباره شب میآید. ]
هفتاد و هفت حاصل جمع دو بال و پر -هفتاد و هفت پر؟ -بله هفتاد و هفت پر! مثل دو تا کلاغ که از دور میرسند مثل دو تا کلاغ که پر میکشند بر- بالای هر چه شعر در دفتر من است و قار و قار و قار سرک میکشند در- ابیاتی از پنیر... و صابون... و هرچه نیز... انگشتر و کلید و اسناد معتبر. -هشتاد و هشت پر؟- نه، دو کوهان یک شتر -هشتاد و هشت پر!- بله هشتاد و هشت پر مثل دو تا کلاغ که وارونه میپرند وارونه میبرند خبر را به دور و بر پنجاه و پنج یک عدد گرم گرم گرم حتا از ازدواج دو خورشید گرمتر اما به شرط اینکه... تو وارونهاش کنی تا پنج ها بچسبد محکم به یکدگر و بیست و دو دست عددهاست در دعا پیوسته در قنوت است با چشمهای تر و یازده دو سطر قرینهست، مثل شعر یا مثل ریلهای قطار است بیشتر یا مثل نردبان مصاریع در غزل یا مثل ابروان نپیوستهای که هر- پنج شکسته را به خودش ربط میدهد و بعد میرود به صد و یازده سفر و منتقد به شاعر هی فحش میدهد «سگ توی روح اون پدر خنگ بیپدر» #محمدرضا_حاج_رستمبگلو @chaaregi
چیست آیا جُرمِ انسان جز به دنیا آمدن؟
غمگین شدن نشانهی خوبیست، گریه کن.
بغضت اگر به پای غرور خودت شکست این را بدان که شانهی من تا همیشه هست..
بیراه اگر بهراه نباشد، دویدنیست! پیدا کن آخرین منِ رو به گریز را دلتنگ شو که باز شود اخم آسمان پرواز کن بلوغ غروب عزیز را من کُند میروم که مبادا گمم کنی پس برندار از سفرم چشم تیز را بغضت اگر به پای غرور خودت شکست این را بدان که شانهی من تا همیشه هست غمگین شدن نشانهی خوبیست، گریه کن من هم در التهاب خودم گریه میکنم بیدار توی خواب، تو را راه میروم سیراب بر سراب خودم گریه میکنم میپرسم از خودم که خود بیخودم کجاست؟ با خنده در جواب خودم گریه میکنم چون اشک شرط لازم همزخم بودنست چون زخم شرط کافی از هم سرودنست چون شعر داستان طلوع سهنقطههاست پایان قصه چیست؟ فریب کلاغها من خانه را به دوش کشیدم برای تو تا واژهواژه جمله شوی در اتاقها تا پشتبند نقطهات آغوش وا کنم... ناشعر من! سراغ بگیر از سراغها من نقطه تو دونقطه... سهنقطه درون بوم شب خوردم طلوع تو ماسید بر گلوم... مرداد ۱۴۰۵ #سینا_دژآگه #شعر #چشم_خورشید
«سهنقطه» شب خوردم و طلوع تو ماسید بر گلوم تا خلط درد تف کنم و سرفهزن شوم من واکس میزنم کف کفش عبور را در کوچهی سپید، سیهمست میدوم از فرط تشنگی در و دیوار شهر را توی بزاق خشک دوخط شعر میجوم راهی نرفتهام که زمین قی کند مرا رازی نگفتهام که زمان طی کند مرا گاهی بهسوگ خندهی خورشید گمشده حلق سیاهپوش مرا گوش کن رفیق گاهی بهیاد لحظهی دیدار شک و عشق این شعر را نخوانده فراموش کن رفیق گاهی بهپاس خلسهی یک سرفهی سیاه سیگار را بخند و نخاموش کن رفیق باید برای گریه مهیا کنم تو را باید میان بیکسیام جا کنم تو را باید تو را ستاره شوم در سرم ولی شب از کدام ماه به تو راه میزند؟ من در کدام سینه نفس میکشم که باز... عطر تو از گلوی غزل آه میزند؟ من در قنات یاد تو دلوی بریدهام هر خاطره به عمق دلم چاه میزند پیدا کن اشکهای ترکخوردهی مرا پیدا کن آسمان کتکخوردهی مرا
چشمان خسته هست، ولی نای خواب نیست.
چشمان خسته هست، ولی نای خواب نیست.
#فاطمه_خاتمی کانال شاعر @mtncalvoem