حسام الدین آشنا
Статистикаتقدیم به شما جهت ارسال پیام از آیدی زیر استفاده فرمایید: @hesamashna
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 595
- 1/48двое суток
- 681
- 1/72трое суток
- 735
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تلویزیون با این برنامهها چه نوع دینداریای میسازد؟ این سؤال بسیار مهم است. چون رسانه فقط یک ظرف خالی نیست که «دین» را داخلش بریزیم و سالم به مخاطب تحویل بدهیم. مجری، دکور، موسیقی، مسابقه، جایزه، سلبریتی، گریه، خنده، مناسبت، دوربین و شکل مشارکت مخاطب، همه در تولید یک تجربه خاص از امر دینی دخالت میکنند. رسانه دین را فقط بازنمایی نمیکند؛ گاهی در ساختن صورت اجتماعی آن نیز مشارکت میکند. رساله دکتری عبدالله درباره دین، تلویزیون و فرهنگ و آثار بعدی او درباره دین و رسانه نشان میدهد که این مسئله برای او یک علاقه گذرا نبوده است؛ یکی از خطوط اصلی زندگی علمی اوست. از «روش کیفی» تا «کیفیت ایران» حالا اگر این قطعات را کنار هم بگذاریم، شاید تصویر روشنتر شود. روش تحقیق کیفی؛ مردمنگاری؛ آیینپژوهی؛ ارتباطات آیینی؛ مردمشناسی بصری؛ دین عامهپسند؛ مطالعه تصویر؛ تحلیل سینما؛ هویت؛ روایت ملی؛ و در نهایت رؤیای ملی. به نظر من اینها تصادفاً کنار هم قرار نگرفتهاند. اینها یک پروژهاند. و نام آن پروژه «کیفیت» است. نه کیفیت در برابر کمیت؛ بلکه کیفیت به معنای پرسیدن از چگونگی و معنای بودن. این جامعه چگونه جامعهای است؟ چگونه خودش را میبیند؟ چه چیزهایی برایش مقدس است؟ چه آیینهایی میسازد؟ چه تصاویری از خودش تولید میکند؟ مرز «ما» و «دیگران» را چگونه رسم میکند؟ چه چیزی را آرزو میکند؟ و اصلاً آیا هنوز رؤیایی مشترک برای آینده دارد؟ اینجاست که من دوباره به همان تعبیر آغاز سخنم برمیگردم. شاید میان عبداللهِ صوفی و عبداللهِ پژوهشگر کیفی فاصله آنقدر که تصور میکنیم زیاد نباشد. هر دو از ظاهر عبور میکنند تا به معنا برسند. هر دو نسبت به پاسخهای فوری بدگماناند. هر دو میدانند که دیدن، با نگاهکردن یکی نیست. و هر دو میدانند که برای شناخت آدمها، باید بیش از آنکه سخن بگوییم، گوش کنیم. سخن آخر اگر از من بپرسند مهمترین میراث علمی عبدالله گیویان چیست، احتمالاً نام یک کتاب را نمیآورم. حتی نمیگویم روش تحقیق کیفی. میگویم: عبدالله گیویان حامل یک حساسیت علمی و انسانی نسبت به «کیفیت» است. کیفیت پژوهش؛ کیفیت دیدن؛ کیفیت شنیدن؛ کیفیت تصویر؛ کیفیت آیین؛ کیفیت رسانه؛ کیفیت روایت ما از خودمان؛ و نهایتاً، کیفیت زندگی جمعی ما. عبدالله سالهایی را در غرب گذرانده، اما از حافظ جدا نشده است. با تلویزیون مدرن کار کرده، اما مسحور تکنولوژی نشده است. داده را جدی گرفته، اما انسان را به داده تقلیل نداده است. در ساختارهای رسمی کار کرده، اما کنجکاویاش نسبت به جهان غیررسمی، زندگی روزمره و معناهای مردم را از دست نداده است. و شاید به همین دلیل است که من هنوز او را، پیش از آنکه یک مدیر، استاد، مترجم یا پژوهشگر بدانم، یک جستوجوگر معنا میدانم. عبدالله عزیز، گمان میکنم همه ما به سهم خود از این جستوجوی تو بهره بردهایم. و امیدوارم همچنان به ما یادآوری کنی که در روزگاری که همهچیز را میتوان شمرد، چیزهای بسیار مهمی هستند که برای فهمیدنشان باید از شمارش عبور کرد. باید دید. باید شنید. باید فهمید. و باید، همچنان در جستوجوی کیفیت ماند. برای تو سلامتی، آرامش و استمرار این جستوجو را آرزو میکنم. خیلی متشکرم.
به همین دلیل است که به نظرم آیینپژوهی، مردمشناسی بصری، تحقیق کیفی و مطالعه رسانه در کار عبدالله مجموعهای از علایق پراکنده نیست. همه شاخههای یک درختاند. تجربه من با عبدالله؛ وقتی کیفیت وارد سیاستگذاری شد من این وجه از کار عبدالله را نه فقط از طریق آثارش، بلکه در یک تجربه مشترک لمس کردم. در دهه نود، وقتی در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری میخواستیم حوزه فرهنگ و ارتباطات راهبردی را جدیتر کنیم، از عبدالله دعوت کردم که اداره این بخش را بر عهده بگیرد. علت دعوت من روشن بود. مرکز بررسیهای استراتژیک، مانند هر نهاد سیاستپژوهی دیگری، داده زیاد داشت. پیمایش داشتیم. افکارسنجی داشتیم. جدول داشتیم. شاخص داشتیم. گزارش داشتیم. اما مسئلهای که روزبهروز بیشتر احساس میکردیم این بود: جامعه را میتوان اندازه گرفت، اما آیا با اندازهگیری میتوان آن را فهمید؟ اینجا حضور عبدالله معنا پیدا میکرد. او قرار نبود جای پیمایش را بگیرد. قرار بود چیزی را به عدد اضافه کند که عدد بهتنهایی قادر به ارائه آن نیست: معنا. بعدها در بحثهای مربوط به اعتراضات دی ۹۶ هم همین نگاه را صریح بیان کرد: پیمایش تصویری مهم از جامعه میدهد، اما عدد باید «معنادار» شود و بدون فهم زمینه، میتواند حتی به موضوع منازعه و مصادره تبدیل شود. این تجربه برای من یک نتیجه مهم داشت: سیاستگذار خوب، اگر خودش مردمنگار نیست، دستکم باید مردمنگار را در کنار خود داشته باشد. چون سیاستگذاری درباره جامعهای که آن را فقط از روی جدول میشناسیم، خطرناک است. سینمای فجر؛ سینما بهمثابه متن جامعه یکی از تجربههای مشترک خوب ما در مرکز، چند دوره مطالعه جشنواره فیلم فجر بود. میشد فیلمهای جشنواره را به شیوه معمول بررسی کرد: موضوع چند فیلم خانوادگی است؟ چند فیلم اجتماعی داریم؟ میزان خشونت چقدر است؟ چند شخصیت زن یا مرد داریم؟ اما پرسشی که برای ما جذابتر بود، از جنس دیگری بود: سینمای ایران، ایران را چگونه روایت میکند؟ اگر همه فیلمهای یک سال را کنار هم بگذاریم، چه جامعهای پیش چشم ما ظاهر میشود؟ خانواده ایرانی چگونه است؟ زن و مرد ایرانی چگونه تصویر میشوند؟ دین در کجای این جهان قرار دارد؟ آینده چگونه است؟ امید هست یا نیست؟ پیشرفت چه معنایی دارد؟ و سرانجام: آیا در این سینما چیزی به نام «رؤیای ملی» وجود دارد؟ این برای من نمونه روشنی از همان پروژه «کیفیت» بود. فیلم دیگر فقط یک محصول فرهنگی نبود؛ دادهای برای فهم کیفیت زیست اجتماعی و کیفیت روایت ما از خودمان بود. ما به جای اینکه فقط سینما را ارزیابی کنیم، تلاش میکردیم از خلال سینما ایران را بخوانیم. و آنجا بود که مفهوم «روایت ملی» و سپس «رؤیای ملی» اهمیت پیدا کرد. جامعهای که نمیتواند خود را در آیندهای خواستنی تصور کند، فقط دچار مشکل سینمایی نیست. مسئله بسیار عمیقتر است. روز موسوم به کوروش؛ پیش از داوری، فهمیدن تجربه دوم ما به پدیدهای مربوط میشد که به «روز کوروش» معروف شد. انبوهی از افراد در پاسارگاد جمع میشدند؛ شعارها، نشانهها، پوششها و رفتارهایی داشتند که درباره معنای آنها اختلاف فراوانی وجود داشت. در مواجهه رسمی با چنین پدیدهای، معمولاً اولین سؤال این است: چه کسانیاند؟ چه جریانی پشت آنهاست؟ آیا سیاسیاند؟ آیا تهدیدند؟ چه باید با آنها کرد؟ اما سؤال مردمنگارانه کمی عقبتر میایستد و میپرسد: این آدمها خودشان فکر میکنند اینجا چه میکنند؟ چرا به این مکان آمدهاند؟ چرا این روز؟ کوروش برای آنان چه معنایی دارد؟ آنها از «ایران» چه چیزی را در آنجا بازسازی میکنند؟ برای همین به سمت تولید یک مستند رفتیم. نه برای اینکه اثبات کنیم برداشت رسمی درست است یا برداشت معترضان؛ بلکه برای اینکه ببینیم. اینجا آیینپژوهی عبدالله به کار میآمد. آیین الزاماً چیزی نیست که از گذشته دور به ما رسیده باشد. جامعه میتواند آیین تازه بسازد. یک روز عادی را از زمان عادی جدا کند؛ یک مکان را مقدس یا نمادین کند؛ برای آن روایت بسازد؛ و از طریق حضور، تکرار، نماد و بدن، یک «ما» تولید کند. این همان چیزی است که عبدالله سالها در حوزه آیین و آیینیشدن مطالعه کرده است. و برای من، آن مستند بیش از آنکه درباره کوروش باشد، درباره یک اصل روششناختی بود: پیش از آنکه جامعه را محکوم یا تأیید کنیم، باید سعی کنیم آن را بفهمیم. دین عامهپسند؛ رسانه فقط بازتاب نمیدهد، میسازد حوزه سوم همکاری ما گفتوگوهای راهبردی فرهنگی و اجتماعی و بهخصوص نقد برنامههای تلویزیونی در حوزه دین عامهپسند بود. در اینجا نیز نگاه عبدالله برای من آموزنده بود. ما معمولاً وقتی درباره برنامه دینی تلویزیون حرف میزنیم، میپرسیم: مطالب دینی آن درست بود یا نه؟ روحانی یا کارشناس مناسب بود؟ احکام صحیح گفته شد؟ برنامه توانست مخاطب جذب کند؟ اما پرسش عبدالله یک مرحله بنیادیتر بود:
درباره عبدالله گیویان؛ جستجوگر کیفیت و معنا بسمالله الرحمن الرحیم دوستان عزیز، استادان و همکاران گرامی؛ سلام عرض میکنم. خوشحالم که نخستین نشست «گفتآمد»، که قرار است مجالی برای گفتوگوی صمیمانه اهالی ارتباطات باشد، با بزرگداشت دکتر عبدالله گیویان همراه شده است. ناراحتم که چرا فقط اینجا، چرا فقط شما؛ جرا دانشگاه صئا و سیما و سالن همایشهای بینالمللی صدا و سیما، نه؟! درباره عبدالله گیویان میتوان از راههای مختلفی سخن گفت. میتوان از کتابهایش گفت، از ترجمههایش، از سالهای تدریس، از پایاننامههایی که راهنمایی کرده، از سابقه طولانیاش در صداوسیما، از پژوهشهایش درباره دین و رسانه، از مردمنگاری و پژوهش کیفی. من که از سال 1365 عبدالله گیویان را دیدهام و هم فرصتی داشتهام با او کار کنم، میخواهم از زاویه دیگری به او نگاه کنم. اگر بخواهم برای مجموعه کارهای عبدالله یک کلمه پیدا کنم، آن کلمه «کیفیت» است. و اگر بخواهم برای خود عبدالله، پیش از همه عناوین دانشگاهی و اداریاش، وصفی پیدا کنم، شاید بگویم: عبدالله، در بنیاد شخصیتش یک «معناپژوه» است. نه به این معنا که از جهان جدید فاصله گرفته باشد. درست برعکس. سالهایی را در غرب زیسته و تحصیل کرده؛ دکترای خود را از سواس گرفته و رسالهاش را درباره نسبت دین، تلویزیون و فرهنگ در ایران پس از انقلاب نوشته است. اما غربدیدگی او را غرب زده نکرد و نتوانست او را از ریشههایش جدا کند. اتفاقاً شاید همین ترکیب برای فهم عبدالله مهم باشد: کسی که مردمشناسی خوانده، با نظریههای ارتباطات آشناست، سالها با رسانه مدرن کار کرده، تلویزیون را از درون میشناسد، اما وقتی جهان را نگاه میکند، همچنان بیش از «ظاهر»، دنبال معنا میگردد. و من فکر میکنم «کیفیت» از همینجا آغاز میشود. کیفیت؛ نه فقط در روش تحقیق ما وقتی در دانشگاه از «کیفی» سخن میگوییم، فوراً ذهنمان میرود سراغ روش تحقیق کیفی؛ مصاحبه عمیق، مشاهده، مردمنگاری، کدگذاری، نظریه دادهبنیاد و مانند آن. عبدالله البته در رواج این سنت در مطالعات ارتباطات ایران سهم جدی داشته است. از ترجمه روشهای تحقیق کیفی در علوم ارتباطات تا راهنمای کدگذاری برای پژوهشگران کیفی و آثار بعدی درباره نظریه دادهبنیاد، مصاحبه کیفی و راهنمای پژوهش کیفی، او در عمل بخشی از کتابخانه فارسی پژوهش کیفی را ساخته است. اما گمان میکنم اگر «کیفیت» را در عبدالله به «روش تحقیق کیفی» محدود کنیم، اصل ماجرا را از دست دادهایم. کیفیت برای عبدالله بیش از آنکه یک روش باشد، یک نحوۀ زیست است. پرسش از «کیفیت»، در معنای عمیق کلمه، پرسش از این است که: 1. این پدیده چگونه است؟ 2. برای آدمهایی که آن را زندگی میکنند چه معنایی دارد؟ 3. چه تجربهای پشت رفتار ظاهری آنهاست؟ 4. چه چیزی یک جمعیت را به «ما» تبدیل میکند؟ 5. یک تصویر چگونه به نماد بدل میشود؟ 6. یک رفتار چگونه آیین میشود؟ 7. یک رسانه چگونه فقط پیام منتقل نمیکند، بلکه معنا، هویت و حتی شکل خاصی از دینداری یا ملیت را میسازد؟ به نظرم تقریباً تمام پروژه پژوهشی شخصی و زیستی عبدالله را میتوان ذیل این پرسشها خواند. و شاید بیدلیل نباشد که پایاننامه دوره کارشناسی او هم درباره تصوف بهمثابه یک جنبش اجتماعی در ایران بوده است. من نمیخواهم میان تصوف و پژوهش کیفی یک رابطه ساختگی برقرار کنم؛ اما نمیتوانم از این هم بگذرم که در هر دو، نوعی بدگمانی به ظاهر وجود دارد. عارف میگوید همه حقیقت آن چیزی نیست که در صورت آشکار است. مردمنگار هم تقریباً همین هشدار را، به زبان علوم اجتماعی، به ما میدهد: آنچه میبینی تمام واقعیت نیست؛ نزدیکتر شو، گوش کن، زمینه را بفهم، بعد داوری کن. از قدیمیترین پژوهشگران تلویزیون ایران وجه دیگری از عبدالله که نباید در این بزرگداشت فراموش شود، نسبت طولانی او با صداوسیما و بهویژه تلویزیون است. عبدالله از نسلی است که فقط درباره تلویزیون مقاله ننوشته؛ تلویزیون را از درون تجربه کرده است. سالها در حوزه پژوهش صداوسیما فعالیت داشته، مدیرکل دفتر پژوهشهای برنامهای معاونت سیما بوده، در پژوهش تصویری و تحلیل برنامه نقش داشته و از بنیانگذاران رویکردی بوده که میخواست خود «تصویر» را موضوع تحقیق قرار دهد. در سوابق منتشرشده او، مدیریت دفتر پژوهشهای برنامهای معاونت سیما در سالهای ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۷، تدریس روش تحقیق در سینما و تحلیل فیلم و حتی معرفی قالب «ویدئو کلیپ» در همان دوره ثبت شده است. این سابقه را وقتی کنار کارهای بعدی او در مردمشناسی بصری میگذاریم، آن خط ممتد دوباره آشکار میشود. پرسش همچنان «کیفیت» است: تصویر چه میگوید؟ چگونه میگوید؟ چه چیزی را آشکار و چه چیزی را پنهان میکند؟ و ما چگونه میتوانیم جامعه را نه فقط از طریق پرسشنامه، بلکه از طریق چهرهها، بدنها، فضاها، نشانهها و تصاویرش بخوانیم؟
باید ارزیابی پیامدهای ارتباطی سیاستهای عمومی را مطالبه کند. همانگونه که یک سیاست باید پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و زیستمحیطی خود را بسنجد، باید روشن کند با اعتماد عمومی، گفتوگوی اجتماعی و رابطه دولت و جامعه چه میکند. باید از استقلال و امنیت حرفهای خبرنگاران دفاع کند؛ نه فقط زمانی که خبرنگاری گرفتار میشود، بلکه پیش از آن، با تولید معیار، آموزش، گفتوگوی حقوقی و مطالبه اصلاح ساختارها. و باید میان دانشگاه، تحریریه، انجمن علمی، سکوی ارتباطی و نهاد سیاستگذار، یک شبکه پایدار همکاری بسازد. اما اتحادیه پیش از اصلاح جامعه باید از خود آغاز کند. نمیتوانیم از چندصدایی سخن بگوییم، اما اتحادیه را تکصدا اداره کنیم. نمیتوانیم از گردش آزاد اطلاعات دفاع کنیم، اما تصمیمهای خودمان شفاف نباشد. نمیتوانیم از شنیدن نسل جدید حرف بزنیم، اما جوانان را فقط برای اجرای برنامهها بخواهیم. نمیتوانیم درباره تبعیض ارتباطی پژوهش کنیم، اما در تقسیم فرصتها و مسئولیتها همان سلسلهمراتبهای کهنه را بازتولید کنیم. اتحادیه باید خودش نمونهای کوچک از همان نظم ارتباطی باشد که به جامعه توصیه میکند. خانمها و آقایان! چالش امروز فقط ظهور هوش مصنوعی، افول مطبوعات یا گسترش سکوها نیست. چالش اصلی، بازسازی قدرت ارتباطی جامعه ایران است. این بازسازی چهار شرط دارد: خبرنگاری که بتواند حقیقت را در برابر قدرت و الگوریتم پیگیری کند؛ جامعهای که بتواند اختلاف را به گفتوگو تبدیل کند؛ دانشگاهی که از مقاله به مسئله و از توصیف به اثرگذاری برسد؛ و اتحادیهای که از تشریفات سازمانی عبور کند و به نهاد علمی مسئلهگشا تبدیل شود. بدون خبرنگار مستقل، حقیقت عمومی تضعیف میشود. بدون حقیقت معتبر، گفتوگو ناممکن میشود. بدون دانش مسئلهگشا، بحرانها درست فهمیده نمیشوند. و بدون نهاد علمی مستقل، دانش پراکنده هرگز به قدرت اصلاح تبدیل نخواهد شد. امروز فقط اتحادیهای میان چند انجمن افتتاح نمیشود؛ یا دستکم نباید فقط چنین باشد. آنچه باید تأسیس شود، امکان تازهای برای ارتباط میان علم و جامعه، دانشگاه و حرفه، حقیقت و قدرت، و صداهای متفاوت ایران است. علوم ارتباطات هنگامی شایسته نام خود است که فقط ارتباط را مطالعه نکند؛ بلکه به بهبود کیفیت ارتباط در جامعه کمک کند. روز خبرنگار نیز هنگامی واقعاً گرامی داشته میشود که استقلال و مرجعیت خبرنگار، نه فقط در پیامهای تبریک، بلکه در ترتیبات واقعی قدرت به رسمیت شناخته شود. آزمون اتحادیه از فردای افتتاح آغاز خواهد شد: آیا فقط یک تشکل دیگر به ساختار علمی کشور افزودهایم؟ یا نهادی ساختهایم که جامعه ایران بتواند با کمک آن، خود را دقیقتر ببیند، صداهایش را بهتر بشنود و عاقلانهتر درباره آیندهاش گفتوگو کند؟ پاسخ این پرسش را نه سخنرانی امروز، بلکه کارنامه سال آینده اتحادیه خواهد داد.
ما هنوز پیامفرستی را با ارتباط اشتباه میگیریم؛ اطلاعرسانی را به جای اقناع مینشانیم؛ دیدهشدن را اعتبار میپنداریم؛ و گاهی سکوت جامعه را نشانه رضایت تلقی میکنیم. حال آنکه سکوت همیشه رضایت نیست. گاهی نشانه ناامیدی از شنیدهشدن است. جامعهای که احساس کند صدایش شنیده نمیشود، نخست از گفتوگو خارج میشود، سپس به رسانههای غیررسمی پناه میبرد و سرانجام، یا به سکوت میرسد یا به فریاد. جامعه بدون میانجیهای معتبر، میان سکوت و فریاد سرگردان میماند؛ و هیچیک جای گفتوگو را نمیگیرد. اینجاست که خبرنگاری حرفهای اهمیتی فراتر از تولید خبر پیدا میکند. خبرنگار یکی از آخرین میانجیهای جامعه است؛ کسی که باید واقعیتهای پراکنده را به مسئله عمومی تبدیل کند، صدای شنیدهنشده را وارد میدان عمومی کند و اختلافها را بدون حذف، تحریف یا تهدید، برای جامعه قابل فهم سازد. اما جامعه فقط به رسانه آزاد نیاز ندارد؛ به حکومت شنوا هم نیاز دارد. کار ارتباطات، آرایش تصمیمهای گرفتهشده نیست. ارتباطات باید پیش از تصمیم، هنگام تصمیم و پس از تصمیم حضور داشته باشد. اگر مردم فقط پس از تصمیم مخاطب قرار گیرند، ارتباطات به توجیه تقلیل پیدا میکند. سیاستی که قابل توضیح نیست، احتمالاً یا خوب طراحی نشده، یا مردم را در طراحی خود به رسمیت نشناخته است. 3. بحران مسئله در دانشگاه در این نقطه بگذارید دوربین را از حکومت و رسانه به سوی خودمان برگردانیم؛ به سوی دانشگاه و سنت علمی علوم ارتباطات. ما معمولاً دیگران را به ضعف ارتباطی متهم میکنیم. اما آیا خود جامعه علمی ارتباطات، با جامعه واقعی خبرنگاری ارتباط دارد؟ آیا مسائل واقعی روزنامهنگاران، تحریریهها، مخاطبان، سکوها و نهادهای عمومی وارد برنامه آموزشی ما شده است؟ آیا پایاننامههای ما به اندازهای که برای تکمیل پرونده تحصیلی مفیدند، برای فهم مسائل کشور نیز مفیدند؟ آیا مقالهای که فقط چند داور و نویسنده آن را میخوانند، بهخودیخود نشانه تولید دانش است؟ آیا واقعیت این نیست که ما رسانه را مطالعه کردهایم، اما ارتباط را فراموش نکردهایم؟ سنت دانشگاهی ما گاهی مقاله را جای مسئله نشانده است؛ روش را از واقعیت مهمتر دانسته؛ پیام را سنجیده، اما قدرت را ندیده؛ محتوا را تحلیل کرده، اما نهاد، شبکه، اقتصاد و فناوری را نادیده گرفته است. گاه درباره جامعه فراوان نوشتهایم، بدون آنکه به اندازه کافی جامعه را شنیده باشیم. گاه نظریههایی را که در پاسخ به مسائل جوامع دیگر شکل گرفتهاند، با دقت تدریس کردهایم، اما برای نامگذاری دقیق تجربه ارتباطی ایران، مفهوم تازهای نساختهایم. مسئله ما کمبود نظریه یا روش نیست؛ گسست میان نظریه، مسئله و عمل است. علوم ارتباطات باید از «علم رسانه» به «علم مسئله» حرکت کند. از رسانهمحوری به ارتباطمحوری؛ از شمارش پیام به فهم قدرت؛ از تحلیل محتوا به تحلیل نهاد و شبکه؛ از پژوهش برای انتشار به پژوهش برای اثرگذاری؛ از مصرف نظریه به مفهومپردازی؛ و از آموزش مدرکمحور به پرورش قدرت تشخیص و مداخله حرفهای. البته دانشگاه نباید به پیمانکار دستگاهها یا روابطعمومی قدرت تبدیل شود. استقلال دانشگاه شرط اعتبار آن است. اما استقلال با انزوا یکی نیست. دانشگاه نباید روابطعمومی قدرت باشد؛ ولی حق ندارد تماشاگر بیاثر دردهای جامعه هم باقی بماند. دانشی که نتواند مسئله را درست نامگذاری کند، شواهد را منظم سازد، گزینههای ممکن را توضیح دهد و نتایج سیاستها را ارزیابی کند، ممکن است برای ارتقای اداری مفید باشد؛ اما هنوز به قدرت علمی تبدیل نشده است. 4. بحران نهاد در انجمنهای علمی و اینجا به مناسبت اصلی امروز میرسیم: تأسیس اتحادیه انجمنهای علمی علوم ارتباطات. اصل تأسیس اتحادیه ارزشمند است؛ اما اجازه بدهید صریح باشیم: کشور ما از کمبود عنوان، شورا، دبیرخانه، کمیته و تشکیلات رنج نمیبرد. مسئله، فقدان نهادی است که بتواند کاری را که بر عهده گرفته، واقعاً انجام دهد و در برابر نتایج آن پاسخگو باشد. اگر اتحادیه فقط جلسات مشترک برگزار کند، تقویم همایشها را هماهنگ سازد، بیانیههای مناسبتی بدهد و چند عنوان تازه به رزومه مدیران علمی اضافه کند، «انجمنِ انجمنها» خواهد بود؛ نه یک نهاد علمی ملی. اتحادیه زمانی معنا پیدا میکند که ظرفیتهای پراکنده را به قدرت حل مسئله تبدیل کند. پیشنهاد من روشن است: این اتحادیه باید هر سال «گزارش وضعیت ارتباطات در ایران» را منتشر کند؛ گزارشی مستقل درباره رسانه، اعتماد عمومی، آزادی و امنیت حرفهای، اقتصاد رسانه، تحولات فناوری، کیفیت گفتوگوی اجتماعی و ظرفیت ارتباطی نهادهای کشور. باید رصدخانهای برای اعتماد، رسانه و افکار عمومی ایجاد کند؛ نه برای کنترل افکار عمومی، بلکه برای فهم آن.
سخنرانی در افتتاحیه اتحادیه انجمنهای علمی دانشجویی علوم ارتباطات از حرفه خبرنگاری تا سنت دانشگاهی: چهار گذار برای بازسازی قدرت ارتباطی در ایران حسام الدین آشنا ایام روز خبرنگار را تبریک میگویم؛ اما اجازه بدهید بهجای تکرار فضیلتهای خبرنگاری، کمی درباره مخاطرات آن حرف بزنم. افتتاح اتحادیه انجمنهای علمی علوم ارتباطات را هم تبریک میگویم؛ اما اجازه بدهید بهجای ستایش همافزایی، درباره آزمونی سخن بگویم که از فردای این افتتاح آغاز میشود. ما معمولاً در روز خبرنگار از خبرنگاران تجلیل میکنیم، اما در بقیه روزهای سال، شرایطی را بازتولید میکنیم که خبرنگاری حرفهای را دشوار، پرهزینه و گاه ناممکن میکند. معمولاً در مراسم علمی از اهمیت دانشگاه سخن میگوییم، اما کمتر میپرسیم این همه دانشکده، انجمن، مقاله، پایاننامه و دانشآموخته ارتباطات، دقیقاً کدام مسئله ارتباطی کشور را حل کردهاند؟ این پرسش بیاحترامی به خبرنگاری یا دانشگاه نیست. برعکس، احترام واقعی، طرح پرسشهای واقعی است. ما درسال ۱۴۰۵ با یک تناقض بزرگ روبهرو هستیم: هیچگاه به اندازه امروز رسانه نداشتهایم؛ اما مرجعیت رسانه تا این اندازه شکننده نبوده است. هیچگاه به اندازه امروز پیام تولید نکردهایم؛ اما فهم مشترک تا این اندازه دشوار نبوده است. هیچگاه اینهمه کانال ارتباطی نداشتهایم؛ اما جامعه تا این اندازه قطعهقطعه و ناشنوا نسبت به خود نبوده است. هیچگاه اینهمه دانشآموخته و پژوهش ارتباطات نداشتهایم؛ اما نهادهای ما تا این اندازه در شنیدن، توضیحدادن، گفتوگوکردن و اقناع ناتوان نبودهاند. پس باید پرسید: چرا جامعهای که اینهمه ارتباط برقرار میکند، تا این اندازه در فهم متقابل ناتوان است؟ چرا کشوری که اینهمه پیام تولید میکند، در ساختن یک روایت معتبر و مشترک مشکل دارد؟ و چرا علوم ارتباطات ما، هنوز نتوانسته است به قدرت ارتباطی تبدیل شود؟ من چالشهای امروز را در چهار بحران بههمپیوسته میبینم: بحران حقیقت در حرفه خبرنگاری؛ بحران گفتوگو در جامعه؛ بحران مسئله در دانشگاه؛ و بحران نهاد در انجمنهای علمی. اینها چهار موضوع پراکنده نیستند؛ چهار حلقه یک زنجیرهاند. 1. بحران حقیقت در حرفه خبرنگاری خبرنگاری همواره با قدرت روبهرو بوده است؛ اما خبرنگار امروز دیگر فقط با قدرت سیاسی مواجه نیست. او همزمان در برابر چند قدرت ایستاده است: قدرت سیاسی که میخواهد واقعیت را مدیریت کند؛ قدرت اقتصادی که توجه مخاطب را خریدوفروش میکند؛ قدرت سکوها که تصمیم میگیرد چه چیزی دیده شود؛ قدرت الگوریتم که تقدم و تأخر خبرها را تعیین میکند؛ و قدرت هوش مصنوعی که میتواند خبر، تصویر، صدا و حتی خبرنگار ظاهراً واقعی تولید کند. در گذشته، خبرنگار میان واقعه و مخاطب قرار داشت. امروز میان واقعه و مخاطب، ارتشی از واسطهها، رباتها، الگوریتمها، صاحبان سکوها، اتاقهای عملیات روانی و تولیدکنندگان محتوای جعلی مستقر شدهاند. در عصر کمیابی اطلاعات، خبرنگار خبر را پیدا میکرد؛ در عصر وفور محتوا، خبرنگار باید حقیقت را از میان انبوه آلودگی اطلاعاتی نجات دهد. به همین دلیل، خبرنگار آینده فقط «خبرآور» نیست. او باید راستیآزمای حقیقت، فراهمکننده زمینه فهم، پاسخخواه قدرت و نگهبان حافظه عمومی باشد. اما آیا ساختار رسانهای ما اجازه انجام چنین مأموریتی را میدهد؟ آیا خبرنگاری که امنیت شغلی ندارد، میتواند از حقیقت دفاع کند؟ آیا خبرنگاری که به اطلاعات دسترسی ندارد، میتواند با شایعه مقابله کند؟ آیا رسانهای که از نظر اقتصادی ناپایدار است، میتواند از قدرت سیاسی و اقتصادی مستقل بماند؟ و آیا میتوان حرفهای را در سخن، «رکن جامعه» دانست، اما در عمل، خبرنگارش را نیرویی موقت، کمدرآمد، کمامنیت و بهآسانی قابل جایگزینی تلقی کرد؟ با پیام تبریک نمیتوان از خبرنگار حمایت کرد. حمایت از خبرنگار یعنی دسترسی آزاد به اطلاعات؛ یعنی امنیت حرفهای؛ یعنی حق پرسشگری؛ یعنی شفافیت مالکیت رسانه؛ یعنی امکان خطا و اصلاح؛ و یعنی نپذیرفتن این تصور خطرناک که خبرنگار خوب، خبرنگاری است که فقط روایت رسمی را سریعتر منتشر کند. اگر خبرنگار به عامل روابطعمومی قدرت تقلیل پیدا کند، شاید رسانه را حفظ کند؛ اما روزنامهنگاری را از میان میبرد. 2. بحران دوم، بحران گفتوگو در جامعه مسئله ایران کمبود پیام نیست. ما گرفتار وفور پیام و فقر ارتباطیم. تریبون فراوان داریم، اما شنیدن اندک است. اطلاعرسانی فراوان داریم، اما توضیح اندک است. واکنش فراوان داریم، اما گفتوگو اندک است. تبلیغ فراوان داریم، اما اعتماد اندک است. داده فراوان داریم، اما شناخت اندک است. هر نهادی سخن میگوید؛ کمتر نهادی گوش میدهد. هر گروهی روایت خود را منتشر میکند؛ کمتر کسی میپرسد آیا این روایت برای دیگری نیز باورپذیر است؟
گفتآمــد فرصتــی بـرای همفکـری اهالـی رسانـه و اساتیـد و پژوهشـگران عرصـه ارتباطـی سخنرانی تقدیر از دکتر عبدالله گیویان گپ و گفت دوستانه مکـان: انتهای خیابان طالقانی- تقاطع شریعتی- خانه روزنامه نگاران زمـان:دوشنبه،19مردادماه -1405ساعت:18تا20
برخی مطالب را که می خوانی حس می کنی بیشتر از جنس " اخبار در حکم انشاء" یا "پیشگوییهای خودکامبخش" است. در اعلام انتصاب عجله نکنید. گاه اعلام زودهنگام، انگیزه صدور حکم را تحت تأثیر قرار میدهد.
🔺مهدویان با «اهل ایران» به تلویزیون میآید ▫️سریال «اهل ایران»، با طراحی محمدحسین مهدویان و تهیهکنندگی محمدرضا منصوری، همزمان با ایام اربعین حسینی از شبکه آیفیلم پخش میشود. ▫️این مجموعه که محصول مشترک مرکز سریال سوره و پلتفرم شیدا است، پس از انتشار در فضای مجازی، از سهشنبه ۱۳ مرداد هر شب ساعت ۲۰ روی آنتن میرود. ساخت این اثر، بازگشت مهدویان به تلویزیون با یک پروژه داستانی پس از چند سال دوری محسوب میشود. نبض صداوسیما | @iribnabz https://zil.ink/iribnabz
این همکاری بسیار مهم است و مرز شکنی میان سکوهای نمایش درخواستی و آنتن صدا و سیما را تثبیت می کند.
🔸گذر از جمهوری اسلامی به... 🐦 از توئیتر خبرآنلاین از توهینهای باقر خرازی به پزشکیان و دفتر رهبر شهید که بگذریم، آنچه خودنمایی میکند تلاش او برای نمایندگی بخشی از جامعه است که با یک فراخوان، تهران را فتح، وزارتخانهها را محاصره، دولت و نهاد انتخابات را ساقط و از جمهوری اسلامی گذر کند. خرازی، فضای پساجنگ و ترور را فرصت میبیند. #نقل_قول @Khabaronline_plus | تحلیل و تأمل بیشتر @KhabarOnline_ir | خبر از دست ندهید Khabaronline.ir
این تعبیر دیگری از اسکول نظام نبودن است.
https://www.khabaronline.ir/news/2252993/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA-%D9%88-%D9%85%D8%B5%D9%84%D8%AD%D8%AA-%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%84%DB%8C
#فیلم 🎥 دیدار دکتر روحانی با خانواده شهید لاریجانی 🔹حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم روز ۲۹ تیر با حضور در منزل دکتر علی لاریجانی، با خانواده این شهید دیدار و گفتوگو کرد. او در این دیدار با ذکر خاطراتی از شهید لاریجانی از بدو آشنایی در سال ۱۳۵۹ گفت: جای ایشان در این شرایط بسیار سخت برای اداره کشور که حتی از سال ۱۳۶۰ هم سختتر است، بسیار خالی است. جای خالی شهید لاریجانی نه فقط در این خانه و برای خانواده ایشان بلکه برای خانواده بزرگ ملت ایران هم محسوس و ملموس است. شهید لاریجانی جزو چهرههای بسیار نادر عصر و زمان ما بود و بسیار متأسفیم که ایشان را از دست دادیم. ایشان برای کشور و انقلاب و نظام، سردار رشید جبهه مقدم بود. دکتر روحانی در پایان این دیدار که اعضای خانواده و محمد نهاوندیان او را همراهی میکردند، خطاب به همسر شهید لاریجانی گفت: خیلی به یاد آقای لاریجانی هستیم. در منزل ما بعد از شهادت مقام معظم رهبری و وقتی خبر شهادت آقای لاریجانی آمد بهم ریختیم. برای ما هم تحمل این مصیبت بسیار سخت بوده و هست. rouhanihassan.com/Fa/News/118627 @rouhanioffice
جایش نه فقط در خانه که در کشور خالی است.
هشتم؛ تفکیک خبر از تحلیل: شبکهها حق نقد عملکرد قوا را داشته باشند، اما موضع رسمی هر قوه ابتدا بهصورت دقیق و امانتدارانه منعکس و سپس نقد و تحلیل رسانه از آن بهصراحت تفکیک شود. نهم؛ شرایط جنگی و امنیتی: در وضعیت بحران، چارچوب انتشار مواضع مرتبط با دفاع، دیپلماسی و مذاکرات بر اساس دستورالعملی از پیش تعیینشده و با حضور نمایندگان مراجع امنیتی تنظیم شود؛ نه آنکه پس از پخش، هر دستگاه تفسیر متفاوتی از ملاحظات امنیتی ارائه کند. دهم؛ گزارش نظارتی: شورای نظارت هر سه ماه یکبار گزارشی از میزان اجرای شیوهنامه، موارد اختلاف، اصلاحات انجامشده و تخلفات احتمالی به رئیس سازمان و رؤسای قوا ارائه کند. چنین شیوهنامهای استقلال حرفهای رسانه ملی را محدود نمیکند؛ بلکه از صداوسیما در برابر اتهام سانسور و اعمال سلیقه سیاسی حمایت میکند. همزمان، قوای سهگانه نیز اطمینان مییابند که مواضع رسمی آنان با حفظ معنا و بدون دخلوتصرف جهتدار در اختیار افکار عمومی قرار میگیرد. در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به هماهنگی نهادی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی نیاز دارد، تبدیل هر اختلاف تحریریهای به مناقشه میان ارکان نظام، پرهزینه و غیرضروری است. تصویب این سازوکار میتواند اختلاف را از فضای عمومی و رسانهای به یک فرایند حرفهای، حقوقی و قابل حل منتقل کند. پیشنهاد میکنم پیش از وقوع اختلاف بعدی، این موضوع با ابتکار مشترک رئیس سازمان صداوسیما و رؤسای قوای سهگانه در دستور کار فوری شورای نظارت قرار گیرد. رسانه ملی زمانی میتواند صدای وحدت کشور باشد که قواعد بازتاب صداهای رسمی کشور، روشن، منصفانه و قابل نظارت باشد. با احترام حسامالدین آشنا
قاعدهگذاری به جای گلایهگزاری ملاحظاتی پیرامون اختلافات صدا و سیما با سران قوا باسمهتعالی رؤسای محترم قوای سهگانه؛ برادر گرامی جناب آقای دکتر پیمان جبلی موضوع: ضرورت تصویب شیوهنامه انتشار مواضع، بیانات و اقدامات رؤسای قوای سهگانه در رسانه ملی در هفتههای اخیر، نحوه پخش یا عدم پخش بخشهایی از سخنان رئیسجمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس قوه قضائیه، به موضوع اختلاف میان صداوسیما و نهادهای رسمی کشور تبدیل شده است. درباره بعضی از این موارد، صداوسیما توضیح فنی یا حرفهای ارائه کرده و در مواردی نیز قوای سهگانه، عملکرد سازمان را گزینشی و مغایر با مصالح عمومی دانستهاند. صرفنظر از داوری درباره هر مورد، تکرار این اختلافها نشان میدهد که مسئله را نمیتوان با صدور جوابیه، تکذیب، توضیح فنی یا بازپخش برنامهای خاص حل کرد. کشور به یک قاعده پایدار، روشن و مورد توافق نیاز دارد؛ قاعدهای که هم مسئولیت حرفهای صداوسیما را به رسمیت بشناسد و هم از حق مردم برای دریافت دقیق و بدون تحریف مواضع رسمی رؤسای قوا صیانت کند. به حکم 8 سال عضویت و نایب رئیس بودن در شورای نظارت بر صدا و سیما و بیش از 30 سال پژوهش و همکاری با مدیریتهای مختلف سیاسی و رسانهای عرض میکنم این مشکل نیز مختص مدیریت فعلی صداوسیما یا دولت حاضر نیست. در دولتها و دورههای مختلف، حذف بخشهایی از سخنان رئیسجمهور، پخش برنامههای انتقادی بدون فرصت پاسخ مناسب، اعتراض مجلس به نحوه بازنمایی فعالیتهایش و اختلاف بر سر انعکاس مواضع قوه قضائیه سابقه داشته است. بنابراین با یک نارسایی نهادی روبهرو هستیم، نه صرفاً یک اختلاف سیاسی زودگذر. بدیهی است رسانه ملی نمیتواند و نباید همه سخنان همه مسئولان را بدون انتخاب، اختصار و ویرایش پخش کند. حق و مسئولیت تحریریه ایجاب میکند با توجه به محدودیت زمان، اقتضائات حرفهای خبر، ملاحظات امنیتی و نیاز مخاطب به روایت کوتاه و روشن، دست به گزینش و ویرایش حرفهای بزند. با این حال، میان «ویرایش حرفهای» و «تغییر معنای موضع رسمی» تفاوتی اساسی وجود دارد. همانگونه که روابط عمومی قوای سهگانه نیز نباید از صداوسیما انتظار داشته باشند هر محتوایی را بدون اعمال معیارهای حرفهای منتشر کند؛ هنگامی که سخن رئیس یکی از قوا به سیاست خارجی، امنیت ملی، جنگ و صلح، مذاکرات، تصمیمات اقتصادی یا روابط میان ارکان نظام مربوط میشود، حذف یک جمله ممکن است معنای کل موضع را تغییر دهد. در چنین مواردی، تصمیمگیری نمیتواند صرفاً به تشخیص موردی یک دبیر خبر، مدیر شبکه یا معاون سیاسی واگذار شود. اصل ۱۷۵ قانون اساسی برای جلوگیری از همین فاصله نهادی، شورای نظارت متشکل از نمایندگان هر سه قوه را پیشبینی کرده است. این ظرفیت قانونی باید از رسیدگی پسینی به شکایتها فراتر رود و به محل تنظیم پیشینی قواعد همکاری تبدیل شود. پیشنهاد میشود رئیس سازمان صداوسیما و رؤسای قوای سهگانه از نمایندگان خود در شورای نظارت بخواهند حداکثر ظرف دو هفته، با مشارکت معاونت سیاسی صداوسیما و مسئولان ارتباطی سه قوه، «شیوهنامه انتشار مواضع و اقدامات رؤسای قوای سهگانه در رسانه ملی» را تهیه و تصویب کنند. این شیوهنامه دستکم باید موارد زیر را روشن سازد: یکم؛ طبقهبندی مواضع رسمی: میان پیام مستقیم به مردم، سخنرانی رسمی، مصاحبه اختصاصی، اظهارنظر در جلسه اداری، خبر اقدامات و گزارش تحلیلی رسانه تفکیک شود. میزان و نوع تعهد صداوسیما در هر طبقه باید از پیش مشخص باشد. دوم؛ مرجع اصالت محتوا: در هر قوه یک رابط رسمی معرفی شود که متن، صوت یا تصویر نهایی و معتبر مواضع رئیس قوه را در اختیار صداوسیما قرار دهد. نسخه دریافتشده، زمان دریافت و تغییرات اعمالشده ثبت و قابل مراجعه باشد. سوم؛ حفظ جهت و معنای مواضع: صداوسیما در خبرهای کوتاه حق انتخاب و اختصار داشته باشد، اما حذف بخشهایی که جهتگیری اصلی، استدلال، نسبت مواضع رئیس قوه با سیاستهای رسمی کشور یا معنای سخن را تغییر میدهد، مجاز نباشد. چهارم؛ انتشار نسخه کامل: هرگاه محدودیت آنتن مانع پخش کامل سخنان میشود، نسخه کامل همزمان یا در کوتاهترین زمان ممکن در پایگاهها و سکوهای رسمی صداوسیما منتشر و در خبر تلویزیونی به آن ارجاع داده شود. پنجم؛ پخش زنده و شرایط اضطراری: موارد مجاز قطع پخش و مقام مسئول صدور دستور توقف برنامههای زنده رؤسای قوا از پیش تعیین شود. قطع برنامه صرفاً با تصمیم یک مدیر میانی امکانپذیر نباشد. ششم؛ خطای فنی: در صورت قطع یا نقص فنی، صداوسیما موظف باشد همان زمان موضوع را شفاف اعلام و نسخه کامل را در زمان و شبکهای متناسب بازپخش کند. هفتم؛ حق اصلاح و پاسخ: اگر یکی از قوا مدعی تغییر معنا، انتساب نادرست یا حذف مؤثر شود، موضوع ظرف چهلوهشت ساعت در دبیرخانه شورای نظارت بررسی و نتیجه، همراه با اصلاح یا پاسخ، در همان شبکه و با دامنه مخاطب متناسب منتشر شود.
*نخستین نشست علمی «محور ارتباطات و رسانه» کنگره برگزار میشود* در ادامه برنامههای علمی کنگره بینالمللی «تجلی ۱۵ قرن نور نبوی در آیینه علم و پژوهش»، نخستین نشست علمی محور ارتباطات و رسانه روز یکشنبه 11 مرداد ماه ۱۴۰۵ از ساعت 19 تا 21 به میزبانی دانشگاه علامه طباطبایی و با همکاری انجمن ایرانی تاریخ اجتماعی علم و فناوری و دبیرخانه کنگره در قالب وبینار برگزار خواهد شد. تأملی در سکوت و گفتگو؛ دو کنش مؤثر ارتباطی نبوی؛ زیستبوم فرهنگی ـــ ارتباطی: الگویی برای فهم پویای متن قرآنی؛ پیامبر اسلام(ص) و ارتباطات راهبردی؛ بازخوانی سیره نبوی در پرتو نظریههای نوین ارتباطات و جامعهشناسی ارتباطات و آیین تبلیغ در قرآن و سیره نبوی از کلیه دانشجویان، استادان و علاقهمندان دعوت می شود تا از طریق لینک مجازی زیر در این نشست علمی شرکت فرمایند: https://Meeting.Atu.ac.ir/ch/fcs
https://www.khabaronline.ir/news/2251646/%DA%AF%D9%81%D8%AA%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%AF%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%D8%AA%D8%AC%D8%A7%D9%88%D8%B2-%D8%AE%D8%A7%D8%B1%D8%AC%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%DB%8C%D9%81%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA-%D8%AF%D8%A7%D8%AE%D9%84%DB%8C
🔍 آیا فیلترینگ امنیت را افزایش میدهد؟ #فکت_چک ⬅️ ادعا: «فیلترینگ امنیت را بیشتر میکند» یکی از رایجترین استدلالهای موافقان محدودسازی اینترنت در کشور است؛ استدلالی که طی سالهای اخیر بهویژه هنگام وقوع حملات سایبری، بارها تکرار شده است. ⬅️ بررسی میلاد نوری، برنامهنویس: ▫️بسیاری از ویپیان ها مجوزهای گسترده دریافت میکنند، اطلاعات کاربران را جمعآوری میکنند یا حتی دستگاه را به بخشی از شبکههای موسوم به Botnet تبدیل میکنند. وحید فرید، پژوهشگر امنیت شبکه : ▫️استفاده از VPNهای رایگان و ناشناس که هویت توسعهدهنده آنها مشخص نیست، یکی از مهمترین ریسکهای امنیتی محسوب میشود. حامد بیدی: ▫️متخصصان امنیت سایبری تأکید میکنند مهاجمان در بسیاری از موارد از قبل به شبکه نفوذ کردهاند یا از مسیرهای داخلی حمله را ادامه میدهند؛ بنابراین قطع اینترنت الزاماً مانع ادامه حمله نمیشود. رضا الفتنسب، رئیس اتحادیه کسبوکارهای مجازی: ▫️تاکنون هیچ نتیجه مثبتی از منظر امنیت برای کسبوکارها مشاهده نشده و بخش خصوصی همچنان با چالشهای امنیتی روبهرو است. 📌جزئیات بیشتر را در لینک زیر بخوانید: khabaronline.ir/xq8J7 @KhabarOnline_ir | Khabaronline.ir