مرکز آینده پژوهی جهان اسلام(CIWFS)
СтатистикаInstitute for Islamic World Futures Studies کانال اطلاع رسانی مرکز آینده پژوهی جهان اسلام لوکیشن مرکز آینده پژوهی جهان اسلام در گوگل مپ:👇👇👇👇 https://goo.gl/xEKnVj لینک کانال: https://t.me/iiwfs1 ادمین: https://t.me/CIWFSADMIN
- Последний пост
- 11 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 98
- 1/48двое суток
- 112
- 1/72трое суток
- 121
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مرکز آینده پژوهی جهان اسلام برگزار میکند: نشست مجازی: از مکیندر تا مکتب امنیتی ایرانی؛ چرا هرمز قلب ژئوپلیتیک قرن ۲۱ام است؟ سخنرانان: استاد ابراهیم صحافی، پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی دکتر نیروانا مهرآئین، متخصص حقوق بینالملل، پژوهشگر جنگ و مخاصمات زمان:…
دولت الزیدی و سیاست توازن در سیاست خارجی عراق سیدعلی نجات؛ کارشناس مسائل خاورمیانه یادداشت حاضر به تحلیل سیاست خارجی دولت علی الزیدی در عراق میپردازد و استدلال میکند که بغداد در پی گذار از جایگاه «میدان رقابت» قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای به موقعیت «بازیگر مدیریت کننده رقابت» است. نویسنده با واکاوی مفهوم «عراق اول»، الگوی «توازن فعال» و توالی معنادار سفرهای دیپلماتیک نخست وزیر به واشنگتن، تهران و آنکارا، نشان میدهد که سیاست خارجی دولت جدید نه مبتنی بر انتخاب میان محورهای رقیب، بلکه بر پایه چندهمسویی مدیریت شده، استقلال راهبردی و پیوند امنیت با ژئواکونومی طراحی شده است. در این چارچوب، پروژه جاده توسعه، انحصار سلاح در دست دولت، و تلاش برای تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی عراق به قدرت اقتصادی، محورهای اصلی این راهبرد نوظهور ارزیابی میشود. مطالعه متن کامل برای درک دقیقتر فرصتها و محدودیتهای این رویکرد توصیه میشود. https://B2n.ir/nf7980
توافق دفاع مشترک مکه ؛ پیمان یا پیام؟ توحید هاشمی، دانشجوی دکتری مطالعات خاورمیانه، دانشگاه تهران یادداشت به تحلیل توافق دفاع مشترک مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان میپردازد و این پرسش را بررسی میکند که آیا این چارچوب سه جانبه یک پیمان عملیاتی با ظرفیت بازدارندگی است یا پیامی سیاسی در نظم در حال گذار منطقه. نویسنده با تشریح محرکهای شکل گیری، نقاط قوت و ضعف ساختاری، ابهامات حقوقی و اجرایی، و نبود تعریف مشترک از تهدید، استدلال میکند که این توافق در شرایط کنونی بیش از آنکه یک اتحاد دفاعی کامل باشد، لایهای درون منطقهای بر ترتیبات امنیتی موجود و نشانهای از کاهش اتکای انحصاری به واشنگتن است. در ادامه، واکنش بهینه ایران، ملاحظات اسرائیل، موقعیت امارات و رویکرد قدرتهای فرامنطقهای نیز بررسی شده است. مطالعه متن کامل برای درک دقیقتر ظرفیتها و محدودیتهای این توافق توصیه میشود. https://B2n.ir/zm8277
مرکز آینده پژوهی جهان اسلام برگزار میکند: نشست مجازی: از مکیندر تا مکتب امنیتی ایرانی؛ چرا هرمز قلب ژئوپلیتیک قرن ۲۱ام است؟ سخنرانان: استاد ابراهیم صحافی، پژوهشگر تاریخ اندیشه سیاسی دکتر نیروانا مهرآئین، متخصص حقوق بینالملل، پژوهشگر جنگ و مخاصمات زمان: سهشنبه ۲۰ مرداد ساعت ۱۸ ورود به نشست از طریق پیوند زیر: meet.google.com/cfz-jcvd-nfm
پایداری توافق در منطقهای ناپایدار؛ بررسی نقش لبنان در آینده روابط ایران و آمریکا مهدی صفری؛ پژوهشگر مسائل غرب آسیا تفاهم شکننده ایران و آمریکا، نه در اتاقهای مذاکره یا تنگه هرمز که در میدان جنوب لبنان هم در حال آزمون است. آیا پایداری این توافق به آتش بسی گره خورده که هر روز نقض میشود؟ در این یادداشت، از تناقض واشنگتن در حمایت همزمان از ارتش لبنان و حملات اسرائیل، تا خطر یک محاسبه غلط میدانی که میتواند همه چیز را نابود کند، خواندنی است. ادامه مطلب را در پیوند زیر مطالعه کنید: https://B2n.ir/jb9375
بازخوانی الگوی کنش منطقهای ایران؛ فرصتها و مسیرهای نوین عباس کاردان؛ پژوهشگر مسائل بین الملل ایران همواره به عنوان یک قدرت تأثیرگذار در معادلات منطقهای شناخته شده است. امروز، با تحولات شگرف در نظم بینالملل و شکلگیری جهان چندقطبی، افقهای تازهای پیش روی سیاست خارجی ایران گشوده شده که میتواند مسیری نوین برای نقشآفرینی پایدار و هوشمندانه فراهم آورد. در این میان، همسایگان شرقی ایران – از آسیای مرکزی و قفقاز گرفته تا پاکستان و هندوستان – با پیشینهای غنی از پیوندهای تاریخی، زبانی و فرهنگی، بستری کمنظیر برای همکاریهای راهبردی و برد-برد محسوب میشوند. کریدورهای ترانزیتی، دیپلماسی انرژی، تعاملات علمی و فرهنگی و توسعه زیرساختهای مشترک، تنها بخشی از ظرفیتهای مغفولماندهای است که میتواند ایران را به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب، به جایگاهی بینظیر در اقتصاد و ژئوپلیتیک منطقه تبدیل کند. برای مطالعه ادامه یادداشت به آدرس زیر مراجعه کنید: https://B2n.ir/sr3510
ضرورت بازتعریف قدرت ملی ایران با گذر از بازدارندگی موشکی به بازدارندگی الگوریتمی سعید جمشیدی- پژوهشگر مسائل غربآسیا و شمالآفریقا جنگهای قرن بیستم بر انباشت قدرت آتش استوار بود، اما نبردهای امروز بر انباشت قدرت اطلاعات شکل میگیرند. در منطقهای که هر کنش نظامی با سیل عظیمی از دادههای بلادرنگ همراه است، برتری راهبردی نه با شمار موشکها، که با سرعت تبدیل داده به تصمیم عملیاتی سنجیده میشود. هوش مصنوعی، دیگر یک ابزار فنی نیست؛ به مؤلفهای ژئوپلیتیکی بدل شده که رقابت قدرتهای بزرگ را دیکته میکند. از کاربرد «گراک» در پشتیبانی اطلاعاتی عملیاتهای اخیر تا ایجاد شبکههای عصبی در ستادهای عملیاتی رقبا، همه نشان میدهد که «بازدارندگی الگوریتمی» جانشین بازدارندگی موشکی شده است. ایران اگرچه در موشک و پهپاد مزیتی انکارناپذیر دارد، اما تداوم این برتری مستلزم تکمیل آن با معماری دیجیتال یکپارچه، زنجیره فرماندهی هوشمند و زیستبومی ملی برای دفاع سایبری و شناختی است. برای مطالعه کامل این یادداشت تحلیلی، به لینک زیر مراجعه کنید B2n.ir/kg8474
ژئوپلتیک سوریه در جهان عرب؛از ستون محور مقاومت تا کانون ثقل نظم نوین منطقهای محمد عچرش؛ پژوهشگر مسائل جهان عرب سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، نهتنها معادلات داخلی سوریه را دگرگون ساخت، بلکه جایگاه این کشور را در جهان عرب و نظم منطقهای بهکلی متحول کرد. سوریه که طی دهههای گذشته بهعنوان «دروازه ورود ایران به جهان عرب» و ستون فقرات «محور مقاومت» ایفای نقش میکرد، پس از سقوط اسد، بهسرعت مسیر خود را بهسوی جهان عرب تغییر داد و فرآیندی پرشتاب برای بازگشت به اتحادیه عرب و احیای جایگاه تاریخی خود در میان کشورهای عربی آغاز کرد. سوریه در قلب شام واقع شده و حلقه اتصال میان سه جهان عرب – شام، خلیجفارس و مصر – بهشمار میرود. این کشور از غرب به دریای مدیترانه، از شرق به عراق (دروازه ورود به خلیجفارس)، از جنوب به اردن (دروازه ورود به شبهجزیره عربستان) و از شمال به ترکیه محدود میشود. در ادامه به آینده جایگاه سوریه در جهان عرب خواهیم پرداخت: https://B2n.ir/jy7405
منتشر شد دوئل نفوذ عربستان سعودی و امارات متحده عربی در آفریقا مرکز آینده پژوهی جهان اسلام با همکاری مرکز مطالعات آفریفا دانشگاه تربیت مدرس، جدیدترین اثر پژوهشی خود را منتشر کرد. این کتاب به قلم خانم دکتر نجمیه پوراسمعیلی، عضو هیئت علمی مرکز مطالعات آفریقا دانشگاه تربیت مدرس در قالب یک طرح پژوهشی یک ساله به ثمر نشست. هدف این کتاب، بررسی تطبیقی سیاست خارجی عربستان و امارات در آفریقا و به صورت مشخص، در سه کشور اتیوپی، سومالی و سودان است. با مطالعه تطبیقی سیاست خارجی این دو کشور میتوان، به درک عمیقتری از انگیزهها، استراتژیها و تأثیرات سیاستهای خارجی عربستان و امارات در سه کشور آفریقایی دست یافت. همچنین هدف تولید ادبیات در این حوزه است که کمتر مورد توجه قرار گرفته است. این دانش برای سیاستگذاران، تجار و پژوهشگران علاقهمند به مطالعه منطقه غرب آسیا و مناطق مختلف آفریقا بسیار مهم است. این کتاب با محوریت شاخصههایی واحد، به تبیین اهداف و اقدامات عربستان و امارات در حوزههای سیاسی، امنیتی- نظامی، اقتصادی و فرهنگی میپردازد تا شناخت تطبیقی از اقدامات، منافع و اهداف آنها در کشورهای مورد مطالعه حاصل شود
فرجام سخن جمعبندی مباحث نشان میدهد که هر دو شاخه لندن و استانبول و نیز فعالان جریان التغییر کوشیدهاند در قبال جنگ جاری موضعی میانه بگیرند؛ هم از ایران در برابر جنگافروزی آمریکا و اسرائیل حمایت کنند و هم مراقب حساسیتها و نگرانیهای کشورهای عربی، و در کل امت عربی، باشند. بنابراین ضمن محکومیت صریح اسرائیل، در بیان مواضع نوعی احتیاط براساس رعایت موازنه میان ایران و کشورهای عربی منطقه و ترکیه مشاهده میشود تا حمایت احتمالی هیچ طرفی را از دست ندهند و از سوی هیچیک متهم به حمایت از طرف دیگر نشوند. البته در این مدت دفتر لندن به شکل آشکار به بیان دیدگاه خود پرداخته است و دفتر استانبول و جریان التغییر بهصورت غیرآشکار و مبهمتر. جالب آنکه برخی از فعالان سیاسی و رسانههای عربی موضعگیریهای محتاطانه رهبران اخوان را هم برنتافتند و آن را به باد انتقاد گرفتند. برای مثال انور قرقاش، وزیر مشاور در امور خارجه امارات متحده عربی، اخوانالمسلمین را به اولویت دادن به ملاحظات ایدئولوژیک بر امنیت خلیج فارس و توسل به سکوت یا توجیه در مقاطع حساس متهم کرد. همچنین در یادداشتی از ملکون (19 فروردین / 8 آوریل) گفته شد که اخوانیها تحت عنوان فریبنده وحدت اسلامی سعی دارند این درگیری را از ماهیت ایرانی-آمریکایی-اسرائیلی خود به مبارزهای میان جهان عرب و اسلام و اسرائیل و آمریکا تبدیل کنند. در همین راستا، در گزارشی در پایگاه اینترنتی حفریات (12 اسفند / 3 مارس) ادعا شده است که رابطه بین ایران و اخوانالمسلمین فراتر از ملاحظات فرقهای و مبتنی بر عملگرایی سیاسی و ایدئولوژیک است که موجب همکاری طرفین شده است. گزارشی دیگر (4 فروردین / 24 مارس) ضمن تکرار این نکته که «در صورت همسویی منافع، اختلافات مذهبی مانع از همگرایی سیاسی نمیشود» مدعی شده است پس از تغییر حکومت در مصر در سال 2013 حدود 10 هزار مصری اخوانی در ایران پناهنده شدهاند! حتی گاه ادعا شده است که ایران و اخوان در زمینه نقل و انتقال کلان و مشکوک مالی در منطقه همکاری دارند! در برابر این حملات، یکی از رسانههای همسو با اخوان طی گزارشی (21 اسفند / 12 مارس) چنین کارزاری را «غیرمعصومانه» و «تلاشی برای باجگیری سیاسی از این گروه» توصیف کرد که ناشی از تجربیات تلخ برخی از آنهاست، ولی اغلب از این فرصت برای عرضه گفتمانی نژادپرستی و تحریک مستقیم سوءاستفاده کردهاند و از مرز انتقاد سیاسی سازنده به تحریف عمدی رسیدهاند. در این گزارش، امارات متحده عربی متهم شده است که نقشی محوری در هدایت این کارزار رسانهای دارد، چنانکه تلاشهای اخیر آن متمرکز بر مهار فعالیتهای اخوان در سودان و یمن بوده است. چنانچه موضعگیریهای یادشده، بهخصوص نقدها و پاسخها، باردیگر مرور شود، متوجه خواهیم شد هرچند اخوانالمسلمین به دلایل مختلف و در طول زمان ضعیف شده است و توانایی اثرگذاری چندانی بر روندهای موجود را ندارد، رویکرد و مواضع آن در قبال تحولات و رویدادهای مختلف همچنان به لحاظ علمی شایسته توجه و بررسی است، بهخصوص آنکه نمیتوان انکار کرد اخوانیها همچنان در اندیشه بازیابی جایگاه برجسته پیشین خود در جهان اهل سنت هستند.
بخش سوم:دفتر استانبول در پی بهبود روابط مصر و ترکیه، فشار بر اخوانیهای مقیم ترکیه بهتدریج افزایش یافته و موجب شده است دفتر استانبول در موضعگیری و بیان دیدگاه و تحلیل خود نسبت به مسائل منطقه محتاطانهتر برخورد کند، ضمن آنکه هر دو دفتر لندن و استانبول در یکسال گذشته تلاش کردهاند اختلافات خود را کمتر علنی کنند. در همین چارچوب، پایگاه اینترنتی این دفتر در این مدت بیشتر در بعد اطلاعرسانی و انعکاس خبری مواضع دیگر شاخههای اخوان فعال بوده و اغلب بیانات و تحلیلها نیز درباره تحولات فلسطین یا رویدادهای دینی و مذهبی بوده است. به هر صورت پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، محمود حسین، رئیس دفتر استانبول، بیانیهای صادر و هم این تهاجم و هم «حمله به زیرساختهای غیرنظامی» را محکوم کرد. در مراسم افطار دفتر استانبول در 13 اسفند / 4 مارس و همچنین در مراسم افطار بخش رسانهای اخوان در منطقه صفاکوی ترکیه (24 اسفند / 15 مارس) سخنرانان این مواضع را باردیگر تکرار کردند. این نوع ابراز موضع هم با رویکرد دفتر لندن و هم با سیاست ترکیه انطباق داشت. در عین حال، دفتر استانبول ضمن پرهیز از ورود جدیتر و شفاف به موضوع، کوشید به انعکاس دیدگاه و تحلیل سایر بخشها و شاخههای اخوانی بپردازد، چنان که هم موضعگیری اخوانالمسلمین سوریه علیه ایران را در 13 اسفند / 4 مارس و هم بیانیه صلاح عبدالحق را در 25 اسفند / 16 مارس منتشر کرد. دیگر شاخههای اخوان چنانکه میدانیم در سال 2022 جناح جدیدی در میان فعالان اخوانی مقیم استانبول شکل گرفت که به جریان تغییر (التیار التغییر) موسوم بود و با نام جبهه کمالیون - هواداران محمد کمال - هم نام برده میشود. بهرغم اشتراکات اولیه سیاسی با دفتر استانبول، این جریان در دوسال گذشته تا حدودی به دفتر لندن نزدیک شده است. این جناح اگرچه کمتعداد است، اعضایش در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی حضور بیشتری دارند و بهصورت منظم در قبال مسائل مختلف منطقهای و جهانی اعلام موضع میکنند. در هر صورت، مواضع کنشگران این گرایش تفاوت چندانی با رویکرد دو دفتر لندن و استانبول ندارد. برای نمونه، همزمان با تحلیلهای حمزه زوبع که در یوتیوب منتشر میشود، در متنی که با عنوان «بیانیه علمای امت درباره وقایع جنگ جاری در منطقه خلیج فارس» در 11 اسفند / 2 مارس منتشر شد، امضای جمال عبدالستار هم بهچشم میخورد. در این بیانیه از سویی جنگ فعلی «جنگی صلیبی و صهیونیستی» علیه ایران خوانده شده بود که «آشکارترین نمونه تجاوز و استبدادی است که سیاست آنها را نسبت به اسلام و مسلمانان مشخص میکند» و «کمترین کاری که میتوان در این شرایط انجام داد، محکومیت این تجاوز و رد این جنایت است». از سوی دیگر، نویسندگان بیانیه، «هرگونه هدف قرار دادن کشورهای عربی خلیج فارس توسط ایران را» محکوم کرده و آرزو کرده بودند «ایران حملات خود را در اعماق سرزمینهای اشغالی متمرکز میکرد». در ادامه نیز گفته شده بود: «هرگونه حمایت یا کمک به این جنگ ناعادلانه، به هر شکل یا در هر سطحی، به منزله مشارکت در آن و دستیابی به اهداف جنایتکارانه آن علیه اسلام و مردم آن است». نکته دیگر، مواضع میان احزاب و شاخههای مختلف اخوانی در کشورهای عربی است. در خلال جنگ 40 روزه، احزاب و گروههای همسو با اخوان در تونس، لیبی، موریتانی و مراکش موضعی کمابیش مشابه دفاتر لندن و استانبول گرفتند. در این میان، موضعگیری اخوانیهای سودان، یمن و سوریه جالب توجه است. رویکرد اخوانیهای سودان و یمن آشکارا حاکی از پشتیبانی از ایران و محور مقاومت بود و حتی اسامه سعید، از رهبران این جریان در سودان، بیان داشت که «این محور سرنوشت مشترکی دارد». در مقابل، شاخه سوری راه دیگری در پیش گرفت و مانند هر حادثه دیگری در منطقه به ایران حمله کرد. توضیح آنکه اخوانالمسلمین سوریه با عنایت به حمایت ایران از نظام سیاسی پیشین سوریه و تحولات سالهای گذشته، جنگ اخیر را «نزاع میان دو اشغالگر» دانسته و ضمن انتقاد از اسرائیل، حملات ایران به کشورهای همسایه را هم شدیدا محکوم کرده است. شاخه اردنی جماعت نیز در برابر این تحول مهم منطقهای سکوت کامل در پیش گرفت که بیتردید به شرایط خاص آن در دوسال گذشته و فشار بیسابقه حکومت اردن برمیگردد
بخش دوم: اخوان درضمن سیاست صبر و خویشتنداری رهبران برخی کشورهای عربی، بهخصوص عربستان، قطر و کویت، را ستود که نمایانگر «خرد سیاسی و اولویت دادن عقلانیت» است؛ یعنی «دقیقاً همان چیزی که در مواجهه با یک وضعیت بسیار پیچیده مورد نیاز است». در ادامه، تجاوز به ایران و تواناییهای آن در چارچوب ترسیم مجدد نقشه منطقه با هدف برتری اسرائیل و تحقق «توهم اسرائیل بزرگ» توصیف شده بود که لازم است ملتها و رهبران منطقه ابعاد و شدت چنین خطری را درک کنند. بیانیه سوم اخوان در 25 اسفند / 16 مارس و با امضای صلاح عبدالحق صادر شد. در این بیانیه مجددا گفته شد که این جنگ در راستای طرح اسرائیل بزرگ و و کنترل منابع سیاسی و اقتصادی منطقه است و ایران به دلیل آنکه مورد تجاوز قرار گرفته، از نظر شرعی و قانونی حق دفاع از خود را دارد و شایسته حمایت است. بلافاصله با واژگانی روشن و صریح بر لزوم جلوگیری از گسترش جنگ و ضرورت حفظ امنیت کشورهای منطقه، بهخصوص کشورهای حوزه خلیج فارس، اردن، سوریه، عراق و ترکیه، تأکید شده بود و اینکه حمله به این کشورها بنا به هر توجیه و دلیلی مردود است، بهویژه آنکه این کشورها آشکارا جنگ را رد کردهاند و «تلاشهای قابل تقدیری برای جلوگیری از وقوع یا کشیده شدن به ورطه آن انجام دادهاند». در پایان بازهم از دولتها، نیروهای صلحطلب، و نهادهای منطقهای و بینالمللی درخواست شده بود که با درک آثار و پیامدهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی این جنگ ویرانگر برای توقف آن تلاش کنند. نکات مهم بیانیههای سهگانه یادشده را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد: اول. حمله به ایران «تجاوز» محسوب میشود و فاقد توجیه حقوقی و اخلاقی است، لذا ایران حق دارد که از خود دفاع کند؛ دوم. اسرائیل تهدید بزرگ و اصلی منطقه بوده و هست و این جنگ در راستای منافع آن است؛ سوم. حملات ایران موجب نقض حاکمیت کشورهای خلیج فارس و گسترش دامنه جنگ شده است و ایران بایستی با رعایت امنیت کشورهای خلیج فارس، بهعنوان بخشی از امت عربی، از گسترش جنگ جلوگیری کند؛ چهارم. دولتها، رهبران و نهادهای منطقهای و بینالمللی بایستی برای توقف جنگ تلاش کنند.
بخش اول: در واقع ترکیبی از مشکلات داخلی، مثلا اختلاف میان نسلهای قدیم و جدید اخوانی؛ و بیرونی، بهویژه سیاستهای سختگیرانه مصر و اغلب کشورهای عربی، موجب شده است اخوان از روزهای اوج فاصله بگیرد و به دو شاخه اصلی - در لندن و استانبول - تقسیم شود. از سوی دیگر، کنارزدن اخوانیهای مصر از قدرت سبب شد فشار بر اعضا و هواداران آن در دیگر کشورها نیز افزایش یابد تا جایی که بعضی کشورها، مانند امارات متحده عربی و بحرین، آن را گروهی تروریستی معرفی کردند. البته میزبانی دو کشور مهم ترکیه و قطر طی سالهای اخیر از فعالان اخوانی تا حدودی موجب کاهش تأثیر این فشارها شده است، اما همزمان میهمانان را وادار کرده است منافع و حساسیتهای میزبانان خود را هم در نظر بگیرند؛ امری که بر کیفیت موضعگیریهای رهبران این گروه، چه در لندن و چه در استانبول، سایه انداخته است. اخوان در سالهای اخیر و با توجه به سابقه خود کوشیده است فعالانه در قبال مسائل مختلف منطقه، به خصوص مسائل فلسطین، واکنش نشان دهد و از این طریق تا حدودی به بازسازی وجهه و ساختار خود نیز بپردازد، البته میدانیم این موضعگیریها به دلیل ضعف کلی جریان اخوان در سالهای گذشته اثر عینی و عملی خاصی نداشته است. بماند که براساس استقلال نسبی شاخههای اخوانی، برخی از آنها مواضعی متفاوت در قبال رویدادهای گذشته و حال داشتهاند. با چنین مقدماتی، میتوان مواضع جماعت اخوان را درباره جنگ اخیر و مهم منطقه که حدود 40 روز به طول انجامید، مرور کرد؛ جنگی که از 9 اسفند 1404 (28 فوریه 2026) آغاز شد و در 19 فروردین 1405 (8 آوریل 2026) به آتشبسی شکننده ختم شد. اهمیت این رویداد و پیامدهای آن چنان بود که اخوانیها اصولا نمیتوانستند نسبت بدان بیتفاوت بمانند. جنگی که در یکسوی آن، ایران و برخی گروههای همسو تحت عنوان جبهه مقاومت قرار داشت؛ و در سوی دیگر آمریکا و اسرائیل که از پشتیبانی یا دستکم سکوت رضایتمندانه بعضی کشورهای عربی برخوردار بودند. روشن است که ایران همواره رویکرد حمایتآمیز از مسئله فلسطین - که اخوان همیشه از آن بهعنوان مهمترین پرونده منطقه یاد میکند - و گروه حماس، بهعنوان شاخهای از اخوان، داشته است؛ ولی در طرف دیگر مثلا قطر قرار دارد که آن هم رویکرد حمایتی از اخوان داشته و سالهاست که میزبان بخشی از فعالان فلسطینی و اخوانی است. همین امر چنانکه خواهیم دید رویکرد اخوانیها را تحت تأثیر قرار داده است. دفتر لندن: بهعنوان نکتهای مقدماتی بایستی یادآوری کرد یکی از مهمترین و صریحترین مواضع در میان گرایشها و شاخههای گوناگون اخوان در قبال جنگ 12 روزه در همان روز نخست (23 خرداد 1404 / 13 ژوئن 2025) از سوی دفتر لندن اتخاذ شد. در بیانیه سخنگوی شاخه لندن، این تهاجم محکوم شده بود و از نهادهای بینالمللی و کشورهای عربی و اسلامی درخواست شده بود موضعی واحد و روشنی در برابر نقض حاکمیت یک کشور اسلامی و توقف توسعهطلبیهای اسرائیل بگیرند. چندروز بعد (28 خرداد) صلاح عبدالحق، رئیس دفتر لندن، طی نامهای به آیتالله خامنهای، رهبر انقلاب، تهاجم اسرائیل به ایران را محکوم کرد و آن را در چارچوب طرح راهبردی تضعیف مراکز مستقل منطقهای و تفوق اسرائیل با حمایت آمریکا و برخی دولتهای غربی دانست. نکته جالب این نامه جملهای بود که آن زمان در محافل عربی بازتاب زیادی داشت: «ما در معنای دینی، روحی، تمدنی و ژئوپلیتیکی، یک امت واحد هستیم. دشمن ما یکی است و آن، رژیم صهیونیستی است». از زمان آغاز درگیریهای اخیر در 9 اسفند 1404 تاکنون سه بیانیه درباره جنگ از طرف دفتر لندن صادر کرده است. نخستین بیانیه در همان روز اول جنگ (9 اسفند / 28 فوریه) با امضای صلاح عبدالحق صادر شد که صریحا حمله به ایران محکوم شده بود. در بیانیه، وقوع این جنگ و تهاجم به شهرهای مختلف ایران در راستای اهداف اسرائیل و تحقق جاهطلبیهای آن برشمرده شده، اما بلافاصله هدفگیری پایتختهای عربی، نه بهعنوان بخشی از نبرد، بلکه «انحراف از مسیر درست» توصیف شده بود که خطر گسترش جنگ را در پی دارد. لذا توصیه شده بود که رهبران کشورهای عربی و اسلامی با درک چالشهای پیش رو همکاری و هماهنگیهای خود را برای مقابله با طرحهای توسعهطلبانه اسرائیل تقویت کنند. در نهایت نیز ضمن تأکید بر حفظ امنیت و منافع کشورهای منطقه از تمامی طرفهای درگیر و نیز رهبران منطقه درخواست شده بود که برای توقف فوری جنگ اقدام کنند. بیانیه دیگر، اینبار با امضای اخوانالمسلمین مصر، در 17 اسفند / 8 مارس صادر شد که باردیگر هم حمله به ایران محکوم شده بود و هم نسبت به حملات ایران، با واژگان «بمباران کور کشورهای خلیج فارس» هشدار داده شد. اخوان در این بیانیه بر موضع خود مبنی بر رد تجاوز به ملتها و کشورها، صرف نظر از منبع آن، تأکید کرد و درخواست توقف تمامی اشکال تجاوز علیه کشورهای خلیج فارس را مطرح نمود.
اخوانالمسلمین و رویکرد محتاطانه در قبال جنگ 40 روزه سیدعبدالامیر نبوی عضو هیئت علمی دانشگاه تهران اخوانالمسلمین که قدیمیترین گروه اسلامگرای خاورمیانه بهشمار میآید و تا مدتها یکی از رقبای مهم حکومتها در منطقه محسوب میشد، از تحولات 2013 در مصر بدینسو به بازیگری حاشیهای و کماثر تبدیل شده است. اغلب محققان به درستی بر ناکامی اخوانیها در حکومتداری و تنظیم رابطه با دیگر بازیگران مهم صحنه سیاسی مصر در فاصله 2012 تا 2013 تأکید میکنند، اما واقعیت آن است که بحران از مدتها پیش در بدنه جماعت آغاز شده بود.
محورها و قطببندی نوین منطقهای: بازآرایی استراتژیک و تغییر موازنه قدرت سیدعلی نجات؛ کارشناس مسائل خاورمیانه تحولات اخیر در غرب آسیا و جنوب آسیا نشاندهنده شکلگیری دو محور رقابتی جدید است که میتوانند چارچوب موازنه قدرت در منطقه را به طور قابل توجهی بازتعریف کنند. این ائتلافها و محورها نه تنها رقابت کلاسیک میان کشورها را بازتاب میدهند، بلکه تلاش میکنند وزن راهبردی خود را در عرصههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی افزایش دهند. محور اول شامل عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه است و محور دوم امارات متحده عربی، هند و اسرائیل را در بر میگیرد. نشانههای شکلگیری این محورها در سال گذشته آشکار شدهاند؛ از جمله امضای قرارداد دفاعی میان عربستان سعودی و پاکستان، سفر رجب طیب اردوغان به عربستان، رقابت استراتژیک میان عربستان سعودی و امارات متحده عربی، سفر محمد بن زاید به دهلی نو و امضای توافق دفاعی با هند. این تحرکات نشان میدهد که بازیگران منطقهای در حال بازآرایی ائتلافها و محورها و ایجاد شبکههای جدید همکاری و رقابت هستند، که اثرات آن فراتر از خاورمیانه و جنوب آسیا خواهد بود. https://B2n.ir/ps1052
سنت و مدرنیته: خاورمیانه و درسهای آن حمید جابری دانش آموخته دانشگاه تهران بنیادگرایی در جهان اسلام به طور کل و خاورمیانه به طور اخص به ویژه در چند دهه اخیر گسترش و نفوذ بسیاری داشته است. از دیگر سو یکی از محرکهای گرایش به بنیادگرایی در گروههایی مانند داعش، القاعده و حتی در قرائتهای حاکمیتی نظیر طالبان، طرح پاسخی در مواجهه با پدیده مدرنیته و الزامات آن بوده است. بنابراین هم در سطح فروملی و غیردولتی و هم در سطح دولتی و ملی هنوز تضاد میان سنت و مدرنیته یکی از چالشهای مهم و بحث برانگیز در میان دولتها و جوامع خاورمیانه است. در واقع در خاورمیانه به تعبیر کاستلز این هویت مقاومت در برابر مدرنیته است که گویای وضعیت فعلی است. در چنین شرایطی لزوم آسیب شناسی وضعیت موجود و نهایتاً نگاهی به آینده بسیار احساس میشود. https://B2n.ir/kt8255
هژمونی زخمی: آمریکا و بحران نظم در خاورمیانه نیروانا مهرآیین پژوهشگر جنگ و مخاصمات آیا خاورمیانه وارد دوران پساآمریکایی شده است؟ این پرسش در نگاه نخست ساده به نظر میرسد، اما در واقع به یکی از پیچیدهترین مسائل نظری در تحلیل نظم جهانی و منطقهای اشاره دارد. مفهوم «پساآمریکایی» نه به معنای حذف کامل آمریکا از معادلات قدرت، بلکه به معنای تضعیف موقعیت هژمونیک آن و ظهور شرایطی است که در آن ایالات متحده دیگر قادر نیست بهتنهایی قواعد بازی را تعیین کند. خاورمیانه، بهعنوان یکی از مهمترین عرصههای رقابت قدرتهای جهانی، نمونهای برجسته از این تحول است. برای فهم این مسئله، باید از سطح رویدادها فراتر رفت و به منطق ساختاری قدرت، مشروعیت و نظم سیاسی در منطقه پرداخت. https://B2n.ir/ng6307
۹ سناریوی محتمل در مورد مواجهه احتمالی ایران و آمریکا / حمزه صفوی تحلیل میکند حمزه صفوی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در یادداشتی برای «انتخاب» نوشت: در شرایطی که فضای روابط بینالملل شاهد تحولات سریع و پیچیدهای است، روابط ایران و آمریکا به عنوان یکی از کانونهای بحرانزای جهانی، همواره در مرکز توجه تحلیلگران سیاسی و امنیتی قرار داشته است. تنشهای اخیر میان دو کشور، به ویژه در پی تحولات داخلی ایران و مواضع تهاجمی ایالات متحده، این پرسش را به وجود آورده است که آینده این مناسبات چگونه خواهد بود و آیا احتمال بروز درگیری مستقیم یا غیرمستقیم افزایش یافته است؟ مشاهده کامل متن از طریق لینک زیر https://www.entekhab.ir/003nyq
برساخت منطقهای خاورمیانه و جایگاه ایران عباس کاردان پژوهشگر مسائل خاورمیانه دهها اندیشکده، کرسی دانشگاهی، جایزه علمی و میز تخصصی با پسوند یا پیشوند «خاورمیانه» در کشورمان وجود دارند که روی این منطقه تمرکز مطالعاتی داشته و به بررسی جنبههای مختلف آن میپردازند، اما کمتر کسی پیدا میشود ماهیت این حوزه و نسبت آن با منافع ملی ایران را مورد پرسش قرار دهد. گویی همگان خود را محکوم به جبری میدانند که تا ابد باید ادامه داشته باشد. توجه به این مسئله بهویژه زمانی اهمیت پیدا میکند که گروهی حتی به توجیه منافع ملی ایران با درگیر شدن در چالشهای خاورمیانه نیز میپردازند! خاورمیانهای که امروز یک قرن از ساخت آن میگذرد را میتوان از سه بُعد متمایز اما مرتبط بررسی کرد: بُعد جغرافیایی؛ بُعد ژئوپولتیکی؛ و بُعد برساختیِ منطقهای. این تمایز کمک میکند تا روشن شود که «خاورمیانه» بیش از آنکه یک واقعیت طبیعی باشد، حاصل فرایندهای تاریخی، گفتمانی و راهبردی قدرتهای بزرگ است. https://B2n.ir/xf1660
کتاب رقابت دریایـی در خلیج فارس: نبرد بنادر فاو و مبارک منتشر شد در دهههای اخیر، کشورهای منطقه خلیجفارس برای دستیابی به جایگاهی برتر در تجارت جهانی، به توسعه زیرساختهای بندری و کریدورهای تجاری روی آوردهاند. عراق، با بندر فاو، قصد دارد جایگاهی کلیدی در مسیرهای تجاری آسیا به اروپا کسب کند. در مقابل، کویت با پروژه بندر مبارک، به دنبال تثبیت خود بهعنوان هاب تجاری منطقه است. این دو بندر، به دلیل موقعیت جغرافیایی نزدیک به یکدیگر و اشتراک در مسیرهای دریایی، ب نظر میرسد ناگزیر در رقابت قرار گرفتهاند. این کتاب تلاش دارد تا ضمن بررسی پیشینهی این رقابت، به تحلیل عواملی که بر توسعه اقتصادی این دو بندر تأثیر گذاشتهاند، بپردازد. در فصلهای پیش رو، ابتدا جایگاه جغرافیایی و اقتصادی بنادر فاو و مبارک بررسی خواهد شد. سپس تأثیر کریدورهای تجاری و مسیرهای حملونقل منطقهای و بینالمللی بر توسعه این بنادر تحلیل میشود. در نهایت، با نگاهی به چالشها و فرصتهای پیش روی عراق و کویت، امکان همکاری یا ادامهی رقابت میان این دو کشور بررسی خواهد شد. https://B2n.ir/zp6370