طراز نو | حسن اسدی زیدآبادی
Статистика⭕️ یادداشت، نکته، خبرخوانی و پسندها
- Последний пост
- 16 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تقویت بازدارندگی و توان دفاعی در گفتمان حقوق بشر محکومیت حمله به زیرساخت های حیاتی نه به جنگ و ویرانی کشور آری به ندای صلح و حفظ امنیت ایران و ایرانیان = در این روزهای خطیر، تقویت بازدارندگی و حمایت از امنیت کشور ضرورتی حیاتی و فوری است. همانطور که درست قبل از جنگ های دوازده و چهل روزه بیان شد، ضمن محکومیت حملات به زیرساخت های کشور، هر تلاشی در هر سطحی برای دور کردن سایه جنگ و ویرانی کشور ستودنی است. = خردورزان، نخبگان و فعالین مدنی نقش بسزایی در بیان و ترویج راه های تقویت بازدارندگي و افزایش توان دفاعی کشور دارند. دانشگاهیان و اساتید علم و دانش، خصوصا علوم انسانی، نیز شایسته است نظرات علمی خود را منصفانه در راستای تحکیم و تقویت بازدارندگی اعلام دارند. = دانش و گفتمان حقوق بشر نیز می تواند ما را در این برهه حساس و مسیر دشوار همراهی کند و موجب نیرومند ساختن بازدارندگی و حفظ امنیت کشور شود. برخی از آموزه های حقوق بشر که امروز توجه و اقدام فوری می طلبد از این قرار است: ● شناسایی حق بر تعیین سرنوشت و التزام عملی به خواست و اراده اکثریت قاطع ایرانیان. تشخیص خواست اکثریت دشوار نیست و پایبندی به آن و جلب رضایت عمومی موجب تقویت مشروعیت حکمرانی، انسجام داخلی، کارآمدی حاکمیت و در نتیجه تقویت توان دفاعی و بازدارندگی کشور است. ● اولویت منافع ملی ایران و کرامت انسانی ایرانیان بر هر تفکر ایدئولوژیک و جناحی در تمامی تصمیمات و سیاستگذاری ها با هدف رشد و پیشرفت کشور مطابق با اهداف توسعه پایدار و با در نظر گرفتن شرایط ژئوپلیتیک فعلی و خطر ویرانی کشور. ● پیش بینی برگزاری هر چه سریعتر انتخابات آزاد و بدون نظارت استصوابی با هدف جلب مشارکت حداکثری شهروندان و انتخاب آزادانه مسئولان و مقامات. تغییرات اساسی در نظام مدیریتی و اداری کشور و بکارگیری نیروهای توانمند، مستقل و آزاداندیش که "ایران" اولویت آنها باشد نیازی فوری است و قطعا موجب افزایش توان دفاعی کشور است. ● آزادی فوری محصورین و زندانیان سیاسی و عقیدتی و پرهیز از ارعاب، احضار و بازداشت های خودسرانه و محکومیت های غیر قانونی دانشگاهیان، فعالان مدنی و روزنامه نگاران می تواند نقش موثری در تقویت انسجام و همبستگی داخلی و توان دفاعی و بازدارندگی ملی ایفاء نماید. ● حمایت از آزادی های عمومی نظیر آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی دسترسی به اطلاعات از جمله دسترسی آزاد و بدون فیلترینگ به اینترنت بین الملل که نقش ویژه ای در جلب رضایت عمومی و حمایت از فعالیت پژوهشگران و کسب و کار بسیاری از شهروندان دارد و از عوامل موثر در تقویت بازدارندگی کشور است. ● آزادی رسانه و آزادی تاسیس رادیو و تلویزیون خصوصی و حذف انحصار صدا و سیما که متاسفانه دیرزمانی است به بلندگوی پخش توهمات ایدئولوژیک و جنگ طلبانه اقلیتی محض و منافع آنان بدل شده است و خواست اکثریت قاطع ایرانیان را نمایندگی نمی کند. حفظ امنیت کشور در گرو تغییرات بنیادین و فوری در صدا و سیماست. ■■ موارد بالا از اهم اموری است که در این روزهای سخت و نفس گیر توجه و التفات حاکمان را می طلبد و یقینا اقدام فوری به این توصیه ها، به تقویت بازدارندگی و توان دفاعی کشور و نیز حفظ امنیت کشور و دوری از جنگ و ویرانی ایران منجر می شود و در نهایت صلح، توسعه پایدار و حکومت کارآمد را به دنبال خواهد داشت. باشد که در این ایام خطیر، آموزه های حقوق بشر نیز در تقویت بازدارندگی و توان دفاعی کشور مورد توجه واقع شوند؛ سایه جنگ را از ایران دور کنند و صلح و آرامش را برای ایرانیان به ارمغان آورند. مطالبه صلح کنشگری حقوق بشر است. تلگرام: آیا حقوق بشر؟ (رضا اسلامی) اینستا: reza_eslami1963
⭕️یاد مادر و سپاس از همدلیها حسن اسدی زیدآبادی «بدین رواق زبرجد نوشتهاند به زر که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند» پس از وداع با مادری مهربان، صبور و رنجدیده، بیش از هر زمان دیگری به این حقیقت اندیشیدهام که برخی انسانها بیآنکه چیزی از رنجشان بر زبان آورند، عمری بار اندوه و آزمونهای دشوار روزگار را بر دوش میکشند و در سکوت، درس بزرگی از بردباری، نجابت و مهرورزی به یادگار میگذارند. مادرم از این شمار بود؛ زنی که تقدیر، سهمی بزرگ از رنج و آزمون برای او رقم زده بود، اما هیچگاه نتوانست روشنایی ایمان، محبت و امید را از دل او بگیرد. مادرم، زندهیاد گوهر حسینعلیزاده، در طول عمر خویش فراز و نشیبهای بسیاری را از سر گذراند. از سالهای غربت و دوری از موطن در دهههای ۴۰ و ۵۰، تا روزهای تلخ جنگ و تحمل رنج مجروحیت و ازکارافتادگی همسر و نگرانیهای ناشی از جراحات و دوری فرزند اولش در دهه ۶۰، تا داغ جانسوز از دست دادن دختر، داماد و دو نوه عزیز در دهه ۷۰. در دهههای ۸۰ و ۹۰ نیز رنج دوری فرزند آخر در سالهای حبس، دشواری ملاقاتها، انتظارهای فرساینده و نگرانیهای بیپایان را با بردباری و متانتی کمنظیر بر دوش کشید. در سالهای پایانی زندگی، بیماری طاقتفرسای پارکینسون نیز بر این رنجها افزوده شد و جسم او را به تدریج فرسود هرچند استواری ایمان و مهر بیدریغش برجای ماند. سرانجام در سال آخر حیاتش همزمان با مخاطرات ناشی از جنگ دوازدهروزه، ناگزیر بار دیگر رنج کوچ را تجربه کرد و دوباره به موطن خویش بازگشت؛ گویی تقدیر بر آن بود که واپسین برگ زندگی او در همان دیاری ورق بخورد که در آن زاده شده و فرزندش را به خاک سپرده بود. با این همه امید دارم آنچه از او در خاطر خانواده، دوستان و آشنایان باقی میماند، نه رنجهای بیشمار، بلکه ایمان، استقامت و عشق بیپایان او به خانواده و عزیزانش باشد. اکنون وظیفه خود میدانم از تمامی خویشاوندان، دوستان، همکاران، آشنایان و همراهانی که در این روزهای اندوهبار با حضور در مراسمهای سیرجان و تهران، یا از طریق تماس، پیام و با ابراز همدردی، موجب تسلی خاطر اینجانب و خانواده داغدارم شدند، سپاسگزاری کنم. همچنین از شخصیتهای ارجمند از جمله آقایان مهدی کروبی، ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده، عبدالله نوری، محمد توسلی، اردشیر امیرارجمند و …، نیز از یکصد و ده تن از فعالان سیاسی و مدنی، که با تماس و پیام خود تسلی خاطر بودند، صمیمانه قدردانی میکنم.
مراسم یادبود مادر روز سه شنبه ۹ تیر تهران -خیابان فاطمی غربی -خیابان اعتمادزاده-مجموعه مروارید -تالار ۲ ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۸:۳۰
کل من علیها فان جناب آقای حسن اسدی زید آبادی درگذشت مادر گرانمایه، سرکار خانم گوهر حسینعلیزاده را خدمت شما و خانواده محترم تسلیت گفته و صبوری آن مادر عزیز بر ناملایمات روزگار را ارج مینهیم. برای آن عزیز سفر کرده آمرزش الهی و آرامش ابدی و برای شما و بستگان شکیبایی و دل آرامی بر این رنج را آرزومندیم. اسامی امضاکنندگان @Kaleme
جناب آقای حسن اسدی زیدآبادی ▪️شنیدن خبر درگذشت مادر عزیزتان موجب تأثر عمیق ما شد. رنج او در سالهای اسارت شما در بند ستم، یادآور رنج همهی مادران ستمدیده دوران ماست. روحش شاد و آرزوی سلامت و شکیبایی برای شما و کلیه بازماندگان سید مصطفی تاجزاده فخرالسادات محتشمی پور @MostafaTajzadeh
♦️ اِنّا لِلّهِ وَ اِنّا اِلَیهِ رَاجِعُون جناب آقای حسن اسدی زیدآبادی درگذشت مادر بزرگوارتان را به جنابعالی و خانواده محترم تسلیت عرض میکنم. برای آن مادر صبور، که شریک و حامی مستحکم شما در تحمل رنجهای ناشی از دفاع از آزادی، کرامت انسانی و حقوق مردم بود، از خداوند متعال آمرزش و آسودگی جاودان، و برای شما و سایر بستگان آرزوی آرامش و شکیبایی دارم. ✍️اردشیر امیرارجمند @tahkimmelat
♦️حکومت قانون یا حکومت با قانون؟ تاملی در دستور موقت دیوان عدالت اداری علیه دستور پزشکیان ✍️حسن اسدی زیدآبادی اصل «حکومت قانون» Rule of law یکی از مهمترین دستاوردهای دانش حقوق و از بنیادیترین شاخصههای نظامهای سیاسی سالم و دموکراتیک است. در چارچوب حکومت قانون، قدرت سیاسی نه بر پایه اراده اشخاص، بلکه بر اساس قواعدی عام، شفاف، قابل پیشبینی و برابر برای همگان اعمال میشود. فلسفه اصلی این اصل نیز آن است که قانون، ابزار مهار قدرت باشد و نه وسیلهای برای توجیه و تثبیت آن. بنابراین در یک ساختار سیاسی مبتنی بر حاکمیت قانون، حتی عالیترین مقامات اجرایی و سیاسی نیز حق ندارند خارج از حدود صلاحیتهای قانونی اقدام کنند و نهادهای قضایی نیز موظفاند بدون تاثیر پذیری از ملاحظات سیاسی، امنیتی یا فشارهای بیرونی، مستقل، بیطرف و صرفاً بر مبنای موازین قانونی و اصول حقوقی عمل کنند. با این حال، در ادبیات حقوق عمومی و علوم سیاسی، مفهوم دیگری نیز وجود دارد که نباید با حکومت قانون اشتباه گرفته شود؛ مفهومی که از آن با عنوان «حکومت با قانون» Rule by law یاد میشود. در حکومت با قانون، ظواهر حقوقی و تشریفات قانونی همچنان حفظ میشوند، اما قانون دیگر نقش محدودکننده قدرت را ایفا نمیکند، بلکه خود به ابزاری در دست صاحبان قدرت برای پیشبرد اراده سیاسی تبدیل میشود. در این وضعیت، ممکن است همهچیز در قالب مصوبه، دستور، رأی قضایی و … صورت گیرد، اما آنچه در عمل تعیینکننده است موازنه قدرت میان نهادها، محافل سیاسی و گروههای فشار است که برآمده از اراده ملت نیستند. به بیان دیگر، قانون در چنین ساختاری بیشتر نقش پوشش رسمی تصمیمات از پیش اتخاذشده را بازی میکند و حکمرانان در هر سطحی نظام حقوقی و قانونی کشور را جعبه ابزاری میدانند که برای تحقق اراده و مطلوبشان در هر مقطع زمانی، سر در آن میکنند و آچار مناسب را پیدا میکنند. ماجرای اخیر تشکیل «ستاد ویژه ساماندهی و راهبری فضای مجازی کشور» و سپس صدور دستور موقت دیوان عدالت اداری برای توقف آن، نمونهای قابل تأمل از همین وضعیت است. بر اساس اخبار منتشرشده، این ستاد با دستور رئیسجمهور پزشکیان و با هدف تسهیل تصمیمگیری درباره برقراری مجدد اتصال به اینترنت بینالملل ایجاد شده بود؛ اما در پی شکایت چهار عضو شورای عالی فضای مجازی، دیوان عدالت اداری در آخرین ساعات آخرین روز کاری هفته دستور موقتی درخصوص توقف این ساختار صادر کرد تا موضوع قانونی بودن یا نبودن آن مورد بررسی قرار گیرد. همان دیوان عدالت اداری که ذاتا با این هدف ایجاد شده که ملجا تظلمخواهی شهروندان از تصمیمات غیرقانونی و ناقض حقوق شهروندان باشد! فارغ از اینکه در نهایت کدام تفسیر حقوقی درباره صلاحیت رئیسجمهور یا حدود اختیارات شورای عالی فضای مجازی صحیح تلقی شود و اینکه تصمیم رییس جمهور برای تشکیل چنین ستادی به جای ابلاغ دستور به عنوان تصمیم رییس جمهور و رییس شورای عالی امنیت ملی چقدر هوشمندانه بوده، آنچه اهمیت بیشتری دارد، منطق حاکم بر کل این فرآیند است. تشکیل ساختارهای فوقالعاده و موازی برای حل مسائل کلان حکمرانی، بدون شفافیت کافی درباره مبنای حقوقی، حدود اختیارات و سازوکار پاسخگویی آنها، خود نشانهای از غلبه تصمیمگیریهای موردی و ارادهمحور به جای یک نظام حقوقی پایدار و به روز است. از سوی دیگر، صدور دستور موقت دیوان عدالت اداری در شرایطی خاص و با حساسیت سیاسی بالا نیز این تصور را تقویت میکند که فرآیندهای حقوقی در ایران، بیش از آنکه در بستری کاملاً مستقل و بیطرفانه عمل کنند، تحت تأثیر رقابت نهادها و موازنه نیروهای سیاسی قرار دارند. سخن نگارنده اما این است که در تصویری کلیتر هم دستور پزشکیان برای ایجاد این ستاد و هم دستور موقت دیوان عدالت اداری برای توقف آن را میتوان مصداقهایی از پدیده «حکومت با قانون» دانست؛ وضعیتی که در آن قانون نه بهعنوان یک قاعده مستقل و فراتر از اراده قدرت، بلکه بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف و ترجیحات بازیگران مختلف به کار گرفته میشود. در چنین ساختارهایی، این اراده اشخاص، محفلها و شبکههای قدرت است که در نهایت واقعیت سیاسی و حقوقی را شکل میدهد و قانون صرفاً زبان رسمی و حقوقیِ بیان همان ارادههاست. تفاوت اصلی حکومت قانون با حکومت با قانون نیز دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود؛ در اولی، قدرت مقید به قانون است و در دومی، قانون مقید به قدرت! @hsnasadiz
♦️بررسی چرخش سیاست کیفری به سمت توقیف و مصادره اموال در گفتگو با حسن اسدیزیدآبادی علی کلائی: تحولات پرتنش و جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، فضای داخلی کشور را دستخوش تغییرات محسوسی کرده است. این تغییرات صرفاً به حوزههای امنیتی و سیاسی محدود نمانده، بلکه آثار آن در عرصهی حقوقی و قضایی نیز بهوضوح قابل مشاهده است. خبرها از ضبط و توقیف اموال، محدودیتهای دسترسی مالی و اعمال فشارهای حقوقی و اقتصادی علیه شهروندانی منتشر شده که بهنوعی در زمرهی منتقدان یا معترضان قرار گرفتهاند؛ بهویژه برخی از ایرانیان خارج از کشور، از جمله بازیگران و چهرههای رسانهای، که با محدودیتهای تازهای در مدیریت داراییهای خود مواجه شدهاند یا اموالشان بهکلی توسط قوهی قضاییهی جمهوری اسلامی توقیف شده است. همین وضعیت است که ماهنامهی «خط صلح» را بر آن داشته تا به سراغ آقای «حسن اسدیزیدآبادی»، وکیل دادگستری و فعال سیاسی، برود و در خصوص مبانی حقوقی توقیفها و تمایز آن با مصادره، استناد به قوانین اخیر از جمله قانون تشدید مجازات جاسوسی، و نسبت این اقدامات با اصول دادرسی عادلانه و حق دسترسی به وکیل، گفتگویی انجام دهد. همچنین، پیامدهای این روندها بر امنیت حقوقی و اعتماد عمومی به نظام قضایی، در گفتگو با این وکیل دادگستری و زندانی سیاسی سابق، مورد بررسی قرار گرفته است. مشروح گفتگوی ماهنامهی «خط صلح» با حسن اسدیزیدآبادی را اینجا بخوانید.
♦️خاطره عجیب سفیر وقت ایران در پاکستان و برادر میرحسین موسوی از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ حسن اسدی زیدآبادی در صفحه ایکس خود نوشت: اسفند۹۷ گفتگویی داشتم با میرمحمود موسوی دیپلمات سابق در مورد سیاستخارجی ج.ا؛ نقل میکرد که روز قبل از پذیرش #قطعنامه۵۹۸، در همایش وزارت خارجه برای سفرا جزوهای شامل ۲۱ دلیل برای ادامه جنگ توزیع کردند و هیچکس خبر از چرخش ۱۸۰درجهای که فردا اعلام شد نداشت…(منتشر شده در شماره اول مجله حق ملت) میرمحمود موسوی برادر میر حسین موسوی که سالها سفیر ایراندر پاکستان بوده در این مصاحبه چنین میگوید: میرمحمود موسوی: شاید اطلاع داشته باشید که پایان جنگ هم به شکل عجیبی در وزارت خارجه صورت گرفت. شاید ۱۵ یا ۲۰ نفر از سفرا را در سال ۶۷ به تهران خواسته بودند. سفرای رده یک بودند، من هم جزو آنها بودم. -این مربوط به قبل از پذیرش قطعنامه است؟ میرمحمود موسوی: بله، قبل از آن است. به عنوان حضور در سمینار دربستهای در تهران بودیم. جلسه روز اول برگزار شد. آن زمان، قائم مقام وزیر خارجه، آقای بشارتی بود. مطالبی در جلسه توزیع شد که ۲۱ دلیل وجود دارد که باید جنگ را ادامه دهیم فردا صبح که برای حضور در سمینار وارد شدم هنوز خبر قطعنامه اعلام نشده بود. یکی از دوستان گفت خبر داری که تصمیم گرفتند قطعنامه را بپذیرند؟ اصلاً باور کردنی نبود که چنین تغییری به این ترتیب اتفاق افتاده است. به جلسه رفتیم و این مطالب مطرح شد. عجیب و غریب بود. وزارت خارجه نمیتوانست این را توجیه کند چون روز گذشته آنقدر تند و تیز بودند. مجموعه ما را به هیئت دولت و به نخست وزیری بردند تا آنجا در این موضوع صحبت کنیم. کسی نمیتوانست این را بفهمد که چنین تغییر ۱۸۰ درجهای چگونه انجام شد. - یعنی برای شما به عنوان یک دیپلمات هم قابل پیشبینی نبود؟ میرمحمود موسوی: خیر، اصلاً قابل پیش بینی نبود. ممکن است در ذهن هر کسی گذشته باشد که کاش این جنگ تمام میشد اما در آن ایام مشخص قابل پیش بینی نبود. @tahkimmelat
♦️تحلیل حقوقی حمله به پل کرج به مثابه یک جنایت جنگی ✍️حسن اسدی زیدآبادی حمله به پل بیلقان در کرج (B1)، در حالی که این سازه هنوز به بهرهبرداری نرسیده بنا به استدلالهایی که در ادامه میآید بیگمان نقض جدی حقوق بین الملل بشردوستانه یا همان قواعد جهانی جنگ از سوی آمریکا، آن هم در برابر دیدگان افکار عمومی جهانی است. مطابق اصل بنیادین «تفکیک» در کنوانسیونهای ژنو و قاعده اول حقوق عرفی جنگ، فقط «اهداف نظامی» قابل حملهاند. یک پل غیرعملیاتی که کارکرد اصلی آن تسهیل ترافیک و بهبود زندگی میلیونها شهروند در محورهای تهران–کرج و کرج–قزوین بوده، در اصل یک «دارایی غیرنظامی» محسوب میشود. در مورد داراییهای غیرنظامی حکم حقوق جنگ این است که حمله به آنها ممنوع است، مگر آنکه استفاده نظامی مشخص و بالفعل از آنها اثبات شود. همچنان که مشاهده شخصی صاحب این قلم و گزارشهای متعدد وجود دارد این پل با هیچ تفسیری نمیتوانسته هدف مشروع نظامی باشد، به این دلیل ساده که هنوز از آن هیچ استفادهای نشده که کسی بخواهد قضاوت کند آیا این سازه واجد توصیف استفاده مؤثر نظامی بوده یا خیر و پر واضح است که تخریب آن مطلقا ضرورت میدانی جنگی نبوده و صرفا اهداف سیاسی تبلیغاتی داشته است، که این هم نقض دیگری از قواعد جنگ است. با این همه و با توجه به تهدیدهای ترامپ در مورد سایر پلها و داراییهای ذاتا غیرنظامی، لازم است گفته شود از نظر حقوق بینالملل بشردوستانه حتی در فرض ادعای کاربری نظامی از یک سازه غیرنظامی، دول متخاصم ملزم به رعایت قواعد مشخصی هستند. در این زمینه قواعد عرفی ۱۴، ۱۵ و ۱۶ که توسط کمیته بینالمللی صلیب سرخ تدوین شدهاند، تعهدات روشنی ایجاد میکنند. قاعده ۱۴ حقوق عرفی اصل «تناسب در حمله» را مقرر میدارد. مطابق این قاعده، حملهای که انتظار میرود خسارات جانبی آن از جمله تلفات غیرنظامیان یا آسیب به اموال غیرنظامی در مقایسه با مزیت نظامی «مستقیم و مشخص» مورد انتظار، «بیش از حد (excessive)» باشد، ممنوع است. بعلاوه بر اساس قاعده ۱۵ (احتیاطات در حمله)، طرفهای درگیر باید «تمام اقدامات ممکن» را برای جلوگیری یا حداقل کاهش تلفات غیرنظامیان و خسارت به اموال غیرنظامی اتخاذ کنند. همچنین انتخاب سلاح و شیوه حمله باید بهگونهای باشد که آسیب به غیرنظامیان به حداقل برسد. در همین چارچوب، قاعده ۱۶ (احراز هدف) تصریح میکند که پیش از هر حمله، باید با دقت و با استفاده از تمامی اطلاعات ممکن، نظامی بودن هدف تأیید شود. در صورت وجود تردید، هدف باید «غیرنظامی فرض شده» و از حمله خودداری شود. @hsnasadiz در مورد حمله به بزرگترین پل ایران در کرج، البته مورد دیگری از نقض حقوق بینالملل و ارتکاب جنایت جنگی هم مشاهده میشود. براساس گزارشها در این عملیات نظامی از حربه جنگی «حمله دوم» یا «دابلتپ» هم استفاده شده است. بر اساس تفسیرهای کمیته بینالمللی صلیب سرخ از قواعد عرفی، حمله مجدد به مکانی که امدادگران، مجروحان یا غیرنظامیان در آن حضور دارند، میتواند نقض صریح اصل حمایت از «افراد خارج از نبرد» و حتی مصداق حمله عامدانه به غیرنظامیان تلقی شود. همچنان که مواد ۱۲ و ۱۵ کنوانسیون اول ژنو (۱۹۴۹) نیز بر حمایت ویژه از مجروحان و نیروهای امدادی تأکید دارند. در این مورد همچنین باید به انتخاب موقع انجام عملیات یعنی روز سیزدهبدر هم اشاره شود، که یا عامدانه به قصد تلفاتگیری رخ داده و یا انتخاب غیرآگاهانه بوده که بازهم با توجه به نقض اصل احتیاط، همچنان که در بالا گفته شد، در هرحال صدق عنوان نقض جدی حقوق بینالملل بشردوستانه و وقوع جنایت جنگی بر این عملیات ثابت شده بنظر میرسد. @hsnasadiz
تردیدی نیست که آقای مجتبی خامنهای بیش از ۲۰ سال تجربه حکمرانی در این کشور دارد و امروز نیز همگان به این امر اذعان میکنند. اما مشکل اینجاست که بیان همین نکته که ایشان کاملا دستاندرکار امور بودهاند، تا چند روز پیش نشر اکاذیب تلقی شده و این واقعیت در بالاترین سطح تکذیب میشد.
♦️اگر از مردم عذرخواهی کرده بودید حالا زیر آوار و بمباران نبودید
کسی ملتی دیگر را سراغ دارد که اینطور بیپناه ۴۰-۵۰ روز زار بزند بر سر گور فرزندانش؟! هیچکس در هیچ تاریخی و در هیچ جغرافیایی جز ما این روزها اینجا در ایران زندگی میکنیم، نخواهد فهمید چه بر سرمان آمد. شاید حتی خودمان …
🔖برای من این راهپیمایی چیزی از شکوه راهپیمایی ۳میلیونی ۲۵خرداد کم ندارد، که عظمتی فراتر دارد. ۱۶ سال پیش یادتان است درکنج انفرادیها میگفتید شما خبر ندارید مردم در روستاها و شهرهای کوچک طرفدار ما هستند؟ حالا این بزرگی را تحویل بگیرید؛ اینها ملتند. مردمانی فهیم در فلات بلند ایران. ✍️ حسن اسدی زیدآبادی شبکه ایکس @kaleme
♦️دانیال ده سال آینده خود را در اوین میدید چون میخواست کار درست بکند… از دانیال میپرسن ۱۰سال دیگه خودتو کجا میبینی؟ میگه زندان اوین، اگر بخوام کار درستی بکنم انفرادی زندان اوین. جانفشان راه آزادی دانیال دیانی ، ۲۴ساله، تاریخ ۱۸ دی ماه در میدان آزادی کرمان جان فدای میهن شد.
без подписи
♦️تحلیل المانیتور: چهار سناریو برای ناآرامیهای ایران و راهبردهای احتمالی نظام المانیتور در گزارشی تحلیلی مینویسد که ایران با گستردهترین موج ناآرامیهای داخلی طی سالهای اخیر مواجه است. اعتراضات که ابتدا در اعتراض به سقوط ارزش پول ملی و افزایش سرسامآور هزینههای زندگی آغاز شد، به سرعت دامنه وسیعتری پیدا کرده و به بیش از ۷۰ شهر و شهرستان گسترش یافته است. همزمان گزارشها از کشته شدن دستکم هفت نفر، شامل کودکان و نوجوانان، و زخمی شدن دهها نفر دیگر توسط نیروهای امنیتی حکایت دارند. برخی منابع تعداد جانباختگان را تا ۱۰ نفر اعلام کردهاند. امنیتیها از گاز اشکآور، گلوله ساچمهای و حتی تیر مستقیم استفاده کردهاند و تلاشهای رسمی برای نسبت دادن کشتهشدگان به «اغتشاشگران» یا اعضای نیروهای امنیتی با مخالفت خانوادهها روبرو شده است. ناآرامیها در حالی رخ میدهد که تنشهای خارجی نیز بر فضای داخلی کشور سایه افکنده است. مواضع دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین آمریکا، در حمایت از معترضان و تهدید به مداخله، موجب هشدار مقامهای ایرانی شده و از سوی تهران به عنوان دستکاری خارجی در امور داخلی کشور محکوم شده است. وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و سخنگویان ارشد نظام ایران، ضمن هشدار نسبت به هرگونه دخالت خارجی، تأکید کردهاند که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با واکنش شدید و هدف قرار دادن منافع و نیروهای آمریکایی و متحدانش مواجه خواهد شد. رسانههای دولتی نیز اعتراضات را داخلی جلوه داده و آن را نتیجه نفوذ «دشمنان خارجی» معرفی میکنند، در حالی که از وحدت ملی ایرانیان سخن میگویند. چهار سناریوی پیش رو: ۱. اصلاحات ساختاری: یک مسیر ممکن، اجرای اصلاحات محدود و پاسخ به مطالبات معترضان از طریق تغییرات اقتصادی و سیاسی است. اصلاحطلبان داخلی خواهان بهرسمیتشناختن حق اعتراض، اجرای ماده ۲۷ قانون اساسی و گفتوگوی مستقیم با معترضان هستند. اما تجربه گذشته نشان میدهد که رژیم تمایل محدودی به تغییراتی دارد که چارچوبهای ایدئولوژیک و قدرت مرکزی را به چالش بکشد. حتی اقدامات محدود نیز اغلب تاکتیکی و قابل برگشت هستند، که میتواند اعتماد عمومی را بیشتر خدشهدار کند. ۲. ادامه اعتراضات با سرکوب کنترلشده: سناریوی کوتاهمدت شامل ناآرامیهای پراکنده و سرکوب محلی است، مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داده است، جایی که اعتراضات گسترده به سرنگونی حکومت منجر نشد. در این مدل، دولت سعی میکند اعتراضات را کنترل کرده و با استفاده از نیروهای امنیتی، محدودیتهای اینترنت و دستگیری هدفمند، دامنه بحران را کاهش دهد. با این حال، فشار اقتصادی، کمبود منابع و تورم شدید همچنان زمینهساز موجهای بعدی ناآرامیهاست. ۳. تغییر رژیم با مداخله خارجی: اظهارات ترامپ و نگرانیهای مقامهای ایرانی، احتمال دخالت نظامی خارجی را مطرح کرده است. هرگونه اقدام مستقیم آمریکا یا اسرائیل، حتی با توجیه حمایت از معترضان یا مقابله با برنامههای موشکی و هستهای ایران، میتواند به تغییر رژیم منجر شود. این سناریو، همزمان میتواند باعث بیثباتی منطقهای و تنشهای گسترده شود. اصلاحطلبان داخلی نسبت به چنین مسیری هشدار داده و آن را به فروپاشی دولت و طولانیشدن بحران سیاسی و اجتماعی پیوند میدهند. ۴. تجزیه یا گذار طولانیمدت: سناریوهای شدیدتر شامل جنگ داخلی، تجزیه کشور یا سرنگونی ناگهانی و گذار به دموکراسی است. وجود شکافهای عمیق میان گروههای مخالف، فقدان رهبری متحد و قدرت بالای نهادهای امنیتی، تحقق سریع این سناریوها را دشوار میسازد. هرچند برخی جریانها، مانند جریانهای سلطنتطلب، تلاش دارند نارضایتیها را به یک جریان سیاسی منسجم تبدیل کنند، اما تاکنون نتوانستهاند خواستههای خیابانی را به راهبرد سیاسی واحد و عملیاتی تبدیل کنند. المانیتور نتیجه میگیرد که ایران در وضعیتی بحرانی و پیچیده قرار دارد؛ فشار داخلی و تهدید خارجی همزمان، فضای تصمیمگیری در تهران را محدود کرده است. دولت با گزینههایی میان گفتوگو، تأخیر یا سرکوب مواجه است و تصمیمات چند روز آینده میتواند مسیر آینده ناآرامیها و ثبات کشور را تعیین کند. میزان انعطافپذیری رژیم، ظرفیت اعتراضات و احتمال دخالت خارجی، تعیینکننده شدت و گستره تحولات پیش رو خواهد بود. منبع: المانیتور، گزارش تحلیلی درباره ناآرامیهای ایران، ژانویه ۲۰۲۶.
بنظر میرسد این ایستادن یا نشستن مقابل نیروهای انتظامی به نماد اعتراضات جدید بدل شده است. همه چیز هم از حرکت همان پلیسی شروع شد که در خیابان جمهوری تهران مقابل همکارانش نشست. (عکس مربوط به اعتراضات همدان است)
♦️جبهه ملی ایران شاخه خراسان: زندهیاد علیکردی کنشگر سیاسی جمهوریخواه و ملیگرا بود بیانیه جبهه ملی ایران _ شاخه خراسان پیرامون حوادث اتفاق افتاده در مراسم هفتمین روز درگذشت جاویدنام دکتر خسرو علیکردی «به نام نامی ایران» به پیشگاه مردم شریف ایران؛ پیرو مرگ مشکوک جاویدنام دکتر خسرو علیکردی، سخنگو و هموند شورای جبهه ملی ایران _ شاخه خراسان، و حوادث اتفاق افتاده در مراسم هفتمین روز درگذشت آن زندهیاد و حمله نیروهای امنیتی _ انتظامی جمهوری اسلامی به مراسم و بازداشت خشونتآمیز دهها نفر از شهروندان عادی و فعالین مدنی _ سیاسی سرشناس مانند بانو نرگس محمدی و دکتر جواد علیکردی، دکتر حسن باقرینیا، خانم دکتر نورا حقی و… مواردی را به آگاهی شما میرسانیم: _ علیرغم اینکه جاویدنام دکتر خسرو علیکردی از هموندان شورا و اعضای بسیار مهم و تأثیرگذار جبهه ملی ایران _ شاخه خراسان بود و سابقه مواضع سیاسی ایشان به عنوان یک کنشگر سیاسی جمهوریخواه و ملیگرا کاملاً شفاف و روشن میباشد، متأسفانه از روزهای اول انتشار خبر دردناک درگذشت ایشان، جریان سایبری _ سلطنتطلب با تبلیغات گسترده تلاش نمودند که چهره ایشان را مخدوش نمایند، ولی خوشبختانه وجود مدارک و مستندات فراوان و هوشیاری شما مردم دموکراسیخواه این برنامه آنان را نقش بر آب نمود. _ از لحظات ابتدایی مراسم هفتم دکتر علیکردی در روز ۲۱ آذرماه، گروهی اندک ولی منسجم و سازمانیافته با برنامهریزی قبلی، با دادن شعارهای سلطنتطلبانه و توهین به خانواده و نزدیکان دکتر علیکردی، اقدام به متشنج کردن فضا و برهم زدن نظم مراسم نمودند. محو شدن این گروه قلیل همزمان با آغاز حمله نیروهای امنیتی _ انتظامی از صحنه، نشان از هماهنگی کامل آنان با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی دارد. حتی تعدادی از این گروه همسو و همراه با نیروهای امنیتی در حمله و ضرب و شتم حاضرین در مراسم نقش داشتند!! گواه این ادعا این است که با هیچیک از این افراد توسط مأمورین جمهوری اسلامی کوچکترین برخوردی صورت نگرفته و تمامی بازداشتشدگان و آسیبدیدگان مراسم هفتمین روز درگذشت دکتر علیکردی، چهرههای سرشناس حقوق بشری و فعالین جمهوریخواه یا از بستگان خانواده داغدار علیکردی میباشند! با توجه به مراتب یادشده و همچنین اخبار منتشر گردیده در فضای رسانهای کشور مبنی بر برخورد شدید با بازداشتشدگان، بهویژه ضرب و شتم بانو نرگس محمدی، دکتر جواد علیکردی، دکتر حسن باقرینیا و… و وارد شدن آسیبهای شدید جسمانی به آنان، جبهه ملی ایران _ شاخه خراسان مسئولیت حفظ جان و سلامتی تکتک بازداشتشدگان را با حکومت جمهوری اسلامی میداند و با تمام توان پیگیر آزادی همه این عزیزان تا آخرین نفر میباشد. در پایان از همه مردم ایران و آزادیخواهان سراسر جهان درخواست مینماییم خانواده جاویدنام خسرو علیکردی و بازداشتشدگان و آسیبدیدگان مراسم دیروز را فراموش نکنند. صدای آنان باشید، نام آنان را زنده نگه دارید! اجازه ندهید ظلم در سکوت امتداد یابد و برای آزادی تکتک این عزیزان تلاش نمایید. ما ایمان داریم که آینده از آن ملت ایران است، نه مستبدان!! حضور پررنگ و استوار شما مردم قدرشناس ایران در مراسمهای مختلف جاویدنام دکتر خسرو علیکردی نشانه آغاز فصلی نوست؛ فصلی که در آن ایمان از چنگال قدرت رهایی مییابد و کرامت انسان جایگزین ترس میگردد و خورشید آزادی بر ایران میتابد. پاینده ایران جبهه ملی ایران _ شاخه خراسان بیست و دوم آذرماه هزار و چهارصد و چهار @tahkimmelat 📱تحکیم ملت را در واتزاپ دنبال کنید.
⭕️درباره فواد حسن اسدی زیدآبادی فواد شمس را از همان سالهای ۸۲ و ۸۳ که سایتی داشت به نام «آشوب» ــ اگر اشتباه نکنم ــ میشناختم. او که از همان زمان با قلم و قدم عنصری فعال در رسانه و جامعه بود. سال ۹۰ وقتی در ۳۵۰ اوین بودیم، مدتی کوتاه برای اجرای حکم زندانش به زندان آمد، ماه رمضان بود، شوخ و شنگ بود و با آنکه اتاق ما تا دو برابر ظرفیتش پر شده بود، وقتی آمد ترجیحمان این بود که پیش خودمان باشد. یک ماه به یادماندنی بود، مخصوصا در وعدههای غذایی که سحر و افطار هم به سه وعده معمول اضافه میشد، و فواد همنشین سفره با همه بود؛ خلاصه که گذشت و خوشحال بودیم که زودتر از پایان محکومیتش با عفو عید فطر همان سال آزاد شد. او در این بیست سال، فراز و فرودهای بسیاری را تجربه کرد؛ از تندترین مواضع مارکسیستی تا محافظهکاریِ روزنهگشا و اعتدالگرایی محتاط. در هر سمتی که قرار میگرفت بهاصطلاح «تمام خودش را وسط میگذاشت» و کار را جدی میگرفت. در سالهای اخیر کمتر از او خبر داشتم، گویا سالهایی کارمند شهرداری کرج شده بود، و چه کسی باورش میشد که فواد با آن روح و فکر سرکش در بند کارمندی بیافتد… بندی که بندش نکرد به این دنیا و دنیا را برایش بند کرده بود. باور دارم که تصمیمش برای پایان دادن به زندگی، بیش از هر چیز ناشی از استیصال و بنبستی است که بر بخشی از جامعه و همنسلهای ما سایه انداخته است؛ درماندگی که محصول استراتژیهایِ آرمانکشی است که برای بسیاری آب و نان داشت، اما حتی نتوانست برای مشکل ساده فواد شمس در شهرداری کرج، روزنهای بگشاید. @hsnasadiz