- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 103
- 1/48двое суток
- 118
- 1/72трое суток
- 127
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
به رفتن نمیرسم برگ به برگ در گوشههای خودم میخراممو پیچیده در علف به عمق خاک میریزم وقت است ای حلزون در صدای من خانه کن که طول عمر من مرگ است یکسره مرگ منهای پروانه. شاهین شیرزادی مرداد ۴۰۵/ تهران @howl_mag
#یارمحمد_اسدپور از: این گلو تاریک از صدای دنیاست، آوانوشت، ۱۳۹۴ @howl_mag
💢انجمن علمی-دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران برگزار میکند: 🔹پادروایت در شعر 🔸سامان جواهریان 🗓 زمان برگزاری: پنجشنبه ۲۲ مرداد، ساعت ۱۹ 📍مکان برگزاری: بستر اسکای روم 🔗لینک ورود به نشست پیش از برگزاری در کانال قرار داده میشود.
💢انجمن علمی-دانشجویی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران برگزار میکند: 🔹پادروایت در شعر 🔸سامان جواهریان 🗓 زمان برگزاری: پنجشنبه ۲۲ مرداد، ساعت ۱۹ 📍مکان برگزاری: بستر اسکای روم 🔗لینک ورود به نشست پیش از برگزاری در کانال قرار داده میشود.
لویی آراگون (۱۸۹۷- ۱۹۸۲) پس از اتمام تحصیلاتش در رشتهی پزشکی به جنبش دادائیسم پیوست و در ۱۹۲۴ با همکاری پل الوار و آندره برتون، سوررئالیسم را بنیان نهاد و مجلهی "انقلاب سوررئالیستی" (La Révolution surréaliste) را تاسیس کرد. آراگون در سال ۱۹۲۸ با "السا تریوله (السا کاگان)" (Elsa Triolet)، نویسندهی روس، ازدواج کرد. بسیاری از دفاتر شعر او مثل چشمان السا (۱۹۴۲)، السا (۱۹۵۹) و دیوانهی السا (۱۹۶۳) ملهم از السا تریوله هستند. آراگون در دفتر "چشمان السا" شعری با نام "السا در آینه" (Elsa at the Mirror/ Elsa au Miroir) دارد که احتمالاً احمد شاملو دستکم در نامگذاری "آیدا در آینه" به آن نظر داشته است. باید توجه داشت دفتر "چشمان السا" در فضای ادبی آن زمان ایران، دفتری شناختهشده بود و شاملو هم خود اشعاری را از آراگون به فارسی برگردانده است (بسیاری به تاثیر آراگون بر شعر شاملو اشاره کردهاند و این مسئله، موضوع برخی پژوهشها بوده است). جالبتر آنکه السا خواهر ليليا بریک (Lilya Brik) است که خود همسر اسیپ بریک (Osip Brik)، شاعر آوانگارد روس" و معشوقه و فرشتهی الهام مایاکوفسکی در سرودن اشعاری چون "ابر شلوارپوش" بود. #لویی_آراگون #احمد_شاملو @howl_mag
دورانی بود که ما پنج تن یا بیشتر، از آشفتهبازار موج نو و جزوههای بیروح شعر که همه به هم شبیه بودند دلمان گرفته بود و دنبال هویت تازهتر و برتری میگشتیم. در اصالت موج نو خیلی شک و شبهه بود. حتی اصیلترینشان فاقد آن غنای روحی و عظمت شعری بود. سعی داشتیم با پیداکردن گونهای از شعر و نوعی زبان شسته و بافت محکم و شکل ظریفتری از کار، که جزو عاملان سازندهی یک شعر خوبند، یک شناسنامهی شعری بگیریم تا به نحوی از موج نو که فقط نو بود، جدا بشویم. این ضرورت را یدالله رویایی بیشتر از ما حس میکرد، تا اینکه از این راه به شعر خودش چهرهای جوان ببخشد همچنانکه ما میخواستیم با این بیانیه از موج نو جدا باشیم. رویایی سعی میکرد از فضای شعری شاعران همدورهاش که میرفت بیخون و بیروح شود، جدا شده شعر خود را به شاخههای جوانتری که ما بودیم، پیوند زند. ... بعد در اثر اختلافی که میان او و اسلامپور بر سر یک شعر مشترک پیش آمد، گروه از هم پاشید (البته در آن زمان). ...هیچ دلم نمیخواهد شعر دیگر را، شعر مشکل بخوانیم چون واقعاً اگر کسی از صمیم قلب خوانندهی شعر باشد و این نوع شعر و حرکت شعری را دنبال کند، بعد از مدتی شعر برایش مشکل نخواهد بود. #بهرام_اردبیلی گفتوگو با محمود مؤمنی از: مجلهی بنیاد، شماره ۲۰، آبان ۱۳۵۷، صص ۶۵-۶۲ @howl_mag
#شاهین_شیرزادی از باغ ریخته- ۱، شهریور ۴۰۴، تهران @howl_mag
خیلی دماغسوخته هستم. من که در هرمجلس جماعت را میخنداندم، امروز مجسمهی غمم. قسمتی از وقت من هم تلف میشود برای کارهای مطبخ، یا برای جاروبکردن اتاق، یا شستن لباسهای بچهام و کارهای دیگر. میز تحریر من، که هیچوقت در عمرم نداشتهام، پیش از این سنگ کنار رودخانهها و امروز سکوی اجاقِ خانهی من است. ... هیچچیز از من دل نمیبَرَد، مگرآنچه در اشعار من است. حتی منظرههای طبیعت. در آنها هم وارد نمیشوم، مگر از راه صفحهی کاغذ و هنگامی که بر قلم خود سوار میشوم. #نیما_یوشیج از: دربارهی شعر و شاعری، صص ۱۸۵-۱۸۴ @howl_mag
#نادر_نادرپور از دفتر "شعر انگور"، ۱۳۳۷ @howl_mag
سبکی_به_نام_احمدرضا_احمدی،_پگاه_احمدی.pdf
سبکی به نام #احمدرضا_احمدی | #پگاه_احمدی | مأخذ: گوهران، شمارۀ ۱۶، تابستان ۱۳۸۶ @howl_mag
Parviz Eslampoor(second-1393).pdf
📘 کتاب شعر پرویز اسلامپور (۱۳۴۹) 🖌 پرویز اسلامپور 🖨 بازسپاری دوم: خرداد ۱۳۹۳ این کتاب از روی نسخه چاپ شده به سال ۱۳۴۹ در چاپخانهی گیلان، توسط ارژنگ آقاجری پیادهسازی و تنظیم شده است. 📍کتاب مجموعهای از ده دورهی جدای شعری پرویز اسلامپور است. #شعر #ادبیات @Iranian_modernists
دیوانگی خوب است تقدیم به شاهین شیرزادی و رفاقتش @aghaypm
без подписи
میخواهم دهل بکوبم | #منوچهر_آتشی از: چه تلخ است این سیب، آگاه، ۱۳۷۸ @howl_mag
شب که صدای نقرهایِ ماهی بر آب میرود از رود دریا در را باز میکند سرم به ساقِ صدفهاست در تمامِ طولِ اتاقم، خوابم و در صراحتِ آب برق میزنم کمکم. چه بپرسی، چه گریه کنی نم پس نمیدهم اینبار که رفتهای از من صدفام و با تمامِ رفتگان برآب از نزدیک شناورم. هرشب در شدّت درخت و سرخیِ گیلاس دست دارمو تمام منظره - یکدست خیالهای من است از منظره وجببهوجب برمیدارمَم و از قفای قابِ عکس قدیمی میروم بیرون چنان یواش و شکسته که نشنوی. دیدم که دستگیرۀ در چرخید تویی که شبها بیداری و آمدهای قرمز را از گیلاسها برداری. شاهین شیرزادی خرداد ۴۰۵/ طالش محل @howl_mag
4_6010385269906218768.pdf
دربارهی شعر #فروغ_فرخزاد | مهرداد صمدی جنگ طرفه، کتاب اول، ۱۳۴۳ @howl_mag
"سرودِ گُوزگا*" بیرون میپرد از رود این سبزِ دیوانه، آنجا تا در کمانِ زانوهاش میانِ علفها بنشیند نامِ تمامِ حشراتِ گمشده را میداند و میگوید که تاریکیِ دریا را خوردهام نمیپرم اما هزار بال در من است ردّ هزار چشم. نگاه میکند با من با چشمهای درشتش به سبزهزارِ بیپایان که میدرخشد از سبز به آنجا که دور از من است به زبانِ خلسه و آواز حرف میزند با من ابرِ فراخ میرودو میپرد دیوانه به رود. من با دریا -شناور در چشمم- اینجام. #شاهین_شیرزادی مرداد ۴۰۵/ طالشمحل * گوزگا: قورباغه است به گیلکی. @howl_mag