- Последний пост
- 8 янв.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بماند به یادگار از اختتامیه هجدهمین جایزه ادبی جلال آلاحمد. در معیت نویسنده دوستداشتنی امیرحسین روحنیا که در بخش ویژه امسال نفر اول شد. بالاتر هم مصاحبهام با ایشان را گذاشته بودم و چه حیف که رمانش نامزد نشد. (اینجا)
نامزدهای هجدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد بخش داستان بلند و رمان(کتاب اولیها) 🔹 «دیوارهای زخمی» نوشته عصمت الطاف از نشر آمو 🔹 «زخم زَن» نوشته هانیه کسائیفر از نشر ثالث 🔹 «ژنرال» نوشته زهرا گودرزی از نشر چشمه 🔹 «ناخلف» نوشته حسام آبنوس از انتشارات سوره مهر 🔹 «ناخن کشیدن روی صورت شفیعالدین» نوشته قاسم فتحی از نشر برج #هجدهمین_دوره_جایزه_ادبی_جلال_آل_احمد #خانه_کتاب_و_ادبیات_ایران @AvayeQalam
مثل همیشه توی مترو، کتاب میخوندم. به ایستگاه رسید و پیاده شدم. چندقدم نرفته بودم که آقایی که موهایش سفید بود، از پشت سر صدایم کرد و گفت: میخواستم یه سلامی بهتون بکنم و ازتون بابت اینکه کتاب میخونید تشکر کنم. خندیدم و تشکر کردم. تا ورودی مترو همقدم شدیم و گپ زدیم. او بیشتر من کمتر. مقداری هم متلک انداخت. موقع خداحافظی گفتم روز خوبی داشته باشید. گفت روز از این بهتر که یه آقایی رو با کتاب دیدم!
کم نیار فحش بده! داشتم درباره یکی از مناقشات تاریخی میان ایران و عثمانی (پیش از فروپاشی) کتابی میخواندم. مناقشهای که کارش به درگیری در رسانهها کشیده شده بود و به صورت رفت و برگشتی مطالبی نوشته میشد. یک پژوهشگر تاریخ درباره این مناقشات گفته بود خیلی از مطالبی که در رسانهها منتشر شده بود اگر در آن زمان نوشته نمیشد این ماجرا عمق پیدا نمیکرد و به نقطه بحرانی نمیرسید. یعنی شور و هیجان رسانهای خیلی وقتها مفید نیست و به یک اختلاف ساده عمق بزرگی میدهد که به سادگی جبران نمیشود. گاهی باید سکوت کرد و رد شد ولی خب ظاهرا سکوت کردن اسمش کنش نیست و باید حتما در جواب کسی که فحش داده، دو تا آب نکشیدهاش را حواله کرد.
خیابانی دنج در قلب مسکو، اولین اثر از این نویسنده روسی است که به فارسی ترجمه شده. نویسندهای که بعد از انقلاب بلشویکی تبعید شد. روایتی از انسان در دل جامعه بحرانزده، جامعهای درگیر جنگ و بعد درگیر انقلاب. جامعهای که در آن، عشق و امید آدمها را سر پا نگه داشته تا ادامه دهند. تلخ و دوستداشتنی بود.
کریم بنزما، فوتبالیست، پرترهای از پابلو پیکاسو خریده و عکسش را در صفحهاش منتشر کرده است. اگر یک ایرانی (که ظاهرا نسبتی با فضای هنر ندارد) این حرکت را انجام داده بود، حتما یک مشت از هنرشناسان ایرانیِ اسنوب و فاضل حملاتی علیه او میکردند که تو را چه به پیکاسو و...
یک پژوهشگر انگلیسی (ادوارد هلت کار) درباره علت نوشتن از سوژههای تاریخی میگه: چون کارمند وزارت امور خارجه بودم، نمیتوانستم درباره موضوعات روز بنویسم.
میگه: دولتهای راست که سرکار بودن چون همه یکدست بودن، تکلیف روشن بود یا مجوز میدادن یا نه. ولی وقتی اصلاحطلبان سرکار بودن با وجود آزادیهای فرهنگی، گروههای مخالف دردسر درست میکردند. مثلا کاری در زمان احمدینژاد اجرا شد ولی در دوره روحانی بهش فحش دادند. در این دوران راحت مجوز میگرفتیم ولی خیالمان راحت نبود و میترسیدم دردسر درست کنند.
نقد «ناخلف» فردا فرهنگسرای اخلاق.
واقعا از رمان و داستان روسی گریزی نیست!
بعضیها این شکلیاند که چون من تقوا دارم بقیه هم ملزماند تقوا داشته باشند و دست به دنیا نزنن چون من تارک دنیا شدم. رها کن متقی!
زمانه طوری بود که کسی زیاد در فکر مسائل شخصی، احساسات و حتی موسیقی نبود و دربارهشان صحبت نمیکرد. جنگ همه را به خود مشغول کرده بود و حرف زدن درباره چیزهای دیگر قدری غریب مینمود. ــ از یک کتاب.
زنهار! زنهار! پيش كسى درددل نكنيد كه اندوه و مشكل شما را برطرف نمىكند و با انديشهی خود گره از كارتان نمىگشايد! مولای ما على(ع) فرمود. #حدیث ✍️ @abbashosseinnejad
رضا امیرخانی، نویسنده کشورمان، که بر اثر سانحهای بعد از ظهر یکشنبه ۹ آذر آسیب دیده؛ در یکی از بیمارستانهای تهران بستری شده و تحت مراقبت کامل تیم پزشکی حاذق قرار گرفته است. به گفته خانواده وی، بنا بر تشخیص پزشکان، رضا امیرخانی از چند ناحیه دچار شکستگی و آسیب شده و در بخش مراقبتهای ویژه تحت نظر و درمان است. یکی از پزشکان معالج امیرخانی گفت با توجه به آمادگی جسمانی بالای وی تا چند ساعت پس از حادثه امید آن میرود که در روزهای آینده وصغیت وی پایدار و بهبودی حاصل شود. خانواده این نویسنده عزیز کشورمان ضمن تشکر از ابراز مهر و محبتها و دعاهای هموطنان، اعلام کردند که اخبار تکمیلی و سلامتی ایشان را اعلام خواهند کرد.
📌ساواک و مرتضی ممیز در اواخر دورانی که در فرانسه بودم، مسائلی هم با سازمان امنیت ایران پیدا کردم. ماجرا از این قرار بود که به مناسبت سالگرد فوت دکتر مصدق یک نقاشی پرتره از مرحوم دکتر مصدق کشیده بودم که در نشریههای کنفدراسیون [محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا] چاپ شده بود. بعد هم یک بار در مجمع عمومی کنفدراسیون دانشجویی که در فرانکفورت تشکیل شده بود، به عنوان یک ناظر، نه عضو، شرکت کردم. این عوامل باعث شدند که ساواک در تهران پدرم را احضار کند و از او بازخواست نماید. البته پدرم در مقابل ساواک مقاومتهایی کرد؛ ولی او را زیر فشار شدید گذاشته بودند که پدرم طی نامهای از من خواست دنبال این مسائل نروم و برگردم ایران. 📍 ۵ آذر بیستمین سالگرد درگذشت مرتضی ممیز، گرافیست (پدر هنر گرافیک مدرن ایران)، است.
🚨پیش از ظهر امروز تلاش شده وارد حساب تلگرام من شوند. اگر پیامی نامعمول از طرف بنده دریافت کردید اقدامی نکنید. اگر پول لازم داشته باشم و سقف کارت به کارتم پر شده باشه یا هر چیز دیگری حتما تلفنی و با صدای قشنگم باهاتون هماهنگ میکنم. مراقب خودتون باشید در این روزگار آلوده...
سلطه یک نگاه حتی وقتی علیهش باشیم به قدری در تار و پود ذهن ما ریشه دوانده که ناخودآگاه ما را تسخیر میکند، مثلا زن فعال اجتماعی ایرانی (شاید فمینیست) وقتی میخواهد شرح زندگیش را بنویسد، بیشتر درباره مردان زندگیاش حرف میزند و نمیتواند روایتش را از سایه روایت مردانه خارج کند. + توییت
استاد همایون خرم درباره مرحوم ایرج بسطامی میگه: «از این هنرمند خوب، باید یاد کرد و با تأسف هم یاد کرد. چون میتوانست سالها در صحنه موسیقی فعال باشد و آثار ماندگاری اجرا کند و چه بسا درخشش بیشتری هم پیدا کنید.» پ.ن: اول آذر سالروز تولد این خواننده بزرگ موسیقی ایران است.
کتابی که نسخه فیزیکیش از دیجیتال و صوتیش ارزانتر است. ✌🏻
مدیرعامل خانه کتاب در نشست خبری هفته کتاب اعلام کرده برای کشوری با جمعیت ایران انتشار ۱۲۰ هزار عنوان کتاب، عدد کمی نیست. پ.ن: دوستان هنوز هم از این عددبازیها خسته نشدهاند! این همه کتاب منتشر میشود ولی چه کتابی و برای کی؟ کاش درباره کتابسازیها و تیراژ هم حرف میزدند!