tgindex
محیط زیست برای همه

محیط زیست برای همه

Статистика

(رسانه‌ی مستقل محیط زیستی) خبر، گزارش، عکس، ویدیو و مطالب آموزشی در زمینه‌ی طبیعت، محیط زیست و حیات وحش آغاز به‌کار: شهریور ۱۳۹۵ ارتباط با مدیر کانال: @Esmaeel_Bagherian اینستاگرام : https://www.instagram.com/hezarmasjedWatch

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
22
Всего постов
91
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
835
+9 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
206
40 постов
Вовлечённость
24,7%
к подписчикам
Постов в день
3,1
всего 91
Упоминаний
11
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
133
1/48двое суток
152
1/72трое суток
164

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • محیط زیست برای همه pinned a photo

  • ✳️ دوستان و همراهان ارجمند، درود بر شما عزیزانی که تمایل دارند برای خرید یک منبع آب ۳۰۰۰ لیتری و نیز لایروبی چشمه‌ها و آب‌رسانی به آبشخورهای حیات وحش پارک ملی تندوره مشارکت کنند، طبق هماهنگی به‌عمل آمده لطفاً مبلغ مورد نظر خود را به شماره کارت آقای حیدر لشکری (همیار محیط‌بان پرتلاش در پارک ملی تندوره که سال‌هاست زحمت ساخت آبشخورهای این پارک را بر عهده دارند) واریز کرده و رسید آن را از طریق ایتا یا تلگرام برای ایشان بفرستند. ✅ شماره کارت بانکی: 6037701622325584 بانک کشاورزی حیدر لشکری ایدلیکی 🔹شماره ایتا و تلگرام: ‌‏ 09159819833 🙏 از یاری و همکاری شما سپاسگزاریم. ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • ادامه از پست پیشین: و یک سخن صریح با همه: نه فعال محیط‌زیست دشمن کشاورز است، نه کشاورز دشمن طبیعت، نه گردشگر دشمن روستاست و نه مسئول حفاظت، دشمن معیشت مردم. دشمن واقعی، بی‌قانونی، بی‌برنامگی، منفعت‌طلبی کوتاه‌مدت و مصرف بی‌محابای طبیعت است. نباید اجازه دهیم این مسئله به نزاع میان «مردم» و «طبیعت» تبدیل شود. طبیعت، زندگی مردم است و مردم، بخشی از راه حفاظت از طبیعت‌اند. معیار ما برای گفت‌وگوهای آینده: سمن «دیدبان طبیعت هزارمسجد» از این پس در هر گفت‌وگو درباره گردشگری منطقه، چند اصل را معیار قرار خواهد داد: یکم؛ قانون باید برای همه یکسان اجرا گردد. دوم؛ منطقه حفاظت‌شده باید با استانداردهای حفاظتی خودش مدیریت شود، نه با منطق گردشگری انبوه. سوم؛ حمل گردشگر با تراکتور در مسیرهای ممنوع و داخل منطقه حفاظت‌شده نباید با عنوان معیشت، گردشگری یا هر عنوان دیگری عادی‌سازی شود. چهارم؛ معیشت مردم محلی باید محترم شمرده شود و برای آن راهکارهای قانونی، پایدار و سازگار با طبیعت طراحی گردد. پنجم؛ توسعه گردشگری باید تابع ظرفیت برد اکولوژیک منطقه باشد، نه تابع تعداد گردشگر و میزان درآمد کوتاه‌مدت. ششم؛ تصمیم‌های مدیریتی باید مبتنی بر قانون، داده، نظر کارشناسی و شفافیت باشد. هفتم؛ جامعه محلی باید در تصمیم‌گیری و بهره‌مندی از منافع گردشگری سهم واقعی داشته باشد. سخن پایانی؛ هزارمسجد را نمی‌توان برای یک فصل گردشگری مصرف کرد. این کوه‌ها از ما قدیمی‌ترند. اُرس‌هایش شاهد نسل‌هایی بوده‌اند که آمدند، زندگی کردند و رفتند. رودخانه‌هایش پیش از ما جاری بوده‌اند و اگر ما درست رفتار کنیم، پس از ما نیز جاری خواهند بود. ما فقط یک نسل از نگهبانان این سرزمینیم. پس بیایید چیزی را که به امانت گرفته‌ایم، سالم‌تر از آنچه تحویل گرفته‌ایم، به نسل بعد بسپاریم. ما در «دیدبان طبیعت هزارمسجد» از اجرای قانون و تصمیم قانونی برای جلوگیری از جابه‌جایی گردشگران با تراکتور در منطقه حفاظت‌شده حمایت می‌کنیم. در عین حال، از مسئولان می‌خواهیم این تصمیم را به نقطه آغاز سامان‌دهی علمی و عادلانه گردشگری و تقویت اقتصاد جامعه محلی تبدیل کنند. نه طبیعت باید قربانی معیشت شود و نه معیشت مردم باید بهانه‌ای برای قربانی کردن طبیعت باشد. راه درست، راه سومی نیست که قانون را دور بزند؛ راه درست، راهی است که قانون، معیشت و طبیعت را در جای درست خود بنشاند. و باور داریم که این راه، با یک جمله آغاز می‌شود: «هزارمسجد را دوست بداریم؛ آن‌گونه که چیزی از آن برای فرزندانمان باقی بماند.» "سمن دیدبان طبیعت هزارمسجد" ۱۴۰۵/۵/۲۳ @hevallayen ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • ادامه از پست پیشین: گردشگر باید بداند اگر مسیر طبیعت برای پیاده‌روی است، پیاده رفتن بخشی از احترام به طبیعت است، نه محرومیت از گردشگری. چند کیلومتر پیاده‌روی برای دیدن یک آبشار، هزینه‌ای نیست که طبیعت باید برای آسایش ما بپردازد. اتفاقاً شاید زیباترین شکل طبیعت‌گردی همین باشد: آرام‌تر برویم، کمتر برداریم، کمتر تخریب کنیم و بیشتر ببینیم. چرا باید طبیعت را با چرخ طی کنیم؟ کوهستان برای عبور بی‌وقفه چرخ‌ها ساخته نشده است. رودخانه جاده نیست. بستر رودخانه مسیر حمل مسافر نیست. مرتع پارکینگ نیست. جنگل اُرس پیست خودرو نیست. و آبشار، مقصدی نیست که رسیدن به آن به هر قیمتی مجاز باشد. ورود مکرر وسایل نقلیه به محیط‌های طبیعی می‌تواند موجب کوبیدگی خاک، فرسایش، آسیب به پوشش گیاهی، افزایش پسماند، ایجاد آلودگی صوتی و اختلال در آرامش حیات‌وحش شود. در مورد بابارمضان نیز دادستان محترم شهرستان کلات در هشدار منتشرشده، جابه‌جایی گردشگران با تراکتور در بستر رودخانه را اقدامی خطرناک برای جان گردشگران و آسیب‌زا برای محیط‌زیست و منابع شیلاتی پایین‌دست دانسته و بر برخورد قانونی با این تخلف تأکید کرده است. پس موضوع، صرفاً یک اختلاف سلیقه میان مردم و فعالان محیط‌زیست نیست. موضوع، ایمنی انسان، قانون و حفاظت از یک زیست‌بوم ارزشمند است. «اما مردم چه کنند؟» این پرسش مهمی است. پاسخ ما این نیست که مردم را رها کنید. پاسخ ما این است: مردم را از یک فعالیت ناسازگار با مقررات خارج کنید و به سمت فعالیت‌های قانونی و پایدار هدایت کنید. اگر گردشگری در بابارمضان ظرفیت اقتصادی دارد، باید این ظرفیت به شکل درست مدیریت شود. روستایی می‌تواند از فروش محصولات کشاورزی و محلی، صنایع‌دستی، غذاهای بومی، اقامتگاه‌های مجاز، راهنمایی گردشگران، خدمات مجاز گردشگری، فروش محصولات باغی و ده‌ها فعالیت دیگر درآمد کسب کند. می‌توان برای روستا برند گردشگری ساخت، بدون آنکه رودخانه را جاده کنیم. می‌توان گردشگر آورد، بدون آنکه هر خودرویی را به دل منطقه بفرستیم. می‌توان اقتصاد محلی را تقویت کرد، بدون آنکه طبیعت را مصرف کنیم. هدف ما حذف مردم از اقتصاد گردشگری نیست؛ هدف، حذف تخریب از گردشگری است. مسئولان محترم شهرستان کلات؛ اکنون نوبت برنامه‌ریزی است. ما از تصمیم قضایی برای جلوگیری از جابه‌جایی گردشگران با تراکتور در منطقه حمایت می‌کنیم. اما در کنار اجرای این تصمیم، از مسئولان شهرستان کلات نیز انتظار داریم خلأ برنامه‌ریزی را با ممنوعیت اشتباه نگیرند. ممنوعیت یک فعالیت غیرمجاز، پایان مسئولیت مدیریت نیست؛ آغاز مسئولیت دیگری است: سامان‌دهی. از فرمانداری، بخشداری، اداره حفاظت محیط‌زیست، منابع طبیعی، میراث فرهنگی، جهاد کشاورزی و دیگر دستگاه‌های مسئول می‌خواهیم با مشارکت جامعه محلی، برای آینده گردشگری بابارمضان و هزارمسجد برنامه‌ای روشن، قانونی و مبتنی بر ظرفیت اکولوژیک منطقه تدوین کنند. این برنامه باید مشخص کند: - کدام نقاط قابلیت گردشگری دارند؟ - ظرفیت پذیرش هر محدوده [ظرفیت برد هر منطقه] چقدر است؟ - کدام مسیرها باید صرفاً پیاده طی شوند؟ - چه فعالیت‌هایی در منطقه حفاظت‌شده مجاز یا ممنوع هستند؟ - چگونه پسماند مدیریت شود؟ - چگونه از حیات‌وحش و پوشش گیاهی حفاظت شود؟ - و چگونه سهم واقعی جامعه محلی از منافع گردشگری افزایش یابد؟ ما خواهان گردشگری هستیم؛ اما گردشگری قانونمند، کم‌ زیان و پایدار. از مردم محلی یک خواهش داریم؛ مردم بابارمضان و هزارمسجد، صاحبان واقعی این سرزمین‌اند؛ اما مالک طبیعت به معنای اختیار تخریب آن نیستند. بیایید این جمله را از نو تعریف کنیم: «طبیعت مال ماست» یعنی «مسئولیتش با ماست». اگر کوهستان را دوست داریم، نباید راه تخریب آن را هموار کنیم. اگر آبشار را دوست داریم، نباید مسیر رودخانه را به جاده تبدیل کنیم. اگر از گردشگر درآمد می‌خواهیم، باید کاری کنیم که گردشگر فردا نیز بتواند همین طبیعت را ببیند. و اگر تراکتورداری شغل مردم است، باید تلاش کنیم این سرمایه در مسیر اصلی و قانونی خود، یعنی تولید و کشاورزی، باقی بماند و در صورت توسعه گردشگری، راه‌های جدید و قانونی برای درآمدزایی ایجاد شود. خطاب به گردشگران عزیز؛ شما به هزارمسجد دعوت شده‌اید؛ اما مهمان یک خانه‌اید. مهمان، خانه میزبان را خراب نمی‌کند. اگر به شما گفته شد بخشی از مسیر را پیاده بروید، نپرسید: «چرا نمی‌توانم با وسیله نقلیه بروم؟» بپرسید: «چگونه می‌توانم کمترین اثر مخرب را بر این طبیعت بگذارم؟» کوله‌پشتی خود را بردارید. آرام قدم بزنید. صدای آب را بشنوید. از سکوت کوهستان لذت ببرید. زباله خود را برگردانید. آتش را بی‌جا روشن نکنید. و اجازه دهید هزارمسجد پس از رفتن شما، همان هزارمسجدی باشد که پیش از آمدنتان بوده است. ادامه دارد... 👇👇👇

  • به نام خالق کوهستان، رودخانه و اُرس‌های هزارمسجد "برای طبیعت، برای مردم، برای فردا" بیانیه‌ی سمن «دیدبان طبیعت هزارمسجد» درباره حفاظت از منطقه حفاظت‌ شده ارس سیستان، گردشگری مسئولانه و ممنوعیت جابه‌جایی گردشگران با تراکتور؛ هزارمسجد را نمی‌توان فقط از پشت شیشه خودرو دید. هزارمسجد را باید شناخت، لمس کرد، نفس کشید و دوست داشت؛ اما پیش از همه، باید حرمتش را نگه داشت. ما در سمن «دیدبان طبیعت هزارمسجد» بر این باوریم که طبیعت این سرزمین، ملک شخصی هیچ‌کس نیست؛ میراث مشترک همه ما و امانتی برای نسل‌هایی است که هنوز به دنیا نیامده‌اند. رودخانه‌های هزارمسجد، چشمه‌ها، مراتع، پوشش گیاهی، حیات‌وحش، درختان کهنسال اُرس و سکوت دره‌های آن، سرمایه‌هایی نیستند که بتوان آنها را با منافع کوتاه‌مدت معاوضه کرد. از همین منظر، درباره موضوع جابه‌جایی گردشگران با تراکتور در مسیر بابارمضان و ورود وسایل نقلیه به محدوده‌های طبیعی و حفاظت‌شده هزارمسجد، موضع خود را روشن و بدون ابهام اعلام می‌کنیم: ما از ممنوعیت جابه‌جایی گردشگران با تراکتور در منطقه حفاظت‌شده حمایت می‌کنیم. این حمایت نه از سر مخالفت با مردم است، نه مخالفت با گردشگری و نه نادیده گرفتن معیشت روستاییان. بلکه از یک اصل ساده و بنیادین سرچشمه می‌گیرد: قانون باید رعایت شود و منطقه حفاظت‌شده باید حفاظت شود. منطقه حفاظت‌شده، پارک تفریحی [داخل یا حاشیه شهر] نیست. مهم‌ترین نکته‌ای که در بسیاری از بحث‌های اخیر به حاشیه رفته، همین است. بحث فقط درباره «یک تراکتور» نیست. بحث فقط درباره «چند گردشگر» نیست. بحث فقط درباره «درآمد چند تراکتوردار» نیز نیست. ما درباره ورود به یک منطقه حفاظت‌ شده سخن می‌گوییم؛ سرزمینی که ارزش‌های طبیعی آن موجب شده است تحت مقررات خاص حفاظتی قرار گیرد. بنابراین نمی‌توان همان ضوابطی را که برای یک جاده روستایی، یک پارک شهری یا یک مقصد گردشگری معمولی در نظر گرفته می‌شود، بر منطقه‌ای با ارزش‌های حفاظتی ویژه اعمال کرد. وقتی محدوده‌ای برای حفاظت تعیین شده، اصل بر این نیست که هر نوع فعالیتی را ابتدا انجام دهیم و سپس برای کاهش خسارت آن استثنا پیدا کنیم. اصل، حفاظت است؛ بهره‌برداری باید در چارچوب ظرفیت و مقررات حفاظت انجام شود. تراکتور برای کشاورزی است، نه حمل مسافر در دل منطقه حفاظت‌ شده. ما برای تراکتورداران و کشاورزان زحمتکش منطقه احترام فراوان قائلیم. تراکتور برای بسیاری از خانواده‌های روستایی یک ابزار حیاتی تولید و بخشی از سرمایه زندگی آنان است. اما همین واقعیت، تفاوت میان دو نوع استفاده را از بین نمی‌برد. تراکتور ابزار کشاورزی است؛ استفاده از آن برای جابه‌جایی گردشگران در مسیرهای طبیعی و بستر رودخانه، موضوع دیگری است که باید تابع قوانین و مقررات مربوط به خود باشد. نمی‌توان گفت چون تراکتور وسیله کار یک کشاورز است، پس استفاده از آن برای حمل گردشگر در هر مسیر و هر منطقه‌ای نیز مجاز است. اگر چنین استدلالی پذیرفته شود، هر وسیله‌ای می‌تواند به دلیل آنکه وسیله معیشت صاحبش است، از مقررات مربوط به کاربری و محیط‌زیست مستثنا شود. این منطق با مفهوم حاکمیت قانون سازگار نیست. حمایت از معیشت مردم، به معنای قانونی‌کردن تخلف نیست ما با صراحت می‌گوییم: معیشت مردم عزیز بابارمضان و دیگر روستاهای هزارمسجد برای ما مهم است. اما راه حمایت از معیشت مردم، باز گذاشتن مسیر تخریب طبیعت یا ایجاد استثنا برای نقض مقررات نیست. اگر فعالیتی طبق مقررات مجاز نیست، باید متوقف شود. اگر خانواده‌ای از این فعالیت درآمد داشته است، مسئولان باید برای ایجاد راه‌های قانونی، پایدار و سازگار با محیط‌زیست برای درآمدزایی آنان برنامه داشته باشند. این دو موضوع نباید با یکدیگر اشتباه گرفته شوند. نمی‌توان برای حمایت از یک شغل، قانونی را که برای حفاظت از یک زیست‌بوم وضع شده کنار گذاشت. و از آن مهم‌تر، نمی‌توان طبیعت را قربانی کرد تا امروز درآمدی ایجاد شود که فردا همان منبع درآمد را از بین ببرد. گردشگری بدون حفاظت، گردشگری نیست. ما مخالف گردشگری نیستیم. اتفاقاً معتقدیم هزارمسجد از ظرفیت‌های ارزشمند طبیعت‌گردی در منطقه برخوردار است. اما میان گردشگری مسئولانه و هجوم بی‌ضابطه به طبیعت، فاصله‌ای بسیار زیاد وجود دارد. گردشگری واقعی یعنی احترام به مقصد. یعنی گردشگر بداند هر جایی را نمی‌توان با خودرو و تراکتور پیمود. ادامه دارد ... 👇👇👇

  • این ویدئو را خانم مشایخی (از همراهان ارجمند این رسانه) فرستاده‌اند و عواقب غذارسانی برخی کوه‌نوردان به خرس‌ها در سبلان را نشان می‌دهد که موجب شده خرس نیز مثل سگ‌های ولگرد در سکونتگاه‌های انسانی پرسه زده و در جستجوی غذا باشد. ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • 14 авг.9272из hezarmasjedwatch

    🔴 دایه‌های دلسوزتر از مادر! اگر پیگیر مطالب محیط زیستی باشید حتماً شنیده‌اید که بسیاری از حیوانات میزان تولید مثل خود را با فراوانی منابع غذایی که در دسترس دارند تنظیم می‌کنند و چنانچه غذای کافی (پسماندها و یا غذارسانی توسط انسان) فراهم باشد و دشمن طبیعی هم نداشته باشند جمعیت آن ها از کنترل خارج می‌شود. عدم پذیرش همین نکته‌ی ساده و ابتدایی از سوی برخی از افراد ناآگاه و یا ذینفع، به افزایش بیش از حد جمعیت سگ‌های ولگرد در کشور منجر شده و سلامت جامعه و تنوع زیستی کشور را تهدید می‌کند. متاسفانه یکی از مسائلی که طی دهه‌های اخیر دامن‌گیر محیط زیست ایران شده این است که برخی افراد علاقه‌مند به حیوانات خانگی به‌ویژه سگ و گربه، خود را حامی حیوانات و گاه حتی فعال محیط زیست نامیدند و شروع به اظهارنظرهای غیر کارشناسانه و جنجالی و دخالت در مسائل مختلف و پیچیده‌ی محیط زیستی کردند و با این کار نه تنها گرهی از مشکلات موجود نگشودند بلکه با دیدگاه‌های احساسی و غیر علمی و البته با کمک گرفتن از اینترنت و استناد به مطالبی پراکنده و بی‌پایه برای تایید گفته‌ها یا کارهای نادرست خود، به مانعی بر سر راه دولت و کارشناسان محیط زیست برای حل ریشه‌ای برخی از این مسائل از جمله بحران سگ‌های ولگرد در کشور بدل شدند. جالب اینجاست که بیشتر این افراد با نام‌های مستعار و بدون عکس و هویت واقعی و گاه از کشوری دیگر و بدون آگاهی کافی از مسائل پیچیده و چند وجهی محیط زیست و حیات وحش ایران، در فضای مجازی فعالیت می‌کنند و گاه گستاخی در تعیین تکلیف برای کنش‌گران و کارشناسان محیط زیست را از حد می‌گذرانند و این تصور را تقویت می‌کنند که شاید آن‌ها با مافیای جدیدی که در کسب و کار پر سود حیوانات خانگی و ولگرد فعالیت دارند در ارتباط هستند! بدیهیست تا زمانی‌که دست از خودمحوری، سلطه‌گری و توهم همه‌چیزدانی برنداریم و هر کاری را به دست کاردان آن نسپاریم، اوضاع کشور در هیچ زمینه‌ای بهبود نخواهد یافت. 🖌 باقریان پی‌نوشت: این مطلب در پاسخ به مخاطبانی خاص در گروهی دیگر که مدتهاست از غذارسانی به سگ‌های ولگرد حمایت کرده و دیگران را به دشمنی با حیوانات متهم می‌کنند نوشته و در آن گروه نیز بازنشر شده است. 🍀 کانال محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • 🔴 عطش بلاگری و دیده شدن هم یک مصیبت اضافه است برای جان طبیعت و محیط زیست ایران... ⬅️ ارسال: علی صمیمی (از دوستان و همراهان ارجمند این رسانه) لطفاً پست بعدی که در مورد زیان‌های غذارسانی به سگ‌های ولگرد است را بخوانید. ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • ✳️ این عکس را آقای رضا شرف قراچولو از جنگل‌بانان نمونه‌ی خراسان شمالی برای این رسانه فرستاده‌اند. ✅ مستند معرفی کوه سالوک در حوزه استحفاظی منابع طبیعی و آبخیزداری شهرستان جاجرم در خراسان شمالی با رویش جنگلی ایران تورانی و پوشش جنگلی و گیاهی مختلف از زبان جنگلبان رضاشرف قراچولو را می‌توانید از طریق لینک زیر ببینید: https://t.me/Sabzpress/43133 #من_هم_یک_جنگلبانم #همیار_طبیعت_باشیم ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • ✳️ درخت اُرس کهنسال سن این درخت حدود هزار سال تخمین زده شده است. چه بسیار زمستان‌های سخت که بر این درخت گذشته و چه طوفان‌های شدیدی که تاب آورده... حتی زخم تبر را بر پیکر خود دیده... و با این وجود هنوز سبز و پا برجاست. به‌راستی درس استواری و امید می‌دهد به هر مردمی... ✍️📸 باقریان @hezarmasjedwatch

  • به‌مناسبت ۲۲ مرداد؛ روز تشکل‌ها و مشارکت‌های مردمی ✳️ چگونه مطالبه‌گرانی قوی باشیم! خانم #الهام_فریدونی (کارشناس ارشد ارزیابی و آمایش سرزمین) در یادداشت خود برای روزنامۀ رسالت، شرط نجات طبیعت ایران از دست سودجویان، رانت‌خواران و تخریب‌گران را حفظ امیدواری و بدل شدن به مطالبه‌گرانی نیرومند می‌داند. بدون شک منظور ایشان از امیدواری، امیدواری منفعلانه و بیهوده، همچون امید به پیدایش یک منجی یا رخ دادن معجزه نیست، بلکه امید همراه با تلاشی آگاهانه است. اما در مورد مطالبه‌گری، بنا بر سال‌ها تجربۀ ارتباط با سمن‌های* محیط زیستی، گمان می‌کنم هرگونه مطالبه‌گری در قالب نهادهای مردمی، بدون دارا بودن همۀ شرایط زیر، از توان و کارایی لازم برخوردار نخواهد بود: 🔹 انگیزه و باور: چنانچه انگیزۀ افراد از فعالیت در یک نهاد مردمی؛ خودنمایی، کسب اعتبار اجتماعی یا منافع شخصی و قبیله‌ای و مانند اینها باشد و نه خدمت داوطلبانه و بی چشمداشت به میهن، همچنین اگر به درستی اساسنامۀ آن نهاد و ارزشمندی اهدافش باور نداشته باشند، کار از ابتدا محکوم به شکست است. 🔹دانش، آگاهی و تخصص: یک سازمان مردم‌نهاد محیط زیستی باید از اعضایی که در گرایش‌های مختلف محیط زیست، منابع طبیعی، آموزش، حقوق، رسانه، روابط عمومی و... تخصص و تجربه دارند، همچنین از ارتباط و همفکری با جامعۀ دانشگاهی بهره‌مند باشد. در غیر این‌صورت، تصمیم‌گیری‌ها و فعالیت‌هایش بیش از آنکه بر آگاهی و دانش استوار باشد، سطحی‌نگرانه و مبتنی بر احساسات خواهد بود. 🔹کار گروهی و سازمانی: خودرایی و تکروی ویژگی دیکتاتورهاست و متاسفانه در جامعۀ ما کم نیستند دیکتاتورهای کوچکی که به محض دستیابی به اندک قدرت، مقام یا موقعیتی، خود را از مشورت با دیگران و از خرد جمعی بی نیاز می‌پندارند. یکی از شروط اساسی برای موفقیت نهادهای مردمی محیط زیستی (و هر نهاد مردمی دیگر) کار گروهی و سازمان یافته شامل؛ عضوگیری، برگزاری منظم جلسات، اولویت‌بندی مسائل، رای‌گیری و پایبندی به نظر و رای اکثریت اعضاء است. در واقع می‌توان گفت؛ این نهادها باید تمرینی برای دموکراسی باشند. 🔹استقلال: سازمان‌های مردم نهاد، همانگونه که از نامشان پیداست؛ نهادهای مردمی هستند و نه دولتی! بنابراین لازم است در فعالیت‌های خود، تنها اساس‌نامۀ سمن و دیدگاه تخصصی اعضاء را مبنا قرار دهند و از هیچ ارگان یا نهاد دولتی و حکومتی دستور نگیرند. همفکری و همکاری سمن‌ها با ادارت دولتی فقط باید در راستای اساسنامه و اهداف سمن بوده و از تن دادن به حواشی و یا تصمیمات و اقدامات نادرست و ناسازگار با اهداف محیط زیستی برای جلب رضایت مقامات و نیز از حضور صرفا" نمایشی در جلسات و همایش‌های دولتی که زمینه را برای سوء استفاده‌های تبلیغاتی فراهم می‌کند پرهیز نمایند. 🔹 شهامت: نخستین شرط برای فعالیت در یک نهاد مردمی، داشتن مسئولیت‌پذیری و پرهیز از بی تفاوتی و عافیت‌طلبی است. اعتراض به تخلفات افراد قدرتمند و پر نفوذ و یا برخی مسئولین سهل‌ انگار و خطاکار به حداقلی از شهامت و صراحت بیان نیاز دارد و با محافظه‌کاری و سعی در راضی نگاه داشتن همه سازگار نیست! یک فعال محیط زیست یا عضو سمن نمی‌تواند بی نام و نشان باشد و یا با نام مستعار بنویسد و فعالیت کند. همچنین در مواقع لزوم نباید از شرکت در جلسات و حضور میدانی در راستای اهداف و برنامه‌های سمن خودداری نماید. سمنها باید انتظار هرگونه حملۀ لفظی، اتهام و بدگویی از سوی سودجویان و متخلفان (و گاه حتی دوستان و آشنایان!) را داشته و آمادۀ پاسخگویی منطقی و قانونی به آنها باشند. 🔹 پرهیز از آرمانگرایی: هرچند آرمانگرایی در ترسیم چشم انداز و اهداف کلی و بلند مدت بایسته است ولی در عمل برای دستیابی به اهداف کوتاه مدت میتواند بازدارنده و مایۀ نا امیدی و انفعال باشد. به طور ویژه در مورد طبیعت و محیط زیست؛ بی گمان حل بحران‌های بزرگ محیط زیستی در سطح کشوری یا جهانی از توان سمن‌ها خارج است ولی همین سمن‌ها اگر درست شکل گرفته و عمل کنند می‌توانند تا اندازۀ زیادی در حل چالش‌های محیط زیستی محلی و منطقه‌ای کارآمد باشند که نمونه‌هایی از آن را می‌توان در ایران و سایر کشورها دید. همچنین می‌توان امیدوار بود که در آینده، همبستگی و همکاری سمن‌های فعال و پرسابقه در سطح ملی و حتی بین‌المللی به حل برخی مسائل بزرگ و جهانی محیط زیست نیز کمک کند. ✍️ اسماعیل باقریان * سمن: مخفف سازمان مردم نهاد - NGO ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • #پیام_شما سلام چندروز پیش با دو نفر ازدوستان از سمت بقمچ رفتیم النگ شاهی و از آن‌جا بسمت چهارراه... این تصاویر را از النگ حیدر (نورالی) گرفتم که دوهفته پیش آفرودسوارها آن‌جا را به این وضع دراورده بودند... در میان زباله‌ها، زباله‌هایی دیده می‌شد که نمی‌شود به‌راحتی نام برد: انواع لوازم  پیشگیری و بهداشتی آقایان و خانم‌ها... قلب انسان از دیدن این صحنه‌های زشت در دل کوه‌های هزارمسجد بدرد می‌آید... باید ورود خودروهای آفرودی و تراکتورهای مسافربر به این مناطق ممنوع شود تا طبیعت بکر و بی‌نظیر هزار مسجد بیش از این آسیب نبیند. ✍ حمیدی (بی‌تردید کوه‌نوردان آموزش دیده و طبیعت‌گردان ضابطه‌مند، چنین رفتاری با طبیعت ندارند، این زباله‌ها اغلب از گردشگران خودخواه و بی‌مسئولیتی برجای می‌ماند که با خودروهای آفرودی یا تراکتورهای مسافربَر و با اهدافی غیر از طبیعت‌گردی به عمق مناطق بکر طبیعی وارد می‌شوند) ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • #پیام_شما گیلان‌ - ارتفاعات قلعه رودخان؛ هدف اگر گردشگری باشه هزار و چند پله رو تا بالا طی می‌کنی، البته بدون تراکتور!... ⬅️ ارسال: یکی از همراهان این رسانه @artinmomm (قابل توجه گردشگران تنبل و تن‌پروری که در برخی مناطق از تراکتورهای مسافربر برای رسیدن به مقصد خود در طبیعت استفاده می‌کنند) ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • ✳️ مشابه این کیسه زباله‌های کوچک که برای استفاده در خودرو ساخته شده‌اند را می‌توان از فروشگاه‌های اینترنتی با قیمتی اندک خریداری کرد. همراه با این کیسه‌ها، نایلون‌هایی هم هست که داخل کیسه اصلی قرار گرفته و پس از پر شدن می‌توان آن را به آسانی تعویض نمود. (شخصاً پیش از این، از کیسه‌‌های نایلونی معمولی برای جمع‌آوری زباله‌های داخل خودرو استفاده می‌کردم) با این راهکارهای ساده، آیا دلیلی جز بی‌فرهنگی برای پرتاب زباله از خودرو به خیابان، جاده یا طبیعت باقی می‌ماند؟! #شهر_ما_خانه_ما یک شعار نیست، یک ضرورت فرهنگیست! 📸✍ باقریان ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • ✳️ رسانه شمایید! یکی می‌گفت: شما گروهی دوست‌دار طبیعت و حامی محیط زیست هستید که در این کانال دور هم جمع شده‌اید؛ خودتان می‌گویید و خودتان می‌شنوید! و افرادی که به طبیعت و محیط زیست آسیب می‌رسانند در گروه‌ها و کانال‌های محیط زیستی عضو نیستند (یا علاقه‌ای به عضویت ندارند) تا از مطالبی که منتشر می‌کنید چیزی بیاموزند! ممکن است حق با او باشد، ولی چاره چیست؟! شاید اگر هر یک از اعضای این کانال لطف کرده و مطالب محیط زیستی را به گروه‌های خانوادگی، دوستانه‌‌، خبری و... که در آن‌ها عضو‌اند فوروارد (بازنشر، هم‌رسانی) کنند، مخاطبان بیشتری از این مطالب بهره‌مند شوند. والا به حضرت عباس (!) فوروارد کردن مطالب معتبر و آموزنده‌ی محیط زیستی ثوابش از فوروارد کردن هزاران هزار جوک و کلیپ طنز که همه روزه در فضای مجازی دست به دست می‌شود کمتر نیست! باقریان ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • 11 авг.50177из AxNegarBot

    ‍ ✅ مدارس طبیعت؛ بستری برای یادگیری تجربی و عاطفی مفاهیم محیط زیستی مدرسه طبیعت (Nature School) رویکردی نوین در آموزش کودکان است که بر پایه‌ی ارتباط مستقیم و آزادانه با طبیعت شکل گرفته‌است. برخلاف کلاس‌های سنتی، این مدارس فضایی باز و طبیعی مانند جنگل، باغ یا مزرعه را به عنوان «کلاس درس» اصلی در نظر می‌گیرند. در چنین بستری، یادگیری مفاهیم محیط زیستی دیگر صرفاً حفظ کردن کتاب‌ها نیست، بلکه به تجربه‌ای عمیق و ماندگار تبدیل می‌شود. ابعاد گوناگون بستر آموزشی در مدارس طبیعت: ۱- فلسفه اصلی: کودک در دل طبیعت، نه در حصار دیوارها ایده‌ی اصلی این است که عشق به محیط زیست پیش از آنکه آموزش داده شود، باید احساس شود. کودکی که خودش گرمای خورشید را روی پوستش حس کند، بوی خاک باران‌خورده را بشناسد، و وزن یک کفشدوزک را روی دستش لمس کند، نیازی به درس نظری برای درک اهمیت طبیعت ندارد. او درمی‌یابد که خودش نیز بخشی از این چرخه است، نه صرفاً یک تماشاگر بیرونی. ۲- چگونه مفاهیم محیط زیستی در این بستر جان می‌گیرند؟ یادگیری در مدارس طبیعت یک فرایند کاملاً تجربی و مبتنی بر بازی است. چند نمونه از این فرایند: - آموزش چرخه‌های زیستی: به جای خواندن درس علوم درباره‌ی چرخه‌ی آب، کودک یک گودال آب را پس از باران تماشا می‌کند که چطور با تابش خورشید کوچک می‌شود و سپس ابر درست می‌شود. او چرخه‌ی زندگی را با تماشای دگردیسی یک قورباغه از تخم تا نوزاد در برکه‌ی کنار مدرسه یاد می‌گیرد. - مسئولیت‌پذیری در قبال موجودات زنده: رسیدگی به باغچه‌ی سبزیجات، غذا دادن به حیوانات اهلی حاضر در مدرسه یا نجات یک حلزون از مسیر پرتردد، مفهوم «حق حیات» و «مراقبت» را نه با نصیحت، که با عمل به کودک منتقل می‌کند. - درک تنوع زیستی: وقتی کودک در علف‌زار به دنبال حشرات می‌گردد، انواع برگ‌ها را با انگشتانش مقایسه می‌کند و پرنده‌های مختلف را از روی صدا تشخیص می‌دهد، مفهوم تنوع زیستی دیگر کلمه‌ای انتزاعی نیست، بلکه مجموعه‌ای رنگارنگ و زنده از دوستان و همسایگانش در این سیاره است. - درک مفهوم پایداری و مصرف: در این مدارس، کودکان اغلب با مواد طبیعی، دورریختنی‌های ایمن و ابزار ساده کاردستی می‌سازند. آنها خیلی زود یاد می‌گیرند که بهترین اسباب‌بازی می‌تواند یک تکه چوب یا مشتی گل باشد و برای ساختن چیزهای تازه، نیازی به خرید وسایل پلاستیکی نو نیست. ۳- نقش مربی: تسهیل‌گر کشف، نه سخنران دانا مربیان در مدارس طبیعت، به جای انتقال یک‌سویه‌ی اطلاعات، کنجکاوی ذاتی کودک را بیدار نگه می‌دارند. وقتی کودکی هیجان‌زده می‌پرسد «این چه جور سوسکی است؟»، مربی ممکن است با پرسیدن «به نظر تو با آن شاخک‌های قشنگش چه کار می‌کند؟» کودک را به مشاهده‌ی دقیق‌تر و فرضیه‌سازی تشویق کند. این شیوه، تفکر علمی و پرسشگری را در پیوند با جهان زنده شکل می‌دهد. ۴- دستاوردهای فراتر از محیط زیست مزایای این بستر فقط به یادگیری مفاهیم محیط زیستی محدود نمی‌شود، بلکه هم‌افزایی قدرتمندی رخ می‌دهد: - سلامت جسمانی و روانی: فعالیت آزادانه در فضاهای طبیعی، اضطراب را کاهش می‌دهد، تمرکز را بهبود می‌بخشد و با تقویت سیستم ایمنی و مهارت‌های حرکتی درشت، بدنی ورزیده می‌سازد. - مهارت‌های اجتماعی و مدیریت خطر: در یک زمین بازی طبیعی، بچه‌ها چالش‌هایی واقعی مثل بالا رفتن از یک سراشیبی گلی یا ساختن یک سرپناه با شاخه‌ها را تجربه می‌کنند. آنها برای این کار باید با هم گفتگو، همکاری و گاهی حتی اختلاف را حل کنند و مهم‌تر از آن، یاد بگیرند که چگونه خودشان ریسک‌های معقول را ارزیابی کنند تا به تدریج فردی مستقل و تاب‌آور بار بیایند. مدارس طبیعت با پرورش نسلی که طبیعت را نه یک منبع مصرف‌شدنی، بلکه خانه‌ای می‌داند که باید عاشقانه از آن محافظت کند، بهترین سرمایه‌گذاری برای آینده‌ی کره‌ی زمین است. کودکی که سال‌ها در دل طبیعت بازی کرده، شاخه‌ای را نمی‌شکند تا راهش را باز کند، بلکه کنار می‌زند و رد می‌شود؛ چون یاد گرفته این درخت زنده است و او مهمان خانه‌ی آن است. #مدرسه_طبیعت #آموزش_محیط_زیست #یادگیری_آزاد ⬅️ برگرفته از کانال تخصصی تنوع زیستی گیاهی https://t.me/Plant_Biodiversity/216 ⚫️🔴🍀 رسانه‌ی تلگرامی محیط زیست برای همه @hezarmasjedwatch

  • #خلقیات_ما_ایرانیان بخش دوم: #نقدگریزی این بخش را با مثالی از تجربیات شخصی خودم آغاز می‌کنم. من طی سال‌ها فعالیت محیط زیستی بارها ناچار شده‌ام با شکارچیان، آفرودبازان، موتورکراس‌سواران، مالکان پروژه‌های مخربِ طبیعت یا آلاینده‌ی محیط زیست، طبیعت‌گرد‌نمایانِ…

  • 11 авг.1674из Chaarraah

    #خلقیات_ما_ایرانیان بخش دوم: #نقدگریزی این بخش را با مثالی از تجربیات شخصی خودم آغاز می‌کنم. من طی سال‌ها فعالیت محیط زیستی بارها ناچار شده‌ام با شکارچیان، آفرودبازان، موتورکراس‌سواران، مالکان پروژه‌های مخربِ طبیعت یا آلاینده‌ی محیط زیست، طبیعت‌گرد‌نمایانِ مسئولیت‌گریز، غذا دهندگان به حیوانات ولگرد و مانند این‌ها... بحث و گفتگو کنم. در آخرین مورد؛ چندی پیش حدود یک ساعت با دو جوان ظاهرا" تحصیل‌کرده که با کیسه‌ای آشغال‌گوشت در دست، مشغول غذا دادن به گربه‌های ولگرد در باغ وکیل آباد مشهد بودند گفتگو کردم. طبق معمول سعی کردم با لحنی دوستانه و در نهایت احترام و با ذکر دلایل علمی و منطقی آن‌ها را قانع کنم که این کار چه پیامدهای زیانباری دارد؛ از اینکه غذا رسانی به حیواناتی مانند سگ و گربه‌های ولگرد (بدون صاحب) موجب افزایش زاد و ولد آن‌ها می‌شود که از یک‌سو تهدیدی برای تنوع زیستی از جمله پرندگان و پستانداران کوچک است و تعادل اکوسیستم را برهم می‌زند و از سوی دیگر بهداشت محیط عمومی را نیز به‌خطر انداخته و به گسترش بیماری‌های مشترک انسان و حیوان منجر خواهد شد... . فکر می‌کنید نتیجه‌ی این گفتگو چه شد؟! یک ساعت مقاومتِ غیر منطقی آن دو جوان در برابر دلایل علمی مطرح شده و سعی در توجیه کار نادرست‌شان و سرانجام محکوم کردن من به اینکه با خواندن چند کتاب می‌خواهم حق گربه‌های ولگرد را زیر پا بگذارم و مانع غذا رسانی آدم‌های مهربان به آن‌ها شوم! می‌توانم با اطمینان بگویم طی گفتگوهای متعددی که در این سال‌ها با برخی متخلفان حوزه‌ی محیط زیست داشته‌ام به‌ندرت پیش آمده کسی به انتقادهای مطرح شده به‌درستی گوش فرا داده و بیاندیشد و اشتباه خود را بپذیرد؛ همواره با دیوار سختِ لجبازی، منفعت‌طلبی، توجیه، فرافکنی و گاه حتی توهین مواجه شده‌ام! و در عمل دریافته‌ام که آنچه برخی نویسندگان پیشین درباره‌ی صفت نقدگریزی اکثریت ما ایرانیان نوشته‌اند چیزی جز بیان واقعیت نبوده است. نقدگریزی مختص موضوع ویژه یا قشر خاصی از ما نیست بلکه در مسائل گوناگون و در اقشار مختلف جامعه از مردم عادی تا مدیران، مسئولان و سیاست‌مداران وجود دارد. نمونه‌ی آشکاری از نقدگریزی را می‌توان در بین بسیاری از احزاب و گروه‌های سیاسی و طرفداران آن‌ها در داخل و خارج کشور دید که عمریست بر درستی برخی باورها و روش‌های نادرست خود پافشاری می‌کنند و بجای نقدپذیری و تلاش برای اصلاح خویش، به فرافکنی و محکوم کردن یکدیگر می‌پردازند. کوتاه سخن اینکه اگر اکثریت مردم یک جامعه در ارتباطات اجتماعی و وظایف شهروندی خود نقدگریز باشند، افرادی که تحت فرهنگ غالب چنین جامعه‌ای رشد کرده و به پست‌ و مقام‌های مختلف می‌رسند نیز در هر سیستم حاکمیتی که باشند مدیران و زمامدارانی نقدگریز خواهند بود و از زیر بار مسئولیت گفتار و کردار خویش شانه خالی خواهند کرد. (همان‌گونه که در بخش پیشین اشاره شد؛ این نوشته‌ها به معنای خودتحقیری یا نادیده گرفتن جنبه‌های مثبت فرهنگی ما ایرانیان نیست، بلکه تاکیدی است بر لزوم بازنگری و اصلاح ضعف‌های فرهنگی موجود در جامعه ایرانی) ✍ باقریان (بخش نخست) 🍀 کانال صدای پای آب https://t.me/Chaarraah

  • 11 авг.14767из hezarmasjedwatch

    ✳️ #کتاب مسیر سبز کوهستان راهبردی در جهت کوه‌نوردی ایمن و حفاظت از محیط زیست کوهستان @hezarmasjedwatch

  • 🔴 طبیعت گردی به سبک بعضی جوانان امروزی! ✍️ رضا نظام دوست ‍ دختران ِ رنگی پنگی خوشحال توی جنگل و کوه و صحرا... و پسران جوانی که سوار جیپ دو دیفرانسیلی که دَدی برایشان خریده، توی دشت و دَمن ژست ِ کاپیتان اسکات در کشف قاره های جدید را گرفته‌اند... ... صفحه‌هایی که این روزها مثل قارچ از همه جای شبکه های مجازی روییده‌اند... دختران و پسران مثلا "ایرانگرد" ، "جهانگرد" ، "بیابان گرد" ،"کوله گرد" ، "فلان گرد"... همین‌ها که بلدند رنگ شلوار را با کفش و رنگ کوله پشتی‌شان "ست" کنند، اما استفاده از یک قطب نمای ساده را بلد نیستند. یک عالمه خِر مهره به مچ دست و گَل و گردن می بندند، اما یک "سوت" فلزی یا پلاستیکی کوچک توی گردن شان نمی اندازند تا اگر گم شدند بقیه پیدایشان کنند. بقا در طبیعت ، پیدا کردن آب و غذا، درست کردن آتش یا مقابله با حیوانات وحشی پیشکش! ... سوپر سَر کوچه را بار ماشین کرده، صندوق عقب را از خوراکی و آب معدنی و جوجه کباب و... و چیپس و ماست پر می کنند، هف هشت تا دلبر طبیعت گرد هم هماهنگ می کنند و می زنند به دل ِ طبیعت! ... دسته دسته، گروه گروه، فوج فوج! ... تا جایی که ماشین شاسی بلندشان می رود، از کوه و تپه و جنگل بالا می روند، بعد همان بغل ماشین "کمپ" می کنند و آتیشی و سازی و آوازی و احیاناً ... و ورق و زَر ورقی تا پاسی از شب... طوری که صبح هر کدام ... یک ور ولو شده... و اگر کسی از جمع احیانا کم شده باشد، تا ظهر اصلا کسی نمی فهمد که مثلا فلانی نیست!... تازه وقتی ... می‌فهمند یکی از گروه گم شده، بلد نیستند چطوری خودشان گروه‌های دو نفره سه نفره ای از خودشان را سازماندهی کنند و در آن ساعات اولیه حیاتی، گمشده یا حادثه دیده را پیدا کنند. تنها کاری که بلدند این است که زنگ بزنند به بابا جان و مامان جان. آنها هم به کلانتری و هلال احمر و فلان!... تا دو روز بعد بلاخره کسی بیاید و به دادشان برسد!... واقعیت این است که آن جنگل ِ بزرگی که ما تویش گم شده و گرفتار آمده‌ایم، جنگل گلستان و سی سنگان و کُردکوی و آمازون نیست، جنگل نادانی و بی مسئولیتی خودمان است. تا هر کدام از ما مسئولانه با کاری که می کنیم مواجه نشویم، تا شیوه ی درست و بدون آسیب ِ طبیعت گردی را نیاموزیم، تا زمانی که سازماندهی و کار گروهی را بلد نباشیم و فقط به عشق و حال خودمان فکر کنیم ، تفریحات‌مان هم می‌توانند تبدیل به ضایعه و حادثه شوند و حوادث‌مان تبدیل به فاجعه!.. آن "مقام مسئول" ی که این روزها همه در هر غائله ای دنبالش می‌گردند، اول از همه خود ما هستیم... ⬅️ برگرفته از کانال کوله گردان ایران @hezarmasjedwatch