هزوارش
Статистикаدستنوشته های شخصی در کانال زیر: @elham_mahmoudy حرفی، سخنی، ناشناس: https://t.me/harfmybot?start=38669265
- Последний пост
- 27 мая
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
باید روی پیشانیام بنویسم: «حوصلهای برای معاشرت ندارم، اگر ضرورتی نیست از گفتگو با من امتناع کنید.» -وحید عیسوی
ویران شوند آنان که از رنج ما آباد میشوند! «هجدهدیماه»
مرا دوباره به آن روزهایِ خوب ببر سپس رها کن و برگرد؛ من نمیآیم! احسان_پرسا
من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بد آهنگ است بیا رهتوشه برداریم قدم در راه بیبرگشت بگذاریم ببینیم آسمانِ هر کجا آیا همین رنگ است؟ #مهدی_اخوانثالث
چرا از زخم دل، زور کمان خود نمیپرسی؟ حزین_لاهیجی
پس از یلدا سحرگاهت همایون طلـوع روشـن راهــت همایون رسید اسب زمستان یالش از برف نخستین روز دی ماهـت همایون شهرام_میدری
مرا ببوس که در آرزوی خانه نمیرم که جان بگیرم و در زیر تازیانه نمیرم ببوس تا که در این حسرت محال نپوسم مرا ببوس که در این سیاهچال نپوسم مرا ببوس که در دوزخ سکوت نیفتم مرا ببوس که در تار عنکبوت نیفتم چگونه بیتو از این رنج جاودان بگریزم مرا دوباره در آغوش خود بگیر عزیزم حامد_ابراهیمپور
زخمم بزن، که زخم مرا مرد میکند اصلا برای عشق سرم درد میکند زخمم بزن که لا اقل اینکار ساده را هر یار بی وفای جوانمرد میکند آنجا که رفتهای خودمانیم هیچ کس آنچه دلم برای تو میکرد، میکند؟ فردا نمیشوی که نمیدانی عشق تو دارد چه کار با من شبگرد میکند عاشق بکش که مرگ مرا زنده میکند زخمم بزن که زخم مرا مرد میکند... نجمه_زارع
اولین حربه زن هاست، نفس های عمیق بعد از آن مات شدن مثل وقار تندیس بعدش آرام شدن، حرف شدن، بغض شدن آخرین حربه زن هاست دوتا گونه خیس -علیرضا آذر
غم انگیزترین داستان کوتاهو #نیما_یوشیج گفته اونجا که میگه: "دیدمش گفتم منم! نشناخت او..."
اگر قرار باشه هر کسی رو که ناراحتم کرد "حذف کنم" و "ارتباط رو قطع کنم" و بندازمش دور، باید به این سوال جواب بدم که "در این صورت، در برخورد با خودم چه کنم؟". من که بارها خودم رو ناراحت کردم، خودم رو متعجب کردم، خودم رو متاسف کردم و نتونستم حتی خودم رو بفهمم، با خود چه کنم؟ معین_دهاز
و عشق تنها عشق تو را به گرمی یک سیب مانوس می کند... سهراب_سپهری صبح_بخير
وقت است اجل گر قدمی رنجه نماید بیمارِ غریبیم و پرستار نداریم کلیم_همدانی
نه تو قصد آمدن داری، نه باران میبینی چگونه پاییز حیف شد!؟ سجاد_ابطحی
زخم بیهوده مزن، سینه ام از قلب تُهی ست فاضل_نظری
من چنان گُمنامم و تنهاستم/ گوییا یکباره ناپیداستم... _نیما یوشیج.
جبران میشود؛ آن روزها که صبور بودن آسان نبود! و تو صبر کردی... ناشناس
تا میروی شروع کنی و به گود برگردی، ناگهان ضربهها شروع میشوند و طعنهها شروع میشوند و آزار دادنها شروع میشوند... انگار که این مردم با آدمِ تسلیمشده و گوشهی رینگ افتاده هیچکاری ندارند! تو زمانی در کانون توجهشان قرار میگیری و مهم میشوی که از تماشای درماندگیات ناامیدشان کردهباشی و بلند شدهباشی و ایستادهباشی و برای هدفی در حال نبرد باشی... نرگس_صرافیان_طوفان
ماهی تو دریا نباشه اسیر ماهیگیر میشه..
...نگاه کن تو هیچگاه پیش نرفتی تو فرو رفتی فروغ_فرخزاد