رب الناس/بقلم علی رضا کمیلی
Статистикаتأملات و خاطرات علیرضا کمیلی @komaili پژوهشگر جریانات اسلامگرا، عضو اتحادیه بین المللی امت واحده و شیفته مسجد الاقصی مسوولیت نظرات با نویسندگان!
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 368
- 1/48двое суток
- 421
- 1/72трое суток
- 454
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🚨 چرا در مناطق کردی تهدید امنیتی نشد؟! یادم نمی رود وقتی یادداشت «چرا امن ترین نقاط کشور مناطق اقوام بود؟!» را پس از وقایع دی ماه نوشتم با کمال تعجب از برخی تحلیلگران امنیتی (مثل دکتر م خ) شنیدم که گفتند: «این مناطق را امن نگاه داشتند برای جنگ بعد..» یا برخی گفتند «اقوام را به سایر استانها اعزام کردند!» حالا که جنگ هم تمام شد و اقدامی نشد احتمالا تخیلی دیگر به اسم تحلیلی دقیق به خورد مخاطب داده می شود! اینها در واقع مدعی شدند درست است که کل اپوزوسیون قومی از غرب تا شرق فراخوان داد ولی همزمان در قالب یک تشکیلات مخفی به همه مردم گفت کسی برای اعتراض بیرون نیاید! خب میزان واقعی بودن این تخیلات پر واضح است! حالا که چند روزی در مناطق غربی کشور از ارومیه تا سنندج با افراد متنوعی نشسته ام می توانم به چند نکته درباره علل «عدم موفقیت دشمن در تحریک مناطق کردی علیرغم فشار ترامپ» اشاره کنم. همه اینها هم با لحاظ نارضایتی عمومی کردی از جمهوری اسلامی است که خود را در مشارکت ۲۰ درصدی انتخابات نشان می دهد: 🔸 عموم کردها از گروهکهای مسلح کم سواد و قاتل آنطرف آب هراسان اند. ممکن است برخی درگیری او با نیروهای نظام را دوست بدارند ولی حضور میدانی آنها بمعنای سلب آزادی اقتصادی و فرایند عادی زندگی است که الان وجود دارد. آنروز هر بچه ای با سلاح خود از مردم باج خواهد گرفت! گروهک هم این عدم همراهی مردم را درک کرد. 🔸 تجربه مظلوم عبدی در سوریه به گروهک ها پیام تلخی فرستاد. اینکه او مجبور شد با فشار آمریکا مناطق خود را به جولانی تسلیم کند نگاه ابزاری به کردها را بشدت تقویت کرد. 🔸 موضع مبهم اولیه بارزانی ها در قبال این حملات، مخالفت ترکیه و دولت مرکزی عراق و... مجموعا گروهک ها را به این جمع بندی رساند که پشتیبان جدی بجز وعده های اسراییلی ندارند. خصوصا که حالا اخباری مبنی بر لزوم حضور با پرچم پهلوی منتشر شده و این یعنی همه ابزار دست او بودند! اینها در کنار عوامل عمومی است که قبلاً نوشته ام. مجموعا چون مردم کرد متوجه شدند که نگاه ابزاری به آنها پررنگ است و عملا کسی در خارج ایران دل برای آنها نمی سوزاند و فقط یک ابزار فشار بر دولت مرکزی ایران هستند بدون دستاورد میدانی و البته با هزینه سنگینی که نمی خواستند دوباره تکرار شود، گروهکها هم ریسک ورود و کشته شدن را نکردند و به برخی عملیات های محدود مثل ترورهای اخیر بسنده نمودند! اینکه چطور می توان این تهدید را در لایه «ادراک عمومی کردی» برای همیشه برطرف کرد، در یادداشت بعدی خواهم پرداخت. 📍 @komeilialireza
↔️ در این استان حساس، مراقب دو قطبی سازی باشیم! در این شرایط حساس کشور که دشمن بدنبال فرصتی برای ضربه زدن به ماست، انتشار یک کلیپ تقطیع شده از دفتر آیت الله محامی، فضای استان سیستان و بلوچستان را ملتهب کرده است. ماجرا از این قرار است که ایشان در نماز جمعه گذشته نقدهایی را بدون ذکر نام ولی درباره مواضع سیاسی مولوی عبدالحمید مطرح کردند که در جای خود رواست ولی در بخشی دیگر، به برخی چهره های دینی استان که مروج نگاه وهابیت هستند، نقد کرده و آنرا ریشه برخی ناامنیها دانستند (احتمالا افرادی مثل عثمان قلندرزهی)! این عدم تفکیک بین دو موضوع و بیان یا نشر همزمان آنها این حس را در مخاطبان ایجاد کرد که ایشان مسجد مکی را متهم به ترویج وهابی گری می کنند که معلوم است چنین نبوده و عمده رویکردهای مسجد چنین نیست! 👈 اما ماجراهای فوق هر کدام چه حکمی دارند؟ رهبر شهید انقلاب همواره تاکید داشتند که اهالی تریبون مراقب باشند مباحث اختلافی را در فضای عمومی مطرح نکنند. اینکه جریانی وهابی در حال فعالیت علنی باشد برای شخصی که اتفاقا مسوولیت مهم مرتبطی در این استان دارد باید به نحو دیگری مورد بررسی و مواجهه قرار بگیرد ولی نقد عملکرد سیاسی مسجد مکی، امری است جایز و بلکه ضروری! رفتار سیاسی جناب مولوی خصوصا در سه سال اخیر، پر از سوالات بی جواب است! دفاع از صلح با اسراییل کودک کش یا بهایی های منکر نبوت حضرت ختمی مرتبت و.. جای توجیه ندارند! این نقد هم به ایشان وارد است که همواره در حال تزریق ناامیدی بین مخاطبان خود هستند تو گویی زحمات دولت محترم و استاندار بلوچ فعال این استان، همگی پوچ اند! اما به باور حقیر، دعوت از دستگاههای امنیتی برای مواجهه با این امر، خواسته وجیهی نیست! متاسفانه مکی عملا به سکولاریزم گرایش پیدا کرده و البته منصفانه باید گفت که مخالف تندروی های مذهبی و ناامنی ها بوده است ولی حتما در ناامیدی نسل جوان بلوچ از حاکمیت نقش ایفا کرده است. حقیر به عنوان یک شاگرد کوچک معتقدم راه حل مسایل کنونی استان سیستان و بلوچستان در تریبون های علنی نیست و باید در گفتگوهای بینانخبگانی و حاکمیتی آنرا جستجو کرد خصوصا که شرایط کنونی کشور به باور همه، حساس تر از همیشه است. توصیه نماینده محترم رهبری که اتفاقا در ماجرای هشتم مهر واقعا مردانه از حقوق مظلومان بلوچ دفاع کردند نیز همواره همین بوده است. امیدوارم در مساله اطلاع رسانی هم دقت بیشتری از طرف دفتر ایشان بشود. 📍 @komeilialireza
🕋 نگاهی دیگر به توافق امنیتی مکه! علیرغم اینکه برخی تندروهای وهابی و ضد ایران تلاش کردند این توافق که بین پاکستان، ترکیه و عربستان بسته شده را علیه ایران و نوعی هلال سنی در مقابل شیعه و نیز تعرضات یمنی ها بازنمایی کنند و برخی هم در داخل همین تحلیل را تکرار کردند ولی بنظرم میرسد ماجرا ابعاد مهم دیگری دارد: اولا از طرف ایران هیچ تهدیدی متوجه ترکیه و پاکستان و حتی سعودی - الا بصورت جزیی در مسأله پایگاه آمریکا- نبوده است و خصوصا دو همسایه ایران هم هیچ انگیزه ای برای درگیر شدن با ایران ندارند. برعکس، تهدید مستقیم هر سه این کشورها در این چند ماه توسط سران رژیم صهیونی انجام شده و علنا طیف های صهیونیزم مذهبی این رژیم از خطر اسلامگرایی سنی بعنوان خطری جدید سخن گفته اند. اصلا همین که ترکیه با وجود فشارهای مکرر شخص ترامپ، تا کنون اجازه دخالت سوریه در پرونده لبنان را نداده بخاطر احساس خطر شدید از توسعه نفوذ و حضور رژیم صهیونی در سوریه و اشغال آن است. ما و این کشورها گرچه «رقیب» محسوب می شویم ولی همه این کشورها خصوصا در دو سه سال اخیر نسبت به رژیم احساس دشمنی و خطر می کنند. البته نمی توان منکر شد که سعودی بدنبال قدرت نمایی در مقابل یمن و ایران هم هست ولی خود آنها می دانند که ترکیه و پاکستان نمی توانند و نمی خواهند به راحتی با یمنی ها درگیر شوند. ضربات این روزهای یمن برای پاسخ به هجمات سعودی این امر را روشن تر خواهد کرد. اینکه عده ای تلاش دارند کشورهای دارای رابطه خوب و قوی با ایران را دشمن ایران معرفی کنند و توافق مکه را ناشی از تضعیف جایگاه آمریکا و افزایش احساس خطر از اسراییل نمی بینند نیز خود جای تامل و تعجب دارد! سخن امروز وزیر خارجه پاکستان مبنی بر تهدید رژیم برای همه منطقه نشانه خوبی از این ماجراست. 📍 @komeilialireza
🤡 بازیگران سیرک ترامپ! ترکیه مصر و قطر که حماس را قانع کردند اسرای باقیمانده رژیم را آزاد کند تا بتواند وضعیت را غیرجنگی کرده و بازسازی آغاز بشود حالا بخاطر حملات شدید رژیم علیه غزه از جامعه بین الملل خواستار دخالت شده اند!! این روزها غزه دارد پیاپی شهید می دهد و فقط در همین ماه ۱۵۰ نفر شهید شده اند و امروز بزرگترین نشییع جنازه غزه برای ۱۱۲ شهید از زیر آوار پیدا شده مربوط به دو عشیره ابوشریعه و الحساینه نیز انجام خواهد شد. این وضعیت غزه در حالی است که در سیرک بزرگی که ده ماه قبل ترامپ در شرم الشیخ به راه انداخت، کشورهای مهمی از جمله اندونزی، ترکیه، پاکستان، مصر و... برای صلح طلبی او کف زدند! نتیجه اعتماد به وعده های آمریکا و اسراییل همین وضعیتی است که امروز در غزه می بینیم! إنهم لا أيمان لهم.... فاعتبروا یآولی الابصار! 📍 @komeilialireza
✊ توسعه اسلام انقلابی؛ از مراکش تا اندونزی! یادم هست زمانی که جنگ ششم صعده بین انصارالله با حکومت یمن، علی عبدالله صالح برقرار بود با یکی از مسوولین بلندپایه کشور دیدار کردیم. وقتی از لزوم حمایت از اینها صحبت شد گفت از کجا معلوم که اینها مفیدتر باشند از دولتی که رابطه خوبی با او داریم؟! آن کسی که از وسط بحران داعش و درگیری های پس از 2012 یک فرصت بزرگ به دست آورد و مقاومت عراقی و یمنی را متولد ساخت حاجی بود که باور داشت «آنقدری که وسط بحران ها فرصت هست در شرایط معمولی نیست!» حال، این جریان زیدی مذهب چهار امامی که تفاوت عقیدتی جدی با ما دارد تبدیل به یک قدرت غیرقابل انکار شده و در این سالها خودش را نشان داده است. البته حتما ارتباط با این جریان مربوط به گذشته است ولی تبدیل شدن او به یک قدرت، از طریق در دست گرفتن حاکمیت ممکن شد و این بار دیگر، ثابت کرد که باید بتوان بر جریانات سیاسی جهان اسلام تاثیر گذاشت تا به قدرت دست پیدا کنند والا باید برای آزاد کردن هزاران زندانی در مصر و سعودی و امارات، انتظار بکشند و آخر هم به جز ذلت چیزی نصیب نشود! مادامی که اسرائیل در منطقه ما هست و مادامی که دولت های دیکتاتور دست نشانده، از استیفای حق «آزادی و عدالت» برای مردم، پرهیز دارند، تحقیر مردم هست و جریان اسلام سیاسی زنده است و این جریان خواهد توانست قدرت را در کشوری مسلمان به دست گیرد و به یک ابزار قدرتمند برای مواجهه با پروژه هیمنه بر کل منطقه تبدیل شود. از مصر که جایگاه ژئوپلتیک مهمی دارد تا اندونزی که پرجمعیت ترین کشور مسلمان جهان است و می تواند بر آبراه مهم مالاکا اثر بگذارد و مغرب در شمال آفریقا که به آبراه جبل الطارق دسترسی دارد و... می توانند به انصارالله ها و مقاومتی های جدیدی بدل بشوند که پانزده سال قبل کسی فکر نمی کرد تا این حد موثر بشوند. سودان و لیبی و الجزایر و بقیه هر کدام یک فرصت مواجهه جدی با استکبار هستند. رسالت همه ما توسعه فکر «اسلام انقلابی» در سراسر جهان است که با موتور محرک فلسطین به خوبی می تواند انجام شود. فراموش شدن فلسطین به معنای از کار افتادن این موتور است چرا که عامل سوز و گداز امت اسلامی فلسطین است و موضوعی فراگیرتر از آن در جهان نداریم. دست دادن به جریانات اسلامگرا و حمایت از آنها راهبردی حیاتی است. کوتاهی های نهادهای مسوول را جبران کنیم و آستین همت را بالا بزنیم. 📍 @komeilialireza
🚷 آیا حماس خلع سلاح می شود؟! خبری که این روزها باعث تعجب برخی شد و اتفاقا برخی تحلیلگران مریض شروع به کنایه زدن کردند که «خود آنها تسلیم شدند شما دیگر رها کنید!» اعلام حماس مبنی بر خلع سلاح های سنگین خود بصورت مشروط بود. در این رابطه توجه به چند نکته ضروری است: به یاد داریم که وقتی دشمن صهیونیست دریافت که حماس را در میدان نظامی نمی تواند شکست بدهد، ناجوانمردانه از طریق محدود کردن ورود آب و غذا و دارو و... بر مردم فشار آورد و نهایتا پس از دو سال مقاومت جانانه، فقط برای بهبود وضعیت اقتصادی و به این شرط که امکانات کافی وارد غزه شود، حاضر به پذیرش توافقی شد که اصل آنرا آزاد کردن زندانیان اسرائیلی تشکیل می داد و از اینجا بود که مرحله جدیدی از زندگی حماس نیز شروع شد: «بازگشت به زندگی پارتیزانی» این یعنی حماس تصمیم گرفت برای حفظ هویت نظامی خودش که در صورت عدم وجود، او را به چیزی شبیه فتح تبدیل خواهد کرد، از دولت کناره بگیرد و به دوران قبل از حکومت بر غزه بازگردد لذا با بند تشکیل یک شورای مدیریتی ائتلافی بر غزه موافقت و بر آن اصرار کرد ولی قطعا حماس یک جریان نظامی باقی خواهد ماند. در این حدود ده ماه اما برخی از بندهای توافق نقض شد. مثلا بنا بود هیچ عملیاتی در غزه انجام نشود ولی شد و تا حالا بیش از 1000 فلسطینی کشته شده اند! ورود کمک های بین المللی با سنگ اندازی های مختلف رژیم صهیونی انجام شد هر چند وضع مردم بهبود یافت ولی در مسیر تشکیل شورای مدیریت غزه پیشرفت جدی حاصل نشد چرا که ترامپ بعنوان ضامن توافق، بر خلاف متن آن، مدعی لزوم خلع سلاح کامل حماس برای ورود به مرحله دوم شد و رژیم هم روی این مساله تاکید بسیار جدی داشت چرا که بیش از بقیه از قدرت کنونی حماس مطلع است. حال، حماس که مسیر آینده زندگی در غزه را دشوار می بیند، با سه شرط پذیرفت که سلاح های سنگین خود را تحویل شورای ائتلافی مدیریت غزه بدهد با این شرح: اولا اسرائیل متعهد بشود که از پشت خط زرد به طور کامل خارج بشود و غزه کاملا پاکسازی گردد. ثانیا شورای مدیریتی غزه تشکیل بشود و سلاح های سنگین حماس تحت مدیریت او باشد. بازسازی غزه نه در قالب شعار که به صورت واقعی شروع بشود. او اینها را هم به صورت مرحله بندی مطرح کرده است چرا که می داند طرف اسرائیلی به عهد خود وفادار نخواهد ماند و معلوم نیست پس از تحویل سلاح سنگین به تعهد خود عمل کند. اینها در حالی است که در سمت اسرائیل، آیزنکوت و بنت و دیگر رقبای او، همین توافق را هم برنمی تابند و قائل به لزوم اشغال کامل غزه هستند و با اصرار ترامپ مبنی بر لزوم اجرای بندهای آن مخالف اند! آنها معتقند حماس در کوچکترین فرصت خودش را بازسازی می کند و حالا کلیه نیروهای نظامی خود را جایگزین کرده است و اگر فرآیند توافق اجرا بشود، حماس بعنوان گروهی زیرزمینی و قدرتمند بار دیگر برای آنها مشکل امنیتی ایجاد خواهد کرد. 📍 @komeilialireza
رب الناس/بقلم علی رضا کمیلی pinned «🦠 مراقب ویروس ضد طوفان باشیم! این روزها زمزمه اینکه طوفان الاقصی یک عملیات اشتباه بوده از چند طیف بیش از گذشته شنیده می شود: طیف غربگرا که اساسا رویکرد تعامل با غرب دارد و این عملیات را آغازی پردردسر برای درگیری با رژیم صهیونی می داند که لزومی نداشته است!…»
👈 با پادکست ثقه که مربوط به یمنی هاست یک مصاحبه داشتم: https://www.facebook.com/share/v/184sHVPaeq/ https://youtu.be/ye1i4Njtij4?is=hvKgKA-AYvnBSJ0r
🦠 مراقب ویروس ضد طوفان باشیم! این روزها زمزمه اینکه طوفان الاقصی یک عملیات اشتباه بوده از چند طیف بیش از گذشته شنیده می شود: طیف غربگرا که اساسا رویکرد تعامل با غرب دارد و این عملیات را آغازی پردردسر برای درگیری با رژیم صهیونی می داند که لزومی نداشته است! طیف مذهبی که دغدغه تشیع دارد و معتقد است شیعه بخاطر ورود به تبعات این عملیات ضربه خورده است و استدلال او هم شهادت امثال سید حسن نصر الله و دیگران است. طیفی ظاهرا انقلابی که متاثر از فضای برخی لبنانی ها، که در نوعی ناامیدی به سر می برند و البته ذاتا از ابتدا نگاه مثبتی به جریانات اسلامگرای سنی از جمله حماس نداشته اند هم آن عملیات را خطایی راهبردی می بینند! و عجیب تر، جریانی است که از غرب به همایش های ایران می آید! جریانی که پشت همه اتفاقات را قدرت لایزال غرب می بیند: از یازده سپتامبر تا بیداری اسلامی و طوفان را بازی خود غربی ها برای سیطره بر منطقه می بینند و متاسفانه ایرانی ها هم نوعا با چشمانی از حدقه در رفته و پذیرشی محض پای سخن اینان می نشینند! چند روز قبل با یک لبنانی مقیم اروپا دیداری داشتم که خیلی خود را شیفته آقا نشان می داد و کتاب هایی هم نوشته بود ولی نه تنها با نگاه ایشان در مساله طوفان و منطقه مخالف بود که علیه سید حسن هم بخاطر همان حمایت نظامی إسنادی در ورود به ماجرای طوفان سخن ها می گفت و او را عامل این وضعیت لبنان و طوفان را هم طراحی اسراییل معرفی می کرد! هم او از این شهر به آن شهر ایران برای سخنرانی دعوت می شود و البته متاسفانه برخی در ایران فکر می کنند قرآن از زبان لبنانی ها نازل می شود و همه تحلیل های آنان را تصدیق به قبول می کنند!! البته در داخل، برخی مسوولان تصمیم گیر و باصطلاح عقلای حتی عرصه نظامی کشور ما، ازهمان ابتدا این ویروس وجود داشت! آنها می گفتند ما نباید پشت این اقدام متهورانه سنوار برویم چه رسد که بخواهیم حزب الله را تشویق کنیم جدی تر وارد بشود! حال آنکه رهبر شهید انقلاب از همان ابتدا خیلی محکم این اقدام را موثر و ضربه ای جبران ناپذیر و غیرقابل بازگشت برای رژیم دانستند. سانسور نقدهایی که به عملکرد و نگرش برخی جریانات مقاومتی منطقه بوده نیز خود عاملی در ایجاد نوعی عصمت و خطاناپذیری موهوم شده که در برخی افراد با دلهای آماده در کشور ما اثر گذاشته است! اگر اشتباه محاسباتی پساطوفان جریان مقاومت از لبنان تا برخی نقاط دیگر اقلا در محیط های اندیشکده ای به گفتگو گذاشته شده بود شاید پیچیده تر به ماجرا نگریسته می شد. اینکه چرا جریانی فکر می کرد می تواند از ضربات مهلک اسرائیل فرار کند و لذا مخالف تشدید حملات علیه او بود چیزی نیست که فقط در جریانات ایرانی یافت بشود و آن را باید دید و نقد کرد و عبرت گرفت! ما بخاطر عملکرد خیلی ها، از جمله متولیان مساله فلسطین، از ضعف های شناختی مختلفی در داخل کشور رنج می بریم لذا انگیزه های اقدام برای فلسطین، در میان ما ضعیف است چه رسد که بخواهیم به این ویروس های تحلیلی نیز دچار بشویم! توسعه این ویروس ها نهایتا به جیب دو جریان تحجر و غربگرایی می رود پس مراقب باشیم و تعارف نکنیم! 📍 @komeilialireza
🩸 خطر تقلیل خونخواهی و چند راهکار خونخواهی با سنت دیرینه حسینی آن در میان ما با انتظار منجی منتقم و با نمادهایی چون شمشیر پیوند داشته است. حالا هم که دغدغه خونخواهی رهبر شهید مطرح است باید مراقبت کنیم نکند آنرا به همان کارهای فرهنگی که ضد آمریکا و رژیم انجام می دادیم تقلیل بدهند! مجازات حقوقی(محاکمه عادلانه) یا قصاص نفس تنها انتخاب های ما در مسأله انتقام و خونخواهی هستند. در همین راستا چند پیشنهاد مطرح است: 🔻 بسط موضوع انتقام: خیلی ها زخم خورده جنایات آمریکا و اسراییل هستند و الزاما به شهدای ایرانی حس کافی ندارند لذا بسط موضوع انتقام به غزه و لبنان و سودان و عراق و افغانستان و... می تواند کمپین خونخواهی را جهانی سازی کند. 🔻بسط مصداقی انتقام یعنی انتقام فقط از ترامپ و نتانیاهو نیست. باید همه سربازان آمریکایی و اسراییل و درجه داران آنها جزیی از پروژه انتقام قرار گیرند. این اقدام است که میتواند بازدارندگی لازم را نیز تولید کند و تحرک آزادانه آنان در جهان را با دشواری روبرو سازد. طبعا پروژه های که به نشر اطلاعات این افراد اقدام کنند هم مقدمه اقدام خواهند بود. 🔻سامانه های حمایتی: برای تحقق امر فوق نیاز است که سامانه های حمایتی امنی شکل بگیرند که مثلا به کسانی که محل حضور سربازان را گزارش میکنند یا عملیاتی علیه آنان انجام می دهند مورد حمایت قرار بگیرند. این سامانه ها می توانند میزان تعهد علاقمندان برای حمایت از عاملان انتقام را ثبت کنند و در صورت اجرا آنرا دریافت کنند. طبعا حفظ امنیت اطلاعات افراد ضروری است. ایده پردازی برای تنوع بخشی به راهکارها هم نیاز است. 📍 @komeilialireza
📣 بیدارکردن مردم در آمریکای لاتین ضروری است می دانم اینقدر خلا داریم که حوصله توجه به آن نقاط دوردست را نداریم و به همسایگان هم درست نمی رسیم چه رسد به ینگه دنیا! ولی حالا که حرف از دخالت آمریکا در نیکاراگوئه و شاید در آینده نزدیک، کلمبیا که رئیس جمهورش، پترو، مواضع خوبی علیه اسرائیل داشت رسیده است، یک فرصت مهم از دست خواهد رفت. کاش اقلا جمع هایی داشتیم که فقط روی روسیه و چین کار کنند و آنها را برای دخالت بیشتر در این منطقه حساس کنند! هر چند جامعه ایرانی حتی نمی داند دقیقا در ونزوئلا چه اتفاقی در حال رخ دادن است و حالا که کوبا تحت فشار است اوضاع آنجا از چه قرار است ولی اتفاقا به این دلیل که ایران این روزها توانسته در اذهان جهانی، آمریکا را تحقیر کند، اگر بتوان همین روایت را به خوبی در آمریکای جنوبی سرریز کرد، الگویی الهام بخش شکل خواهد گرفت و شاید برخی اقدامات نمادین ما حتی به یک روحیه در راستای ایستادگی بدل شود. چون در ونزوئلا حزب سوسیالیست حاکم (PSUV) هنوز بدنه خود را دارد و اتفاقا تازه از معرکه درگیری با معارضان خود و نیز بحران اقتصادی سر بر آورده بود، بنظر می رسد که می توان با قدرت مردم، کار را برای تسلط بیشتر آمریکایی ها که حتما به دنبال روی کار آوردن معارضان هستند نیز سخت کرد. آنجا هم مثل همه جای دنیا، جریان غربزده فرهنگی قدرتمندی وجود دارد و اتفاقا فقدان اندیشه دینی قدرتمند و افول سوسیالیزم، به بحران فقدان اندیشه هویت بخش مبارزاتی انجامیده ولی هنوز رویکردهای استقلال طلبانه و عدالت خواهانه زنده است که می توان روی آنها ایستاد. گرچه فاصله جغرافیایی آمریکا با این نقاط اندک است و نفوذ سیاسی اقتصادی امنیتی او کم نیست ولی مدل جمهوری اسلامی یعنی بیدار کردن مردم و به میدان کشاندن آنها می تواند جلوی استیلای کامل آنها را بگیرد. امیدوارم در میانه جنگ، بخشی از جامعه ما که در این راستا وظیفه دارد به آنسوی دنیا نیز توجه کند که فیها منافع للناس! هر جور نگاه کنیم منافع ما در آن نقطه بسیار زیاد است. 📍 @komeilialireza
🔻 جنگی نو در غزه؛ خط قرمز جمهوری اسلامی از همان آغازِ انعقادِ تفاهمنامه میان ایالات متحده و ایران، دیری نپایید که بر این باور استوار شدم: از آنجا که کفهٔ ترازویِ بندهای این توافق به نفع ایران سنگینی میکند، هرگز به مرحلهٔ اجرا نخواهد رسید. برخلاف جریانهای اسلامگرایی که یا در بندِ هراس از آمریکا گرفتارند و یا به او خوشگمان؛ ما نه از او واهمهای داریم و نه ذرهای به وعدههایش اعتماد میورزیم. هنوز آشکار نیست که چه زمانی دوباره به این تفاهم بازخواهیم گشت، اما پیرامون شمولِ «غزه» در این توافق، رایزنیهای بسیاری صورت گرفته بود. یکی از اخباری که در پی حضور هیئت حماس در مراسم تشییع رهبر شهید ایران بازتاب یافت، آن بود که تهران بر اساس بند نخستِ تفاهمنامه، متعهد شده است چنانچه جنگی تازه علیه غزه شعلهور شود، تنگه هرمز را مسدود کرده و رژیم صهیونیستی را آماج حملات خود قرار دهد. می دانیم که مقاومت یمنی نیز در باب المندب همان خواهد کرد. گفته میشود این تعهد، بهصراحت از سوی عالیترین مقامات نظامی ایران به گروههای مقاومت فلسطینی داده شده است؛ موضوعی که به دلایل ذیل از اهمیتی راهبردی برخوردار است: بنیامین نتانیاهو تا چهار ماه دیگر، یا باید در انتخابات پیروز شود و یا حیات سیاسیاش به پایان خواهد رسید. با اینکه او در ترورِ فرماندهان مقاومت به دستاوردهایی نائل آمده، اما بدنهٔ رزمندگانِ مقاومت — از غزه و لبنان تا ایران و یمن و عراق — همچنان آمادهاند تا تلفات سنگینی بر او تحمیل کنند. بهویژه جنگ اخیر ایران ثابت کرد که تهران نهتنها توانِ ضربه زدن به رژیم را دارد، بلکه میتواند فشار را بر حامی اصلی این رژیمِ کودککُش، یعنی آمریکا، چنان تشدید کند که او را به پذیرش آتشبس با مقاومت لبنان ناچار سازد. از آنجا که موازنهٔ نظامی ایران و تسلطِ این کشور بر تنگه هرمز تغییر نیافته است، بعید است که رژیم در صورتِ تهاجمِ مجدد به ایران یا لبنان، دستاوردِ شگرفی کسب کند. از همین رو، این نگرانی وجود دارد که او برای دستاوردسازی، به یورشِ دوباره به غزه و یا ترورِ رهبر جدید حماس روی آورد. بنابراین، از آنجا که نتانیاهو برای تثبیتِ آرای خود در این چهار ماهِ سرنوشتساز به یک پیروزیِ نمایان نیاز دارد و غزه نیز در وضعیتی بغرنج به سر میبرد، اهمیتِ این تعهدِ بازدارندهی ایران برای جلوگیری از هرگونه تهاجم احتمالی، بیش از پیش عیان میشود. میدانیم که نقضِ آتشبسهای شکننده در غزه (و گاه لبنان) نخواهد توانست ورق را به سود او در انتخابات پیش رو برگرداند و او راهی جز برپاکردنِ جنگی تمامعیار در یکی از جبههها پیش روی خود نمیبیند. در روزگاری که امت اسلامی از صحنهی رویاروییِ جدی غایب است و به شعارها و اقداماتِ بیخطر و خنثی بسنده کرده است، باید قدرِ «وحدت میدانها» را در جبهه مقاومت دانست. به راستی که همدستی با آمریکا در عینِ دشمنی با اسرائیل، از مضحکترین رفتارهای سیاسیِ برخی اسلامگرایان در عصرِ ماست. 📍 @komeilialireza
🎥 گفتگوهای تحلیلی نیاز ضروری امروز جامعه مرز میان رجز و ژورنالیزم و تحلیل و اندیشه گاهی اوقات خلط می شود! درباره جنجالی که برخی بر سر مصاحبه اخیر موگویی با وزیر خارجه ایجاد شده هم باید به این تفاوت ها دقت داشت. البته موضع بنده درباره این مصاحبه این بود که بجز یکی دو تیکه شاذ، اصل این مصاحبه خوب و مفید بود هر چند بنظرم خیلی تفاوت ماهوی با مواضع ایشان در مصاحبه تلویزیونی نداشت ولي خب همين سبك راحت تر حرف زدن و بیان برخی حرفهای غیررسمی در پرسش و پاسخ، کار را جذاب تر می کند. متاسفانه آن چیزی که مورد توجه و وایرال شدن رسانه ای هم قرار می گیرد همان دو سه تیکه چند ثانیه ای است! که عملا اصل مصاحبه را هم به حاشیه می برد. مثل آن جایی که جواد موگویی میخواهد گولاخ بازی دربیاورد و از شناخت تونل های زیرزمینی می گوید که البته برخلاف ادعای او اکثریت چیزی از اینها نمی دانند! یا اینکه مدعی سقوط مشهد می شود حال آنکه شناختی از آن شرایط ندارد و نمی داند که عملا در دو سه بولوار خاص، تجمعات خشن صورت گرفته بود و این طبعا معنای سقوط شهر ندارد! این روزها، مداح رجزخوان، تحلیل می کند، ژورنالیست ها نیز! و چون فضا عاطفی یا زرد شده است، مواضع اینها گاها بیش از حرف های تحلیلی و فکری شنیده می شوند. هر چند واقعا تجربه نسبتا موفق برنامه به وقت ایران، یک مدل خوب در لایه تحلیلی است و نباید صفر و یکی همه چیز را دید. من نگرانم که سخت گیری ها منجر به حذف همه این فرصت های گفتگو بشود و حاشیه بر متن بچربد. جواد چون لر بسیار رک و صافی است گاها ممکن است مرزهایی را بشکند که همان ها خود عامل عدم تداوم فرصت های گفتگو بشود. امثال او هم باید تلاش کنند ادبیات خود را در عین صراحت کنترل کنند. طبعا فرصتی که برای ارتباط با چهره های مهم در اختیار او قرار گرفته می تواند تکرار نشود. روحیات ژورنالیستی می توانند به ماهیت تحلیلی آسیب بزنند و البته ارزش افزوده جذابیت نیز بر آنها داشته باشند. این مرز را باید مدیریت کرد. طبیعی است که در شرایط جنگی، حساسیت های ایدئولوژیک بالا می گیرد ولی من بشدت به افزایش سطح فکر مخاطب های متنوع جامعه اعتقاد دارم. خیلی ها مخاطب تلویزیون نیستند و اتفاقا باید با آنها بیشتر حرف زد که دسترسی به این طیف هم گاها آسان نیست ولی تنها مسیر، فضای مجازی است. لذا پادکست های گفتگو محور تحلیلی و فکری بشدت مورد نیاز هستند. اتفاقا آمار بازدید برخی از اینها که قبل از جنگ منتشر شد نشان داد جامعه از این حرفها استقبال می کند و تشنه شنیدن حرف های متنوع است. همین قدر می دانیم که دفاع درست از موضع انقلاب در میان قشرهای خاکستری از نیازهای واجب جهاد تبیینی امروز است. 📍 @komeilialireza
👈بیایید این بار آتش بس را فورا نپذیریم! اگر منصفانه بنگریم همین که آمریکا بار دیگر از دیپلماسی به جنگ روی می آورد به این دلیل است که تشرهای او باعث عقب نشینی ما در توافق دیپلماتیک نشده است و آن هم بخاطر حضور مردم، هوشمندی رهبری و ایستادگی مسوولان کشور بوده که مانع پیروزی بدون هزینه دیگری مثل برجام برای دشمن شده است لذا او فهمیده که باید فشار را بیشتر کند تا بتواند امتیاز بگیرد! ظاهر ماجرا این است که او بنا دارد راههای ارتباطی با جنوب و خصوصا هرمزگان را قطع کرده و خاکی را اشغال نماید و سپس ما را به مذاکره مجدد دعوت نماید! طبعا این گزینه برای او خیلی هزینه دارد چون حضور در میدان یعنی کشته شدن و حتی اسیر دادن! این گزینه یعنی اتفاقا ما خواهیم توانست امتیاز بیشتری بگیریم. پس اگر در میدان نظامی خوب بجنگیم دستاورد دیپلماسی هم جدی تر و پرنفع تر خواهد بود. اینکه چرا بلافاصله پس از اعلام آتش بس از طرف آمریکا، ما هم آنرا می پذیریم از نظر من یک تحلیل خوشبینانه دارد که همین منطق «امتیازگیری» در شرایطی است که او در میدان نظامی عقبنشینی کرده است! من هم مخالف اصل این ماجرا نیستم ولی خواهش میکنم وقتی این بار دوباره شکست خورد و به سمت آتش بس رفت، ما فورا نپذیریم! البته بنظرم این بار هم اسراییل وارد خواهد شد و ضربات ما به اردن و التنف سوریه و..برای آمادگی بیشتر مواجهه با اوست ولی یادمان نرود که نمی شود با حملات پیاپی دشمن، کشور را اداره کرد و باید این بار فشار بر او را به جایی رساند که امتیاز اصلی «ضمانت» عدم حمله مجدد و پرداخت سایر حقوق ملت اخذ شود. فتأمل! 📍 @komeilialireza
⚠️ در توافق غزه هم دروغ گفتند! اهالی غزه این روزها کمپین به شما دروغ گفتند را به راه انداختند چرا که ظاهراً در شرم الشیخ با ضمانت ترامپ و چندین کشور بزرگ اسلامی توافق آتش بس برگزار شد ولی عملا همچنان کشتار روزانه مردم ادامه دارد و بخش مهمی از تعهدات کمک رسانی نیز انجام نشده است! این در حالی است که حماس فقط بخاطر بهبود حال مردم خود حاضر به تحویل دادن بیست اسیر باقیمانده اسراییلی شد والا تا همان روز آخر روزی نبود که سگ کشی او متوقف شود و مردانه جلوی آنها ایستاده بود. به این بهانه بنظرم رسید چهار زاویه روایی درباره غزه که باید مورد توجه باشد و در کشور ما فراموش شده است را بار دیگر متذکر شوم: ۱) عمده توجهات به بعد انسانی «کشتار و مظلومیت مردم» است که لازم هست ولی کافی نیست. ۲) آنچه میتواند الگوی امت اسلامی بشود «ایستادگی و صبر مردم» غزه است. ۳) همچنین «مقاومت شجاعانه مجاهدان» مقاومت اسلامی نیز الهام بخش جوانان ماست. ۴) بروز «توحش قاتلان اسراییلی» نیز برای تعیین نسبت مردم جهان با آنان ضروری است. مهم آن است که یادمان نرود چه می گوییم و بر چه درسی و چه فکری از غزه تاکید داریم. اینطور نباشد که صرفا از غم و غصه ها بگوییم. غزه میتواند کلاس درس ایمان و سازش ناپذیری و عزت برای امت اسلامی باشد. غزه پر از قصه های جذاب است. امیدوارم امسال در جشنواره حقیقت دهها مستند از آنجا ببینیم! 📍 @komeilialireza
👈 صلاحیت باید تعینی باشد نه تعیینی! در آخرین سخنرانی حاج قاسم در جمع فرماندهان سپاه به این اشاره می کند که ما کسانی را داشتیم که درجه نظامی بالاتری داشتند ولی گاها از افراد با درجه پایین استفاده کردیم و موفق تر هم بودیم! چرا که مدرک و جایگاه الزاما بمعنی فهم و توان بیشتر نیست. آنچه باید خصوصا در امور عملی و مدیریتی مورد توجه باشد، آن است که «مشک باید خود ببوید نه آنکه عطار بگوید» و این آسان نیست. نمی توان صلاحیت را با قرار گرفتن در یک جایگاه کسب کرد بلکه آنرا باید کسب نمود و سپس در جایگاه مدیریتی قرار گرفت. این یعنی صلاحیت امری «تعینی» است نه «تعیینی»! آنچه بر این مسأله سایه می اندازد و آنرا خراب می کند ترجیح روابط بر ضوابط، باندبازی و یا سیاست بازی ها و مصلحت اندیشی های بیجاست که منجر به انتخاب افراد ضعیف در پست های متعدد می گردد و به همان دلایل هم برآورد درستی از عملکردها نیست و نهایتا این افراد بعنوان «همیشه مدیران» و «استعدادهای کشف شده»! باقی می مانند. هر جا واقعیت گم شد و چیز دیگری بر آن سایه انداخت یعنی نوعی فساد شکل گرفته که نتیجه آن هم در سوختن فرصت ها و بیت المال خودش را نشان میدهد. چه بسیار مدیرانی که اصلا نباید مدیر می شدند ولی مانده اند و خواهند ماند! طعم پول و البته قدرت را براحتی رها نمی توان فراموش کرد. شنیده ام اخیرا در یکی از نهادهای نظامی بالای چهل سال خدمت ها را نگاه داشته اند ولی بالای سی سال ها را بازنشسته کرده اند! خدا آینده انقلاب را به خیر کند... 📍 @komeilialireza
✅ آقا به ما جرأت نقد اسلام متحجر را داد! امام که به رحمت خدا رفت همه جا بهم ریخت. ما البته کودک بودیم و بازیگوش! فقط صحنه گریه ها و عزادری ها و کاروان هایی که به تهران رفت یادم هست و چهلمی که خودم هم به آن مرقد وسط صحرا رفتم. ما با خاطرات شهدا گریه می کردیم و شیفته عکس نورانی امام بودیم. فکر امام ولی در پایگاههای بسیج محلات کمرنگ بود هر چند همه جا نوشته بود: «بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفای آن بوی بهار وصل و طراوت یقین می دهند.» ولی تو گویی امام هم یک عالم عارف مسلک بود که جز توصیه به تقوی چیزی نداشت! کم کم قد کشیدیم. جریان فکری ما مذهبی ها در انحصار راست سنتی بود. حتی رای سیاسی ما هم مال آنها بود. دور پنجم انتخابات مجلس در مشهد، لیست ائتلاف سبز با تصاویر نامتعارفی از خانمی چادری ولی روتوش شده همراه شد و رای هم آورد و بعد هم به کارخانه داری و زندگی در آمریکا ختم گردید! ماها که معترض می شدیم می گفتند این تضعیف نظام است و پاس گل به دشمن؟! آیا می خواهید جریانی که اسلام را بک شبه بر باد می دهد روی کار بیاید؟ منظورشان اصلاح طلبان بود. هنوز دانشجو نشده بودم که با رهبری بیشتر آشنا شدم ولی جریانی می گفت نماینده رهبری در فلان جا یا فلان فرمانده یا شخص مشهور دارد حرف آقا را تفسیر می کند و شما حق ندارید مستقیم از ایشان نقل کنید! یعنی اینها نمی فهمند و شما آری؟! اصلا نقد خود آنها هم مساوی نقد خود رهبری بود! و چقدر بچه های انقلابی که توسط اینها حذف شدند! تا اینکه ایشان شجاعانه به میدان آمد و علنا پرچم مقابله با فقر و فساد و تبعیض را بلند کرد و راه را برای برخورد با منتقدان و دانشجویان عدالتخواه بست! قبل از او نقد یعنی ضدانقلابی گری و مخالف هاشمی دشمن پیغمبر بود! او عملا حتی از دانشجویان خواست که عدالت را مطالبه کنند و تاکید کرد که ارزش ما به میزان پایبندی مان به عدالت است. همان جریان اما به وادی توجیه افتاد! منتقدان انقلابی را از حضور در جمع های دانشجویی منع و سانسور و متهم می کردند! ماجرا بالا گرفت. ایشان نوشت که با دستمال کثیف نمی توان شیشه را تمیز کرد! از پیوند قدرت و ثروت و فاسدان آشنا به راههای فرار قانون گفت! بر مبارزه با فساد اقتصادی و لزوم پیگیری جدی تر قوه قضائیه تاکید کرد و مطالبه آنرا بار دیگر از دانشجوها خواست! اگر تاکیدات او نبود آیا کسی جرات می کرد برود جلوی قوه قضائیه تجمع کند یا در دانشگاه تهران، مجلس ختم مبارزه با مفاسد اقتصادی بگیرد و خرما توزیع کند؟! در همان حال و هوا بودیم که اخباری از جهان اسلام می رسید. تصمیم گرفتیم بخاطر آشنایی با چند زبان و اتفاقاتی که در غزه و لبنان، رخ می داد نیم نگاهی به جهان اسلام کنیم! اینجا اوضاع به نوعی بغرنج تر بود! حتی آنها که در جریان مطالبه عدالت همراهی می کردند وقتی به مساله وحدت شیعه و سنی می رسیدی ترمز می کشیدند! عجیب بود! جریان اسلام سنتی با همه ویژگی های خودش در جریان مذهبی ما نفوذ داشت! تو گویی امامی نیامده و اسلام ناب و اسلام آمریکایی را شرح نداده و منشور روحانیتی چنان تحجرسوز ننوشته است! خدا می داند که اگر رهبری انقلاب نبود و با زبان تیز و گویای خود، بار دیگر انقلاب خمینی را شرح نمی کرد چه بلایی بر سر ما می آمد! چنانچه خیلی های دیگر هم در پیچ و خم نهادهای خسته و ذهن های مرده ماندند و پوسیدند! یادم نمی رود اواخر جنگ 22 روزه غزه که ما چند روزی به فرودگاه مهرآباد رفته بودیم تا به صورت نمادین برای اعزام اعلام آمادگی کنیم که مورد تقدیر رهبری شهید شد، تازه در قم جلسه ای بر پا شده بود و سوال اصلی این بود که می گویند اهالی غزه ناصبی هستند! اینقدر این پیام ها برای رهبر شهید سخت آمد که آنرا سال 88 در کردستان به زبان آورد! با گوش های خودم از مسوولی شنیدم که می گفت ما فکر می کردیم این سخنان تقیه بوده است! خودش گفت که از ایشان پرسیدیم و پاسخ شنیدیم: یعنی چه؟ یعنی من دارم حرفی را می زنم که باور ندارم؟! وقتی در همان سفر اجازه پخش اذان اهل سنت را دادند با گوش خودم در قم چه سخنان زشت و تهمت هایی که علیه این مرد شجاع نشنیدم! اما باور به چیزی با تکرار زبانی آن خیلی فرق دارد و باور به وحدت از آخرین چیزهایی که در قلب انسان های متعصب وارد می شود! از همین رو جلوت و خلوت های خیلی ها با هم فرق داشت و رهبری شهید چه غصه ها خورد از این وضعیت.. هیچ جا عصبانیت ایشان را مثل آن روز ندیده بودم که گفتند ما صد بار تذکر می دهیم باز برخی مراعات نمی کنند! خدا را شکر در زمانه مردی زیستیم که در بیان حقیقت دین نه به سرزنش ها توجه داشت و نه تردید به خود راه داد و دست نسلی را با این فکر پیشرو و احیاگر خود گرفت و از چاه اسلام متحجران نجات داد. باورم نیست که او رفته است چرا که فکر او زنده است. حتی باورم نیست که با تن او وداع می کنیم... 📍 @komeilialireza
😡 چرا ترامپ عصبانی و در بن بست قرار دارد؟ روز اولی که متن تفاهم نامه را دیدم گفتم این متن نوشته نشده که اجرا بشود! چرا؟ چون گرچه ترامپ در فشار است و راهی ندارد اما اگر این متن اجرا بشود یعنی پیروزی قطعی و محکم ایران را امضا کرده است! امروز ترامپ نشان داد که حقیقت همان است که مردم و رهبر شهید ایران گفتند: آمریکا قابل اعتماد نیست! و مذاکره با او وقت تلف کردن است! اما چرا ترامپ راه حلی ندارد و به دنبال چه سناریویی است؟ از سناریوهای محتمل در آینده یکی می تواند حمله زمینی گسترده به ایران باشد که عملا به معنای قتل عام سربازان آمریکایی است و دستاوردی در کوتاه مدت هم برای آنان نخواهد داشت. سناریوی تخریب زیرساخت های ایران که دائما توسط ترامپ تکرار می شود و هدف او هم خالی کردن دل مردم ایران است شدنی نیست! چرا؟ چون ایران حتما همه زیرساخت های گاز و نفت منطقه را خواهد زد و این یعنی فروپاشی اقتصاد جهانی چرا که وقتی هرمز دو ماه بسته ماند، بحران انرژی دنیا را فراگرفت و از بین رفتن مراکز تولید سوخت، بمعنای بحران در سراسر جهان خواهد بود! برخی فکر می کنند نادیده گرفتن بحرانی که هم پیمانان آمریکا در اروپا و خلیج فارس تجربه می کنند و خواهند کرد بخاطر منافع اسرائیل امری آسان است ولی واقعیت آن است که خود آمریکا نیز از این ماجرا بشدت متضرر خواهد شد چنانچه او اعتراف کرد فقط برای یک ماه ذخایر داشتیم! عصبانیت او بخاطر حمایت میلیونی مردم ایران از جمهوری اسلامی است که در تشییع نیز خود را نشان داد. چیزی که با دروغ لابی های صهیونی به او پس از فتنه دی ماه اغاز شد و او را به مهلکه ای کشاند که نه راه پس دارد نه پیش! لذا راهی ندارد جز اینکه از این عصبانیت بمیرد! مردم ما ثابت کردند شکست نخواهند خورد. پاسخ به این هتاکی ها هم باید اعلام خروج از تفاهم نامه و از آن مهمتر اعلام بسته بودن تنگه تا دو ماه آینده باشد تا طعم گرانی ناشی از سوخت را بهتر از قبل حس کنند! بنظرم سناریوی کنونی ترامپ هم بازگشت به حالت نه صلح نه جنگ است و این بازی را فقط با برخورد جدی و محکم نظامی می توان شکست! اگر تفاهم نقض شده که شده، دیگر شرایط جنگی است و دست ما هم بازتر خواهد بود. 📍 @komeilialireza
📎 توافق جدید دولت لبنان نقض تفاهم است امروز تصویر جدیدی در تاریخ ماندگار شد همچون تصویری که در کمپ دیوید و وادی عربه و اسلو و... ثبت شد ولی این بار پای دولت لبنان در میان است و نکته قابل توجه برای ما آن است که دولت آمریکا واسطه این توافق بوده است! توافقی که عملا نقض آشکار تفاهم ما و همان دولت یعنی آمریکایی هاست و بر باقی ماندن رژیم صهیونی در اراضی لبنان تا خلع سلاح مقاومت تاکید دارد! این یعنی بنا نیست فعلا رژیم آنجا را ترک کند و البته رفتار این چند روز او نیز همین را نشان داده بود. شاید به همین خاطر هم ترامپ پیش دستی کرد و ایران را متهم به نقض تفاهم نمود! حالا ما هستیم و دو رویکرد؛ یکی اینکه همه این اتفاقات را نادیده بگیریم و صرفا اعتراض زبانی داشته باشیم و دوم اینکه با اقدامات عملی که کمترین آن باید «بستن تنگه هرمز تا خروج اسراییل از جنوب لبنان» باشد، پاسخی قاطع بدهیم! حال آیا وفاقیون و توافقیون اجازه خواهند داد که چنین تصمیماتی در کشور گرفته بشود یا به بهانه های مختلف آن را به تاخیر خواهند انداخت, الله اعلم! مطمین باشید تکلیف سایر بندهای توافق نامه هم از همین حالا معلوم است! سالی که نکوست از بهارش پیداست. مردم مبعوث شده در میدان هوشیار باشید و به وعده آزاد شدن اندکی پول دل نبندید! 📍 @komeilialireza
🔻تبعات کربلای غزه بر سیاست در غرب دیروز خبر رای آوردن چهره های منتقد اسراییل در میان دموکرات ها برای کنگره که مورد حمایت ساندرز و ممدانی بودند به بمب خبری داخل آمریکا تبدیل شد و رسانه های رژیم صهیونی نیز از آن بشدت ترسیدند. این یعنی برکت خون مظلومان غزه و روایت خوبی که جوانان آنجا انجام دادند و حمایت آزادگان جهان مجموعا دارد معادله سیاسی را هم تحت تاثیر خود قرار می دهد. اما در داخل کشور ما حتی قبل از جنگ اخیر هم خیلی ها دیگر طوفان را فراموش کرده بودند و این رهبر شهید بود که آنرا هر از چندی تذکر میداد و نهایتا هم تاکید کردند که نباید بگذاریم این نفرت جهانی از رژیم فراموش شود چرا که ایشان به خوبی می دانستند تبعات این نفرت می تواند حتی به قطع حمایت غرب منجر گردد. متاسفانه برخی در کشور ما چه تحت تاثیر برخی افکار غلط از لبنان و چه با تحلیل ناقص خودشان، طوفان را یک اشتباه تحلیل کردند و عمق کلام رهبر شهید درک نشد! این جریان، همچون ویروسی خطرناک، فکر خود را توسعه داده و البته کم کاری های گذشته نیز عملا به بی توجهی به غزه منجر شده است. غزه کربلای خونبار زمان ماست. هم از نظر حماسه و ایستادگی هم از منظر فاجعه انسانی، حاوی همه مضامین ایمانی و انسانی است به همین دلیل به رویدادی برای افشاگری چهره حقیقی غرب بدل شد. پس از روایت رسانه ای حالا تولیدات هنری برای تثبیت این واقعه ضروری است. متاسفانه به ایده های ما که تا حالا توجه نشده است! 📍 @komeilialireza